دستاورد صنعت / یک سال بعد از انقلاب در حالی که شرکت مینو از لیست 51 نفره قانون حفاظت صنایع و مصادره اموال جان به در برده بود و علی خسروشاهی با اطمینان بیشتر به اداره شرکت مشغول بود در روز اول اسفند 1358 خبر رسید که برخی کارگران شرکت مینو کارفرمای خود را گروگان گرفتهاند«و از دولت میخواهند که برای جلوگیری از ورشکستگی و تعطیلی این واحد تولیدی هر چه زودتر هیاتی را جهت رسیدگی به وضع نابسامان این کارخانه اعزام دارد.»
کارگران، دو برادر علی و جلیل خسروشاهی، حسن بهزادی و محسن فراهت از مدیران شرکت را جداگانه در اتاقی در طبقه چهارم شرکت زندانی کرده بودند. گروگانگیران ابتدا خواستار افزایش حقوق، تقسیم سود ویژه و سهام مجانی بودند اما بعدتر اعلام کردند که میخواهند مالکیت از مدیریت جدا بشود. حسن بهزادی از مدیران شرکت میگوید«دیدیم که اینها یک تیماند و همه مسلح بودند. در سقف طبقه پنجم شرکت خوراک هم تیربار برده بودند که اگر حملهای علیهشان شد، دفاع کنند.»
در این دوران برخی چهرههای سیاسی چپگرا در ناآرامیهای کارخانه نقش داشتند در میان آنها «نام حبیب الله پیمان، رهبر جنبش مسلمانان مبارز، بیشتر از دیگران مطرح بود او در کارخانجات مختلف سخنرانی میکرد و بر نقش و حضور شوراهای کارگری در کارهای اجرایی تاکید میکرد. پیمان بر این اعتقاد بود که شوراهای کارگری باید قدرت اجرایی داشته باشند. او به شرکت مینو آمد و در سخنرانی خود به کارگران اطمینان داد که بیرون کردن مالکان شرکت هیچ خسارتی به شرکت نمیزند. او گفت «شاه رفت. هیچ حادثهای رخ نداد. خسروشاهی هم برود، هیچ چیزی نمیشود.»
ماجرا چند روز ادامه داشت و گروگانگیران چند بار میخواستند آقای خسروشاهی را از طبقه چهارم ساختمانی که در آن زندانی بود، به بیرون پرتاپ کنند. در بیرون ساختمان در جاده کرج هم کمیته مستقر شده بود اما گروگانگیران مقاومت میکردند.
در این میان دادستانی وارد ماجرا شد و مدیران شرکت هم نامههایی به بنی صدر رئیس جمهور وقت، محمدرضا مهدوی کنی سرپرست کمیتههای انقلاب اسلامی، آیت الله قدوسی دادستان کل انقلاب و محمود احمد زاده وزیر صنایع و محمدرضا نعمت زاده وزیر کار نوشتند اما هیچکدام از مقامات واکنشی نشان ندادند.
سرانجام در روز پنجم، علی خسروشاهی، اعتصاب غذا کرد و چون سه تن از گروگانها علی و جلیل خسروشاهی و فراهت در سنین بین 60 تا 70 بودند و احتمال خطر جانی آنها میرفت، از مقامات خواسته شد که برای رفع گروگانگیری اقدامی بکنند.
علی خسروشاهی برای ترساندن گروگانگیران به آنها گفته بود که اعتصاب غذا کرده اما در کشوی میزش مقداری پفک نمکی از تولیدات کارخانهاش داشت که گاهی از آنها میخورد. پفک کمک زیادی به سرپاماندن علی خسروشاهی در دوره گروگانگیری کرد.
بعد از دخالت دادستانی، گروگانها بعد از هشت روز آزاد شدند اما در فروردین 1359 ضربه کاری به شرکت مینو وارد شد. ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت در نامهای به وزارت صنایع اعلام کرد که شورای انقلاب در جلسه 28 اسفند 1358 خود بر اساس پیشنهاد وزارت صنایع اداره کارخانجات گروه صنعتی مینو را به این وزارتخانه سپرده است.
دادگاه بعد از ملی شدن شرکت مینو این شرکت را متهم کرده بود به«کوشش در ایجاد وابستگی اقتصادی و اشاعه مظاهر غرب زدگی از جمله تغییر ذائقه مردم و گسترش فرهنگ آرایشی غرب به عنوان نمونه بارز سرمایهداری و وابستگی اقتصاد کشور. بزرگترین اتهام خسروشاهی در آن زمان اشاعه فحشا از طریق تولید لوازم آرایشی و خیانت به صنعت از طریق انتقال فناوری تولید پفک نمکی به عربستان سعودی بود.
این در حالی بود که در آن زمان شرکتهای علی خسروشاهی بیشتر از 6000 کارگر و کارمند داشت و فروش گروه صنعتی مینو نیز حدود دویست میلیون دلار بود و بیش از بیست میلیون دلار از محصولات آن شرکت صادر میشد.



















خاندان خسروشاهی
حاج غفار پدر علی خسروشاهی از تجار سرشناس تبریزی و از خانوادهای بود که از خسروشاه به تبریز مهاجرت کرده بودند. غفار، حسن و حسین سه برادری بودند که از سال 1280 خورشیدی تجارت را شروع کرده بودند و کالاهایی نظیر فاستونی، کاغذ، چای، شکر و… وارد میکردند. این سه برادر علاوه بر کارهای تجاری، با سرمایهگذاری مشترک با برادران شالچیلار کارخانه نساجی آذربایجان را در قزوین تاسیس کردند. این کارخانه با سرمایه 352 هزار تومانی و 100 دستگاه ریسندگی و بافندگی پنبه کارش را شروع کرد و پارچههای ضخیم تولید میکرد که عمدتا روستائیان از آن استفاده میکردند. کار این شرکت به خاطر مشکلات مدیریتی و بیتوجهی به تحولات بعد از جنگ جهانی دوم در صنعت نساجی به بن بست خورد و سرانجام شراکت آنها در سال 1325 به پایان رسید و کارخانه اعلام ورشکستگی کرد. این کارخانه که 350 نفر کارگر داشت، از بزرگترین واحدهای تولیدی ایران در آن زمان بود.
از میان نسل سه برادر یعنی غفار، حسن و حسین، دو گروه به بزرگترین فعالان صنعتی ایران تبدیل شدند. گروه مینو که علی و فرزندش حسن و برادرش جلیل خسروشاهی فرزندان غفار مدیریت آن را در دست داشتند و در صنعت شکلات و بیسکویت فعال بودند و گروه تولیددارو که حسن خسروشاهی و فرزندانش راه اندازی کردند و مجموعه بزرگی به نام گروه سرمایهگذاری البرز تشکیل دادند. شرکتهای تولید دارو، البرز و… بیشتر از 600 محصول بهداشتی، دارویی و غذایی تولید میکردند. بعد از انقلاب سهام این شرکتها مشمول قانون حفاظت از صنایع و در لیست مشهور 51 نفره قرار گرفت و مصادره شد.
علی خسروشاهی کی بود؟
علی خسروشاهی در سال 1290در خانوادهای تجارت پیشه در تبریز به دنیا آمد. پدرش حاج غفار از تجار سرشناس تبریز بود و در بازار تبریز تیمچه اول حاجیشیخ حجره داشت. در کودکی به دلیل هوش و استعدادش میان دوستان به «عل آقا ذکی» (علی آقای باهوش) شهرت داشت.
علی ابتدا در مدارس رشدیه تبریز درس میخواند اما وقتی پدرش تجارتخانه خود را به همدان منتقل کرد به مدرسه شرف همدان رفت. در سال 1308 وارد دانشگاه تهران شد و حقوق و علوم سیاسی درس خواند. در سال 1318 با فاطمه رفیع فرزند قائم مقام الملک رفیع ازدواج کرد که پدرش از رجال سرشناس دوره رضا شاه و محمدرضا پهلوی بود.
علی خسروشاهی زبان فرانسه و انگلیسی میدانست. فرانسه را در تبریز با دایی خود دکتر هشترودیان شروع کرده بود و در دوره دانشجویی نیز چنان زبان فرانسه خود را تقویت کرده بود که افراد فرانسویدان میگفتند که او فرانسه را مثل یک فرانسوی صحبت میکند. انگلیسی را هم با ممارست و گوش دادن به رادیو بی بی سی آموخت. به روایت حسن خسروشاهی «پدرم میگفت در زمان جنگ دوم اخبار جنگ تاثیر زیادی در بازار میگذاشت و به همین جهت، او با کوشش زیاد زبان انگلیسی را فراگرفت تا با گوش دادن به بی بی سی قبل از سایر بازاریان از خبرها مطلع شود و معاملات خود را بر اساس این اطلاعات انجام دهد.»
علی خسروشاهی غیر از انگلیسی و فرانسه، ترکی اسلامبولی میدانست و با زبان آلمانی نیز آشنایی داشت.
علی خسروشاهی ابتدا در بازار سلطانی تهران در تجارتخانه پدرش «تجارتخانه غفار خسروشاهی» و بعدها در «تجارتخانه علی خسروشاهی و برادر» و در نهایت در «تجارت خانه علی خسروشاهی» تجارت میکرد. از خارج کالا وارد میکرد و از طریق بنکداران میفروخت. او بیشتر فعالیت تجاری خود در بازار تهران بر واردات منسوجات، بلور، بخاری علاءالدین، دارو، مواد خوراکی و صادرات کشمش و فرش متمرکز کرده بود.
در دورهای که علی خسروشاهی فعالیتش را شروع کرد گرفتن نمایندگی فروش محصولات از شرکتهای خارجی پررونق بود و بسیاری آن دوره را «عصر اخذ نمایندگی» میدانند.
وی اواخر دهه بیست خورشیدی نمایندگی محصولات دارویی بوتس انگلستان را گرفت و کاروبارش داشت رونق میگرفت که پدرش غفار درگذشت و او علاوه بر صدمه روحی، از نظر تجاری نیز به دلیل تقسیم ارثیه میان ورثه با مشکل رو به رو شد. دو برادر یعنی علی و جلیل با هم قرار گذاشتند که در کارهای تجاری شریک باشند. جلیل به هامبورک رفت تا فرش و خشکبار صادر کند ولی ماموریتش این بود که نمایندگی محصولات مناسب بازار ایران را پیدا کرده و مجوز فروش آن را در ایران بگیرد. در این دوره جلیل نمایندگی محصولات بهداشتی کاملیا، ساعت دیل، چسب اوهو و پودرهای رختشویی هنگل آلمان و ماشین تحریر تراپومف را گرفت اما ماموریت مهمتر وی این بود که «نمایندگی شیرخشکی را بگیرد که بتواند با شیرخشک «گیگوز» رقابت کند که در آن زمان پرفروشترین شیرخشک مخصوص تغذیه کودکان در ایران بود.
جلیل در تلاش برای گرفتن نمایندگی شیرخشک به نستله رسید اما نستله در ایران نمایندگی داشت ولی نمایندهاش در ایران دلال بیمه بود و فروش شیرخشک جزو کارهای فرعیاش به حساب میآمد. علی خسروشاهی تصمیم گرفت با وارد کردن و فروش تولیدات نستله به این شرکت نشان دهد که میتواند در بازار ایران بهتر از نمایندهاش کار کند. این وضعیت در حدود دو سال ادامه داشت و نماینده ایرانی نستله دائم از وی پیش مدیران نستله شکایت میکرد. اما پشتکار علی خسروشاهی نتیجه داد و پس از دیدار یکی از مدیران نستله از ایران در سال 1333، این شرکت علی خسروشاهی را به سمت نماینده انحصاری خود در ایران تعیین کرد. در فاصله 24 سالی که علی خسروشاهی نمایندگی نستله را تا زمان ملی شدن شرکت مینو در اختیار داشت، نستله تقریبا 70 درصد سهم بازار و رتبه اول را در بازار شیر و غذای بچه ایران در دست داشت و در محصولاتی نظیر نسکافه نیز در بازار بی رقیب بود.
پایهگذاری گروه صنعتی مینو
در اواخر سالهای دهه 1330 کمکم کارخانههایی برای تولید مواد غذایی در ایران کارشان را شروع کرده بودند. روغن نباتی شاه پسند، کارخانه ساخت دارو، کارخانه بیسکویت سازی ویتانا و آب نبات و تافی داداشزاده از جمله آنها بودند. هر چه میگذشت عوارض گمرکی کالاهای وارداتی بیشتر میشد و تولیدکنندگان داخلی میتوانستند کالاهای خود را با قیمت پائینتری بفروشند اما واردات سود گذشته را نداشت. با وجود این که تولیدات داخلی کیفیت پائینتری داشتند اما امتیاز شرکتهای داخلی این بود که مواد غذایی تازهتری را وارد بازار میکردند. در چنین شرایطی خسروشاهی که بیشتر از ده سال نماینده فروش شرکت بوتس در ایران بود، امتیاز تولید محصولات شرکت بوتس را در ایران گرفت. این مجوز اولین گام در شکلگیری گروه صنعتی پارس مینو بود.
او زمینی در جاده مخصوص کرج خرید و شرکت پارس مینو کارش در 16 آبان 1338 برای تولید مواد غذایی و دارویی شروع کرد. مساحت کارخانه ابتدا حدود 223 هزار متر مربع بود که در سال 1357 به 700 هزار متر رسیده بود. با افزایش تولیدات شرکت، علی خسروشاهی به فکر صادرات تولیداتش افتاد و در مهر ماه سال 1349 یعنی یازده سال پس از تاسیس مینو، شرکت صادراتی پرسوئیس با هدف صادر کردن تولیداتش تاسیس کرد.
شرایط اقتصادی روز به روز بهتر میشد و علی خسروشاهی به فکر توسعه محصولاتش بود اما دولت محدودیتهایی برای ایجاد واحدهای صنعتی در شعاع 120 کیلومتری تهران ایجاد کرده بود. برای همین، گروه صنعتی مینو در سال 1352 زمینی 54 هکتاری در خرمدره زنجان خرید تا پارک صنعتی مینو را در آنجا بسازد.
دو سال بعد در سال 1354 کارخانه خرمدره به بهرهبرداری رسید و به نوشته علی اصغر سعیدی، نویسنده کتاب زندگی و کارنامه علی خسروشاهی«در فاصله کمتر از چهار سال تولید آن به 180 تن رسید. به عبارت دیگر اگر آب را که یک ماده افزوده است کنار بگذاریم، روزی 130 تا 140 تن ماده اولیه وارد کارخانه میشد و روزانه 300 تن جنس به کارخانه وارد و خارج میشد. به نحوی که شرکتهای حمل و نقل منطقه از عدهاش بر نمیآمدند.»
بعد از تاسیس این شرکت، مینوی خرمدره یکی از چهار شرکت گروه صنعتی مینو در کنار شرکت صنعتی پارس، شرکت خوراک و شرکت پرسوئیس بود.
تولیدات خرمدره روز به روز بیشتر میشد و تولید بیش از نیاز بازار داخلی بود ولی به گفته حسن خسروشاهی«برنامه تغذیه رایگان مدارس به داد ما رسید و تا زمانی که مصرف بازار آزاد تدریجا بالا برود، قسمتی از اضافه تولید را جذب کرد.»
کارخانه مینوی خرمدره در سال 1355 بیشتر از دو هزار نفر کارگر و کارمند داشت و تعداد کارکنان گروه صنعتی مینو در چهار شرکت به بیشتر از 6 هزار نفر رسیده بود.
گروه صنعتی مینو برای توسعه کارش چندبار در فاصله سالهای 1340 تا 1357 از بانک توسعه صنعتی وام گرفت اما «گزارش بازرسان بانک نشان میدهد که شرکت مینو در تمام موارد شرایط وام را رعایت کرد و اقساط بازپرداخت را به موقع پرداخت کرد.»
گروه مینو در بخش تولید لوازم آرایشی نیز محصولات لانکوم از مارکهای اورئال را تولید میکرد و در سال 1357 «لانکوم در رده خود، یعنی لوازم آرایش درجه یک گران قیمت، از تمام رقبا پیشی گرفته بود.»
همزمان با تولید انواع بیسکویت و شکلات، شرکت مینو به دنبال راهاندازی بخش داروسازی بود تا داروهای تحت لیسانس بوتس را در ایران بسازد اما این ایده با وقوع انقلاب به جایی نرسید.
تولید محصولات خوراکی
کار شرکت مینو با تولید آب نبات و تافی شروع شد و بعد به ویفر رسید. حسن خسروشاهی میگوید «این ماشین پخت ویفر که بدون برنامهریزی سفارش دادند، باعث به وجود آمدن یکی از موفقترین و پرسودترین واحدهای تولیدی گروه مینو شد.»
ویفر برای اولین بار در اواخر شهریور 1341 وارد بازار ایران شد و با استقبال بیسابقه مصرفکنندگان ایرانی رو به رو شد. دو سال پیش از انقلاب سالانه 30 میلیون ویفر در بازار ایران فروخته میشد و 30 میلیون هم به کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر میشد. به تدریج بخشهای مختلفی نظیر تولید بیسکویت، پاستیل، شکلات، پفک، آدامس و… نیز در شرکت مینو راهاندازی شد.
گروه صنعتی مینو از ابتدا تلاش میکرد وارد بازار آدامس شود که در دست شرکت سقز سازی ایران سازنده آدامس خروسنشان بود. تلاش خسروشاهی برای تولید آدامس در ابتدا موفقیتآمیز نبود. اما گروه مینو پروژه تولید آدامس را ادامه داد و ظرف مدت کوتاهی آدامس شیک را روانه بازار کرد که به سرعت بازار آدامس را قبضه کرد.
در همین زمان واحدهای تولید بیسکویت و شکلات نیز راه افتاد «که از نظر ظرفیت تولید بزرگترین واحد تولید بیسکویت در ایران بود ولی چند سالی طول کشید تا مینو پرفروشترین بیسکویت در ایران شود.»
با تنوع تولیدات و عرضه گسترده، حالا شرکت مینو نامی آشنا در خاطره چشایی ایرانیان بود و همه از پیر و جوان محصولات مینو را می شناختند.
شرکت خوراک برای توزیع کالا
در اواسط دهه 1330 خورشیدی با افزایش درآمدهای ارزی، ورود بخشی از کالاها که تا آن زمان کالای لوکس به حساب میآمد و واردات آن ممنوع بود، آزاد شد. در این دوره بود که حسن فرزند علی خسروشاهی توانست نمایندگی شرکتهای معروفی نظیر هاینز تولیدکننده انواع کنسرو، کلوگ تولیدکننده کورن فلیکس؛ شارپ تولیدکننده تافی و پیک فرین تولیدکننده بیسکویت را گرفت و برادرش جلیل خسروشاهی هم نمایندگی هنکل بزرگترین تولیدکننده پودر رختشویی در آلمان را به دست آورد.
پس از گرفتن نمایندگی نستله، علی خسروشاهی دفترش را از بازار تهران به خیابان فردوسی شمالی منتقل کرد. همانجایی که امروز بنبستی به نام خسروشاهی دارد و در انتهای کوچه در کنار خانه شاعر نامور ایرانی هوشنگ ابتهاج ساختمانی است که تابلوی قدیمی مینو هنوز بر روی دیوار آن خودنمایی میکند.
با افزایش تعداد نمایندگیها، خسروشاهی گروهی را برای فروش و عرضه محصولات غذایی و دارویی در تهران تشکیل داد که با وانت اجناس را به شهرهای مختلف میبردند و سیستم توزیع کم کم شکل گرفت. در سال 1338 سرانجام شرکت سهامی خاص خوراک را تاسیس کرد که هدفش فعالیت در امور بازرگانی، واردات، توزیع شیر و غذای کودک، دارو و انواع شکلات بود.
پیش از این که شرکت خوراک تاسیس شود، یک اتفاق دیگر هم رخ داده بود و آن این که شرکت «پروکتور اند گمبل» تولیدکننده تاید که فروش آن را پسرعمویش یعنی کاظم خسروشاهی در تولیددارو در دست داشت یک پیشنهاد اغواکننده به علی خسروشاهی کرد. ماجرا از این قرار بود که نمایندگان این شرکت با علی خسروشاهی تماس گرفتند و گفتند که قراردادی با شرکت کف به مدیریت فریدون داروگر برای تولید تحت لیسانس تاید در ایران بستهاند و میخواهند که نمایندگی آن را به او واگذار کنند این در حالی بود که پسرعموهایش در تولیددارو به دنبال بستن قراردادی پنج ساله و انحصاری با این شرکت بودند ولی این شرکت حاضر نبود چنین قراردادی را بپذیرد.
علی خسروشاهی تا این زمان در تولید داخلی این محصولات از رقبا عقب مانده بود، برای همین این پیشنهاد را پذیرفت. «حسن خسروشاهی معتقد است گرفتن نمایندگی تاید نقطه عطفی در تحول زندگی بازرگانی و صنعتی علی خسروشاهی بود.»
در این زمان بازار پودر رختشویی در اختیار پودر فاب بود که از خارج وارد میشد. با آنکه پودر تاید که در ایران تولید میشد ارزانتر از فاب بود اما در ایران فاب جانشین لغت پودر رختشویی شده بود و خسروشاهی تلاش زیادی کرد تا محصول تاید را جا بیندازد.
در همین زمان دولت شریف امامی به دلیل بروز بحران اقتصادی، سعی داشت تا با کاهش هزینههای دولت، نارضایتی عمومی را کم کند. بنابراین سازمانی به نام «سازمان مستقل تدارکات کشوری» راهاندازی کرد تا نیازهای کارمندان دولت که بخشی از طبقه متوسط را تشکیل میدادند را به قیمت ارزانتر از تولیدکننده تامین کند. وقتی این سازمان تشکیل شد به یکی از خریداران عمده تاید تبدیل شد و اوضاع دگرگون شد. بعد از آن وقتی تقاضا در بازار افزایش یافت علی خسروشاهی در کنار مینو، کارخانهای با مشارکت سازنده شرکت پروکتوراند کمبل ساخت. بعد از آن تاید معادل پودر رختشویی شد و 90 درصد بازار ایران را به دست گرفت.
علی اصغر سعیدی نویسنده کتاب کارنامه زندگی علی خسروشاهی می گوید«به اعتقاد بسیاری از مدیران شرکت مینو، تاسیس نظام پخش و فروش و نظام بازاریابی مهمترین دستاورد علی و حسن خسروشاهی و عامل مهم شتابدهنده برای تسخیر بازار در شرکت مینو بود. نخست، نظام توزیع و فروش شرکت بود که آن را از نظام سنتی توزیع تحت سلطه بنکداران بازار جدا کرد …. و دوم ورود بازاریابی مدرن روش عملکرد شرکت را تغییر داد و اساس تصمیمگیری در خصوص تولید و فروش را به جای اتکا بر اعتقاد و ایدههای مدیران و شیوههای آزمون و خطا، بر مطالعه و پیمایش علمی بازار و شناخت ذائقه، سلیقه و رفتار مصرفکننده و حق انتخاب او استوارکرد.»
شرکت خوراک چهارده شعبه در سراسر کشور داشت و با 350 کامیون کالاها و اجناس را توزیع میکردند. این شرکت در بیش از 20 هزار مغازه کالا توزیع میکرد و عمده محصولات به خردهفروشان فروخته میشد. در سال 1357 بیش از یک هزار نفر در بخشهای مختلف فروش این شرکت کار میکردند.
خسروشاهی برای کمک به بخش توزیع و بازاریابی، از همکاری متخصصان خارجی هم بهره میگرفت و در عین حال مدیرانش را به مراکز آموزشی داخلی و بینالمللی میفرستاد. در بخش بازاریابی دارویی نیز از دانشجویان پزشکی و داروسازی استفاده میکرد.
با آنکه شرکت خوراک شرکتی صنعتی نبود و بنابراین مشمول قانون حفاظت از صنایع نمیشد ولی بعد از انقلاب آن سازمان وسیع نیز بی هیچ توضیحی مصادره و نامش به شرکت قاسم ایران تغییر یافت.
اجاقهای علاءالدین
در دهه 1340 این بحث در بین اقتصاددانان مطرح بود که کشورهای در حال توسعه بهتر است در مرحله اول صنایعی درست کنند که تولیداتش جایگزین واردات شود. بر اساس همین دیدگاه در ایران نیز کم کم صنایعی شکل گرفت.
علی خسروشاهی یکی از سه نماینده شرکت علاءالدین انگلستان در ایران بود و چون به این نتیجه رسیده بود که سود و عوارض گمرکی واردات بخاری و سماور دیر یا زود بسیار بالا خواهد رفت، از آن شرکت خواست که با شراکت نمایندگانش در ایران یک کارخانه تاسیس کند. به رغم بی میلی شرکت علاءالدین، خسروشاهی آنها را مجاب کرد تا تولید را در ایران شروع کنند.
اجاقهای علاءالدین در خاطره نسلی از ایرانیان جای ویژهای دارد. این اجاقها و بخاریهای نفتی هم گرمابخش بودند هم اجاقی برای خوراکپزی. خسروشاهی تا زمان ملی شدن شرکت، سهام خود را در این شرکت حفظ کرد.
پفک نمکی
علی خسروشاهی در سفرهایش به خارج به نمایشگاهها و مغازهها سر میزد و محصولات مختلف را جمع میکرد و آنها را میچشید تا این که به محصولی برخورد که بعدها در ایران به نام پفکنمکی به بازار عرضه شد.
او با شرکت آمریکایی تولیدکننده تماس گرفت و ماشینآلات تولید این محصول را سفارش داد. «حسن خسروشاهی در خصوص نامگذاری این محصول میگوید» در دوران کودکی با مادرم به قنادی مینا در ابتدای خیابان نادری میرفتیم. آنها یک شیرینی داشتند به نام پفک که خیلی مورد علاقه من بود. محصولی هم که قرار بود تولید شود خیلی پف داشت و چون محصولی شور بود، من تصمیم گرفتم که اسم آن را پفک نمکی بگذارم و با عجله زیاد و برای این که مبادا دیگری اسم مشابهی ثبت کند، این اسم را ثبت کردم.».
مینو در دهه پنجاه ماهانه 90 میلیون بسته پفک نمکی تولید میکرد که 30 میلیون بسته آن به کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر میشد.
به این ترتیب، پفک نمکی به یکی از پرسودترین محصولات مینو تبدیل شد و قرار بود واحدهایی برای تولید آن در شهرهایی مانند اهواز و در شیخنشینهای خلیج فارس و عربستان سعودی تاسیس شود. وقتی شرکت مینو مصادره شد بخشی از اتهام مربوط به همین ایدهای بود که خسروشاهی برای تولید پفک نمکی در عربستان و دیگر کشورهای عربی در سر داشت.
فیوچر شاپ
علی و برادرش جلیل و پسرش حسن که پس از فراغت از تحصیل در آمریکا در سال 1346 به فعالیتهای خانوادگی پیوسته بود مالکیت و مدیریت گروه مینو را تا پیش از ملی شدن در سال 1358 در دست داشتند.
علی خسروشاهی بعد از ملی شدن مینو، به سوئیس مهاجرت کرد و در سال 1377 در 87 سالگی در لوزان سوئیس درگذشت.
حسن خسروشاهی اما فعالیتهای اقتصادی را کانادا ادامه داد و «ظرف مدت یک دهه موفقترین شرکت خردهفروشی محصولات الکترونیکی را در کانادا بوجود آورد.» او «فیوچر شاب» را در سال 1361 در کانادا راهاندازی کرد که بعد از ده سال تعداد فروشگاههایش به 136 فروشگاه رسید. بعد از موفقیت کارش، در نهایت این شرکت را در سال 1380 به قیمت 580 میلیون دلار به شرکت «بست بای» فروخت.
باغ جماران
حالا اکثریت سهام مینو به ستاد آزادگان رسیده و خانهاش نیز مثل سهام کارخانجاتش تقسیم شده است. علی خسروشاهی با آنکه در نزدیکی میدان فردوسی کنار دفترش زندگی می کرد اما باغی هم در جماران داشت که در آن خانهای برای خودش ساخته بود. بعد از انقلاب، وقتی آیتالله خمینی به جماران رفت، در خانهای ساکن شد که دیوار به دیوار همین باغ بود. بخشی از این باغ در اختیار وی و خانوادهاش قرار گرفت. اکنون هفت هزار متر از این باغ در اختیار موسسه تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی است و بقیه نیز در اختیار شهرداری است که به عنوان سرای محله از آن استفاده می کند.
منابع:
موقعیت صاحبان صنایع در ایران عصر پهلوی/ زندگی و کارنامه علی خسروشاهی/علی اصغر سعیدی/ نشر نی/ 1399
سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران/ فریدون شیرین کام، ایمان فرجام نیا/ نشر فرهنگ صبا/ چاپ 1393