خانه بلاگ صفحه 20

حوزه‌های پیشران رشد اقتصادی؛ زنجیره مس

0
حوزه‌های پیشران رشد اقتصادی؛ زنجیره مس

حمید آذرمند، رئیس هیئت مدیره شرکت گروه مشاوران کیش؛ گیتا یوسفی، کارشناس شرکت گروه مشاوران کیش

  1. مقدمه
    در برنامه هفتم توسعه، در حالی رشد اقتصادی به طور متوسط 8 درصد هدف‌گذاری شده است که عملکرد رشد اقتصادی در سال‌های قبل و تحلیل وضعیت عوامل تعیین‌کننده رشد اقتصادی (سرمایه ثابت، نیروی کار و بهره‎وری)، حاکی از محدودیت‌های شدید و دشواری دست‌یابی به این هدف است.
    از سوی دیگر، بررسی‌ها نشان می‌دهد اقتصاد ایران در برخی حوزه‌های پیشران، از ظرفیت‌های بی‌بدیل برخوردار است که در صورت فعال شدن این ظرفیت‌ها، امکان ایجاد تحرک در سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی وجود دارد. یکی از پیشران‌های اصلی رشد اقتصادی در ایران، بخش معادن و فلزات است و در بین اجزای آن، زنجیره مس از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
    در برنامه هفتم، جهش قابل ملاحظه‌ای در توسعه زنجیره مس پیش‌بینی شده است که با توجه به محدودیت‌های موجود در زیرساخت‌های برق و آب، ضعف اکتشافات معدنی، محدودیت‌های تامین مالی، محیط کسب و کار نامناسب و انحصار در زنجیره و نظایر آن، تحقق‌پذیری این اهداف با ابهامات متعدد مواجه است.
    در این یادداشت، ضرورت توسعه زنجیره مس و چالش‌های آن بررسی شده است.
  2. اهمیت زنجیره مس
    زندگی بشر از دیر باز به مس متکی بوده است. چکش‌خواری، رسانایی و مقاومت در برابر خوردگی آن را به یک ماده ضروری در صنایع مختلف تبدیل کرده است. مس به عنوان رسانای الکتریسیته و گرما برای سیم‌کشی برق، الکترونیک و فناوری‌های انرژی تجدیدپذیر ضروری است و آن را به یک جز حیاتی از اقتصاد مدرن تبدیل کرده است. مس در طیف گسترده‌ای از محصولات کاربرد دارد و به دلیل استفاده از آن در بسیاری از بخش‌ها، مس به عنوان یک شاخص پیشرو برای سلامت اقتصادی در نظر گرفته می‌شود. شاید بتوان بیان کرد زمانی که تقاضا برای مس افزایش می‌یابد، معمولاً نشان‌دهنده اقتصاد رو به رشد است و کاهش تقاضای مس می‌تواند نشان‌دهنده رکود اقتصادی آتی باشد.
  1. تصویری از تقاضای مس در جهان
    کل تقاضای مس در جهان از ترکیبی از تقاضای مس تصفیه شده (شامل تولید اولیه و ثانویه، 26 میلیون تن در سال 2023) به اضافه استفاده مستقیم از قراضه (بیش از 6 میلیون تن) تشکیل شده است.
  • ساخت و ساز و شبکه‌های برق
    ساخت و ساز و شبکه برق، بخش قابل توجهی از تقاضای جهانی مس را تشکیل می‌دهند. در صنعت ساخت و ساز از مس در سیم‌کشی، لوله کشی و زیرساخت استفاده می‌شود. شبکه‌های برق برای انتقال و توزیع برق به مس متکی هستند. این بخش درسال 2023 مجموع 30 درصد از کل تقاضا را تشکیل می‌دهد.
  • ماشین‌آلات و تجهیزات صنعتی
    صنایع کارخانه‌ای در اجزای مختلف خود به مس نیاز دارد. ماشین‌آلات، موتورها و وسایل الکترونیکی به طور گسترده از مس استفاده می‌کنند. این بخش 12 درصد از تقاضای سال 2023 را تشکیل می‌دهد.
  • بخش حمل‌ونقل
    مس نقش تعیین‌کننده‌ای در سیستم‌های حمل‌ونقل ایفا می‌کند. وسایل نقلیه (خودروها، قطارها، کشتی‌ها و هواپیماها) از سیم‌کشی مسی، اتصال‌دهنده‌ها و موتورها استفاده می‌کنند. بخش حمل‌ونقل 15 درصد از تقاضای سال 2023 را تشکیل می‌دهد.
  • انرژی‌های تجدیدپذیر
    فن‌آوری‌های انرژی پاک باعث رشد قابل‌توجهی در تقاضای مس شده است. می‌توان بیان کرد مس تقریباً در تمام فناوری‌های پاک مورد استفاده قرار می‌گیرد. پس از رشد 75 درصدی در استقرار منابع تجدیدپذیر در سال 2023، فتوولتائیک خورشیدی (PV) و انرژی باد بیشترین افزایش ظرفیت را در همه مناطق به خود اختصاص دادند. این گسترش با افزایش قابل توجه شبکه‌های برق همراه است که منجر به تقاضا برای مس و آلومینیوم می‌شود. فروش خودروهای برقی در سال 2023 به 14 میلیون رسید که نسبت به سال قبل 35 درصد افزایش داشت. با پیشرفت بازارهای اصلی و افزایش پذیرش در اقتصادهای نوظهور، رشد مستمری نیز برای آن پیش‌بینی می‌شود. سهم فناوری‌های انرژی پاک در تقاضای مس تصفیه‌شده در سال‌های اخیر از 22 درصد در سال 2015 به یک‌چهارم در سال 2023 افزایش یافته است. فن‌آوری‌های انرژی پاک باعث رشد قابل‌توجهی در تقاضای مس شده است. می‌توان بیان کرد مس تقریباً در تمام فناوری‌های پاک مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    بر اساس داده‌های زمین‌شناسی ایالات‌متحده، بزرگ‌ترین کشورهای تولیدکننده مس در جهان، در آمریکای شمالی، جنوبی و مرکزی هستند. این مناطق در مجموع میزبان 15 معدن از 20 معدن بزرگ مس هستند. شیلی و پرو یک‌سوم تولید مس جهان را به خود اختصاص داده‌اند.
    چین علاوه بر تولیدکننده برتر، 54 درصد از مس تصفیه‌شده جهان را نیز مصرف می‌کند. بخشی از رشد معدن مس در آفریقا به سرمایه‌گذاری بالای چین نسبت داده می‌شود. شرکت‌های معدنی چینی 8 درصد از کل تولید آفریقا را در بخش معدن به خود اختصاص داده‌اند.
    شیلی دارای دو معدن بزرگ اسکوندیدا و کولاواسی در جهان است. معدن اسکوندیدا در شیلی با ظرفیت 1.4 میلیون تنی تاکنون بزرگ‌ترین معدن مس جهان است. معدن گراسبرگ اندونزی نیز در رتبه نهمین معدن بزرگ جهان قرار دارد. این کشور هم طلا و هم مس را در مقیاس عظیم تولید می‌کند و دارای بزرگ‌ترین ذخیره طلای شناخته‌شده جهان و دومین ذخیره بزرگ مس است
  1. نقش استراتژیک مس در جهان
    با توجه به کاربرد وسیع مس و بخصوص نقش آن در انرژی‌های پاک، می‌توان بیان کرد مس نقشی استراتژیک و حیاتی در اقتصادها ایفا می‌کند. بررسی‌های بازار و روند جهانی حاکی از اهمیت این ماده معدنی و جایگاه خاص آن برای کشورها است. هرچند این صنعت با چالش‌هایی نیز مواجه بوده است. طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، میانگین عیار سنگ مس در شیلی در 15 سال گذشته 30 درصد کاهش یافته است. ازآنجایی‌که معادن شیلی بیش از یک‌چهارم مس جهان را تولید می‌کنند، این کاهش عیار سنگ معدن می‌تواند دلیلی برای نگرانی عرضه باشد. هنگامی‌که عیار سنگ معدن کاهش می‌یابد، به این معنی است که مس کمتری در هر تن سنگ معدن وجود دارد. درنتیجه، برای استخراج همان مقدار مس باید سنگ معدن بیشتری فرآوری شود که هزینه تولید را افزایش می‌دهد. بنابراین با توجه این موضوع، پروژه‌های جدید استخراج مس باارزش‌تر می‌شوند. عیار سنگ معدن کمتر به انرژی بیشتری برای استخراج و فرآوری همان مقدار مس نیاز دارند که منجر به انتشار بیشتر CO2 نیز می‌گردد. کاهش عیار سنگ معدن می‌تواند شدت CO2 را افزایش دهد. مس برای فناوری‌های انرژی تجدیدپذیر مانند توربین‌های بادی، پنل‌های خورشیدی و وسایل نقلیه الکتریکی ضروری است. بااین‌حال، اگر کاهش عیار سنگ معدن ادامه یابد، افزایش هزینه‌ها و انتشار CO2 می‌تواند چالش‌های مهمی را برای تولید پایدار مس ایجاد کند.
  2. استراتژی مبهم مس در ایران
    با توجه به جایگاه استراتژیک این ماده معدنی، این ابهام و سوال مطرح است که صنعت مس ایران چه استراتژی برای ورود به بازارهای جهانی و ایفای نقش معنادار در زنجیره تأمین جهانی برعهده خواهد داشت.
    ذخایر و معادن مس ایران بر اساس حجم و مقدار ذخیره به دو گروه معادن بزرگ و کوچک برحسب ذخیره و عیار تقسیم می‌گردند.
    در سال ١٤٠٠ استان‌های کرمان، یزد و خراسان رضوی به ترتیب بیش‌ترین ارزش‌افزوده را در بخش معدن داشته‌اند. در بین فعالیت‌های مختلف معدن سنگ‌آهن بالاترین ارزش‌افزوده را داشته است.
  3. جمع‌بندی
    زنجیره مس نقش استراتژیک در جهان دارد و زنجیره‌های مهمی مانند صنعت ساخت، شبکه‌های برق، ماشین‌آلات و تجهیزات صنعتی، حمل‌ونقل و انرژی‌های تجدیدپذیر به زنجیره مس وابسته هستند.
    در برنامه هفتم، جهش قابل ملاحظه‌ای در توسعه زنجیره مس پیش‌بینی شده است که با توجه به محدودیت‌های موجود در زیرساخت‌های برق و آب، ضعف اکتشافات معدنی، محدودیت‌های تامین مالی، محیط کسب و کار نامناسب و انحصار در زنجیره و نظایر آن، تحقق‌پذیری این اهداف با ابهامات متعدد مواجه است. از طرف دیگر هم با توسعه زنجیره ارزش مس و استفاده از پتانسیل این بخش، می‌توان جایگاه ایران را در زنجیره ارزش جهانی را ارتقا بخشید؛ اما این امر مستلزم رفع چالش‌های زنجیره مس است. مهم‌ترین چالش‌های زنجیره مس عبارت است از چالش نظام قیمت‌گذاری در زنجیره مس، پایین بودن ضریب عملیاتی، مقیاس کوچک و متوسط معادن مس، ضعف در تأمین ماشین‌آلات و تجهیزات، عدم تأمین پایدار انرژی و کمبود نقدینگی ناشی از مشکلات تأمین مالی داخلی و خارجی.
    با توجه به موانع و چالش‌های فوق به رغم دارا بودن ذخایر عمده مس در ایران با عیار بالا، ایران در زمره کشورهای بزرگ تولیدکننده مس قرار ندارد. با توجه به نقش استراتژیک فلز مس و جایگاه ایران، تاکنون بهره‌برداری مناسبی از ظرفیت کشور در این زمینه صورت نگرفته است و باتوجه به رتبه 15 در ذخایر جهانی مس، ایران سهمی کمتر از 1درصد از تولید جهانی را به خود اختصاص داده است.
    توسعه زنجیره مس مستلزم رفع چالش‌های کلان این بخش و توسعه معدنکاری (شامل باطله برداری و استخراج)، توسعه بخش فراوری و توسعه ظرفیت فرآیند ذوب است. در بخش زیرساخت‌ها نیز حداقل 12 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در حوزه انرژی و تجهیزات مورد نیاز معادن در صنعت مس مورد نیاز است. برای رسیدن به 1 میلیون تن کاتد باید نزدیک به 4 میلیون تن کنسانتره تولید شود و نیاز است سالانه حدود 200 میلیون تن استخراج معدنی اتفاق بیفتد که نزدیک به 16 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری موردنیاز است که از آن مقدار، 6 میلیارد دلار برای توسعه زیرساخت و 10 میلیارد دلار برای توسعه زنجیره صنعت مورد نیاز است.

نگرانی از کاهش سرمایه‌گذاری در نفت و گاز

0
نگرانی از کاهش سرمایه‌گذاری در نفت و گاز

شرکت اکسون‌موبیل در تازه‌ترین گزارش چشم‌اندازش پیش‌بینی کرد تقاضای نفت در سال ۲۰۵۰ مشابه ارقام امروز خواهد بود و نبود سرمایه‌گذاری تأمین جهانی نفت و گاز را با مشکل روبه‌رو می‌کند.
به گزارش دستاورد صنعت به نقل از خبرگزاری رویترز، اکسون‌موبیل، بزرگ‌ترین شرکت نفتی ایالات‌متحده آمریکا، در تازه‌ترین گزارش چشم‌انداز جهانی نفت خود اعلام کرد انتظار دارد تقاضای نفت تا سال ۲۰۵۰ در سطح کنونی روزانه ۱۰۰ میلیون بشکه، مشابه سطوح امروز باقی بماند که البته این رقم نسبت به برآورد بی‌پی ۲۵ درصد بالاتر است.
تقاضای قوی‌تر که از سوی اکسون موبیل پیش‌بینی شده، زیربنای برنامه‌های رشد تولید این شرکت آمریکایی است و در میان شرکت‌های بزرگ نفتی غربی، بلندپروازانه‌ترین به‌ شمار می‌آید.
در گزارش چشم‌انداز پیشین این شرکت آمریکایی که سال ۲۰۲۳ منتشر شد، به برآورد تقاضای سال ۲۰۵۰ اشاره نشده بود.
این شرکت همچنین در زمینه کاهش انتشار کربن در جهان، نسبت به بی‌پی دیدگاه تأسف‌بارتری ارائه کرد. بر اساس گزارش بی‌پی، پیشرفت‌های فناوری امکان کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای را پس از سال ۲۰۲۹ در مقایسه با اواسط این دهه فراهم می‌کند.
اکسون‌موبیل در نظر دارد امسال روزانه معادل ۴ میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت و گاز تولید کند که ۳۰درصد بیشتر از برآورد شرکت شورون است.
بی‌پی در نظر دارد تولید خود را تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۲ میلیون بشکه در روز برساند.
کریس بردسال، مدیر اقتصاد، انرژی و برنامه‌ریزی راهبردی اکسون‌موبیل، به رویترز گفت: تقاضای نفت و گاز راهی بسیار طولانی در پیش دارد و طی چند سال آینده به رشد خود ادامه خواهد داد.
اکسون‌موبیل پیش‌بینی کرد خودروهای برقی به‌طور قابل‌ توجهی تقاضای بلندمدت نفت در جهان را تغییر نمی‌دهند، زیرا انتظار می‌رود جمعیت جهان از رقم کنونی ۸ میلیارد نفر به حدود ۱۰ میلیارد در سال ۲۰۵۰ برسد و بر تقاضا برای انرژی بیفزاید.
براساس تازه‌ترین برآورد این شرکت آمریکایی، سرمایه‌گذاری در صنعت نفت بیشتر از آنچه اکنون پیش‌بینی می‌شود، با توجه به پدیده گذار جهانی به منابع نامتعارف، ضروری است.
چاه‌های موجود در این ساختارهای زمین‌شناسی، مانند شیل آمریکا، طول عمر تولید کوتاه‌تری دارند و کاهش طبیعی بارزتری را نشان می‌دهند.
پروژه‌های اکسون‌موبیل بدون سرمایه‌گذاری‌های تازه، با کاهش تولید سالانه حدود ۱۵درصد روبه‌رو خواهند بود، این رقم در مقایسه با برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی در سال ۲۰۱۸ که حدود سالانه ۸درصد بود، کاهشی شدیدتر را نشان می‌دهد.
به گفته بردسال، این مقدار کاهش تولید می‌تواند قیمت نفت را پنج برابر کند و عرضه جهانی در اوایل سال ۲۰۳۰ را به ۳۰ میلیون بشکه در روز برساند.
وی تصریح کرد: تأمین جهانی نفت و گاز بدون ادامه سرمایه‌گذاری در عمل از بین می‌رود، بزرگ‌ترین دلیل این تغییر مسیر به سمت سرمایه‌گذاری در منابع نامتعارف با دوره‌ زمانی کوتاه‌تر است.

بحران انرژی برق در غرب آسیا

0
بحران انرژی برق در غرب آسیا

گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی در خصوص تغییرات آب و هوایی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، تکان دهنده و شوک آور است. چالش هایی که تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی بر سیستم‌های انرژی این منطقه تحمیل می شود، این کشورها را در مقوله های رشد اقتصادی، امنیت انرژی و رفاه اجتماعی دچار مشکل می سازد.
بین سال‌های 1980 تا 2021، دما در سرتاسر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا 0.46 درجه سانتی‌گراد در هر دهه افزایش یافته است که این میزان بسیار بالاتر از میانگین جهانی 0.18 درجه سانتی‌گراد است. تغییر الگوهای بارش به شکل خشکسالی و سیل های متعدد در کشورهای این حوزه ظهور کرده است، که از آن جمله می توان به خشکسالی مراکش در سال 2022 و تونس در سال 2023 و ایجاد سیل های شدید در سال 2022 در امارات متحده عربی، ایران، عربستان سعودی، قطر، عمان و یمن اشاره کرد.
این رویدادهای آب و هوایی بر مردم، اقتصاد و همچنین سیستم های انرژی تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، در مراکش، دماهای بالاتر، تقاضای برق برای تامین سرمایش را افزایش و سیستم های انرژی را تحت فشار قرار داده است این اتفاق سبب شده تا رکورد واردات برق از اسپانیا در ماه می دو سال گذشته بشکند.
به این دلیل، حتی با گسترش تولید انرژی‌های تجدیدپذیر برای برآوردن افزایش تقاضای برق و با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانه ای حاصل از سوخت های فسیلی، سیستم‌های انرژی منطقه باید انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به آب و هوا ایجاد کنند تا با افزایش مورد انتظار در اثرات آب و هوایی مقابله کنند.
کاهش بارندگی و افزایش حوادث خشکسالی، نگرانی های عمده ای را برای بخش انرژی در برخی از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، به ویژه در منطقه مدیترانه جنوبی و شرقی بوجود آورده است. این کاهش دسترسی به آب، ناشی از کاهش بارندگی در کشورهای جنوب و شرق مدیترانه، می تواند تأثیر منفی بر نیروگاه های حرارتی با سوخت فسیلی بگذارد که 91 درصد از تولید برق این کشورها را تامین می کند و برای خنک سازی به آب شیرین متکی هستند. بنابراین اگر انتشار گازهای گلخانه ای جهانی (GHGs) کاهش نیابد و نیروگاه های حرارتی در منطقه کماکان به فعالیت خود ادامه دهند،کاهش بارندگی سبب می شود تا حدود 32 درصد نیروگاه های زغال سنگ، 15 درصد نیروگاه های گازی و 9 درصد نیروگاه های نفتی با مشکل مواجه شوند.
برخی از کشورهای شرق و جنوب مدیترانه قبلاً تلاش هایی را برای کاهش نیاز به آب خنک کننده و جستجوی منابع آب جایگزین انجام داده اند. مراکش به تدریج نیروگاه های زغال سنگ خود را با نیروگاه های سیکل ترکیبی گاز طبیعی که به آب کمتری نیاز دارند، جایگزین کرده است. مصر گزینه های کم مصرف تری برای خنک کردن نیروگاه های جدید گازسوز و یا استفاده از آب دریا برای کاهش وابستگی خود به آب شیرین انجام داده است.
اگرچه این گزینه ها می توانند در کوتاه مدت تنش آبی را کاهش دهند، اما تنها راه حل پایدار، گذار به انرژی پاک در منطقه و همچنین در سراسر جهان است. اگر گازهای گلخانه ای جهانی حاصل از نیروگاه های حرارتی با سوخت فسیلی کاهش نیابد، تغییرات اقلیمی همچنان منجر به کمبود آب و در نتیجه چالش های بیشتری برای نیروگاه های منطقه ای خواهد شد.
از سوی دیگر، برخی از فناوری‌های انرژی‌های تجدیدپذیر مانند PV خورشیدی و توربین‌های بادی در برابر آب و هوای خشک‌تر انعطاف‌پذیرتر هستند، زیرا برای کار کردن به آب کم تری نیاز دارند یا بدون آب قابل بهره برداری اند . علاوه بر این، کاهش گازهای گلخانه ای تولیدی این نیروگاه ها می تواند به ایجاد یک چرخه مثبت در تحولات آب و هوا و در نتیجه کاهش تغییرات منفی در الگوهای بارش کمک کند. برخی از کشورهای جنوب و شرق مدیترانه اهداف بلندپروازانه ای را برای افزایش ظرفیت انرژی خورشیدی و بادی ایجاد کرده اند و از تلاش های جهانی برای کاهش گازهای گلخانه ای حمایت می کنند. به عنوان مثال، مراکش قصد دارد سهم انرژی خورشیدی در تولید برق را از 1 درصد در سال 2020 به 20 درصد تا سال 2030 و باد را از 12.2 درصد به 20 درصد افزایش دهد.
افزایش دما و رویدادهای گرمای شدید، نگرانی های بیشتری را برای انعطاف پذیری سیستم انرژی در منطقه ایجاد می کند. دماهای بالاتر از پیش‌بینی در تابستان، احتمالاً به استفاده گسترده‌تر از سیستم های تهویه مطبوع منجر شده و به افزایش قابل‌توجه انرژی در طول تابستان دامن می زند. در عمان، اوج تقاضای برق از 6060 مگاوات در سال 2015 به 7081 مگاوات در سال 2021 با میانگین نرخ رشد سالانه حدود 3 درصد افزایش یافت که عمدتا به دلیل استفاده بیشتر از تهویه مطبوع است. پیش بینی می شود که اوج تقاضای برق در عمان تا سال 2027 حدود 4 درصد در سال افزایش یابد.
از آنجایی که دماهای بالاتر، اوج تقاضای برق را افزایش می‌دهد، در نتیجه راندمان تولید برق، رو به کاهش می گذارد و استرس بیشتری به سیستم های تامین برق وارد می شود. از دید فنی، با این افزایش دما، عملکرد نیروگاه های گاز طبیعی که بیشترین سهم تولید برق (74 درصد) را در منطقه خاورمیانه به خود اختصاص می دهند، تحت تأثیر منفی جریان توده هوای گرمتر وارد شده به کمپرسور توربین گاز قرار می گیرند. بر اساس ارزیابی آژانس بین‌المللی انرژی، در صورت وجود 20 روز گرم در سال و در سناریوی دیگر و با افزایش گازهای گلخانه ای ، با وجود 60 روز گرم در سال، مصرف در سالهای 2081 تا 2100به بیش از 80 درصد ظرفیت نصب شده نیروگاه‌های گازی در منطقه افزایش خواهد یافت که هر دو سناریو به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین جهانی هستند. این عدد می تواند در شبه جزیره عربستان، حتی بالاتر رفته و به حدود 90 درصد ظرفیت نصب شده با سوخت گاز برسد.
فن‌آوری‌های انرژی پاک همچنین می‌توانند تحت تأثیر افزایش فرکانس و شدت رویدادهای گرمای شدید قرار بگیرند. تولید برق خورشیدی PV و باد معمولاً برای شرایطی در حدود 25 درجه سانتیگراد طراحی شده اند و در طول موج گرما کارایی کمتری دارند. افزایش دما همچنین باعث گرم شدن، انبساط یا افتادگی خطوط برق می شود و ظرفیت انتقال را کاهش می دهد و منجر به تلفات بیشتر می شود. بنابراین برای مقاومت در برابر افزایش مورد انتظار در رویدادهای گرمای شدید، تامین‌کنندگان انرژی باید طرح‌های انعطاف‌پذیرتری برای نیروگاه‌های بادی و فناوری‌های خنک‌کننده نوآورانه برای PV خورشیدی اتخاذ کنند. دولت ها و مصرف کنندگان همچنین باید به دنبال بهبود بهره وری انرژی در دستگاه های خنک کننده برای مدیریت افزایش پیک تقاضای برق باشند.
برای اینکه هدف انتقال انرژی در سال های آتی به بهترین شکل ممکن و با مقاومت در مقابل تغییرات آب و هوایی در منطقه خاورمیانه برآورده شود، کارشناسان سه راه حل انرژی پاک، امنیت انرژی و سازگاری با تغییرات آب و هوا پیشنهاد می دهند. فن‌آوری‌های مقاوم در برابر آب و هوا با برنامه‌های منطقه برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای همسو می‌شوند، که منجر به استقرار بیشتر PV خورشیدی و باد می‌شود. این تنوع منابع انرژی با افزایش آمادگی و استحکام در برابر اختلالات ناشی از اقلیم به امنیت انرژی کمک می کند. علاوه بر این، استفاده بیشتر از اقدامات سازگارانه برای مقاومت در برابر رویدادهای آب و هوایی شدید، مانند استفاده از تهویه مطبوع و ارائه خدمات مراقبت های بهداشتی در طول موج گرما، احتمالا می تواند به زیست کم خطر در اقلیم خاورمیانه کمک کند.

جهان با مشکل برق چه می کند

0
جهان با مشکل برق چه می کند

دستاورد صنعت / اهمیت برق به عنوان یک انرژی ارزشمند، روز به روز در حال افزایش است و جوامع بشری بیش از پیش به انرژی برق وابسته می‌شوند، واقعیت اجتناب ناپذیری که در کنار همه فرصت‌های ایجاد شده، همچنین چالش‌های فراوانی را در مسیر توسعه این صنعت به وجود آورده است.
با توجه به تقاضای روزافزون مصرف برق در جهان که ناشی از پیشرفت تکنولوژی و افزایش لوازم برقی شکل گرفته است، بسیاری از کشور‌های جهان اکنون با چالش‌های قابل توجهی در صنعت برق رو به رو هستند که برای مدیریت بهتر این صنعت، استراتژیک لازم است به این چالش‌ها توجه کافی داشته باشند.
مستند به گزارشی که پیشتر مؤسسه مطالعاتی «fuergy»، انجام داد هم اکنون شبکه‌های برق سراسر دنیا فارغ از اشکالات اختصاصی که ممکن است داشته باشند، همچنین با هفت چالش مشترک رو به رو هستند که در ادامه و به اختصار مورد اشاره قرار می‌گیرد.
هم اکنون یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت برق در کشور‌های مختلف لزوم توجه ویژه به انرژی‌های تجدیدپذیر و اجرای فرایند‌گذار انرژی است. توضیح اینکه پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۵۰ میلادی بیش از ۵۰ درصد انرژی تولید شده جهان از طریق انرژی‌های تجدیدپذیر باشد و بر این اساس مسائلی مانند اتصال این منابع تولید انرژی به شبکه و کارایی آن در شرایط آب و هوایی متفاوت به شدت باید مورد توجه قرار گیرد.
مستند به این گزارش به دلیل اینکه روز به روز انرژی‌های تجدیدپذیر در حال گسترش است، بنابراین دولت‌ها از هم اکنون باید برنامه‌های مدونی برای سیستم‌های ذخیره انرژی تنظیم کنند و در این مسیر از هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار قدرتمند مدیریتی بهره ببرند.
چالش بزرگ دیگری که شبکه‌های برق جهان با آن درگیر هستند، تلفات بالای برق در مسیر انتقال است که همزمان با افزایش دما تشدید می‌شود و در نتیجه بخش قابل توجهی از برق تولیدی پیش از رسیدن به مصرف‌کننده از بین می‌رود.
بر اساس آمار و ارقام موجود در برخی کشور‌های توسعه یافته، میزان تلفات برق در شبکه‌های انتقال زیر ۱۰ درصد است، اما در برخی کشور‌های توسعه نیافته مانند کشور‌های آفریقایی این میزان تلفات به بیش از ۵۰ درصد می‌رسد.
مستند به این گزارش راهکار اصلی و مؤثر جلوگیری از این میزان تلفات در مسیر انتقال، توسعه نیروگاه‌های کوچک مقیاس و محلی است که فاصله تولید تا مصرف انرژی برق را به شدت کاهش می‌دهد.
قطعی‌های مکرر برق تقریباً در تمامی کشور‌های جهان حتی کشور‌های توسعه یافته وجود دارد، خاموشی‌های گسترده به ویژه در کشور‌های بزرگی مانند استرالیا و آمریکا علاوه بر فلج کردن زندگی شهروندی، منجر به آسیب دیدن دستگاه‌های الکترونیکی می‌شود.
بر این اساس توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و سیستم‌های ذخیره انرژی در کنار تقویت سامانه‌های محافظت لوازم برقی از جمله اقداماتی است که می‌توان برای جلوگیری از این مشکل مورد توجه قرار داد.
چالش مهم دیگر صنایع برق جهان، فرسوده شدن شبکه‌های برق و لزوم نوسازی این شبکه‌هاست که در واقع یک نیاز مستمر و دائمی است که در کنار افزایش ظرفیت‌ها باید مورد توجه قرار بگیرد.
برای کاهش خسارت‌های ناشی از فرسوده شدن شبکه‌ها نیز لازم است در آینده روی نیروگاه‌های کوچک مقیاس و محلی تمرکز ویژه‌ای صورت گیرد تا ضمن کاهش تلفات انتقال برق، همچنین عمر شبکه‌ها نیز افزایش یابد.
یکی دیگر از چالش‌های مهم شبکه‌های برق جهان موضوع حملات سایبری است که در سایه دیجیتال شدن این صنعت احتمال وقوع آن نیز افزایش می‌یابد. این تهدید به قدری جدی است که در صورت بی‌توجهی به آن و توفیق حملات سایبری زندگی هزاران خانواده به دلیل قطعی برق تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
مستند به این گزارش یکی از راه‌های اصلی جلوگیری از این مشکل استفاده از فناوری بلاک چین است که ضریب احتمال حملات سایبری تا صفر کاهش می‌دهد. افزون بر موارد فوق، یکی دیگر از چالش‌های صنایع برق جهان تهدیدات ناشی از حملات تروریستی است که می‌تواند در قالب خرابی خطوط برق یا هر اتفاق تروریستی دیگر رخ بدهد. برای جلوگیری از این تهدید نیز توسعه شبکه‌های برق محلی می‌تواند به عنوان یک ابزار مؤثر مورد توجه دولت‌ها باشد.
این گزارش اضافه می‌کند، یکی دیگر از چالش‌های برق جهان در آینده نزدیک و به دنبال توسعه استفاده از خودرو‌های برقی موضوع شارژ این خودروهاست که ضمن لزوم توسعه‌ایستگاه‌های شارژ همچنین استفاده از فناوری‌های شارژ سریع برای کاهش در زمان شارژ خودرو را اجتناب ناپذیر کرده است.

پروژه چهار میلیارد دلاری هوشمندسازی مصرف گاز در ایران

0
پروژه چهار میلیارد دلاری هوشمندسازی مصرف گاز در ایران

دستاورد صنعت / مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران طرح کلان و راهبردی وزارت نفت و صنعت گاز برای پایان‌دادن به گازدزدی و یافتن گازهای گمشده را تشریح کرد. پروژه هوشمندسازی مصرف گاز به‌عنوان یک «مگاپروژه» در دستور کار وزارت نفت و شرکت ملی گاز ایران قرار گرفته که اجرا و پیشبرد آن به شرکت مهندسی و توسعه گاز سپرده شده است.
در این پروژه که به هزینه‌کرد ۴ میلیارد دلاری نیاز دارد، قرار است مصرف گاز همه تجهیزات صنایع و خانگی در نقطه نهایی هوشمند شود. به این شکل که شرکت ملی گاز ایران هر لحظه مطلع خواهد شد هر مشترک چه مقدار گاز مصرف کرده است. یکی از مزیت‌های این طرح، کمک به شناسایی مشترکان پرمصرف در زمان اوج مصرف است که می‌توان به آن‌ها در هر لحظه اطلاع‌رسانی کرد و هشدار داد.


آیا با هوشمندشدن سازوکار بررسی مصارف مشترکان، گازهای گمشده، حساب‌نشده و گازدزدی می شود؟
رضا نوشادی، مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران، در گفت‌وگو با شانا با اشاره به تازه‌ترین وضع پیشرفت این طرح، توضیح داد: طرح هوشمندسازی کنتورهای گاز از زمانی‌ که به شرکت مهندسی توسعه گاز واگذار شد، بلافاصله با انتخاب مشاور طراح و مبادله قرارداد در دستور کار قرار گرفت و اکنون کارهای مهندسی پایه آن تکمیل شده ‌است.

برگزاری مناقصه
وی افزود: اسناد بسته‌های کاری و مناقصه هفت استان که برای پایلوت در نظر گرفته شده‌اند، تمام شده و هفته گذشته برای اجرای طرح به‌صورت پایلوت و آزمایشی در هفت استان، ۷ بسته مناقصه داشتیم و برندگان اجرای پروژه ‌در استان‌های تهران، آذربایجان شرقی، کرمان، خراسان رضوی، همدان، مازندران و استان مرکزی مشخص شدند.
مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران تصریح کرد: اجرای آزمایشی فناوری‌ها و کنتورهای مختلف را در این هفت استان آغاز می‌کنیم که نتایج خروجی‌ به شرکت ملی گاز ایران کمک می‌کند برای کل کشور انتخاب بهینه داشته باشد.

هوشمندسازی کنتورها
نوشادی ادامه داد: طرح هوشمندسازی کنتورهای گاز سه پایه اصلی دارد: نخست المان اندازه‌گیری که کنتور هوشمند است، دوم بستر انتقال اطلاعات که اینترنت است و سوم هم فناوری‌، سامانه‌ و ساختار دیگری برای مناطقی که اینترنت نداریم که نام آن، «لورا» است. ان‌شاءالله گزینه بهینه براساس نتایج حاصله، برای اجرای طرح هوشمندسازی و مدیریت مصرف گاز کل کشور انتخاب می‌شود.
وی در واکنش به سازوکار انتخاب این هفت استان برای آغاز اجرای طرح گفت: ما با استناد به اینکه «بر آبخورد آخر مقدم تشنگان‌اند» از مناطق سردسیر که مصرف گاز آن‌ها بالاست، کار را آغاز می‌کنیم. اساساً جایی که مصرف پایین باشد شاید هوشمندسازی اصلاً اقتصادی هم نباشد. هوشمندسازی مبتنی بر انتقال فناوری ساخت کنتور، فناوری ارتباطی و فراهم‌کردن دوباره فضا و مارکتی برای داخلی‌سازی است، به همین دلیل استان‌هایی هم که برای اجرای آزمایشی در نظر گرفتیم، جزو اقلیم سرد به‌ شمار می‌روند.
مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران اعلام کرد: همه هزینه‌ها در مرحله‌های اجرای آزمایشی، با شرکت ملی گاز ایران است؛ زیرا در حال مطالعه هستیم و چه‌بسا ممکن است جایی فناوری ارتباطی بگذاریم که جزو برنامه نهایی نباشد، اما خروجی مطالعه‌های آزمایشی، مشخص می‌کند بهتر است سرمایه‌گذاران از محل صرفه‌جویی خودشان هزینه کنند و درآمدشان را از محل صرفه‌جویی بردارند یا خیر.
نوشادی ادامه داد: اگر خروجی مطالعه‌های پایلوت فقط به ما ابزارهای مدیریتی بدهد، شرکت ملی گاز به مشترکان اعلام می‌کند خودشان بیایند و کنتورها را با مدیریت شرکت ملی گاز عوض کنند. ممکن است در آنجا شرایطی مانند تخفیف در قیمت گاز و… مشخص شود که این‌ موارد در آینده تصمیم‌گیری و تعیین می‌شود. اکنون اصل موضوعی که روی آن مطالعه می‌کنیم، درباره الگوی مالی است، همچنین در حال تولید سند دیگری برای سرمایه‌گذاری هستیم.

همکاری وزارت نفت با سه سازمان دیگر
وی با بیان اینکه طرح هوشمندسازی کنتورهای گاز باید با همکاری مشترک وزارت نفت، شرکت ملی گاز ایران، سازمان پدافند غیرعامل، شورای عالی فضای مجازی و مرکز مدیریت راهبردی افتا اجرایی شود، گفت: ازآنجایی‌که تبادل اطلاعات در بستر شبکه‌های اینترنتی انجام می‌شود، باید امنیت لازم برای انتقال اطلاعات تأمین شود، هم به‌دلیل جلوگیری از سوء‌استفاده دشمنان و هم به لحاظ هک و نفوذ. تاکنون هم نشست‌های بسیاری داشتیم، طرح‌های معماری امنیتی در حال گذراندن مراحل نهایی است. برای طرح اصلی، در اجرای طرح آزمایشی نیاز چندانی به این موضوع نیست، اما طرح معماری امنیتی را با همفکری این مجموعه‌ها نهایی خواهیم کرد و مطابق آن طرح، اجرای اصلی آغاز می‌شود.

نیاز چهار میلیارد دلاری طرح هوشمندسازی
مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران در ادامه اعلام کرد: برآورد ما پس از مطالعات مهندسی پایه این است که برای هوشمندسازی کنتورهای همه ۲۷ میلیون مشترک گاز، به حدود ۴ میلیارد دلار سرمایه نیاز است.
نوشادی در پاسخ به پرسش خبرنگار شانا درباره منبع تأمین سرمایه‌ این طرح گفت: شرکت ملی گاز سالانه ۸۰ میلیارد دلار گاز را به مردم، حدود ۵ میلیارد دلار می‌دهد، پس این هزینه را هم می‌تواند تأمین کند.
وی با اشاره به مدت‌زمان اجرای کامل طرح توضیح داد: زمان زیادی می‌برد؛ کشورهایی مانند انگلیس یا ایتالیا برای هوشمندسازی کنتورهای ۴ تا ۸ میلیون مشترک خود، ۸ تا ۱۰ سال زمان گذاشتند، درحالی‌که هم دسترسی به سرمایه برایشان بیشتر بود، هم تحریم نبودند و فناوری نیز برای خودشان بود، اما ما باید انتقال فناوری داشته باشیم، سرمایه را تأمین کنیم و تحریم را هم دور بزنیم، بنابراین زمان بیشتری می‌برد. البته پاسخ معقول به این موضوع را می‌توان در پایان مطالعه‌های آزمایشی یا پایلوتی ارائه داد.
مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران با تأکید بر نتایج موفق هوشمندسازی کنتورهای گاز در کشورهای دیگر تصریح کرد: افزون بر ۲۰ میلیون مشترک هوشمند در چین، بیش از ۴ میلیون مشترک در انگلیس و بیش از ۷ میلیون مشترک در ایتالیا وجود دارد و همه نمونه‌های موفقی هستند. گازهای گمشده، حساب‌نشده و گازدزدی با اجرای طرح هوشمندسازی همگی رخت برمی‌بندند.


مصرف حدود ۷۰درصد گاز کشور از سوی صنایع
نوشادی با اشاره به ارزیابی اجرای این طرح در منطقه‌ای از چین بیان کرد: کل پول طرح از محل صرفه‌جویی گاز تأمین شده بود، بنابراین اولویت اجرای پروژه در ایران هم اقلیم‌های سرد و مشترکان پرمصرف و بدمصرف هستند. برای صنایع فوق‌عمده، عمده و نیمه‌عمده‌ که حدود ۳-۴ هزار مشترک هستند هم بدون اجرای پایلوت، هوشمندسازی انجام می‌شود، زیرا حدود ۶۰-۷۰درصد مصرف گاز کشور برای آن‌هاست.
وی درباره نتایج قرارداد بین شرکت ملی گاز و دانشگاه مالک اشتر که به‌منظور تدوین الگوی ملی استقرار نظام هوشمندسازی توزیع و اندازه‌گیری گاز طبیعی امضا شد، توضیح داد: قرار است کار طراحی پایه را انجام دهند. این هفت بسته آزمایشی برای هفت استان هم براساس مطالعات مهندسی دانشگاه مالک اشتر و شریک دیگرشان که یک شرکت مهندسی مشاور بوده، انجام شده است.
مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران با اشاره به مزایای اجرای طرح هوشمندسازی کنتورهای گاز در کشور تأکید کرد: ایران در رده نخست بدمصرف‌ترینِ انرژی در دنیاست و ۷۰-۷۵درصد انرژی کشور از محل گاز طبیعی تأمین می‌شود. ایران از کشور ترکیه چهار برابر بدمصرف‌تر است، بنابراین باید مصرف را سامان‌دهی و بهینه مصرف کنیم، زیرا رویه کنونی قابل ادامه دادن نیست و نیاز به همراهی مردم دارد.
نوشادی یادآور شد: ایران اکنون حدود ۲۰ برابر سال ۱۳۵۳ انرژی مصرف می‌کند؛ جمعیت دو برابر شده و رفاه هم افزایش یافته است، البته که همه دنیا همین‌طور است، اما شدت و سرانه انرژی در کشور ما چند برابر چین، هند، ترکیه و ژاپن است، درحالی‌که این کشورها انرژی را صرف تولید کالا و محصولات می‌کنند. بنابراین بهینه‌سازی تنها راه است و تنها با خواهش می‌کنم، درخواست می‌کنم و التماس می‌کنم، محقق نمی‌شود.

توسعه بازار ال‌ان‌جی و افزایش قیمت گاز

0
توسعه بازار ال‌ان‌جی و افزایش قیمت گاز

دستاورد صنعت / تداوم واردات ال‌ان‌جی به‌صورت تک‌محموله در جنوب آسیا، کاهش تقاضا در چین و اروپا را جبران کرده و این موضوع باعث تقویت قیمت این سوخت در بازارهای جهانی شده است.
به گزارش اداره کل امور اوپک، مجامع و سازمان‌های بین‌المللی وزارت نفت، در هفته منتهی به شانزدهم اوت (۲۶ مرداد)، میانگین قیمت تک‌محموله‌های گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) در بازار شمال شرق آسیا (NEA) با ۵۷ سنت افزایش نسبت به هفته قبل به سطح ۱۳ دلار و ۳۶ سنت در هر میلیون بی‌تی‌یو رسید. میانگین قیمت تک‌محموله ال‌ان‌جی در بازار جنوب‌ غرب اروپا (SWE) نیز در طول هفته با نوسان همراه بوده و با ۴۲ سنت افزایش به ۱۲ دلار و ۵۴ سنت در هر میلیون بی‌تی‌یو رسیده است.
قیمت گاز در بازار ان‌بی‌پی انگلستان (NBP) به ۱۰ دلار و ۴۴ سنت رسید که حدود ۲۳ سنت افزایش داشت. قیمت گاز در بازار تی‌تی‌اف هلند (TTF) نیز با نوسان همراه بوده و درنهایت میانگین قیمت گاز در این بازار به ۱۲ دلار و ۴۶ سنت در هر میلیون بی‌تی‌یو رسید که ۴۶ سنت نسبت به هفته گذشته افزایش یافت.
در هفته مذکور، قیمت گاز هنری‌هاب آمریکا در محدوده کمتر از ۲ دلار بود و میانگین قیمت نسبت به هفته ماقبل آن با ۲۵ سنت افزایش به ۲ دلار و ۱۳ سنت در هر میلیون بی‌تی‌یو رسید.

کشف ذخایر جدید گاز در ایالت پنجاب پاکستان
شرکت توسعه نفت و گاز پاکستان که تمام سهام بلوک ماری شرقی را در اختیار دارد، در ۲۳ مرداد از کشف گاز از چاه اکتشافی چاک ۱-۲۰۲ در رحیم یارخان، از توابع استان پنجاب خبر داد. چاه اکتشافی چاک ۱-۲۰۱ در تاریخ ۸ مرداد با عمق یک‌هزار و ۹۵۶ متر حفاری شد. براساس تفسیر نتایج لاگ‌ وایِرلاین، تست اول ساقه حفاری در سازند سنگ‌آهکی Sui نشان داد تولید گاز از این چاه به ۶ میلیون و ۱۵۰ هزار فوت‌مکعب در روز می‌رسد. این دومین کشف متوالی در بلوک ماری شرقی است.
این شرکت در بیانیه‌ای اعلام کرد: این کشف نه‌تنها فرصت‌های جدیدی را ایجاد می‌کند، بلکه به‌طور قابل توجهی به تعادل بین عرضه و تقاضای انرژی با استفاده از منابع داخلی کمک خواهد کرد و ذخایر هیدروکربنی پاکستان را افزایش می‌دهد. اوایل این ماه، شرکت توسعه نفت و گاز پاکستان از کشف میعانات گازی در چاه اکتشافی رزگیر -۱ در ایالت خیبر پختونخوا پاکستان خبر داده بود.

سرمایه‌گذاری شرکت‌های نفتی در تأسیسات ال‌ان‌جی ادناک
چهار شرکت بین‌المللی برای سرمایه‌گذاری در پروژه بعدی صادرات ال‌ان‌جی شرکت نفت ملی ابوظبی (ادناک) قرارداد بستند و بر این باورند که تقاضا برای این سوخت همچنان افزایش خواهد یافت. براساس گزارش شرکت ادناک، چهار شرکت شل، توتال انرژی، بی‌پی و میتسویی هریک ۱۰درصد از سهام کارخانه ال‌ان‌جی الرویس را خواهند داشت، همچنین دو شرکت در این مجموعه محموله‌های بیشتری از این تأسیسات دریافت خواهند کرد.
امارات‌متحده‌ عربی و همسایه‌اش قطر جزو کشورهایی هستند که در حال افزایش ظرفیت تولید ال‌ان‌جی خود هستند. این کشورها انتظار دارند با توجه به شتاب‌گرفتن روند جایگزینی سوخت، تقاضای ال‌ان‌جی افزایش یابد. ادناک که یک شرکت دولتی است، ماه گذشته با تصمیم بر ادامه پروژه الرویس، قراردادی به ارزش ۵ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار برای احداث آن امضا کرد. شل به‌طور جداگانه اعلام کرد این کارخانه قرار است در سال ۲۰۲۸ به بهره‌برداری برسد. براساس گزارش ادناک، شرکت شل سالانه یک‌میلیون تن ال‌ان‌جی از الرویس دریافت خواهد کرد، درحالی‌که شرکت میتسویی سالانه ۶۰۰ هزار تن خواهد گرفت.
این شرکت اماراتی که در نظر دارد در بازار جهانی ال‌ان‌جی توسعه یابد، به‌تازگی توافق‌هایی برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مشابه در آمریکا و موزامبیک امضا کرده است. گاز یکی از چند حوزه‌ای است که ادناک به‌عنوان بخشی از یک مجموعه‌توافق‌ها بر آن تمرکز کرده است.

توافق مصر و شرکت اِنی برای احداث یک واحد ذخیره‌سازی گاز
براساس اعلام یک مقام دولتی به روزنامه الشرق بیزینس، دولت مصر با شرکت انرژی ایتالیایی انی، برای احداث یک واحد ذخیره‌سازی و گازی‌سازی مجدد ال‌ان‌جی در خشکی توافق کرده است. این واحد قرار است با سرمایه‌گذاری تقریبی ۱۵۰ میلیون دلاری، در نزدیکی واحد تولید ال‌ان‌جی دمیاط، در زمینی که متعلق به شرکت ملی گاز مصر و شرکت انی است، احداث شود. این مقام افزود که هدف این واحد کمک به پرکردن شکاف بین مصرف داخلی و تولید گاز طبیعی در مصر است.
همچنین، شرکت ملی گاز مصر با یک شرکت مشاور بین‌المللی قرارداد بسته است تا مطالعات مرتبط با این پروژه را تهیه و امکان استفاده از ظرفیت ذخیره‌سازی ال‌ان‌جی در واحد دمیاط با ظرفیت بیش از ۱۶۰ هزار متر مکعب ال‌ان‌جی را بررسی کند. در ماه ژوئیه گزارش شد دولت مصر، به همراه دولت اردن، در حال بررسی قرارداد با یک شرکت بین‌المللی برای احداث یک واحد شناور ذخیره‌سازی و گازی‌سازی مجدد ال‌ان‌جی است.

افزایش واردات جهانی ال‌ان‌جی به‌دلیل تقاضای زیاد در جنوب آسیا
واردات جهانی ال‌ان‌جی در ماه ژوئیه نسبت به سال گذشته افزایش یافت. تداوم واردات ال‌ان‌جی به‌صورت تک‌محموله در جنوب آسیا، کاهش تقاضا در چین و اروپا را جبران کرده است. واردات جهانی ال‌ان‌جی در ماه ژوئیه به ۳۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تن رسید که نسبت به ماه مشابه در سال گذشته با ۳۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تن، اندکی بیشتر است، اما واردات آسیا در ماه ژوئیه به ۲۳ میلیون و ۹۰۰ هزار تن رسید که نسبت به ماه مشابه در سال گذشته با حجم ۲۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تن به میزان قابل توجهی افزایش نشان می‌دهد.
افزایش واردات در آسیا، سهم این منطقه از واردات جهانی را از ۶۷درصد در سال ۲۰۲۳ به ۷۴درصد در سال جاری رسانده است. واردات هند در ماه ژوئیه به ۲ میلیون و ۵۶۰ هزار تن رسید که نسبت به یک‌میلیون و ۸۴۰ هزار تن در ماه مشابه سال گذشته، افزایش چشمگیری داشته است. دمای هوای بالاتر از حد معمول در تابستان ۲۰۲۴ سبب افزایش تقاضای برق و درنتیجه گاز برای تجهیزات برودتی شده است و هند را با وجود نرخ‌های بالاتر قیمت‌ تک‌محموله‌های ال‌ان‌جی در ژوئیه نسبت به ماه مشابه در سال گذشته، مجبور به افزایش واردات ال‌ان‌جی کرده است.

افزایش همکاری ایران و ترکمنستان برای واردات گاز تهران امضا شد

0
افزایش همکاری ایران و ترکمنستان برای واردات گاز تهران امضا شد

دستاورد صنعت / سند توسعه همکاری‌های گازی ایران و ترکمنستان چهارشنبه، هفتم شهریور در حضور مسعود پزشکیان و قربانقلی بردی محمداف و محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، بین مجید چگنی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران و ماکسات بابایف، رئیس شرکت دولتی ترکمن‌گاز در تهران امضا شد.
پزشکیان در نشست مشترک هیئت‌های عالی‌رتبه ایران و ترکمنستان، توافق‌های گازی تهران و عشق‌آباد را اقدامی راهبردی برای تبدیل ایران به قطب گازی منطقه و در چارچوب تأمین منافع دو طرف دانست.
مسعود پزشکیان در نشست مشترک هیئت‌های عالی‌رتبه ایران و ترکمنستان، روابط ریشه‌دار و تاریخی دو کشور را زمینه مناسبی برای توسعه همکاری‌ها دانست و گفت: ما ضمن پایبندی نسبت به تفاهم‌ها و پیمان‌های دو کشور، برای رفع موانع و چالش‌های پیش‌ روی توسعه همکاری‌ها آمادگی کامل داریم.
وی توافق‌های گازی تهران و عشق‌آباد را اقدامی راهبردی برای تبدیل ایران به قطب گازی منطقه و در چارچوب تأمین منافع دو کشور دانست و افزود: بنده شخصاً اجرای توافق‌ها و تعهدهای امضاشده بین دو کشور را پیگیری خواهم کرد و امیدوارم در دیدار آینده که در عشق‌آباد خواهد بود، شاهد تحقق و اجرای کامل این توافق‌ها باشیم.
گسترش همکاری در بخش‌های نیرو، ترانزیت، برق، همکاری‌های مشترک دو کشور در بخش گاز و پتروشیمی، صدور خدمات فنی و مهندسی، هدف‌گذاری برای ترانزیت ۲۰ میلیون تنی کالا بین دو کشور، تسهیل صدور روادید، توسعه همکاری‌ها در بخش بنادر و دریانوردی، کریدوری و حمل‌ونقل جاده‌ای و ریلی ازجمله مهم‌ترین محورهای سخنان وزیران نیرو، نفت و راه و شهرسازی ایران در نشست هیئت‌های عالی‌رتبه ایران و ترکمنستان بود.
قربانقلی بردی محمداف، رئیس جمهور ترکمنستان نیز در این نشست با تأکید بر اهمیت توسعه روابط بین دو کشور برای عشق‌آباد و ابراز خرسندی از سطح مطلوب همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی تهران – عشق‌آباد، بر عزم دولت این کشور برای حمایت از ابتکارهای بین‌المللی ایران تأکید کرد.
وی با اشاره به تلاش‌های ترکمنستان در زمینه استقرار صلح و ثبات در منطقه، بر علاقه‌مندی عشق‌آباد برای توسعه همکاری‌های امنیتی بین دو کشور تأکید کرد و گفت: ترکمنستان همچنین علاقه‌مند توسعه روابط تجاری و اقتصادی با ایران و افزایش همکاری‌ها در حوزه دریای خزر است.
توسعه همکاری های ایران و ترکمنستان
مقام‌های ایران و ترکمنستان در حضور رئیس‌جمهور ایران و ترکمنستان همچنین سه سند همکاری مشترک در حوزه‌های گمرکات، همکاری‌های دیپلماتیک و خواهرخواندگی دو بندر امیرآباد و ترکمن‌باشی امضا کردند.
برنامه همکاری وزارتخانه‌های امور خارجه ایران و ترکمنستان از سال ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ با امضای سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه و رشید مردوف، وزیر امور خارجه ترکمنستان، یادداشت‌تفاهم خواهرخواندگی بنادر امیرآباد و ترکمن‌باشی با امضای فرزانه صادق مالواجرد، وزیر راه و شهرسازی و محمدخان، مدیرعامل شرکت ترکمنستانی و طرح اقدام مشترک درباره تعمیق و توسعه همکاری‌های گمرکی دو کشور از سال ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ سه سند امضاشده بین دو کشور بودند.
ایران در سال‌های گذشته به‌منظور تأمین بخشی از گاز طبیعی موردنیاز مناطق شمالی و شمال شرق کشور، به‌ویژه در ماه‌های سرد سال، روزانه ۲۳ تا ۳۰ میلیون مترمکعب گاز از ترکمنستان وارد می‌کرد و به این ترتیب، به‌طور تقریبی هر سال کمتر از ۵درصد از نیاز خود را از این طریق تأمین کرده است.
واردات گاز از ترکمنستان از دو مسیر انجام می‌شود: نخست خط لوله گاز وارداتی ۲۰۰کیلومتری کردبچه – کردکوی که سال ۱۳۷۶ به بهره‌برداری رسید و از این خط، قابلیت واردات سالانه ۶ تا ۸ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی وجود دارد، و دوم خط لوله گاز وارداتی دولت‌آباد – سرخس – خانگیران به طول ۳۰ کیلومتر، که ظرفیت سالانه آن ۱۲ میلیارد مترمکعب است.
بیشینه واردات گاز طبیعی از کشور ترکمنستان در سال ۲۰۱۱ معادل روزانه ۳۲ میلیون و ۴۰۰ هزار مترمکعب بود و در ۱۵ سال گذشته به‌طور میانگین ۱۵ میلیون و ۳۰۰ هزار مترمکعب گاز طبیعی از کشور ترکمنستان وارد ایران شده است. بااین‌حال، مشکلات تحریمی سبب کاهش واردات گاز طبیعی ایران از ترکمنستان شد. ترکمنستان همه صادرات گاز خود به ایران را از یکم ژانویه ۲۰۱۷ به‌دلیل اختلاف پرداخت دلاری متوقف کرد و سرانجام یک دادگاه داوری بین‌المللی در سال ۲۰۲۰ به نفع ترکمنستان رأی داد.
البته ایران از همان زمان تلاش‌های فراوانی برای حل‌وفصل موضوع آغاز کرد. رئیس‌جمهوری وقت ایران، اواخر مارس ۲۰۱۸ به عشق‌آباد سفر کرد و طبق گزارش‌ها، با همتای ترکمن خود برای انجام قراردادهای سوآپ گاز ترکمنستان از طریق ایران، گفت‌وگو کرد و در اکتبر ۲۰۲۱ گزارش شد که مذاکرات برنامه‌ریزی‌شده‌ای برای حل مناقشه و ازسرگیری عرضه گاز انجام شده است.
دیوان داوری بین‌المللی در ژوئیه ۲۰۲۰ حکم داد که شرکت ملی گاز ایران باید نزدیک به ۲ میلیارد دلار را برای گازی که ترکمنستان از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ عرضه کرده بود، به ترکمن‌گاز بپردازد. اصل بدهی ایران به ترکمنستان بابت واردات گاز در دوره‌های گذشته در سه قسط تسویه شد و مذاکرات درباره جریمه به‌موقع پرداخت نشدن این بدهی با طرف ترکمنستانی در جریان است.
در آغاز سال ۲۰۲۲، قرارداد جدید سوآپ تا سقف ۲ میلیارد مترمکعب در سال بین دو کشور، به ترکمنستان اجازه داد گاز خود را از طریق سوآپ با ایران به آذربایجان بفروشد و به این ترتیب چشم‌اندازی تازه برای همکاری‌های بیشتر بین دو طرف ایجاد شد. حجم سوآپ گاز طبیعی در سال ۲۰۲۲ حدود ۵ میلیارد و ۱۰۰ میلیون مترمکعب بود که در سال ۲۰۲۳ تا حدود ۹ میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب افزایش یافت. در شرایط کنونی دو نقطه تحویل بین دو کشور برای تحویل گاز تعیین شده و درمجموع توانایی انتقال حدود ۵۰ میلیون مترمکعب در روز بین دو کشور، مهیاست.

آینده صنعت و صنعت بی‌آینده

0
آینده صنعت و صنعت بی‌آینده

حسین حقگو کارشناس مسائل اقتصادی

  1. دستاورد صنعت / آینده «صنعت» در ایران بستگی به فرآیند «توسعه صنعتی» در این سرزمین دارد. به عبارتی عملکرد صنعت آن‌چنان‌که گفته‌شده است «حاصل تعامل پیچیده عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی است که تنها با چیدمانی خاص از مجموعه این عوامل تبدیل به توسعه صنعتی می‌شود» (1). در این تعریف طبعاً صنعت و فراتر از آن توسعه صنعتی در مجموعه‌ای از کارخانه‌ها و نصب ماشین‌آلات و… خلاصه نمی‌شود که محصولاتی را طبق برنامه و خواست سیاست‌گذار تولید و در بازاری کنترلی به فروش برسانند. چنان‌که صنعت و توسعه صنعتی در جهان مدرن نه زیرمجموعه بخش اقتصاد بلکه به‌عنوان مرحله‌ای از توسعه اقتصادی و گذار به توسعه همه‌جانبه و عامل کلیدی برای ارتقای بهره‌وری دیگر بخش‌های اقتصادی و افزایش درآمد ملی، ایجاد اشتغال پایدار و توسعه مناسبات اجتماعی محسوب می‌شود.
    بر این اساس آنچه از صنعت در جهان امروز مورد نظر است، برآمده از تحول در ذهنیت و عینیت و فرهنگ جامعه و بر بستری از امنیت حقوق و مالکیت فردی، مناسبات خوب خارجی، ارتقای سطح دانش و مهارت، وجود زیرساخت‌های نهادی و فیزیکی مناسب، برقراری فضای مناسب در اقتصاد کلان و محیط مناسب کسب‌وکار و نظایر آن‌هاست. فروکاستن این امر بس مهم و ساختاری به ایجاد چند کارخانه و تولید چند میلیون تن از یک یا چند محصول آن هم متکی به منابع طبیعی درکی ماقبل مدرن و صنعتی و متأسفانه تعریف غالب در فضای ذهنی تصمیم‌گیران کشورمان است. بر اساس همین درک ضعیف از مفهوم توسعه صنعتی، چند برنامه به‌اصطلاح «راهبردی» در دولت‌های اخیر تدوین و تصویب شد که طبق آن‌ها مثلاً مقرر بوده است که در سال 1404 چند میلیون خودرو یا یخچال و کولر آبی یا چند میلیون تن مواد و محصولات شیمیایی و یا فولاد و تایر و تیوپ و… تولید شود. (2) این شیوه نگرش و تدوین برنامه، خاص نظام‌های سوسیالیستی سابق بوده و با اقتصاد آزاد و رقابتی و پیشرفته هیچ نسبتی ندارد.
  2. فرآیند توسعه صنعتی در کشورمان گذشته، حال و آینده‌ای دارد. بر این اساس، تحول در این حوزه نیازمند اولاً تبیین وضعیت موجود در معنای بررسی و شناخت واقعیت‌های صنعتی امروز کشور است و سیاست‌های خرد و کلانی که بر فعالیت‌های بنگاه‌های صنعتی و اقتصادی تأثیرگذارند، اعم از: حقوق مالکیت و سیاست و تعاملات خارجی و زیرساخت‌های فیزیکی، وضعیت توسعه خوشه‌های صنعتی، نرخ ارز، سود بانکی و تعرفه، قوانین کار و تامین اجتماعی، چالش‌های محیط کسب‌وکار، وضعیت و ترکیب اشتغال صنعتی، بهره‌وری بنگاه‌های اقتصادی در رشته‌های مختلف، اندازه بنگاه‌های صنعتی، درجه انحصار و مالکیت و … شناختی که متأسفانه بنابر عللی و ازجمله فقدان اطلاعات و داده‌های آماری در حد بسیار نازلی است. (خوشبختانه برای رفع این کاستی مهم، از سوی گروهی از پژوهشگران به سرپرستی دکتر مسعود نیلی و با حمایت «بنیاد توسعه صنعتی محسن خلیلی» پروژه تحقیقاتی با عنوان «پایش تحولات صنعتی ایران» در حال نهایی شدن است). ثانیاً تحلیل روند گذشته (آسیب‌شناسی) به‌نحوی‌که عملکرد گذشته اقتصاد و صنعت و حوزه‌های دیگر مرتبط با امر توسعه صنعتی تحلیل شود و در یک زنجیره مطالعاتی مورد توجه قرار گیرد. چنان‌که در تحلیلی از آسیب‌شناسی توسعه صنعتی کشورمان، عدم تضمین و احترام به «حقوق مالکیت» در صدر موانع توسعه صنعتی قرار دارد. چراکه صنعتی شدن کشورمان تقریباً با حاکمیت بلامنازع «دولت» و نفی «بازار» و حقوق بدیهی بخش خصوصی و فعالان صنعتی آغاز شد و در طی دهه‌های متوالی -علیرغم بهبود اندک موازنه به نفع بخش خصوصی در دوره‌هایی- همچنان با همان گرایش دولتی و البته زاده شدن بخشی به‌عنوان «خصولتی» وضعیت به‌مراتب پیچیده‌تر و ناگوارتر هم شد.
    چراکه با بازخوانی اصل 44 قانون اساسی و تعریف «خصوصی‌سازی» به واگذاری بنگاه‌ها به نهادهای عمومی و بنیادها و افراد خاص، «حقوق مالکیت» ضربه کاری‌تری هم خورد و موجودی زاده شد که نه دولتی بود و نه خصوصی و البته هم این بود و هم آن: «بخش خصولتی بدترین بخش اقتصادی کشور است. در بخش دولتی حداقل یک نظارت وجود دارد. خصولتی عامل بازدارنده بخش خصوصی در کشور شده است.» (3) در این آسیب‌شناسی از گذشته که بیان وضعیت حال صنعت و توسعه صنعتی نیز هست آنچه مشخص می‌شود آن است که وقتی حقوق مالکیت فقط به ملکیت بر بنگاه خلاصه می‌شود و این دولت است که قیمت کالا و محصول کارخانه را تعیین می‌کند، مالکیت به امری بی‌معنا و مفهوم تبدیل می‌شود. وقتی غیر از فضای کلان اقتصادی و تعیین مؤلفه‌هایی همچون نرخ ارز و سود بانکی و قیمت حامل‌های انرژی و تعرفه و… توسط دولت، قیمت کالاها و محصولات هم توسط دولت تعیین می‌شود و انواع ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های وارداتی و صادراتی لحظه‌ای و ناگهانی بر فضای تولید حاکم می‌شود نمی‌توان انتظار روند معقول منطقی برای توسعه صنعتی و صنعتی رشدیافته در آینده را داشت.
  3. تحولات آتی در عرصه توسعه صنعتی در صورتی روبه‌جلو خواهد بود که با درک واقعیت‌های اقتصاد سیاسی کشورمان باشد. چراکه در قالب منطق «وابستگی به مسیر» (path dependency) تغییر نهادی در جوامع، بخصوص کشورهای متکی به منابع طبیعی مانند نفت به‌راحتی رخ نمی‌دهد و «در این کشورها اگر تغییری در وضعیت ریل‌گذاری مسیر حرکت اتفاق نیفتد، قطار اقتصادی آنها تحت تأثیر نیروی پیشران ناشی از وضعیت گذشته به همان مسیر همیشگی خود ادامه خواهد داد» (دکتر مسعود نیلی). تحقق توسعه صنعتی چنان‌که بارها گفته‌شده است در درجه اول بستگی به تصویر آرمانی و بلندمدتی دارد که در ذهن مدیریت سیاسی از توسعه نقش بسته است. لذا اولین نقطه حرکت در تحقق توسعه صنعتی حصول توافق در مورد این تصویر است. پس از شکل‌گیری این تصویر آرمانی و توافق بر سر آن، سؤال آن خواهد بود که چگونه این تصویر محقق می‌شود و چگونه می‌توان به این هدف مطلوب رسید و کدام مجموعه از تصمیمات و سیاست‌گذاری و نهادسازی در اقتصاد داخلی، چه در سطح ملی و چه در سطح بخش صنعت در هماهنگی با تحولات آینده اقتصاد جهانی، هدف‌های توسعه صنعتی را امکان‌پذیر می‌سازد؟ الزامات محیطی و شرایط عمومی کشور در ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به‌عنوان زمینه‌ساز موفقیت توسعه صنعتی چیست و چگونه باید باشد؟ بدیهی است که این امر به‌خودی‌خود واقع نمی‌شود و مستلزم ایفای نقش مؤثر توسط دولت است. لذا لازم است و باید نقش دولت در فراهم ساختن الزامات توسعه صنعتی در سطح اقتصاد ملی در بخش صنعت به‌درستی تعریف شود. مواردی همچون: جهت‌گیری در سیاست خارجی کشور، سیاست‌های اقتصاد کلان (نرخ ارز، نرخ بهره، نرخ تعرفه، بودجه سالیانه، سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی و…)، حقوق مالکیت و نظام قضایی عادلانه در رسیدگی به دعاوی، محیط کسب‌وکار (قوانین و مقررات، مجوزها و…)، حقوق فردی و شهروندی و… به نقش و تاثیر سیاست‌های دولت بستگی دارد.
  4. این روزها مقارن است با آغاز به کار دولت چهاردهم. دولتی که رئیس آن، مسعود پزشکیان اساس و مبنای اقداماتش را اجرای مواد و تبصره‌های قانون هفتم توسعه و البته سایر قوانین و سیاست‌های مصوب نهاده است. برنامه‌ای که با دو سال تأخیر و بیش از یک سال کشمکش بین دولت، مجلس، شورای نگهبان و شورای تشخیص مصلحت نظام و… به‌مثابه کشکولی از انواع و اقسام احکام و دستورات و… سرانجام مصوب و ابلاغ شد. برنامه‌ای که قرار است رشد 8 درصدی در کل و 8.5 درصدی در صنعت و تورم 9.5 درصد در سال آخر برنامه (1407) و… را محقق و سبب ثبات اقتصادی و تراز شدن صندوق‌های بازنشستگی و تأمین اجتماعی و… شود. تحقق این اهداف در تخمینی خوش‌بینانه نیازمند سالیانه 100 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری است. (4) این در حالی است که کل سرمایه‌گذاری جذب‌شده به کشورمان در طی یک دهه اخیر حدود 30 میلیارد دلار بوده است و در همین مدت حدود 100 میلیارد دلار از کشور خارج‌شده است!
    در شرایط حاضر نه بودجه دولت، نه منابع بانکی و نه صادرات نفت ایران ظرفیت چندانی برای افزایش دارند. هم چنان‌که با افزایش تنش‌های شدید منطقه‌ای و احتمال روی کار آمدن کاندیدای جمهوری‌خواهان در آمریکا، وضع بغرنج‌تر هم می‌شود. دو نهاد بین‌المللی اقتصاد، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول نیز بر این نکات تاکید نهاده و وضعیت سختی را برای اقتصاد ایران در دو سه سال آتی پیش‌بینی کرده‌اند: رشد 2.5 تا 3 درصدی و تورم بالای 30 درصد. پیش‌بینی این دو نهاد مبتنی است بر «ناترازی‌های ناشی از دخالت در قیمت گذاری اقتصادی و تداوم تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی و نااطمینانی‌های ژئوپلتییک و تمرکز تجارت با شرکای محدود و اف ای تی اف و…» (5).
    افزایش رشد اقتصادی از مسیر سه بخش دیگر اقتصاد یعنی «کشاورزی»، «صنعت» و «خدمات» هم طبق تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های داخلی و بین‌المللی مسدود است. چنان‌که در گزارش اخیر بانک جهانی در این‌باره آمده است: «هر سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات روند کاهشی داشته و بخصوص در حوزه صنعت بیشترین کاهش را از 8.8 به 4.9 و 3.7 درصد در امسال و سال آینده» (6) می‌توان انتظار داشت. پیش‌بینی که شاخص مدیران خرید (شامخ) نیز آن را تأیید می‌کند. چنان‌که این شاخص در خردادماه به پایین‌ترین سطح خود در 44 ماه اخیر به 44.9 درصد رسید: «کاهش تقاضا، نااطمینانی سیاسی، مشکل تأمین مواد اولیه و…» ازجمله موارد ذکر شده برای افت این شاخص بوده است (7).
    در این میان وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) به‌عنوان یکی از مهم‌ترین وزارتخانه‌های اقتصادی کشور، وزارتخانه‌ای که وظیفه توسعه صنعتی و به تعبیری «توسعه تجاری» کشور را بر عهده دارد و اکتشاف، بهره برداری و فرآوری مهم‌ترین ذخایر زیر زمینی کشور (بعد از نفت و گاز) در حیطه سیاستگذاری و اجرایی آن است و مهم‌ترین و بزرگ‌ترین سازمان‌های توسعه‌ای از سازمان گسترش و نوسازی صنایع و سازمان توسعه معادن تا شرکت شهرک‌های صنعتی و بانک صنعت و معدن و عظیم‌ترین بنگاه‌های اقتصادی کشور از ایران خودرو و سایپا تا فولاد مبارکه و ذوب آهن و… تحت مدیریت، نظارت و تأثیر پذیر از سیاستگذاری های آن است و… با گذشت بیش از یک دهه از تأسیس آن (13/4/1390 با ادغام وزارتخانه‌های «صنایع و معادن» و «بازرگانی») فاقد قانون تشکیل و شرح وظایف و مأموریت است و در در طی همین یک دهه و بخصوص دو سه سال اخیر بارها تا مرز تفکیک و دو یا چند تکه شدن رفته و ساختاری بشدت ناپایدار و بی‌ثبات دارد.
    تشکیل وزارت صمت بر اساس ایده یکپارچگی زنجیره «تولید» و «تجارت» و در چارچوب کاهش تصدی‌گری دولت و افزایش توان سیاستگذاری آن در قالب اقتصادی آزاد و رقابتی و صنعتی رقابت‌پذیر شکل گرفت؛ ایده و اهدافی که اما هیچگاه در مسیر تحقق آنها حرکت نشد و در بر همان پاشنه سابق و چه بسا بدتر چرخید؛ نه واگذاری تصدی‌ها و اصلاح ساختار سازمان‌های توسعه‌ای در جهت ضرورت‌ها و تحولات فن‌آوری‌های جدید واقع شد و نه واگذاری بنگاه‌ها و افزایش کارآمدی آنها و… بلکه حتی کار به دخالت در امور نهادهای بخش خصوصی و مهم‌ترین آن‌ها اتاق ایران نیز کشیده شد و دخالت در انتخابات و اداره این نهاد به وظایف این وزارتخانه افزوده شد!
    رفتاری که اگر به سرعت اصلاح نشود، در کنار تداوم بی‌ثباتی‌های اقتصاد کلان، در طی سال‌های آتی به کاهش شدید رشد بخش صنعت خواهد انجامید و رشد این بخش را به زیر 5 درصد تنزل خواهد داد (4.9 و 3.7 درصد در امسال و سال آینده به پیش‌بینی بانک جهانی) وضعیتی که ریشه در ساختار نامناسب تولیدات صنعتی ایران دارد. چنان‌که سهم فناوری‌های با دانش بالا در کشورمان بسیار پایین و معادل 0.5 درصد کل محصولات صنعتی است (8). به تعبیری دیگر در طی حدود دو دهه اخیر (1400- 1381) بار اصلی صنعت کشور بر دوش صنایع معدن پایه بوده است بطوریکه بالاترین سهم ارزش افزوده (حدود 45 درصد) و بالاترین سهم صادرات غیر نفتی (حدود 70 درصد) مربوط به این صنایع است. (9) وضعیتی که شکافی عمیق را بین کشورمان و همسایگان ایجاد کرده است. بطوری‌که ایران به لحاظ رقابت پذیری صنعتی در جایگاه ششم منطقه بعد از ترکیه و امارات و عربستان و… قرار دارد. این در حالی است که طبق سند چشم انداز مقرر بود کشورمان در سال 1404 قدرت اول اقتصادی و فناوری منطقه باشد. در سال 1384 یعنی سال شروع اجرای این سند، شکاف اندازه بخش صنعت ایران و عربستان و ترکیه به ترتیب 6.6 و 44.7 میلیارد دلار بود که در سال 1401 این شکاف به ترتیب به 18.5 و 137.4 میلیارد دلار رسید. (10) آنچه این وضعیت ناگوار را برای صنعت و بنگاه‌های صنعتی کشور رقم زده است، فقدان الگو و سیاست‌های اقتصادی و صنعتی کارآمد و علمی و در چارچوب یک استراتژی توسعه‌ای مشخص بوده است. چنان‌که علیرغم گذشت بیش از شش دهه از حرکت در مسیر توسعه صنعتی اما همچنان الگوی غالب بر این توسعه و برونگرا یا درونگرا بودن صنعت کشور نامشخص است.
    رقابت‌پذیر شدن صنعت و باز شدن اقتصادی که جزو پنج اقتصاد بسته جهان است (رتبه 160 در آزادی اقتصادی بین 165 کشور جهان- موسسه فریزر- 2023) و تحقق اهداف کمی و کیفی برنامه هفتم توسعه و سیاست‌های کلی نظام و… چنان‌که در برنامه دولت چهاردهم است نیازمند الزاماتی است که فوکویاما آن را چنین تبیین می‌کند: «هر نظم سیاسی بر سه نهاد استوار است: کارآمدی دولت، حاکمیت قانون و سازوکارهای پاسخگوبودن». (11)
    این الزامات فراهم نمی‌شود مگر با افق گشایی بر بسترآزادی وفرصت های برابر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای ظهور استعدادها وخلاقیت ها و نه بر مبنای باورهای فکری و اعتقادی و در قالبی ایدئولوژیک و درجه بندی شهروندان به درجه دو و سه و…و تمرکز قدرت و توزیع ناعادلانه ثروت. اگر یک سوی گذار به توسعه چنان‌که «داگلاس نورث» صورتبندی می‌کند: «مهار خشونت با قبول حدی از خلق رانت در ائتلاف مسلط» است، سوی دیگر آن «اعتمادی فراگیر نسبت به نهادها و ایجاد رضایت اجتماعی» برای تحمل سختی‌ها است، چراکه تا «درکی عام از کرامت انسانی ایجاد نکنیم محکوم به تحمل کشمکشی تاریخی هستیم» (12).
    مقصود آنکه، آینده صنعت به فرآیند توسعه صنعتی به‌عنوان مرحله‌ای از توسعه اقتصادی مبتنی بر حقوق شهروندی و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی گره خورده است و بدون این منظومه فکری، حقوق انسانی و سازوکار نهادی واجرایی، تصویر خوشایندی را نمی‌توان از این حوزه محوری توسعه کشور در قاب چشم امروزیان و آیندگان شکل داد!

چشم‌انداز رشد اقتصادی ایران

0
چرا رشد اقتصادی به چشم نمی‌آید

مسعود نیلی و یاسر ملایی

دستاورد صنعت / دکتر مسعود نیلی در مقاله مشترکی که با دکتر یاسر ملایی منتشر کرده، آورده است: پرنوسان ترین بازه زمانی رشد اقتصادی، دهه ۶۰ بوده است و بعد از آن، بازه ای که اکنون در آن قرار داریم. از لحاظ تورم نیز، پرنوسان‌ترین بازه ای که تابه حال تجربه کرده ایم، 10 سال گذشته بوده است. به لحاظ رکورد تورم هم بالاترین تورمی که تجربه کرده ایم در همین سال های اخیر، به طور مشخص از سال ۱۳۹۷ به بعد، بوده است.
وی افزود: از سال ۱۳۹۹ به بعد، ما رشد اقتصادی باثبات بالای ۴ درصد را تجربه کرده ایم. این موضوع برای ما این سوال را پیش می آورد که آیا واقعا با یک تحول ساختاری از نظر رشد اقتصادی مواجه بوده ایم و وارد یک دوره رشد باثبات شده ایم؟ به خصوص اینکه در شرایط کرونا در همه جا رشد منفی بوده، اما به عنوان پدیده ا‌ی عجیب، اقتصاد ایران وضعیت خوبی داشته است. نه تنها تحریم، کرونا و کاهش قیمت نفت بر اقتصاد ما اثر نکرده، بلکه اقتصاد وضعیت بهتری هم پیدا کرده است. گویی در شرایطی که بر روی واکسن کرونا کار می شد که به مردم تزریق شود، ما واکسنی برای اقتصاد فراهم کرده بوده ایم! اگر بخواهیم راجع به آینده رشد اقتصادی کشورمان فکری بکنیم باید بتوانیم این پدیده را تحلیل کنیم و اگر در تحلیل این پدیده خطایی داشته باشیم، نتیجه گیری‌های ما در مورد آینده هم با خطا مواجه خواهد شد.
این اقتصاددان با بیان اینکه چه در اقتصاد ایران و چه در اقتصادهای دیگر، دو دسته سازوکار وجود دارد که تغییرات تولید ناخالص داخلی را رقم می زند، توضیح داد: یک دسته سازوکارهای بلندمدت هستند که رشد اقتصادی پایدار را ایجاد می کنند. و دسته دیگر سازوکارهای کوتاه مدت هستند که نتیجه نوسانهایی هستند که از شوک ها ایجاد می شوند. اینکه شوکهای اقتصادی به چه صورت انتقال پیدا کنند و مستهلک شوند، نوسانات کوتاه مدت را تشکیل می دهد.
نیلی ادامه داد: اگر بخواهیم مشاهده اولیه مان را دقیقتر کنیم و به آن پاسخ دهیم، باید بدانیم که رشد اقتصادی سه سال اخیر ما محصول سازوکارهای بلند‌مدت اقتصاد است یا سازوکارهای کوتاه‌مدت. سازوکارهای بلندمدت رشد اقتصادی در ایران عمدتا با محوریت سرمایه ‌گذاری رخ می دهد. سرمایه ‌گذاری بر رشد موجودی سرمایه اثر می گذارد و موجودی سرمایه به ‌عنوان یک نهاده مسلط تولید، تولید ناخالص داخلی را ایجاد می کند. بخشی از آن تولید دوباره تبدیل به سرمایه ‌گذاری می شود و این موضوع یک چرخه ای را فعال می کند. البته آن چیزی که عمدتا در دنیا رشد اقتصادی پایدار را فراهم می کند، تکنولوژی است، اما از آنجا که تکنولوژی و به‌طور کلی، بهره ‌وری نقش ناچیزی در رشد اقتصادی ایران دارد، روی آن تاکید نکرده ایم.
این استاد اقتصاد با بیان اینکه میانگین نسبت موجودی سرمایه به تولید ایران از سال ۱۳۶۹ تا ۱۴۰۰ هم در کشور ما و هم در کشورهای دیگر، حول یک خط افقی نوسان می کند، گفت: آن چیزی که ما را از بقیه کشورها متمایز می کند زیاد بودن این نسبت است که نشان ‌دهنده بهره ‌وری پایین سرمایه است. این نسبت در ایران در اطراف 3.7 نوسان می ‌کند اما در کشورهای دیگر در حدود 2.7 تا ۳ است. این موضوع نشان می دهد که سرمایه ‌گذاری در ایران به تولید متناسب با خودش ختم نمی شود.

 

در شکل ۱ رشد اقتصادی و تورم در دهه‌های گذشته نمایش داده شده است. با یک بررسی اجمالی می‌بینیم که پرنوسان‌ترین بازۀ زمانی، دهۀ ۶۰ بوده است و بعد از آن، بازه‌ای که الان در آن قرار داریم. از لحاظ تورم، پرنوسان‌ترین بازه‌ای که تابه‌حال تجربه کرده‌ایم همین ده سال گذشته بوده است. به‌لحاظ رکورد تورم هم بالاترین تورمی که تجربه کرده‌ایم در همین سال‌های اخیر، به طور مشخص از سال ۱۳۹۷ به بعد، بوده است.
شکل ۲ نشان می‌دهد که از سال ۱۳۹۹ به بعد، ما یک رشد اقتصادی باثبات بالای ۴ درصد را تجربه کرده‌ایم. این موضوع برای ما این سوال را پیش می‌آورد که آیا واقعاً با یک تحول ساختاری از نظر رشد اقتصادی مواجه بوده‌ایم و وارد یک دورۀ رشد باثبات شده‌ایم؟ به‌خصوص این‌که در شرایط کرونا در همه‌جا رشد منفی بوده اما به‌عنوان پدیده‌ا‌ی عجیب، اقتصاد ایران وضعیت خوبی داشته است. نه‌تنها تحریم، کرونا و کاهش قیمت نفت بر اقتصاد ما اثر نکرده، بلکه اقتصاد وضعیت بهتری هم پیدا کرده است. گویی در شرایطی که بر روی واکسن کرونا کار می‌شد که به مردم تزریق شود، ما واکسنی برای اقتصاد فراهم کرده بوده‌ایم! اگر بخواهیم راجع به آیندۀ رشد اقتصادی کشورمان فکری بکنیم باید بتوانیم این پدیده را تحلیل کنیم و اگر در تحلیل این پدیده خطایی داشته باشیم، نتیجه‌گیری‌های ما در مورد آینده هم با خطا مواجه خواهد شد.
چه در اقتصاد ایران و چه در اقتصادهای دیگر، دو دسته سازوکار وجود دارد که تغییرات تولید ناخالص داخلی را رقم می‌زند. یک دسته سازوکارهای بلندمدت هستند که رشد اقتصادی پایدار را ایجاد می‌کنند. و دستۀ دیگر سازوکارهای کوتاه‌مدت هستند که نتیجۀ نوسان‌هایی هستند که از شوک‌ها ایجاد می‌شوند. این‌که شوک‌های اقتصادی به چه صورت انتقال پیدا کنند و مستهلک شوند، نوسانات کوتاه‌مدت را تشکیل می‌دهد.
اگر بخواهیم مشاهدۀ اولیه‌مان را دقیق‌تر بکنیم و به آن پاسخ بدهیم، باید بدانیم که رشد اقتصادی سه سال اخیر ما محصول سازوکارهای بلند‌مدت اقتصاد است یا سازوکارهای کوتاه‌مدت. سازوکارهای بلندمدت رشد اقتصادی در ایران عمدتاً با محوریت سرمایه‌گذاری رخ می‌دهد. سرمایه‌گذاری بر رشد موجودی سرمایه اثر می‌گذارد و موجودی سرمایه به‌عنوان یک نهادۀ مسلط تولید، تولید ناخالص داخلی را ایجاد می‌کند. بخشی از آن تولید دوباره تبدیل به سرمایه‌گذاری می‌شود و این موضوع یک چرخه‌ای را فعال می‌کند. البته آن چیزی که عمدتاً در دنیا رشد اقتصادی پایدار را فراهم می‌کند، تکنولوژی است، اما از آنجا که تکنولوژی و به‌طور کلی، بهره‌وری نقش ناچیزی در رشد اقتصادی ایران دارد، روی آن تاکید نکرده‌ایم. شکل ۳ این چرخه را نشان می دهد.

در شکل ۴ نسبت موجودی سرمایه به تولید ایران را مشاهده می‌کنید که میانگین آن از سال ۱۳۶۹ تا ۱۴۰۰ به صورت خط‌چین مشخص شده است. این نسبت، هم در کشور ما و هم در کشورهای دیگر، حول یک خط افقی نوسان می‌کند. آن چیزی که ما را از بقیۀ کشورها متمایز می‌کند زیادبودن این نسبت است که نشان‌دهندۀ بهره‌وری پایین سرمایه است. این نسبت در ایران در اطراف 3.7 نوسان می‌کند اما در کشورهای دیگر در حدود 2.7 تا ۳ است. این موضوع نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در ایران به تولید متناسب با خودش ختم نمی‌شود.
همبستگی بالای تولید و موجودی سرمایه را می‌توانیم در شکل ۵ مشاهده کنیم. این شکل نشان می دهد که در اقتصاد ایران هر چقدر موجودی سرمایه رشد بکند، تولید داخلی هم رشد می‌کند. در نتیجه اگر بخواهیم چشم‌اندازی از رشد داشته باشیم باید بدانیم که رشد موجودی سرمایه به چه صورتی‌ است. همان‌طور که از نمودار بالا مشخص است، رشد موجودی سرمایه با تولید همبستگی بالایی دارد و در نتیجه رشد بلندمدت ایران حاصل رشد در موجودی سرمایه است. پس تا اینجا می‌توانیم نتیجه بگیریم که رشد موجودی سرمایه تعیین‌کنندۀ رشد بلندمدت اقتصاد ایران است. حال به نوسانات کوتاه‌مدت تولید ناخالص داخلی می‌پردازیم.

همانطور که در شکل ۶ ملاحظه می‌کنید عمدۀ نوسانات تولید ناخالص داخلی کل و تولید بدون نفت، دارای همبستگی بالا با نوسانات درآمدهای ارزی نفتی است. یک جمع‌بندی اولیه به ما نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در بلندمدت با رشد موجودی سرمایه رشد می‌کند و افت‌وخیزهای کوتاه‌مدت آن، به‌وسیلۀ نوسانات درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت رقم زده می‌شود.
حال با این پیش‌زمینه، باید به این موضوع نگاه کنیم که رشد حدود ۴ درصدی اقتصاد ایران به شرحی که بیان شد، در چارچوب سازوکارهای بلندمدت قابل توضیح است یا سازوکارهای کوتاه‌مدت. به‌طور دقیق‌تر، تولید ناخالص داخلی ما نسبت به سال ۱۳۹۸ در مجموع، سیزده درصد رشد کرده است. ما می‌خواهیم بدانیم که این رشد در نتیجۀ چه عواملی حاصل شده است و آیا می‌تواند برای ما رشد پایدار ایجاد کند یا خیر.

ایران کشوری است که نفت در آن نقش زیادی دارد. این نقش شامل اثرات مستقیم و اثرات غیرمستقیم می‌شود. اثر مستقیم این است که اگر تولید نفت افزایش پیدا کند، ارزش افزودۀ بخش نفت هم به‌تبع آن افزایش پیدا می‌کند و به اندازۀ سهمی که این بخش دارد به افزایش تولید ناخالص داخلی کمک می‌کند. در شکل ۷ مشخص است که ارزش افزودۀ بخش نفت نسبت به پایان سال ۹۸ بیش از 32.8درصد رشد داشته است که به‌طور کاملاً واضحی، بیشترین رشد را نسبت به بقیۀ بخش‌ها داشته است. اما اثرات غیرمستقیم از طریق چند کانال ظاهر می‌شود که در ادامه توضیح داده می‌شود.

افزایش تولید نفت اگر باعث افزایش صادرات ‌شود افزایش درآمدهای ارزی را در پی دارد. درآمدهای ارزی نفتی از حاصل‌ضرب دو مقدارِ صادرات و قیمت نفت حاصل می‌شود. قبل از تحریم، عامل اصلی نوسان درآمد‌های ارزی ایران، نوسانات قیمت نفت بوده است. اما بعد از تحریم، مقدار صادرات هم به عامل نوسان‌زای دیگری تبدیل شده است که حاصل‌ضرب این دو عامل باعث افزایش نوسانات بیشتر شده است. برای مثال در سال ۹۷ هم صادرات نفت و هم قیمت نفت کم شده است و در مواقعی دیگر هر دوی این متغیرها با هم افزایش پیدا کرده‌اند. بنابراین دو عامل نوسان در اقتصاد ایران اتفاق افتاده است. در سال‌های اخیر به‌علت اتفاقاتی که در نتیجۀ حملۀ روسیه به اوکراین در بازار نفت رخ داده، صادرات نفت ایران نسبتاً افزایش پیدا کرده و از ۲۴ میلیارد دلار در سال ۹۹ به بیش از ۵۵ میلیارد دلار رسیده است.
وقتی این درآمدها افزایش پیدا می‌کند، به‌طور بالقوه، واردات هم می‌تواند افزایش یابد. در نمودار بالا می‌توان دید که اگر به قیمت‌های ثابت ۱۴۰۱ واردات کالاهای غیرنفتی را ببینیم، رشد قابل توجهی کرده است. این رشد، در واقع، رکوردی در رشد واردات است.
افزایش واردات، دسترسی واحدهای تولیدی عمدتاً صنعتی را به قطعات و مواد اولیه افزایش می‌دهد و باعث افزایش ارزش افزودۀ بخش صنعت می‌شود. به همین دلیل، در سه سال اخیر ما 21.2 درصد رشد ارزش افزودۀ بخش صنعت را داشته‌ایم که عمدتاً با محوریت نفت بوده است.
هنگامی که تولید صنعتی افزایش پیدا می‌کند، تقاضا برای خرده‌فروشی و عمده‌فروشی و حمل‌ونقل و سایر موارد هم افزایش پیدا می‌کند که این موضوع باعث رشد بخش خدمات می‌شود. به همین دلیل بخش خدمات ایران هم در سه سال اخیر 11.7 درصد رشد داشته است.
جدول ۱: رشد و سهم از رشد گروه‌های اصلی در سال ۱۴۰۱ نسبت به ۱۳۹۸
در نتیجه، همان‌طور که در جدول ۱ می‌توان مشاهده کرد، ایران رشد 32.8 درصدی در بخش نفت و رشد ۲۱ درصدی در بخش صنعت داشته است که این‌ موارد باعث رشد در بخش عمده‌فروشی و خرده‌فروشی و سایر بخش‌ها شده است.
شکل ۱۳: عوامل مؤثر بر نوسانات اقتصاد ایران در کوتاه‌مدّت: چرخه‌های تجاری نفتی
یک سازوکار غیرمستقیم دیگر، می‌تواند این باشد که درآمدهای ارزی ایران صرف واردات ماشین‌آلات و تجهیزات شود که همان سرمایه‌گذاری است و می‌تواند موجودی سرمایه ایجاد کند که در بلندمدت باعث رشد اقتصادی شود. برای این که ببینیم این اتفاق رخ داده است یا نه باید سمت مصارف تولید را نگاه کنیم تا ببینیم که این ۱۳ درصد افزایش به چه مصرفی رسیده است.
شکل ۱۴: بررسی مصارف تولید ناخالص داخلی
تولید ناخالص داخلی می‌تواند به چهار حالت مصرف شود. مصرف خانوار، مصرف دولت، سرمایه‌گذاری و تغییر در موجودی انبار. دولت می‌تواند با مصرف بیشتر (که معادل کالای عمومی‌ است) رفاه را افزایش بدهد اما این عامل در سال‌های اخیر تغییر زیادی نداشته است.
شکل ۱۵: وضعیت سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران
بخش دیگری می‌تواند تبدیل به سرمایه‌گذاری شود که با تبدیل به موجودی سرمایه باعث فعال‌شدن چرخۀ رشد افتصادی ایران شود. اما در نمودار شکل ۱۵ مشاهده می‌کنیم که علی‌رغم رشد بالای اقتصاد ایران در سه سال گذشته، سرمایه‌گذاری رشد بسیار ناچیزی کرده است. به‌صورتی که سرمایه‌گذاری در سال ۱۴۰۰ حدود نصف سرمایه‌گذاری در سال ۱۳۹۰ بوده است.
شکل ۱۶: سرمایه‌گذاری و تغییر در موجودی انبار
اتفاق جالبی که در اقتصاد ایران و طی این سه سال افتاده است این است که افزایش تولید، به‌جز بخشی که به مصرف خانوارها رسیده، عمدتاً به موجودی انبار اضافه شده است. بخش سبزرنگ در نمودار ۱۶ تغییر در موجودی انبار را نشان می‌دهد که یا ناشی از کاهش تقاضا از سمت خانوارهاست یا ناشی از عدم‌قطعیت‌ها و انتظارات تورمی. روند صعودی تغییر در موجودی انبار در اقتصاد ایران حاکی از ناکارایی‌های زیادی است که آن هم درنتیجۀ عدم‌قطعیت‌هایی است که وجود دارد (شکل ۱۷). جمعبندی مصارف را می توان در جدول ۲ مشاهده کرد که نشان می دهد افزایش موجودی انبار، بیشترین رشد مصارف را با 52.3 درصد داشته است.
شکل ۱۷: سهم سرمایه‌گذاری در برابر سهم افزایش موجودی انبار در هزینۀ ناخالص داخلی
جدول ۲: سهم اجزاء از هزینۀ ناخالص داخلی
شکل ۱۸: موجودی سرمایۀ خالص
اگر دوباره به سازوکارهای بلندمدت اقتصاد ایران بازگردیم، می‌بینیم که رشد موجودی سرمایه در اقتصاد ایران به صفر رسیده است. یعنی از سال ۱۳۹۶ به بعد، به همان مقداری که در اقتصاد ایران استهلاک داریم سرمایه‌گذاری انجام شده است. بنابراین موجودی سرمایه دیگر در رشد اقتصادی ایران سهمی ندارد.
شکل ۱۹: رشد سرمایه‌گذاری در بخش صنعت و نفت
موجودی سرمایه یک ساختار بخشی دارد. قسمتی از آن در بخش کشاورزی، قسمتی در صنعت و قسمتی در نفت است. در این ساختار، آن چیزی که عمدتاً برای ما رشد ایجاد می‌کند، موجودی سرمایه در بخش‌های صنعت و نفت است. اگر به موجودی سرمایه در این دو بخش نگاه کنیم، مشاهده می‌کنیم که هر دو شاهد رشد منفی بوده‌اند. یعنی از سال ۱۳۸۹ به بعد (و ۱۳۹۶ برای بخش صنعت) موجودی سرمایۀ این دو بخش کوچک و کوچک‌تر می‌شود و ساختمان‌ها و ماشین‌آلاتی که در قدرت تولید این دو بخش هستند ضعیف‌تر می‌شوند. می‌توان گفت که با رشد منفی موجودی سرمایه در این دو بخش، موتور رشد اقتصادی ما خاموش است و آن چیزی که باعث افزایش موجودی سرمایه می‌شود، سرمایه‌گذاری در بخش مسکن و خدمات است.
از مجموع این شواهد می‌توان نتیجه گرفت که رشد اقتصادی سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ ناشی از سازوکارهای بلندمدت و عوامل پایدار رشد اقتصادی نبوده‌ است بلکه در نتیجۀ شوک‌ها و نوسانات کوتاه‌مدت ایجاد شده ‌است. لذا ادامۀ رشد با ماهیت شرایط فعلی، تنها با ادامۀ افزایش تولید، صادرات یا افزایش قیمت نفت امکان‌پذیر است. ادامۀ افزایش صادرات شاید در شرایط تحریم غیرواقعی به‌نظر برسد و افزایش قیمت نفت هم عاملی خارج از کنترل سیاست‌گذار است.
در جدول ۳ با دو فرض نرخ استهلاک برابر 4.5 درصد و ثبات نسبت موجودی سرمایه به تولید، بررسی کرده‌ایم که اگر بخواهیم به اعداد مختلفی در رشد بلندمدت دست پیدا کنیم باید چه مقدار سرمایه‌گذاری رشد داشته باشیم. اگر بخواهیم تا سال ۱۴۱۰ مقدار 1.7 درصد رشد اقتصادی داشته باشیم باید رشد 4.5 درصدی در سرمایه‌گذاری ایجاد کنیم که در ده سال گذشته چنین تجربه‌ای را نداشته‌ایم. اگر بخواهیم رشد 4.3 درصد تولید را تجربه کنیم، باید شاهد رشد ۱۵ درصدی در سرمایه‌گذاری سالانه باشیم. توجه به این نکته ضروری است که متوسط رشد سرمایه‌گذاری ما در سال‌های گذشته هیچوقت از 7.5 درصد بیشتر نشده که این هم میانگین اعدادی با نوسان بسیار بالا (از ۲۵ درصد تا ۱ درصد) است. برای حالتی که رشد 5.8 درصدی در تولید را انتظار داریم، باید رشد ۲۰ درصدی در سرمایه‌گذاری داشته باشیم. در برنامه‌ی هفتم توسعه، رشد هشت درصدی در هر سال برای ایران پیش‌بینی شده است که نکتۀ بسیاری قابل‌تأملی ا‌ست.
این تحلیل با محوریت نقش سرمایه‌گذاری در رشد اقتصادی کشور بود اما برای این که رشد اقتصادی مناسب بتواند استمرار پیدا کند نیاز به چندین مقوله است. می‌توانستیم این موضوع را از سمت محدودیت‌های انرژی هم بررسی کنیم. برای مثال، در جدول اخیر یک فرض بسیار ساده‌کننده وجود دارد و آن هم این که برای رشد ۴ درصدی با محدودیت انرژی مواجه نیستیم. همین‌طور می‌توانستیم به محدودیت‌های تأمین مالی اشاره بکنیم. می‌توانستیم از نگاه‌ محدودیت‌های محیط‌زیستی و مشکلات منابع آب به این موضوع توجه نماییم. به موارد دیگری هم می‌توانستیم اشاره کنیم از جمله محدودیت‌های سرمایۀ انسانی، کاهش بهره‌وری و بی‌ثباتی‌های اقتصاد کلان و تورم بالا.
در کنفرانس اقتصاد ایران در سال ۱۳۹۳ با آقای خاوری‌نژاد ارا‌ئه‌ای شبیه به این داشتیم که در آن پیش‌بینی کردیم که به‌نظر نمی‌رسد ایران بتواند رشد بالاتر از دو درصد را به راحتی تجربه بکند که آمار هم حاکی از همین است. اکنون هم می‌توان نتیجه گرفت که رشد در محدودۀ دو تا سه درصدی تا پایان این دهه خوش‌بینانه به‌نظر می‌رسد مگر اینکه تغییرات بزرگی در عواملی که رشد اقتصادی برای ایران ایجاد می‌کنند رخ دهد. مانند دسترسی بیشتر به تکنولوژی، اصلاحاتی در ساختار بودجه و در نظام بانکی، حل مشکلات انرژی و منابع آبی و سایر عوامل. من معتقد هستم که با توجه به شرایط خطیری که الان در آن قرار داریم، ده سال آیندۀ ما با امروز بسیار متفاوت خواهد بود. امیدواریم که بسیار بهتر باشد اما ممکن است که در شرایط بسیار نامناسبی قرار بگیریم.
در پایان، اشاره به یک نکته حائز اهمیت است و آن اینکه بخش‌های کوچکی از اقتصاد ایران که عمدتاً کسب‌وکارهای اینترنتی و کسب‌وکارهای نوین را شامل می‌شوند، با کیفیتی مناسب و با جذب نیروی انسانی کیفی، در حال رشد هستند. شکل ۲۰ به نوعی این حوزه‌های کسب‌وکار را نمایندگی می‌کند. در صورتی که دولت محدودیتی در ادامۀ فعالیت این کسب‌وکارها ایجاد نکند، ممکن است چراغ امیدی برای آیندۀ کسب‌وکارها در اقتصاد ایران هرچند محدود، روشن شود.

رویای در میان کاغذ باطله‌ها

0
نگاهی به زندگی پدر واکسن‌سازی ایران:

دستاورد صنعت / کاغذهای بریده شده از یک کتاب که دور اقلام خرید پیچیده شده بودند، توجه حسین کودک را به خود جلب می‌کند. روایت‌هایی از زندگی لویی پاستور درباره تهیه واکسن ضدهاری و سیاه زخم آنچنان در ذهنش نقش می‌بندند که مسیر زندگی‌ حرفه‌ای آینده‌اش را رقم می‌زنند تا جایی که بعدها «پدر واکسن‌سازی ایران» لقب می‌گیرد.
حسین میرشمسی را به عنوان پدر واسکن‌سازی ایران می‌شناسند. در کارنامه حرفه‌ای او سمت‌ها و مشاغل کم نیستند اما تنها همین چند مورد از جمله فعالیت‌هایش در زمینه آغاز تولید واکسن سرخک، واکنسن فلج اطفال، ضد اوریون و ضد سرخچه در کنار دستاوردهایی که از مرزهای ایران هم فراتر رفته است، دلیل این نام‌گذاری را آشکار می‌کند.
در بیشتر منابع، سال تولد حسین میرشمسی را ۱۲۹۳ عنوان کرده‌اند اما خودش در گفت‌وگویی که با مجید میرفخرایی در رادیو گفت‌وگو منتشر شده، گفته در سال ۱۲۹۷ در اصفهان به دنیا آمده است. خانواده‌اش از پدر تا اجدادش همگی روحانی و اهل محراب بوده‌اند و به همین دلیل پدر هم آرزو داشت که او را به منبر بفرستد اما با درگذشت پدر در سن ۸ سالگی، زندگی حسین جور دیگری رقم می‌خورد. او را ابتدا به مکتب می‌فرستند و به همین دلیل زودتر به یادگیری درس می‌پردازد تاجایی که در سن ۷ سالگی «گلستان سعدی» را خوانده بود و توانست دوره ۶ ساله دبستان را ۴ ساله به اتمام برساند.
دوره ابتدایی در دبستان «فردوسی» اصفهان سپری می‌شود. آنها زندگی سختی داشتند و با مشکلات فراروان هزینه ماهی ۳۰ ریال برای تحصیل را فراهم می‌کرد. در فاصله سنین ۱۲ تا ۱۴ سالگی صبح‌ها در مدرسه و عصرها هم یکی دو ساعت در کارخانه شیشه‌گری به عنوان منشی کار می‌کرد. در تابستان ۱۳۰۹ که دبستان تمام می‌شود او و تعداد دیگری از شاگردان مدرسه جذب کلاس مساحی در اداره ثبت اصفهان می‌شوند و چون برای ادامه تحصیل در دوره دبیرستان امکانات لازم برای حسین فراهم نبود بعد از اتمام تابستان هم همانجا می‌ماند و به نقشه‌برداری از برخی دهات‌ اطراف اصفهان مشغول می‌شود. او دستمزدهایش را برای ادامه تحصیل پس‌انداز می‌کند و با یک سال وقفه، درس‌خواندن در دبیرستان «سعدی» اصفهان را از سرمی‌گیرد تا سال ۱۳۱۴ که موفق به گرفتن مدرک دیپلم می‌شود.
بعد از دیپلم، وارد دانشسرای عالی می‌شود. دایی او با جلال همایی، نویسنده و ادیب مشهور دوست بود و در نامه‌ای عنوان می‌کند که حسین به تهران می‌آید و از همایی می‌خواهد به او کمک کند تا تحصیلات عالیه را ادامه دهد. حسین با این توصیه وارد رشته فیزیک در دانشسرای عالی می‌شود. در آموزن ورودی، چند نفر از دانشجویان برای کمک هزینه انتخاب می‌شوند از جمله حسین. بااینحال درس‌ها و حال و هوای دانشسرا او را قانع نمی‌کند شاید به این دلیل که او رویای دیگری در سر داشت، رویایی که چند سال قبل در دوره کودکی با خواندن چند ورق از یک کتاب او را رها نکرده بود:«چطور من متوجه واکسن‌سازی شدم؟ برای اینکه داستان آن به زمان مدرسه برمی‌گردد. زندگی ما محدود بود و برخی از خریدهای خانه را من باید انجام می‌دادم. یک روز خریدهایی کرده بودم که دورشان را با کاغذهایی که از یک کتاب کنده شده بود، پوشانده بودند. ۴ صفحه کاغذ که زندگی لویی پاستور و داستان تهیه واکسن ضد هاری و سیاه زخم در آن نوشته شده بود. برای همین همیشه فکر می‌کردم باید طبیب شوم.»
او در همان گفت‌وگو با میرفخرایی بعد از نقل این داستان به این نکته هم اشاره می‌کند که معتقد است گاهی زندگی مسیری را سر راه انسان‌ها قرار می‌دهد که سرنوشت دیگری را برایش رقم می‌زند و به همین دلیل باید از فرصت‌ها استفاده کرد. میرشمسی در ادامه یکی از این فرصت‌ها را بازگو می‌کند:«شبی در منزل مرحوم شجره معلم ادبیات دوره مدرسه‌مان مهمان بودیم. او در کسوت روحانی در دبیرستان به ما درس می‌داد اما طبق ابلاغیه جدید، به او می‌گویند چون دیپلم ندارد نمی‌تواند درس بدهد. او به تهران می‌رود و در مدرسه البرز ثبت‌نام می‌کند تا هم درس بخواند و هم درس بدهد. بعد از گرفتن دیپلم تحصیلات خود را در رشته حقوق ادامه می‌دهد و بعد از اینکه مدیرکل وزارت دارایی شد، در یک مهمانی تعدادی از شاگردان قدیمی‌اش را مثل من دعوت می‌کند.»
حسین در آن مهمانی با یکی از همشاگردی‌های مدرسه صحبت می‌کند و متوجه می‌شود که در حصارک که مرکزی برای تهیه واکسن دامی بود، مشغول کار است. او گمشده‌اش را پیدا می‌کند و می‌فهمد برای ورود به آنجا باید دامپزشکی بخواند. فردای آن روز به دانشسرا می‌رود تا مدارکش را بگیرد اما چون او یک فرد توصیه شده بود، مدرکش را به سختی می‌دهند. بهرحال او اول آبان به مدرسه دامیزشکی که در آن زمان «بیطاری» نام داشت، می‌رود. مدرسه دامپزشکی در آن زمان جزیی از دانشگاه تهران نبود منتهی شبانه‌روزی بود و هزینه آن را دولت می‌پرداخت. فردای روزی هم که ثبت‌نام می‌کند، گروهی از اساتید شناخته شده از آلمان وارد این مدرسه می‌شوند.
درس‌خواندن در مدرسه دامپزشکی اما خیلی هم راحت نبوده و اولین جلسه تشریح، خیلی‌ها را از ادامه تحصیل در این رشته پشیمان می‌کند:«استاد آناتومی یک پروفسور ۴۰ ساله بود. هیچ وسیله‌ای هم برای تشریح نبود. یک کارد از آشپزخانه و میز شکسته آوردند، سگ ولگرد هم که زیاد بود. او بعد از اینکه سگ ولگرد را بیهوش کرد و اعضای بدن را نشان داد، از ۳۰ نفر دانشجو ۱۵ نفر رفتند، چون گفتند این کاره نیستند. ۴ نفر دیگر هم به جهاتی دیگر از این رشته رفتند و تعداد ما ۱۱ نفر شد.»
تمام فکر حسین حین درس‌خواندن این بود که مدرک بگیرد و در حصارک مشغول به کار واکسن‌سازی شود. بالاخره رساله‌اش را نوشت و به خدمت سربازی رفت. مهر ماه ۱۳۲۰ بعد از آنکه از اصفهان به تهران آمد، متوجه می‌شود او را به سمت رئیس دامپزشکی آذربایجان غربی و شرقی انتخاب کرده‌اند. او نزد عبدالله حامدی، رئیس مدرسه دامپزشکی می‌رود و درحالی که بی‌اختیار اشک‌هایش می‌آید، می‌گوید:«اینهمه زحمت کشیدم که بروم حصارک و کار علمی بکنم اما حالا می‌گویید رئیس شو. این کار برای من سم است.»
حامدی با یک تلفن، زمینه فعالیت او به حصارک را آماده می‌کند. او در سال ۱۳۲۰ با مدرک دکترا به عنوان کارمند فنی در «موسسه سرم و واکسن‌سازی رازی» در حصارک کاری را که رویایش بود، شروع کرد و پس از ۹ سال با عناوین کارمند فنی، کارورز و دستیار آزمایشگاه شناخته شد. او در سال ۱۳۲۹ برای کسب تخصص به فرانسه رفت.
میرشمسی در سال‌های تحصیلی ۱۹۵۰- ۱۹۵۱ در انستیتو پاستور پاریس دیپلم دوره میکروب‌شناسی و ایمنی‌شناسی می‌گیرد و در همین سال، در دانشکده دامپزشکی «آلفرد» وابسته به دانشگاه پاریس مدرک دامپزشکی دانشگاه پاریس را اخذ می‌کند. او همچنین به مدت ۴ ماه در سه موسسه آمریکایی دوره‌هایی را در زمینه تهیه واکسن‌های میکربی و توکسوئیدها می‌گذراند.
میرشمسی بعد از تکمیل تحصیلات و بازگشت به ایران، به عنوان رئیس بخش به تولید واکسن‌های باکتریایی (توکسوئیدها) و سرم‌های درمانی در موسسه رازی ادامه می‌دهد تااینکه در سال۱۳۳۴پست معاونت فنی موسسه و مسئول واحد تولید مواد زیستی مصرف پزشکی موسسه رازی را دریافت می‌کند.
البته مسیر تحصیل میرشمسی همچنان ادامه داشت. او در سال ۱۳۳۹ (۱۹۶۰) بعد از‌ تولید انبوه واکسن‌های ضد دیفتری، کزاز و سیاه سرفه به سراغ تحصیل در زمینه ویروس‌ها که از علاقه‌مندی‌هایش بود می‌رود و با بورسیه راهی آمریکا می‌شود. بعد از آن به مدت ۴ ماه در شورای پژوهش پزشکی لندن در یک برنامه پژوهشی ویروس‌شناسی شرکت می‌کند. پس از آن به ایران برمی‌گردد اما باردیگر با استفاده از بورس پژوهشی از طرف سازمان جهانی بهداشت، دوره‌ای ۹ ماهه را در آمریکا طی می‌کند.
در اواسط سال ۱۳۴۸ او یکی از کارهای بزرگ خود را یعنی تولید واکسن ضد سرخک در موسسه رازی شروع و از سال ۱۳۵۲ پژوهش در زمینه تولید واکسن ضد فلج اطفال را نیز آغاز می‌کند تاجایی که تولید انبوه این واکسن به فهرست واکسن‌های تهیه شده در این موسسه اضافه می‌شود. او چند سال بعد در سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ موفق به تولید دو واکسن جدید ضد اوریون و ضد سرخجه نیز می‌شود.
فعالیت‌های میرشمسی او را به خارج از مرزهای ایران می‌برد. به گزارش «همشهری آنلاین» او در سال ۱۳۴۰ به نمایندگی از طرف سازمان جهانی بهداشت، مرکز تولید واکسن را در اردن تاسیس می‌کند. میرشمسی در سال ۱۳۴۲ به عنوان مشاور یونیسف با موسسه واکسن‌سازی در کره شمالی و از سال ۱۳۴۶ نیز به عنوان نماینده سازمان جهانی بهداشت در خاورمیانه و خاور نزدیک همکاری می‌کند.
علاقه میرشمسی به تحصیل و پژوهش باعث می‌شود او هیچگاه از دانشگاه دور نشود. او هفت سال به عنوان استاد مدعو در دانشکده پزشکی، دامپزشکی و کشاورزی دانشگاه تهران، ویروس‌شناسی تدریس می‌کند و کتاب‌های «ویروس شناسی عمومی» را در سال ۱۳۴۸ و «اصول ایمنی‌شناسی» را در سال ۱۳۵۲ تالیف می‌کند که به عنوان کتاب سال معرفی می‌شوند.
میرشمسی در سال ۱۳۶۸ به دلیل ۵۰ سال خدمات پژوهشی و علمی از سوی ریاست جمهوری وقت تقدیر می‌شود و یک سال بعد عضو پیوسته فرهنگستان علوم می‌شود. او همچنین عضو فرهنگستان علوم جهان سوم در ایتالیا بود و جایزه اول پژوهش جشنواره خوارزمی نیز را دریافت کرد.
هرچند حسین میرشمسی در ۲۳ آذز ۱۳۸۷ درگذشت اما جدیت و تلاش‌های فراوانش در زمینه واکسن و سرم‌سازی خاطرات زیادی از او به یادگار باقی گذاشته است. همانطور که عباس شفيعي از همكاران و دوستان ديرينه ميرشمسي در مراسم بزرگداشت سالگرد درگذشت او در دانشگاه تهران خاطره‌ای را نقل کرده که خبرگزاری ایسنا منتشر کرده است:«یک روز دكتر ميرشمسي به بنده گفت كه بايد واكسن فلج اطفال بسازيم، چرا كه جان بسياري از كودكان را می‌گرفت. عازم شوروي شديم، اما آنها گفتند اجازه انتقال دانش به شما را نداريم. به درخواست ما توري در موسسات واكسن‌سازي آنها داشتيم كه در نهايت با متخصصان آن موسسات گفت‌وگو كرده و ابهامات را رفع ‌كرديم.»

مقالات محبوب