خانه بلاگ صفحه 62

از نه پالایشگاه کشور هفت تا خارج از عمر مفید خود فعالیت می‌کنند

1

ایران در صنعت نفت قدمتی بیش از یکصد سال دارد. به رغم چنین سابقه طولانی، کشور در بخش هایی از صنایع بالادستی و پایین دستی همچنان به خارج از کشور وابسته است. مرکز پژوهش های مجلس به بررسی ارزیابی توجیه پذیری احداث پالایشگاه در کشور پرداخته است.
براساس این گزارش، در بخش پالایش نفت خام، هم اکنون 9 پالایشگاه در کشور مشغول فعالیت هستند که اکثر آنها در دوران خارج از عمر مفید بوده و از رتبه بندی پالایشگاهای ساده برخوردارند . برای توسعه فعالیت‌های پایین دستی صنعت نفت در سالیان اخیر طرح های ارتقا، اصلاح تکنولوژی و توسعه پالایشگاه های موجود و ساخت و احداث 7 پالایشگاه در دستور کار قرار گرفته است که جملگی آنها از برنامه ها عقب هستند.

تولید فرآورده های نفتی در هر کشوری به تناسب نیازهایی است که در آن کشور وجود دارد. برای مثال تا قبل از سال 1900 میلادی از پالایش نفت خام فقط دو فرآورده اصلی نفت چراغ و روغن و دو فرآورده کم مصرف بنزین و نفت گاز تولید می شد.

در ایران فرآورده های نفتی توسط 9 پالایشگاه تولید می شود. وضعیت این پالایشگاه ها به لحاظ تاریخ تأسیس و بهره برداری در جدول(1)  ارائه شده است.
اطلاعات جدول نشان می دهد که 7 پالایشگاه کشور در دوران خارج از عمر مفید خود فعالیت می کنند. هفت پالایشگاه از 9 پالایشگاه موجود کشور مطابق قانون اجرای سیاست های کلی اصل چهل وچهارم قانون اساسی واگذار شدند و فقط پالایشگاه آبادان و امام خمینی (ره) شازند تحت مالکیت شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی در سال 1391 به طور متوسط روزانه حدود 1800 هزار بشکه نفت خام به عنوان خوراک مصرف کرده اند.

در حال حاضر با توجه به قدمت پالایشگاه های نفت موجود در کشور، به لحاظ طبقه بندی در رده پالایشگاه های ساده (بجز پالایشگاه امام خمینی شازند اراک) قرار دارند. اما برای بهبود این وضعیت در سالیان اخیر طرح های توسعه، بهینه سازی و بهبود فرآیند برای پالایشگاه ها تعریف شده است و انتظار بر این بود که تا پایان برنامه پنج ساله پنجم توسعه (1390-1394) فرآورده های با ارزش تری در پالایشگاه ها تولید شود و از تولید فرآورده کم ارزش تر کاسته شود تا کشور از واردات بی نیاز شود. اما الگوی پالایش کشور، گویای این واقعیت است که این اهداف محقق نشده است.

به هر حال اتخاذ رویکردهایی که از گذشته در کشور وجود داشته است و انتظار می رفت که با اجرای دقیق قانون هدفمند کردن یارانه ها، رویه اصلاحی در پیش گرفته شود و باعث پیشرفت در وضع موجود شود ولی متأسفانه نتیجه ای به دنبال نداشته است و باعث شد که تاکنون منابع ارزی بسیاری به واردات فرآورده اختصاص پیدا کند.
این درحالی است که اگر مدیریت بهتری در این قسمت حاکم می شد، با ارزهایی که برای واردات فرآورده تخصیص داده شده است کشور می توانست هم پالایشگاه های موجود را اصلاح کند و هم پالایشگاه پیچیده ای در کشور احداث شود.
الگوی پالایشی در پالایشگاه های نفت کشور در مقایسه با برخی از نقاط منتخب دنیا از وضعیت خوبی برخوردار نیست. وضعیت الگوی پالایشی ایران در سال 1391 در جدول (2) ارائه شده است. در مورد تولید فرآورده های نفتی و الگوی پالایشی در ایران باید اشاره کرد که مطابق جدول و نمودار زیر، اگر چه در کمیّت تولید نفت گاز می توان پالایشگاه های ایران را با سایر کشورهای دنیا مقایسه کرد، اما در تولید فرآورده بنزین وضعیت مطلوب نبوده و در تولید بالای نفت کوره نیز تقریباً در رتبه های آخر قرار دارند. به لحاظ مقایسه با سایر کشورها، جمع تولید بنزین و نفت گاز در پالایشگاه های ایران بیش از 50 درصد است که در مجموع سهم قابل قبولی است، اما اگر فقط تولید بنزین مورد مقایسه قرار گیرد، با الگوی سایر کشورهای دنیا وضعیت بسیار متفاوت است و از این منظر ایران در شرایط نامناسب قرار دارد.

بنابراین، تحلیل حاصل از مقایسه الگوی پالایش ایران با الگوی پالایشی دنیا نشان می دهد که الگوی پالایشی کشور در مقایسه با دنیا و برخی از نقاط منتخب، از وضعیت خوبی برخوردار نیست.

برای مثال در سال 2011 متوسط تولید بنزین در دنیا 23.1 درصد خوراک نفت خام بود. این در حالی است که در سال 1391 در الگوی پالایشی کشور، متوسط میزان تولید این فرآورده نفتی 17.5 درصد بود. تولید نفت کوره در کشور که در مقایسه با دیگر فرآورده های نفتی به مراتب کم ارزشتر است، بیش از دو برابر متوسط الگوی جهانی بوده است.

جدول 2. الگوی پالایشی ایران در سال 1391

فرآورده های اصلی تولید (میلیون لیتر در سال) سهم (درصد)
گاز مایع 3323 2/3
بنزین موتور 18237 5/17
نفت سفید و سوختهای هوایی 7131 8/6
نفت گاز 34256 8/32
نفت کوره 29169 9/27

یکی از دلایل عمده این فاصله، پیچیده نبودن زنجیره پالایشی در پالایشگاه های کشور است. از طرف دیگر نبود تناسب به لحاظ تکنولوژیکی با خوراک مورد استفاده در این پالایشگاه ها، نبود انگیزه کافی و بسترهای مناسب برای فعالیت بخش خصوصی در تولید فرآورده و نهایتاً تأخیر در اجرای طرح های ارتقا، اصلاح و توسعه پالایشگاه ها و فعالیت پالایشگاه ها به صورت حق العمل کار شرکت پالایش و پخش فرآورده های نفتی از دیگر دلایل عقب ماندگی کشور در ارتقای تکنولوژی پالایشگاهی کشور است.
براساس گزارش مرکز پژوهش ها، با وجود تعداد 9 پالایشگاه نفت در ایران، به دلیل نامناسب بودن الگوی پالایشی و تقاضای زیاد برای برخی از فرآورده ها در برخی از سال ها برای پاسخگویی به نیاز مصرفی به واردات فرآورده اقدام شده است. این درحالی است که به دلیل وجود منابع نفت خام باید تدبیری صورت گیرد تا به جای خروج ارز از کشور، منافع حاصل از این تصمیم عاید کشور شود.

 

جدول 1. وضعیت پالایشگاههای کشور به لحاظ تاریخ بهره برداری، ظرفیت و خوراک
نام پالایشگاه سال تاسیس سال بهره برداری ظرفیت

“هزار بشکه در روز”

خوراک
آبادان 1288 1291 400 نفت خام اهواز- آسماری، دارخوین، ترش امیدیه و میعانات گازی
تهران 1347-1344 پالایشگاه جنوبی 1348 و پالایشگاه شمالی 1352 250 نفت خام سبک اهواز- آسماری، نفت خام مارون- شادگان
کرمانشاه 1347 1350 21 نفت خام نفتشهر، سرکان و مالکوه و اهواز- آسماری
شیراز 1352-1350 1352 58 نفت خام گچساران، سروستان، سعادتآباد و میعانات گازی آغارو دالان
لاوان 1354 1355 60 نفت خام میدان لاوان و میعانات گازی پارس جنوبی
تبریز 1353 (طراحی) 1356 80 نفت خام اهواز- آسماری، دزفول شمالی
اصفهان 1355 1358 375 نفت خام مارون- شادگان
شازند امام خمینی (ره) 1371-1368 1372 250 نفت خام اهواز- آسماری، دزفول شمالی
بندرعباس 1375-1371 1376 335 نفت خام سنگین، میعانات گازی

چالش‌های پیش‌روی صنعت فولاد در شرایط جدید اقتصاد ایران و جهان

0

آینده صنعت فولاد در ایران از چهار منظر قابل بررسی است و از این تحلیل دو نتیجه قابل تامل حاصل می‌شود که از این نتایج می‌‌ توان به عنوان چالش‌ های پر اهمیت آینده صنعت فولاد در ایران نام برد. چهار زاویه مورد بررسی یا چهار مشاهده که دو مشاهده به تحولات اقتصادی در جهان ارتباط می ‌‌یابد و دو مشاهده دیگر به تحولات اقتصادی ایران مربوط می ‌‌شود. مشاهدات جهانی، در مقطع زمانی ۲۰ سال گذشته، به ویژه روند شتابان تحولات صنعت فولاد طی ۱۰ سال اخیر و مقطع زمانی یک سال اخیر را در برمی ‌گیرد. همچنین مشاهدات مربوط به صنعت فولاد ایران، بازه ۱۰ سال منتهی به سال ۱۳۹۱ و نیز طی دو سال گذشته را مورد تحلیل قرار می‌‌ دهد.

مشاهده نخست: روند تولید فولاد در دنیا طی ۲۰ سال اخیر
به‌ رغم رشد 2.5 الی ۳ درصدی اقتصاد جهانی در دو دهه اخیر، تولید فولاد رشد دو رقمی را تجربه کرده است. این رشد نشان دهنده آهنگ پر شتاب در تولید و سرمایه ‌گذاری در این صنعت است. چنانچه نیروی پیشران این رشد مورد بررسی قرار گیرد، ملاحظه می‌‌ شود که عمدتاً میزان مصرف در کشور چین عامل این رشد جهانی بوده است. این در حالی است که طی همین بازه زمانی، تحولات مصرف فولاد در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) تقریباً روندی ثابت و حتی کاهشی در مقدار مطلق آن داشته و کشورهای در حال توسعه رشدی ملایم را تجربه کرده ‌اند. در کشور چین اما مصرف فولاد با آهنگ پرشتابی، به ویژه طی ۱۰ سال اخیر همراه بوده است.

با نگاهی به سهم چین در مصرف اقلام اصلی فلزات در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ مشاهده می ‌‌شود که رشد مصرف در تمامی اقلام، دارای رشد سالانه ۱۰ یا ۱۵ درصدی بوده و این در حالیست که رشد مصرف کشورهای جهان به جز چین، اندک بوده است.

همچنین از منظر تولید فولاد خام در دنیا، ملاحظه می ‌‌شود که در حدود نیمی از میزان تولید در کشور چین صورت گرفته و در رتبه دوم با اختلاف مشهودی، ژاپن قرار دارد که تنها ۷ درصد از سهم جهانی تولید فولاد خام را به خود اختصاص داده است. همچنین ایالات متحده آمریکا در جایگاه سوم تولید فولاد با سهم ۵ درصد ایستاده است.

مشاهده دوم: صنعت فولاد در ایران
ارزیابی وضعیت صنعت فولاد در ایران با تفکیک دو بخش فلزات اساسی و فلزات ساختمانی صورت گرفته است. صنعت فلزات اساسی از حیث ایجاد ارزش افزوده در صنعت کشور، جایگاه در خور توجهی را به خـود اختصـاص داده است. به طـوری که ارزش افزوده فلزات اساسی، ۱۸ درصد برآورد می ‌‌شود که با احتساب ارزش افزوده فلزات ساختمانی به بیش از ۲۱ درصد می‌ رسد. ضمن آنکه، حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد اشتغال در کشور به این صنعت تعلق دارد.

بررسی روند نماگرهای تولید در این صنعت طی ۱۰ سال، یعنی از سال های ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۲ که از آخرین آمارهای کارگاه‌ های صنعتی استخراج شده است، نشان می‌‌دهد که سهم تولید فلزات اساسی نسبت به سهم سایر اجزای صنعت به جز بخش مربوط به صنایع شیمیایی، پتروشیمی و تولید فرآورده‌های نفتی، روندی صعودی را تجربه کرده که افزایش این سهم همراه با کاهش محسوس سهم ارزش افزوده در صنعت خودرو بوده است.

اگرچه به طور قطع نمی ‌‌توان در مورد اشتغالزایی صنعت فلزات صنعتی سخنی به میان آورد، اما سهم این صنعت در اشتغال رو به افزایش بوده است. اما پرسش قابل طرح در این بخش، آن است که آیا این روند افزایشی تداوم می‌ یابد؟

منشأ رشد تولید در صنعت فلزات
تحولات بخش مسکن به ویژه در نیمه دوم دهه ۱۳۸۰، به دنبال ظهور پدیده بیماری هلندی در اقتصاد ایران در کنار تثبیت قیمت انرژی، از جمله مهم ‌ترین دلایل رشد شتابنده تولید در صنعت فلزات در مقطع سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۸۲ بوده است. با افزایش قیمت کالای صادراتی نفت، مخارج و هزینه ‌های ارزی دولت افزایش یافت و نیز بخش قابل تجارت دچار افت شد و صنعت ساختمان توسعه معناداری را تجربه کرد. این پدیده شناخته شده، به دلیل افزایش قیمت نفت در بسیاری از کشورهای صادر کننده نفتی از جمله ایران و ونزوئلا به صورت بارز و در سایر کشور‌ها، نظیر عربستان و کویت با شدت کمتری حادث شد.

برای پی بردن به ابعاد افزایش حجم بخش ساختمان کافی است توجه شود که مجموع مساحت فضای مسکونی در حال احداث تا سال ۱۳۸۴ حدود ۶۰ میلیون متر مربع بود، که این رقم در سال‌های بعد، با شدت بسیاری تقریباً به دو برابر افزایش یافت و این افزایش حاکی از ورود میزان قابل توجهی سرمایه به این بخش است.

این اتفاق، تقاضای شدیدی را برای صنایع معطوف به ساختمان از جمله فولاد ایجاد کرد که به دلیل وفور درآمد ارزی و سیاست تثبیت قیمت انرژی، صنعت فولاد نیز متناسب با این تقاضا بر مدار توسعه قرار گرفت. در مجموع، ارزش افزوده بخش ساختمان با رشد بی ‌سابقه ‌ای در اقتصاد کشور به حدود ۴۲ درصد افزایش یافت و رقمی معادل دو برابر ارزش افزوده بخش صنعت را به ثبت رساند که افزایش سرمایه گذاری در بخش سازه های مسکونی علت اصلی آن بوده است.
بنابراین طی این دوره، نیروی پیشرانی با عنوان «بخش ساختمان» به میزان قابل توجهی برای صنعت فولاد تقاضا ایجاد کرد و متعاقب آن، افزایش سرمایه‌گذاری‌‌ ها در این صنعت، به رشد فزاینده تولید فولاد در کشور منتهی شد؛ به گونه‌ای که در سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۲، سهم صنعت فلزات اساسی در سرمایه گذاری صنعت، پس از صنایع تولید مواد و محصولات شیمیایی، با میزان ۲۲ درصد، رتبه دوم را کسب کرد.

مشاهده سوم: روند کاهشی قیمت های جهانی
روند کاهشی قیمت‌های جهانی که به عنوان مشاهده سوم مورد اشاره قرار می ‌‌گیرد، از سال ۲۰۰۵ آغاز شد و این روند نزولی طی یک سال اخیر، شدت بیشتری را تجربه کرد. بر اساس تحلیل‌های انجام شده، عامل اصلی این سقوط در قیمت‌‌ها، کاهش قابل توجه رشد اقتصادی چین است؛ به‌ طور مشابه‌‌ همان عاملی که پیش از این سـال رشد دو رقمی صنعت فولاد را در جهان موجـب شد. البته پیش‌ بینی‌ ها نشان می‌‌دهد که کاهش رشد اقتصادی چین حداقل تا سال ۲۰۱۶ ادامه خواهد یافت و از 6.8 در سال ۲۰۱۵، به 6.3 در سال ۲۰۱۶ خواهد رسید. اکنون، اقتصاد چین که علت اصلی رشد صنعت فولاد در دنیا بوده، رو به کندی گذاشته و از سوی دیگر، ترکیب مصارف صنعتی این کشور نیز از صنایع مبتنی بر فلزات پایه به خدمات و صنایع پیشرفته‌ تر در حال گذار است. بنابراین می‌‌ توان گفت اقتصاد چین، عامل اصلی این روند کاهشی در جهان است.

مشاهده چهارم: رشد اقتصادی در ایران
واکاوی روند رشد اقتصادی ایران طی سال‌های اخیر نیز نشان می‌‌دهد که نرخ رشد از منفی 6.8 در سال ۱۳۹۱، به منفی 1.9 در سال ۱۳۹۲، و نهایتاً به مثبت ۳ در سال ۱۳۹۳ رسید. رشد های منفی طی دوسال ۹۱ و ۹۲ به کاهش درآمد سرانه کشور انجامید؛ به گونه‌ ای که سطح درآمد سرانه ما در سال ۱۳۹۳ تقریباً به سطح درآمد سال ۱۳۸۵ رسید و به کاهش تقاضا منتهی شد. این کاهش در تقاضا به همراه کاهش قیمت نفت طی سال گذشته و به تبع آن کاهش درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام، تاثیر منفی بر حجم کلی فعالیت‌ های اقتصادی کشور گذاشت.

بخش مسکن که پیشران صنعت فولاد در ده ساله وفور درآمدهای نفتی بود، از سال ۱۳۹۱ با رکود مواجه شده است و به دلیل سرمایه‌ گذاری‌های بیش از حدی که در این بخش صورت گرفته است، به نظر می‌‌ رسد، در زمان کوتاهی به روزهای پر رونق خود در اقتصاد باز نمی‌‌گردد. از سویی دیگر، با وجود کاهش بودجه عمرانی دولت به دلیل کاهش قیمت نفت، بزرگ ‌‌ترین مصرف کننده فولاد نیز به عنوان نیروی پیشران دوم این صنعت، ناگزیر، مصرف خود را کاهش داده است.

بر اساس آخرین داده‌‌ها، این دو عامل یعنی رکود در بخش مسکن و همچنین کاهش بودجه عمرانی دولت، اسباب رشد منفی صنایع فولادی را فراهم کرد. حال آنکه، از تحلیل رشد منفی صنایع مرتبط با بخش ساختمان این گونه استنباط می ‌‌شود که چالش افزایش موجودی انبار این صنایع و به طور خاص صنعت فولاد، موقتی نیست. آنچه که از بررسی ۱۰ سال منتهی به سال ۹۲ و همچنین سال ۹۳ بر می‌‌آید، با توجه به اینکه «تولید قابل توجه در صنعت فولاد» و «کاهش چشمگیر تقاضا» پدیده‌های فصلی نیستند. بنابراین نتیجه آن پیش‌ بینی مازاد عرضه طی سال‌های آینده است.

جمع بندی
تحلیل آینده صنعت فولاد در جهان با نگاهی به رشد دو رقمی این صنعت طی بیست سال گذشته و نیز حجم بالای سرمایه‌ گذاری‌‌ها در جهان با نیروی پیشران اقتصاد چین، حاکی از آن است که اگر رشد اقتصادی چین به روند پیشین خود باز نگردد، شکل‌ گیری پدیده مازاد عرضه جهانی فولاد بسیار محتمل خواهد بود. در ایران نیز در نتیجه وقوع بیماری هلندی، رشد بخش ساختمان و افزایش سرمایه‌گذاری‌ها در این بخش، صنعت فولاد در ایران دچار مازاد عرضه خواهد شد. در واقع این تحولات جهانی و آنچه در اقتصاد ایران رخ داده است، چالش قابل تأملی برای آینده صنعت فولاد در کشور ایجاد می‌کند و در چنین شرایطی، بازنگری در استراتژی صنعت فولاد کشور به یک ضرورت تبدیل می شود.

این گونه به نظر می‌رسد که چین در آینده ‌ای نزدیک، قادر به بازسازی رشد سابق اقتصادی خود نباشد. ضمن آنکه در ایران نیز سرمایه ‌گذاری قابل توجهی در بخش ساختمان صورت نخواهد گرفت، بنابراین، با در نظر گرفتن این فرضیات می‌‌توان نتیجه گرفت که در آینده، فولاد به عنوان «فولاد صنعتی» موضوعیت بیشتری داشته باشد تا «فولاد ساختمانی».

شکاف قابل توجه میان عرضه و تقاضا در صنعت فولاد چه در مقیاس جهانی و چه در سطح کشور، هنگامی اهمیت بیشتری می ‌یابد که سهم بالای صنعت فولاد از مصرف انرژی در میان سایر صنایع مورد توجه قرار گیرد.
با توجه به برنامه اصلاح بازار انرژی و قیمت حامل‌های انرژی، میزان مصرف انرژی در این صنعت به چالشی جدی دیگری تبدیل خواهد شد. همچنین با توجه به اینکه بنگاه‌ های صنعت فولاد برخلاف صنایعی چون مواد غذایی، بنگاه‌ هایی بزرگ با منشا دولتی هستند، اهمیت گذار از چالش افزایش هزینه‌ های مصرف انرژی را برای این صنعت دوچندان می‌‌کند.

راهکارهای موجود
به نظر می ‌‌رسد که برآوردهای پیشین در مورد ظرفیت تولید فولاد کشور با توجه به تحولات و مازاد عرضه جهانی و همچنین رکود حاکم بر اقتصاد کشور، به یک بازنگری جدی نیازمند است.
شاید تفکیک تقاضای فولاد صنعتی از تقاضای فولاد ساختمانی و بازنگری واقع گرایانه تقاضا در بخش فولاد ساختمانی می‌‌ تواند اقدامی مثبت در جهت رفع چالش‌های پیش ‌رو باشد. ضمن آنکه فولاد صنعتی نیازمند بررسی کار‌شناسی در سطوح دیگر است که در این مقال نمی‌گنجد.
همچنین به دلیل آنکه، بخش عمده‌ ای از ساختار هزینه صنعت فولاد به انرژی اختصاص دارد و بنگاه‌ های مربوطه، عمدتاً بنگاه‌ هایی بزرگ با پیشینه دولتی هستند، بازنگری در ساختار کلی این صنایع از لحاظ مالی، هزینه و ابعاد دیگر ضروری به نظر می ‌رسد.
این بازنگری باید به نحوی صورت گیرد که منجر به کاهش هزینه‌ها شود که البته در سند استراتژی توسعه صنعتی منتشر شده در سال ۱۳۸۲ مورد توجه قرار گرفته است. به بیان دیگر، بازسازی و نوسازی صنعت فولاد در جهت کارایی بیشتر، اصلاح تکنولوژی و کاهش هزینه‌ها، موضوعی ضروری و مهم جلوه می‌کند.

دکتر مسعود نیلی
مشاور اقتصادی رئیس جمهور

سیم ها و کابلهای سیلیکونی عایقی مقاوم در برابر آتش

1

سیلیکون چیست
سیلیکون رابر از خانواده پلیمر های ترموست الاستومری است که فاقد بسیاری از عیوب فیزیکی و شیمیایی پلیمر های دیگر می باشد،جایگزینی عنصر سیلیس در اسکلت پلیمر به جای کربن موجب شده که این نوع پلیمر خواص منحصر به فردی داشته باشد، که در ذیل به نکاتی چند از این ویژگی ها ی منحصر به فرد اشاره می شود:

ویژگی ها  :
1. قدرت تحمل تغییرات دما در شرایط معمولی از 50- تا 200+ درجه سانتیگراد و در شرایط خاص از 50- تا 300+
2.  مقاومت در مقابل شرايط جوي مرطوب و خشك، اشعه ماورا بنفش ،مادون قرمز ،گاما و تاثیر ناپذیری از اوزون.
3. عاری بودن از مواد هالوژن(گازهای اسیدی) و کم دود
(2 Halogen free( IEC 60754- و  low Smoke IEC
4. مقاوم در برابر روغنهاي با وزن مولكولي بالا، چربيهاي گياهي و حيواني، الكلها، انواع پلاستيسايزرها، اسيدها رقيق، محلولهاي نمكي، مواد اكسيدكننده
5. تست انتشار شعله مطابق با استاندارد  IEC 60332-1
6. قابلیت  انعطاف و شکل گیری در مقاطع گوناگون و پایداری مکانیکی بالا
7. طول عمر بسیار زیاد در مقایسه با لاستیک ها و از همه مهمتر اقتصادی بودن
8. عدم پشتیبانی سیلیکون از رشد قارچ و باکتری  و ایده آل برای استفاده در صنایع مواد غذایی و پزشکی شاید بتوان گفت تنها عیب این ماده عدم بازیافت آن بوده که می تواند در محیط زیست تاثیرات منفی بر جای بگذارد.
کاربرد سیم ها و کابلهای  سیلیکونی صنایع
محصولات سیلیکونی در صنایع مختلف از جمله در راه آهن ، مترو ، صنایع نظامی ،صنایع پزشکی ، صنایع الکترونیک، صنایع خانگی، سیستم های اعلام حریق، صنایع هواپیمایی ، خطوط تولید سیستم های گرمایی ، صنایع بخاری سازی و المنت های برقی و صنعتی و خانگی… کاربرد دارد. و در حال حاضر این بیش از 90 درصد این محصولات وارداتی است که 10 درصد باقی مانده در داخل تولید می شود  .

منبع تامین مواد اولیه  داخلی است یا خارجی ؟
در حال حاضرمنبع تامین مواد اولیه که در واقع همان خمیر سیلیکون می باشد صد درصد خارجی است و در واقع یک فناوری خاص به حساب می آید و ما تکنولوژی تولید آن را در ایران نداریم. و اکثر مواد اولیه آن از آلمان و فرانسه تامین می شود و بسیار این نیاز احساس می شود که بتوانیم به دانش تولید مواد اولیه دست پیدا کنیم. چرا که اگر زمانی واردات این مواد به هر دلیلی انجام نپذیرد، این صنعت و صنایع وابسته به آن باید کار خود را تعطیل کنند.

کاربردها و ویژگی های سیلیکون رابر در صنعت سیم و کابل به عنوان روکش چگونه است؟ و در قیاس با دیگر مواد مورد استفاده در صنایع سیم و کابل چه ویژگی دارد.
از آنجایی که سیم و کابل معمول نتوانسته آن چنان پاسخ گوی نیازهای فن آوری روز باشد. سیم و کابل با روکش سیلیکون،یکی از این گزینه هاست که هر روزه کاربرد گسترده تری پیدا می کند. سیلیکون ماده ای است که اکنون بهترین عایق شناخته شده است و در عین حال پایداری دراز مدت را تضمین می کند. ضمن اینکه این ماده پایین آورنده مصرف انرژی بوده و مقاومت بسیار بالایی در میدان مغناطیسی از خود نشان می دهد. در دیگر صنایع هم سیلیکون با توجه به شفافیت و بهداشتی بودن در قطعات خاص صنایع دندانپزشکی و پزشکی، آون آزمایشگاهی و پروفیل های سلیکونی به عنوان عایق مناسب در (فورواتوکلاو) در ابعاد و اندازه های مختلف و همچنین استاپر لوله های آزمایشگاهی، در کابل ها و سیم ها و نوارهای دور شیشه هواپیما، در لاینر و شیلنگ صنایع شیردوشی، در وکیوم دور شیشه های ایمنی خودرو، تیغه های برف پک کن، واشر سر سیلندر و شیلنگ سرریز آب رادیاتور و در صنایع لوازم خانگی کاربردهای فراوانی دارد.
ما در بخش ساختمان فعالیت زیادی کردیم که روکش سیلیکونی را جا بیاندازیم اما متاسفانه استقبال کمی از آن شده است . دلیل آن هم این است که خیلی از افراد اجرایی و برقکاری که وارد صنعت ساختمان شده اند، از دانش کافی برخوردار نبوده و اکثرا به صورت تجربی کار کرده اند. اگر سیم کشی یک ساختمان با کابل سیلیکونی باشد و اتصال و آتش سوزی صورت بگیرد، سیم کشی سبب آتش سوزی و انتشار آن نمی شود ، حتی اگر دما به بالای 250 درجه برسد، به خاطر خاصیت خود اطفایی به سرعت خاموش می شود. و کم دود و حتی بدون دود سمی هالوژن است.
امروزه در کشور های صنعتی اغلب در سیم کشی های ساختمان از سیم ها و کابل های سیلیکونی نسوز استفاده می کنند و در حال حاضر در ایران سیستم های فایر آلارم که مورد تایید آتش نشانی است می بایست از کابلهای سیلیکونی 2×1/5  شیلدار استفاده کنند .
در شرایط کنونی قیمت تمام شده یکی از فاکتورهای مهم در صنایع ساختمان سازی و حتی صنعتی  به حساب می آید. تفاوت قیمت سیم و کابل های سیلیکونی با PVC در چه حدی می باشد؟ و آیا می تواند دلیلی بر استقبال کم باشد؟
تفاوت اصلا چشمگیر نیست. یک قرقره سیم نمره 5/2 سیلیکونی که 100 متر است با یک قرقره سیم نمره 5/2 PVC استاندارد شاید حدود 40 هزار تومان تفاوت قیمت داشته باشد. یک ساختمان 100 متری به 5 عدد از این قرقره ها نیاز دارد که در قیاس با قیمت خود ساختمان اصلا عددی به حساب نمی آید. ولی در عوض شما ایمنی خود را تضمین می کنید. الان در ترکیه تمامی ساختمان ها از کابل های سیلیکونی استفاده می کنند و اصولا PVC منسوخ شده است. البته  در تلاش هستیم با سازمان نظام مهندسی جلسه ای در این خصوص داشته باشیم که در نهایت بتوانیم در کلیه ساختمانهای کشور از سیم و کابل سیلیکونی نسوز استفاده گردد.

چه استانداردهایی در این زمینه می بایست رعایت شوند؟
با توجه به نو بودن تکنولوژی تولید کابلهای سیلیکونی در کشور در حال حاضر  با توجه به امکانات کم آزمایشگاهی در کشور در زمینه انجام تستهای کامل روی سیم و کابلهای کابل سیلیکونی و همچنین عدم دسترسی به آزمایشگاههای بین المللی لذا ما توانسته ایم با توجه به استاندارهای بین الملی در آزمایشگاهای معتبر داخلی نمونه  کابلهای سیلیکونی خود را که مربوط به کارفرمایان بزرگ و از صنایع حساس کشور هستند را تست کنیم  و در بیشتر موارد بالاتر از سطح استاندارد گزارش تست رضایت بخش حاصل شد برای مثال: در آزمایشگاه پژوهشگاه نیرو و آزمایشگاه صنایع برق ایران و در آزمایشگاه رازی نیز برخی از تستها در حال انجام است .

استاندارد های تست کابل سیلیکونی نسوز:
1.    Halogen free: IEC 60754 – 2
2.    Flame retardant: IEC 60332 – 1
3.    Low smoke: IEC 61034 – 2
4.    Fire resistance: IEC 60331 – 11 مرتبط با کابل ترمواستپ
5.    استاندارد اجباری , ISIRI 1926- 3استاندارد مديريتي ISO 9001-2008
6.    اخذ تأييديه CE از كمپاني G2S اروپا
7.    گزارش تست آزمایشگاههای پژو هشگاه نیرو و صنایع برق ایرانEPIL
8.    گزارش تست آزمایشگاه رازی

ضروت استفاده از کابل سیلیکونی ( کابل اعلام حریق) در سیستمهای اعلام حریق چیست  ؟
ابتدا نیاز به تعریف و حساسیت حیاتی سیستم اعلام حریق می پردازیم سیستم های اعلام حریق شامل مجموعه ای از وسایل و دستگاهها هستند که برای تشخیص و اعلام خطر به مردم به وسیله ابزارهای صوتی و تصویری در زمانیکه دود، حریق ، گاز منوکسید کربن و سایر شرایط اورژانسی دیگر وجود دارد مورد استفاده قرار می گیرند.
با توجه به ماهیت سیستم فوق کابلهای ارتباطی کلیه سنسورها می بایست از نوع نسوز سیلیکونی که دارای خاصیت کم دود و هالوژن فری باشد بدلیل تحمل دمای بالا 200 درجه در زمان آتش سوزی و عدم قطع ارتباط الکتریکی با مرکز و المانهای دیگر و عدم ایجاد دود و گاز سمی هالوژن  برای ساکنین ساختمان لذا سازمان محترم نظام مهندسی و آتشنشانی تواما بر اساس قوانین نظارتی و قانونگذاری تدوین شده برای ساختمانهای بالاتر از 5 طبقه با تعداد واحد و  متراژ معین الزاما استفاده از سیستم اعلام حریق را اجباری و سازمان محترم آتشنشانی نیز متولی نظارت ، تایید نقشه ها و  بازرسی اقلام و تجهیزات سیستم فوق است بدین معنی است که کلیه نقشه های اجرایی و کلیه سیستم و المانهای بکار برده شده در سیستم اعلام حریق می بایست مورد تایید سازمان آتشنشانی قرار گیرد لذا کابل سیلکونی نیز یکی از این عناصر است که در حال حاضر 90 درصد کابلهای اعلام حریق مورد استفاده در کشور وارداتی است و ما در این شرایط توانسته ایم با توجه به تحریمهای موجود تولید کابل سیلیکونی را در کشور با تجهیزات و خط تولید اروپایی و پیشرفته راه اندازی کنیم و با توجه به گذراندن فرایند تستهای آزمایشگاهی رضایت بخش در آزمایشگاهای معتبر داخلی می توانیم در حال حاضر در این زمینه نیز حضور فعال داشته باشیم و از خروج ارز و صرف جویی هزینه حداقل دو برابری از تامین کابلهای اعلام حریق خارجی و بعضا کم کیفیت و تقلبی جلوگیری به عمل آید.

نیاز کابل اعلام حریق سیلیکونی در کشور
با توجه به بررسی های انجام شده از تامین کنندگان کابل اعلام حریق در کشور نیاز کابل اعلام حریق در کشور سالانه و برای صنایع مختلف حداقل مقدار 4000 کیلومتر بر آورد می شود که با احتساب متری 6500 تومان مبلغی معادل 26 میلیارد تومان هزینه در بردارد که می توان فقط با تولید این نوع کابل سیلیکونی در داخل با میانگین کمی بیشتر از نصف این قیمت صرفه جویی خوبی در بخش الکتریکال صنایع و ساختمانهای کشور ایجاد کرد.
فهرست کارفرمایانی که تا کنون از تولیدات سیم کابل سیلیکونی در صنایع  خود بهره برداری کرده اند
شركت پشتيباني ساخت و تهيه كالاي نفت ايران (AVL)
شركت ملي و مهندسي ساختمان نفت ايران(AVL)
شركت ملي پالايش و پخش فراورده هاي نفتي(AVL)
شركت بهره برداري راه آهن شهري تهران و حومه(AVL)
شركت ملي گاز ايران،  شركت مپنا بویلر (AVL)
سازمان صنايع هوافضا
شرکت راه آهن جمهوري اسلامي ايران(AVL)
شرکت فولاد مباركه و ذوب آهن اصفهان، فولاد آلياژي يزد(AVL)

 انواع تولیدات سیم و کابلهای سیلیکونی
1 –  انواع سیم نسوز ، انواع كابلهاي ابزار دقيق ،کابلهای كنترل شلیدار و زره دار
2 – كابل واير جرقه زن High Voltage و كابلهاي جرقه زن بوبيني High Technology

کابل جرقه زن   IGNITION CABLE
اینگونه کابل ها به علت بالا بودن مقاومت الکتریکی و مقاومت دربرابر حرارت جهت کاربرد در سیستم های احتراق قابل استفاده هستند که در دو نوع تولید می شوند:
.Aکابل های کو اکستروژن- اینگونه کابل ها با استفاده از ماشین آلات مدرن کو اکستروژن تولید می شوند که لایه نخست به سبب دارا بودن مقادیر زیادی از پودر های معدنی خنثی(inert fillers) در برابر جریانات های ولتاژ و های فرکانس دارای مقاومت بالایی هستند و لایه دوم از مقاومت مکانیکی نسبتا بالایی بر خوردار هستند.
درهنگام تولید دو لایه مذکور بطور همزمان بر روی هادی اکسترود می شود و در نتیجه عدم گسیختگی بین دو لایه  از مزایای خواص دو لایه بر خوردارد است.
. B کابل های تک لایه که تنها از مواد دارای مقادیر زیادی از پودرهای معدنی خنثی (inert fillers) تشکیل شده در برابر جریانات های ولتاژ و های فرکانس دارا مقاومت بالایی هستند.
بطور کلی کابل های فوق دارای خواص ذیل هستند:
موارد کاربرد:
جهت استفاده در مداراتی که در دماهای بالا کاربرد دارند
سیستم های روشنایی و سیستم های خودرویی
سیستم های گاز سوز و گازوئیلی

کابل سیلیکون Thermostab
مشخصات فنی
جنس عایق از نوع سیلیکون رابر ضد شعله با پایداری حرارتی بالا مطابق استاندارد IEC-60331-11 است که جهت کابل های ایمنی با پایداری جریان در شعله آتش مناسب است.
پایداری حرارتی اینگونه کابل ها در دامنه دمایی 60- تا 300+ درجه سانتیگراد دارای انعطاف پذیری هستند و در دامنه دمایی 950 درجه سانتیگراد دارای انعطاف پذیری کمی بوده و تشکیل سرامیکی نسبتا غیر قابل شکستی را می دهد و با کاربرد در کوره های ذوب فلزات می باشد از برودت 50- تا 1100+ درجه را تحمل می کند.

مهندس محسن خدابخشی- مدیریت شرکت آریا بهین افروز

 

بازاریاب های عصبی احساسات مشتریان را برای خرید دستکاری می کنند

2
بازاریابی

 بازاریابی عصبی روشی است که به بررسی فرایند تصمیم گیری مشتری جهت خرید می پردازد. بازاریابی عصبی یک رشته خلاقانه در تحقیقات بازاریابی است که مدل بازاریابی سنتی را به منظور بهبود درک فرایند مربوط به رفتار خرید را به چالش می کشاند. بازاریابی عصبی ترکیبی از حداقل سه رشته علوم پایه شامل علوم اعصاب ، علم اقتصاد رفتاری و روانشناسی اجتماعی است که به مطالعه ی بررسی پاسخ موثر حسی ، شناختی و عاطفی محرک های بازاریابی مصرف کنندگان می پردازد. محققان با استفاده از فن آوریهای مانند تصویر برداری با تشدیدمغناطیسی عملکردی، مغزنگار الکتریکی و مغزنگاری مغناطیسی و روش های ردیابی چشم به اندازه گیری تغییرات در فعالیت مغز و مقیاس های ساطع شده از بدن می پردازند.

هدف از این مقاله شرح منشا پیدایش بازاریابی عصبی، ترسیم یک تصویر واضح و جامع از بازاریابی عصبی و همچنین نشان دادن جنبه های کاربردی و تجربی از ابزارهای بازاریابی عصبی و بیان تکنیک های بکارگیری آن در عمل است.
امروزه پیشرفت تکنولوژی و دانش بشری بر حیطه بازاریابی نیز تاثیرگذار بوده به نحوی که رشته جدیدی تحت عنوان نورومارکتینگ عصبی به وجود آمده است.
بازاریابی عصبی بر اساس سه رشته اصلی علوم اعصاب، علم اقتصاد رفتاری و روانشناسی اجتماعی بنا گردیده است. علوم اعصاب به مطالعه و بررسی آناتومیکی و عملکردی سیستم عصبی محیطی می پردازد. این رشته به فهم ما در خصوص واکنش های مشتریان در حین خرید یک کالا، درک مشتریان از یک برند و تبلیغات تجاری کمک می کند.
تاریخچه بازاریابی عصبی
بازاریابی عصبی یک رشته ی جدید و نوظهور است که رفتار مصرف کننده را با علوم اعصاب ارتباط می دهد. مفهوم بازاریابی عصبی نخستین بار توسط روانشناسان دانشگاه هاروارد در سال 1990 به وجود آمد. در واقع با شروع دهه 1990 میلادی و به کمک تکنیک شبیه سازی دو پزشک آمریکایی و بریتانیایی به نام های پل لاتربر و پیتر مانسفیلد مفاهیم بازاریابی عصبی کلید خورد.
پدر علم بازاریابی عصبی دکتر ال اسمیتز برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2002 است و کلمه بازاریابی عصبی توسط او با مضمون ذیل ابداع شد: به کارگیری تکنیک شناسایی مکانیسم های مغزی برای درک رفتار مشتریان به منظور بهبود استراتژی های بازاریابی. اولین مجموعه تحقیقات در زمینه بازاریابی عصب شناسی در سال 2003 توسط پروفسورRead  Montague  از دانشکده ی پزشکی Baylor صورت گرفت که در سال 2004 نیز منتشر شد.

مقیاس های اندازه گیری در بازاریابی عصبی

الف – اندازه گیری سیگنال های تولید شده از بدن
سیگنال های تولید شده از بدن می توانند شامل حرکات آشکاری نظیر راه رفتن، لبخند زدن و صحبت کردن باشد و یا شامل سیگنال هایی نظیر تعریق، تندتر شدن ضربان قلب و حرکات ماهیچه های صورت باشد. این رفتارها توسط روش های متفاوتی قابل اندازه گیری است که شامل موارد زیر می باشد:
1 –  روش الکترومیوگرافی (نوار عصب و عضله)
2 –  پلک زدن
3 – ردیابی حرکات چشم
4 – حرکات جهشی چشم
5 –  بازتاب یکه خوردن
6 –  اتساع مردمک ها
7 –  فعالیت الکتریکی پوست یا الکترودرمال
8 –  میزان تپش قلب، فشار خون و تنفس
9 – پاسخ های رفتاری

ب- سیگنال های ارسال شده از مغز
مغز انسان دو نوع سیگنال ارسال می نماید که یکی از جریان خون در مغز و دیگری از فعالیت الکتریکی مغز حاصل می شود. هر دو مورد در تحقفیقات بازاریابی عصبی پرکار می باشند.

بررسی جریان خون در مغز
1ـ دستگاه تصویر برداری مغناطیسی عملکردی یا  FMRI
با کمک FMRI می توانیم میزان اکیسژن موجود در خون را اندازه گیری کنیم. هنگامی که قسمتی از مغز در حال فعالیت باشد اکسیژن رسانی در آن قسمت بیشتر از سایر مناطق است که در این روش آن منطقه با نور قرمررنگ مشخص می شود.
2ـ روش تصویربرداری با مواد رادیواکتیو پوزیترون دهنده یا PET.
روش PETیکی از روش های تصویر برداری در پزشکی هسته ای است، ابزاری قدرتمند و غیر تهاجمی که قادر است از طریق نشان دادن تغییرات متابولیک و عملکردی، اطلاعاتی را در اختیار محققین قرار دهد.

فعالیت الکتریکی مغز
مقیاس الکتریکی شامل روش هایی است که به طور مستقیم از طریق الکترودهایی که برروی سطح پوست سر نصب می شوند، فعالیت مغز را ثبت می کنند.
1ـ الکترو انسفالوگرافی یا نوار مغزی EEG
سیستم الکتروانسفالوگرافی یا نوار مغزی EEG به ثبت فعالیت الکتریکی مغز انسان می پردازد.
2ـ توپوگرافی مستمر
توپوگرافی حالت مستمر یا SST یک روش برای مشاهده و اندازه گیری فعالیت مغز انسان است.
3ـ الکتروانسفالوگرافی مغناطیسی MEG
تکنولوژی الکتروانسفالوگرافی مغناطیسی در فرایند تشخیصی فعالیت های مغز بسیار سریع تر عمل می کند و به دلیل وجود سیگنال های مغناطیسی علاوه بر الکتریکی، کاربرد بیشتری دارد.

سه مغز، یک تصمیم گیرنده
مغز به سه بخش مجزا نیز تقسیم می شود که ساختار سلولی و عملکرد متفاوتی دارند. اگرچه این سه بخش با یکدیگر در ارتباط اند اما هر کدام دارای عملکردی تخصصی است (رن ویس و مورین،2005):
• مغز جدید فکر می کند. داده های منطقی را پردازش کرده و استنباط خود را با مغزهای دیگر به اشتراک می گذارد.
• مغز میانی احساس می کند: احساسات را پـردازش کرده و نتایــج آن را با مغزهای دیگـر به اشتراک می گذارد.
• مغز قدیم تصمیم می گیرد. از داده های دو مغـز دیگر استفاده می کند و ماشه  تصمیم گیری را فشار می دهد.
مغز قدیم یک ارگان بدوی است و با غریزه «جنگ یا گریز» مرتبط است، مغز حفظ بقاست اما آنچه کانون توجه بازاریابی عصبی است تفاوت مغزها و نقش منطق و احساس در تصمیم گیری خرید است. بازاریاب های عصبی احساسات مشتریان را دستکاری می کنند تا دگمه های خرید را در مغز آنها بفشارند.( سه مغز، یک تصمیم گیرنده؛ منبع: رن ویس و مورین(2005) )
کاربردهای بازاریابی عصبی
بازاریابی عصبی یک رویکرد متمایز از بازاریابی است که با یافته ها و اطلاعات جدید از علوم نوین و با تمرکز بر علم اعصاب به تحقیقات بازاریابی می پردازد. امروزه بازاریان در حوزه های تحقیقی متفاوتی از این رشته بهره می برند که مهمترین آنها شامل موارد زیر است:
1ـ بهبود محصولات و جذابیت آنها: نوآوری محصول و بسته بندی محصولات دو زمینه اصلی تحقیقات بازاریابی هستند که بازاریابی عصبی تاثیر عمده ای در این زمینه دارد.
2ـ نورومارکتینگ و نوروبرندینگ: نقش نوروساینس در برندینگ بسیار گسترده است. در واقع روشی که مدیران برای ارائه محصول و فروش آن در نظر می گیرند توسط علوم شناختی و بررسی نقشه مغزی انسان تهیه و در اختیار آنها قرار می گیرد که این امر موجب خواهد شد تا شرکت های تولید کننده محصول یا خدمات به اهداف خود به بهترین نحو ممکن برسند.
3ـ ارتقا تأثیرات تیلیغات تجاری: اینکه چگونه یک تبلیغ، اثربخش عمل می کند و چه مسائلی باعث موفقیت یک تبلیغ نسبت به سایر تبلیغات می شود همیشه سوال برانگیز بوده است.
4ـ خرید: خریداران شمار زیادی از نشانه های حسی ـ بصری را در هنگام خرید دریافت می کنند و در طول مدت خرید با این نشانه ها به خوبی هدایت می شوند ولی معمولا از بیشتر آنها بی اطلاع هستند. عوامل موقعیتی بر قصد آگاهانه خریداران، بسیار تاثیرگذار است.
5ـ آنلاین: در دنیای آنلاین، تبلیغات و خرید رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند. فعال کردن حساب کاربری، پیگیری و دستیابی به اهداف مشتریان در دنیای خرید آنلاین و مجازی بسیار ضروری می باشد.
6_ کاربرد بازاریابی عصبی در بازاریابی ویروسی: بازاریابی ویروسی نوعی انتقال دهان به دهان پیام توسط افراد اسـت که از این طریـق برخی از این پیام های بازاریابی مربوط به شرکت، برند و یا محصولات شرکت از طریق ابزارهای عمومی (غالباً اینترنت) در سطح گسترده ای بین عموم جامعه منتشر می شود (کاپلان و هانلین،2011).
7 _ نورومارکتینگ و بانکداری: نورومارکتینگ امروزه مهمترین ابزار بانک ها برای اثرگذاری مستقیم بر روی مشترینشان است. یکی از مواردی که برای بانک ها حائز اهمیت است جلب اعتماد مشتریان است. نمونه های مختلفی از پروژه های پیشرفته نورومارکتینگ در جهان اجرا شده اند که هدفشان ایجاد اعتماد یا حتی ترمیم اعتماد از دست رفته مشتریان است.

انتقاد به بازاریابی عصبی
آیا ایـن نگرانی باید وجود داشته باشـد که تکنیک هایی که الگوهای ناخــودآگاه مغزی را بررسـی می کننـد، می توانند برای تاثیرگذاری بر مصرف کننده مورد استفاده قرار بگیرند و آنها را به ربات هایی تبدیل کنند که بدون آگاهی و رضایت، کالایی را بخرند؟

در واقع بازاریابی عصبی در میان حامیان مصرف کننده که این نوع بازاریابی را «برندشویی» ترکیبی از «برندسازی و شست و شوی مغزی» نامیده اند، نگرانی هایی را برانگیخته است.

به هـر حال با وجود ایـن انتقادات، این روزهـا تلاش برای اعتیـاد بخشیـدن به ایـن تکنیک ها در دست اقـدام است و بنیــادهایی برای تحقیــق در مـورد شرکت هایی که از ایــن روش بازاریـابی استفـاده می کنند، تشکیل می شوند تا استانداردهایی برای آن ایجاد کنند(نیویورک تایمز)

نتیجه گیری
در دهه گذشته، در توسعه و بسط تکنولوژی در زمینه های مختلف جهش باور نکردنی اتفاق افتاده است و فرصت های بی شماری جهت پژوهش و تحقیق خلق شده است ؛ تحقیقات بازاریابی یکی از این حوزه ها است.
علم عصب شناسی توانایی کشف بیشتر ویژگی هر گروه و بخش بازار بر مبناهای محکم تری به ما می دهد ( braidot, 2005, 217  ) بازاریابی عصبی یک مزیت رقابتی واقعی، در یک بازار به طور فزاینده اشباع ، فراهم می کند (paradeep, 2010,5) مطالعات با استفاده از روش های عصبی تصویر برداری، دیدی نسبت به زمان واقعی پاسخ مصرف کننده به محرک های خاص را فراهم می کند.
این تصویر از یک نام تجاری می تواند احساسات و عواطف را برانگیزد که می تواند قوی تر از خود محصول باشد. به عبارت دیگر تصویر یک نام تجاری قوی، باعث تغییر درک نسبت به محصول می شود ( daragolea et al , 201 )
بازاریابی عصبی رویکردهایی در تحقیقات کمی ارائه می دهد که به وسیله آن می توان اثربخشی تبلیغات را تعیین کرد و در جهت بهبود برندها و مارک های تجاری اقدامات قابل توجهی با کمک درکی بهتر از مصرف کننده و طراحی محصولات مفیدتر انجام داد.

 

نویسنده: فاطمه اکبری دانشکده مدیریت و اقتصاد واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران
دکتر حسین وظیفه دوست دانشیار و عضو هیات علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاداسلامی تهران

فولکس‌واگن: داستان خودروساز 70 ساله

0

 گروه آلمانی فولکس‌واگن بعد از تویوتا بزرگترین تولیدکننده ماشین در جهان است و با ۵۹۰ هزار کارمندش روزانه ۴۱ هزار خودرو تولید می‌کنند.

این گروه در حال حاضر ۱۲ شرکت تابعه دارد که شامل ماشین‌های فولکس‌واگن، آئودی، سئات و اشکودا، مارک‌های لوکسی چون بنتلی، بوگاتی، لامبورگینی، پورشه و دوکاتی و در عین حال ماشین‌های تجاری فولکس‌واگن، اسکانیا و مان می‌شوند.

جای تردید نیست که زمان زیادی از آن روزگار که این شرکت قسمتی از برنامه آدولف هیتلر، رهبر نازی‌ها، برای ماشین‌دار کردن همه خانواده‌های آلمانی بود می‌گذرد. از طرف دیگر حیاتش در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم را تا حد زیادی مدیون ابتکار ایوان هِرست، سرگرد ارتش بریتانیا، است که از برچیده شدن و فروش آن به عنوان غرامت جنگی در پایان جنگ جهانی دوم جلوگیری کرد.
در این گزارش نقاط مهم در تاریخ ۷۸ ساله این شرکت بررسی شده است.

‘خودروی مردم’ و کار اجباری
۱۹۳۷: این شرکت توسط سازمان اتحادیه‌های کارگری حزب نازی که ”جبهه کار آلمان“ نام داشت، بنیان نهاده شد. تعداد آلمانی‌هایی که در آن زمان ماشین شخصی داشتند بسیار کم بود و هدف از تاسیس این شرکت تولید یک ”ماشین مردمی“ بود. بنا به فرمانی که از طرف هیتلر صادر شد، ظرفیت این ماشین دو بزرگسال و سه کودک تعیین شد و باید می‌توانست با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت کند. در عین حال روی ارزان بودن آن هم تاکید شده بود، به شکلی که قیمتش نباید از یک موتورسیکلت بیشتر می‌شد.
کادِاِف-واگن (یا ماشین ”استحکام به‌واسطه مسرت“)، که عمدتا توسط فردیناند پورشه طراحی شده بود، از یک موتور هواخنک استفاده می‌کرد، در سیستم تعلیق آن از فنرهای مفتولی استفاده شده بود، و بدنه آن مانند یک ”سوسک“ شکلی آیرودینامیکی داشت که به خاطر حجم کم موتورش خیلی مهم بود.
۱۹۳۸: نام شرکت از ”گزلشافت زُر وُربرایتونگ دس دویچن فولکس‌واگن“ (انجمن آماده‌سازی ماشین مردمی آلمان) به ”فولکس‌واگن“ تغییر داده شد.
۱۹۳۸: ساخت کارخانه این شرکت در شهر جدید کادِاِف‌شهر؛ نام امروزی این شهر وولفسبورگ است.
۳۳۶ هزار نفر برای خرید این ماشین از طریق پس‌انداز ماهانه ثبت‌نام می‌کنند ولی در زمان شروع جنگ تنها چند نمونه بیشتر آماده نشده بود و هیچ‌کدام به مشتری‌ها تحویل داده نمی‌شود.
۱۹۳۹-۴۵: تولید ماشین شخصی در سال‌های جنگ متوقف می‌شود و این شرکت به تولید ماشین برای ارتش آلمان روی می‌آورد، آن هم با استفاده از ۱۵۰۰۰ نیروی کار اجباری که به اردوگاه‌های اسیران در آن اطراف تعلق دارند. بسیاری از شرکت‌های آلمانی نیروی کار مورد نیاز خود در سال‌های جنگ را به این شیوه تامین می‌کردند. بازماندگان آن دوران در سال ۱۹۹۸ از فولکس‌واگن شکایت کردند که به ایجاد صندوقی برای جبران خسارات منجر شد.

زیر نظر ارتش بریتانیا
مه ۱۹۴۵: فضای کارخانه که به شدت در بمباران تخریب شده تحت کنترل ارتش بریتانیا قرار می‌گیرد تا از آن برای تعمیر ماشین‌آلات نظامی استفاده شود.
اوت ۱۹۴۵: بر اساس مفاد توافق پوتسدام که میان شوروی، آمریکا و بریتانیا منعقد شد، این کارخانه چون در زمان جنگ ادوات جنگی تولید کرده بود با خطر برچیده شدن و فروش در ازای غرامت‌های جنگی مواجه شد، ولی یک سرگرد بریتانیایی به نام ایوان هِرست موفق شد فرماندهان مافوقش را متقاعد کند که این ماشین توانایی‌های بالقوه زیادی دارد.
سپتامبر ۱۹۴۵: دریافت سفارش ساخت ۲۰۰۰۰ دستگاه کادِاِف از طرف ارتش بریتانیا که می‌خواست نیازهای خود برای اداره آلمان در سال‌های بعد از جنگ را برآورده کند.
۱۹۴۶: سطح تولید به ۱۰۰۰ دستگاه در سال می‌رسد و نام این ماشین به فولکس‌واگن تغییر داده می‌شود.
۱۹۴۸: ارتش بریتانیا تصمیم می‌گیرد کارخانه را برای فروش به نمایندگان صنایع خودروسازی آمریکا، استرالیا، بریتانیا و فرانسه عرضه کند ولی کسی حاضر به خرید آن نمی‌شود.
دفتر طراحی فردیناند پورشه، که در نهایت به شرکت پورشه تبدیل شد، از فولکس‌واگن برای استفاده از طراحی ”بیتل“ (فولکس واگن قورباغه‌ای)حق مجوز می‌گیرد. رابطه دو شرکت پورشه و فولکس‌واگن در دهه‌های آتی از طریق یک ساختار قانونی پیچیده ادامه پیدا می‌کند.

رشد در سال‌های بعد از جنگ
۱۹۴۹: اداره فولکس‌واگن تحت مدیریت هاینریش نوردوف به آلمانی‌ها منتقل می‌شود و این شرکت به یکی از عناصر مهم در بازسازی آلمان غربی در سال‌های بعد از جنگ تبدیل می‌شود.۲۰ درصد از سهام این شرکت همراه با حق رای در اختیار ایالت نیدرزاکسن، یعنی جایی که کارخانه اصلی فولکس‌واگن واقع شده، قرار می‌گیرد.
۱۹۵۵: تولیدات کارخانه به شکل چشم‌گیری افزایش پیدا می‌کند و تعداد فولکس‌واگن‌های بیتل فروخته شده به یک میلیون دستگاه می‌رسد.
۱۹۶۴: فولکس‌واگن شرکت ”اتو یونیون“ را خریداری می‌کند که صاحب مارک آئودی است.
۱۹۶۹: فولکس‌واگن شرکت ”ان‌اس‌او موتورن‌ورکه“ را می‌خرد و آن را با اتو یونیون تلفیق می‌کند تا شرکت آئودی امروزی را به عنوان مارکی برای خودروهای لوکس تاسیس کند. هم‌زمان با کاهش تقاضا برای مدل‌های اولیه هواخنک فولکس‌واگن، شرکت آئودی توانایی‌های فنی لازم برای آینده را در اختیار دارد.
۱۹۷۳: با کاهش فروش بیتل، فولکس‌واگن تغییر مسیر می‌دهد و تولید نسل جدیدی از ماشین‌های دیفرانسیل جلو و آب‌خنکی چون پاسات، شیراکو، گلف و پولو را آغاز می‌کند.

توسعه
۱۹۷۵: گروه فولکس‌واگن به عنوان یک شرکت هلدینگ برای اداره شرکت‌های زیرمجموعه این خودروسازی در حال رشد تاسیس می‌شود.
۱۹۸۲: فولکس‌واگن با شرکت خودروسازی اسپانیایی سئات قرارداد همکاری امضا می‌کند. در سال ۱۹۸۶ به سهام‌دار اصلی تبدیل می‌شود و در سال ۱۹۹۰ هم کل سهام سئات را در اختیار می‌گیرد.
۱۹۹۱: فولکس‌واگن با شرکت خودروسازی اشکودا، متعلق به جمهوری چک، قرارداد همکاری امضا می‌کند. اشکودا در سال ۱۹۹۴ و در پی تصاحب ۶۰ سهامش به چهارمین مارک فولکس‌واگن تبدیل می‌شود. سهام فولکس‌واگن در سال ۱۹۹۵ به ۷۰ افزایش پیدا می‌کند.
۱۹۹۸: فولکس‌واگن به تصاحب نام‌های معروف صنایع خودروسازی دست می‌زند و بنتلی، سازنده بریتانیایی خودروهای لوکس، بوگاتی فرانسوی و لامبورگینی، سازنده ایتالیایی خودروهای اسپورت، را خریداری می‌کند.

جدال با پورشه
۲۰۰۵: پورشه سهام خود در فولکس‌واگن را از ۵ به ۲۰ افزایش می‌دهد. در همان زمان کمیسیون اروپا مدعی می‌شود ”قانون فولکس‌واگن“، که نمی‌گذارد هیچ سهام‌داری بیش از ۲۰ حق رای این شرکت را در اختیار داشته باشد، مانع غیرقانونی در برابر انتقال سرمایه در اروپا است و از آلمان به دادگاه اتحادیه اروپا شکایت می‌کند.
۲۰۰۷: پورشه سهام خود در فولکس‌واگن را به ۳۰/۱ افزایش می‌دهد.
۲۰۰۸: تلاش‌های پورشه برای خرید فولکس‌واگن شکست می‌خورد و خودش به مرز ورشکستگی می‌رسد.
۲۰۰۹: فولکس‌واگن ۴۹/۹ سهام بخش خودروسازی پورشه را به ارزش ۳/۹ میلیارد یورو خریداری می‌کند ولی مشکلات بالقوه قانونی باعث متوقف شدن تلاش‌های دو شرکت برای ادغام در یکدیگر می‌شود.
۲۰۱۲: آئودی، یکی از شرکت‌های زیرمجموعه فولکس‌واگن، شرکت موتورسازی ایتالیایی دوکاتی را می‌خرد.
۲۰۱۲: سال‌ها کشمکش بین دو شرکت – و دو خانواده – در پی تصاحب باقی سهام بخش خودروسازی پورشه توسط فولکس‌واگن به پایان می‌رسد و وولفگانگ پورشه، رئیس پورشه، نهایتا از پسرخاله بزرگ‌تر خود فردیناند پیک، رئیس فولکس‌واگن، شکست می‌خورد.
۲۰۱۳: آلمان در پی بازنویسی ”قانون فولکس‌واگن“ در دعوای حقوقی خود با اتحادیه اروپا پیروز می‌شود. بر اساس این قانون جدید، گرفتن تصمیمات مهم به رای ۸۰ سهام‌داران فولکس‌واگن نیاز دارد.
۲۰۱۴: فولکس‌واگن به یکی از بزرگترین شرکت‌های دنیا تبدیل می‌شود. در ۳۱ کشور کارخانه دارد، و محصولاتش در ۱۵۳ کشور دنیا به فروش می‌رسند.
۲۰۱۵: فولکس‌واگن اقرار می‌کند که در آزمایش مربوط به آلاینده‌ها در آمریکا تقلب کرده. به گفته آژانس حفاظت محیط‌زیست ایالات متحده، در موتورهای دیزل بعضی از خودروهایی که در آمریکا فروخته می‌شد دستگاه‌هایی نصب شده بود که با قرار گرفتن در شرایط آزمایشی کارکرد موتور را به شکل مقتضی تغییر می‌دادند تا نتایج بهتری به‌دست آید.

 

خسارت بزرگترین خودروسازی جهان بعد از تویوتا به خاطر دستکاری در سیستم سنجش آلایندگی موتورهای دیزلی

0

 شرکت فولکس واگن یکی از بزرگترین تولیدکنندگان خودروی جهان در ماه‌های گذشته به دلیل دستکاری عمدی در سیستم سنجش آلایندگی موتورهای دیزلی متحمل زیان شده، اما ارزش سهام این شرکت در بازارهای مالی بهبود یافته است.

گزارش مالی شرکت خودروسازی فولکس واگن که ۶ آبان (۲۸ اکتبر)، منتشر شده نشان می‌دهد که طی ماه‌های ژوئیه و سپتامبر سال جاری، شرکت با زیان خالص بیش از یک میلیارد و ششصد میلیون یورو (معادل یک میلیارد و هشتصد و پنجاه میلیون دلار آمریکا) مواجه بوده است. در دوره مشابه سال گذشته، این شرکت نزدیک به سه میلیارد یورو سود کرده بود.
به این ترتیب، زیان شرکت در سه ماهه اخیر به حدود سه میلیارد و پانصد میلیارد یورو (سه میلیارد و هشتصد و چهل میلیون دلار) بالغ می‌شود.

این بالاترین میزان زیان شرکت طی پانزده سال گذشته بوده و علت اصلی آن، پرداخت خسارت به مشتریان زیان دیده از دستکاری عمدی در سیستم سنجش آلایندگی موتورهای دیزلی، فراخواندن حدود یازده میلیون خودرو در جهان برای اصلاح این عیب و پیش‌بینی هزینه پیگرد قانونی علیه شرکت بوده است.

مدیران شرکت فولکس واگن مبلغی نزدیک به هفت میلیارد یورو را برای اصلاح عیب و پرداخت غرامت و جریمه کنار گذاشته‌اند. با اینهمه، امکان دارد هزینه پیگیری‌های حقوقی علیه این شرکت مستلزم کنار گذاشتن منابع بیشتری باشد.
با وجود اعلام زیان در سه ماهه سوم سال میلادی، سهام شرکت فولکس واگن در بازارهای مالی بهبود یافت. در پی افشای رسوایی دستکاری در موتورهای دیزلی، قیمت سهام فولکس واگن به طرز قابل توجهی تنزل کرده بود اما ظاهرا سرمایه گذاران معتقد بودند که زیان ناشی از این مساله به مراتب بیش از آن خواهد بود که اعلام شده است.
این شرکت در گزارش فصلی خود پیش‌بینی کرده است که سود سالانه سال جاری به مراتب کمتر از سال گذشته باشد و وعده داده است که با برطرف شدن مشکلات فعلی، فولکس واگن بار دیگر موقعیت گذشته خود را بازیابد.
ماتیاس مولر، مدیرعامل جدید شرکت فولکس‌واگن، در بیانیه‌ای گفته است که بهبود سهام از یک سو استحکام گروه شرکت‌های فولکس‌واگن را نشان می‌دهد و از سوی دیگر، حاکی از آن است که به تدریج، مساله دستکاری در موتورهای دیزلی “شفافیت بیشتری”پیدا می‌کند. وی افزوده است: “ما هر آنچه را که در توان داریم به کار می‌بریم تا بار دیگر اعتماد مشتریان را جلب کنیم.”
ماه گذشته، سازمان‌های نظارت بر مقررات کاهش آلودگی هوا در آمریکا اعلام کردند که دستکاری عمدی در سیستم تشخیص آلایندگی در یازده میلیون خودرو دیزلی تولیدی شرکت فولکس واگن باعث شده است که نتیجه آزمایش تعیین میزان آلودگی این موتورها کمتر از میزان واقعی نشان داده شود. انتشار تقلب عمدی شرکت برای فریب سازمان‌های تشخیص میزان آلایندگی باعث کاهش چشمگیر در ارزش سهام این شرکت و کناره‌گیری مدیرعامل آن شد.

گروه صنعتی فولکس واگن یک شرکت آلمانی است و در طراحی، تولید و توزیع خودروهای سواری و تجاری، موتور سیکلت، انواع موتور و همچنین برخی دیگر از فعالیت‌های تولیدی و مالی در نقاط مختلف جهان فعالیت دارد. از لحاظ تعداد خودرو تولیدی، فولکس واگن در کنار تویوتا ژاپن و جنرال موتورز آمریکا در رده اول جهانی قرار دارد.
علاوه بر خودروهایی با مارک فولکس واگن، این شرکت تولیدکننده چند مدل دیگر خودرو از جمله بنتلی، بوگاتی، لامبورگینی، سیات و اشکودا نیز هست و سهام اکثریت چند شرکت خودروسازی مهم دیگر از جمله آئودی را در اختیار دارد.

این شرکت از طریق سرمایه گذاری مستقیم، مشارکت محلی یا اعطای لیسانس توانسته است مراکز صنعتی متعددی را در کشورهای مختلف برای تولید انواع مدل‌های فولکس واگن راه‌اندازی کند. فولکس واگن در سال ۱۹۳۷ با هدف تولید “خودرو مردمی” تاسیس شد و شهرت اولیه خود را مدیون طراحی و ساخت اتومبیل کوچک و کم مصرفی بوده که به “سوسکی” یا “لاک پشتی” یا “قورباغه‌ای” معروف شد و شهرت جهانی یافت..

ممنوعیت واردات کالاهایی که در داخل تولید می شوند

0
واردات

 تازه ترین فهرست کالاهای ساخت داخل از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت اعلام شد. این فهرست در جهت مصوبه معاون اول رئیس‌جمهوری در سه گروه فعالیت صنعتی شامل «صنایع برق و الکترونیک»، «ماشین‌آلات و صنایع خودرو» و «صنایع فلزی و لوازم خانگی» و دو گروه مرتبط با «شرکت‌های پیمانکاری طراحی، تدارک و ساخت» و فهرست «اقلام و سازندگان ایرانی تجهیزات نیروگاه‌های سیکل ترکیبی» منتشر شده است.

این مصوبه 19 مرداد ماه از سوی معاون اول رئیس‌جمهوری ابلاغ شد و براساس آن 11 وزارتخانه و سازمان شامل «وزارت صنعت، معدن و تجارت»،‌ «وزارت امور اقتصادی و دارایی»، «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی»، «وزارت نفت»، «وزارت نیرو»، «وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح»، «وزارت جهاد ‌کشاورزی»، «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی»، «سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور» و «سازمان صدا و سیما» ملزم به تهیه فهرست تکمیلی کالاهای مشمول ممنوعیت خرید خارجی دارای مشابه تولید داخل توسط دستگاه‌های دولتی شدند.
پیش از این نیز براساس تصمیم هیات وزیران در جلسه ۳ / ۲ / ۱۳۹۳ خرید کالاهای خارجی (اعم از کالاهای ساخته شده، قطعات، ملزومات، تجهیزات و… تحت هر عنوان) دارای تولید مشابه داخلی توسط دستگاه‌های دولتی ممنوع شده بود.
اما به گفته برخی فعالان صنعتی عدم اجرای صحیح قانون حداکثر‌سازی توان تولید داخلی، موجب شد تا این مصوبه اثربخشی لازم را برای تقویت بخش تولید نداشته باشد.

براساس قانون ابلاغ شده فهرست کالاهای تولید داخل با همکاری انجمن‌های تولیدی هر 6 ماه یک‌بار به ‌روزرسانی می‌شود.

از سوی دیگر، براساس قوانین کشور موانع غیرتعرفه‌ای برای تجارت خارجی در نظر گرفته نخواهد شد و واردات کالاها منوط به اخذ مجوز نخواهد بود و تنها در صورتی که شرکت‌ها یا دستگاه‌های دولتی بخواهند اقدام به واردات کالایی کنند، باید از وارد کردن کالاهایی که تولید مشابه داخل دارد و فهرست آن اعلام شده، خودداری کنند.

مصوبه ممنوعیت خرید کالاهای خارجی مشابه تولید داخل همزمان با سیاست جدید نظام مبنی بر استفاده نکردن از کالاهای خارجی، مجددا مورد تاکید قرار گرفت. مطابق مصوبه ابلاغ شده خرید کالاهای خارجی مشابه تولید داخل، برای تمامی دستگاه‌های دولتی و نهادهایی که به نحوی از بودجه عمرانی استفاده می‌کنند، ممنوع است.

همزمان با تاکید بر اجرای کامل این مصوبه، برخی از وزارتخانه‌ها دستورالعمل‌هایی نیز در این خصوص در نظر گرفته‌اند که می‌توان به تشکیل کمیته‌ای به منظور بررسی خریدهای خارجی، جمع‌آوری فهرست خریدها و اخذ تصمیم مجدد در این خصوص از سوی کمیته مزبور اشاره کرد.

صنایع اولویت‌بندی شده
فهرست اعلام شده از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت، در سه گروه صنعتی شامل «صنایع برق و الکترونیک»، «ماشین‌آلات و صنایع خودرو» و «صنایع فلزی و لوازم خانگی» تهیه شده که برای «صنایع برق و الکترونیک» 165 گروه کالایی در نظر گرفته شده که به سه بخش «صنایع پزشکی»، «برق» و «الکترونیک» تقسیم می‌شود.
در گروه ماشین‌آلات و صنایع خودرو نیز 328 گروه کالایی در زیرمجموعه‌های مختلف در نظر گرفته شده که در این خصوص می‌توان به گروه «مخازن»، «سازه‌های فلزی و سوله»، «ایرکولر، ایر‌هیتر و مبدل حرارتی»،«دیگ و مولد برق»، «رآکتور»، «تجهیزات اتصال مواد»، «تجهیزات سرد سلولزی»، «انواع کوره»، «تجهیزات نیروگاه گازی، سیکل ترکیبی،برق آبی و توربین بادی»، «توربو کمپرسور‌های صنعتی اتصالات لوله»، «پمپ»، «شیرآلات فولادی»، «برج‌های فرآیندی»، «تجهیزات حفاری»، «بازیافت»، «پوشش‌های صنعتی»، «تجهیزات جداسازی»، «لانچر و ریسیور»، «سایر تجهیزات صنعتی»، «ماشین‌آلات و ادوات کشاورزی»، «ماشین‌آلات صنایع غذایی»، «ماشین‌آلات صنایع دارویی»، «ماشین ابزار و قالب‌های صنعتی»، «ماشین‌آلات خطوط تولید»، «ابزار‌آلات دستی»، «سایر ماشین‌آلات»، «صنایع نساجی»، «صنایع نیرو‌محرکه و خودرو»، «صنایع شیمیایی و سلولزی»، «صنایع غذایی» و «صنایع دارویی و بهداشتی» اشاره کرد.
اما برای گروه «صنایع فلزی و لوازم خانگی» نیز 45 ردیف کالا در نظر گرفته شده که در این خصوص می‌توان به «چیلر جذبی تک اثره و دو اثره، چیلر تراکمی»، «مشعل‌های گازسوز، گازوئیل‌سوز‌ و چندگانه‌سوز (خانگی و صنعتی)»، «دیگ‌های آبگرم فولادی و چدنی حرارت مرکزی»، «پکیج شوفاژ (آبگرم بهداشتی و گرمایشی)»،‌ «شیر و ترموستاتیک رادیاتور»، «رادیاتور فولادی، آلومینیومی و چدنی (پره‌ای، پانلی و قرنیزی)» و… اشاره کرد.

معرفی شرکت‌ها و سازندگان ایرانی
علاوه بر سه گروه صنعتی اعلام شده از سوی وزارت صنعت،معدن و تجارت این وزارتخانه فهرست سازندگان و تولیدکنندگان ایرانی را نیز در دو گروه شامل فهرست اقلام و سازندگان ایرانی تجهیزات نیروگاه‌های سیکل ترکیبی و فهرست شرکت‌های پیمانکاری طراحی، تدارک و ساخت اعلام کرده است. در فهرست اقلام و سازندگان ایرانی تجهیزات نیروگاه‌های سیکل ترکیبی 8 بخش در نظر گرفته شده که شامل «اجزا و قطعات توربین‌های گازی و بخار»، «مجموعه‌های تولید بخار و کوره»، «سیستم خنک‌سازی آب اصلی و کمکی”، «متفرقه”، «تجهیزات برقی» و «پیمانکار مشاور» می‌شود.
اما برای گروه «شركت‌های پیمانكاری طراحی، تدارك و ساخت» نیز 21 شرکت در سه حوزه صنعتی و معدنی، حوزه نیروگاهی و حوزه نفت، گاز و پتروشیمی توسط سازمان مدیریت صنعتی به منظور به‌کارگیری و استفاده از خدمات آنها در پروژه‌های مختلف در گروه‌های (A،B،C و D) و (A،B،C و D پلاس) رتبه‌بندی شده‌اند که این رتبه‌بندی این امکان را برای استفاده از توان تولیدی و خدماتی در تامین نیازمندی‌های كشور، درخصوص لزوم ارجاع كار به شركت های ایرانی به‌وجود می‌آورد.

کسری بودجه در انتظار اقتصاد ایران

0

 با وجود افزایش سهم مالیات در اقتصاد ایران غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون بودجه مجلس معتقد است بودجه سال جاری 35 هزار میلیارد تومان کسری خواهد داشت.

جعفر قادری نماینده مجلس در پاسخ به این پرسش که آیا دولت می تواند با فشار مالیاتی کمبود منابع را جبران کند، می گوید: اقتصاد کشور هم اکنون در شرایط رکودی است و فشار مالیاتی رکود را تشدید می کند
هرچند دولت و مجلس در زمان تدوین و تصویب بودجه 94 به دلیل کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی وسواس زیادی برای تعیین این نرخ به خرج دادند اما به اعتقاد کارشناسان کاهش قیمت نفت فراتر از پیش بینی ها، کسری بودجه را گریبانگیر دولت خواهد کرد.

بنابر گزارش ایرنا خبرگزاری رسمی دولت، با وجودی که دولت بودجه سال جاری را با سقف کلی 837 هزار و 907 میلیارد تومان به مجلس شورای اسلامی ارایه کرد اما در نهایت نمایندگان مجلس پرونده بودجه سال جاری را با رقم 844 هزار میلیارد تومان بستند.

البته دولت در حالی رقم سقف کلی 837 هزار و 907 میلیارد تومانی را برای لایحه بودجه در نظر گرفته بود که این رقم نسبت به مصوب 803 هزار و 348 میلیارد تومانی سال 93 با رشد 4.3 درصدی همراه شد اما در نهایت بودجه سال جاری با تصویب مجلس از رقم مذکور نیز فراتر رفت.
هرچند همواره بخش عمده ای از درآمدهای کشور متکی به نفت است اما با توجه به کاهش قیمت این ماده سیاه در بازارهای جهانی دولت تلاش کرد تا بخش عمده بودجه سال جاری را از محل واگذاری دارایی های سرمایه ای، مالی و مالیات تامین کند ضمن آنکه همانگونه که در برنامه پنجم و چشم انداز پیش بینی شده هر سال باید حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از وابستگی بودجه به نفت کاهش یابد.
بنابراین دولت با توجه به برنامه پنجم توسعه و شرایط حساس سیاسی و اقتصادی کشور از همان ابتدای تنظیم بودجه سهم درآمد های نفتی را در بودجه سال 1394 نسبت به سال 93 کاهش داد و حتی سهم این منابع را به یک سوم منابع عمومی دولت رساند.

محمدباقر نوبخت رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در زمان تنظیم لایحه بودجه 94 گفته بود که این کاهش وابستگی که به دلیل فشارهای اقتصادی و در راستای اقتصاد مقاومتی بوده عمده ترین تفاوت بودجه سال های 1393 و 1394 است.

بنابراین درآمدهای ناشی از نفت و فرآورده های آن در لایحه بودجه سال جاری 71 هزار میلیارد تومان پیش بینی شده بود که حدود 7.8 درصد نسبت به 77 هزار میلیارد تومان سال 93 کاهش داشت.
اما به رغم پیش بینی های دولت در زمان تنظیم بودجه کاهش قیمت نفت در سال 94 تشدید شد به طوری که قیمت سبد نفتی اوپک از 115 به 85 دلار و در حال حاضر به حدود 48 دلار کاهش یافته که این کاهش قیمت برای کشورهای تولیدکننده ی نفت می تواند دارای اثرات زیان باری باشد.
برهمین اساس دولت تصمیم گرفت در زمان تنظیم بودجه و با کاهش قیمت نفت، قیمت پایه 72 دلاری را در بودجه 94 در نظر گیرد ولی در همان زمان نیز وزیر امور اقتصادی و دارایی گفته بود دولت خود را برای فروش نفت ۴۰ دلاری آماده کرده است.

با سقوط قیمت نفت به رغم پیش بینی دولتمردان اما تحقق درآمدهای نفتی با ابهام مواجه شده و کمترین تأثیرآن نیز کسری بودجه است.

اما در همین حال معاون مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران چندی پیش اعلام کرد که برای نخستین بار در 50 سال گذشته، درآمد مالیاتی ایران از درآمد نفتی آن پیشی گرفت و این کشور موفق به کاهش وابستگی خود به درآمد نفتی گردید.
علی کاردور اظهار داشت: استراتژی اقتصادی دولت یازدهم به طور چشمگیری از وابستگی کشور به نفت کم کرد و در عوض مالیات بیشتری جمع آوری شد.
وی افزود: تنها 10 درصد تولید ناخالص داخلی ایران هم اکنون وابسته به نفت است و تقریبا 20 درصد درآمدهای نفتی به صندوق ذخیره ارزی واریز می شود تا از آن برای اهداف توسعه کشور استفاده شود.
اما با وجود افزایش سهم مالیات در اقتصاد ایران غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون بودجه مجلس معتقد است بودجه سال جاری 35 هزار میلیارد تومان کسری خواهد داشت.
وی گفت: پیش بینی بنده در مورد عدم تحقق بودجه در سال جاری این است که منابع حدود 185 هزار میلیارد تومان باشد و از رقم 220 هزار میلیارد تومان پیش بینی بودجه به اندازه 35 هزار میلیارد تومان فاصله بگیرد.
تاجگردون افزود: احتمال عدم تحقق تا 35 هزار میلیارد تومان از محل سایر درآمدها از جمله مالیات وجود دارد و بخشی از آن مربوط به عدم تحقق فروش نفت است که البته میزان آن کمتر است.
اما حسین راغفر اقتصاددان گفته است: پیش بینی نفت ۷۲ دلاری در لایحه بودجه 94 کاملا خوشبینانه بوده و در صورت تداوم روند کنونی ممکن است قیمت هر بشکه نفت حتی به ٤٠ دلار نیز برسد.
وی ادامه داد: هر چند دولت مدعی است که ٩٠ درصد درآمدهای نفتی تامین شده و کاهش قیمت روی این بخش تاثیری نداشته است، اما معتقدم این مساله صحیح نیست و تا پایان سال جاری با ٣٥ هزار میلیارد تومان عدم تحقق منابع رو به رو خواهیم شد البته این سخن راغفر به این معنی است که منطق لایحه بودجه سال ١٣٩٤ با کسری روبه روست.

جعفر قادری یکی از اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در گفت و گو با خبرنگار ایرنا، در خصوص وضعیت کسر بودجه در سال جاری؛ گفت: خوش بینی دولت به درآمدها به خصوص درآمدهای نفتی در زمان تنظیم بودجه منجر به کسری شده است.

وی با بیان آنکه، نرخ نفت در بودجه سال 94 رقم بالایی در نظر گرفته شده بود، اظهار داشت: برآوردها نشان می دهند میزان کسر بودجه امسال بیش از رقم 35 هزار میلیارد تومان است.
وی تصریح کرد: با توجه به کاهش قیمت نفت مسلم است که میزان درآمدها کمتر از پیش بینی هاست و معمولا دولت ها در این زمان با کاهش اعتبارات عمرانی و بخشی از اعتبارات هزینه ای سعی در جبران کمبود منابع دارند.
این نماینده مجلس ادامه داد: مجلس معمولا ارقامی که دولت در لایحه بودجه ارایه می کند را با عددی بالاتر تصویب می کند که این امر در نهایت منجر به کمبود منابع می شود.
قادری در پاسخ به این پرسش که آیا دولت می تواند با فشار مالیاتی کمبود منابع را جبران کند، گفت: اقتصاد کشور هم اکنون در شرایط رکودی است و فشار مالیاتی رکود را تشدید می کند.
وی با بیان آنکه دولت باید در این شرایط پایه های مالیاتی را افزایش دهد، ادامه داد: دولت می تواند از این طریق هم درآمدهای مالیاتی را افزایش دهد و هم فشار مالیاتی ایجاد نکند.
این عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در مورد راهکار برون رفت از این مشکل، گفت: دولت باید تلاش کند تا بخشی از دارایی های خود را واگذار تا از این طریق هم منابع مناسبی کسب و هم مالیات دریافت کند ضمن آنکه با این روش به تحرک اقتصادی نیز کمک می کند.

البته برخی از کارشناسان اقتصادی راهکار جبران کسری بودجه را افزایش نرخ دلار و درآمد مالیاتی می دانند و به بانک مرکزی توصیه می کنند که با افزایش نرخ ارز در بازار به نوعی کسری بودجه را جبران کند.

در همین حال خدیجه نصراللهی کارشناس مسایل اقتصادی در خصوص راهکارهای جبران کسری بودجه، گفت: به طور کلی کاهش و یا افزایش قیمت نفت یک خاصیت بازار است و نمی توان از کاهش چند دلاری قیمت نفت احساس نگرانی کرد؛ همان طور که افزایش قیمت چند دلاری نیز موجب خوشحالی نخواهد شد.
این درحالی است که در سال های اخیر شاهد نوسان قیمت جهانی نفت به دلایل مختلف هستیم مثلا در یکی دو سال گذشته قیمت نفت به ۱۲۰ دلار رسید اما هم اکنون این نرخ به حدود 48 دلار رسیده است.
وی در خصوص تاثیرات کاهش قیمت نفت در اقتصاد ایران، گفت: بخش عمده ‏ای از درآمد دولت از درآمدهای نفتی تامین می‏شود، بنابراین، کاهش قیمت نفت درآمدهای دولت را به شدت کاهش می‏دهد و از این طریق پروژه‏ های عمرانی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. افت بهای نفت در بازارهای جهانی طرح های اقتصادی دولت را تحت تاثیر قرار خواهد داد. زمانی که پروژه ‏های نفتی با مشکل مواجه ‏شوند، بقیه صنایع را نیز تحت تاثیر قرار می دهند.
در حالت طبیعی بخشی از درآمدهای دولت در بخش سرمایه گذاری در صنعت نفت هزینه می‏شود و زمانی که بودجه دولت کاهش می‏ یابد، سرمایه گذاری در صنعت نفت و به تبع آن سرمایه گذاری در سایر صنایع کاهش می‏ یابد که این امر مشکلات عدیده‏ ای را برای اقتصاد کشور به وجود می ‏آورد.
نصراللهی اظهار داشت: بخشی از بودجه به نفت متکی و به نفت وابسته است. بنابراین، با کاهش قیمت نفت کسری بودجه کاملاً اتفاق خواهد افتاد. برآوردها نشان می دهد با صادرات فعلی نفت درآمد ارزی روزانه فروش نفت مشخص است و دولت براساس آن مخارج ارزی اش را بابت واردات کالا و خدمات بسته است لذا هرگونه کاهش سبب کسری بودجه خواهد شد.
به گفته این کارشناس، عدم کنترل نرخ ارز، کاهش ارزش پول ملی، گسترش پدیده تورم و افت ذخایر ارزی خارجی از دیگر تبعات کاهش جهانی قیمت نفت بر اقتصاد کشورمان است.
با توجه به اینکه دولت بسته رونق اقتصادی را در هفته های اخیر برای فعال کردن بخش تولید رونمایی کرده، پیش بینی منابع دست یافتنی برای کمک به خروج اقتصاد از رکود و اجرای درست برنامه ها بسیار مهم است بنابراین دولت باید وضعیت بازار نفت را به دقت رصد کند و به راهکارهای کاهش کسری بودجه حساسیت نشان دهد.

آغاز رقابت نفتي ايران و اعراب در بازار چين

0

 پس از ركوردشكنی صادرات میعانات گازی ایران به چین، حجم فروش و صادرات نفت خام ایران به این كشور بزرگ آسیایی با افزایش قابل توجه روبرو شده است.

بر این اساس در ماه اوت سال جاری میلادی حجم صادرات نفت خام ایران با افزایش بی سابقه 61 درصدی به 192 هزار بشكه در روز افزایش یافت تا ایران به ششمین كشور تأمین كننده نفت خام چین تبدیل شود. در حال حاضر عربستان سعودی با 15 درصد، عراق و آنگولا هر یك با 13 درصد، روسیه 12 درصد، عمان با 10 درصد و ایران با 8 درصد از بزرگترین صادركنندگان نفت خام به چین در ماه اوت سال 2015  میلادی به شمار می روند.
چین در ماه اوت سال جاری میلادی بیش از 6 میلیون و 288 هزار بشكه نفت خام وارد كرده كه در مقایسه با مدت زمان مشابه سال گذشته حجم واردات طلای سیاه این كشور آسیایی بیش از 5 درصد افزایش یافته است. ازسوی دیگر با فروكش كردن بحران اقتصادی در چین، حجم واردات نفت خام این كشور آسیایی در ماه اوت در مقایسه با ماه قبل از آن بیش از 332 هزار بشكه افزایش یافته كه در بین كشورهای نفتخیز، ایران بیشترین افزایش صادرات نفت را به چین داشته است.

در این مدت حجم صادرات نفت عربستان سعودی با كاهشی یك درصدی به 924 هزار بشكه در روز رسیده، اما حجم صادرات طلای سیاه آنگولا با افزایشی حدود 9 درصدی به 832 هزار بشكه در روز رسیده است.

صادرات نفت عراق به عنوان یكی از مهمترین رقبای نفتی ایران در اوپك و بازار نفت، به چین با افزایشی 25 درصدی به 799 هزار بشكه در روز رسیده است. در ماه اوت سال جاری میلادی حجم صادرات نفت خام روسیه به چین با ثبت رشدی 11 درصدی به 658 هزار بشكه و صادرات نفت عمان هم با افزایشی ناچیز همراه بوده است. براساس گزارشی كه مدیریت امور اوپك و ارتباط با مجامع انرژی وزارت نفت ایران منتشر كرده است، بیشترین حجم صادرات نفت به چین در ماه اوت سال 2015میلادی مربوط به میدان نفتی یاران بوده به طوری كه حجم فروش طلای سیاه به این كشور آسیایی افزایش بی سابقه 61 درصدی را تجربه كرده است. در این مدت حجم صادرات روزانه نفت خام ایران به 192هزار بشكه در روز رسیده و در مجموع هم اكنون ایران سهمی هشت درصدی را از بازار نفت خام چین در اختیار گرفته است.

 در همین حال، پیش بینی می شود با توجه به مذاكرات جدید نفتی ایران و چین و احتمال لغو تحریمها، به زودی حجم فروش طلای سیاه ایران به بزرگترین بازار نفت جهان با افزایش بیشتری روبرو شود.

 روسيه و عربستان به توليد نفت ادامه خواهند داد
روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی درخصوص تداوم فعالیتهای نفتی روسیه و عربستان به رغم كاهش قیمت نفت نوشت: روسیه و عربستان دو تولیدكننده بزرگ نفت جهان در روزهای گذشته به طور ضمنی اعلام كردند كه از سطوح بالای تولید نفت خام كه باعث شده قیمت نفت سقوط كند عقب نشینی نخواهند كرد.
روسیه اعلام كرده است، در ماه سپتامبر در بالاترین سطح پس از سقوط شوروی سابق و به طور متوسط روزانه ده میلیون و 741 هزار بشكه نفت تولید كرده است. تولید نفت این كشور نسبت به ماه اوت 4/0 درصد رشد نشان می دهد. علی النعیمی، وزیر نفت عربستان نیز در همان روز اعلام كرد كه كشورش به سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز ادامه خواهد داد و این کشور به توسعه منابع انرژی متعهد است. بزرگترین صادركننده نفت جهان تولید نفت خود را طی چند ماه گذشته بالاتر از سطح ده میلیون بشكه در روز حفظ كرده است.
حتی به رغم نشانه های ضعف در تولید نفت آمریكا، عرضه نفت این دو كشور بر وضعیت اشباع بازار جهانی نفت می افزاید. در یك سال گذشته به دلیل اینكه مازاد عرضه روزانه دو میلیون بشكه بالاتر بوده، قیمت نفت بیش از50 درصد كاهش یافته است.
در همین حال اوپك به طور ضمنی اعلام كرده تنها در صورتی كه دیگر عرضه كنندگان بزرگ همچون روسیه به فرآیند كاهش تولید بپیوندند كاهش عرضه خود را بررسی خواهد كرد و در این میان برخی از اعضای اوپك برای جلب نظر روسیه به كاهش تولید تلاش هایی را انجام داده اند. علی النعیمی، وزیر نفت عربستان در كنفرانس گروه 20 در تركیه، مجدداً از كشورهای غیرعضو اوپك خواست به ایجاد ثبات در بازار كمك كنند اگرچه از روسیه نامی نبرد.
وزیر نفت عربستان افزود: از دهه 70 میلادی تاكنون این صنعت نوسانات شدیدی را در قیمت نفت تجربه كرده كه روی سرمایه گذاریها در بخش نفت و انرژی و تداوم آن تأثیر گذاشته است. این وضعیت ناپایدار نه به نفع تولیدكنندگان و نه به نفع كشورهای مصرف كننده است و كشورهای گروه 20می توانند برای ایجاد ثبات در بازار نفت مشاركت داشته باشند.
این درخواست النعیمی در شرایطی است كه ابزار متعارف اوپك برای باال بردن قیمتها (كاهش عرضه) بدون كمك دیگر كشورها در دوران اشباع كنونی بازار بی فایده شده است.  بودجه عربستان كه برای تأمین 90 درصد درآمدهای خود به صادرات نفت وابسته است نیز در این میان لطمه خورده است. صندوق بین المللی پول پیش بینی می كند كه دولت عربستان امسال دچار كسری بودجه حدوداً19.5درصدی در مقایسه با كسری 3.4 درصدی در سال گذشته خواهد شد.

بهای نفت همچنین به اقتصاد روسیه كه فروش نفت و گاز طبیعی بیش از دوسوم درآمدهای این كشور را تأمین می كند، لطمه زده است. كاهش قیمت نفت به همراه تحریمهای غرب و كاهش ارزش روبل، در حال حاضر روسیه را به سمت ركودی پیش برده كه بانك جهانی انتظار دارد در سال جاری اقتصاد روسیه را 3.8 درصد تنزل دهد.

آركادی وركوویچ، معاون نخست وزیر روسیه در ماه سپتامبر هرگونه كاهش را رد كرده و گفت: عرضه نفت روسیه تنها در صورتی كاهش خواهد یافت كه قیمت نفت برای یك دوره طولانی پایین بماند.
وی اعلام داشته است كه تولید نفت این كشور كاهش چندانی نخواهد داشت. كریستوفر ویفر از اعضای مؤسس شركت مشاور انرژی مستقر در مسكو گفته است: روسیه رویكرد متفاوتی نسبت به كشورهای اوپك دارد و سعی دارد تا جایی كه می تواند نفت تولید كند و سپس به عواقب قیمت بپردازد.

هیچ احتمالی درخصوص همكاری روسیه با اوپك در مورد مدیریت عرضه نفت وجود ندارد و احتمال پیوستن روسیه به اوپك صفر است.

12كشور عضو اوپك در ماه نوامبر گذشته سیاست دفاع از سهم بازار خود را به وسیله حفظ سقف تولید به رغم اشباع بازار حفظ كردند.این سیاست به قیمتها به شدت لطمه زد و باعث شد كشورهایی همچون ونزوئلا و نیجریه كه به درآمد نفتی به شدت وابسته هستند برای تأمین هزینه های عمومی خود دچار مشكل شوند.
بنابه اظهارات آنتون سیلونوف، وزیر دارایی روسیه، قیمت نفت با سرعتی كه پس از بحران مالی سال 2008 بهبود یافت احیا نخواهد شد. قیمت نفت به طور متوسط در سال 2016 حدود 50 دلار در هر بشكه و در سال 2017 به طور متوسط 52 دلار در هر بشكه خواهد بود.
پاول كوشنیر تحلیلگر نفتی دویچه بانك در مسكو معتقد است، كاهش قیمت نفت تأثیر چندانی روی برنامه های تولید در روسیه نداشته است. دویچه بانك برآورد می كند عرضه نفت روسیه در سال جاری به طور متوسط حدود 10 میلیون و 600 هزار بشكه در روز خواهد بود كه بالاتر از تولید روزانه 10 میلیون و 580 هزار بشکه ای سال گذشته است.
این سطح تولید از زمان سقوط شوروی سابق تاكنون مشاهده نشده است.

بزرگترین نیروگاه خورشیدی جهان در مراکش

0
نیروگاه خورشیدی

 ماه آینده مرحله‌ی اول یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های دولت مراکش یعنی نیروگاه خورشیدی این کشور شروع به کار می‌کند. مساحت کلی این پروژه از مساحت پایتخت مراکش یعنی شهر رباط نیز بزرگ‌تر خواهد بود.

فاز اول پروژه‌ بزرگ و ملی دولت مراکش به اسم نور ۱ در منطقه‌‌ی Ouarzazate در نزدیکی شهر رباط ساخته شده. این سایت شامل ۵۰۰ هزار آینه‌ هلالی شکل است که ارتفاع هر کدام از این آینه‌ها به ۱۲ متر می‌رسد. این آینه‌ها پرتو‌های خورشید را در طول روز دنبال و انرژی جذب شده را به وسیله‌ی سیال انتقال‌‌دهنده‌ی گرما با دمایی نزدیک به ۳۹۳ درجه‌ سانتیگراد به مخزن آب منتقل می‌کنند. بدین ترتیب با کمک توربین بخار و بخار آب ایجاد شده انرژی الکتریسیته تولید می‌شود.

ظاهرا تا سال ۲۰۲۰ و با کامل شدن این نیروگاه، این سیستم می تواند نصف نیاز انرژی این کشور را برطرف نماید. البته این نیروگاه با اتمام فاز دو و سه آن که تا سال ۲۰۱۷ تمام می شود، می تواند ۵۸۰ مگاوات برق تولید کند که این مقدار برای یک میلیون خانه کافی است.

نیروگاه نور ۱ به تنهایی قادر به تولید ۱۶۰ مگاوات انرژی خواهد بود؛ دولت مراکش تولید ۵۸۰ مگاوات انرژی تا سال ۲۰۲۰ را در سر دارد. بنابراین در این سال انرژی‌‌های تجدید پذیر، تامین حدود ۵۰ درصد از انرژی این کشور را تامین خواهد کرد که برابر با برق میلیون‌ها خانوار مراکشی است. کاهش وابستگی کشور مراکش به واردات انرژی یکی از دلایل اصلی این اقدام از سوی دولتمردان مراکشی به حساب می‌آید. این کشور در حال حاضر ۹۴ درصد از نیاز داخلی خود را با واردات انرژی رفع می‌کند. بنابراین با انجام این پروژه کشور مراکش نه تنها به یکی از پیشروان انرژی‌های تجدیدپذیر در قاره‌ی آقریقا تبدیل خواهد شد، بلکه می‌تواند سهم زیادی از انرژی مورد نیاز خود را برای مصرف داخلی نیز تامین کند.
پروژه نور ۱ با ظرفیت ۱۶۰ مگاوات توان از نوع آیینه‌های سهموی است. این پروژه در استان ورزازات در ۲۰۰ کیلومتری جنوب شهر مراکش در کشور مراکش قرار گرفته است.

نور ۱ توسط تیم مشترکی از شرکت‌ها طراحی و ساخته شده است. کارهای عملیاتی از ماه جون سال ۲۰۱۳ شروع شده است. این نیروگاه دارای سیستم ذخیره انرژی خورشیدی با ۲ تانکر نمک مذاب است که ۳ ساعت ذخیره انرژی را امکان‌پذیر می‌کند.

۵۳۰۰۰۰ عدد آیینه سهموی که توسط شرکت FLABEG FE تهیه شده‌اند در این نیروگاه کار گذاشته شده‌اند و بقیه از شرکت‌های دیگر مانند زیمنس و داوترم و غیره تهیه شده‌اند.
این درحالی است که نیروگاه‌های نور ۲ و ۳ نیز با برنده شدن ۲ میلیارد یورو سرمایه‌گذاری بین‌المللی در حال طراحی و پایه‌گذاری است. عربستان سعودی با به عنوان کارفرمای اصلی این طرح شناخته شده است و طبق برنامه‌ها باید تا سال ۲۰۱۷ انرژی از این نیروگاه‌ها گرفته شود.

مقالات محبوب