بنیان‌گذار کفش ملی ‌‌ایران

محمدرحیم متقی‌‌ایروانی

0
46
بنیان‌گذار کفش ملی ‌‌ایران

دستاورد صنعت / مدتها به این فکر بود که مردم چه چیزی بیشتر نیاز دارند و چه چیزی را ‌می‌توانند نادیده بگیرند. از دانشگاه که درآمد شروع به مطالعه کرد «درباره ‌‌این که چه کالاهایی زیادتر وارد کشورمان ‌می‌شود. آن موقع کفش یکی از ارقام بزرگ واردات ما بود و تصمیم گرفتیم کارخانه به منظور تولید کفش تاسیس کنیم. برای انجام این فکر بنده به آمریکا رفتم و نقشه‌های کار را تهیه کرده و به ‌‌ایران آوردم و به‌‌این ترتیب کارخانه کفش ملی به وجود آمد.»
معتقد بود که «همه مردم به نان و کفش نیاز دارند، آنها ‌می‌توانند برخی اوقات نان نخورند، اما نمی‌توانند بدون کفش بمانند.»
محمدرحیم متقی ایروانی با آنکه در دانشگاه حقوق خوانده بود و پروانه وکالت داشت اما هیچگاه کار وکالت نکرد. زندگی‌اش با تجارت شروع شده بود. از روزی که چشم بازکرد همه خانواده‌اش به تجارت مشغول بودند. او بیست و یکم بهمن 1299 در محله مشیر شیراز در خانواده‌‌ای تاجر پیشه به دنیا آمد. پدرش تجارت‌خانه‌‌ای در شیراز داشت و چای، قماش وتریاک وارد ‌می‌کرد و آنها را در حجره‌اش ‌می‌فروخت. محمد رحیم از همان کودکی در حجره پدرش کار ‌می‌کرد. هر روز حجره را جارو ‌می‌کرد و بسته‌‌های پستی را تحویل اداره پست ‌می‌داد. او بزرگترین فرزند خانواده بود ولی وقتی شش ساله بود مادرش را در هنگام تولد چهارمین فرزندش از دست داد. پدرش که تا آن موقع سه بار زن گرفته بود، بعد از مرگ نزهت الزمان پارسا مادر محمد رحیم دیگر زن نگرفت و همین بود که سرپرستی محمدرحیم را عمویش عبدالرحمن برعهده گرفت که با خاله محمد رحیم ازدواج کرده بود و فرزندی نداشت.
دبستان را در مدرسه باقریه شیراز تمام کرد و زمانی که 12 ساله بود برای یادگیری زبان انگلیسی به کالج استوارت اصفهان رفت.‌‌ این کالج را هیات مرسلین کلیسایی انگلستان اداره می‌کرد و تنها کالج عمو‌می‌انگلیسی در سراسر ‌‌ایران به شمار ‌می‌آمد. استوارت مموریال کالج قبل از جنگ جهانی اول در سال 1275 شمسی (1894 میلادی) یک دهه قبل از انقلاب مشروطیت، توسط اسقف ادوارد گریک استوارت که از نیوزیلند به ‌‌ایران آمده بود، کارش را شروع کرده بود. این کالج 300 دانش‌آموز داشت. شصت نفر آنها در بخش شبانه‌روزی زندگی ‌می‌کردند. اکثر دانش‌آموزان از خانواده‌های ثروتمند و تاجرپیشه‌‌ای بودند که والدینشان آنها از شهرستان‌های مختلف ‌‌ایران به این کالج فرستاده بودند تا به شیوه انگلیسی آموزش ببیند. تحصیل در ‌‌این مدرسه تاثیر جدی بر محمدرحیم گذاشت که بعدها آثارش در مدیریتش در کفش ملی دیده ‌می‌شود.
از دوستان و همشاگردی‌های آن سال‌های محمد رحیم در کالج اصفهان ‌می‌توان از چهره‌هایی مانند مسعود برزین، منوچهر رزمجو، حسن شهباز، سید نصرالله فاطمی ‌(برادر سید حسین فاطمی ‌‌وزیر خارجه دکتر مصدق)، عبدالحسین سپنتا، غلامرضا نیک‌پی که بعدها شهردار تهران شد، منوچهر مستشاری و عطا سلمان‌پور، معاون وزارت اقتصاد و قائم مقام بانک مرکزی نام برد.
بعد از کالج اصفهان دوباره به شیراز بازگشت و در دبیرستان شاپور شیراز که رضاشاه پهلوی برای تعلیمات آموزشی راه انداخته بود، به تحصیل پرداخت و در سال 1320 درست زمانی که متفقین ایران را اشغال کردند، دیپلم ادبی گرفت. سال بعد در دانشکده حقوق دانشگاه تهران در رشته قضایی پذیرفته شد و در سال 1324 از آن دانشکده فارغ التحصیل شد.‌‌
سر پر سودایی داشت، در دانشگاه به همراه دوستش عباس اردوبادی نشریه «آئین دانشجویان» را منتشر ‌می‌کرد و از چهره‌های شاخص آن زمان مثل محمد مصدق، ابوالحسن و جلال آل‌احمد مطلب چاپ می‌کرد. همزمان پمپ بنزین نزدیک دانشگاه در خیابان وصال را اجاره کرده بود و خرجش را از آنجا تامین ‌می‌کرد. یک کتاب راهنمای ازدواج را از عربی به فارسی ترجمه کرد و کتاب گفتگوی انگلیسی به فارسی را در همین دوره برای استفاده خارجی‌‌ها از جمله سربازان متفقین نوشت.
همین که درسش در دانشگاه تمام شد به آبادان رفت و حدود شش ماه در استخدام دادگستری بود و بعد از گرفتن پروانه وکالت به تهران بازگشت و مدتی در بانک شاهی که در آن سال‌ها به بانک شاهنشاهی‌‌ایران تغییر نام داده بود، کار کرد. خودش ‌می‌گفت: «این کارها و تغییر پی در پی آنها را به منظور کسب تجربه و سابقه در کار تجارت انجام داده است.»
یک سال پس از پایان دانشگاه در شهریور 1325 به نیویورک رفت و از طریق عباس ارودبادی رفیق دوران دانشگاهش برای تحصیل دوره دکتری در دانشگاه مریلند ثبت نام کرد اما خیلی زود منصرف شد و به ‌‌ایران بازگشت.
اوایل تابستان سال 1327 با زینت منتخب فرزند حاج فرج منتخب رئیس اتاق تجارت شیراز ازدواج کرد. در سال 1328 با کمک تعدادی از تجار یک دستگاه تولید برق خرید و کارخانه برق فسا را تاسیس کرد. همزمان پاساژ استاندارد را با 25 مغازه و یک سینما به نام مترو در خیابان زند شیراز ساخت، همان سینمایی که بعدها دوستش شاهرخ گلستان مدتی آن را اجاره و مدیریت کرد.
دو سال بعد از ازدواج، فعالیت‌های اقتصادی‌اش را به تهران منتقل کرد و اولین تجارتخانه خود را در سرای محمدی در سبزه میدان تهران در خیابان خیام بنا نهاد و نام آن را شرکت سها‌می‌باتا گذاشت. در ‌‌این تجارتخانه کتیرا، مواد روغنی، مغز گردو، آنقوزه و پنبه صادر و در مقابل چتایی، کفش، چتر، گونی وگالش از چکسلواکی وارد ‌می‌کرد. همان زمان، زمینی در چهار راه گلوبندک خرید و پاساژی دیگر با همان نام «استاندارد» که در شیراز ساخته بود، بنا کرد.
همزمان به توماس باتا که نمایندگی فروش کالاهایش را در‌‌ایران داشت پیشنهاد داد تا در‌‌ ایران کارخانه تولید کفش تاسیس کند اما باتا به سبب ملی شدن کارخانجاتش در اروپای شرقی ‌‌این پیشنهاد را قبول نکرد.
مصرف گالش در‌‌ایران به خصوص در مناطق روستایی بسیار زیاد بود برای همین ‌‌ایروانی به چکسلواکی رفت و در سفر خود دو کارشناس و یک دستگاه اتوکلاف (برای گرم کردن لاستیک و درست کردن گالش) آورد و در خیابان خیام، سرای محمدی تولید گالش را شروع کرد.
در دوره‌ای گرفتن نمایندگی از شرکت‌‌های خارجی مد روز بود و تعدادشان روز به روز در ایران بیشتر ‌می‌شد، او به فکر ساختن کارخانه تولید کفش بود. در سال 1334 زمینی 700 متری در مهرآباد تهران خرید و تجهیزاتش را به آنجا منتقل کرد و پاساژ استاندارد را اجاره داد. یک شریک آمریکایی در کفش ولکو گرفت و هدفش این بود که با امتیاز این شرکت آمریکایی تولیدات خود را در ایران بفروشد. این کارخانه تازه تاسیس روزی 150 جفت کفش تولید ‌می‌کرد.
ابتدا نام شرکتش را «شرکت سها‌می‌کفش» گذاشت اما اداره ثبت شرکت‌‌ها با این بهانه که نا‌می‌ عام است با آن مخالفت کرد و ایروانی نام «ملی» را پیشنهاد داد که یادآور ملی کردن نفت بود، این نام هم با مخالفت اداره ثبت شرکت‌‌ها مواجه شد اما ایروانی این بار کوتاه نیامد. دنبال لوگوی برای شرکتش ‌می‌گشت اول نشان خروس بعد فیل و شیر را امتحان کرد اما سرانجام فیل را به عنوان نشان کفش ملی انتخاب کرد.
تا این زمان، کفش‌‌ها لاستیکی و پلاستیکی بود و هنوز تولید کفش چر‌می ‌در ایران شروع نشده بود. در آن زمان کفش سه ستاره و کفش مهشید رقیب ایروانی بودند. ولی بعدها برادران عمید حضور در کفش بلا و مصطفی حسین‌زاده در کفش وین به جمع رقبا پیوستند که از تجارت کفش وارد تولید شده بودند. این رقبا در مقابل ایروانی که روز به روز تولیدش را متنوع‌تر و از روش‌‌های تازه‌ای برای فروش استفاده ‌می‌کرد، توان چندانی نداشتند.
ایروانی برخلاف دیگر هم عصران خود که به صورت خانوادگی کارهایشان را پیش ‌می‌بردند، خودش یک تنه صبح قبل از کارگران به کارخانه می‌رفت و شب بعد از همه دفترش را ترک ‌می‌کرد. این مرد سختکوش به سرعت در دهه چهل خورشیدی که به دهه طلایی اقتصاد ایران معروف است، کارش را توسعه داد، در بهمن سال 1340 کفش پویا را برای تولید کفش ورزشی، در مرداد 1342 کفش فارس برای تولید کفش چر‌‌می ‌و در بهمن 1347 کفش صنعتی را تولید کفش ‌‌ایمنی و کفش سرپایی ملی برای تولید دمپایی راه‌اندازی کرد.
بخشی از کفش‌‌های تولیدی ورزشی، چرمی، دمپایی، کفش بچه‌گانه، کفش ایمنی و پوتین نظا‌می ‌را با مشارکت شرکت‌‌های بین‌المللی مثل اوتافوکوی ژاپن، گوستاوهوفمن، دسما، گابور آلمانی، گودبلت آمریکا و یونیوکمیکال سوئیسی تولید ‌‌می‌کرد. در شرکت ماشین‌سازی تجهیزات کفش هم با فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها شریک بود.
با توسعه فعالیت‌های تولید کفش، ‌‌ایراوانی در اسماعیل آباد کیلومتر 18 جاده مخصوص، زمینی به مساحت 400 هزار متر خرید و کارهای ساختمانی را در سال 1349 تمام کرد و تمام بخش‌های تولیدی را به‌‌ این مجتمع جدید منتقل کرد.
او در‌‌این مجتمع 400 خانه سازمانی نیز برای کارگران طراحی کرد تا بتواند «با احداث خانه‌های سازمانی در کنار کارخانه‌ زمان رفت و آمد کارگران و هزینه‌های نقل وانتقال آنها را – که بر هزینه تولید موثر بود- کاهش دهد.
اولین کارخانه‌‌ این مجتمع صنعتی، کارخانه کفش استاندارد و دو‌می‌کفش تاف (صنعتی) بود. هر کارخانه دفتر اداری، رستوران، مهدکودک و نانوایی مستقل داشت و غذای کارگرها، از صبحانه گرفته تا ناهار و شام در آنجا تهیه ‌می‌شد.
ایروانی حافظه عجیبی داشت و نام بسیاری از کارمندان و مدیران کفش ملی به یاد داشت و همزمان با تاریخ تولدشان، برای آنها گل و کارت تبریک ‌می‌فرستاد. هر پنج‌شنبه با کارکنان و سرپرستان آنها ناهار ‌می‌خورد و به حرف‌‌هایش گوش ‌می‌داد. معتقد بود که محیط‌‌های کاری مشکلاتی دارند که از دید مدیران پر مشغله پنهان ‌می‌ماند اما کارکنان این مشکلات را بهتر ‌می‌بینند.
در نیمه دهه 1350 سازمان گروه صنعتی ملی در پنج گروه عمده یعنی گروه مواد اولیه، گروه ماشین‌آلات، گروه چکمه و دمپایی و گروه بازاریابی شکل گرفته بود.
این پنج گروه در قالب سرمایه‌گذاری ملی، سرمایه‌گذاری آذرین و سرمایه‌گذاری الوند فعالیت داشتند. البته سرمایه‌گذاری الوند در زمینه‌‌هایی نظیر سرمایه‌گذاری در بانک‌ها به ویژه در بانک ایران و عرب، بانک ایران و خاورمیانه، بیمه ایران و آمریکا فعالیت داشت. ماموریت دیگر این گروه این بود که در زمینه ساختمان سازی و تاسیس شرکت‌‌های سها‌می‌مشترک با خارجی‌‌ها برای انتقال فناوری فعالیت کند.
ایروانی از سال 1335 تا 1357 در تاسیس 53 شرکت صنعتی تجاری و بیش از 25 شرکت صنعتی در زمینه تولید انواع کفش با شرکای داخلی و خارجی مشارکت داشت. اولین شرکت باتا بود که در تیر 1330 فعالیتش را شروع کرد و آخرین آن چرم خسروی‌نو بود که در سال 1356 برای دباغی و چرم‌سازی به ثبت رسید. از برخی کفش‌های تولیدی کفش ملی مثل کفش کیکرز چنان استقبالی شد که سال‌‌ها بعد از انقلاب صورت سهمیه‌‌ای فروخته ‌می‌شد.
در دوران اوج فعالیت ایروانی وقتی بازار داخلی در حال اشباع شدن بود، به فکر صادرات کفش به دیگر کشورها بود، به اروپایی شرقی و شوروی پوتین صادر ‌می‌کرد و با راه‌اندازی دفتری در لندن، هم کفش صادر ‌می‌کرد و هم از طریق این دفتر بازار جهانی کفش و تحولات آن را زیر نظر داشت تا از رقبای جهانی خود عقب نیفتد. بخشی از کفش‌‌های تولیدی را نیز در چند کشور اروپایی مثل بلژیک، آلمان و کشورهای اسکاندیناوی صادر ‌می‌کرد.

کانون مشاوره اقتصادی
ایروانی در تیرماه سال در1343 مهرآباد جنوبی خیابان پارس یک کار اجتماعی را شروع کرد که تا آن زمان در تاریخ ‌‌ایران سابقه نداشت. او شرکت «کانون مشاوره اقتصادی» را تاسیس کرد که به «خانه بزرگ» معروف شد. در زمانی این کانون را بنیاد گذاشت که هنوز بحث مسئولیت اجتماعی در جهان شروع نشده بود. کار ‌‌این کانون، بزرگ کردن 20 کودک دوماهه تا دو ساله با نام ‌‌ایروانی‌پور بود، با ‌‌این هدف که ‌‌این کودکان در ‌‌آینده از مدیران بنگاه صنعتی او شوند. او این کودکان را از پرورشگاهی در شیراز به تهران آورد و برای آنها همه‌گونه امکانات فراهم کرد. ایروانی با وقوع انقلاب، بچه‌های کانون مشاوره را که 15 تا 18 ساله بودند با خود به خارج از کشور برد.
ایروانی در سال‌های بعد از انقلاب همواره تنها توشه و سرمایه خود را کانون مشاوره و همان بچه‌ها ‌می‌دانست و ‌می‌گفت:»سرمایه من ‌‌اینها هستند.»

فروشگاه‎های کفش ملی
ایروانی توجه ویژه ای به بازار و مشتری داشت و معتقد بود وقتی مشتری وارد فروشگاهی ‌می‌شود نباید دست خالی آنجا را ترک کند. او از همان ابتدای شروع کار، به فکر عرضه محصولات در فروشگاه‌‌های اختصاصی خودش بود. اولین فروشگاه کفش ملی در سال 1337 در پاساژ استاندارد تاسیس شد. بعد از آن به سرعت ده فروشگاه در سرچشمه، میدان شهناز، میدان ثریا (گرگان)، امیریه، سلسبیل، حشمیته، جوادیه، میدان خراسان و نازی آباد افتتاح شدند. بعد از آن فروشگاه‌های کفش ملی در استان‌ها و شهرهای دیگر نیز راه‌اندازی شدند. او همه فروشگاه‌ها را به محض انتخاب، ‌می‌خرید تا دستش بازتر باشد. کفش ملی زمان انقلاب 378 فروشگاه و 251 نمایندگی در سراسر ایران داشت و برای همین فیل کفش ملی هنوز هم یادآور خاطرات بسیاری از ‌‌ایرانیان در گوشه و کنار این کشور است.
در زمان انقلاب 57 در گروه کفش ملی ده هزار نفر کار ‌می‌کردند اما دهم تیر ماه سال 58 شورای انقلاب قانون حفاظت توسعه صنایع را تصویب کرد که بر اساس آن اموال 51 نفر از جمله محمدتقی رحیم ایروانی را مصادره شد.
بعد از انقلاب، هر سال در پایان اسفند برای کارگران و کارکنان کفش ملی نامه تبریک سال نو ‌می‌نوشت و به آنها سفارش ‌می‌کرد، با علاقمندی و دلسوزی کار کنند و در حفظ گروه صنعتی ملی کوشا باشند، چون مال خودشان است. علاوه بر این، با آمدن هر مدیر جدید به مجموعه کفش ملی به او تلفن ‌‌می‌کرد، تبریک ‌می‌گفت و او را تشویق به حفظ موسسه ‌می‌کرد چون معتقد بود که چند هزار نفر از طریق آن زندگی ‌می‌کنند.
بعد از انقلاب او بیکار ننشست. ابتدا در بوستون آمریکا کارخانه چرم و کفش‌سازی تاسیس کرد، سپس کارخانه کفش استاندارد را در قاهره بنا نهاد. طرحی هم برای تاسیس کارخانه کفش‌سازی در افغانستان تهیه کرده بود و برای تامین مالی آن با نهادهای مختلف مکاتبه و مذاکره کرد اما موفق به اجرای آن نشد.

تلاش‌‌های بی نتیجه
ایروانی همزمان با تولید کفش در خارج از ایران سعی داشت تا اموالش را بازپس بگیرد. بارها به مقامات بلندپایه سیاسی ایران نامه نوشت و تقاضای بازپس گرفتن اموالش را کرد اما همه تلاش‌هایش بی نتیجه ماند.
در سال 1371 به ‌‌ایران بازگشت و با برخی از مقامات از جمله با محمد حسین عادلی رئیس کل وقت بانک مرکزی ملاقات کرد. در آن زمان با وجود استقبال کارکنان و کارگران گروه صنعتی ملی، گروهی همچنان با ورود کارآفرینان دوره پهلوی مخالف بودند و احتمال مطرح شدن اتهامات جدیدی به غیر از اتهامات گذشته وجود داشت برای همین به سرعت به انگلستان بازگشت ولی همچنان امیدوار بود.
در سال 1384 در روزهای شروع به کار محمود احمدی‌نژاد نامه‌‌ای به معاون اجرایی وی علی سعیدلو نوشت و از او خواست که گروه صنعتی ملی را به وی برگرداند «در مقابل او نه تنها حاضر است به عنوان معاون گروه کار کند بلکه قول ‌می‌دهد تا درعرض سه سال ده هزار نفر را به استخدام درآورد.» پاسخی به‌‌این درخواست داده نشد و هفت ماه بعد در دوازدهم بهمن 1384 در لندن درگذشت.
کفش ملی هم در طول چهار دهه کم کم قدرتش را از دست داد، تولید کفش در کارخانجاتش متوقف شد و فروشگاه‌هایش تولیدات کارخانه‌های دیگر را ‌می‌فروشند و پارک صنعتی کفش ملی در اسماعیل آباد تبدیل به انبار شرکت‌های خودروسازی شده است. در وبسایت کفش ملی هم چند عکس از ایراوانی گذاشته شده اما هیچ نا‌می‌از او نیست.

منابع:
موقعیت تجار و صاحبان صنایع در‌‌ایران عصر پهلوی / علی اصغر سعیدی و فریدون شیرین کام/ گام نو/ 1388
سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی‌‌ایران / فریدون شیرین کام،‌‌ایمان فرجام نیا/ نشر فرهنگ صبا/1393

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید