خانه بلاگ

چشم انداز تیره وضعیت صنعت

0
بازتاب گزارش شاخص مدیران خرید مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی

آخرین گزارش شاخص مدیران‌ خرید بخش صنعت مرکز پژوهش‌های اتاق بازرگانی ایران، شرایطی را نشان می دهد که حتی نسبت به دوران بحران‌هایی همچون کرونا و جنگ ۱۲روزه بی‌سابقه است.در این گزارش تولیدکنندگان چشم‌انداز فعالیت خود را تیره‌ ارزیابی می‌کنند و این بدبینی به توقف تولید، اختلال در خرید مواد اولیه، برنامه‌ریزی فروش و جذب نیروی کار منجر شده است. کارشناسان معتقدند این فضای غیرقابل پیش‌بینی، بحران تولید در کشور را تعمیق کرده و صنعت را وارد یک دوره کمای طولانی خواهد کرد.
وقتی هزینه‌ها با شتاب بالا می‌رود و چشم‌انداز فروش مبهم است، نخستین واکنش طبیعی بنگاه، عقب‌نشینی است. در چنین شرایطی کاهش تیراژ تولید، تعویق سفارش مواد اولیه، کنار گذاشتن طرح‌های توسعه و حتی در مواردی بازنگری در تداوم فعالیت در شکل فعلی مورد بررسی مدیران صنعتی قرار می‌گیرد. زیرا سرمایه‌گذاری نه ‌تنها توجیه اقتصادی خود را از دست می‌دهد، بلکه به ریسکی مضاعف بدل می‌شود. از این رو مساله صرفا افت یک شاخص نیست؛ بلکه زنگ خطری درباره فرسایش سرمایه‌گذاری صنعتی در میان‌مدت است.
اگر بنگاه‌ها نسبت به آینده اطمینان نداشته باشند، نه تنها توسعه ظرفیت رخ نخواهد داد، حتی حفظ آن نیز دشوار می‌شود. پیامد این وضعیت، کاهش بهره‌وری، از دست رفتن سهم بازار و تعمیق رکود صنعتی خواهد بود. همچنین تداوم بی‌ثباتی در سیاست‌های ارزی، تجاری و تامین مالی، به تقویت همین انتظارات منفی دامن می‌زند. اما جالب اینجاست که سیاستگذاران واکنشی نسبت به این نشانه‌ها نداشته‌اند. درحالی‌که صنعت بیش از هر چیز به پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد نه وعده‌های کوتاه‌مدت. به نظر می‌رسد اگر این هشدار جدی گرفته نشود، عدد شاخص انتظارات تولید شاید نقطه آغاز روند فرسایشی تازه‌ای باشد.
شامخ به‌ عنوان یک شاخص پیش‌نگر، بر اساس نظرسنجی از بیش از ۴۰۰ بنگاه در سراسر کشور تهیه می‌شود و از این جهت، تصویری میدانی و مبتنی بر ادراک فعالان اقتصادی ارائه می‌دهد. عدد شامخ کل اقتصاد در دی‌ماه به ۴۳.۴ و رسید؛ به این معنا است که برای بیست‌ و دومین ماه متوالی، اقتصاد در محدوده زیر ۵۰ و در ناحیه رکودی قرار دارد. این سطح، پایین‌ترین میزان از خردادماه سال جاری تاکنون محسوب می‌شود.
بررسی مولفه‌های اصلی شاخص نشان می‌دهد که رکود فعلی نه تنها محدود به یک زیرشاخه صنعتی خاص نیست، بلکه گستره‌ای فراگیر در بخش‌های مختلف را در بر گرفته است. تمام مولفه‌های اصلی مورد بررسی در دی‌ماه در زیر محدوده خنثی قرار گرفته‌اند. در این بین، میزان سفارشات جدید مشتریان نامطلوب‌ترین وضعیت را دارد که حاکی از کاهش محسوس تقاضای واقعی در بازار داخلی و محدودیت‌های جدی صادراتی است. این شاخص، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین محرک‌های تولید، نشان می‌دهد که بنگاه‌ها با کاهش جریان سفارشات مواجه هستند و توان برنامه‌ریزی تولید و تخصیص منابع به شکل بهینه را از دست داده‌اند.
شاخص مقدار تولید کالا و خدمات به کمترین سطح 5 ‌ماه اخیر رسیده و هم‌زمان، شاخص سفارش‌های جدید مشتریان نیز افتی کم‌سابقه را تجربه کرده است. به‌گونه‌ای که این مؤلفه در پایین‌ترین سطح ۷۰ ماه گذشته قرار دارد. چنین افتی بیانگر کاهش تقاضای موثر در اقتصاد است؛ موضوعی که می‌تواند ناشی از افت قدرت خرید خانوارها، نااطمینانی نسبت به آینده و تعویق تصمیمات مصرفی و سرمایه‌گذاری باشد.
در حوزه اشتغال نیز نشانه‌هایی از تعدیل نیرو یا حداقل توقف جذب نیروی جدید مشاهده می‌شود. بنگاه‌ها در شرایط ابهام، نخستین واکنش خود را از مسیر کنترل هزینه‌های نیروی انسانی نشان می‌دهند. وضعیت اشتغال بدتر از قبل شده و شواهد نشان می دهد که صاحبان صنایع به جای استخدام جدید حتی برخی نیروها را حفظ نکرده‌اند.
همزمانی کاهش تولید و افزایش هزینه‌ها، نشانه بارز تعمیق رکود تورمی در بخش واقعی اقتصاد است. برای همین مدیران صنعتی چشم‌انداز کوتاه‌مدت را مثبت ارزیابی نمی‌کنند و این مساله می‌تواند به کاهش تمایل به سرمایه‌گذاری، تعویق طرح‌های توسعه‌ای و حتی بازنگری در تداوم فعالیت برخی واحدها منجر شود.
کارشناسان می گویند تا زمانی که ثبات سیاسی و اقتصادی به شکل پایدار به کشور بازنگردد، نمی‌توان انتظار داشت سرمایه‌گذاری معناداری در بخش‌های مختلف شکل بگیرد. سرمایه‌گذاری ذاتا مبتنی بر پیش‌بینی‌پذیری است و فعال اقتصادی باید بتواند نسبت به متغیرهایی مانند نرخ ارز، سیاست‌های مالیاتی، مقررات تجاری و حتی شرایط روابط خارجی چشم‌انداز قابل قبولی داشته باشد.

تصویر تلخ صنعت
نگرانی از وضعیت صنعت به حدی است که گزارش شامخ در نشست ماهانه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران در بیست و هشتم بهمن بازتاب یافت. فریال مستوفی نایب رئیس اول اتاق تهران در این نشست با اشاره به آخرین گزارش شاخص مدیران خرید ( شامخ) که در دی ماه منتشر شده است؛ گفت:« شاخص مدیران خرید که نمایی از وضعیت کسب و کارو روند تولید و فروش را ارائه می دهد در دیماه کاهش شدیدی را در تمام مولفه ها اصلی تجربه کرده است: از جمله در مقدار تولید محصولات، میزان تقاضای داخلی و صادراتی مشتریان و سرعت تولید و تحویل سفارش.»
او سپس جزییات این کاهش‌ها را توضیح داد و گفت:« مقدار توليد محصولات؛ به 2/41 رسید که کمترین میزان 7 ماهه از خرداد ماه است. این کاهش عمدتاً تحت تأثیر کمبود مواد اولیه ، نوسانات نرخ ارز و مشکلات نقدینگی رخ داده است. همچنین میزان تقاضای داخلی و صادراتی مشتریان؛ به حدود ۳۹ کاهش یافته است که به کمترین رقم از ابتدای سال ۱۳۹۹ که کشور مواجهه با بحران کرونا قرار داشت، کاهش یافته است. علاوه بر این سرعت تولید و تحویل سفارش هم که حتی در ماه‌های رکودی معمولاً بیشتر از ۵۰ (که مرز خنثی است)، قرار می‌گرفت در ماه گذشته به رقم ۴۸٫۳ کاهش یافته است که نشان‌دهنده کند شدن فرآیند تولید و تهیه سفارشات است.»
نایب رئیس اتاق تهران در ادامه به وضعیت صنعت پرداخت و گفت:« شاخص مدیران خرید با رسیدن به حدود ۴۳ کمترین مقدار ۷ ماهه خود را از خردادماه امسال به ثبت رسانده که نشان‌دهنده قرارگرفتن وضعیت بخش صنعت در مرحله‌ بحرانی است. کاهش شدید تقاضا، اختلال در زنجیره تأمین و افزایش هزینه‌های تولید، چشم‌انداز کوتاه‌مدت و میان‌مدت بخش صنعت را تیره و تارتر از قبل کرده‌است.»
مستوفی در ادامه گفت:« وضعیت موجودی مواد اولیه در ماه مذکور با ثبت رقم 5/42 در شرایط رکودی شدید قرار گرفت که نشان‌دهنده شدت بحران در زنجیره تأمین بوده و بمنظور موفق شدن سیاست‌های جدید ارزی اتخاذ شده، باید نسبت‌ به رفع چالش‌های زیر اقدام شود تا واحدهای اقتصادی از مشکلات رهایی پیدا کنند:
1- نرخ ارز با نوسانات شدید و بی ثبات همراه شده است که باید با سیاستگذاری صحیح علاج شود.
2- .تعدادی از کالاهای اساسی، دارو و تجهیزات پزشکی که قبلاً ارز به نرخ ۲۸۵۰۰ تومانی به آنها تخصیص داده می‌شد، قرار است از ارز ۱۲۳ هزار تومانی برای واردات استفاده کنند که باید برای تامین نقدینگی آن‌ها اقدام شود.
3- نرخ ارز کالاهایی که در سال جاری در بازار اول، به ‌صورت ترجیحی و با سوبسید تخصیص می‌یافت به نرخ بازار دوم اختصاص داده شده‌اند که بایستی برای تأمین نقدینگی آن‌ها فکر اساسی به عمل آید.
4- زیان واحدهائی که قبل‌از تاریخ 15/10/1404 ترخیص درصدی داشتند و به نرخ مصوب کالاهای خود را به فروش رسانیده اند و یا کالا را به ‌صورت نسیه از فروشندگان خارجی خریداری و با قیمت مصوب در بازار بفروش رسانده‌اند، باید معادل ارز کالای فروش رفته، به نرخ محاسبه شده در قیمت‌گذاری، به این‌ واحدها ارز، تخصیص داده شود.
5- عدم تأدیه دولت و مؤسسات دولتی به واحدهای اقتصادی طلبکار باتوجه به نیازمندی واحدها به نقدینگی بیشتر از تاریخ 15/10/1404 لطمه زیادی به آن‌ها خواهد زد که اصلح است دولت هرچه سریع‌تر نسبت ‌به تسویه بدهی خود به واحدهای طلبکار اقدام کند.
6- به‌علاوه باید متذکر شد که جهش ناگهانی نرخ ارز توأم با نوسانات شدید و بی‌ثباتی همراه شده‌است، به‌همین دلیل منابع نقدینگی آن‌ها به‌دلیل تقاضای پایین داخلی و افزایش قیمت‌ها محدود شده ‌است. به عبارت دیگر می‌توان گفت که جهش ناگهانی نرخ ارز، شرکت‌ها را در پرداخت هزینه ارز تخصیصی و تأمین هزینه‌های تولید با مشکل جدی روبرو کرده‌است.
فریال مستوفی در ادامه گفت:« شاخص قیمت خرید مواد اولیه به بالاترین سطح ۶۳ ماهه و قیمت فروش محصولات به بالاترین سطح 33 ماهه اخیر رسیده است. این انتقال فشار هزینه‌ به قیمت فروش در شرایطی رخ داده است که تقاضای داخلی ضعیف و قدرت خرید خانواده‌ها به‌شدت محدودشده است؛ نتیجه این شرایط باعث شده‌ وضعیت درآمدی و رفاه درآمد خالص سرانه هر ایرانی براساس آمار مرکز آمار ایران در پایان سال ۱۴۰۳، ۲۰ درصد پایین‌تر از سال ۱۳۹۰ و ۱۲ درصد پایین‌تر از سال ۱۳۹۶ باشد. همچنین به تعداد فقرا در یک مرحله 5/10 میلیون نفر در سال‌های ۱۳۹۷ و 139۸ و در مرحله‌ای دیگر در سال‌های 1402 و 1403 در حدود 5/5 میلیون نفر افزوده شده است. در حال حاضر حدود ۳۲ میلیون نفر زیر خطر فقر زندگی می‌کنند.»
او گفت:« البته متاسفانه روند مذکور همچنان افزایشی است و هنوز آمارهای رسمی جدید آن منتشر نشده است. معنی ملموس این ارقام، کاهش هشدار دهنده کیفیت زندگی مردم شامل تامین مواد غذایی، گوشت، لبنیات و میوه و سبزبجات از یک‌ طرف و مواجه شدن با محدودیت‌های جدی در تأمین دارو و انجام اقدامات درمانی از طرف دیگر برای بیماران است.»
نایب رئیس اتاق تهران در بخش دیگری از صحبت‌های خود به وضعیت بازار کار در ایران اشاره کرد و گفت:« وضعیت بازار کار همچنان تحت فشار قرار دارد، زیرا شاخص اشتغال در کل اقتصاد و بخش صنعت برای ماه‌های متوالی در محدوده رکودی باقی‌مانده و در دی ماه نیز شاخص استخدام و به‌کارگیری با ۴۷٫۳ برای پانزدهمین ماه متوالی پایین‌تر از محدوده خنثی قرار گرفته است که نشان‌دهنده محدودیت شدید مالی بنگاه‌ها برای حفظ اشتغال موجود است این روند در طولانی‌مدت نشانه‌ای از فشار مستمر بر بازار کار و احتمال کاهش نیروهای انسانی در ماه‌های آینده است.»
او ادامه داد:« برابر اعلام مر کز آمار از سال ۱۳۹۸ تاکنون تقریباً، روند افزایش اشتغال متوقف شده‌است تا جایی که تعداد شاغلان کشور در تابستان ۱۳۹۸ معادل ۲۴٫۷۵ میلیون نفر بوده است که در سال ۱۴۰۴ یعنی پس‌ از ۶ سال فقط با ۲۰۰ هزار نفر افزایش رو به رو شده و به ۲۴٫۹۵ میلیون نفر رسید است. این آمارها نشان دهنده روند افزایش سالیانه تنها ۳۳ هزار نفر اشتغال است، در حالی که در همین مدت بیش از 4/4 میلیون نفر به جمعیت 15 ساله و بیشتر کشور افزوده شده است. یعنی نه تنها هیچ یک از این تعداد وارد بازار کار نشده اند بلکه حدود 700 هزار نفر هم از بازار کار خارج شده اند این‌ها نشانه‌هایی است از اینکه بازار کار و در نتیجه کل جامعه ایران، مدت هاست از نظر اشتغال در شرایط بحرانی به سر می‌برد. در دوره 1404-1398 نیز تنها 300 هزار نفر به خالص اشتغال کشور اضافه شده که معادل 33 هزار نفر در سال است در حالی که سالیانه به طور متوسط حدود 750 هزار نفر به جمعیت 15 سال بیشتر آن افزوده شده و از آن طرف شغلی ایجاد نشده است.»

باد بی رقیب در میل نادر

0
باد بی رقیب در میل نادر

دستاورد صنعت / صدایی آهنگین به گوش می رسد؛ آن هم نه صدای ژنراتور بله هوهوی باد در طبیعت است که در چرخش توربین های غول پیکر می پیچد؛ بادی پیوسته که از شمال سیستان و بلوچستان می‌وزد؛ باد بی رقیب در میل نادر، دقیقاً وقتی می‌وزد که برق کم است.
بله درست است، باد میل‌نادر زمانی می‌وزد که کشور بیشترین نیاز را دارد؛ این یعنی انرژی، دقیقاً وقتی لازم است، در دسترس است؛ میل‌نادر فقط یک نام روی نقشه نیست؛ اینجا نقطه‌ای است که طبیعت، هم‌زمان با پیک مصرف، پاسخ می‌دهد و باد نه‌تنها می‌وزد بلکه به انرژی محرکه تولید و زندگی در شرقی ترین نقطه مرزی ایران تبدیل شده است.
در همین پهنه، توربین‌ها به‌تدریج قد برافراشته‌اند و پروژه‌هایی در حال اجراست که اگر مسیرشان هموار شود، می‌توانند صدها مگاوات برق پاک را وارد مدار کنند.
منحنی سرعت باد درست در همان روزهایی اوج می‌گیرد که شبکه برق کشور زیر فشار مصرف تابستان خم می‌شود؛ میل‌نادر، این کریدور کم‌نظیر بادی، امروز فقط یک مزیت جغرافیایی نیست؛ نشانه‌ای است از مسیری که اگر درست روایت و درست مدیریت شود، می‌تواند سیستان و بلوچستان را از حاشیه ناترازی برق، به متن سرمایه‌گذاری انرژی‌های پاک کشور بیاورد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ساتبا، در شمال استان سیستان و بلوچستان، منطقه میل‌نادر با سرعت متوسط باد حدود ۱۰ متر بر ثانیه، توربولانس مناسب و توپوگرافی مساعد باعث شده، ضریب تولید نیروگاه بادی این منطقه در شش ماه نخست سال از ۶۴ درصد عبور کند؛ عددی که در برخی ساعات به بازدهی نزدیک ۹۸ درصد می‌رسد. مهم‌تر آنکه، منحنی وزش باد دقیقاً با بازه اوج بار شبکه برق کشور هم‌زمان است؛ مزیتی که کمتر منطقه‌ای در ایران و حتی جهان از آن برخوردار است.
برآوردهای فنی نشان می‌دهد تنها در این پهنه، ظرفیت تولید حداقل بیش از 5000 مگاوات برق بادی وجود دارد؛ ظرفیتی که اگر بالفعل شود، می‌تواند شرق کشور را به یکی از ستون‌های امنیت انرژی ایران تبدیل کند.
هم اینک بیش از ۷۰۰ مگاوات توربین های بادی و بیش از 300 مگاوات نیروگاه خورشیدی در سیستان و بلوچستان در حال اجراست؛ چهار نیروگاه خورشیدی با توان های ۱۰، ۱۰ ، 5 و ۲ مگاواتی در شبکه استان در حال تزریق به شبکه سراسری هستند، ضمن اینکه سیستان و بلوچستان با بیش از 5000 سامانه خورشیدی با اولویت نصب در مناطق محروم، بیشترین تعداد نیروگاه‌های خورشیدی پشت‌بامی کشور را در اختیار دارد.
همچنین یکی از بزرگترین کریدورهای اصلی باد جهان در میل نادر شهرستان زابل در سیستان و بلوچستان قرار دارد و هم اینک ۲۰ توربین ۲.۵ مگاواتی توسط شرکت مپنا در منطقه میل نادر نصب شده و در حال بهره‌برداری است؛ ضمن اینکه مجوز احداث ۶۲۰ مگاوات نیروگاه بادی برای شرکت متانول و ۱۰۰ مگاوات برای شرکت مپنا صادر شده است؛ در حال حاضر عملیات اجرایی نیروگاه بادی ۱۰۰ مگاواتی گروه مپنا در منطقه میل نادر به‌طور رسمی آغاز شده است که می تواند در پیک مصرف تابستان وارد مدار بهره‌برداری شود و به پایداری بیشتر شبکه برق کشور کمک کند.
استان سیستان و بلوچستان با حدود 4۰۰۰ مگاوات نیروگاه بادی و خورشیدی دارای پروانه احداث از پیشروترین استانها در توسعه نیروگاه های تجدیدپذیر است و حالا صندوق توسعه ملی در بخش نیروگاه‌های خورشیدیِ طرح تولید در توزیع، به کمک تجدیدپذیرها آمده و اعتبار 13 نیروگاه سه‌مگاواتی، نیروگاه های 10، 20 ، 30 و یک نیروگاه هفتاد مگاواتی را تأمین کرده و در سایر طرح‌ها، بخش خصوصی به‌صورت مستقل برای تامین منابع مالی اقدام کرده اند تا ظرفیت بالقوه توسعه انرژی پاک بالفعل شود؛ ظرفیتی که اگر به بهره برداری برسد به رشد تولید و رفاه و آبادانی این استان پهناور کمک کرده و سیستان و بلوچستان به استان توسعه یافته تبدیل خواهد شد.
سیستان و بلوچستان سال‌ها با یک واقعیت زندگی کرده است؛ این استان پهناور با مصرفی بیش از ۲۲۰۰ مگاوات و رشدی بالاتر از متوسط کشور، پایین‌ترین نسبت تولید به مصرف را در میان استان‌ها دارد؛ تنها حدود نیمی از برق مورد نیاز در داخل استان تولید می‌شود و باقی، از طریق خطوط ارتباطی با استان‌های همجوار تأمین می‌گردد.
اما تصویر فقط مصرف نیست؛ سمت دیگر ماجرا، ظرفیت‌هایی است که کمتر در سطح جامعه و حتی فضای سرمایه‌گذاری باور شده‌اند و حال، ساتبا به عنوان متولی توسعه انرژی های پاک در کشور به دنبال تسهیلگری مسیر تولید انرژی تجدیدپذیر در این استان مرزی است تا نه تنها توسعه نیروگاه ها در قلب استان های مرکزی بلکه همه جانبه و در جای جای کشور و از جمله در مناطق محروم و مرزهای شرقی کشور گسترش یابد.
در جنوب و مرکز استان، خورشید بی‌سروصدا کار خودش را می‌کند؛ پشت‌بام‌ها روشن شده‌اند؛ هزاران سامانه کوچک با تولید برق، درآمد می‌سازند و اعتماد اجتماعی ایجاد می‌کنند؛ بله واقعیت این است که در کنار باد، خورشید نیز سهم خود را در استان دارد. هزاران سامانه خورشیدی پشت‌بامی، بیشتر در مناطق محروم نصب شده و علاوه بر این، صدها مگاوات پروژه خورشیدی در مراحل مختلف اجرا و تأمین مالی قرار دارد؛ این ترکیب باد و خورشیدِ همان الگویی است که در بسیاری از کشورها، ریسک تولید تجدیدپذیر را کاهش داده و جذابیت سرمایه‌گذاری را افزایش داده است؛ اقدامی که نمود عملی آن در استانهای شمال شرقی کشور همچون سیستان و بلوچستان و استانهای خراسان، تحقق یافته است.
با وجود این تصویر امیدوارکننده، واقعیت میدانی نشان می‌دهد سرمایه‌گذار هست، پروژه هست، فناوری هست اما چالش‌ها تکراری‌اند؛ تحویل زمین، زمان‌بر بودن مجوزها، تأمین مالی و اثر محدودیت‌های بین‌المللی بر هزینه تجهیزات، به‌ویژه در بخش بادی و در این میان، نقش نهاد تنظیم‌گر و توسعه‌گر ساتبا نه در وعده، بلکه در تسهیل واقعی معنا پیدا می‌کند؛ نشستن پای گفت‌وگوی مستقیم با سرمایه‌گذار، شنیدن مسئله از زبان پیمانکار و پیگیری آن در سطح استان تا حل گره.

نتیجه آنکه سیستان و بلوچستان بیش از آنکه نیازمند کشف ظرفیت باشد، نیازمند «اعتمادسازی» است؛ اعتماد سرمایه‌گذار به اینکه پروژه بادی، از نقشه تا بهره‌برداری، تنها نخواهد ماند و این استان می‌تواند روایت گر موفقی برای توسعه انرژی پاک در ایران باشد به شرط آنکه باد را جدی بگیریم، همان‌قدر که ناترازی را
گزارش: شیما عباس زاده،

هوش مصنوعی

0
هوش مصنوعی

دستاورد صنعت / در حالی که دولت دومِ دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا به شکل‌دهی هرچه بیشترِ سیاست خاورمیانه‌ای خود ادامه می‌دهد، سال ۲۰۲۶ در حال تبدیل شدن به سالی است که کمتر با دغدغه‌های امنیتیِ سنتی تعریف می‌شود و بیشتر با تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر فناوری، سرمایه‌گذاری و نفوذ به‌ویژه در خلیج فارس همراه است.
امارات متحده عربی و عربستان سعودی جزو کشورهایی در منطقه خلیج فارس هستند که می‌خواهند خود را به‌عنوان قطب‌های جهانیِ هوش مصنوعی، رایانش پیشرفته و صنایع مبتنی بر داده (دیتا) جای دهند. قطر نیز در حال توسعه زیرساخت گسترده هوش مصنوعی است. این تغییر، آمریکا را وادار به تجدید نظر در برخی سیاست‌هایش در منطقه به منظور حفظ نفوذ استراتژیکش کرده است. البته هدف اصلی آمریکا این است که از حضور چین در وضعیتِ نوظهورِ فناوریِ منطقه خلیج فارس جلوگیری کند.
شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس اکنون خریداران و میزبانان عمده زیرساخت‌های هوش مصنوعی و مراکز داده در مقیاس‌های عظیم هستند. دسترسی آن‌ها به تراشه‌های پیشرفته و رایانش ابری، اهرم ژئوپلیتیکی‌شان را افزایش می‌دهد. برای واشینگتن، مسئله این است که آیا این سامانه‌ها بر فناوری آمریکا تکیه دارند یا بر رقبای چینی.
کشورهای حوزه خلیج فارس توانمندی‌های دفاعی‌ای می‌خواهند که بر تاب‌آوری سایبری، حفاظت از داده‌ها، و سامانه‌های هشدارِ مبتنی بر هوش مصنوعی استوار باشد. آمریکا در این حوزه‌ها پیشتاز است، هرچند اصطکاک دیپلماتیک عملا خطر ایجاد گشایش‌هایی برای پکن را به همراه دارد. همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس با آمریکا در سال ۲۰۲۵ بر سامانه‌های خودکار و پروتکل‌های قوی‌ترِ سایبری متمرکز بود و نشان داد که این نوع همکاری‌ها قرار است ادامه داشته باشند.
به وضوح می‌توان مشاهده کرد که رقابت اقتصادی وضعیت این دو ابرقدرت در سال ۲۰۲۶ را شکل خواهد داد. حضور سرمایه‌گذاریِ گسترده چین همچنان برای دولت‌های خلیج فارس که به دنبال مشارکت‌های فناورانه‌اند جذاب است. اما در همین حال، صندوق‌های پر پول کشورهای حوزه خلیج فارس عملا دارند سرمایه عظیمی را به سوی بخش فناوریِ آمریکا سرازیر می‌کنند؛ اهرمی که واشینگتن تازه دارد شروع به بهره‌برداری از آن می‌کند.
موضوع دیگر این است که دولت‌های خلیج فارس در حال متوازن کردنِ مشارکت در جاده ابریشم دیجیتالِ چین با اولویت‌های امنیتیِ آمریکا هستند. سفرِ ترامپ به خلیج فارس و مشارکت راهبردی آمریکا و عربستان سعودی در زمینه هوش مصنوعی از تلاش برای مهار نفوذ دیجیتال چین حکایت دارد. آمریکا برای رقابت موثر با چین در سال ۲۰۲۶، باید تأمین مالیِ بهتر، مقررات روشن‌تر و پیوندهای عمیق‌ترِ دولتی و خصوصی ارائه دهد.
خلاصه اینکه، یکی از جنبه‌های مهم دستورکار خاورمیانه‌ایِ آمریکا در ۲۰۲۶ این خواهد بود که بتواند نقش امنیتیِ سنتی خود را با یک راهبرد فناورانه معتبر جفت‌وجور کند؛ راهبردی که بتواند انتظارات فزاینده شرکای خلیج فارس را برآورده کند و شتابِ فزاینده چین برای نفوذ به اکوسیستم‌های دیجیتال و دفاعیِ منطقه را آهسته کند.

جان کالابرسه/پژوهشگر ارشد انستیتو خاورمیانه

هوش مصنوعی و بحران اقلیمی

0
هوش مصنوعی و بحران اقلیمی

دستاورد صنعت / جهان در آستانه دو تحول عظیم اقتصادی قرار گرفته است – تحولاتی که معمولاً هر صد سال یک‌بار رخ می‌دهند. گزارش جدید «راهنمای رهبران برای ارزش در حرکت»(The Leader’s Guide to Value in Motion) منتشر شده توسط موسسه PwC نشان می‌دهد که ترکیب رشد شتابان هوش مصنوعی و فشارهای فزاینده ناشی از بحران اقلیمی، موجب بازنگری بنیادین در مدل‌های رشد اقتصادی و کسب‌وکار خواهد شد. این گزارش با رویکردی تحلیلی، نقش تحول‌آفرین هوش مصنوعی، هزینه‌های اقتصادی بحران اقلیمی، بازآرایی صنایع سنتی و شکل‌گیری دامنه‌های جدید رشد را بررسی کرده و سه سناریوی آینده ممکن را ترسیم می‌کند. همچنین بر ضرورت تغییر در مدل‌های کسب‌وکار، مدل‌های عملیاتی و مدل‌های انرژی در دهه پیش ‌رو تأکید دارد تا شرکت‌ها بتوانند در برابر عدم‌قطعیت‌های پیش رو مزیت رقابتی کسب کرده و بهره‌وری و رشد پایدار را تضمین کنند.

هوش مصنوعی؛ موتور تحول‌بخش بهره‌وری
هوش مصنوعی به عنوان موتور جدید بهره‌وری اقتصادی می‌تواند ابعادی کم‌سابقه به رشد جهانی بدهد. بر اساس تحلیل اقتصاددانان PwC، در صورت تحقق کامل پتانسیل‌های هوش مصنوعی و به‌کارگیری گسترده آن، تولید ناخالص داخلی جهان تا سال ۲۰۳۵ می‌تواند نزدیک به ۱۵درصد بزرگ‌تر از سطح مورد انتظار فعلی باشد. چنین افزایشی معادل بیش از یک واحد درصد رشد مضاعف در هر سال بوده و قابل قیاس با جهش‌های بهره‌وری دوران انقلاب صنعتی است. البته دستیابی به این «سهم بهره‌وری» هوش مصنوعی، مستلزم بازطراحی اساسی فرایندها و وظایف سازمانی است؛ امری که تنها در صورت عملکرد قابل‌اطمینان فناوری‌های AI و ایجاد اعتماد عمیق به آن‌ها امکان‌پذیر است. سناریوهای خوش‌بینانه یادشده در حالی است که در صورت کندی پذیرش تکنولوژی یا عدم خلق مشاغل جدید متناظر با وظایف خودکارشده توسط AI، ممکن است سهم رشد AI به مراتب کمتر (مثلاً ۸درصد یا حتی ۱درصد) محقق شود.
علاوه بر این، گسترش هوش مصنوعی نیازمند انرژی قابل توجهی است. هرچند بررسی PwC نشان می‌دهد افزایش مصرف برق مراکز داده برای AI می‌تواند در بلندمدت از طریق بهینه‌سازی‌های مصرف انرژی توسط خودAI جبران شود، اما به هر ترتیب نقش توأمان هوش مصنوعی و انرژی پایدار در آینده اقتصاد انکارناپذیر است. یک «سهم بهره‌وری» قابل توجه از AI می‌تواند بسیاری از چالش‌های اقتصادی عصر اقلیم را خنثی کند. هوش مصنوعی با ارتقای بهره‌وری، خلق محصولات و خدمات جدید و خودکارسازی وظایف، ظرفیت آن را دارد که موتور محرک سرمایه‌گذاری‌ها و نوآوری‌های آینده شود. شرکت‌هایی که زودتر این تحول را در آغوش بگیرند، از مزیت رقابتی چشمگیری برخوردار خواهند شد.

بحران اقلیمی و فشار بر رشد اقتصادی
در نقطه مقابل AI، بحران اقلیمی به عاملی بازدارنده بر سر راه رشد اقتصادی تبدیل شده است. تحلیل‌هایPwC حاکی از آن است که خسارات فیزیکی ناشی از تغییرات اقلیمی می‌تواند باعث شود اندازه اقتصاد جهانی تا سال ۲۰۳۵ حدود ۷درصد کوچک‌تر از حالت عدم وقوع بحران باشد. رخدادهای اقلیمی نظیر آتش‌سوزی‌های گسترده (که تنها در یک مورد مانند آتش‌سوزی‌های کالیفرنیا بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار خسارت به بار آورد) و توفان‌ها و سیل‌های سهمگین، هزینه‌های اقتصادی فزاینده‌ای را تحمیل کرده‌اند. حتی اگر جهان به مسیر کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای وارد شود، این گذار بدون هزینه نخواهد بود؛ برآورد PwC نشان می‌دهد که ارزش دارایی‌هایی که در جریان تلاش برای کربن‌زدایی گسترده تا 2035 از دور خارج شده و بلااستفاده می‌شوند، ممکن است از ۳درصد تولید ناخالص داخلی جهان فراتر رود.
علاوه بر هزینه‌های مستقیم، تغییرات اقلیمی زنجیره‌های تأمین جهانی را نیز مختل می‌کند و هزینه تولید را بالا می‌برد. از سوی دیگر، گذار به اقتصاد کم‌کربن نیازمند سرمایه‌گذاری عظیمی در زیرساخت‌ها و فناوری‌های پاک است. بنا بر برآورد آژانس بین‌المللی انرژی، سرمایه‌گذاری سالانه در حوزه انرژی پاک باید از حدود ۱٫۸ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۳ به ۴٫۶ تریلیون دلار تا ۲۰۳۰ افزایش یابد تا اهداف کربن‌زدایی محقق شوند. این شکاف سرمایه‌گذاری و همچنین احتمال وقوع دور باطل (افزایش مداوم خسارات اقلیمی که توان اقتصادی برای سرمایه‌گذاری در انرژی پاک را تضعیف کند) آینده نامطمئنی را ترسیم می‌کند. به بیان دیگر، هزینه‌های مهارنکردن بحران اقلیم می‌تواند دستاوردهای بهره‌وری ناشی از فناوری را خنثی کرده یا حتی معکوس کند.

بازآرایی صنایع سنتی و ظهور دامنه‌های جدید رشد
تعامل نیروهای تحول‌آفرین در حال بازپیکربندی صنایع سنتی و شکل‌دهی عرصه‌های تازه‌ای برای رشد اقتصادی است. این گزارش تأکید می‌کند که شرکت‌ها برای پاسخ‌گویی به نیازهای جدید بشر، به همکاری با بازیگران بیرون از صنعت خود روی آورده‌اند و مرزهای متعارف بخش‌ها در حال محو شدن است. نتیجه این دگردیسی، شکل‌گیری «دامنه‌های رشد» جدیدی است که فراتر از بخش‌بندی‌های صنعتی کلاسیک، حول نیازهای اساسی انسان (از خوراک و سلامت گرفته تا انرژی و تحرک) سامان می‌یابند. برای مثال، در «دامنه حرکت»(Mobility Domain) خودروسازان، شرکت‌های باتری، غول‌های فناوری و اپراتورهای ایستگاه‌های شارژ همگی در یک اکوسیستم مشترک گرد هم آمده‌اند تا نیاز بنیادی جابه‌جایی را به شیوه‌های نوین برآورده سازند. نمونه‌های مشابهی از اقتصاد اکوسیستمی را می‌توان در ظهور کسب‌وکارهای اشتراکی حمل‌ونقل و اقامت (نظیر خدمات هم‌سواری یا اجاره نظیربه‌نظیر املاک) مشاهده کرد که ترکیب فناوری دیجیتال و مدل‌های جدید مشارکت را برای خلق ارزش به کار گرفته‌اند.
این دامنه‌های جدید رشد به دلیل ادغام چندین بخش سنتی، از نظر مقیاس بسیار بزرگ‌تر از صنایع منفرد گذشته‌اند و فرصت‌های تازه‌ای برای شرکت‌ها ایجاد می‌کنند. بنا بر پژوهش PwC، تا سال 2035 مجموع ارزش افزوده این حوزه‌های نوظهور می‌تواند به حدود ۱۳۲ تریلیون دلاربرسد، در حالی که ارزش کل بخش‌های سنتی در اقتصاد امروز حدود ۱۰۵ تریلیون دلار برآورد می‌شود. در واقع، بخش عمده‌ای از تولید ناخالص داخلی دهه آینده در گرو موفقیت شرکت‌ها در بهره‌گیری از این عرصه‌های میان‌بخشی خواهد بود. شرکت‌هایی که بتوانند با نوآوری و مشارکت در اکوسیستم‌های گسترده‌تر، پیشنهادهای ارزشی جدیدی برای برطرف کردن نیازهای اساسی ارائه دهند، رشد سریع‌تری را تجربه کرده و جایگاه مستحکمی در زنجیره ارزش آینده کسب خواهند کرد.

سه سناریوی آینده: از تحول مبتنی بر اعتماد تا دوران پرتلاطم
گزارش PwC برای تصویرسازی عدم‌قطعیت‌های پیش‌رو، سه سناریوی محتمل را برای اقتصاد جهانی در افق 2035 ترسیم کرده است. این سناریوها که بر اساس فرضیات متفاوت درباره میزان موفقیت هوش مصنوعی در ارتقای بهره‌وری و شدت پیامدهای اقلیمی بنا شده‌اند، عبارتند از:

  • تحول اعتمادمحور: در این سناریو پذیرش گسترده و مسئولانه فناوری‌های پیشرفته (از جمله (AI موجب ارتقای چشمگیر بهره‌وری، ایجاد مشاغل جدید و پشتیبانی از راهکارهای پایدار می‌شود. شکل‌گیری استانداردهای مشترک و همکاری‌های جهانی، اعتماد به فناوری را تقویت کرده و رشد اقتصادی حاصله فراتر از پیش‌بینی‌های معمول خواهد بود. مزایای اقتصادی هوش مصنوعی به‌مراتب بیشتر از هزینه‌های کربن‌زدایی است و علیرغم خسارات فیزیکی اقلیم، نرخ رشد بالاتر از سناریوی مبنا رقم می‌خورد.
    • گذار پرتنش: در این وضعیت، منافع ناشی از هوش مصنوعی به دلیل عدم اعتماد کافی و پیشرفت پراکنده فناوری، محدودتر باقی می‌ماند. همزمان، تلاش‌های اقلیمی به کندی پیش می‌رود و دستاورد چشم‌گیری در کاهش خسارات آب‌وهوایی حاصل نمی‌شود. نتیجه آن است که هر چه AI به اقتصاد سود می‌رساند، تا حد زیادی توسط هزینه‌های ناشی از تغییرات اقلیمی خنثی می‌شود و نرخ رشد کلی تنها در حد روند فعلی (سناریوی ادامه وضعیت موجود) باقی می‌ماند. گذار به انرژی پاک نیز آهسته‌تر رخ می‌دهد و در کوتاه‌مدت دارایی‌های کمتری کنار گذاشته می‌شوند، هرچند در بلندمدت ریسک اقلیمی بیشتری انباشته خواهد شد.
  • اوقات پرتلاطم: این سناریو تصویری از جهانی است که در آن منافع ملی و محلی بر همکاری‌های فراگیر غلبه کرده، فناوری به‌طور مخرب و ناهماهنگ توسعه می‌یابد و تلاش‌های پایداری متوقف می‌شوند. بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیک و تنش‌های تجاری، اعتماد به فناوری و مزایای اقتصادی آن را تضعیف می‌کند؛ سرعت ایجاد مشاغل جدید از اتوماسیون عقب می‌ماند و اشتغال آسیب می‌بیند؛ و بی‌توجهی به پایداری اقلیم هزینه‌های بلندمدت را تشدید می‌کند. در این فضای آشفته، رشد اقتصادی ممکن است به زیر روند مبنا سقوط کند و نااطمینانی‌ها بر فضای کسب‌وکار سایه بیفکند.
    این سناریوها پیش‌بینی قطعی آینده نیستند، بلکه بیانگر طیفی از آینده‌های ممکن بر اساس ترکیب‌های متفاوتی از بهره‌وری فناوری و هزینه‌های اقلیمی هستند. به واقع، آنچه در نهایت رخ خواهد داد تا حد زیادی به تصمیمات رهبران کسب‌وکار و سیاست‌گذاران در سال‌های آتی وابسته است؛ تصمیماتی که می‌توانند مسیر جهان را به سوی تحولی مبتنی بر همکاری و اعتماد سوق دهند یا آن را درگیر گذارهای پرتنش و دوران پرتلاطم کنند.

ضرورت بازآفرینی مدل‌های کسب‌وکار، عملیاتی و انرژی
پیام محوری گزارش PwC آن است که صرف‌نظر از این‌که کدام سناریو محقق شود، شرکت‌ها باید از هم‌اکنون خود را برای آینده‌ای متحول آماده کنند. نوآوری در مدل کسب‌وکار، مدل عملیاتی و مدل انرژی نخستین گام در این مسیر است. به بیان دیگر، کسب‌وکارها باید شیوه خلق ارزش خود را متحول کرده، عملیاتشان را چابک و داده‌محور سازند و رویکرد خود نسبت به انرژی (از بهره‌وری گرفته تا منابع تأمین آن) را بازبینی کنند. گام بعدی، تسلط بر منابع جدید مزیت رقابتی است – شرکت‌ها باید به طرق نوین در زمینه فناوری، اعتماد و مدیریت زنجیره تأمین رقابت کنند تا از رقبا پیشی بگیرند. برای مثال، شرکت‌هایی که زودتر در استقرار پلتفرم‌های دیجیتال، هوش مصنوعی و استانداردهای شفافیت و پایداری سرمایه‌گذاری می‌کنند، اعتماد مشتریان و سهام‌داران را جلب کرده و در تأمین منابع کمیاب (مانند مواد اولیه حیاتی در صنایع باتری یا نیمه‌رسانا) وضعیت بهتری خواهند داشت.
از سوی دیگر، برداشتن موانع تحول نیز حیاتی است. چالش‌هایی نظیر مقاومت درونی در برابر تغییر، شکاف مهارتی نیروی کار، ناکارآمدی‌های تصمیم‌گیری یا ناهماهنگی سیاست‌های دولتی می‌توانند سرعت دگرگونی را کند کنند. رهبران پیشرو با تبدیل این موانع به عوامل توانمندساز – از طریق جذب قابلیت‌های جدید، مشارکت‌های راهبردی، تطبیق راهبردهای مالیاتی و مقرراتی با شرایط نوین و توانمندسازی سرمایه‌های انسانی– مسیر را برای نوسازی هموار می‌کنند. نکته مهم آن است که عملکرد امروز شرکت‌ها پایه‌گذار موقعیت فردای آن‌هاست؛ شرکت‌هایی که اکنون در پذیرش تحول دیجیتال و پایداری تعلل کنند، در سال‌های آینده از رقبا عقب‌تر خواهند ماند. در مقابل، بنگاه‌هایی که جسورانه در نوآوری و تغییر سرمایه‌گذاری کنند، نه تنها خود را برای هر سه سناریوی ممکن آماده می‌سازند بلکه به شکل‌دهی آینده‌ای مطلوب‌تر کمک خواهند کرد.

نتیجه‌گیری
دهه پیش‌ رو مقطعی سرنوشت‌ساز برای اقتصاد جهانی و کسب‌وکارها است. گزارش «ارزش در حرکت» تصریح می‌کند که رهبران با تفکر و اقدام متفاوت می‌توانند ضمن بهره‌گیری از فرصت‌های تحول دیجیتال و گذار انرژی، آینده بهتری برای خود و جهان رقم بزنند. در نهایت، برندگان حقیقی آن‌هایی خواهند بود که عدم‌قطعیت را نه تهدید، بلکه انگیزه‌ای برای خلاقیت و نوآوری بدانند. رهبران امروز این قدرت را دارند که کفه ترازو را به سمت سناریوهای امیدبخش‌تر سنگین کنند – سناریویی که در آن رشد اقتصادی همراه با پایداری محیط‌زیست محقق می‌شود و نسل‌های کنونی و آینده از ثمرات آن بهره‌مند خواهند شد. چنین چشم‌اندازی هرچند بلندپروازانه، اما با سرمایه‌گذاری هوشمندانه، مدیریت مبتنی بر اعتماد و عزم جدی برای تحول، دست‌یافتنی خواهد بود.
منبع: آینده نگر

نقش سدها در عصر تغییر اقلیم

0
نقش سدها در عصر تغییر اقلیم

دستاورد صنعت / تغییر الگوی بارش‌ها، افزایش شدت سیلاب‌ها و تداوم خشکسالی‌های پیاپی، نقش سدها را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های تاب‌آوری اقلیمی کشور برجسته‌تر از گذشته کرده است؛ زیرساخت‌هایی که در ماه‌های اخیر، کارکرد حیاتی خود را در مهار سیلاب، ذخیره‌سازی آب و کاهش خسارات به‌خوبی نشان داده‌اند.
بارش‌های قابل‌توجه آبان و آذرماه سال جاری، اگرچه در بسیاری از مناطق جنوبی کشور به‌صورت رگباری و کوتاه‌مدت رخ داد، اما حجم بالای روان‌آب ناشی از این سامانه‌ها، بار دیگر اهمیت زیرساخت‌های ذخیره و تنظیم آب را در اقلیم خشک و ناپایدار ایران نمایان ساخت. دبی برخی رودخانه‌های جنوب کشور در این دوره به بیش از ۲ هزار مترمکعب بر ثانیه رسید و رودخانه‌هایی که در سال‌های اخیر عمدتاً خشک یا کم‌آب بودند، در آستانه طغیان قرار گرفتند؛ رخدادی که بدون وجود سدها می‌توانست خسارات گسترده‌ای به مناطق پایین‌دست وارد کند.

سیلاب و خشکسالی؛ دو روی یک سکه اقلیمی
بر اساس آمارهای ارائه‌شده، سیلاب حدود ۶۰ درصد از خسارات ناشی از بلایای طبیعی در جهان را به خود اختصاص می‌دهد و ایران در دهه گذشته، به‌طور متوسط هر سال با ۶۰ سیلاب مواجه بوده است. خسارات سالانه سیلاب‌ها بالغ بر ۵۷۰۰ میلیارد ریال و تلفات انسانی آن حدود ۲۰۰ نفر برآورد می‌شود؛ آماری که به گفته کارشناسان، در صورت نبود سدهای در حال بهره‌برداری، می‌توانست ابعاد به‌مراتب گسترده‌تری داشته باشد.
نمونه‌هایی مانند عملکرد سد گلستان در سیلاب‌های سال‌های ۸۰ و ۸۱ یا نقش سدهای کرمان در تنظیم صدها میلیون مترمکعب جریان سیلابی، مؤید این واقعیت است که سدها نه‌تنها ابزار ذخیره‌سازی، بلکه سپری در برابر بحران‌های انسانی و اقتصادی هستند.
تغییر اقلیم در ایران صرفاً به معنای کاهش میانگین بارش سالانه نیست، بلکه بیش از هر چیز، به‌هم‌ریختگی الگوهای زمانی و مکانی نزولات جوی را به‌دنبال داشته است؛ وضعیتی که مدیریت منابع آب را از یک مسئله فنی، به چالشی چندبعدی و راهبردی تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، سدها دیگر تنها سازه‌هایی برای ذخیره آب محسوب نمی‌شوند، بلکه به‌عنوان یکی از ابزارهای کلیدی افزایش تاب‌آوری اقلیمی، نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش آسیب‌پذیری کشور در برابر نوسانات شدید هیدرولوژیکی ایفا می‌کنند.
بر اساس تحلیل‌های اقلیمی، بارش‌ها در بسیاری از حوضه‌های آبریز کشور از حالت یکنواخت و تدریجی خارج شده و به سمت بارش‌های کوتاه‌مدت اما پرشدت سوق پیدا کرده‌اند؛ پدیده‌ای که اگرچه ممکن است در آمار سالانه به‌عنوان «بارش نرمال» ثبت شود، اما در عمل، فرصت بهره‌برداری مؤثر از منابع آبی را به‌شدت کاهش می‌دهد. در چنین وضعیتی، نبود ظرفیت‌های ذخیره‌سازی مناسب به معنای از دست رفتن بخش قابل توجهی از منابع آب و تشدید تنش آبی در دوره‌های بعدی خشکسالی خواهد بود.

سدها؛ یکی از اجزای غیرقابل جایگزین در زنجیره مدیریت منابع آب
محمدرضا کاویان‌پور، رئیس مؤسسه تحقیقات آب، در این باره با اشاره به تغییر بنیادین در ماهیت بارش‌ها در ایران تأکید می‌کند: در شرایط کنونی، اتکای صرف به شاخص‌های سنتی مانند مجموع بارش سالانه، نمی‌تواند تصویر دقیقی از وضعیت منابع آب ارائه دهد. ممکن است یک سال از نظر آماری خشک تلقی نشود، اما به دلیل تمرکز زمانی و مکانی بارش‌ها، عملاً ذخیره مؤثری برای مصارف شرب، کشاورزی و محیط‌زیست شکل نگیرد.
به گفته کاویان‌پور، در شرایط تغییر اقلیم، مسئله اصلی فقط میزان بارش نیست، بلکه قابلیت مدیریت آن است. سدها این امکان را فراهم می‌کنند که بارش‌های ناپایدار و کوتاه‌مدت، به منابع قابل برنامه‌ریزی تبدیل شوند و همین ویژگی، نقش آن‌ها را در افزایش تاب‌آوری اقلیمی برجسته می‌کند.
این اظهارات نشان می‌دهد که مسئله اصلی، صرفاً «میزان بارش» نیست، بلکه «قابلیت مدیریت و ذخیره‌سازی» آن است؛ موضوعی که سدها را به یکی از اجزای غیرقابل جایگزین در زنجیره مدیریت منابع آب تبدیل می‌کند. در واقع، سدها امکان تبدیل بارش‌های ناپایدار و لحظه‌ای به منابع پایدار و قابل برنامه‌ریزی را فراهم می‌کنند و از این منظر، نقشی فراتر از یک سازه مهندسی ساده دارند.

نقش بی‌بدیل سدهای جنوب و جنوب شرق کشور در تاب‌آوری منابع آب
بارش‌های اخیر در جنوب و جنوب‌شرق کشور، بار دیگر ماهیت دوگانه پدیده‌های اقلیمی در ایران را آشکار کرد؛ جایی که یک سامانه بارشی می‌تواند هم‌زمان منشأ حیات و تهدیدی جدی برای زیرساخت‌ها و سکونتگاه‌های انسانی باشد. در این میان، سدهای موجود در استان‌های جنوبی نقش تعیین‌کننده‌ای در تبدیل یک بحران بالقوه به فرصتی برای مدیریت منابع آب ایفا کردند؛ نقشی که بدون وجود این سازه‌ها، پیامدهای انسانی، اقتصادی و زیست‌محیطی سیلاب‌ها می‌توانست به‌مراتب گسترده‌تر باشد.
به طور مثال، سد استقلال میناب در استان هرمزگان با ظرفیت ۲۴۰ میلیون مترمکعب، حدود ۱۷۵ میلیون مترمکعب آبگیری شد؛ رخدادی که پس از چهار سال خشکی، این سد را بار دیگر به مدار تأمین آب شرب بندرعباس بازگرداند.
سد شمیل ـ نیان نیز با ظرفیت ۹۸ میلیون مترمکعب به مرحله سرریز رسید و سد جگین سرریز شد؛ وضعیتی که نشان‌دهنده حجم بالای روان‌آب ورودی و در عین حال، ظرفیت مؤثر این سدها در کاهش دبی پیک سیلاب بود.
محمدحسین منتظریون معاون حفاظت و بهره‌برداری حوضه‌های آبریز جنوبی در این خصوص به خبرنگار شبکه خبری آب ایران گفت: سدهای جنوب کشور دو کارکرد اساسی داشتند؛ اول با کاهش دبی پیک سیلاب از شدت و قدرت تخریب آن کاستند و دوم اینکه حجم عظیم آب را برای استفاده در دوران خشکی ذخیره کردند.
به گفته منتظریون، در سیلاب‌های بزرگ با دوره بازگشت بالا، سازه‌های کوچک آبخیزداری و تغذیه مصنوعی به‌تنهایی پاسخگو نیستند و تنها سد است که می‌تواند نقش مؤثر ایفا کند.

سد کهیر؛ نمونه‌ای عینی از پیوند مهار سیلاب و تأمین پایدار آب شرب
در استان سیستان و بلوچستان، سد کهیر به‌عنوان یکی از مصادیق روشن این کارکرد دوگانه، نقش کلیدی در مهار سیلاب و تأمین آب شرب ایفا کرده است. طی دو توده بارشی اخیر، ورود ۱۲۷ میلیون مترمکعب آب به این سد، حجم ذخیره آن را به ۲۲۰ میلیون مترمکعب رسانده؛ رقمی که نیاز سالانه آب شرب منطقه را به‌طور کامل پوشش می‌دهد.
این ذخیره‌سازی علاوه بر حفاظت از جان و مال مردم در برابر سیلاب‌های مخرب اسفند ۱۴۰۲ و فروردین ۱۴۰۳، پشتوانه‌ای راهبردی برای عبور از تنش آبی و تقویت امنیت غذایی در پایین‌دست سد فراهم کرده است. اجرای پروژه‌های آبرسانی اضطراری به حدود ۴۰ روستا، آبرسانی به شهرهای مهرستان، سیب، سوران و هیدوچ، و پیشرفت ۸۰ درصدی تصفیه‌خانه سد کهیر، بخشی از دستاوردهای عملی این طرح به‌شمار می‌رود.

امنیت آبی؛ حلقه مغفول در نقدهای غیرواقع‌بینانه سدسازی
در کنار نگاه‌های اجرایی و فنی، گزارش‌های کارشناسی نیز بر اهمیت سدها در تأمین امنیت آبی تأکید دارند. در واکنش به برخی گزارش‌های انتقادی درباره سدسازی، مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری با انتشار نظر کارشناسی اعلام کرده است که در تحلیل‌ها، به نقش سدها در امنیت ملی، امنیت غذایی و کاهش تنش‌های آبی کم‌توجهی شده است.
در این گزارش آمده است: ایران در کمربند مناطق خشک و بیابانی جهان قرار دارد؛ بارندگی سالانه کشور حدود یک‌سوم میانگین جهانی و تبخیر سالانه آن سه برابر میانگین جهان است. در چنین شرایطی، وجود سازه‌هایی برای تعدیل نوسانات شدید اقلیمی و تأمین پایدار آب، یک الزام راهبردی است، نه یک انتخاب.
دیدگاه‌های مطرح‌شده نشان می‌دهد که در شرایط اقلیمی کنونی، سدها همچنان یکی از ستون‌های اصلی مدیریت آب کشور به‌شمار می‌روند؛ سازه‌هایی که اگر به‌درستی طراحی، بهره‌برداری و در منظومه‌ای هماهنگ با آبخیزداری و حفاظت از منابع طبیعی عمل کنند، می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در عبور کشور از چرخه‌های فزاینده خشکسالی و سیلاب ایفا کنند.

دستگاه بسته‌ بندی کیک راهکار افزایش سرعت و فروش محصولات غذایی

0
دستگاه بسته‌ بندی کیک راهکار افزایش سرعت و فروش محصولات غذایی

در صنعت کیک و شیرینی، کیفیت پخت فقط یک بخش از مسیر فروش است. محصولی که طعم خوبی دارد، اما بسته‌ بندی ضعیف و نامنظم دارد، در بازار شلوغ امروز شانس کمتری برای جلب اعتماد مشتری خواهد داشت. بسته‌ بندی کیک باید تمیز، یکنواخت، بهداشتی و قابل حمل باشد؛ زیرا مشتری معمولاً قبل از خرید، ظاهر بسته را قضاوت می‌کند.

برای تولیدکننده‌های کیک، کلوچه، کروسان، تی‌تاپ، دونات، پیراشکی و محصولات مشابه، استفاده از دستگاه بسته‌ بندی مناسب می‌تواند تفاوت بزرگی در سرعت تولید، کیفیت ظاهری محصول و کاهش هزینه‌های نیروی انسانی ایجاد کند. در واقع، دستگاه بسته‌ بندی فقط یک ماشین در انتهای خط تولید نیست؛ بخشی از هویت تجاری محصول است.

چرا بسته‌ بندی کیک اهمیت زیادی دارد؟

کیک محصولی نرم، حساس و مصرفی است. اگر بسته‌ بندی آن به‌درستی انجام نشود، ممکن است شکل محصول آسیب ببیند، بسته ظاهر نامناسب پیدا کند یا محصول در حمل‌ونقل دچار مشکل شود. بسته‌ بندی خوب باید چند وظیفه را همزمان انجام دهد: محافظت از محصول، حفظ ظاهر، کمک به ماندگاری، ایجاد حس بهداشتی و افزایش جذابیت در قفسه فروش.

در کارگاه‌های کوچک، ممکن است در ابتدا بسته‌ بندی به‌صورت دستی انجام شود. اما وقتی تعداد سفارش‌ها بیشتر می‌شود، بسته‌ بندی دستی دیگر پاسخگوی تولید نیست. سرعت پایین، خطای انسانی، تفاوت در ظاهر بسته‌ها و نیاز به نیروی کار بیشتر، باعث می‌شود تولیدکننده به سمت دستگاه اتوماتیک یا نیمه‌اتوماتیک برود.

دستگاه بسته‌ بندی کیک

دستگاه بسته‌ بندی کیک برای چه محصولاتی کاربرد دارد؟

دستگاه‌های پیلوپک افقی معمولاً انتخاب مناسبی برای بسته‌ بندی کیک و محصولات مشابه هستند. این دستگاه‌ها می‌توانند محصولات تک‌عددی یا چندعددی را با سلفون بسته‌ بندی کنند و بسته‌ای منظم و آماده عرضه تحویل دهند.

این دستگاه‌ها برای محصولات زیر کاربرد زیادی دارند:

  • کیک ساده و مغزدار
  • کیک یزدی
  • کلوچه
  • کروسان
  • دونات
  • تی‌تاپ
  • کوکی
  • کاپ‌کیک
  • پیراشکی
  • محصولات قنادی بسته‌بندی‌شده

نکته مهم این است که دستگاه باید بر اساس ابعاد محصول، ارتفاع، وزن، حساسیت بافت و نوع سلفون انتخاب شود. مثلاً دستگاه مناسب برای کیک نرم و حجیم ممکن است از نظر تنظیمات با دستگاه مناسب برای کوکی یا کلوچه تفاوت داشته باشد.

دستگاه بسته بندی پیلوپک ماشین سازی عدیلی بهترین دستگاه بسته بندی 

مزایای استفاده از دستگاه بسته‌ بندی کیک

استفاده از دستگاه بسته‌ بندی کیک برای تولیدکننده چند مزیت اصلی دارد. نخست، سرعت تولید افزایش پیدا می‌کند. وقتی بسته‌ بندی به‌صورت ماشینی انجام شود، تعداد بسته‌های آماده در هر ساعت بیشتر می‌شود و تولیدکننده می‌تواند سفارش‌های بزرگ‌تر را مدیریت کند.

دوم، ظاهر بسته‌ها یکنواخت‌تر می‌شود. در بازار مواد غذایی، یکنواختی بسته‌ها اهمیت زیادی دارد. وقتی همه بسته‌ها ظاهر مشابه و منظم داشته باشند، برند حرفه‌ای‌تر دیده می‌شود و مشتری حس اعتماد بیشتری پیدا می‌کند.

سوم، دخالت دست کمتر می‌شود. این موضوع برای محصولات غذایی بسیار مهم است، چون مصرف‌کننده نسبت به بهداشت بسته‌ بندی حساس است. هرچه فرایند بسته‌ بندی کنترل‌شده‌تر و ماشینی‌تر باشد، تصویر بهداشتی‌تری از برند ساخته می‌شود.

چهارم، ضایعات و خطا کاهش پیدا می‌کند. در بسته‌ بندی دستی، امکان پارگی سلفون، دوخت نامنظم، اشتباه در چیدمان و سرعت پایین بیشتر است. دستگاه مناسب این مشکلات را تا حد زیادی کاهش می‌دهد.

دستگاه بسته‌ بندی کیک عدیلی

جدول مشخصات فنی دستگاه بسته بندی کیک 

مشخصهتوضیح
نوع دستگاهپیلوپک افقی مناسب محصولات غذایی
محصولات قابل بسته‌ بندیکیک، کلوچه، کروسان، تی‌تاپ، دونات و محصولات مشابه
سیستم کنترلPLC و صفحه تنظیمات HMI در مدل‌های اتوماتیک
نوع دوختدوخت طولی و عرضی متناسب با ابعاد محصول
سرعت بسته‌ بندیحدود 120 بسته در دقیقه
نوع فیلم مصرفیسلفون مناسب مواد غذایی، بسته به نوع محصول
امکانات جانبیتاریخ‌زن، فیدر، کاغذگذار، نوار ورودی و خروجی
جنس بدنهقابل انتخاب بر اساس شرایط بهداشتی و سفارش مشتری
خدماتنصب، راه‌اندازی، آموزش اپراتور و پشتیبانی فنی

ماشین‌ سازی عدیلی و طراحی دستگاه متناسب با محصول

یکی از اشتباهات رایج در خرید دستگاه بسته‌ بندی این است که تولیدکننده فقط به عنوان دستگاه توجه می‌کند، نه به تناسب دستگاه با محصول واقعی خود. در حالی که دستگاه بسته‌ بندی کیک باید با ابعاد، شکل، نرمی، وزن و ظرفیت تولید محصول هماهنگ باشد.

ماشین‌سازی عدیلی با طراحی و تولید دستگاه‌های بسته‌ بندی، امکان انتخاب دستگاه متناسب با شرایط تولید را فراهم می‌کند. تولیدکننده می‌تواند قبل از خرید، اطلاعات محصول خود را ارائه دهد تا دستگاه از نظر ابعاد بسته، نوع دوخت، سرعت، نوع سلفون و امکانات جانبی بررسی شود.

برای تولیدکننده‌ای که قصد دارد از بسته‌ بندی سنتی فاصله بگیرد و محصول خود را با ظاهر حرفه‌ای‌تری به بازار عرضه کند، بررسی مشخصات دستگاه بسته بندی کیک در سایت ماشین‌ سازی عدیلی می‌تواند انتخاب هوشمندانه‌ای باشد.

برای اطلاعات بیشتر  دستگاه بسته‌بندی کیک و کلوچه کلیک کنید 

دستگاه بسته‌ بندی کیک

بسته‌ بندی حرفه‌ای؛ مرحله‌ای که نباید عقب بیفتد

در بازار مواد غذایی، هر برندی که به ظاهر محصول خود بی‌توجه باشد، بخشی از فرصت فروش را از دست می‌دهد. مشتری امروز فقط دنبال محصول خوش‌طعم نیست؛ دنبال محصولی است که تمیز، مطمئن، استاندارد و قابل اعتماد به نظر برسد. بسته‌ بندی خوب، دقیقاً همین حس را ایجاد می‌کند.

برای همین، دستگاه بسته‌ بندی کیک نه‌تنها سرعت تولید را افزایش می‌دهد، بلکه به محصول کمک می‌کند در قفسه فروشگاه بهتر دیده شود. این یعنی بسته‌بندی، بخشی از بازاریابی محصول است؛ بخشی که اگر درست انجام شود، می‌تواند فروش را بیشتر و برند را ماندگارتر کند.

زیان 226 هزار میلیارد تومانی صنعت برق

0
زیان 226 هزار میلیارد تومانی صنعت برق

دستاورد صنعت / مدیرکل دفتر تلفیق و اطلاعات مالی شرکت توانیر با اعلام این که زیان خالص صنعت برق در سال ۱۴۰۳ به ۲۲۶ هزار میلیارد تومان رسید، از بدهی ۶۷ هزار میلیارد تومانی مشترکان صنعتی به توانیر در پایان دی ۱۴۰۴ خبر داد.
مسعود خانی با بیان این که صورت‌های مالی حسابرسی‌شده صنعت برق (گروه توانیر و گروه تولید حرارتی) نشان می‌دهد صنعت برق در سال ۱۴۰۳ با زیان خالص ۲۲۶ هزار میلیارد تومان مواجه بوده است، تاکید کرد: این زیان نه یک پدیده مقطعی، بلکه حاصل شکاف ساختاری میان قیمت تمام‌شده برق و تعرفه‌های فروش، همراه با تکالیف قانونی (فروش برق به قیمت کمتر از قیمت تمام شده برای بسیاری از مشترکین خانگی و کشاورزی) بدون تأمین مالی پایدار است.

مطالبات 110 هزار میلیارد تومانی از مشترکان برق
وی افزود: در همین چارچوب، بدهی انباشته به نیروگاه‌ها، پیمانکاران، فروشندگان تجهیزات و نظام بانکی به ۳۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده که فشار نقدینگی شدیدی بر کل زنجیره ارزش برق وارد کرده است.
مدیرکل دفتر تلفیق و اطلاعات مالی با اعلام این که تا پایان دی‌ ۱۴۰۴، مطالبات از مشترکان برق به ۱۱۰ هزار میلیارد تومان رسیده که ۶۷ هزار میلیارد تومان آن مربوط به مشترکان صنعتی است، تصریح کرد: ۴۴ واحد صنعتی بزرگ به‌تنهایی ۳۹ هزار میلیارد تومان بدهی برق دارند که موجب اختلال چرخه نقدینگی صنعت برق شده و امکان ایفای تعهدات صنعت برق به تولیدکنندگان و پیمانکاران را به‌شدت کاهش می‌دهد.

درآمد 160 هزار میلیارد تومانی از فروش برق به مشترکان
وی در ادامه افزود: کل درآمد فروش به مشترکان در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۶۰ هزار میلیارد تومان بوده که شامل فروش انرژی، ترانزیت و مابه‌التفاوت اجرای مقررات است. این عدد به‌روشنی نشان می‌دهد که حتی اگر کل درآمدها به‌موقع وصول ‌شود، باز هم شکاف عمیقی با هزینه‌های واقعی تولید، انتقال و توزیع برق وجود دارد. این بدان معناست که مساله فقط «عدم وصول مطالبات» نیست، بلکه ناترازی ذاتی مدل مالی صنعت برق است که با عدم پرداخت به موقع صورتحسابهای برق تشدید می‌شود.
به گفته خانی، عدم پرداخت صورتحساب برق توسط صنایع، یک حلقه بازخورد منفی ایجاد می‌کند، به طوری که نخستین اثر آن، انباشت مطالبات بخش خصوصی است.
وی در همین زمینه اضافه کرد: نیروگاه‌های غیردولتی، پیمانکاران EPC و سازندگان تجهیزات با تأخیرهای طولانی در دریافت مطالبات مواجهند که مستقیماً به کاهش توان تعمیرات، نوسازی و حتی استمرار تولید در نیروگاهها و بهره‌برداری از شبکه‌های برق منجر می‌شود.
مدیرکل دفتر تلفیق و اطلاعات مالی توانیر اضافه کرد: عدم پرداخت صورتحساب برق توسط صنایع همچنین افزایش هزینه تأمین مالی را به دنبال دارد، چرا که فعالان بخش خصوصی ناچار به استقراض کوتاه‌مدت با نرخ‌های بالا می‌شوند.

کمبود سرمایه گذاری نتیجه ناترازی
خانی افزود: تضعیف انگیزه سرمایه‌گذاری جدید اثر منفی دیگری است که عدم پرداخت صورتحساب برق توسط صنایع برجای می‌گذارد. بازده واقعی طرحهای تولید برق، با لحاظ ریسک وصول مطالبات، به شدت کاهش می‌یابد. در سطح بعد، سرمایه‌گذاری جدید در ظرفیت تولید و شبکه‌های برق متوقف یا به تعویق می‌افتد.
مدیرکل دفتر تلفیق و اطلاعات مالی توانیر در ادامه خاطرنشان ساخت: ناترازی برق نتیجه مستقیم کم‌سرمایه‌گذاری مزمن است. وقتی جریان نقدی صنعت منفی است و بدهی‌ها انباشته می‌شود، ظرفیت جدید به‌اندازه رشد تقاضا ایجاد نمی‌شود و نگهداشت ظرفیت موجود نیز آسیب می‌بیند.
وی در عین حال تاکید کرد: از نگاه اقتصادی، تا زمانی که اصلاح هم‌زمان تعرفه‌ها، وصول مطالبات و تسویه بدهی‌های انباشته رخ ندهد، ناترازی یک پیامد اجتناب‌ناپذیر خواهد بود که زیان آن به همه حتی آنهایی که صورتحساب برق مصرفی خود را به موقع پرداخت می‌کنند، خواهد رسید. از سوی دیگر در شرایط ناترازی، اولویت‌بندی تأمین برق اجتناب ناپذیر بوده و صنایع پرمصرفی که هم‌زمان سهم بالایی در بدهی‌های معوق دارند، بیشترین ریسک قطع یا محدودیت برق را تجربه می‌کنند.
به گفته خانی، از نگاه اقتصادی نیز، عدم پرداخت صورتحساب برق در کوتاه‌مدت ممکن است به‌عنوان تأمین مالی غیررسمی برای صنایع تلقی شود، اما در میان‌مدت به کاهش قابلیت اطمینان شبکه و محدودیت تأمین برق همان صنایع منجر می‌شود و این یک رابطه علّی و نه یک تصمیم اداری است. مدیرکل دفتر تلفیق و اطلاعات مالی توانیر در پایان یادآور شد: البته در آیین‌نامه اجرایی بند «ژ» تبصره ۲ قانون بودجه سال ۱۴۰۴ مقرر شده که باید بدهکاران بزرگ کالاها و خدمات دولتی از جمله مصرف‌کنندگان برق اطلاع‌رسانی عمومی شوند که امیدواریم بدهکاران صنعتی بزرگ در اسرع وقت نسبت به تسویه بدهی خود اقدام کنند تا از لطمه به اعتبار اجتماعی آنها (ناشی از اطلاع جامعه از عدم پرداخت بدهی برق و اجحاف آنها به سایر مصرف کنندگان)، اجتناب شود.

پایداری شبکه گاز در اوج مصرف

0
پایداری شبکه گاز در اوج مصرف

شبکه سراسری گاز کشور با مدیریت منسجم وزارت نفت و برنامه‌ریزی هدفمند برای افزایش تولید و کنترل تراز گاز، هم‌زمان با سرمای پایدار زمستانی و ثبت رکورد مصرف ۷۳۷ میلیون مترمکعب گاز در بخش خانگی و تجاری بدون افت فشار پایدار ماند و تأمین گاز مشترکان خانگی در سراسر کشور بدون وقفه ادامه یافت.
وزارت نفت در دولت چهاردهم با وجود تداوم و سخت‌تر شدن محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های ظالمانه، مسیر توسعه بالادست و صیانت از تولید را با جدیت دنبال کرده است و با تمرکز بر افزایش ظرفیت تولید گاز و تقویت زیرساخت‌های حیاتی تلاش کرده است امنیت انرژی کشور را در یکی از حساس‌ترین مقاطع سال، یعنی فصل سرد تضمین کند. همسو با این هدف، اجرای طرح‌های توسعه‌ای و بهبود فرآیندهای بهره‌برداری در میدان مشترک پارس جنوبی به افزایش حدود ۲۵ میلیون مترمکعبی ظرفیت برداشت روزانه گاز در این دولت منجر شده است؛ افزایشی معنادار که نقش مهمی در متعادل‌سازی تراز تولید و مصرف گاز ایفا کرده است.
بر پایه آمارهای رسمی منتشرشده، نتیجه این اقدام‌ها ثبت رکورد برداشت روزانه ۷۲۷ میلیون مترمکعب گاز از میدان گازی پارس جنوبی بوده است. این رکورد در شرایطی رقم خورده است که پارس جنوبی همچنان سهم اصلی را در تأمین گاز کشور به‌عهده دارد و بخش قابل‌توجهی از گاز مصرفی خانوارها، صنایع و نیروگاه‌ها از این میدان مشترک تأمین می‌شود. استمرار تولید پایدار در این سطح، نشان‌دهنده آمادگی فنی و عملیاتی پالایشگاه‌های گازی و تلاش شبانه‌روزی کارکنان صنعت گاز است.
با وجود این سطح بالای تولید، زمستان امسال با چالش جدی افزایش مصرف گاز همراه بوده است. استقرار سرمای پایدار و گسترده در اغلب نقاط کشور سبب شد مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یابد. طبق اعلام شرکت ملی گاز ایران، در دوم بهمن، رکورد مصرف ۷۳۷ میلیون مترمکعب گاز در یک روز در بخش خانگی و تجاری به ثبت رسیده است؛ رقمی که فشار سنگینی بر شبکه گاز کشور وارد کرده است، به نحوی که مصرف بخش خانگی و تجاری ۱۰ میلیون مترمکعب از تولید روزانه از میدان گازی پارس جنوبی پیش گرفت.

خط قرمز؛ تأمین گاز خانگی
براساس این گزارش از بیش از ۸۸۰ میلیون مترمکعب گاز تزریق‌شده به شبکه سراسری در روزهای سرد، مصرف بخش خانگی و تجاری تا ۸۵ درصد افزایش یافت. این آمار به‌روشنی نشان می‌دهد در فصل سرد، بخش اصلی مصرف گاز کشور در این بخش اتفاق می‌افتد و هرگونه ناترازی می‌تواند شبکه را با مخاطره مواجه کند؛ بخشی که تأمین گاز آن خط قرمز وزارت نفت است. در عین حال افزون بر افت دما، جذب ۷۰۰ هزار مشترک تازه نیز نقش قابل‌توجهی در رشد مصرف گاز در روزهای سرد سال داشته است؛ موضوعی که در کنار سرمای شدیدتر امسال، مصرف پایه گاز را به شکل محسوسی افزایش داده است.
افزون بر نقش مهم ۲۰ پالایشگاه گازی در فرآورش گاز خام و تولید حداکثری گاز شیرین در اوج فشار مصرف گاز، اهمیت شبکه سراسری گاز کشور نیز بیش از هر زمان دیگری نمایان شده است. شبکه گاز کشور به‌عنوان یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های انتقال گاز در جهان، شامل ده‌ها هزار کیلومتر خطوط لوله فشارقوی و توزیع، ایستگاه‌های تقویت فشار، مراکز بهره‌برداری خطوط لوله و شبکه کامل مخابراتی و ارتباطی است. این شبکه عظیم، گاز تولیدی در جنوب کشور را به اقصی نقاط ایران، از کلان‌شهرها تا دورافتاده‌ترین مناطق روستایی، منتقل می‌کند و پایداری آن نقشی مستقیم در آرامش و رفاه مردم دارد. از این رو پایداری شبکه گاز در فصل زمستان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های امنیت انرژی کشور به‌شمار می‌رود.

هماهنگی مستر تولید تا انتقال
حفظ پایداری شبکه سراسری گاز با مدیریت تولید و توزیع گاز در شبکه در این شرایط خاص با وجود ثبت رکوردهای جدید مصرف با هماهنگی مستمر میان بخش‌های تولید، پالایش و انتقال، پایش لحظه‌ای شبکه و آمادگی کامل تأسیسات با انجام تعمیرات گسترده پیش از آغاز فصل سرد سال محقق شده است؛ اقدام‌هایی که اجازه نداده افزایش مصرف به اختلال در تأمین گاز مشترکان خانگی و تجاری منجر شود.
اهمیت این دستاورد زمانی بیشتر نمایان می‌شود که شرایط کنونی با گذشته مقایسه شود. در زمستان سال ۱۳۹۶، سرخط برخی خطوط لوله سراسری با افت فشار مواجه شد که این مسئله چالش‌هایی را برای هم‌وطنان در برخی مناطق ایجاد کرد و ناپایداری‌هایی در شبکه به همراه داشت. اما زمستان امسال با وجود سرمای پایدار، افزایش بی‌سابقه مصرف و افزوده‌شدن حدود ۷۰۰ هزار مشترک تازه، شبکه گاز کشور بدون افت فشار و با پایداری کامل اداره شده است؛ موضوعی که نشان‌دهنده ارتقای زیرساخت‌ها و بهبود مدیریت شبکه در سال‌های اخیر است.
این تفاوت عملکرد، حاصل مجموعه‌ای از اقدام‌های هدفمند است؛ از توسعه ظرفیت تولید در بالادست و ثبت رکوردهای جدید در پارس جنوبی گرفته تا افزایش توان پالایش، تقویت خطوط انتقال، ارتقای ایستگاه‌های تقویت فشار و استفاده از سامانه‌های هوشمند پایش و کنترل شبکه. اما در کنار این اقدام‌ها، مدیریت مصرف و همراهی مردم مهم‌ترین نقش را در عبور ایمن از روزهای سرد سال داشته است.
آنچه در زمستان امسال در صنعت گاز کشور رقم خورده، نتیجه هم‌افزایی و تلاش شبانه‌روزی کارکنان صنعت نفت در تمامی حلقه‌های زنجیره ارزش است؛ از تولید در میدان‌های بالادستی و پالایشگاه‌های پارس جنوبی تا انتقال در خطوط لوله سراسری و توزیع در پایین‌دست. این تلاش هماهنگ، بار دیگر نشان داد که سرمایه انسانی صنعت نفت، مهم‌ترین پشتوانه کشور برای حفظ پایداری شبکه گاز و تأمین امنیت انرژی در شرایط سخت زمستانی است.

چشم انداز بازار نفت

0
بازار نفت در سال ۲۰۲۶ بر اساس پیش‌بینی مؤسسه بین‌المللی مطالعات انرژی

دستاورد صنعت / بازار نفت در سال ۲۰۲۶ بر اساس پیش‌بینی مؤسسه بین‌المللی مطالعات انرژی، با مازاد عرضه بیش از ۲ میلیون و ۳۹۰ هزار بشکه‌ای در روز مواجه می‌شود؛ روندی که می‌تواند میانگین قیمت نفت برنت دریای شمال را در این سال به ۵۹ دلار در ازای هر بشکه برساند.
نفت، به‌عنوان خون در شریان‌های اقتصاد جهانی، نقشی بی‌بدیل و تعیین‌کننده ایفا می‌کند. این ماده حیاتی، نه‌تنها همچنان نیروی محرکه صنایع و حمل‌ونقل در سراسر جهان به حساب می‌آید، بلکه به‌عنوان ماده اولیه بسیاری از کالاها، از پلاستیک گرفته تا دارو، زندگی مدرن را شکل می‌دهد. در نتیجه هر نوسان در قیمت این کالای راهبردی، موج‌هایی قدرتمند به سراسر اقتصاد جهانی می‌فرستد؛ بر قیمت بنزین پمپ‌های سوخت، هزینه تولید کالاها، نرخ تورم کشورها و حتی امنیت انرژی ملل تأثیر می‌گذارد. از همین رو پیش‌بینی قیمت نفت در آینده، فراتر از یک تحلیل بازار، به یک ابزار ضروری برای تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی و سیاسی در جهان تبدیل شده است.
کارنامه قیمت نفت برنت در ۲۰۲۵، روندی کاهشی و پرنوسان را نشان می‌دهد. این شاخص جهانی اگرچه سال را از کانال ۸۰ دلاری آغاز کرد، در مسیری نزولی، در آستانه تبعید به کانال ۵۰ دلاری قرار گرفت. این افت قیمت، که با اصلاحات مقطعی همراه بود، به‌عنوان طولانی‌ترین روند نزولی بازار در بیش از یک دهه اخیر ثبت شده است. اکنون پرسش کلیدی بازار این است: این مسیر در سال ۲۰۲۶ به کجا ختم می‌شود؟ آیا کاهش قیمت‌ها تداوم خواهد یافت یا دورنمای جدیدی در انتظار طلای سیاه است؟
در پاسخ به این پرسش، تحلیلگران برخی نهادهای معتبر بین‌المللی انرژی، سناریوی محتاطانه‌تری را ترسیم می‌کنند. این دیدگاه با استناد به عواملی مانند تشدید مازاد عرضه در بازار جهانی و امکان کاهش نسبی تنش‌های ژئوپلیتیک، پیش‌بینی می‌کند که روند نزولی قیمت‌ها در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه خواهد داشت، اما احتمالاً با شیبی ملایم‌تر و آرام‌تر. از نگاه این تحلیل‌ها، فشار ناشی از رشد تولید و رشد خفیف تقاضا، مهم‌ترین عوامل سرنوشت‌ساز بازار نفت در سال آینده خواهند بود.

پیش‌بینی قیمت نفت در ۲۰۲۶ از نگاه مؤسسات بین‌المللی
در همین رابطه بانک آمریکایی گلدمن ساکس اعلام کرده است که در پی افزایش مازاد عرضه نفت در سال آینده میلادی، قیمت نفت خام شاخص برنت ممکن است تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۵۰ دلار برای هر بشکه برسد. تحلیلگران این بانک انتظار دارند مازاد نفت به‌طور میانگین تا سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۶ به روزانه یک میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه برسد.
هرچند آژانس بین‌المللی انرژی در گزارشات اخیر خود در چرخشی آشکار و بر خلاف تحلیل‌های بدبینانه پیشین، نقش بلندمدت نفت و گاز را در آینده انرژی جهان را تأیید کرده اما این نهاد نسبت به مازاد عرضه در بازار نفت در سال ۲۰۲۶ هشدار داده است. بر اساس این گزارش، آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرده که تقاضای جهانی نفت و گاز تا سال ۲۰۵۰ افزایشی خواهد بود و به‌طور تلویحی از مواضع پیشین خود درباره پدیده گذار سریع به سوخت‌های پاک‌تر عقب‌نشینی کرده است. با این حال این نهاد همچنان تأکید دارد که شکاف میان عرضه و تقاضا در سال ۲۰۲۶ بیشتر می‌شود.
در همین بین، مطابق آخرین پیش‌بینی اوپک، عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶، حدود ۲۰ هزار بشکه از تقاضا پیشی خواهد گرفت، این در حالی است که اوپک در پیش‌بینی‌های قبلی بر کسری عرضه اصرار داشت. این تجدیدنظر برای فعالان و معامله‌گران بسیار مهم بود، این تغییر به سرمایه‌گذاران نشان می‌دهد که حتی اگر اوپک همچنان به افزایش تولید ادامه دهد، نگرانی‌های پیشین درباره‌ی کمبود نفت در کوتاه‌مدت کاهش یافته و مازاد عرضه محتمل خواهد بود. کمااینکه اوپک‌پلاس در ۹ ماهه ابتدایی ۲۰۲۵ در راستای بازپس‌گیری سهم خود از بازار، طی چند مرحله کاهش داوطلبانه تولید اعضای خود را تعدیل کرد اما در نهایت در سه‌ماهه پایانی سال، با درک واقعیت بازار، مجبور شد از این روند عقب‌نشینی کند.
اداره اطلاع‌رسانی انرژی ایالات متحده نیز در گزارش پیش‌بینی کوتاه مدت خود از بازار انرژی که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شده، پیش‌بینی کرده که میانگین قیمت نفت خام برنت در این سال به حدود ۵۵ دلار در ازای هر بشکه می‌رسد. وزارت دارایی روسیه نیز پیش‌بینی کرده که قیمت نفت برنت در سال‌ ۲۰۲۶ در محدوده ۶۰ تا ۷۰ دلار در هر بشکه باقی خواهد ماند اما در شرایط رشد ذخایر نفت، خطر کاهش کوتاه‌مدت قیمت تا ۵۰ دلار وجود دارد.

روسیه و ونزوئلا، دو ابهام بزرگ بازار نفت در ۲۰۲۶
این پیش‌بینی‌های منفی در حالی صورت می‌گیرد که ادامه درگیری‌ها میان اوکراین و روسیه و ابهام در مورد دستیابی به نتایج توافق مورد انتظار آمریکا و روسیه، همچنین احتمال حمله آمریکا به ونزوئلا مهم‌ترین موضوعات ژئوپلیتیک هستند که تا حدی از کاهش بیشتر قیمت نفت در روزهای پایانی ۲۰۲۵ جلوگیری کردند. تغییر شرایط و رفع ابهام در این دو پرونده طی سال ۲۰۲۶ می‌تواند سرنوشت بازار نفت و پیش‌بینی‌های صورت گرفته در خصوص آن را دچار تغییر و تحولات اساسی کند. از سوی دیگر، احتمال ازسرگیری تنش‌های تعرفه‌ای و جنگ اقتصادی و یا ادامه آتش‌بس تجاری نیز می‌تواند به‌عنوان مهم‌ترین متغیر سمت عرضه نقش حیاتی و تعیین‌کننده ایفا کند.
اما با توجه به فضای کنونی بازار نفت و به‌ویژه مازاد عرضه در بازار در سال ۲۰۲۶، سال آینده از نظر درآمد نفتی برای اقتصادهای وابسته به نفت، سال پررونقی نخواهد بود و حتی این امکان وجود دارد که کشورهای دارای مازاد ظرفیت تولید برای جبران کاهش قیمت، سیاست افزایش تولید نفت برای درآمد بیشتر خود را در پیش بگیرند که منجر به کاهش بیشتر قیمت‌ها می‌شود.
با وجود این و با در نظر داشتن تمام نکات مطرح شده، مؤسسه بین‌المللی مطالعات انرژی پیش‌بینی می‌کند بازار نفت در سال ۲۰۲۶ با مازاد عرضه بیش از ۲ میلیون و ۳۹۰ هزار بشکه‌ای در روز مواجه شود، روندی که می‌تواند میانگین قیمت نفت برنت دریای شمال در این سال را به ۵۹ دلار در ازای هر بشکه برساند.

عرضه نفت بیش از تقاضاست

0
فریدون برکشلی

دستاورد صنعت / بازار جهانی نفت در سال ۲۰۲۵ تصویری متفاوت از انتظارات رایج تحلیلگران به نمایش گذاشت. در حالی که بحران‌های ژئوپلیتیکی پی‌درپی از جنگ اوکراین و غزه گرفته تا تنش‌های دریای سرخ و نااطمینانی‌های سیاسی در آمریکا، فضای روانی بازار را ملتهب کرده بود، قیمت نفت برخلاف پیش‌بینی‌ها وارد مسیر جهش‌های شدید نشد. بسیاری از تحلیلگران در آغاز سال گذشته میلادی، نفت ۹۰ دلاری و حتی ارقام بالاتر را محتمل می‌دانستند، اما بازار واقعیت دیگری را رقم زد؛ واقعیتی که بیش از هر چیز از تحولات ساختاری در سمت عرضه و تقاضا حکایت داشت.
در این میان، نقش فزاینده آمریکا به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان، رشد تاریخی تولید شیل، بازگشت قدرت نفت شاخص آمریکا و تغییر موازنه سنتی بازار، معادلات قیمت را دگرگون کرد. هم‌زمان اختلاف جدی میان برآوردهای اوپک و آژانس بین‌المللی انرژی درباره رشد تقاضا، به یکی از محورهای اصلی مناقشه تحلیلی در بازار نفت تبدیل شد؛ اختلافی که بازتاب آن در تیترهای رسانه‌ای، به‌طور مستقیم بر قیمت‌ها و ارزش سهام شرکت‌های نفتی اثر گذاشت.
از سوی دیگر، اوپک‌پلاس با وجود تحریم بخشی از اعضای کلیدی خود، در سال‌های اخیر یکی از منسجم‌ترین دوره‌های همکاری را تجربه کرده است. اما پرسش اساسی این است که این همبستگی تا چه زمانی دوام خواهد داشت؟ به‌ویژه در شرایطی که ظرفیت‌های مازاد محدود، سرمایه‌گذاری‌های جدید در کشورهای عضو و احتمال بازگشت بازیگران تحریم‌شده، چشم‌انداز بازار نفت در سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ را با عدم قطعیت‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است.
دکتر فریدون برکشلی، کارشناس ارشد انرژی ضمن بررسی ریشه‌های غافلگیری بازار نفت در ۲۰۲۵ و ریسک‌های پیش ‌روی این بازار در ۲۰۲۶ می‌پردازد.

بازار جهانی نفت در سال ۲۰۲۵ چه ویژگی‌هایی داشت و تمرکز اصلی بازیگران بازار بر چه عواملی بود؟
بازار جهانی نفت در ۲۰۲۵، غافلگیری و حیرت کم نداشت. بازار قیمت را با ۸۰ دلار در بشکه شروع کرد و بیشتر تحلیلگران بازار، خود را برای نفت ۹۰ دلار آماده می‌کردند. حتی اعداد بالاتر هم ذکر می‌شد. بیشتر بازیگران بازار، توجه عمده خود را معطوف عوامل فراساختاری و کلان کرده بودند؛ بحران‌های ژئوپلیتیکی، بازگشت ترامپ به کاخ سفید و سیاست‌های تعرفه‌ای آمریکا، اصرار فدرال رزرو بر پایین نگاه داشتن نرخ بهره و بلاتکلیفی نسبت به اختلاف‌های آمریکا و اتحادیه اروپا درباره چگونگی روند جنگ اوکراین از مهم‌ترین این بحران‌ها بود. در همین حال، جنگ غزه و تنش در دریای سرخ و کانال سوئز هم در جریان بود.

با توجه به این موارد، بازار از چه واقعیتی غفلت کرد؟
فکر می‌کنم آنچه بازار نسبت به آن غفلت کرده بود، توجه ناکافی به این واقعیت بود که عوامل فراساختاری و اقتصاد کلان، زمانی کارکرد دارند که ساختارها برای وقوع جهش‌های قیمتی فراهم باشد. آنچه از دید دست‌اندرکاران بازار دور مانده بود، تولید نفت شیل آمریکا بود. بازار جهانی نفت دچار یک تحول مهم شده و آن این است که آمریکا، پس از ۷۰ سال، از یک واردکننده بزرگ به یک صادرکننده عمده تبدیل شده است.

وضعیت تولید نفت آمریکا چگونه است و در این تحولات، جایگاه نفت شاخص آمریکا در بازار چگونه تغییر کرده است؟
در سال ۲۰۲۵ میلادی، آمریکا با تولید متوسط ۱۳.۶ میلیون بشکه در روز، بالاترین رقم تولید نفت در تاریخ صنعت نفت جهان را شکست. در همین حال آمریکا در تولید گاز مایع و ال‌ان‌جی نیز رکورددار شد. تا سال‌های ۲۰۲۳–۲۰۲۲ بیشتر دست‌اندرکاران بازار تصور می‌کردند موضوعیت نفت شاخص آمریکا به‌عنوان یک نفت خام مرجع به پایان خود نزدیک است، حال آنکه امروز این نفت با قدرت برگشته و تا حدی برنت را هم تحت‌الشعاع قرار داده است.

تولید نفت آمریکا با تکیه بر شیل رکوردشکنی می‌کند، با این حال آمریکا همچنان واردکننده نفت خام است؟
درست است، این کشور ناچار است نفت خام سنگین و فوق‌سنگین وارد کند. نفت شیل بسیار سبک است و بیشتر پالایشگاه‌ها امکان پالایش نفت خام بسیار سبک شیل را ندارند. از همین روی آمریکا و خریداران نفت خام شیل ناچارند شیل را با نفت خام‌های خیلی سنگین که ونزوئلا تولیدکننده عمده آن است، مخلوط کنند. این یکی از دلایلی است که آمریکا به‌طور روزافزونی به نفت خام بسیار سنگین ونزوئلا نیازمند باقی مانده است.

آمار و ارقام در بازار نفت اغلب متفاوت است. کدام نهادها آمار عرضه و تقاضای جهانی نفت را منتشر می‌کنند و تحلیلگران بیشتر به کدام گزارش‌ها توجه دارند؟
طی سال‌های اخیر دبیرخانه‌های سه سازمان تخصصی نفت و انرژی به‌طور منظم آمار و ارقام عرضه و تقاضای جهانی نفت را برآورد و منتشر می‌کنند؛ دبیرخانه اوپک در وین، دبیرخانه آژانس بین‌المللی انرژی در پاریس و اداره اطلاعات انرژی آمریکا در واشنگتن. تحلیلگران بین‌المللی به‌طور عمده به گزارش‌های دبیرخانه اوپک و دبیرخانه آژانس بین‌المللی انرژی توجه دارند.


اختلاف این دو نهاد در چیست و اختلاف آماری در ۲۰۲۵ چه ابعادی داشت؟
دبیرخانه اوپک به‌عنوان نماینده سازمانی که در ۲۰۲۵ معادل ۴۸ درصد از عرضه جهانی نفت را عهده‌دار بود، خود را متولی به‌هنگام‌ترین اطلاعات تولید و عرضه می‌داند، اما در طرف تقاضا، آژانس بین‌المللی انرژی گزارشگر مصرف بوده و آمار آن قابل دستکاری و تفسیر به رأی است، زیرا گزارش‌های آژانس منبعث از اهداف کشورهای عمده مصرف‌کننده، اهداف زیست‌محیطی و مقررات کنوانسیون آب‌وهوایی پاریس است. اوپک رشد تقاضای جهانی نفت در ۲۰۲۵ را ۱.۴ میلیون بشکه در روز برآورد کرد، در حالی که آژانس بین‌المللی انرژی این رقم را ۷۰۰ هزار بشکه در روز اعلام کرد.
از همین رو این گزارش‌ها و بازتاب‌شان بر بهای جهانی نفت و ارزش سهام شرکت‌های نفتی در ۲۰۲۵ نسبت به سال‌های قبل شدت گرفت و برخی خبرگزاری‌ها مبنای تیترهای خود را گزارش‌های آژانس قرار دادند که اثر منفی بر بازار گذاشت.

نقش اوپک‌پلاس را در تغییر و تحولات بازار نفت در سال ۲۰۲۵ چگونه ارزیابی می‌کنید؟
اوپک‌پلاس در نوامبر ۲۰۱۶، کم‌وبیش رسمیت پیدا کرد. پیوستن روسیه به جمع کشورهای عضو اوپک‌پلاس که در تلاش برای ثبات بازار جهانی نفت بودند، کمک مؤثری کرد، البته بعد از همه‌گیری کرونا در ۲۰۲۰ که بازار جهانی نفت ۱۰ میلیون بشکه در روز از تقاضا را از دست داد، جمع بزرگی از تولیدکنندگان نفت را به هم نزدیک و هم‌داستان کرد.
در ۲۰۲۵، اعضای اوپک و متحدان نمایش کم‌نظیری از همبستگی برای ایجاد ثبات در بازار جهانی نفت را به نمایش گذاشتند. در ۲۰۲۳، اوپک پلاس جمعاً ۴.۶ میلیون بشکه در روز را از بازار خارج کرد تا ثبات را به بازار نفت بازگرداند. چنین همبستگی‌ای در میان سازمان‌های بین‌المللی کم‌نظیر است.

در ادامه مسیر، چه خواهد شد؟
فکر می‌کنم که در کوتاه و میان‌مدت اوپک و متحدانش، کماکان به مسیر خود ادامه خواهند داد، اما برای آینده دورتر، باید شرایط بین‌المللی، منطقه‌ای و تغییرات ساختاری در اقتصاد جهان را زیر نظر داشت. هم‌اکنون نفت روسیه، ایران و ونزوئلا، تحت تحریم قرار دارند، بنابراین نزدیک به ۲۰ درصد از نفت اوپک و متحدانش تحریم است. از سوی دیگر، از میان اعضای اوپک‌پلاس فقط امارات متحده عربی و عربستان، ظرفیت مازاد دارند.
در طرف تقاضا، چین و هند به‌عنوان مهم‌ترین خریداران نفت جهان به‌شدت به ظرفیت پالایشی خود افزوده‌اند. فرآورده‌های نفتی حالا خود به رقبای عمده نفت خام تبدیل شده‌اند. چین در دسامبر ۲۰۲۵ معادل ۱.۲۴۷ میلیارد بشکه ذخیره‌سازی نفتی کرده و خودش یک بازیگر مهم در بازار جهانی نفت شده است. اوپک هم شرایط را درک می‌کند، اما قابلیت و دامنه همکاری اعضا در انتهای دهه جاری قابل تأمل است، زیرا تقاضای نفت اروپا، رشد اندکی دارد.
اقتصاد اروپا، از سال ۲۰۱۵ به بعد، رشد منفی در مصرف نفت داشته است. کشورهای اتحادیه اروپا درمجموع ۱۱.۵ میلیون بشکه در روز نفت مصرف می‌کنند. مالیات بر مصرف فرآورده‌های نفتی یکی از منابع مهم درآمدی در اروپاست. سود حاصل از مالیات بر فرآورده‌های نفتی در اروپا، بیش از درآمد کشورهای عضو اوپک است، بنابراین درمجموع کاهش واردات نفت، بر درآمدهای دولتی اتحادیه اروپا تأثیرات منفی دارد.

جمع‌بندی شما از ریسک‌های آینده چیست؟
در سال‌های اخیر بحران‌های مهمی در دنیا رخ دادند که هریک تأثیرات مهمی بر بازار جهانی نفت و تحولات منطقه‌ای و جهانی بر جای گذارد. به دنبال هر بحران، قیمت‌ها اندکی افزایش یافتند و بعد از مدت کوتاهی کاهشی هم شدند. این پرسش برای دست‌اندرکاران بازار مطرح است که چرا و چگونه این حجم از بحران، قیمت‌های جهانی نفت را با شوک‌های شدید و افزایش بی‌وقفه مواجه نمی‌کند. من فکر می‌کنم که در حقیقت، بحران‌های ژئوپلیتیکی، تأثیرات خود را بر جای گذاردند. به نظر من، قیمت نفت برای برنت، امروز باید هر بشکه ۴۰ دلار می‌بود و اکنون بیش از ۱۰ دلار از قیمت امروز نفت، تحت تأثیر بحران‌های ژئوپلیتیکی است.
با این حال عرضه نفت بیش از تقاضاست. حجم بالایی از نفت در ذخایر خشکی و آبی، در انتظار خریدار هستند. کانون‌های رشد تقاضای جهانی نفت، در شرایط خوبی نیستند. اروپا، با رشد مصرف منفی روبه‌روست و چین و هند و کشورهای جنوب شرقی آسیا هم کمتر از انتظار نفت مصرف کردند.
ریسک‌های بازار نفت در سال ۲۰۲۶ به‌طور عمده از درون اوپک‌پلاس و در جنگ سهمیه‌ها خواهد بود. چنانچه در اوکراین صلح برقرار شود، روسیه به‌سرعت شروع به بازطراحی جایگاه خود در بازار خواهد کرد. روسیه در شرایط عادی و بدون تحریم، می‌تواند تا یک‌میلیون بشکه بیشتر نفت در روز تولید کند. امارات متحده عربی هم ظرفیت بیشتری از تولید خود دارد و قادر است تا ۱.۳ میلیون بشکه در روز اضافه تولید نفت داشته باشد.
عراق هم در فهرست انتظار است و با سرمایه‌گذاری‌های گسترده بین‌المللی که تقریباً بیشتر شرکت‌های عمده نفتی جهان در آن نقش دارند، در سال‌های آینده، سهم‌خواهی خواهد کرد. لیبی، نیجریه و تعدادی از کشورهای آسیای میانه هم در حال سرمایه‌گذاری و ظرفیت‌سازی برای افزایش تولید نفت هستند، البته در این میان، شیل آمریکا هنوز شرایط مبهمی دارد. برخی احتمالات حکایت از آن دارد که در سطح قیمت زیر ۵۵ تا ۶۰ دلار در هر بشکه، شیل قدرت رقابت نخواهد داشت و بازار را واگذار خواهد کرد. در هر حال موقعیت شیل مهم و تعیین‌کننده است.
در صورت وقوع نبرد بر سر سهمیه، میان اعضای اوپک‌پلاس، قیمت‌ها کاهش چشمگیری خواهد داشت، اما بدون جنگ سهمیه‌ها هم احتمالاً تا نوامبر و دسامبر ۲۰۲۶ و پایان انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، قیمت‌ها در سطح ۵۰ تا۶۰ دلار باقی خواهد ماند. برای قیمت‌های باثبات‌تر باید تا ۲۰۲۷ صبر کرد.

مقالات محبوب