خانه بلاگ صفحه 5

افزایش تولید 35 میلیون تنی پتروشیمی

0
افزایش تولید 35 میلیون تنی پتروشیمی

دستاورد صنعت (وندرلیست) مدیر برنامه‌ریزی و توسعه شرکت ملی صنایع پتروشیمی با اعلام افزایش ۳۵ میلیون تنی ظرفیت صنعت پتروشیمی با اجرای ۶۶ طرح توسعه‌ای در برنامه هفتم توسعه گفت: افزون بر افزایش ظرفیت تولید، تکمیل زنجیره ارزش با هدف کاهش وابستگی به صادرات محصولات پایه در این برنامه هدف‌گذاری شده است.
صنعت پتروشیمی کشور بر اساس برنامه هفتم توسعه مأموریت دارد با تکیه بر سیاست‌های کلان و همسو با تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی، ظرفیت اسمی تولید را از ۹۶.۶ میلیون تن فعلی به ۱۳۱.۵ میلیون تن در سال برساند. به گفته حسین علیمراد، مدیر برنامه‌ریزی و توسعه شرکت ملی صنایع پتروشیمی، این هدف از طریق اجرای ۶۶ طرح توسعه‌ای به مجموع ظرفیت اسمی ۳۵ میلیون تن دنبال می‌شود که بخشی از این طرح‌ها تا پایان امسال به بهره‌برداری می‌رسند. تمرکز اصلی برنامه افزون بر افزایش ظرفیت بر تکمیل زنجیره ارزش در حوزه‌های متانول، اتیلن، پروپیلن و آروماتیک است تا سهم محصولات با ارزش افزوده بالا در سبد صادراتی افزایش و وابستگی به صادرات محصولات پایه کاهش یابد.
علیمراد با اعتقاد به اینکه نگاه واقع‌بینانه در برنامه، زمانی ایجاد می‌شود که برنامه‌ریزی با نگاه عمیق به محدودیت منابع و شرایط محیطی انجام شده باشد، می‌گوید: نگاه راهبردی توسعه زنجیره ارزش در تدوین برنامه هفتم توسعه با در نظر گرفتن محدودیت‌ها و چالش‌های تأمین منابع مورد نیاز توسعه به‌خوبی رعایت شده است و امیدواریم افزون بر رشد ۸ درصدی برنامه هفتم توسعه، ۱.۵ تا ۲ درصد نیز با افزایش بهره‌وری عوامل تولید به این هدف افزوده شود.
حسین علیمراد، مدیر برنامه‌ریزی و توسعه شرکت ملی صنایع پتروشیمی در بخش نخست گفت‌وگو با شبکه اطلاع‌رسانی نفت و انرژی (شانا) تصویری از راهبردها و اولویت‌های این صنعت در افق برنامه هفتم توسعه ارائه می‌دهد که در ادامه می‌خوانید.

آقای مهندس با توجه به تمرکز دولت چهاردهم بر هدف ۱۳۱ میلیون تن ظرفیت اسمی صنعت پتروشیمی تا پایان برنامه هفتم توسعه، چه برنامه‌هایی برای تحقق آن در نظر گرفته شده است؟
شرکت ملی صنایع پتروشیمی بر اساس منویات مقام معظم رهبری برای رشد ۸ درصدی اقتصاد کشور، راهبرد و راهکارهای مشخصی را در توسعه زنجیره ارزش محصولات پایه متانول، اتیلن و پروپیلن و آروماتیک در نظر گرفته است. با برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده برای توسعه صنعت پتروشیمی کشور، پیش‌بینی‌ می‌شود در بعضی سال‌های برنامه هفتم توسعه، رشد ظرفیت اسمی تولید این صنعت بیش از ۸ درصد و در برخی دیگر از سنوات رشد کمتر از آن را تجربه کنیم، اما میانگین رشد این صنعت در طول برنامه ۸ درصد خواهد بود. از این رو توسعه دیگر صنایع پایین‌دستی و تکمیلی با رشد صنعت پتروشیمی بر تولید ناخالص ملی اثر مثبت گذاشته و رشد اقتصادی پایدار مورد نظر برنامه‌ریزان کشور محقق می‌شود.
لازم است به این نکته اشاره کنم که رشد تولید ۸ درصدی هدف‌گذاری‌شده در صنعت پتروشیمی به‌واسطه سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده و راه‌اندازی طرح‌های جدید است، رشد تولید به‌واسطه ارتقای بهره‌وری عوامل تولید ازجمله استفاده و به‌کارگیری ظرفیت خالی صنعت پتروشیمی و عدم تولید در ظرفیت اسمی در این برنامه دیده نشده که امیدواریم با رفع موانع تولید همچون تأمین خوراک، تجهیزات و برنامه‌ریزی مناسب تعمیرات پیشگیرانه، رشد تولید بیش از ۸ درصد محقق شود و به تولید با ظرفیت اسمی کامل صنعت پتروشیمی دست یابیم. در مسیر تحقق این رشد، اشتغال‌زایی و استفاده از توان داخلی در حوزه تأمین سرمایه و بازار سرمایه نیز در برنامه پنج‌ساله هفتم توسعه پیش‌بینی شده است. شعار دولت چهاردهم بر پایه اجرای برنامه هفتم پیشرفت بنا شده است، به همین منظور و بر اساس ماده ۴۷ این برنامه، توسعه زنجیره ارزش در برنامه پنج‌ساله تأکید شده و مطابق آن باید صنعت پتروشیمی از ظرفیت اسمی سالانه ۹۶.۶ میلیون تن کنونی به ظرفیت اسمی سالانه ۱۳۱ میلیون تن برسد. افزون بر این، بر اساس برنامه‌ریزی انجام‌شده تا پایان سال ۱۴۰۷، ۱۱.۶ میلیون تن به ظرفیت تولید پروپیلن، ۷۰۰ هزار تن به ظرفیت زنجیره متانول، ۳.۳ میلیون تن به زنجیره اتیلن به جز پلی‌اتیلن و ۸.۶ میلیون تن به تولید پلی‌اتیلن و ۳ میلیون تن به پایین‌دست آروماتیک افزوده می‌شود.

بنابراین همچون روند گذشته، برنامه هفتم توسعه نیز بر افزایش ظرفیت تولید در کنار تکمیل زنجیره ارزش تأکید دارد؟
بله نکته مهمی که باید تأکید کنم این است که تاکنون طرح‌های توسعه‌ای بر اساس منابع خوراک موجود تعریف می‌شدند، اما واقعیت این است که با محدود شدن منابع هیدروکربوری ازجمله گاز طبیعی در کشور، منابع خوراک مورد نیاز توسعه پایین‌دست نیز محدودتر می‌شود. از این‌ رو طرح‌های جدید با هدف تکمیل زنجیره ارزش و افزایش صادرات و ارزآوری تعریف شده است که چالش‌های قبلی را نداشته باشد. در قالب برنامه هفتم ۶۶ طرح فعال پتروشیمی مختلف با ظرفیت اسمی ۳۵ میلیون تن و سرمایه‌گذاری ۲۶ میلیارد پیش‌بینی شده‌اند که به‌طور متوسط پیشرفت فیزیکی ۶۰ درصد دارند. از بین این‌ طرح‌ها ۲۸ طرح اولویت‌دار انتخاب‌شده که به‌طور اختصاصی از سوی شرکت ملی صنایع پتروشیمی پایش می‌شوند. این طرح‌ها با توجه به اهمیت راهبردی و نوع محصول تولیدی همسو با تکمیل زنجیره ارزش در اولویت قرار گرفته‌اند که از بین آنها حداقل ۱۵ طرح و حداکثر ۱۹ طرح امسال افتتاح و بهره‌برداری می‌شوند. از این‌ رو با تحقق اهداف برنامه هفتم توسعه و دستیابی به ظرفیت تولید ۱۳۱ میلیون تن، توسعه زنجیره ارزش صنعت پتروشیمی نیز محقق و توازن توسعه پایین‌دست و بالادست صنعت پتروشیمی حاصل می‌شود.

چرا با وجود شعارهای همیشگی مبنی بر جلوگیری از خام‌فروشی، همچنان سهم محصولات پایه در سبد صادراتی پتروشیمی بالا مانده است؟
توسعه متوازن در مفهوم توسعه صنعتی این است که بتوان بخش‌های مختلف وابسته به یکدیگر را توسعه داد. در صنعت پتروشیمی باید در سه حوزه بالادست، میان‌دست و پایین‌دست که به یکدیگر وابسته‌اند سرمایه‌گذاری کرد و هر سه حوزه را به‌طور یکسان توسعه داد. از این‌ رو برای رسیدن به توسعه متوازن در صنعت پتروشیمی عوامل مهمی ازجمله منابع مالی، خوراک در بالادست و تولید خوراک در میان‌دست و پایین‌دست، نیروی انسانی ماهر و تربیت‌شده و در دسترس بودن فناوری دخیل هستند. از آنجا که پتروشیمی صنعتی سرمایه‌بر است در نتیجه عامل کلیدی و بسیار مهم برای تحقق توسعه متوازن وجود منابع مالی است. سرمایه‌گذاری در بالادست به‌دلیل در دسترس بودن خوراک‌های هیدروکربوری مایع و گاز و البته محدودیت‌های مختلف ازجمله سرمایه، در دهه ۸۰ و اوایل ۹۰ اتفاق افتاده است، اما سؤال این است که آیا همه عوامل مورد نیاز ازجمله عامل کلیدی سرمایه مناسب برای توسعه پایین‌دست در اختیار صنعت پتروشیمی قرار گرفته است؟ همه می‌دانیم ظرفیت بانک‌های داخلی و کنسرسیوم‌ها نیز آن‌قدر نیست که بتوانند طرح‌های میلیارد دلاری صنعت پتروشیمی را با وجود بازدهی مناسب اقتصادی تأمین مالی کنند. توسعه متوازن نیازمند مهیا بودن خوراک‌های لازم برای پایین‌دست، سازوکارهای تأمین مالی و تأمین دانش فنی است که در این صورت محصول بالادست خام تبدیل به محصولات میان‌دست و در نهایت پایین‌دست در زنجیره ارزش شود و با فروش آن بتوان سرمایه‌گذاری در سطوح و لایه‌های مختلف زنجیره ارزش را توسعه داد.
در زمینه اهمیت وجود خوراک باید توضیح دهم که مطابق با آمار عملکرد تولید و صادرات صنعت پتروشیمی از ۱۳۹۰ تاکنون، رشد صادرات محصولات پتروشیمی در نتیجه افزایش تولید محقق شده و همواره بیش از ۷۰ درصد از تولیدات قابل فروش صنعت پتروشیمی صادر شده است. صادرات در سال‌های ۹۳ تاکنون رقم چشمگیری در شرایط سخت تحریم بوده و نشان از عملکرد مثبت راهکارهای صنعت پتروشیمی در صادرات است، به‌طوری که حتی پس از سال ۱۳۹۷ و خروج یکجانبه دولت آمریکا از برجام و اجرایی کردن راهبرد فشار حداکثری ایالات متحده بر ایران و بازگشت تحریم‌های تعلیق‌شده در برجام، رشد تولید واقعی در بخش‌های مختلف متوقف نشد و رشد صادرات همسو با افزایش محصول قابل فروش صنعت پتروشیمی محقق شد. این تجربه نشان می‌دهد صنعت پتروشیمی قابلیت تحریم ‌شدن ندارد و این صنعت باید به سمت صادرات و ارزآوری بیشتر سوق داده شود. افزون بر این، آمار سامانه نیما (سامانه پیشین) و مرکز مبادلات طلا و ارز (سامانه فعلی) نشان می‌دهد اقتصاد کشور متکی به ارزی است که از صنعت پتروشیمی کسب می‌شود. پارسال با صادرات بیش از ۲۹ میلیون تن محصول پتروشیمی که بیشتر آنها همین محصولات پایه بوده، بیش از ۱۳ میلیارد دلار ارز به اقتصاد کشور تزریق شده است.
حال در نظر بگیرید که ظرفیت اسمی تولید ۷۳ مجتمع پتروشیمی در پایان سال گذشته ۹۶.۶ میلیون تن بود، در حالی که تولید واقعی ۷۵ میلیون تن بوده است. به عبارتی نرخ بهره‌وری ۷۸ درصد را تجربه کرده‌ایم. در این بین حدود ۲۱ میلیون تن عدم تولید وجود دارد که حدود ۷۰ درصد آن یعنی ۱۴.۵ میلیون تن مربوط به کمبود خوراک بوده است. در صورتی که اگر گشایشی در تأمین خوراک با همکاری شرکت ملی نفت ایران و شرکت ملی گاز ایران به‌وجود آید، بدون هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری جدید و فقط با استفاده از ارتقای بهره‌وری عامل تولید و سرمایه، حدود ۱۵ میلیون تن به تولید اضافه می‌شود که با فرض حداقل ۷۰ درصد صادرات آن، بیش از ۴.۵ میلیارد دلار ارز مورد نیاز کشور به اقتصاد تزریق می‌شود. در واقع یک نگاه راهبردی هدفمند شرکت ملی صنایع پتروشیمی همین است که موانع را برطرف و با استفاده از حداکثر ظرفیت‌های موجود، به رشد اقتصادی کشور از طریق افزایش بهره‌وری کمک کرد.

راهکار صنعت پتروشیمی برای استفاده از ظرفیت بخش خصوصی و استفاده از سرمایه مردمی در برنامه هفتم توسعه چیست؟
یکی از اهدافی که در منویات مقام معظم رهبری تأکید و در برنامه هفتم توسعه نیز پیش‌بینی شده است، افزایش سهم مردم در توسعه صنعتی ازجمله صنعت پتروشیمی است. نگاه شرکت ملی صنایع پتروشیمی این است که با ایجاد سازوکارهایی مانند تشکیل صندوق سرمایه‌گذاری، صندوق پروژه و شرکت‌های سهامی عام، مردم را به مشارکت تشویق کند تا از این طریق به‌طور مستقیم در توسعه صنعت پتروشیمی و رشد اقتصادی کشور سهیم شوند. استفاده از منابع اعتباری بانک مرکزی، بانک‌های تجاری و کنسرسیوم بانک‌های داخلی در صنعت پتروشیمی از دیگر راهکارها در این مسیر است که با استفاده از اوراق اسلامی مختلفی که بر اساس پشتوانه اعتباری این صنعت نشر و عرضه می‌شود و در اختیار مردم قرار می‌گیرد، بانک‌ها و شرکت‌های تأمین سرمایه، سرمایه‌های خرد مردم را جمع کنند و به‌عنوان سرمایه مورد نیاز صنعت پتروشیمی و ایجاد سرمایه در گردش برای تولید بیشتر استفاده کنند. برای رشد مشارکت بخش خصوصی واقعی نیز سعی شده طرح‌های توسعه‌ای زنجیره ارزش که سرمایه‌گذاری کمتری نسبت به سرمایه‌گذاری بالادست برای تولید محصولات پایه لازم دارند، در اختیار آنها قرار گیرد.

به برنامه بهره‌برداری از ۱۵ طرح تولیدی پتروشیمی در ۱۴۰۴ اشاره کردید، چه طرح‌هایی در صف افتتاح قرار دارند؟
در سال جاری که از سوی مقام معظم رهبری به نام سرمایه‌گذاری برای تولید نام‌گذاری شده است، ۱۵ طرح پتروشیمیایی و چهار طرح تأمین خوراک پتروشیمی از طریق جمع‌آوری گازهای مشعل آماده افتتاح می‌شوند. این طرح‌ها شامل فاز اول جمع‌آوری گازهای مشعل شرق کارون که از سوی پالایشگاه بیدبلند خلیج‌فارس اجرا می‌شود، متانول آپادانا خلیج‌فارس، پلی‌استایرن کیمیا صنایع پتروانتخاب اصفهان، پلی‌استایرن کیمیا صنایع دالاهو، آرمان سپاهان، پتروپالایش دهلران (ان‌جی‌ال ۳۱۰۰)، پلی‌پروپیلن ارغوان‌گستر ایلام، جمع‌آوری گازهای مشعل از سوی پتروشیمی مارون، هایکو پتروشیمی کارون، واحد اوره پتروشیمی هنگام، الفین توسعه پتروشیمی کنگان، الفین پتروشیمی بوشهر، منواتیلن گلایکول پتروشیمی بوشهر، پلی‌اتیلن سنگین کنگان، فاز دوم پالایشگاه گاز هویزه خلیج فارس، اتیلن اکساید خالص پتروشیمی مارون، پتروشیمی صدف عسلویه، اتوکسیلات پارک شیمیایی پتروناد و طرح PDH سلمان فارسی است. هم‌اکنون پنج طرح‌ متانول آپادانا، فاز اول طرح جمع‌آوری گازهای مشعل شرق کارون، پلی‌استایرن کیمیا صنایع دالاهو، پلی‌استایرن کیمیا صنایع پتروانتخاب و صنایع پترو پالایش دهلران (ان‌جی‌ال ۳۱۰۰) آماده افتتاح رسمی هستند.

سبد محصولات صنعت پتروشیمی ایران در برنامه هفتم توسعه چه تغییراتی می‌کند؟
هم‌اکنون ۲۰ نوع محصول پلیمری با تنوع ۴۰۸ گرید مختلف و ۹۰ نوع مواد غیرپلیمری در صنعت پتروشیمی تولید می‌شود که در پایان امسال با بهره‌برداری از ۱۵ طرح پتروشیمی حداقل سه محصول بار اولی مانند محصول پروپیلن از پروپان از فرآیند دهیدروژناسیون و اتوکسیلات‌ها به سبد محصولات صنعت افزوده می‌شود. همان‌طور که پیش از این نیز اشاره کردم، هدف تکمیل زنجیره ارزش همسو با تأمین نیاز داخل و ارتقای ارزش صادراتی محصولات پتروشیمی در پایان برنامه هفتم است تا میانگین ارزش هر تن محصول صنعت را با تولید محصولات و گریدهای با ارزش ارتقا دهیم. در واقع باید در مسیر توسعه، متوسط قیمت محصول پتروشیمی صادراتی ایران را به سمت ارقامی بیشتر مشابه آلمان با ۱۲۰۰ دلار و عربستان ۸۰۰ دلار در هر تن برسانیم. به همین منظور یکی از اهدافی که برای شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی تعیین شده ارائه راهکار و دانش برای تولید گریدهایی با ارزش افزوده بالاتر است.

بر اساس تکلیف برنامه هفتم توسعه، هوشمندسازی صنعت پتروشیمی در چه مرحله‌ای است؟
برای هدایت صنعت پتروشیمی به استفاده از فناوری‌های دیجیتال و به‌کارگیری هوش ‌مصنوعی در فرآیند تحول دیجیتال صنعت، همچنین بر اساس جزء ۲ بند پ ماده ۴۴ مکلف به راه‌اندازی سامانه جامع مدیریت هوشمند و پایش نقاط تولید و مصرف و همچنین فرآورده‌های پتروشیمی با نصب تجهیزات اندازه‌گیری هوشمند جرمی هستیم. برای تحقق اهداف و بهره بردن از تحول دیجیتال در صنعت، طرحی با عنوان «طرح ایجاد سامانه ملی مانیتورینگ مجتمع‌های پتروشیمی کل کشور» برای اجرای این تکلیف تعریف شده است. به‌واسطه آنکه این طرح برای نخستین بار در کشور انجام می‌شود، اجرای به‌کارگیری فناوری‌های روز تحول دیجیتال صنعت در قالب یک قرارداد جامع، با همکاری یکی از دانشگاه‌های معتبر داخلی و با استفاده از ظرفیت تفاهم‌نامه امضاشده با معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری در آینده نزدیک آغاز می‌شود.
اجرای مطلوب این طرح به‌واسطه تنوع خوراک و محصولات در صنعت پتروشیمی پیچیده‌تر از دیگر صنایع است و قرار شده این طرح در سه فاز اجرا شود. فاز اول شناخت نقاط برداشت اطلاعات یا داده‌های فرآیندی به‌عنوان Big Data و ارزیابی آنها بر اساس نوع داده‌ها، همچنین تعریف دستگاه اندازه‌گیری دقیق و استاندارد مورد نیاز است. فاز دوم نیز نصب سیستم‌های اندازه‌گیری جرمی در نقاط شناسایی‌شده، جمع‌آوری داده‌های فرآیندی پیش‌گفته و انتقال آنها به محل مانیتورینگ که یکی از محل‌ها، شرکت ملی صنایع پتروشیمی است و در نهایت ایجاد و توسعه ماژول‌های محاسباتی ازجمله موازنه جرم و انرژی واحدهای عملیاتی است. فاز سوم مهم‌ترین بخش پروژه نیز شامل توسعه و تعمیق مانیتورینگ مجتمع‌های تولیدی، مدل کردن فرآیند تولید و در نهایت توسعه به‌کارگیری دستیار هوش مصنوعی تحلیلگر برای استفاده بهینه و تصمیم‌سازی در کل زنجیره تأمین و بازار صنعت پتروشیمی است. به‌عبارت دیگر در برنامه تحول دیجیتال و هوشمندسازی صنعت پتروشیمی به دنبال سامانه‌ای هستیم که تا چند سال آینده امکان تحلیل داده‌های واقعی به‌طور لحظه‌ای و برخط از وضع تولید و مصرف فراهم شود که بتوانیم بر اساس این داده‌ها تصمیم درست و راهبردی برای توسعه بازار و کل صنعت پتروشیمی اتخاذ کنیم. گام بعدی توسعه تحول دیجیتال در صنعت و استفاده از فناوری دوقلوی دیجیتال است که بتوانیم در نگهداری پیش‌گیرانه یا همان PM، بهینه‌سازی فرآیند تولید، ارتقای ایمنی فرآیندهای تولیدی پتروشیمی، کنترل کیفیت و از همه مهم‌تر کاهش قیمت تمام‌شده محصولات از آن بهره ببریم و عملیات پیچیده صنعت را بهینه مدیریت کنیم.

چشم‌انداز صنعت پتروشیمی در پایان برنامه هفتم توسعه در چه نقطه‌ای است؟
تحقق چشم‌انداز به مدیریت هدفمند و رفع موانع و چالش‌ها بستگی دارد. افزون بر چالش تأمین خوراک در برنامه هفتم که صنعت پتروشیمی با آن روبه‌رو است، نکته حائز اهمیت تأمین سرمایه نیز وجود دارد. در ۶۰ سال گذشته یعنی از آغاز صنعت پتروشیمی که اگر مبنا را سال ۱۳۴۳ بدانیم تا پایان سال ۱۴۰۳، بیش از ۹۰ میلیارد دلار در این صنعت سرمایه‌گذاری شده است. به عبارت دیگر به‌طور متوسط برای تولید هر یک میلیون تن کمتر از یک میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده‌ایم. با سرمایه‌گذاری که در برنامه هفتم قرار است انجام شود از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه برای رسیدن به ۱۳۱ میلیون تن ظرفیت اسمی خواهیم گذشت. با برنامه‌ریزی که توسط مجریان طرح‌ها و صاحبان سهام ذی‌نفع پروژه‌ها با پایش و پشتیبانی شرکت ملی صنایع پتروشیمی انجام‌ شده است، در حوزه اجرای طرح‌ها نگرانی وجود ندارد و اهداف برنامه هفتم توسعه در صنعت پتروشیمی مطابق آنچه در ماده ۴۷ برنامه ابلاغ شده است به‌طور قطع با کمی تغییرات جزئی محقق می‌شود.
البته منابع تأمین مالی بانکی و بنگاه‌ها و ارگان‌های دخیل در تأمین سرمایه، باید در مقام مقایسه و رقابت برای تأمین سرمایه دیگر صنایع با صنعت پتروشیمی همراهی لازم را با این صنعت داشته باشند تا بخشی از ۱۲ میلیارد دلاری که برای توسعه صنعت در برنامه هفتم لازم است، در درجه اول تأمین شود و سپس جذب طرح‌های هدف شود. صنعت پتروشیمی نیز در تلاش است به‌صورت هیبریدی از طریق کنسرسیوم‌های بانکی، صندوق توسعه ملی، جذب اعتبارات خاص بانکی، بازار سرمایه و سرمایه‌گذاری از سود محقق سهامداران در صنعت، بخشی از ۱۲ میلیارد دلار را تأمین کند. افزون بر این، ایجاد مشوق‌های سرمایه‌گذاری مانند تخفیف در خوراک نیز نقش مؤثری در تشویق سرمایه‌گذاران به سرعت بخشیدن به فرآیند اجرا دارد.

توسعه صنعت پتروشیمی تا چه اندازه با نگاه واقع‌بینانه در برنامه هفتم توسعه تطابق دارد؟
سؤال مهمی را مطرح کردید. نگاه واقع‌بینانه در برنامه زمانی ایجاد می‌شود که شما با نگاه عمیق به محدودیت منابع و شرایط محیطی برنامه‌ریزی کنید. مشابه آنچه در پاسخ به سؤال شما در مورد آینده‌پژوهی سناریو محور عرض کردم. نگاه راهبردی توسعه زنجیره ارزش با در نظر گرفتن محدودیت‌ها و چالش‌های تأمین منابع مورد نیاز توسعه در تدوین برنامه هفتم و آنچه در ماده ۴۷ آن آمده به‌خوبی رعایت شده است. همان‌طور که عرض کردم هم‌اکنون و آینده شرکت ملی صنایع پتروشیمی و صنعت پتروشیمی بر اساس به‌دست آوردن رشد متوسط سالانه ۸ درصد حرکت می‌کند و تلاش داریم با ایجاد هم‌افزایی مؤثر و هدفمند بین بازیگران و نقش‌آفرینان صنعت پتروشیمی به رشد واقعی تولید حداکثری برابر با ظرفیت اسمی و حتی بیش از آن دست یابیم. بر همین اساس به همکاران صنعت پتروشیمی توصیه‌شده به رشد بهره‌وری عوامل تولید توجه ویژه داشته باشند. امیدواریم افزون بر رشد ۸ درصدی که در برنامه هفتم توسعه محقق می‌شود، ۱.۵ تا ۲ درصد که به بهره‌وری عوامل تولید بستگی دارد نیز به آن اضافه شود تا به یک رشد واقعی متوسط ۱۰ درصد تا پایان برنامه هفتم دست یابیم.

جایگاه صنعت پتروشیمی ایران را در پایان برنامه هفتم در منطقه و جهان چگونه می‌بینید؟
بر اساس آمار موجود، جایگاه فعلی ایران با ظرفیت اسمی ۹۶.۶ میلیون تن در منطقه رتبه دوم بعد از عربستان است. در کل صنعت پتروشیمی با سهم حدود ۲.۵ درصد از تولید جهانی، رتبه دهم تا دوازدهم را در اختیار دارد و درمجموع پیش‌بینی می‌شود در پایان برنامه هفتم به بالای ۴ درصد برسد. تولید ۳۰ درصد محصولات پایه منطقه در دست ایران است که تلاش شده تا پایان برنامه هفتم توسعه به ۴۵ درصد برسد. افزون بر این روی محصولاتی با ارزش افزوده بیشتر نیز سرمایه‌گذاری شده تا بازار خودش را پیدا کند.


گفتگو: یونس صادقی

افزایش شدید مواد غذایی در مرداد ماه

0
افزایش شدید مواد غذایی در مرداد ماه

دستاورد صنعت (وندورلیست) مرکز آمار ایران گزارش قیمت کالاهای خوراکی در مناطق شهری در مرداد ماه را منتشر کرده که در آن لوبیا چیتی، برنج، لپه، لیمو ترش و لوبیای قرمز افزایش زیادی نسبت به مرداد سال گذشته داشته اند. چنانکه قیمت لوبیای چیتی بیشتر از سه برابر شده و برنج و لپه و لیموترش و لوبیای قرمز نیز نسبت به مرداد سال گذشته بیشتر از دو برابر شده است. در همین حال تورم نقطه به نقطه در مرداد ماه نسبت به مرداد ماه سال گذشته بیشتر از 42 درصد رشد داشته است یعنی خانوارهای به طور میانگین، 42.4 درصد بیشتر از مرداد ماه 1403 برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کرده اند.
در مرداد ماه 1404 تغییرات متوسط قیمت اقلام خوراکی منتخب برای گروه‌های مختلف کالاهای خوراکی در مناطق شهری کشور به‌شرح زیر است:

نان و غلات:
در این گروه، اقلام «ماکارونی» با 5.3 درصد، «رشته آش» با 5.1 درصد و «برنج خارجی درجه یک» با 4.6 درصد بیشترین افزایش قیمت را نسبت به ماه قبل داشته‌اند.

گوشت قرمز، سفید و فرآورده‌های آن‌ها:
در این گروه، بیشترین افزایش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به «مرغ ماشینی» با 5.8 درصد و «ماهی قزل آلا» با 3.8 درصد می‌‌باشد.

لبنیات، تخم مرغ و انواع روغن:
در این گروه، بیشترین افزایش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به «پنیر ایرانی پاستوریزه» با 5.1 درصد، «دوغ پاستوریزه» با 3.8 درصد و « روغن نباتی جامد و ماست پاستوریزه « با 3.3 درصد می‌‌باشد. هم-چنین بیشترین کاهش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به «تخم مرغ» با 4.6- درصد می‌‌باشد.

ميوه و خشكبار:
در این گروه، بیشترین افزایش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به «پرتقال» با 17.1 درصد، «موز» با 8.6 درصد و «هلو» با 6.2 درصد می‌‌باشد. هم‌چنین بیشترین کاهش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به «لیمو ترش» با 15.7- درصد می‌‌باشد.

سبزيجات و حبوبات:
در این گروه، بیشترین افزایش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به «خیار» با 28.1 درصد، «قارچ» با 18.6 درصد و «بادمجان» با 7.9 درصد می‌‌باشد. هم‌چنین بیشترین کاهش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به «سیب زمینی» با 10.3- درصد، «فلفل دلمه‌‌ای» با 9.9- درصد و «گوجه فرنگی» با 6.5- درصد می‌‌باشد.

قند و شکر، آشامیدنی‌ها و سایر خوراکی‌ها:
در این گروه، بیشترین افزایش قیمت نسبت به ماه قبل مربوط به «سس مایونز» با 3.9 درصد، «رب گوجه فرنگی» با 3.7 درصد و «چای خارجی بسته‌‌ای» با 3.0 درصد می‌‌باشد.
تورم در مرداد
در مرداد ماه 1404 ، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور، 42.4 درصد بوده است؛ یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین، 42.4 درصد بیشتر از مرداد ماه 1403 برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کرده اند. تورم نقطه به نقطه مرداد ماه 1404 در مقایسه با ماه قبل، 1.2 واحد درصد افزایش داشته است.
در مرداد ماه 1404 ، شاخص قیمت مصرف کننده خانوارهای کشور به عدد 370.5 رسیده است که نسبت به ماه قبل، 2.9 درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل، 42.4 درصد افزایش و در دوازده ماهه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل، 36.3 درصد افزایش داشته است.

تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور
منظور از تورم نقطه به نقطه، درصد تغییر عدد شاخص قیمت نسبت به ماه مشابه سال قبل می‌باشد. در مرداد ماه 1404، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور، 42.4 درصد بوده است؛ یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین، 42.4 درصد بیشتر از مرداد ماه 1403 برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کرده‌‌اند. تورم نقطه به نقطه مرداد ماه 1404 در مقایسه با ماه قبل، 1.2 واحد درصد افزایش داشته است.
در مرداد ماه 1404 ، تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر 2.9 درصد بوده است. تورم ماهانه برای گروه‌های عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات»، 3.9 درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، 2.3 درصد بوده است.


نرخ تورم سالانه خانوارهای کشور
منظور از نرخ تورم سالانه، درصد تغییر میانگین اعداد شاخص قیمت در یک سال منتهی به ماه جاری، نسبت به دوره مشابه قبل از آن می‌باشد. در مرداد ماه 1404، نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به 36.3 درصد رسیده که نسبت به همین اطلاع در ماه قبل، 1.0 واحد درصد افزایش یافته است.
درصد تغییرات شاخص قیمت
نرخ تورم سالانه کشور در مرداد ماه 1404 برابر 36.3 درصد است که دامنه تغییرات آن برای دهک‌های مختلف هزینه‌ای از 35.8 درصد برای دهک¬¬ دهم، تا 36.8 درصد برای دهک اول است. بر این اساس فاصله تورمی دهک‌ها در این ماه به 1.0 واحد درصد رسید که نسبت به ماه قبل (0.6 واحد درصد) 0.4 واحد درصد افزایش داشته است.

نگرانی از تشدید رکود تورمی

0
نگرانی از تشدید رکود تورمی

دستاورد صنعت (وندورلیست) بیست و نهمین نشست هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران امروز با حضور اعضا برگزار شد. محمود نجفی عرب رئیس اتاق تهران با اشاره به مهم ترین شاخص های اقتصادی کشور، نسبت به گسترش رکود تورمی در کشور هشدار داد. او گفت:« در دهه 90 اقتصاد کشور با فراز و نشیب‌های زیادی مواجه بوده‌ و در نتیجه تولید ناخالص داخلی کشور به مدت 5 سال توام با رشد اقتصادی مثبت و 5 سال دیگر را با رشد منفی مواجه بوده ‌است به نحوی که در طول ده سال مذکور، میانگین رشد سالیانه تولید ناخالص داخلی کشور معادل 29.0 درصد بوده است که کمترین رقم طی چهار دهه اخیر محسوب می‌شود درحالی که برابر اهداف مصوب در برنامه‌های پنج ساله بایستی سالیانه معادل 8 درصد رشد می کرد.
همچنین در سه ساله 1400 ، 1401 و1402 علیرغم تلاش های به عمل آمده، کاهش سختگیری های تحریم، افزایش صادرات نفت و فرآورده های نفتی و برطرف شدن عوارض ناشی از بیماری کرونا، متوسط رشد اقتصادی سالیانه حدود 3.4 درصد شده ولی در سال 1403 با شیب منفی به حدود 3 درصد کاهش یافته است.»
رئیس اتاق تهران گفت:« مرکز آمار ایران میزان رشد تولید ناخالص داخلی با نفت به قیمت ثابت سال 1400 را در سال 1402 معادل 4.6 درصد و بدون نفت را معادل 1.9 درصد برآورد کرده است که مقایسه رشد اقتصادی سال 1403 نسبت به ‌سال 1402 معادل 6.1 درصد، کاهش نشان می دهد. به علاوه رشد ارزش افزوده گروه‌ها و بخش‌های اقتصادی سال1403 نسبت به سال 1402 موید این مطلب است که گروه کشاورزی به علت افزایش بارش های مطلوب در سال زراعی مذکور، بعد از حدود 4 سال از محدوده منفی خارج شده و ارزش افزوده آن برابر 2.3 درصد رشد کرده است. در حالی که در سال 1402 رشد آن گروه معادل منفی 4.2 درصد بوده بنا براین در مجموع معادل 6.5 درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته است، ولی پنج گروه و بخش دیگر نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.
رشد ارزش افزوده بخش معدن با 1.7 درصد، کاهش از 2.2درصد، به منفی5.0 درصد، کاهش یافته است.
همچنین رشد ارزش افزوده بخش صنعت با 3.0 درصد، کاهش از 9.1 درصد به 6.1 درصد، کاهش یافته است. علاوه بر این ها ارزش افزوده بخش نفت و گاز طبیعی هم با وجود اهمیت زیادی که در اقتصاد کشور دارد و علاوه بر داشتن حدود 8.22 درصد سهم مستقیم، در ارزش افزوده اقتصاد کل کشور و به عنوان موتور محرکه سایر بخش های اقتصادی نیز ایفای نقش می کند، در سال گذشته افت شدیدی را تجربه کرده است به صورتی که رشد ارزش افزوده آن از 3.14 درصد در سال 1402 به حدود 2.6 درصددرسال 1403، کاهش یافته و در مجموع معادل 1.8 درصد نسبت به سال قبل کاهش یافته است. همچنین رشد ارزش افزوده بخش ساختمان نیز با وجود اهمیتی که برای رشد سایر محصولات تولیدی بخش صنعت ومعدن، دارد از6.3 درصد به حدود 5.0 درصد و در مجموع معادل 1.3 درصد، کاهش یافته است.»
محمود نجفی عرب در ادامه گفت:« مرکز پژوهش های مجلس با استناد به وضعیت شرکت‌های بورسی شرایط تولید و فروش بخش صنعت در4 ماهه اول سال 1404 را با 4 ماهه سال 1403 مقایسه کرده است که نتایج آن به شرح زیر برآورد شده است:

  1. تولید بخش صنعت، معادل 3.10 درصد کاهش یافته است. به صورتی که در زیر مجموعه بخش صنعت، رشته فعالیت های شیمیایی بجز دارو ، معادل 5.9 درصد، رشته فعالیت های فلزات پایه، معادل 9.21 درصد و خودرو و قطعات معادل 5.10 کاهش یافته است.
  2. فروش بخش صنعت نیز معادل 5.8 درصد کاهش یافته است بنحوی که در این بخش نیز رشته فعالیت های شیمیایی بجز دارو معادل 8.0 درصد، فلزات پایه معادل 8.15 درصد وخودرو و قطعات معادل 6.12 درصد کاهش یافته است.»
    رئیس اتاق تهران گفت:« از طرف دیگر رشد محصول ناخالص داخلی کشور از طریق محاسبه هزینه‌های نهایی به قیمت ثابت سال 1400 نیز نشان می‌دهد که هزینه مصرف نهایی بخش خصوصی از رشد 4.1 درصد در سال 1402 به 1.0- درصد، در سال 1403 کاهش یافته و در مجموع در سال 1403 نسبت به ‌سال 1402 معادل 5.1 درصد کاهش داشته است. همچنین هزینه مصرف نهایی دولت نیز از رشد 8.7 درصد در سال 1402 به 8.3 درصد در سال 1403 و در مجموع 4 درصد نسبت ‌به سال 1402 کاهش یافته است.»
    او گفت: « رشد صادرات کالاها و خدمات که در سال 1402 معادل 3.2 درصد بود در سال 1403 معادل 5.7 درصد رشد داشته و تنها بخش هزینه نهایی است که در مجموع معادل 2.5 درصد رشد کرده است. واردات کالاها نیز در سال 1402 معادل 9.8 درصد رشد داشته است ولی در سال 1403 با 7.0 درصد کاهش در مجموع معادل 2.7 درصد شده است. علاوه بر این ها تغییرات در موجودی انبار و اشتباهات آماری که در سال 1402 معادل 9.21 درصد رشد داشته است در سال 1403 رشد آن به میزان 5 درصد کاهش یافته است.
    در مجموع رشد محصول ناخالص داخلی در سال 1402 با محاسبه اجزای هزینه نهایی معادل 1.5 درصد بود که با کاهش 9.1 درصد در سال 1403 به رقم 2.3 درصد کاهش یافته است. نتیجه موارد فوق بیانگر این وضعیت است که اقتصادکشور از سال 1403 به بعد بتدریج وارد شرایط رکود تورمی شده و در 4 ماهه اول سال شرایط بسیار سخت تر شده است.»
    نجفی عرب گفت:« دلایل کاهش عمده ارزش افزوده تولید ناخالص داخلی کشور در سال 1403 نسبت به سال قبل را می توان ، علاوه بر تشدید تحریم ها و صدمات ناشی از قطع برق و گاز، ناشی از شرایط نامناسب محیط کسب وکار دانست، زیرا نمره پایش محیط کسب و کار ایران در زمستان 1403 معادل 01.6 از 10 (بدترین شرایط محیط کسب وکار) گزارش شده است. لازم به ذکر است که فعالان اقتصادی شرکت کننده در این پایش به وجود آمدن این شرایط را به ترتیب ناشی از مؤلفه غیرقابل پیش‌بینی بودن شرایط اقتصادی و تغییرات قیمت مواد اولیه، دشواری تأمین مالی واحدهای اقتصادی از بانک‌ها و بی‌ثباتی سیاست‌ها، قوانین و مقررات و رویه‌های جاری، اعلام کرده اند بنحوی که در زمستان 1403 میانگین ظرفیت فعالیت واقعی بنگاه‌های اقتصادی شرکت‌کننده در پایش مذکور ،معادل 35.41 درصد گزارش شده است.»
    او گفت:« بر اساس نظریه عمومی کارآفرینی شین نیز شاخص ملی محیط کسب‌ و کار ایران در زمستان 1403 معادل 16.6 از عدد 10 (بدترین شرایط) بوده است که گزارش مذکور نیز شرایط نامناسب محیط کسب وکار را در کشور تایید می کند. همچنین پیش بینی های به عمل آمده در رابطه با رشد اقتصادی در سال جاری نیز نشان دهنده وضعیت نامطلوب تر نسبت به سال 1403 است، بنحوی که صندوق بین‌المللی پول، رشد اقتصادی سال ۱۴۰۴ را حدود 3.0 و رشد تورم را 3.43 درصد پیش‌بینی کرده است.»
    رئیس اتاق تهران گفت:« بطور کلی بررسی‌های به عمل آمده نشان می دهد که چالش‌هایی که بر فعالیت‌های تجاری و سرمایه گذاری اثر گذاشته و شرایط را در سال بعد بدتر می‌کند عبارتند از:
  3. وابستگی اقتصاد کشور، به منابع طبیعی به ویژه نفت و گاز که نوسانات قیمت نفت و اعمال تحریم‌های بین‌المللی، باعث تخریب فعالیت‌های اقتصادی می شود.
  4. نرخ تورم بالا، بنحوی که برابر گزارش بانک مرکزی از سال 1398 به بعد ، نرخ تورم در کانال 40 درصدی قرارگرفته و علیرغم کاهش نسبی آمارتورم در سال 1403 به حدود 5.32 درصدبرابر اعلام مرکز آمار ایران ، در 4 ماهه اول سال با افزایش 8.2 درصد به 3.35 درصد رسیده و پیش بینی می شود روند افزایشی تا آخر سال ادامه یابد و این امر باعث شدید تر شدن عدم ثبات اقتصاد کشور شود.
  5. بروکراسی و مقررات دست ‌و پا گیر بنحوی که، پیچیدگی اداری و قوانین غیرشفاف، سرمایه گذاری برای ایجاد و اداره کسب و کار را بسیار مشکل نموده است.
  6. وجود فساد اداری که آن را میتوان ام الامراض مشکلات برای کسب‌ و کار به حساب آورد.
  7. نظام مالیاتی پیچیده و نرخ بالای مالیاتی که بار سنگینی بر کسب‌ و کارها تحمیل کرده و انگیزه سرمایه‌گذاری را از بین برده است.
  8. عدم سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و ناترازی موجود برق، آب وگاز که برابر گزارش طرح شامخ مدیران خرید، واحدهای تولیدی با ظرفیتی در حدود 41 درصد در حال کارهستند که این شرایط، باعث عدم صرفه اقتصادی فعالیت واحدهای تولیدی و عدم سرمایه گذاری در گشور، خواهد شد.
  9. افزایش ناترازی در بودجه کل کشور و تأمین ناترازی از شبکه بانکی و بازار سرمایه و ایجاد کمبود برای تأمین مالی سرمایه گذاران و تولیدکنندگان.
  10. عدم جذب سرمایه از خارج و فرار سرمایه و نیروی انسانی متخصص از کشور.
  11. و نهایتاً وجود نظام غیر رقابتی در کشور و دخالت و سرکوب قیمت توسط دولت و اعمال بسیاری از سیاست‌های نابهینه دیگر.»
    رئیس اتاق تهران راهکارهای پیشنهادی برای خروج از رکود تورمی را اعلام کرد و گفت:« علاوه بردر نظر گرفتن راهکارهایی برای چالشهای 9 گانه فوق مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در تحلیلی با بررسی وضعیت اقتصادی کشور ،راهکارهای زیر را برای برون رفت از رکود تورمی پیشنهاد کرده است؛
  12. تصحیح نگاه ها به مسائل اقتصاد کلان، لحاظ واقعیت‌های ساختاری و در نظر گرفتن متغیرهای مربوط به حوزه اقتصاد سیاسی به عنوان سه رکن اساسی برای سیاست‌گذاری‌های موثر و تحقق اهداف سیاسی باید مورد توجه و تأکید قرار گیرد.
  13. جهت‌دهی منابع پولی و مالی و ارزی به سمت فعالیت‌های مولد با نظارت کامل دولت، نظام بانکی و واحدهای اقتصادی مربوطه و جلوگیری از فعالیت‌های اختلال زای بانک‌های خصوصی.
  14. نظارت بر جریان نقدینگی و اعمال سیاست پولی انبساطی گزینشی برای تولید و سیاست پولی انقباضی گزینشی برای فعالیت‌های دیگر.
  15. اختصاص منابع ارزی با اولویت برای تأمین نیازهای بنگاه‌ها برای کالاهای واسطه‌ای، سرمایه‌ای و مواد اولیه.
  16. تنظیم و اصلاح مقیاس بنگاه‌ها در جهت رقابت‌پذیری
  17. تنظیم سیاست‌های تجاری در جهت حمایت از تولید داخلی و رفع انحصار در واردات نهاده‌ها
  18. مهار کردن بخش نامولد ، جهت تولید محور قراردادن اقتصاد و داشتن نقش مکمل برای تجارت و خدمات.
  19. جلوگیری از بهره‌مندی عوامل نامولد از درآمدهای بسیار بالا به قیمت محرومیت عوامل مولد وتضعیف مستمر تولید.
  20. نظارت شدیدتر بر بانک‌های خصوصی جهت ایجاد شفافیت نظام بانکی.
  21. جلوگیری از سوداگری در بخش مسکن با هدف جلوگیری از ایجاد بی‌ثباتی شدید در این بخش
  22. جلوگیری از شوک درمانی‌های اخیر، مخصوصاً پرش‌های ارزی که در چند سال اخیر باعث رکود تورمی شده است.
  23. فراهم نمودن، ارتقای کیفیت با حمایت از بنگاه‌ها و اصلاح سازمان کار و تولید به منظور تامین رقابت پذیری تولیدات داخلی و بهره‌مندی آنها از صرفه‌های مقیاس از طریق صادرات تولید ات .
  24. ایجاد امنیت برای شغل‌های خودگردان در روستا و حومه شهرها، برای کاهش سرقت و نا امنی توسط بخش انتظامی کشور بمنظور حمایت از دامداری‌ها و کشاورزی کوچک مقیاس.»
    نجفی عرب در پایان گفت:« امید است دولت محترم با اعمال سیاست های اقتصادی کار آمد، نسبت به رونق بخشیدن به اقتصادکشور از طریق سرمایه گذاری کافی و ایجاد شرایط کسب وکار بهینه اقدام لازم را به عمل آورده ونگرانی های به وجود آمده را برطرف کند. اتاق بازرگانی صنایع و معادن و کشاورزی تهران، آمادگی خود را جهت یاری به دولت محترم در این ارتباط اعلام می کند.»

«ایده» ایران

0
«ایده» ایران

حسین حقگو، کارشناس اقتصادی – دستاورد صنعت(وندورلیست) / «ایرانی یک ملت است، ملتی که در زبان‌های مختلف متکلم بوده و به اشکال مختلف خدای خود را پرستش می‌نماید… از امروز در ایران نه مسلمان، نه زردشتی، نه ارمنی، نه یهودی، نه فارس و نه ترک نبوده فقط یک ایرانی هست؛ ما یک ملت هستیم!» (ما یک ملت هستیم، روزنامه ایران نو، 4 صفر 1328ه.ق/16 فوریه 1910)
مهم‌ترین جدال امروز ایران در مسیر توسعه، جدال بر سر ایده ایران است. اینکه ایران به‌عنوان یک دولت- ملت چیست و عناصر این ایده و چالش‌های آن کدام است و راه‌های برون‌رفت از این چالش چیست؟ و… . اگرچه احتمالا ایرانیان کهن‌ترین قومی هستند که خود را به‌عنوان ملت فهمیده‌اند و در میهن خود نیز دولتی را تأسیس کرده‌اند که می‌توان آن را «دولت ملی» خواند (سیدجواد طباطبایی) اما آنچه از آن به نام ایران در متون رسمی بین‌المللی نام برده می‌شود، به 12 مهر 1313 (4 دسامبر 1934) و نامه وزیر امور خارجه ایران بازمی‌گردد که بدون هیچ مقدمه‌ای از کشورهای دیگر خواسته بود تمهیدی بیندیشند که از امروز تا سه ماه بعد، دیگر از «پرشیا» برای نامیدن این کشور استفاده نشود و نام واقعی‌اش یعنی «ایران» را به کار ببرند.
البته ایران برای خود ایرانیان همیشه ایران بوده و هرگز پرشیا نبوده است. گمان اروپاییان از این تغییر نام، گرایش رضاشاه به آلمان‌ها و تأکید بر نژاد آریایی بود و به سردی با این تغییر نام برخورد کردند. اما آنچه به عنوان دلیل این تغییر نام در مقاله‌ای به قلم سعید نفیسی در 10 دی 1313 در روزنامه اطلاعات منتشر شد آن بود که ایران مفهومی فراگیرتر از پرشیاست و ساخت چندقومی کشوری را که پرشیا (پارس) تنها بخش کوچکی از آن است بهتر نشان می‌دهد و نام «ایران» بی‌آنکه موجودیت اقوام مختلف ساکن ایران را به خطر بیندازد، اختلاط و امتزاج آنان را ممکن می‌کند و در عین حال تداعی‌کننده شکوه و عظمت گذشته کشور هم هست.
استدلالی که البته در داخل کشور هم مخالفانی داشته و از جمله احسان یارشاطر که انتخاب نام ایران را کلمه‌ای بی‌ربط و معنی می‌دانست که چیزی را تداعی نمی‌کند. درحالی‌که به باور وی «پرشیا» تداعی‌کننده مفاهیمی دلنشین نزد جهانیان همچون قالی، مینیاتور، باغ و… است ( کشف ایران- علی میرسپاسی). این مجادلات در سال‌های بین دو جنگ جهانی و بین روشنفکران و فضای سیاسی می‌گذشت و هدف از آن تلاش برای شناختی تازه از ایران بود. امری که در دوره مشروطه تقریبا بدیهی پنداشته شده و در دوره‌های اول و دوم مجلس شورای ملی، مشروطه‌خواهان «ملت ایران» را نه براساس زبان و نژاد، بلکه برحسب میراث مشترک و دولت واحد مبتنی بر قرارداد اجتماعی (قانون اساسی) تعریف کردند و در نتیجه، نه‌تنها تنوع قومی و فرهنگی به‌عنوان معضل برای آنها مطرح نبود، بلکه این تنوع را بخشی از هویت ایرانی دانسته و می‌خواستند این تنوع و تکثر در تشکیل دولت – ملت ایران محفوظ بماند.
چنان‌که به‌منظور تأمین هم‌زمان منافع عام ملت و منافع خاص اقوام در ایالات و ولایات، «انجمن‌های ایالتی و ولایتی» در قانون گنجانیده شد. اما در دهه پایانی سلطنت قاجار و شکل‌گیری گرایشی از ناسیونالیسم ایرانی که تأکید آن بر نژاد و زبان بود و تعلق خاطری به حکومت مشروطه و دموکراسی و تکثرگرایی نداشت، ملت‌سازی در سایه دیکتاتوری ممکن و شاید مطلوب فرض می‌شد. از سوی دیگر دخالت‌های همه‌جانبه روس و انگلیس نیز اقتدار دولت مرکزی را سخت تضعیف کرده بود و سران ایلات عشایر صاحب قدرت و کشور با بحران عمیق اقتصادی و مالی و گسترش فقر و قحطی و گرسنگی مواجه بود و امید به اصلاح از راه حکومت مشروطه نبود، «دیکتاتور مصلح» که با عصای آهنین شروع به اصلاح کند و تعریفی از ایران که چنین چارچوبی را پذیرا باشد مورد اقبال روشنفکران و جامعه قرار گرفت («ما یک ملت هستیم»- محمدحسین خسروپناه-زنده‌رود، 72) و توسعه‌ای آمرانه و مدرنیزاسیونی بدون مدرنیته شکل گرفت و… .
آقای پزشکیان در ماه‌های اخیر بارها بر افزایش اختیارات استانداران تأکید کرده و حتی از استانداران به‌عنوان رئیس‌جمهورهای استانی نام برده است «تفویض اختیار به استانداران کار صحیحی است و هر استاندار رئیس‌جمهور استان خود باشد» (30/4) «استانداران می‌توانند همان کاری را انجام دهند که بنده انجام می‌دهم» (4/5) و… این تفویض اختیار وسیع در کنار ساخت دوگانه قدرت (انتخابی/ انتصابی) که یکی عهده‌دار عرضه کالای عمومی است و دیگری (دولت) -به‌غلط- در نقش توزیع‌کننده کالای خصوصی است، دولتی ضعیف را شکل می‌دهد که میانه‌ای با ایران پیشرفته توسعه‌یافته ندارد.
اگر ایده مشروطه ایرانی مترقی که ابتنای آن نه زبان و نژاد و… بلکه میراث مشترک و دولت واحد مبتنی بر قرارداد اجتماعی بوده است، بنابراین ابتدا با یگانگی ساخت قدرت در پرتو اراده ملی، دولتی مقتدر را شکل داد و با ایجاد بسترهای مناسب برای مشارکت اجتماعی و توزیع تصمیم‌گیری‌ها در عرصه‌های مختلف، امکان تمرکززدایی را فراهم کرد. و الا در شرایط حاضر اصولا دولت کدام اختیارات را می‌خواهد واگذار کند؟‌ مگر دولت در حال حاضر از چگونه قدرتی برخوردار است؟‌ و آیا این تفویض اختیار بیشتر از سر خود بازکردن مشکلات و ارجاع آنها به استانداران نیست که در موقعیت بسیار ضعیف‌تری در سلسله‌مراتب قدرت قرار دارند و امکان تأثیرپذیری آنان از گروه‌های ذی‌نفوذ قدرتمند، بسیار بیشتر است؟‌
دولت چهاردهم مانند هر دولتی برای اداره امور و انجام وظایف و مسئولیت‌های خود نیازمند حدی از قدرت است که آن را کمتر در اختیار ندارد. در سطح بالا و در درون ساختار قدرت و ایجاد وفاق، پروژه دولت با موانع جدی مواجه شده و در سطح جامعه نیز با تداوم بحران اقتصادی و اضافه‌شدن فشار شرایط جنگی، بحران انرژی و آب و محیط‌زیستی و… سرگشتگی و بلاتکلیفی در رفتار دولت شدت گرفته است.
در چنین فضایی است که مثلا لایحه دوفوریتی «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» روانه مجلس می‌شود و در عرصه اقتصادی، فضای دستوری و تعزیراتی تشدید و مثلا از سوی معاون اول دولت، فرمان قشون‌کشی به اقتصاد صادر می‌شود: «انبارها را باز می‌کنیم و کالا را به دست مردم می‌رسانیم» (ایران – 30/4). آقای پزشکیان باید بداند دولتش، دولتی تنهاست و جز جامعه مدنی و احزاب و تشکل‌ها و شخصیت‌های ایران‌دوست و اصلاح‌طلب و تحول‌خواه پشتوانه دیگری ندارد. پس باید از بی‌تصمیمی و ضعف و انفعال خارج شده و تصمیماتی سخت و شجاعانه در مسیر تحقق حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی بگیرد. همان ایده‌ای از ایران که تلاش برای تحقق آن از مشروطه آغاز و نیمه‌کاره رها شد و در دو جنگ جهانی به انحراف رفت. تلاشی که تا به سرانجام نرسد، امر توسعه، امری محال خواهد بود.

مهدی سمیعی معمار بانکداری نوین ایران

0
مهدی سمیعی معمار بانکداری نوین ایران

دستاورد صنعت / «یک روز [اسدالله علم] مرا خواست تو دفترش و همانجا ….تلفن زنگ زد و گفت: این اعلی حضرت هستند.» … شاه معلوم بود خیلی بلند حرف می‌زند برای این که گاه گاهی من صدایش را می‌شنوم [شاه پرسید] چه شد؟ علم گفت:«الان دارم با سمیعی صحبت می‌کنم»،[شاه گفت:] «چه صحبتی، مگر قبول نمی‌کند؟» علم گفت: «چرا قربان پذیرفته، با افتخار پذیرفته.» من فریاد کشیدم و گفتم: «آقای علم چرا دروغ می‌گویی من کی پذیرفتم؟» … من حقیقتا تنم لرزید، چطوری می‌شود … گفتم خیلی خوب حالا که شما این کار را کردید و مرا توی تله انداختید من دیگر غیرممکن است به فرض هم نخواهم بکنم نمی‌توانم دیگر، مجبورم بگویم آره، ولی شرط دارم.»
محمدمهدی سمیعی که آن زمان 45 ساله و مدیر بانک توسعه صنعتی بود، علاقه‌ای به کار در بخش دولتی نداشت و با تجربه‌ای که در بانک ملی داشت، نمی‌خواست به کار دولتی برگردد. علاوه بر آن، نگران وضعیت بانک توسعه صنعتی بود که مخالفانی زیادی مثل جعفر شریف امامی‌ داشت که آن موقع رئیس مجلس سنا بود. سمیعی می‌گفت که برای نجات بانک توسعه صنعتی بهتر است که آقای شریف امامی بشود رئیس هیات مدیره بانک توسعه صنعتی. شرط دومش این بود که حقوقش با عبدالله انتظام که رئیس شرکت ملی نفت بود، یکی باشد. شرط سومش هم این بود که یک برنامه کار می‌نویسد و دولت آن برنامه را تصویب کند، و همان را اجرا می‌کند. شرط چهارمش هم این بود که معاونش را خودش انتخاب کند. سمیعی خطاب به علم گفت که «قائم مقام بانک را من انتخاب می‌کنم، دیگر آن را شما نمی‌توانید تحمیل کنید به بانک. هر کسی که من خواستم باید بشود.» علم پرسید که چه کسی را در نظر داری که سمیعی پاسخ داد خداداد فرمانفرمائیان که آن زمان در سازمان برنامه بود. سمیعی می‌گوید:«مثل این که یک دوش آب سرد ریخته باشند رو سر این[علم]. گفت: مگر ممکن است؟ گفتم آخه چرا ممکن نیست؟»
خداداد فرمانفرمائیان بعد از آنکه ابوالحسن ابتهاج به ریاست سازمان برنامه رسید، در سفری به آمریکا از او که در دانشگاه پرینستون مشغول تدریس بود، خواست که به عنوان رئیس دفتر اقتصادی، به سازمان برنامه بپیوندد. در این زمان خداداد فرمانفرمائیان نزدیک هشت سالی بود که در سازمان برنامه کار می‌کرد ولی آن زمان به گفته سمیعی «مغضوب بود.»
دلیلش ظاهرا این بود که او را مصدقی می‌دانستند و استناد آنها هم به نسبت فامیلی فرمانفرمائیان با مصدق بود، مصدق عمه‌زاده فرزندان فرمانفرما بود.
بعد از آن مهدی سمیعی ریاست بانک مرکزی را در سال 1342 برعهده گرفت، سه ماه طول کشید تا بالاخره پذیرفتند خداداد فرمانفرمائیان به عنوان معاون بانک مرکزی کارش را شروع کند.
با حضور خدادداد فرمانفرمائیان که در سازمان برنامه تجربه زیادی داشت، سمیعی کوشید که بانک مرکزی را برخلاف دو رئیس قبلی آن متحول کند. بانک مرکزی در سال 1339 تاسیس شد و تا پیش از آن بانک ملی، مسئولیت بانک مرکزی را بر عهده داشت.
اولین رئیس بانک مرکزی ابراهیم کاشانی بود که یک سال رئیس آن بود و تلاش زیادی کرد اما دومین رئیس آن علی اصغر پورهمایون بود که تا سال 1342 رئیس بانک مرکزی بود ولی در این دوره اتفاق خاصی در این نهاد تازه تاسیس نیفتاد.
با حضور مهدی سمیعی در بانک مرکزی، ترکیب سه تفنگدار دهه چهل ایران کامل شد. در آن زمان محمدعلی صفی اصفیا رئیس سازمان برنامه و بودجه و علینقی عالیخانی وزیر اقتصاد بود این سه نفر اقتصاد ایران را در آن دوره چنان مدیریت کردند که از آن دوره به عنوان دوران طلایی اقتصاد ایران یاد می‌شود.
مهدی سمیعی از بنیانگذاران انجمن حسابداران خبره ایران در دهه پنجاه خورشیدی است و بسیاری او را از پیشگامان بانکداری نوین ایران می‌دانند که در ایجاد و توسعه چهار نهاد مالی همچون بانک مرکزی، بانک توسعه صنعتی و سازمان بورس اوراق بهادر و موسسه علوم بانکی نقش ویژه داشت.
مهدی سمیعی از سال 1342 تا سال 1348 رئیس مقتدر بانک مرکزی ایران بود. او در توصیف روزهای اول کارش می‌گوید: «در آن دوران مثل این که خاکستر مرگ روی اقتصاد پاشیده باشند، همه چیز خوابیده بود و می‌بایستی تحرکی به اقتصاد داده می‌شد.»
برای همین هم او در نامه 21 اردیبهشت سال 1342 به اسدالله علم نخست وزیر نوشت: «نمی‌توان به اقدامات منحصراً بانکی، پولی و اعتباری اکتفا نمود و انتظار داشت اقتصاد راکد و ساکن کشور به زودی خود را از باتلاق کسادی و رکود بیرون بکشد.» همان‌طور که در گذشته نشان داده شده، این وظیفه دولت است که پیش‌قدم شود و «وقتی دولت خود به راه بیفتد، مردم نیز به راه می‌افتند و پیش هم می‌افتند».
به عقیده او «در وضع حاضر نیاز مبرم به دنبال کردن و اجرای طرح‌هایی است که در عین کمک به عمران کشور و افزایش درآمد ملی، اثر آنها در مدت نسبتاً کوتاهی بارز شود و از جهت اشتغال نیروی کار، عده بیشتری را مشغول کند. بانک مرکزی ایران آماده است که در حدود قوانین مربوط به اجرا و پیشرفت برنامه‌های ایجادکننده کار و درآمد چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی کمک کند، مشروط بر اینکه اجرای چنین برنامه‌هایی وضع ارزی کشور را به مخاطره نیندازد و تورم شدید به دنبال نیاورد و وضع بانک‌های خصوصی را مختل نسازد.»
این گزارش بر هماهنگی میان سیاست‌های بازرگانی خارجی، سیاست‌های مالیاتی و سیاست‌های عمرانی تاکید داشت و از افزایش اعتبارات اعطایی در حالی دفاع می‌کرد که به طرح‌هایی اختصاص پیدا کند که کار ایجاد کند، درآمد به وجود آورد و نیروی خرید تولید کند.
علینقی عالیخانی درباره سمیعی می‌گوید که او بانک مرکزی را به بانک مرکزی واقعی تبدیل کرد و سطح آن را فوق‌العاده ارتقا داد.
سمیعی علاقه‌ای به وزارت نداشت و خودش می‌گوید که سه بار پیشنهاد وزارت را رد کرده و «همه هم می‌دانند، من دلم نمی‌خواهد اصلا وزیر بشوم، [یا] نخست وزیر بشوم.»
اما خداداد فرمانفرمائیان می‌گوید:«به نظر من مهدی جزو افرادی بود که حق و لیاقت نخست‌وزیری را داشت و من دعا می‌کردم که نخست‌وزیر شود.»
در آن زمان مهدی سمیعی به عنوان یک کارشناس خبره بانکی در میان فعالان اقتصادی و مجموعه بانک‌ها شناخته می‌شد و به کارهایش اعتماد داشتند چون می‌گفتند او وقتی تشخیص می‌داد کاری نادرست است، می‌توانست نه بگوید و ترسی از عواقب آن نداشت.
وقتی در بانک مرکزی بود همواره در مذاکرات مربوط به خرید اسلحه حضور داشت و وقتی شش سال بعد قرار شد که به سازمان برنامه و بودجه برود از شاه پرسید که این مسئولیت را به رئیس کل جدید بانک مرکزی خداداد فرمانفرمائیان واگذار کند یا فرد دیگری را معین می‌کنید که شاه گفت: این کار را به شما محول کرده بودیم به رئیس بانک مرکزی نبود.»
بعد از آن هم چند نفر از افرادی که در بانک مرکزی در این کار مشارکت داشتند با خودش به سازمان برنامه برد و این کار را تا سال 1351 از طریق دفتر هویدا انجام می‌داد.

زندگی در خانواده‌ای فرهنگی
پدرش ابراهیم سمیعی نبیل‌الملک از خانواده معروف سمیعی‌های رشت بود که در مدرسه نظام سنت‌پترزبورگ روسیه درس خواند و بعد از آن به ژنو رفت و حقوق سیاسی خواند و اوایل جنگ اول جهانی به ایران برگشت. پدرش مدتی در اداره فوائد عامه کار می‌کرد و بعد مدیر عامل شرکت تلفن شد. مدتی هم نماینده مجلس شد و نزدیک ده سال نیز سناتور بود. مادرش رابعه سمیعی مهرالسلطنه هم از خانواده بزرگ سمیعی‌ها بود.
مهدی سمیعی در سال 1297 در تهران متولد شد و در مدرسه شرف یکی از مدارس مهم آن روز تهران درس خواند و در سال 1315 متوسطه را تمام کرد. خودش در گفتگو با تاریخ شفاهی ایران در هاروارد می‌گوید در «مسابقه بانک ملی شرکت کردم و خوب قرار بود که اقتصاد بخوانم، برم فرانسه اقتصاد بخوانم اما بانک ملی در مرحله آخر تصمیم گرفت که تمام کسانی که قبول شده بودند در آن مسابقه دوازده نفر را بفرستد به انگلستان برای حسابداری خبره. خوب من هم آمدم به انگلیس و در 1324خورشیدی (1945میلادی) هم برگشتم به ایران.»
او در مدرسه اقتصادی لندن حسابداری خواند و همزمان هم رشته علوم سیاسی تحصیل کرد و بعد از بازگشت به ایران، چون با کمک مالی بانک ملی برای تحصیل رفته بود، وارد بانک ملی شد و «بانک ملی هم شاید در آن زمان یکی از بهترین سازمان‌ها از لحاظ نظم و ترتیب اداری، مملکت بود و خوب آقای ابوالحسن خان ابتهاج هم رئیسش بود که خیلی با قدرت بانک را اداره می‌کرد.»
فارغ التحصیلانی چون سمیعی که سال‌ها در خارج مشغول درس خواندن بودند و در فضای اروپا تنفس کرده بودند، حاضر نبودند مقررات سفت و سخت بانک ملی را بپذیرند و سمیعی می‌گوید: «کسانی که بعد از هشت سال یا نه سال از اروپا برگردند آن هم در زمان جنگ مثلا اروپا بوده باشند خیلی همچین نمی‌شد درست آن سیستم را پذیرفت دربست.»
گرایش به برخی احزاب نظیر حزب توده در میان جوانان تحصیلکرده پررنگ بود و برای همین هم این افراد در محل کار خود به دنبال تشکیل نهادهایی نظیر اتحادیه کارکنان بانک ملی بودند اما ابتهاج معتقد بود که گرایش حزبی باعث بی‌اعتمادی مردم به بانک می‌شود و برای همین هم به گفته سمیعی «اتحادیه دیگر از کار افتاد و یکی دو نفر را از بانک بیرون کردند و یکی دو نفر را جای‌شان را عوض کردند و بعد از یکی دو ماه هم مرا تبعید کردند …ولی به من پست دادند به عنوان معاون شعبه بانک ملی ایران در زاهدان.»
زاهدان آن زمان شهری کوچک و منطقه‌ای تجاری بود که هندی‌های زیادی در آن فعال بودند و مهدی سمیعی می‌گوید وقتی رفتم آنجا «اول کاری که به من گفتند بکن این بود که فرش را بلند کن ببین زیر فرش عقرب هست یا نه و عقرب بود.» یکی از بستگان او رئیس بانک ملی آنجا بود و مهدی سمیعی معاون او معرفی شد و هفت ماه آنجا بود. از آنجا که رئیس بانک هیچوقت نبود او ساعت‌های زیادی را در بانک می‌گذراند و خودش می‌گوید: «اگر من از تکنیک بانکداری چیزی یاد گرفتم فقط در همان هفت ماه بود. قبل از آن اصلا کار بانکداری که هیچوقت نکرده بودم…در LSE به عنوان یک دانشجوی خارجی کتاب اقتصاد و و نمی‌دانم فلان و فلان و … خوانده بودم و هیچ وقت من کار بانکداری نکرده بودم.»
در مدتی هم که وارد بانک ملی شده بود بیشتر به کارهای اتحادیه و مسائلی از این دست مشغول بود اما نمی‌توانست خودش را با محیط زاهدان وفق دهد برای همین هم «به تهران تلگراف کردم که من می‌آیم اعم از این که مرا بخواهید یا نخواهید.»
وقتی به تهران بازگشت یکراست رفت شرکت ملی نفت ایران و در آنجا با مهدی بازرگان اولین نخست وزیر بعد از انقلاب همکار شد. این همکاری تا کودتای 28 مرداد ادامه داشت و مهدی سمیعی از شرکت نفت استعفا داد و برگشت به بانک ملی.
چند سالی در بانک ملی بود و در سال 1336 معاون بانک ملی شد و دو سال بعد در هنگام تشکیل بانک توسعه صنعتی که رئیسش هلندی بود او به عنوان قائم مقام این بانک انتخاب شد و چهار سالی در بانک توسعه صنعتی بود.
از کارش در بانک توسعه صنعتی راضی بود و می‌گفت که حاضر نیست به کار در بخش دولتی برگردد. اما در سال 1342 زمانی که اسدالله علم نخست وزیر بود رضا مقدم که قائم مقام بانک مرکزی بود، اعلام کرد که کاری در صندوق بین‌المللی پول گرفته و می‌خواهد برگردد آمریکا و از سوی دیگر رئیس بانک هم دکتر علی اصغر پورهمایون در تعطیلات عید به مرخصی رفته بود و برنگشته بود. این بود که به گفته سمیعی«عقب یک کسی می‌گشتند که بگذارند رئیس بانک مرکزی، حالا کی؟ کجا؟ چه شکل؟ مثلا اسم مرا به آنها داده بود من حقیقتا نمی‌دانم.»
با این که مهدی سمیعی علاقه‌ای به کار دولتی نداشت اما خودش می‌گوید «ولی خوب بانک مرکزی[فرق داشت] چون می‌توانم به جرات بگویم ساخته و پرداخته خود من بود تو بانک ملی، با کمک فرانسوا کراکو که اکونومیست بلژیکی بود.»
خداداد فرمانفرمائیان می‌گوید که کراکو اولین اساسنامه بانک مرکزی و لزوم ایجاد بانک را تهیه کرد و «کراکو بسیار به سراغ سمیعی می‌رفت. چون او سابقه بسیار زیادی در بانک ملی داشت که آن زمان حکم بانک مرکزی را داشت. کراکو می‌خواست اطلاعات مربوط به بانک مرکزی را داشته باشد و تنها کسی که به این اطلاعات دسترسی داشت و همزبان او بود، سمیعی بود.»
تا سال 1338بانک ملی نقش بانک مرکزی را برعهده داشت و بعد از آن ایران تصمیم گرفت تا با کمک فرانسوا کراکو که به دعوت ابوالحسن ابتهاج به ایران آمده بود و با همکاری متخصصان ایرانی، طرح تاسیس بانک مرکزی را بنویسد. بعد از تهیه اساسنامه بانکی و پولی، لایحه تاسیس بانک مرکزی در سال 1339 در مجلس تصویب شد. در این اساسنامه ایجاد شورای پول و اعتبار، حل مسائل قانونی در باره پول رایج و اختیارات بانک مرکزی ایران گنجانده شده بود.
با این که مهدی سمیعی برای رفتن به بانک مرکزی وسوسه شده بود اما نگران بانک توسعه صنعتی بود که به گفته خودش مخالف زیاد داشت و می‌ترسید که مخالفان قدرتمندی مثل جعفر شریف امامی‌ رئیس وقت مجلس سنا و برخی وزرای دولت ثمره تلاش‌هایش را نابود کنند. برای همین حاضر نبود که بانک توسعه صنعتی را ترک کند و ریاست بانک مرکزی را بپذیرد اما «آقای علم زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت: «امر است. گفتم: خوب کسی به من امر نکرده اگر امر است یک یونیفرم سپهبدی برای من بفرستید من می‌پوشم آن وقت فرمانده کل قوا می‌تواند به من امر کند که بیا برو آنجا و الا جور دیگر کسی به من امر نمی‌تواند بکند.»
با حضور در بانک مرکزی به گفته سمیعی «ما راست راستی توانسته بودیم که بانک مرکزی را یک پوزیسیون مستقلِ محترمِ مورد اعتمادِ هم بانک‌ها به استثنای یکی دو تا، مورد قبول و اعتماد business community (جامعه تجار و بازرگانان) ایران بکنیم و راست راستی هم خوب خیلی تصمیمات را می‌گرفتیم که هیچوقت اصلا ما خوابش را هم نمی‌دیدیم که برویم به نخست وزیر یا پادشاه بگوئیم و بکنیم.»
نزدیک به شش سال در اوج ترقی اقتصادی در دهه چهل خورشیدی مهدی سمیعی سکاندار بانک مرکزی بود در دولت‌های اسدالله علم، حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا.
خداداد فرمانفرمائیان که معاون سمیعی در بانک مرکزی بود درباره روحیات او و نحوه برخوردش با محمدرضا شاه را این طور توصیف می‌کند: «او هرگز دستور نمی‌داد بلکه استدلال می‌کرد و با استدلال و برهان شما را همراه خود می‌کرد. سمیعی در برابر شاه مسلماً مودب و با آرامش همیشگی رفتار می‌کرد. او آرام‌آرام بدون اینکه شاه را ناراحت کند با متانت فوق‌العاده حرف خود را می‌زد. در هر صورت او نوه ادیب‌السلطنه وزیر دربار رضاشاه بود که بسیار خوب تربیت شده بودند.»
بعد از پایان دوره ریاستش در بانک مرکزی، رئیس سازمان برنامه شد و خودش می‌گوید اولین باری که قرار بود به عنوان رئیس سازمان برنامه معرفی شود به شاه گفتم«اگر فکر می‌فرمائید در سازمان برنامه من معجزه می‌کنم، همچین چیزی نیست. من به شما بگویم من آدم کندی هستم، من تو هیچ کاری بی‌خودی نمی‌دوم. من اگر یک جایی لازم باشد خیلی خوب، ولی اصلا اهل فس‌فس هستم، من فس‌فس می‌کنم حوصله‌تان با من سر نرود، هر وقت حوصله‌تان سر رفت امر بفرمائید من غیب می‌شوم»
او زمانی به سازمان برنامه رفت و جانشین محمدصفی اصفیا شد که وضعیت مالی دولت مناسب نبود و خودش می‌گوید:«علتی که اصفیا رفت، من رفتم، برای این که پول نبود تو دستگاه دیگر، بدون تعارف، به گدایی افتاده بودیم.»
او در همان زمان تصمیم گرفت بخشی از اعتبارات زائد را کم کند چنانکه خودش اشاره می‌کند قرار بود که کاخی در فرح‌آباد ساخته شود که جلوی ساخت آن را گرفتم. خودش تعریف می‌کند رفتم پیش شاه و گفتم«با این وضع فعلی فکر می‌کنم اگر اجازه بدهید ما این کار را نکنیم… گفتند ما اصلاً می‌خواهیم چه کنیم؟ ما اینجا کاخ داریم. بس‌مان است. کاخ نیاوران، کاخ سعدآباد هست. ما چیز تازه چه کار می‌خواهیم بکنیم.»
سمیعی که در بانک مرکزی در مسائل پولی و مالی تمرکز داشت و ارتباط چندان مستقیمی به دیگر نهادها و وزارتخانه‌ها نداشت یکباره خود را در سازمان برنامه دید که محل تقسیم بودجه بود و در آن رقابت سختی بین وزرا، نمایندگان مجلس و نظامیان برای گرفتن بودجه وجود داشت.
خداداد فرمانفرمائیان نیز تائید می‌کند که «سمیعی از فقدان منطق در تقاضاهای دولت از سازمان برنامه خسته شده بود و می‌دانست بحث منطقی در برابر آنها خیلی معنا ندارد. در بانک مرکزی این‌طور نبود و کارهای بانکی ارتباط زیادی به کابینه و وزرا پیدا نمی‌کرد… در بانک آرامشی وجود داشت که در سازمان نبود. هر روز یک مقاطعه‌کار به سازمان می‌آمد و فریاد و جدال می‌کرد که پول من را بدهید یا یک وزیر می‌خواست که اعتبارات بیشتری داشته باشد یا دعوا با ارتش و سایر موارد، اما در بانک فقط جدال با وزیر دارایی بود که اعتبارات بیشتری می‌خواست اما بانک نمی‌توانست اعتبارات را بدون دلیل موجه در اختیار او بگذارد.»
همین مسائل هم باعث شد که بعد از نزدیک به بیست ماه از ریاست سازمان برنامه استعفا کند. ماجرا از این قرار بود که یک روز به سمیعی خبر دادند که یک گروه از متروی پاریس به ایران آمده‌اند تا درباره مسئله ترافیک تهران مطالعه کنند و این در حالی بود که به گفته سمیعی «چون اصلا ترافیک تهران یکی از طرح‌های سازمان برنامه بود، رفته بودیم با یک گروه مهندس مشاور صحبت کنیم بیاید اصلا ترافیک تهران را مطالعه بکند و بگوید اصلا واقعا مسائل اساسی‌اش چیست و چه راه حل‌هایی وجود دارد. بالاخره مترو به فرض هم راه حلی برای تهران بود، مثل واشنگتن و یا مثل شهرهای دیگر، ده سال، پانزده سال بعدش نتیجه می‌داد، برای تهران باید کارهای فوری می‌شد.»
به جز این، سمیعی از این که بدون اطلاع و مشورت سازمان برنامه، گروهی را به ایران دعوت کرده‌اند و حالا می‌خواهند که او به عنوان رئیس سازمان برنامه با آنها گفتگو کند، ناراحت و عصبانی بود و برای همین هم استعفا کرد. اما امیرعباس هویدا به عنوان نخست وزیر مخالف این استعفا بود و به گفته سمیعی هویدا گفت: «تو حق نداری، نمی‌توانی استعفا بدهی. گفتم خوب من دادم حالا ببینیم چه کارش می‌کنیم. گفت: اصلا تو حق نداری به من استعفا بدهی باید بروی به شاه استعفا بدهی. گفتم من هیچ وقت این بی‌احترامی ‌را به شاه مملکت نمی‌کنم، هرگز من یک آدم به این بی‌ادبی و چیزی نیستم که بروم به شاه مملکت استعفا بدهم، من چه کاره‌ام که بروم به شاه مملکت استعفا بدهم. تو نخست وزیر مملکت هستی مرا آوردی رئیس سازمان برنامه، حالا رفتی از اعلی‌حضرت اجازه گرفتی خیلی خوب، حالا هم من استعفا می‌دهم به تو، تو برو از اعلی‌حضرت اجازه بگیر که استعفای مرا بپذیری یا نه.»
ابوالقاسم خردجو مدیر عامل بانک توسعه صنعتی و معدنی و ابوالحسن ابتهاج که آن زمان در بانک خصوصی‌اش (ایرانیان) کار می‌کرد، سعی کردند تا سمیعی استعفایش را پس بگیرد اما او حاضر نشد این کار را بکند و «از سازمان برنامه رفتم و خداداد[فرمانفرمائیان]قرار شد بیاید به سازمان برنامه و من برگردم بانک مرکزی.»
آن زمان خداداد فرمانفرمائیان که زمانی معاون سمیعی در بانک مرکزی بود، رئیس بانک مرکزی بود و جای آنها عوض شد و خداداد فرمانفرمائیان شد رئیس سازمان برنامه و سمیعی دوباره شد رئیس کل بانک مرکزی.
اما شرایط در بانک مرکزی تغییر کرده بود و سمیعی می‌گوید که «فکر نمی‌کردم که دیگر می‌توانستم بانک مرکزی را مثل دوره‌ی اول اداره بکنم. یعنی فکر می‌کردم زورم به دولت نمی‌رسد، حقیقتا زورم به دولت نمی‌رسید.»
او وقتی احساس کرد که بانک مرکزی دیگر آن سازمان مستقلی نیست که او بنیادش را گذاشته هنوز ده ماه نشده بود که سمیعی مریض شد و پیش از شروع درمانش در خارج به هویدا نخست وزیر وقت گفت که «من تو بانک نخواهم ماند. بعد از این که برگردم می‌روم دنبال شغل آزاد.» او دلایلش را گفت و رفت برای درمان اما به گفته خوش وقتی در بیمارستان بود «از تهران به من تلگراف کردند که مرا برداشتند.»

طرح تاسیس حزب
در این سال یعنی سال 1351 شاه به دنبال تاسیس حزب بود و از سمیعی خواسته بود که پایه یک حزب را بریزد و او هم گروهی دوازده نفره را جمع کرده بود تا این کار را انجام بدهد. او گروهی از نام آوران نظیر داریوش اسکویی، سیروس سمیعی، نادر حکیمی، ابوالقاسم خردجو، منوچهر آگاه، ناصر عامری، سیدحسین نصر، پرویز اوصیا و علی هزاره را جمع کرده بود و هر هفته با این افراد که اکثر آنها کارشناسان و برنامه‌ریزان اقتصادی بودند، جلسه تشکیل می‌داد؛ اما خودش می‌گوید: اگر «من از این عده‌ای که آنجا حاضر بودند می‌پرسیدم که آقا شماها آیت الله روح الله خمینی را می‌شناسید؟ می‌دانید کیست و کجاست؟ من بعید می‌دانم که مثلا بیش از دو سه نفرشان می‌توانستند یک حکایتی یک چیزی واقعی راجع به خمینی در آن زمان به شما بگویند. راستی راستی ما اصلا غافل بودیم.»
شش ماه این گروه فعال بود و هفته یک بار جلسه می‌گذاشت ولی سمیعی بعد از کنار کشیدن چند نفر از جمع به این نتیجه رسید که این کار عاقبت ندارد و برای همین به هویدا نخست وزیر وقت گزارش داد که از این کار منصرف شده است و هویدا هم به او گفت که «تو اصلا نمی‌خواهی، نمی‌دانم خودت را زحمت بدهی و همه‌اش خوشت می‌آید کنار گود بنشینی. از این فحش‌های این جوری که مرا به غیرت بیندازد.»
سمیعی از قول هویدا می‌نویسد که وقتی او به شاه گفته که «مهدی به ما خیانت کرده …[شاه]گفت: یک نفر هم که می‌خواهد با ما با صداقت کار بکند شما اسمش را می‌گذارید خیانت.»
سمیعی می‌گوید یکبار به شاه گفته که من هیچ احساس مذهبی ندارم اما «شما برعکس من، مدعی هستید که خیلی هم مسلمان هستید، معجزه هم برایتان شده و این حرف‌ها… من اعتقاد ندارم ندارم تمام شد و رفت. ولی از شما التماس می‌کنم، خواهش می‌کنم، بگذارید من بروم با این‌ها، با آخوندها یا روحانیون، ما برویم ارتباط برقرار بکنیم… [شاه]گفت:نه
این سئوال وجود دارد که چه شد شاه از فکر داشتن چند حزب کنار کشید و بعدها حزب رستاخیر را راه انداخت، سمیعی می‌گوید«اعلی‌حضرت به یک دلایلی این حزب را می‌خواستند و آن دلایل یواش‌یواش از بین رفت به خصوص، می‌دانید یواش یواش موضوع [افزایش قیمت نفت] پیش آمد… شاه به نظرم فکر می‌کرده که خوب دیگر به اصطلاح نان همه تو روغن است.»
او می‌گوید: احساس قوی خود من این است، که شاه یک نگرانی از مثلاً همان مساله جانشینی داشت، یا نگرانی از اینکه اوضاع مملکت به خوبی دهه ۴۰ پیش نمی‌رود، برنامه‌ها کند شده بود، پول نبود، تورم بسیار بالا بود، و حدود سال 50، 51 اوضاع تورم وخیم می‌شد و خیلی گرفتاری داشتیم. به نظر من شاه فکر می‌کرد از این راه لااقل یک فضای آزادی و دموکراسی ایجاد می‌کند که سوپاپ‌ها را کمی باز کنند تا احساسات مردم کمی تخلیه شود. ولی وقتی اوضاع چرخید و فکر کرد می‌تواند یک پیمان امنیتی در منطقه خلیج‌فارس ایجاد کند که هم آمریکا و هم شوروی، خلیج‌فارس را ترک کنند، شرایط تغییر کرد.
او می‌گوید: «رفتند حزب ایران نوین را به آن ترتیب ساختند، حزب مردم را نتوانستند، تنها کسی که ممکن بود یک کاری بکند ناصر عامری عضو حزب مردم و کاندیدای دبیر کلی حزب مردم بود که به‌محض اینکه یک خرده استقلال از خودش نشان داد دکش کردند.»
آنطور که مهدی سمیعی می‌گوید بیشترین دغدغه شاه در آن سال‌ها بحث جانشینی بود. و می‌گفت: «من اصلاً نمی‌دانم که این واقعاً می‌تواند؟ دلش می‌خواهد سلطنت بکند یا نه؟ ممکن است اصلاً آن شخصیت و اراده را نداشته باشد برای این کار. بنابراین باید یک امکاناتی، یک وسایلی، یک سازمان‌هایی وجود داشته باشد در مملکت که جانشینی به‌طور اتوماتیک و آرام انجام بگیرد و در صورتی که ما هم نباشیم که راهنمایی و هدایت بکنیم این کارِ به اصطلاح جانشینی بدون دردسر انجام بشود.»

ریاست صندوق توسعه کشاورزی
به گفته مهدی سمیعی «شاه می‌خواست که دوباره حزب مردم را از نو بسازد و … از من پرسیدند: خوب کی؟ من هم گفتم به نظر من از همه بهتر ناصر عامری است هم عضو حزب مردم بوده بوده و یک وقتی هم کاندیدای دبیرکلی حزب مردم بوده است.»
عامری آن زمان رئیس صندوق توسعه کشاورزی بود که دبیر کل حزب شد و به کارش در صندوق توسعه کشاورزی نمی‌رسید و برای همین یک شب افرادی مثل صفی اصفیا که وزیر مشاور بود و علینقی عالیخانی و تعدادی دیگر مهمان مهدی سمیعی بودند و آنجا بحث بر سر صندوق توسعه کشاورزی پیش آمد و مهدی سمیعی می‌گوید:«گفتم به نظر من کار حزب مردم، درست کردن حزب مردم این قدر اهمیت دارد که من حاضرم عامری را رهایش کنید برود آنجا، منم می‌روم صندوق را برای‌تان یک مدت کوتاهی اداره می‌کنم.»
روز بعد صدایش کردند که از حالا رئیس صندوق توسعه کشاورزی هستی که بعدتر به بانک توسعه کشاورزی تبدیل شد. سمیعی در آنجا سعی کرد تا سهم کشاورزی را در بودجه بیشتر کند و وام برای توسعه کشاورزی را افزایش داد. در همان زمان بود که او به هنرمندان کمک می‌کرد و آثارشان را می‌خرید.
خداداد فرمانفرمائیان می‌گوید او به «هنرمندان، نویسندگان و شعرا تا جایی که می‌توانست کمک می‌کرد. او انسان بسیار متمدنی بود و دوست داشت هنر و تمدن در جایگاه والایی قرار گیرد.»
ابراهیم گلستان نویسنده و فیلم‌ساز که از دوستان سمیعی بود و درباره‌اش گفته: سمیعی «تنها یک بانکدار برجسته نبود. به موسیقی، به نقاشی و به سینما هم دلبسته بود. هم مایه‌گذار و هم پیش‌برنده کار دست‌اندرکاران این هنرها بود. در شیوع و پیشبرد نقاشی در ایران ابتکارهای فراوان کرد و به کارهای نقاشان برجسته مانند هوشنگ پزشک‌نیا و سهراب سپهری و بهمن محصص توجه فراوان داشت و آثار آنان برای هدیه به بانکداران بزرگ جهان می‌فرستاد و سبب فروش کارهایشان می‌شد. چنان که وقتی مرکز مطالعات بانکی را در تهران به راه انداخت، آن را با ده‌ها نمونه برگزیده از کارهای این نقاشان آراست و به نوعی موزه کرد.»
بخشی از تابلوهایی که سمیعی از نقاشان و هنرمندان خریداری کرده بود در موزه بانک کشاورزی نگهداری می‌شود.
مهدی سمیعی تا نوزدهم فروردین سال 1358 رئیس آنجا بود و بعد از آن برکنار شد. روز نوزدهم که سمیعی برای خداحافظی به بانک توسعه کشاورزی رفته بود به او خبر دادند که یک نفر با شما کار دارد. «یک جوان رشیدِ قدبلندِ خوش تیپ، لباسِ تمیز، از آن لباس‌های سفری جیب‌های گنده و فلان و این حرف‌ها و دو تا هفت‌تیر هم این ور و آن ور بسته ….یک نگاه بیرون کردم دیدم یک دانه جیب با چهارتا کلاشینکف[به دست] آنجا نشسته‌اند.»
مهدی سمیعی می‌گوید که خودم را معرفی کردم و گفتم با من کار دارید که او «دست کرد در جیبش و گفت: من حکم توقیف شما را دارم.»
بعد از آن سمیعی به کسانی که برای بازداشت او آمده بودند گفت که نهار مهمان برادرهایم هستم و اگر ممکن است من بروم با برادرهایم خداحافظی کنم و شما ساعت چهار بیائید منزل و آنها هم آدرس خانه را گرفتند و رفتند.
بعد از آن به گفته آقای سمیعی «این آقای پاسدار تقریبا شد بادیگارد من یعنی تمام زندگی ما را تا روزی که من از ایران آمدم بیرون، او حکم می‌کرد تقریبا چه بکن و چه نکن.»
بعد از آن گروهی از کارکنان بانک به قم رفتند و با آیت الله خمینی دیدار کردند و درخواست آنها این بود که آقای سمیعی دستگیر نشود که به گفته سمیعی: «خمینی گفت که تا حالا می‌آیند کارمندها، کارگرها می‌آیند به ما می‌گویند آقا رئیس ما را بگیرید این چه جور رئیسی است که شما آمدید می‌گوئید نگیرید و اذیتش نکنید.»
بعد هم همان پاسداری که دائم همراه سمیعی بود گفت که باید پاسپورت بگیرد و چهاردهم تیر 1358 به لندن پرواز کرد و دیگر بازنگشت.
علی نقی عالیخانی می‌گوید: «ایشان در لندن بودند و بعد از آن به لس‌آنجلس رفتند و متاسفانه شرایط مالی خوبی هم نداشتند و در یک بانک ایرانی خصوصی که خانواده قاسمیه در آن بودند از ایشان به عنوان مشاور استفاده می‌کردند و از این راه زندگی سمیعی می‌گذشت.» مهدی سمیعی در مرداد ماه سال 1389 در لس آنجلس در گذشت.

جرثقیل سقفی با چه نوع برقی کار میکند؟ راهنمای جامع سیستم‌های برق‌رسانی

0
جرثقیل سقفی با چه نوع برقی کار میکند؟ راهنمای جامع سیستم‌های برق‌رسانی

جرثقیل سقفی عمدتاً با برق متناوب (AC) سه‌فاز کار می‌کند، اما در برخی کاربردهای سبک‌تر یا خاص، برق تک‌فاز AC و در موارد بسیار تخصصی، جریان مستقیم (DC) نیز به کار می‌رود. درک دقیق نوع برق مورد نیاز برای هر جرثقیل سقفی نقشی حیاتی در عملکرد صحیح، بهینه و ایمن این دستگاه‌های صنعتی دارد.

در صنایع مدرن، جرثقیل‌های سقفی ستون فقرات جابه‌جایی مواد سنگین و تجهیزات به شمار می‌روند و کارایی آن‌ها مستقیماً به سیستم برق‌رسانی‌شان وابسته است. انتخاب نوع صحیح برق نه تنها بر توان و بازدهی دستگاه تأثیر می‌گذارد، بلکه ملاحظات ایمنی و هزینه‌های عملیاتی را نیز در بر می‌گیرد. این مقاله به بررسی عمیق انواع سیستم‌های برق‌رسانی شامل جریان متناوب (AC) تک‌فاز و سه‌فاز، و جریان مستقیم (DC) می‌پردازد. همچنین، عوامل کلیدی مؤثر بر انتخاب نوع برق، اجزای اصلی سیستم الکتریکی و نکات ایمنی مرتبط با برق جرثقیل سقفی را تشریح خواهیم کرد تا به شما در تصمیم‌گیری آگاهانه کمک کنیم.

اهمیت سیستم برق در جرثقیل‌های سقفی

سیستم برق در جرثقیل‌های سقفی تک پل بیش از یک منبع تغذیه ساده است؛ این سیستم به منزله قلب تپنده دستگاه عمل می‌کند و تمامی حرکات و عملکردهای آن را ممکن می‌سازد. از بالابری بارهای سنگین گرفته تا حرکت‌های طولی و عرضی در سوله یا کارگاه، همه و همه نیازمند انرژی الکتریکی پایدار و کنترل‌شده هستند. الکتروموتورها، که نیروی محرکه اصلی جرثقیل سقفی را فراهم می‌کنند، مستقیماً توسط این سیستم تغذیه می‌شوند.

اجزای الکتریکی نظیر تابلو برق، سیستم‌های کنترل، اینورترها و سنسورها، نقش حیاتی در هماهنگی دقیق حرکات، تنظیم سرعت، و توقف ایمن جرثقیل سقفی دارند. انتخاب نوع برق مناسب (مانند جرثقیل سقفی سه فاز یا جرثقیل سقفی تک فاز) تأثیر مستقیمی بر راندمان کلی دستگاه، طول عمر قطعات، و هزینه‌های مصرف انرژی دارد. یک سیستم برق طراحی‌شده صحیح، علاوه بر افزایش بهره‌وری، به طور قابل توجهی خطرات ناشی از خرابی‌ها و سوانح احتمالی را کاهش می‌دهد. درک این اصول برای هر کسی که با طراحی، نصب، نگهداری یا بهره‌برداری از جرثقیل‌های سقفی سر و کار دارد، ضروری است تا از عملکرد بهینه و ایمنی دستگاه اطمینان حاصل شود.

انواع اصلی سیستم‌های برق‌رسانی مورد استفاده در جرثقیل سقفی

برای شناخت دقیق‌تر برق جرثقیل سقفی، لازم است با انواع اصلی سیستم‌های برق‌رسانی که در این تجهیزات به کار می‌روند، آشنا شویم. هر یک از این سیستم‌ها دارای ویژگی‌ها، مزایا و محدودیت‌های خاص خود هستند که انتخاب آن‌ها را بر اساس نیازهای عملیاتی و فنی تعیین می‌کند.

جریان متناوب (Alternating Current – AC): انتخاب غالب صنعت

جریان متناوب یا AC، رایج‌ترین نوع برقی است که در اکثر کاربردهای صنعتی و خانگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این نوع جریان به دلیل سهولت در تولید، انتقال و تبدیل ولتاژ، گزینه ایده‌آلی برای تأمین انرژی مورد نیاز جرثقیل‌های سقفی به شمار می‌رود. دو زیرمجموعه اصلی جریان متناوب در جرثقیل‌ها شامل برق سه‌فاز و برق تک‌فاز است.

برق سه‌فاز (Three-Phase AC): ستون فقرات جرثقیل‌های صنعتی

برق سه‌فاز متداول‌ترین و کارآمدترین سیستم برق‌رسانی برای اکثر جرثقیل‌های سقفی، به ویژه آن‌هایی که ظرفیت بالا و کاربرد سنگین دارند، محسوب می‌شود. در این سیستم، سه موج سینوسی برق با اختلاف فاز ۱۲۰ درجه نسبت به یکدیگر منتقل می‌شوند که این امر به تولید قدرت و گشتاور ثابت و یکنواخت در الکتروموتورها منجر می‌گردد. ولتاژهای استاندارد رایج در ایران و جهان برای برق سه‌فاز شامل ۳۸۰ ولت، ۴۰۰ ولت و ۴۴۰ ولت با فرکانس ۵۰ یا ۶۰ هرتز است.

کاربردهای جرثقیل سقفی سه فاز بسیار گسترده است و شامل کارخانجات فولادسازی، بنادر، انبارها با ظرفیت‌های متوسط تا بسیار بالا (از چند تن تا بیش از صد تن) می‌شود. این سیستم برای محیط‌های صنعتی که نیاز به جابه‌جایی مداوم و بارهای سنگین دارند، ضروری است. مزایای این سیستم شامل قدرت و گشتاور بالا، راندمان عالی و پایداری عملکرد است. موتورهای سه‌فاز به دلیل طراحی ساده‌تر و مستحکم‌تر، تولید حرارت کمتری دارند و به دلیل ماهیت بالانس‌شده جریان، لرزش کمتری ایجاد می‌کنند. همچنین، امکان استفاده از اینورتر (VFD) برای کنترل دقیق سرعت و صرفه‌جویی در مصرف انرژی، یکی از ویژگی‌های مهم جرثقیل سقفی AC سه‌فاز است. این قابلیت به اپراتور اجازه می‌دهد تا سرعت بالابری و حرکت را با دقت فراوان تنظیم کند که در عملیات حساس بسیار مهم است.

با این حال، برق سه‌فاز دارای معایبی نیز هست. نیاز به زیرساخت برق سه‌فاز در محل نصب، که ممکن است در برخی کارگاه‌های کوچک در دسترس نباشد، یکی از آن‌هاست. همچنین، سیم‌کشی سیستم سه‌فاز پیچیده‌تر از تک‌فاز است و شامل چندین رشته فاز می‌شود که نیاز به تخصص بیشتری در نصب و نگهداری دارد. هزینه اولیه بالاتر برای تابلو برق و تجهیزات مرتبط نسبت به سیستم تک‌فاز نیز از دیگر ملاحظات است که البته در بلندمدت با توجه به راندمان و قدرت بالاتر، توجیه‌پذیر می‌شود. جرثقیل مهرگان با ارائه راهکارهای تخصصی، بهینه‌ترین سیستم برق سه‌فاز را برای نیازهای صنعتی شما فراهم می‌آورد.

برق تک‌فاز (Single-Phase AC): راه‌حلی برای کاربردهای سبک و محدود

برق تک‌فاز، نوع دیگری از جریان متناوب است که در جرثقیل‌های سقفی برای کاربردهای سبک و شرایط خاص مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سیستم برق از یک سیم فاز و یک سیم نول تشکیل شده و ولتاژهای رایج آن در ایران معمولاً ۲۲۰ یا ۲۳۰ ولت با فرکانس ۵۰ هرتز است. برق تک‌فاز همان برقی است که به طور معمول در منازل و کارگاه‌های کوچک در دسترس است و به همین دلیل، دسترسی به آن آسان‌تر است.

کاربردهای جرثقیل سقفی تک فاز عمدتاً به ظرفیت‌های پایین (معمولاً تا ۵ تن) و بالابرهای کارگاهی کوچک محدود می‌شود. این نوع جرثقیل‌ها در محیط‌هایی که زیرساخت برق سه‌فاز در دسترس نیست یا تأمین آن توجیه‌پذیری اقتصادی ندارد، راه‌حل مناسبی هستند. مزایای اصلی برق تک‌فاز شامل دسترسی آسان‌تر، سادگی نصب و سیم‌کشی اولیه و هزینه اولیه کمتر برای زیرساخت برق است. برای راه‌اندازی و استفاده از آن، معمولاً نیازی به تغییرات گسترده در شبکه برق موجود نیست.

اما جرثقیل سقفی تک فاز دارای معایب قابل توجهی نیز هست. قدرت و گشتاور تولیدی در موتورهای تک‌فاز به مراتب کمتر از موتورهای سه‌فاز است، که این امر آن‌ها را برای بارهای سنگین یا کاربردهای مداوم نامناسب می‌سازد. راندمان پایین‌تر، نیاز به موتورهای بزرگ‌تر و پیچیده‌تر (معمولاً با خازن راه‌انداز) برای جبران کاهش ولتاژ و ایجاد گشتاور اولیه، از دیگر معایب است. موتورهای تک‌فاز غالباً صدای بیشتری در حین کار تولید می‌کنند و به دلیل محدودیت‌های توان، قابلیت حمل بارهای بسیار سنگین را ندارند. بنابراین، تفاوت برق تک فاز و سه فاز در جرثقیل، عمدتاً در ظرفیت، راندمان، و پیچیدگی سیستم نهفته است.

جرثقیل سقفی با چه نوع برقی کار میکند؟

جریان مستقیم (Direct Current – DC): کاربردهای خاص و تخصصی

جریان مستقیم یا DC، نوع دیگری از برق است که در آن الکترون‌ها تنها در یک جهت حرکت می‌کنند. برخلاف جریان متناوب، جریان DC کمتر در جرثقیل‌های سقفی عمومی و صنعتی به کار می‌رود، اما در برخی کاربردهای بسیار خاص و تخصصی، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. ولتاژهای رایج DC مورد استفاده در این سیستم‌ها معمولاً ۲۴ ولت، ۴۸ ولت یا ۱۱۰ ولت DC است.

انتخاب نوع برق مناسب برای جرثقیل سقفی، یک تصمیم مهندسی حیاتی است که باید با دقت و بر اساس تحلیل جامع نیازهای عملیاتی و فنی انجام شود تا عملکرد، ایمنی و هزینه‌های بلندمدت بهینه شوند.

عوامل موثر در انتخاب نوع برق جرثقیل سقفی

انتخاب نوع برق جرثقیل سقفی یک تصمیم مهم است که باید با در نظر گرفتن فاکتورهای متعدد انجام شود. این عوامل مستقیماً بر عملکرد، ایمنی، هزینه‌های اولیه و جاری دستگاه تأثیر می‌گذارند. در نظر گرفتن این معیارها به شما کمک می‌کند تا بهترین گزینه را برای نیازهای خاص خود انتخاب کنید.

عاملتوضیح و تأثیر بر انتخاب برق
ظرفیت و تناژ مورد نیازجرثقیل‌های سقفی با تناژ بالا (معمولاً بیش از ۵ تن) به قدرت بیشتری نیاز دارند که اغلب با برق سه‌فاز AC تأمین می‌شود. برای ظرفیت‌های پایین‌تر، برق تک‌فاز AC نیز قابل استفاده است.
نوع و حجم کاربریکاربری‌های مداوم، سنگین و طولانی‌مدت (مانند کارخانجات بزرگ) نیازمند برق سه‌فاز با راندمان بالا هستند. برای کاربردهای سبک، متناوب و کوتاه‌مدت، تک‌فاز ممکن است کافی باشد.
زیرساخت برق موجود در محل نصبدسترسی به برق سه‌فاز یکی از مهم‌ترین عوامل است. اگر برق سه‌فاز در دسترس نباشد و تأمین آن دشوار باشد، ممکن است مجبور به استفاده از جرثقیل سقفی تک فاز شوید یا به فکر راه‌حل‌های تبدیل برق باشید.
دقت کنترل سرعتدر صورت نیاز به کنترل بسیار دقیق سرعت (مانند جابه‌جایی قطعات حساس)، جرثقیل سقفی سه فاز همراه با اینورتر (VFD) توصیه می‌شود که امکان تنظیم نرم و پیوسته سرعت را فراهم می‌کند.
محیط عملیاتیشرایط خاص محیطی (مانند محیط‌های ضد انفجار، مرطوب یا بسیار گرم) ممکن است بر انتخاب نوع موتور و سیستم برق‌رسانی تأثیر بگذارد و نیازمند تجهیزات خاص و استانداردهای ویژه باشد.
بودجه اولیه و هزینه‌های عملیاتیهزینه اولیه نصب و خرید تجهیزات برق سه‌فاز معمولاً بالاتر است، اما راندمان بیشتر آن می‌تواند منجر به صرفه‌جویی در هزینه‌های انرژی در بلندمدت شود. جرثقیل سقفی تک فاز ممکن است هزینه اولیه کمتری داشته باشد.
استانداردها و مقررات محلی/بین‌المللیرعایت کدهای الکتریکی و استانداردهای ایمنی ملی و بین‌المللی (مانلا IEC, NEMA) برای سیستم برق‌رسانی جرثقیل سقفی الزامی است و باید در انتخاب نوع برق مد نظر قرار گیرد.

اجزای اصلی سیستم برق جرثقیل سقفی

سیستم برق‌رسانی جرثقیل سقفی از مجموعه‌ای از قطعات و تجهیزات الکتریکی تشکیل شده است که هر یک نقش مهمی در عملکرد صحیح و ایمن دستگاه ایفا می‌کنند. آشنایی با این اجزا برای درک نحوه کار جرثقیل سقفی و همچنین انجام بازرسی‌ها و تعمیرات ضروری است.

  • الکتروموتورها: قلب تپنده جرثقیل سقفی هستند که انرژی الکتریکی را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کنند. شامل موتورهای بالابری (قلاب)، حرکت طولی (پل) و حرکت عرضی (کالسکه) می‌شوند. این موتورها می‌توانند تک‌سرعته، دوسرعته یا با قابلیت کنترل اینورتر (VFD) باشند که امکان تنظیم دقیق سرعت را فراهم می‌کنند. انتخاب موتورها باید متناسب با ولتاژ جرثقیل سقفی و نوع جریان (تک‌فاز یا سه‌فاز) باشد.
  • تابلو برق صنعتی (Control Panel): مغز متفکر سیستم برق است. این تابلو شامل مجموعه‌ای از کنتاکتورها (برای قطع و وصل جریان موتورها)، رله‌های حفاظتی (مانند رله حرارتی برای جلوگیری از اضافه بار موتور)، فیوزها و بریکرها (برای حفاظت در برابر اتصال کوتاه و اضافه جریان)، PLC (کنترل‌کننده منطقی برنامه‌پذیر برای کنترل هوشمند و اتوماتیک حرکات)، اینورتر (VFD) برای کنترل سرعت و ترانسفورماتورها (برای تبدیل ولتاژ به سطوح مورد نیاز اجزا) می‌شود. تابلو برق کنترل جرثقیل باید به گونه‌ای طراحی شود که دسترسی آسان برای تعمیرات و نگهداری فراهم باشد و از استانداردهای ایمنی پیروی کند.
  • سیستم‌های کنترل اپراتور: شامل کلید فرمان آویز (پندانت کنترل) که توسط اپراتور به صورت دستی کنترل می‌شود و ریموت کنترل بی‌سیم برای سهولت و ایمنی بیشتر اپراتور است. این سیستم‌ها فرمان‌های اپراتور را به تابلو برق جرثقیل ارسال می‌کنند.
  • کابل‌کشی و شین‌بار (Busbar): مسیرهای انتقال برق از تابلوی اصلی به موتورها و سیستم‌های کنترل هستند. کابل‌ها باید با دقت انتخاب شوند تا توانایی حمل جریان مورد نیاز را داشته باشند و در برابر عوامل محیطی مقاوم باشند. شین‌بار نیز یک سیستم هدایت‌کننده برق است که به صورت رساناهای مسی یا آلومینیومی در طول مسیر حرکت جرثقیل سقفی نصب می‌شود و برق را به کالسکه و بالابر منتقل می‌کند.
  • سیستم‌های ایمنی الکتریکی: شامل سوئیچ‌های حد (برای جلوگیری از حرکت بیش از حد در بالا، پایین، جلو و عقب)، حفاظت اضافه بار حرارتی و جریانی (برای موتورها) و دکمه توقف اضطراری (Emergency Stop) که در مواقع خطر، برق کل سیستم را قطع می‌کند. این سیستم‌ها برای جلوگیری از حوادث و محافظت از دستگاه و پرسنل حیاتی هستند.

نکات ایمنی حیاتی در کار با برق جرثقیل سقفی

نکات ایمنی حیاتی در کار با برق جرثقیل سقفی

ایمنی در کار با هر تجهیزات صنعتی، به ویژه آن‌هایی که با برق فشار بالا سروکار دارند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. جرثقیل سقفی نیز از این قاعده مستثنی نیست و رعایت نکات ایمنی در بخش برق آن می‌تواند از حوادث جدی جلوگیری کند. جرثقیل مهرگان همواره بر رعایت اصول ایمنی تأکید دارد و توصیه‌های زیر را برای کار با برق جرثقیل سقفی ارائه می‌دهد:

  1. پرسنل متخصص:تنها پرسنل متخصص، آموزش‌دیده و دارای صلاحیت (برقکار صنعتی مجرب) مجاز به انجام هرگونه عملیات بازرسی، تعمیرات یا تغییرات در سیستم برق‌رسانی جرثقیل سقفی هستند. عدم صلاحیت می‌تواند منجر به حوادث جبران‌ناپذیر شود.
  2. قطع کامل برق:قبل از هرگونه بازرسی، نگهداری یا تعمیرات، باید برق ورودی از منبع اصلی (کلید اصلی تابلو برق یا بریکر اصلی) به طور کامل قطع و از عدم وصل مجدد آن اطمینان حاصل شود. از قفل و برچسب‌گذاری (Lockout/Tagout) برای جلوگیری از روشن شدن تصادفی استفاده کنید.
  3. تجهیزات حفاظت فردی (PPE):استفاده از تجهیزات حفاظت فردی مناسب شامل دستکش عایق برق، عینک ایمنی، کفش عایق و لباس کار مناسب، هنگام کار با اجزای الکتریکی ضروری است.
  4. بازرسی‌های دوره‌ای منظم:سیستم‌های الکتریکی، کابل‌کشی، شین‌بار، اتصالات و تابلو برق باید به صورت دوره‌ای و منظم توسط پرسنل متخصص بازرسی شوند تا هرگونه خرابی، خوردگی یا نقص احتمالی شناسایی و برطرف گردد.
  5. اهمیت سیستم ارتینگ (اتصال به زمین):سیستم ارتینگ صحیح و عملکردی برای تمامی اجزای فلزی جرثقیل سقفی و تابلو برق حیاتی است. این سیستم در صورت بروز اتصال کوتاه، جریان اضافی را به زمین منتقل کرده و از برق‌گرفتگی محافظت می‌کند. تست‌های منظم مقاومت عایقی نیز باید انجام شود.
  6. آشنایی با نقشه‌های برق:اپراتورها و تکنسین‌ها باید با نقشه‌های برق و دستورالعمل‌های ایمنی مربوط به جرثقیل سقفی آشنایی کامل داشته باشند تا در مواقع اضطراری بتوانند به درستی عمل کنند.
  7. حفاظت در برابر اضافه بار:اطمینان حاصل کنید که رله‌های اضافه بار و فیوزها به درستی تنظیم شده‌اند و عملکرد آن‌ها به طور منظم تست می‌شود تا از آسیب به موتورها و سیستم در اثر اضافه بار جلوگیری شود.
  8. محیط خشک و پاکیزه: تابلو برق کنترل جرثقیل و دیگر اجزای الکتریکی باید همواره در محیطی خشک، تمیز و عاری از گرد و غبار، رطوبت و مواد شیمیایی نگهداری شوند تا از خوردگی و خرابی جلوگیری شود.

ایمنی، اصل جدایی‌ناپذیر در بهره‌برداری از جرثقیل‌های سقفی است؛ هیچگاه نباید ریسک‌های الکتریکی را نادیده گرفت و همواره باید اولویت با رعایت کامل پروتکل‌های ایمنی باشد.

نتیجه‌گیری

انتخاب نوع برق مناسب برای جرثقیل سقفی یک تصمیم حیاتی است که تأثیر مستقیمی بر عملکرد، ایمنی، راندمان و هزینه‌های عملیاتی در بلندمدت دارد. همانطور که بررسی شد، اغلب جرثقیل‌های سقفی صنعتی از برق سه‌فاز AC به دلیل قدرت و راندمان بالا بهره می‌برند، در حالی که برق تک‌فاز AC برای کاربردهای سبک‌تر و برق DC برای موارد بسیار خاص و تخصصی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

درک عمیق از تفاوت برق تک فاز و سه فاز در جرثقیل، آگاهی از ولتاژ جرثقیل سقفی و شناخت کامل اجزای سیستم برق‌رسانی جرثقیل سقفی، به کاربران و مهندسان کمک می‌کند تا با دیدی جامع‌تر، بهترین انتخاب را متناسب با نیازهای پروژه خود داشته باشند. همچنین، رعایت دقیق نکات ایمنی در کار با برق جرثقیل سقفی و انجام بازرسی‌های منظم، نه تنها به عملکرد بهینه دستگاه کمک می‌کند، بلکه ایمنی پرسنل و طول عمر مفید تجهیزات را نیز تضمین می‌نماید. برای اطمینان از بهترین انتخاب و طراحی سیستم برق جرثقیل سقفی متناسب با نیازهای دقیق شما، مشاوره با متخصصین و مهندسان مجرب در این زمینه ضروری است. برای مشاوره تخصصی و طراحی سیستم برق جرثقیل سقفی متناسب با نیازهای شما، با کارشناسان جرثقیل مهرگان تماس بگیرید تا راهنمایی‌های لازم را دریافت کنید.

چهار میلیون و سیصد هزار کشاورز در کشور داریم

0
چهار میلیون و سیصد هزار کشاورز در کشور داریم

دستاورد صنعت / تازه ترین سرشماری کشاورزی که از سوی مرکز آمار ایران انجام شده، با آنکه حاکی از افزایش شاخص های کشاورزی در ده سال گذشته است اما هشدار می دهد که روستائیان، روستا را ترک کرده و فقط برای برداشت محصول به روستا بر می گردند و واحدهای کوچک کشاورزی روستایی در حال از بین رفتن است. بنابر این سرشماری، تعداد 4 میلیون و 292 هزار نفر در حدود 17.4 میلیون هکتار در کشور مشغول کشاورزی هستند. آنچه می خوانید گزارش اولیه سرشماری کشاورزی است که سال گذشته انجام شده و نتایج آن به تازگی منتشر شده است.
آخرین سرشماری کشاورزی نشان می‌دهد که ایران چهار میلیون و ۲۴۲ هزار بهره‌بردار کشاورزی دارد؛ ۹۲ درصد مرد و ۸ درصد زن هستند که بیش از ۶۰ درصد بهره‌برداران بالای ۵۰ سال دارند.
براساس اعلام مرکز آمار ایران، نتایج تفصیلی سرشماری عمومی کشاورزی ۱۴۰۳ توسط رئیس مرکز آمار ایران اعلام شد که براساس آن بهره‌برداری‌های کشاورزی توسط چهار میلیون و ۲9۲ هزار نفر مدیریت می‌شود که ۹۲ درصد آنان مرد و هشت درصد زن هستند. همچنین سه میلیون و ۲۸۴ هزار نفر با سواد و بقیه بی‌سواد هستند که میانگین سنی بهره‌برداران ۵۳ سال و سن ۶۰ درصد از آنان بیش از ۵۰ سال است.
سرشماری کشاورزی از سال 1352 در کشور شروع شده و در سالهای 1367، 1372، 1382، 1393 و 1403 در کشور اجرا شده است.
بنابر آخرین سرشماری که سال گذشته انجام شده و نتایج آن به تازگی منتشر شده است، مساحت اراضی کشاورزی ۱۷ میلیون و ۳۷۹ هزار هکتار است که ۸۹ درصد از آن اراضی زراعی یعنی 15.4 میلیون هکتار و ۱۱ درصد اراضی یعنی 1.95 میلیون هکتار باغ و قلمستان است. لازم به ذکر است اراضی کشاورزی بیش از ۷۶ درصد از بهره‌برداران دارای زمین، کمتر از ۵ هکتار وسعت دارد.
بنابر این سرشماری، 87 درصد از بهره برداری های کشاورزی در مناطق روستایی است و فعالیت های کشاورزی در 87 هزار و 605 روستا و یک هزار و 442 شهر در جریان است.

تعداد دام های کشور
در زمان سرشماری تعداد دام های سبک کشور 53 میلیون راس بوده که عمده آن به ترتیب در استان های فارس، کرمان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و سیستان و بلوچستان نگهداری می شوند. بنابر این گزارش دام های سبک کشور شامل ۳۹ میلیون و ۲۲۸ هزار رأس گوسفند و بره ۱۳ میلیون و ۷۸۷ هزار رأس بز و بزغاله بوده که البته ۷۷ درصد از دام های سبک توسط بهره بردارانی نگهداری شده است که حداقل ۵۰ رأس گوسفند و بز دارند. در زمان سرشماری، ۵۴ درصد از دام‌های سنگین کشور در استان های تهران، اصفهان، خوزستان، آذربایجان شرقی، مازندران، آذربایجان غربی، گیلان و خراسان رضوی نگهداری می‌شدند.
بنابر همین سرشماری در سال گذشته تعداد دام های سنگین کشور پنج میلیون و 500 هزار راس بوده که عمده آن به ترتیب در استان‌های تهران، اصفهان، خوزستان، آذربایجان شرقی، مازندران، آذربایجان غربی، گیلان و خراسان رضوی نگهداری می شدند. بر این اساس، ۵۲ درصد از دام‌های سبک کشور در استان‌های فارس، کرمان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان غربی و شرقی، سیستان و بلوچستان و سمنان نگداری شده‌اند
در زمان اجرای سرشماری، تعداد گاوها و گوساله ها ۵ میلیون و ۱۴۷ هزار رأس، تعداد گاومیش و بچه گاومیش حدود ۱۴۹ هزار رأس، شتر و بچه شتر ۱۸۷ هزار نفر بوده است. تعداد گاوها و گوساله‌های اصلی یک میلیون و ۶۹۵ هزار رأس، تعداد آمیخته (دورگه) ۲ میلیون و ۱۰۱ هزار رأس و نژاد بومی یک میلیون و ۳۵۱ هزار رأس اعلام شده است. البته ۶۴ درصد از گاوها و گوساله ها در کشور توسط بهره‌بردارانی نگهداری می‌شود که حداقل ۲۰ رأس از این نوع دام دارد.
نکته ای که در گزارش مرکز آمار وجود دارد، این است که یک میلیون 120 هزار نفربه روش سنتی طیور پرورش می دهند که استان های گیلان، مازندران، کرمان، فارس، خراسان رضوی، خوزستان، آذربایجان شرقی و غربی بیش از نیمی از تولیدکنندگان سنتی را در خود جای داده اند.سهم استان های سمنان، قزوین، تهران، قم و البرز با کمتر از سه درصد از کل کشور است.

مهم‌ترین استان‌های کشاورزی
۵۱ درصد از بهره‌برداری‌های کشاورزی در استان‌های کرمان، خراسان‌رضوی، مازندران، فارس، گیلان، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و خوزستان واقع شده‌اند اما ۶۰ رصد از اراضی زراعی کشور در استان‌های خوزستان، آذربایجان شرقی، خراسان رضوی، کردستان، همدان، زنجان، فارس، کرمانشاه و آذربایجان غربی و ۵۴ درصد از باغ و قلمستان‌های کشور در استان‌های کرمان، فارس، خراسان رضوی، آذربایجان غربی و شرقی و مازندران واقع شده‌اند.

روش‌های نوین آبیاری
تعداد بهره‌برداری‌هایی که در زمین‌های کشاورزی آن ها مجهز به سیستم‌های تحت فشار است ۵۰۹ هزار و ۲۸۵ بهره برداری اعلام شده که ۱۴ درصد از بهره‌برداری‌های دارای زمین کشاورزی را شامل می‌شود. بنابر این بررسی استان فارس با نزدیک ب ه16 درصد در صدر بهره برداری از سیستم آبیاری تحت فشار قرار دارد و بعد از آن به ترتیب کرمان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، کرمانشاه، همدان و اصفهان قرار دارند.
بنابر گزارش مرکز آمار ایران، تعداد بهره‌برداران استفاده کننده از سیستم های نوین آبیاری از 27 هزار در سال 382 به 503 هزار در سال گذشته افزایش پیدا کرده است.
طبق اعلام این مرکز مساحت اراضی زراعی کشور ۱۵ میلیون. ۴۳۱ هزار هکتار است که ۳۸ درصد از آن آبی و ۶۲ درصد دیم است. گفتنی است ۸۲ درصد از اراضی بهره‌برداران دارای وسعت ۵ هکتار و بیشتر است.
نکته قابل توجه این است که سطح کاشت محصولات سالانه ۱۲ میلیون و ۸۸۲ هزار هکتار است که بیش از ۸۰ درصد از آن مربوط به سه محصول گندم، جو و برنج است.

اراضی باغ و قلمستان
مساحت اراضی باغ و قلسمتان کشور یک میلیون و ۹۴۷ هزار هکتار است که یک میلیون و ۴۰۷ هزار هکتار آن به صورت باغ ساده و ۵۴۰ هزار هکتار آن به صورت باغ مخلوط است. ۶۳ درصد از اراضی باغ و قلمستان بهره‌برداران دارای وسعت ۲ هکتار و بیشتر است.

تولید گلخانه ای
بنابر گزارش مرکز آمار ایران، تعداد واحدهای گلخانه ای کشور 36 هزار بهره‌بردار بوده که کرمان، مازندران، اصفهان، یزد، سیستان و بلوچستان و تهران با بیش از 71 درصد بیشترین سهم را در کل کشور دارند. این گزارش نشان می دهد که در فاصله ده سال از سال 1393 تا 1403 بخش های گلخانه ای نزدیک به سه برابر شده است

هشدار سرشماری
نتایج سرشماری علاوه بر بهبود و بهتر شدن وضعیت برخی بخش ها، نشان می دهد که تعداد بهره برداران کشاورزی در مناطق ییلاقی کشور کاهش پیدا کرده و علاوه بر آن، تعداد بهره برداران دارای گاو و گوساله بومی کم شده و دام های آنها نیز کاهش پیدا کرده است. این کاهش تنها منحصر به گاو و گوساله نبوده بلکه تعداد پرورش دهندگان طیور به شیوه سنتی نیز کاهش یافته است.
نکته مهم دیگر در این سرشماری، افزایش تعداد بهره برداران غیر ساکن است. به این معنی که روستائیان به شهر مهاجرت کرده و برای برداشت محصول فقط به روستا می‌روند. علاوه بر این واحدهای کوچک در بخش کشاورزی در حال از بین رفتن هستند و توصیه شده که «برنامه ریزان به این موضوع مهم توجه داشته باشند.»
این سرشماری که هر ده سال یک بار انجام می‌شود یک هشدار مهم دارد و آن تغییر کاربری کشاورزی در استان های شمالی و مناطق ییلاقی کشور است.

اکونومیست معتبرترین منبع تحلیل اقتصادی و سیاسی جهان

0
اکونومیست معتبرترین منبع تحلیل اقتصادی و سیاسی جهان

دستاورد صنعت / تقریباً همه روزنامه‌نگاران و خبرنگاران با نشریه «اکونومیست» آشنایی دارند و بسیاری از آن‌ها که می‌خواهند به قله مطبوعات برسند، احتمالاً رویای رسیدن به اکونومیست را در سر می‌پرورانند. اما از کسی که برای نخستین بار این نشریه را راه‌اندازی کرد چه می‌دانیم؟ جیمز ویلسون، نویسنده و پژوهشگر برجسته در حوزه فناوری و کسب‌وکار، یکی از چهره‌هایی است که کارآفرینان می‌توانند از دیدگاه‌های او درباره آینده کار و نوآوری درس‌های مهمی بگیرند. مهم‌ترین نکته‌ای که ویلسون در آثار خود به‌ویژه در کتاب‌های «انسان + ماشین» و همچنین «انسان افراطی» بر آن تأکید دارد، مفهوم همکاری انسان و ماشین در عصر هوش مصنوعی است.
او معتقد است که موفقیت در کسب‌وکارهای آینده نه در جایگزینی انسان با ماشین، بلکه در ترکیب هوشمندانه توانایی‌های انسانی با قابلیت‌های فناوری نهفته است. این دیدگاه برای کارآفرینان بسیار حیاتی محسوب می‌شود، زیرا نشان می‌دهد که در عصر دیجیتال، مهارت‌هایی مانند خلاقیت، همدلی، تفکر انتقادی و سازگاری، همچنان نقش کلیدی دارند -اما باید در کنار ابزارهای هوش مصنوعی و داده‌محور به کار گرفته شوند.


ترکیب انسان و ماشین
ویلسون همچنین مفهوم «نقش‌های ترکیبی انسان + ماشین» را مطرح می‌کند؛ یعنی مشاغلی که در آن انسان‌ها با کمک فناوری‌های هوشمند، تصمیم‌گیری‌های بهتری انجام می‌دهند، خدمات شخصی‌سازی‌شده‌تری ارائه می‌کنند و فرآیندهای پیچیده را با سرعت و دقت بیشتری مدیریت می‌کنند. برای کارآفرینان، این یعنی باید به‌جای ترس از فناوری، آن را به‌عنوان شریک استراتژیک در رشد کسب‌وکار خود ببینند. نکته مهم دیگر در آثار ویلسون، تأکید بر آموزش و بازآموزی نیروی کار است. او هشدار می‌دهد که تحول دیجیتال بدون سرمایه‌گذاری در مهارت‌های انسانی، می‌تواند شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی را عمیق‌تر کند. بنابراین، کارآفرینان باید نه‌تنها به توسعه محصول و بازار فکر کنند، بلکه به توانمندسازی تیم‌ها و مشتریان هم توجه داشته باشند. در مجموع، جیمز ویلسون با ترکیب بینش مدیریتی، فناوری و انسان‌محوری، الگویی نوین برای رهبری کارآفرینانه در قرن ۲۱ ارائه می‌دهد -الگویی که بر پایه نوآوری مسئولانه، همکاری هوشمندانه و آینده‌نگری انسانی بنا شده است.
جیمز ویلسون در ۳ ژوئن ۱۸۰۵ در هاویک (Hawick)، شهری در مرزهای اسکاتلند، در یک خانواده با اصالت و ثروتمند به دنیا آمد. به این ترتیب او از همان بدو تولد، فاصله‌ای با بسیاری از افراد جامعه داشت. پدرش، ویلیام ویلسون، صاحب کارخانه تولید پشم بود. او از میان ۱۵ فرزند، چهارمین کودک خانواده بود. جیمز و برادرش ویلیام به لندن مهاجرت و کارخانه‌ای در زمینه تولید کلاه تأسیس کردند. کسب‌وکار آن‌ها با بحران اقتصادی مواجه شد، اما جیمز موفق شد در سال ۱۸۳۹ از ورشکستگی جلوگیری کند و سرمایه‌ای را برای کارهای آینده مهیا سازد. با این حال، قرار نبود در مسیر خانوادگی‌اش قدم بردارد، او قصد داشت وارد دنیای سیاست شود.

در مسیر آزادی‌خواهی
ویلسون در جوانی با اقتصاد کلاسیک و افکار آزادی‌خواهانه قرن نوزدهم آشنا شد. ابتدا وارد دنیای مطبوعات شد و برای روزنامه‌هایی مانند منچستر گاردین یا Manchester Guardian نوشت. او به‌ویژه به مخالفت با قوانین محافظتیِ تعرفه‌های گندم (Corn Laws) علاقه‌مند شد؛ قوانینی که باعث بالا رفتن قیمت گندم انگلیس و آسیب‌زدن به مصرف‌کنندگان کارگری شده بود. به این ترتیب، به مرور، نشان می‌داد که صاحب اندیشه است و سعی دارد از تفکرات خودش دفاع کند. این تفکرات، عمدتاً در مسیر لیبرالی قرار داشت.
در سال ۱۸۴۳، او نشریه هفتگی‌ای به نام اکونومیست یا The Economist تأسیس کرد که با هدف مخالفت با تعرفه‌های گندم و ترویج تفکر بازار آزاد منتشر شد. او با عنوان «روزنامه سیاسی، تجاری، کشاورزی و آزاداندیش» آغاز به کار کرد. ویلسون تا سال ۱۸۴۹ سردبیر این مجله بود. پس از آن، در سال ۱۸۴۷ وارد سیاست شد و به عنوان عضو پارلمان بریتانیا برای حوزه انتخابی وستبری یا Westbury انتخاب شد؛ سپس از ۱۸۵۷ تا ۱۸۵۹ نماینده دونپورت بود. به پشتوانه نگرش اقتصادی‌اش، در سمت‌هایی مانند دبیر خزانه‌داری و دبیرکلی در این بخش و معاون شورای تجارت خدمت کرد.

تأسیس بانک چارترد و اقدامات هند
هم‌زمان با فعالیت‌های سیاسی، ویلسون در ۱۸۵۳ بانکی با مجوز سلطنتی در هند، استرالیا و چین تأسیس کرد: Chartered Bank of India, Australia and China، بانکی که بعدها با استاندارد بانک ادغام شد و به بانک امروزی استاندارد چارترد یا Standard Chartered تبدیل شد. به این ترتیب، او به صورت رسمی، فعالیت‌های اقتصادی‌اش را سامان بخشید و تلاش کرد به آن رسمیت بدهد. بانک‌داری یک اقدام بزرگ بود.
در ۱۸۵۹، از سوی دولت بریتانیا جهت سامان‌دهی امور مالی هند مشغول به کار شد. پس از قیام علیه حکومت بریتانیا (همچون قیام سیپی‌ها ۱۸۵۷) به عنوان اولین عضو مالی شورای اجرایی والی‌گری هند منصوب شد. او اولین بودجه رسمی هند را در فوریه ۱۸۶۰ ارائه کرد و اصلاحاتی اساسی در نظام مالی، ساختار حسابداری و نظام پولی این کشور صورت داد. او همچنین دفتر پلیس مدنی و نظام مالی مدرن را بنیان‌گذاری کرد. به این ترتیب، ویلسون نقش‌هایی بزرگ در عرصه سیاست ایفا کرد.

مرگ و میراث
جیمز ویلسون در حین انجام مسئولیت‌های دولتی‌اش در هند، در ۱۱ اوت ۱۸۶۰ در کلکته امروزی به دلیل دیسانتری یا نوعی اسهال خونی درگذشت و در همان‌جا دفن شد. هرچند پایان غم‌انگیزی داشت، اما زندگی‌اش پربار بود و توانست چیزهای مهمی از خودش به جای بگذارد که مهم‌ترین آن‌ها، نشریه اکونومیست بود.
پس از مرگ او، اختیار نشریه اکونومیست، طی یک ساختار بین دخترانش و گروهی از سهام‌داران مستقل تقسیم شد. از ۱۹۲۸ تاکنون هم این مجله به شکلی مستقل فعالیت کرده و هیئت امنای ویژه‌ای عملکرد آن را زیر نظر دارند. در حال حاضر، نشریه اکونومیست به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نشریه‌های اقتصادی به زبان انگلیسی شناخته می‌شود.

پیشگامی در سرمایه‌گذاری مالی و مطبوعات
ویلسون نه‌تنها یک تاجر و سیاست‌مدار بود، بلکه موسس دو سازمان مهم مالی و رسانه‌ای هم محسوب می‌شد. اکونومیست همچنان یکی از معتبرترین منابع تحلیل اقتصادی و سیاسی جهان است. بانک تأسیسی او هم امروز به یکی از بزرگ‌ترین بازیگران مالی آسیا و اروپا تبدیل شده است. او همچنین نقش کلیدی در اصلاحات مالی هند داشت. اجرای اولین ساختار شفاف مالی، بودجه‌بندی رسمی و تأسیس سیستم پولی اثرگذار هند تاثیر ماندگاری بر حیات اقتصادی و اداری آن کشور داشت. ویلسون پایه‌گذار نظام مدرن اداری هند برجای ماند. او همواره به‌عنوان مدافع بازار آزاد شناخته می‌شود. نشریه‌اش، یعنی نشریه اکونومیست هم همچنان در همین مسیر قدم برمی‌دارد و این راه ادامه دارد. ویلسون دیدگاه آزاداندیشانه و طرفداری سرسختانه از تجارت آزاد و اقتصاد بازار را ترویج کرد؛ امروز مجله‌اش به‌شکل تخصصی این گرایش را بازنمایی می‌کند. او یک آزادی‌خواه اسکاتلندی بود که توانست از پول و سرمایه خانواده‌اش در مسیری درست بهره بگیرد و نامش را در دنیای سیاست و اقتصاد در غرب، ماندگار سازد. حالا اکونومیست، یکی از مهم‌ترین میراث‌های او در جهان به شمار می‌آید.

مدرسه اقتصادی اکونومیست
نشریه اکونومیست فراتر از یک نشریه خبری است، این نشریه در حقیقت منبعی برای الهام به کارآفرین‌ها به شمار می‌آید. این نشریه، به دنبال درک عمیق‌تر از اقتصاد جهانی، نوآوری و روندهای آینده است. نشریه اکونومیست که در سال ۱۸۴۳ در لندن تاسیس شد، با بیش از ۱۸۰ سال سابقه، توانسته خود را به‌عنوان مرجع تحلیل‌های اقتصادی، سیاسی و فناوری تثبیت کند. این نشریه، نه تنها محتوای تحلیلی را در اختیار مخاطبان خود قرار می‌دهد بلکه ایجادکننده تحول است یعنی مدل کسب‌وکار منعطف با ورود به فضای دیجیتال، اپلیکیشن موبایل، پادکست و نظایر این‌ها را ارائه می‌کند. این برند توانسته با دوره‌های آموزشی آنلاین، همچنان خودش را به‌روز نشان دهد و نوآور باقی بماند. در واقع، این برند، دیگر یک برند صرفاً سنتی نیست بلکه به دنبال بهبود است. در این نشریه همچنین بخش‌هایی مثل اثرگذاری و فناوری وجود دارد که در آن، تاثیر فناوری‌های نوظهور بر کسب‌وکارها ارائه می‌شود. از هوش مصنوعی گرفته تا اقتصاد پلتفرمی در این بخش قرار دارند.
یکی دیگر از نکات جالب درباره اکونومیست این است که از نام نویسنده استفاده نمی‌کند و سعی دارد تمرکز خود را روی تحلیل‌های بی‌طرف و دقیق بگذارد. این رویکرد نشان می‌دهد که کیفیت محتوا از برند شخصی هم مهم‌تر است. این مسئله می‌تواند درسی مهم برای بنیان‌گذاران استارت‌آپ‌ها باشد. در نهایت می‌توان گفت اکونومیست به یک مدرسه اقتصادی تبدیل شده و تفکرات اقتصادی و مدیریتی را آموزش می‌دهد. این نشریه سعی دارد آینده و بازار را در اختیار کارآفرین‌ها بگذارد.

رشد 11 درصدی عرضه مایعات نفتی در جهان

0
رشد 11 درصدی عرضه مایعات نفتی در جهان

دستاورد صنعت / گزارش چشم‌انداز جهانی اوپک پیش‌بینی می‌کند عرضه جهانی مایعات نفتی تا سال ۲۰۳۰ با رشدی ۱۱.۳ میلیون بشکه‌ای به ۱۱۳.۶ میلیون بشکه در روز برسد. این جهش به‌طور عمده با پیشتازی کشورهای غیراوپک ازجمله ایالات متحده، برزیل و قطر رقم خواهد خورد، در حالی که سرمایه‌گذاری عظیم ۱۸.۲ تریلیون دلاری تا سال ۲۰۵۰ برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد و جبران افت تولید میدان‌های بالغ ضروری است.
بر اساس چشم‌انداز جهانی نفت اوپک، عرضه جهانی مایعات نفتی در میان‌مدت (۲۰۲۴ تا ۲۰۳۰) با رشد قابل‌توجهی مواجه خواهد شد و از ۱۰۲.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۴ به ۱۱۳.۶ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۳۰ خواهد رسید که نشان‌دهنده افزایش ۱۱.۳ میلیون بشکه‌ای است. این رشد به‌طور عمده از سوی کشورهای غیرعضو اوپک و اوپک‌پلاس هدایت می‌شود که سهمی بیش از ۵۰ درصد (۵.۷ میلیون بشکه در روز) از این افزایش را به خود اختصاص می‌دهند، در حالی که کشورهای عضو توافق‌نامه همکاری(DoC) حدود ۵.۵ میلیون بشکه در روز به این رشد کمک خواهند کرد.

رشد عرضه مایعات کشورهای غیراوپک و اوپک پلاس
بر اساس پیش‌بینی‌های اوپک، عرضه مایعات کشورهای غیر توافق‌نامه همکاری در میان‌مدت از ۵۳.۳ میلیون بشکه در روز به ۵۹ میلیون بشکه تا سال ۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت که نشان‌دهنده رشد ۵.۷ میلیون بشکه‌ای است. ایالات متحده آمریکا با افزایش تولید ۱.۴ میلیون بشکه در روز، حدود ۲۵ درصد از این رشد را به خود اختصاص می‌دهد. پس از آن، برزیل با ۱.۱ میلیون بشکه، قطر و کانادا هر کدام با ۰.۵ میلیون بشکه و آرژانتین با ۰.۳ میلیون بشکه در روز در این افزایش سهیم هستند.
نفت شیل همچنان ستون اصلی رشد تولید ایالات متحده آمریکا است و انتظار می‌رود تولید آن از روزانه ۱۴.۷ میلیون بشکه به ۱۶.۵ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۳۰ برسد. با این حال به‌دلیل کاهش تدریجی منابع، تولید پس از این دوره به حدود ۱۴.۸ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت.
همچنین کشورهای دیگر غیراوپک نیز نقش مهمی در افزایش عرضه مایعات دارند. برزیل با پروژه‌های بزرگ فراساحلی، ازجمله ۱۷ واحد شناور تولید، ذخیره و تخلیه، انتظار دارد تولید خود را از ۴.۲ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۴ به ۵.۳ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۳۰ برساند. آرژانتین نیز با توسعه میدان وکا مورتا شاهد رشد تولید از ۰.۹ میلیون بشکه به ۱.۲ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۳۰ خواهد بود. قطر با افزایش تولید گاز در میدان شمالی، عرضه مایعات گازی خود را از ۱.۹ میلیون بشکه به ۲.۴ میلیون بشکه در روز افزایش خواهد داد.
کشورهای جدیدی مانند سورینام، اوگاندا، نامیبیا و سنگال نیز با پروژه‌های فراساحلی و میدان‌های جدید وارد عرصه تولید نفت خواهند شد. برای مثال، سورینام با پروژه گران موروگا که در سال ۲۰۲۷ آغاز می‌شود، انتظار دارد تولید خود را به ۲۷۰ هزار بشکه در روز تا پایان دهه برساند.

سرمایه‌گذاری‌ ۱۸ تریلیون دلاری تا سال۲۰۵۰
برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد و جبران کاهش طبیعی تولید در میدان‌های بالغ، سرمایه‌گذاری‌های کلان در بخش‌های مختلف این صنعت ضروری است. اوپک تخمین می‌زند که در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۵۰، سرمایه‌گذاری تجمعی ۱۸.۲ تریلیون دلار (به ارزش دلار ۲۰۲۵) نیاز است. بخش بالادستی با ۱۴.۹ تریلیون دلار (معادل ۵۷۳ میلیارد دلار سالانه) بیشترین سهم را به خود اختصاص می‌دهد، در حالی که بخش‌های پایین‌دستی و میان‌دستی به‌ترتیب به ۲ تریلیون و ۱.۳ تریلیون دلار نیاز دارند.
ایالات متحده آمریکا و کانادا به دلیل حجم بالای تولید و هزینه‌های توسعه، بخش عمده این سرمایه‌گذاری‌ها را جذب خواهند کرد. با این حال در اوایل دهه ۲۰۳۰، کشورهای عضو (DoC) نقش پررنگ‌تری در تأمین تقاضای جهانی ایفا خواهند کرد و سهم سرمایه‌گذاری آنها از ۲۵ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۴۰ درصد تا سال ۲۰۵۰ افزایش خواهد یافت.
در بلندمدت (تا سال ۲۰۵۰)، عرضه مایعات غیرعضو (DoC) به‌دلیل کاهش تولید در مناطق بالغ و محدودیت منابع در برخی کشورها، به حدود ۵۸.۶ میلیون بشکه در روز می‌رسد. این کاهش به‌طور عمده با رشد تولید مایعات گازی، سوخت‌های زیستی و سایر مایعات جبران می‌شود. در مقابل، عرضه مایعات اوپک از ۴۹.۱ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۴ به ۶۴.۱ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۵۰ می‌رسد که رشدی ۱۵ میلیون بشکه‌ای را نشان می‌دهد. این موضوع سبب می‌شود سهم اوپک در بازار جهانی عرضه مایعات از ۴۸ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۵۲ درصد در سال ۲۰۵۰ افزایش یابد.

طرح بازنگری در قیمت برق صنعتی

0
طرح بازنگری در قیمت برق صنعتی

دستاورد صنعت / درسال‌های اخیر، صنعت برق ایران با چالشی فراتر از خاموشی‌های تابستان و بدهی‌های وزارت نیرو روبه‌رو بوده است. این چالش ساختاری، از شکاف عمیق میان هزینه واقعی تولید برق و تعرفه‌های تکلیفی آغاز می‌شود و تا کاهش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و ناکارآمدی سیاست‌های مدیریت مصرف ادامه دارد؛ مجموعه‌ای از تهدیدهایی که چشم‌انداز صنعت برق و در نهایت تولید ملی را با خطر جدی مواجه کرده است. در حالی‌که وزارت نیرو در ابلاغیه سال ۱۴۰۴ نرخ قراردادهای تبدیل انرژی برای صنایع را با افزایش ۳۷درصدی، ۹۹۸۲ ریال به ازای هر کیلووات‌ساعت تعیین کرده، اما تغییر معناداری در ساختار تفکیک مشترکان صنعتی نسبت به سال گذشته مشاهده نمی‌شود.
این نرخ همچنان فاصله چشم‌گیری با هزینه واقعی تولید دارد و نه‌تنها بر بدهی‌های انباشته دولت اضافه می‌کند، بلکه زمینه‌ساز توزیع ناعادلانه یارانه‌های پنهان در اقتصاد را نیز فراهم کرده است. بر همین اساس، مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی در باره مصرف و نظام تعرفه گذاری برق صنعتی تهیه کرده و تلاش می‌کند تا دستاوردها، چالش‌ها و چشم‌اندازهای پیش‌روی این سیاست را بررسی کند.

بار سنگین مصرف صنایع
مرکز پژوهش‌ها در گزارش خود تاکید کرده که بخش صنعت، بزرگ‌ترین مصرف کننده برق در کشور است، از سوی دیگر الگوی مصرف این بخش تاثیر مستقیمی بر تعادل شبکه سراسری دارد. طی۱۰سال گذشته، مصرف برق در کشور به‌طور میانگین سالانه با رشدی معادل ۵ درصد همراه بوده و در سال ۱۴۰۲ به سطح ۳۳۳‌میلیارد کیلووات‌ساعت رسیده است. در همین بازه، مصرف بخش صنعت با ثبت نرخ رشد سالانه ۵.۵ درصد، افزایشی فراتر از میانگین کل داشته و در حال حاضر بیشترین سهم از مصرف برق کشور را به خود اختصاص داده است.
این نرخ از متوسط رشد ۴.۱ درصدی تولید ویژه برق (میزان برق خالص و قابل تحویل به شبکه یا مصرف‌کننده نهایی، یعنی آنچه پس از کسر مصرف داخلی نیروگاه‌ها باقی می‌ماند) فراتر رفته و به ناترازی ساختاری در شبکه دامن زده است. تحلیل داده‌های دهه ۱۳۹۰ نیز نشان می‌دهد که صنایع ایران سال‌به‌سال انرژی بیشتری را برای تولید همان میزان کالا مصرف کرده‌اند. افزایش ۸۷ درصدی شاخص شدت مصرف برق میان سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹، دو واقعیت مهم را بازتاب می‌دهد.
نخست، وابستگی بیش‌از‌حد اقتصاد ایران به صنایع انرژی‌بر همچون فولاد، پتروشیمی، آلومینیوم و سیمان بدون توجه به محدودیت‌های انرژی کشور و دوم، فرسودگی زیرساخت‌ها و فناوری‌های تولید که منجر به تداوم استفاده از تجهیزات با بازده پایین شده است. اما نکته امیدوارکننده، تغییر روند این شاخص پس از اصلاحات تعرفه‌ای در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ است. گزارش مرکز پژوهش‌ها نشان می‌دهد که از سال ۱۴۰۰ به بعد، شدت مصرف برق در صنعت کاهش یافته‌است که این امر نشان‌دهنده واکنش پویای صنایع در برابر محرک‌های قیمتی است. هرچند این روند کاهشی می‌تواند تحت‌تاثیر عوامل دیگری همچون افزایش تولید و به تبع آن افزایش تولید ناخالص داخلی صنعت نیز باشد.

اصلاحات تعرفه‌ای
مرور روند تغییرات تعرفه برق صنایع طی دو دهه گذشته حکایت از نقاط عطف مهمی دارد. میانگین افزایش سالانه تعرفه برق از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۹ حدود ۱۱.۳ درصد برآورد شده که بیشترین جهش در سال ۱۳۹۰ با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها و افزایش ۶۸ درصدی رخ داده‌است. اما بزرگ‌ترین تحول در سال ۱۴۰۰ رقم خورده، جایی که تعرفه برق صنایع ۱۷۹ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته‌است. با این حال، زمانی‌که تعرفه‌ها را بر مبنای قیمت ثابت ارزیابی کنیم، تصویری متفاوت به دست می‌آید. طی این ۲۰ سال، تعرفه برق صنایع به‌طور واقعی حدود ۶۰ درصد کاهش یافته است. به بیان دیگر، رشد تعرفه‌ها با نرخ تورم همگام نبوده و همین موضوع به زیان‌دهی صنعت برق منجر شده است.
اصلاح تعرفه‌ها پیامدهای متفاوتی به همراه داشته است. از یک سو، درآمد وزارت نیرو از فروش برق به صنایع به‌شدت افزایش یافته و از ۱۶۳ هزار‌میلیارد ریال در سال ۱۴۰۰ به بیش از ۵۳۵ هزار‌میلیارد ریال در سال ۱۴۰۲ رسیده است. این رشد درآمد، تا حدی به بهبود وضعیت مالی صنعت برق و کاهش بدهی‌های این بخش کمک کرده است. از سوی دیگر، بررسی هزینه‌های تولید صنایع نشان می‌دهد که افزایش تعرفه برق، بار سنگینی بر دوش تولیدکنندگان نگذاشته است. در اکثر صنایع، سهم برق از هزینه‌های تولید کمتر از ۵ درصد بوده و حتی در صنایع انرژی‌بری مانند فلزات اساسی نیز این سهم به‌طور متوسط ۳.۱ درصد گزارش شده است.

محاسبات اقتصادی
بررسی صورت‌های مالی شرکت‌های صنعتی در سال ۱۴۰۲، پس از اعمال اصلاحات تعرفه‌ای در حوزه برق، نشان می‌دهد که به‌طور میانگین، سهم هزینه‌ برق از مجموع هزینه‌های شرکت‌های بررسی‌شده حدود ۲.۲ درصد بوده است. این رقم هرچند در نگاه نخست محدود به نظر می‌رسد، اما برای برخی صنایع انرژی‌بر می‌تواند در ساختار هزینه‌ای نقش مهم‌تری ایفا کند. به‌ویژه در گروه فلزات اساسی که این سهم به ۳.۱ درصد رسیده و بالاترین رقم در میان گروه‌های مختلف صنعتی گزارش شده است. این مساله بیانگر آن است که تغییرات تعرفه‌ای در حوزه انرژی، به‌ویژه برق، می‌تواند بر سودآوری این گروه‌ها اثر ملموسی داشته باشد.
در حوزه بهره‌وری انرژی، شدت مصرف برق در شرکت‌های مورد بررسی به‌طور میانگین حدود ۲.۱ کیلووات‌ساعت به ازای هر یک‌میلیون ریال هزینه بوده است. صنایع سیمان، به‌عنوان یکی از پرمصرف‌ترین بخش‌ها، بیشترین شدت مصرف برق را در میان صنایع انرژی‌بر ثبت کرده‌اند. این موضوع از یک‌سو بر لزوم به‌کارگیری فناوری‌های کم‌مصرف‌تر در این صنعت تاکید دارد و از سوی دیگر می‌تواند زمینه‌ساز بازنگری در سیاست‌های حمایتی نسبت به صنایع پرمصرف باشد.
در مقابل، بررسی سهم درآمدهای صادراتی نشان می‌دهد که به‌طور متوسط، ۲۴.۷درصد از درآمد شرکت‌های بررسی‌شده از محل صادرات محصولات تامین شده است. در این میان، صنایع پتروشیمی با ثبت ۳۵.۷ درصد درآمد صادراتی، جایگاه نخست را به خود اختصاص داده‌اند. این سهم بالا نشان می‌دهد که پتروشیمی‌ها نه‌تنها از ظرفیت‌های صادراتی بیشتری برخوردارند، بلکه به‌طور بالقوه در برابر نوسانات داخلی، مقاوم‌تر عمل می‌کنند.
نکته قابل تامل، نبود رابطه مشخص میان شاخص‌هایی اقتصادی و فنی همچون سهم صادرات یا شدت انرژی با تعرفه‌های اعمال‌شده است. به‌عنوان نمونه، با وجود شباهت در سهم صادرات میان صنایع سیمان و فلزات اساسی، تعرفه برق در صنایع فلزات اساسی چندین برابر بیشتر از سیمان است. همچنین، صنایع پتروشیمی با آن‌که بیش از ۳۵ درصد درآمد آنها از صادرات حاصل می‌شود، از تعرفه‌های ترجیحی بیشتری برخوردارند. این ناهماهنگی‌ها نشان می‌دهد که نظام تعرفه‌گذاری کنونی از منطق اقتصادی که به دنبال تحقق اهداف توسعه‌ای کشور باشد پیروی نمی‌کند. وابستگی صنایع مختلف به برق و نقش آن در ساختار هزینه‌ای آن‌ها، نشان می‌دهد که سیاستگذاری در حوزه انرژی باید به تفکیک نوع صنعت، شدت مصرف و ظرفیت صادراتی آنها صورت گیرد تا بتوان توازنی میان بهره‌وری، حمایت هدفمند و رقابت‌پذیری ایجاد کرد.

پیشنهاد تازه برای قیمت‌گذاری برق
مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارش خود چند راهکار مشخص برای بهبود نظام تعرفه‌گذاری برق ارائه داده است. اصلاح تعرفه برق صنایع در سال ۱۴۰۲، ضمن افزایش درآمدهای وزارت نیرو، موجب کاهش شدت مصرف برق در این بخش نیز شده است؛ هرچند این کاهش ممکن است تحت تاثیر عواملی نظیر تغییر در تولید ناخالص داخلی صنعتی نیز باشد. نکته قابل‌توجه آن است که این اصلاح تعرفه، در اغلب موارد، بار مالی قابل‌توجهی برای صنایع انرژی‌بر ایجاد نکرده است. با وجود مزایای یادشده، نظام تعرفه‌گذاری برق صنایع همچنان با چالش‌هایی روبه‌روست که نیازمند بازنگری است. در همین راستا، مجموعه‌ای از راهکارهای پیشنهادی به شرح زیر ارائه شده‌است:

  1. ارائه فرمول پیش‌بینی‌پذیر برای تعرفه برق صنایع: مرکز پژوهش‌های مجلس پیشنهاد داده، وزارت صمت به‌صورت سالانه شاخص‌های قانون مانع‌زدایی از تولید را محاسبه و در اختیار کارگروه تعیین تعرفه قرار دهد. این کارگروه نیز با وزن‌دهی منطقی به شاخص‌های قانونی، فرمولی شفاف و پیش‌بینی‌پذیر برای تعرفه‌گذاری برق صنایع ارائه کند تا این تعرفه‌ها منطبق با موازین قانونی و منصفانه‌تر باشد.
  2. توجه به نقش راهبردی صنایع در زنجیره تامین کشور: تعرفه‌های انرژی می‌توانند به‌عنوان یکی از ابزارهای دولت برای هدایت سیاست‌های توسعه صنعتی ایفای نقش کنند. در این چارچوب، تدوین یک سیاست صنعتی منسجم از سوی مراجع ذی‌ربط ضروری است؛ به‌گونه‌ای که نقش و اثرگذاری صنایع در زنجیره‌های تامین راهبردی و اقتصادی کشور یکی از متغیرهای تعیین‌کننده در تعیین نرخ برق مصرفی صنایع قرار گیرد. همچنین لازم است تعرفه‌گذاری گاز برای صنایع، با سیاست‌های تعرفه برق هماهنگ شود تا از توسعه نامتوازن صنایع وابسته به نوع خاصی از حامل انرژی جلوگیری شود.
  3. توسعه بازارهای غیرمتمرکز برق و بازتوزیع هدفمند یارانه‌ها: در افق بلندمدت، پیشنهاد شده، تامین برق مورد نیاز صنایع از طریق قراردادهای دوجانبه و بورس انرژی انجام شده و ماده (۱۰) قانون مانع‌زدایی از توسعه صنعت برق به‌طور کامل اجرایی شود. بر اساس این سیاست، یارانه‌ها در طول زنجیره تولید، انتقال و توزیع برق حذف شده و صرفا در پایان زنجیره و بر مبنای شاخص‌های مشخص، بازتوزیع شوند.
  4. راه‌اندازی بازار گواهی‌های صرفه‌جویی انرژی: در کنار سیاست‌های قیمتی، استفاده از ابزارهای غیرقیمتی برای بهینه‌سازی مصرف انرژی در بخش صنعت نیز ضروری است. یکی از ابزارهای کلیدی در این زمینه، بازار گواهی‌های صرفه‌جویی انرژی است. پیشنهاد می‌شود با هدف تسریع در ایجاد این بازار، تامین منابع مالی حساب بهینه‌سازی مصرف انرژی تحت نظارت قرار گرفته و تاسیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی به‌عنوان یکی از الزامات برنامه هفتم توسعه در اولویت سیاستگذاران قرار گیرد.

مقالات محبوب