دستاورد صنعت / صنعت متانول ایران در سه دهه گذشته مسیری را طی کرده که از یک واحد ۸۴ هزار تنی در پتروشیمی شیراز آغاز شد و به ظرفیت اسمی بیش از ۱۵.۷ میلیون تن در سال رسید. موتور این توسعه، گاز طبیعی ارزان، میدان گازی پارس جنوبی و بازار جهانی متانول بود؛ بازاری که در دهه ۱۳۸۰ با رشد شدید تقاضای چین و قیمتهای بالای متانول، بازده سرمایهگذاری قابل توجهی ایجاد میکرد. اما همزمان با ورود موج بزرگ واحدهای ایرانی به مدار تولید، شرایط بازار جهانی تغییر کرد، چین به بازیگر مسلط بازار تبدیل شد، قیمت متانول کاهش یافت و محدودیت گاز در ایران شدت گرفت. اکنون گزارشی از مرکز پژوهشهای مجلس، این صنعت را در نقطهای توصیف میکند که ادامه رویکرد پروژهمحور و توسعه ظرفیتهای جدید بدون بازنگری در سیاست خوراک و توسعه زنجیره پاییندستی، میتواند مزیت اقتصادی آن را بیش از پیش کاهش دهد.
صنعتی که با گاز پارس جنوبی متولد دوباره شد
تاریخ صنعت متانول ایران به سال ۱۳۶۹ بازمیگردد؛ زمانی که واحد متانول پتروشیمی شیراز با ظرفیت اسمی ۸۴ هزار تن در سال به بهرهبرداری رسید. دومین واحد تولیدکننده متانول نیز در سال ۱۳۷۸ در پتروشیمی خارک و با ظرفیت اسمی ۶۶۰ هزار تن در سال وارد مدار شد.
با این حال، تا پیش از توسعه میدان گازی پارس جنوبی، متانول در اولویت اصلی توسعه صنعت پتروشیمی ایران قرار نداشت. خوراک غالب صنعت پتروشیمی در دهههای ۱۳۴۰ تا اواخر دهه ۱۳۷۰، خوراکهای مایع مانند نفتا و مایعات گازی بود و از سوی دیگر تقاضای داخلی قابل توجهی برای متانول وجود نداشت. واحدهای مصرفکننده داخلی نیز در آن زمان محدود بودند.
نقطه عطف صنعت، توسعه میدان گازی پارس جنوبی بود. بر اساس گزارش، این میدان که با بخش قطری خود با نام گنبد شمالی شناخته میشود، حدود ۳۰ درصد ذخایر گازی جهان را در خود جای داده است. بهرهبرداری از فازهای پارس جنوبی، حجم قابل توجهی گاز طبیعی را در اختیار اقتصاد ایران قرار داد و زمینه توسعه صنایع گازمحور را فراهم کرد.
در دهه ۱۳۸۰، قیمت پایین گاز و شرایط مطلوب بازار متانول در کنار اقتصاد مقیاس، نرخ بازگشت سرمایه بالایی برای پروژههای متانولی ایجاد کرد. به همین دلیل موج بزرگی از سرمایهگذاری در این صنعت شکل گرفت. پتروشیمی فنآوران در سال ۱۳۸۳ با ظرفیت یک میلیون تن به بهرهبرداری رسید و پس از آن مجتمع زاگرس با ظرفیت ۳.۳ میلیون تن در سال، به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان متانول جهان تبدیل شد.
پس از آن نیز مجتمعهای مرجان، کاوه، بوشهر، کیمیای پارس خاورمیانه، سبالن، آرین متانول و آرتاانرژی وارد مدار شدند. در نتیجه، ظرفیت اسمی تولید متانول کشور تا پایان سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۵ میلیون و ۷۳۶ هزار تن رسید.
دهه طلایی متانول
رونق صنعت متانول ایران فقط حاصل گاز ارزان نبود. در دهه ۱۳۸۰ بازار جهانی نیز شرایطی فراهم کرده بود که سرمایهگذاری در این صنعت جذاب به نظر برسد.
در این دوره، چین برنامه گستردهای برای تبدیل متانول به الفین آغاز کرد. تقاضای چین برای متانول از حدود ۵ میلیون تن به بیش از ۴۰ میلیون تن افزایش یافت و قیمت متانول CFR شمال شرق آسیا از حدود ۲۸۰ دلار در سال ۱۳۸۴ به بیش از ۴۰۰ دلار در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ رسید.
همزمان، قیمت خوراک گاز در ایران بسیار پایین بود و طبق گزارش، در برخی سالهای این دوره به حدود ۳ تا ۵ سنت به ازای هر مترمکعب میرسید. ترکیب قیمت بالای محصول و خوراک ارزان موجب شد حاشیه سود برخی واحدها به بیش از ۴۵ درصد برسد.
این شرایط باعث شد متانول از یک محصول پتروشیمی محدود به یکی از محورهای اصلی توسعه صنعت پتروشیمی تبدیل شود. در این دوره حتی بخش خصوصی واقعی نیز به سرمایهگذاری در این صنعت وارد شد و پتروشیمی کاوه نمونهای از این ورود بود؛ واحدی که با حدود ۹۵۰ میلیون دلار سرمایهگذاری احداث شد و به بزرگترین واحد تکقطاری متانول جهان تبدیل شد.
نقطه چرخش؛ وقتی بازار جهانی تغییر کرد
اما این دوره طلایی دوام نداشت. از سال ۱۳۹۵ به بعد، همزمان با ورود آخرین موج بزرگ واحدهای متانولی ایران به مدار، چین بیش از ۴۵ میلیون تن ظرفیت جدید تولید متانول مبتنی بر زغالسنگ ایجاد کرد. در فاصله پنج سال، عرضه جهانی متانول بیش از ۶۰ درصد افزایش یافت، در حالی که تقاضا حدود ۳۵ درصد رشد کرد.
نتیجه، کاهش سریع قیمت بود. قیمت متانول که در سالهای رونق بالای ۴۰۰ دلار را تجربه کرده بود، به زیر ۳۰۰ دلار رسید و در بهار ۱۳۹۹، همزمان با دوره کرونا، حتی به زیر ۱۸۰ دلار سقوط کرد.
جنگ روسیه و اوکراین و افزایش قیمت گاز اروپا در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ موجب افزایش موقت قیمت متانول شد، اما با بازگشت ثبات به بازار گاز و فعال شدن دوباره واحدهای زغالسنگی چین، قیمت بار دیگر کاهش یافت. گزارش میگوید قیمت متانول از اواسط سال ۱۴۰۱ در محدوده پایین ۲۱۰ تا ۲۶۵ دلار تثبیت شد.
در این میان، چین به بازیگر مسلط بازار تبدیل شد؛ بهگونهای که گزارش سهم این کشور را بیش از ۶۵ درصد ظرفیت و ۷۰ درصد مصرف جهانی متانول عنوان میکند. وجود بیش از ۲۵ میلیون تن ظرفیت زغالسنگی نیمهتعطیل در چین نیز فاصله زیادی میان بازار متانول و خروج از رکود ایجاد کرده است.
سهم ایران در بازار جهانی
بر اساس یک ارزیابی منتشرشده از سوی OPIS در مارس ۲۰۲۶، ایران حدود ۱۱ درصد از ظرفیت اسمی جهانی متانول را در اختیار دارد و پس از چین در جایگاه دوم تولیدکنندگان قرار میگیرد. این داده نشان میدهد صنعت متانول ایران فقط یک صنعت مهم داخلی نیست، بلکه یکی از عرضهکنندگان اصلی بازار جهانی نیز محسوب میشود.
همین جایگاه جهانی، وابستگی ایران به بازار صادراتی را نیز برجسته میکند. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس میگوید بیش از ۹۰ درصد تولید متانول ایران صادر میشود و مصرف داخلی کمتر از ۸ درصد تولید است. بنابراین تغییرات قیمت و تقاضای جهانی مستقیماً بر اقتصاد این صنعت در داخل اثر میگذارد.
ظرفیت بالا و گاز کم
در حالی که ظرفیت اسمی صنعت به ۱۵.۷ میلیون تن رسیده، مسئله خوراک به یکی از مهمترین محدودیتهای صنعت تبدیل شده است.
برای تولید هر تن متانول، بیش از ۹۰۰ مترمکعب گاز طبیعی مصرف میشود؛ ۹۲ درصد آن به عنوان خوراک و ۸ درصد به عنوان سوخت. هزینه خوراک گاز نیز بیش از ۶۰ درصد هزینه تولید متانول را تشکیل میدهد. حدود ۲۷ درصد هزینه تمامشده نیز به تأمین سرویسهای جانبی، بهویژه اکسیژن، مربوط است.
متانول اکنون حدود ۳۲ تا ۳۵ درصد کل گاز تخصیصیافته به صنعت پتروشیمی را مصرف میکند.
مصرف روزانه گاز این صنعت از کمتر از ۳۰۰ هزار مترمکعب در سال ۱۳۶۹ به حدود یک میلیون مترمکعب در سال ۱۳۷۸ رسید. در فاصله سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۷، مصرف روزانه از ۲.۸ میلیون مترمکعب به بیش از ۱۲ میلیون مترمکعب افزایش یافت و در سالهای اخیر از ۲۰ میلیون مترمکعب عبور کرد. در سال ۱۴۰۳ این رقم حدود ۲۳ میلیون مترمکعب در روز بوده است.
اما اگر واحدهای متانولی با ظرفیت اسمی کامل فعالیت کنند، روزانه به حدود ۴۲ میلیون مترمکعب گاز نیاز دارند. به بیان گزارش، در شرایط فعلی نزدیک به نیمی از گاز مورد نیاز صنعت برای تولید در ظرفیت طراحی تأمین نمیشود.
سرمایهگذاری پنج میلیارد دلاری
توسعه صنعت متانول بدون سرمایهگذاری سنگین امکانپذیر نبود. کل سرمایهگذاری صنعت پتروشیمی ایران از آغاز فعالیت تا پایان سال ۱۴۰۳ حدود ۹۰ میلیارد دلار برآورد شده و سهم مجتمعهای متانولی بهرهبرداریشده از این رقم نزدیک به ۵ میلیارد دلار، معادل حدود ۶ درصد کل سرمایهگذاری صنعت پتروشیمی بوده است.
اما گزارش یک نکته مهم دیگر را نیز مطرح میکند: نزدیک به ۹ میلیارد دلار سرمایه تاکنون و در طرحهای آینده به محصولی اختصاص یافته که بخش عمده آن در قالب صادرات متانول عرضه میشود و ارزش افزوده محدودی دارد.
پس از سال ۱۳۸۵، موج بزرگ سرمایهگذاری در پروژههایی مانند مرجان، کاوه، بوشهر، سبالن و کیمیای پارس خاورمیانه شکل گرفت. بخش عمده منابع این پروژهها از آورده سهامداران، هلدینگها، بانکها، شرکتهای سرمایهگذاری و در برخی موارد صندوق توسعه ملی و منابع خارجی تأمین شد.
اما پس از خروج آمریکا از برجام، تأمین مالی خارجی متوقف شد و پروژههای جدید عمدتاً با منابع داخلی و تسهیلات بانکی دنبال شدند.
پروژههای جدید؛ ظرفیتهای بلاتکلیف
ظرفیت تولید موجود، تنها بخش ظرفیت متانول کشور نیست. گزارش از نزدیک به ۱۷.۵ میلیون تن طرح متانولی دارای پیشرفت و حدود ۱۰ میلیون تن طرح بدون آغاز عملیات احداث خبر میدهد. در عین حال، در بازنگری طرحها مجوز بیش از ۱۱ میلیون تن ظرفیت متانول لغو شده است.
این ارقام نشان میدهد مسئله صنعت دیگر صرفاً ساخت واحدهای جدید نیست؛ بلکه پرسش اصلی، اقتصادی بودن ادامه این مسیر در شرایط جدید بازار جهانی و محدودیت خوراک است.
گزارش بر همین اساس، ادامه رویکرد پروژهمحور را یکی از چالشهای اصلی صنعت میداند. در این نگاه، بعد از اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴، بخشی از مدیریت صنعت پتروشیمی از ساختار یکپارچه دولتی به هلدینگها و بخش عمومی غیردولتی منتقل شد و رویکرد توسعه از «زنجیرهمحور» به «پروژهمحور» و با هدف سودآوری کوتاهمدت تغییر کرد.
از نگاه گزارش، نتیجه این تغییر، تعریف تعداد زیادی طرح متانولی در اواخر دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰ بود؛ طرحهایی که در زمان تعریف، قیمت خوراک و محصول شرایط جذابی داشتند اما با تغییر بازار جهانی، افزایش هزینه گاز و محدودیت خوراک، با شرایط متفاوتی روبهرو شدند.
گاز؛ مزیت دیروز، هزینه امروز
اقتصاد صنعت متانول ایران از ابتدا به گاز طبیعی وابسته بوده است. تا سال ۱۳۹۱ نرخ خوراک گاز در بهترین حالت حدود ۳ تا ۵ سنت به ازای هر مترمکعب بود. همین قیمت پایین، یکی از موتورهای اصلی سرمایهگذاری دهه ۱۳۸۰ محسوب میشد. اما در سال ۱۳۹۳ نرخ گاز افزایش یافت و در سال ۱۳۹۴ فرمول قیمتگذاری گاز بر اساس چهار هاب جهانی معرفی شد. در سالهای بعد نیز افزایش قیمت گاز در بازارهای جهانی، محدودیتهای داخلی و ناترازی گاز بر اقتصاد واحدهای متانولی اثر گذاشت.
همزمان با کاهش فشار میدان پارس جنوبی و افزایش مصرف گاز در کشور، در فصول سرد سال محدودیتهایی برای گاز تحویلی به صنعت پتروشیمی اعمال شد تا نیاز بخش خانگی تأمین شود. در نتیجه، صنعتی که زمانی مزیت اصلی آن دسترسی به گاز ارزان بود، اکنون با محدودیت دسترسی به همین خوراک روبهروست.
یکی از مهمترین بخشهای گزارش، مقایسه اقتصادی استفاده از گاز در صنعت متانول با صادرات مستقیم گاز است. براساس محاسبات گزارش، در فاصله سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳ حدود ۷۰ میلیارد مترمکعب گاز به عنوان خوراک و سوخت در اختیار صنعت متانول قرار گرفته است. نرخ متوسط خوراک در این سالها بین ۷ تا ۱۸ سنت به ازای هر مترمکعب بوده و ارزش آن برای صنعت حدود ۹ میلیارد دلار برآورد شده است.
در همین مدت، متانول تولیدشده حدود ۱۸ میلیارد دلار درآمد صادراتی ایجاد کرده است. اما اگر همین میزان گاز به طور مستقیم صادر میشد، با متوسط قیمت ۳۰ سنت برای هر مترمکعب، درآمدی در حدود ۲۱ میلیارد دلار ایجاد میکرد. مقایسه این دو عدد، از نگاه گزارش، به معنای حدود ۳ میلیارد دلار عدمالنفع تولید متانول در مقایسه با صادرات مستقیم گاز در فاصله سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳ است.
البته گزارش تأکید میکند که مقایسه متانول و صادرات مستقیم گاز نباید فقط بر اساس درآمد ارزی انجام شود و آثار اقتصادی و اجتماعی دیگری نیز باید در نظر گرفته شود.
صنعتی با ۸ هزار شغل مستقیم
اشتغال مستقیم صنعت متانول در مجتمعهای تولیدی حدود ۸ هزار نفر برآورد شده است. با توجه به حدود ۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری انجامشده، هزینه ایجاد هر شغل مستقیم در این صنعت حدود ۶۲۵ هزار دلار محاسبه شده است.
گزارش با استناد به نتایج آمارگیری از کارگاههای صنعتی، بر سرمایهبر بودن این صنعت نیز تأکید میکند. به این ترتیب، توسعه متانول از یک سو سرمایهگذاری و اشتغال ایجاد کرده و از سوی دیگر، به دلیل سرمایهبر بودن، ظرفیت اشتغال آن در مقایسه با حجم سرمایهگذاری محدود است.
یکی دیگر از مسائل اساسی صنعت، محدود بودن مصرف داخلی متانول است. کمتر از ۸ درصد تولید متانول در داخل کشور مصرف میشود و بخش عمده محصول صادر میشود. مصرفکنندگان اصلی داخلی، مجموعههایی مانند واحدهای MTBE، شیمیبافت، استیکاسید فنآوران و واحدهای تولید فرمالین هستند و مجموع مصرف آنها حدود ۳۵۰ هزار تن در سال برآورد شده است.
در نتیجه، بخش بزرگی از تولید متانول ایران در قالب یک محصول صادراتی از کشور خارج میشود، بدون آنکه بخش قابل توجهی از آن وارد زنجیرههای پاییندستی با ارزش افزوده بالاتر شود.
گزارش تأکید میکند که بخشی از متانول تولیدی باید در زنجیره ارزش داخلی به محصولات با ارزش افزوده بیشتر تبدیل شود و کاربردهای متانول در داخل کشور توسعه یابد.
سودی که بیشتر تقسیم شد تا سرمایهگذاری
یکی دیگر از یافتههای گزارش به ساختار مالی شرکتهای تولیدکننده متانول مربوط است. بررسی صورتهای مالی شرکتهای بورسی تولیدکننده متانول در سالهای اخیر نشان میدهد عمده این شرکتها بیش از ۹۰ درصد سود حاصل از فعالیت خود را میان سهامداران تقسیم کردهاند؛ سهامدارانی که بخش مهمی از آنها صندوقهای بازنشستگی هستند.
این وضعیت از منظر گزارش با مسئله دیگری پیوند میخورد: نیاز صنعت به منابع مالی برای اجرای طرحهای توسعهای و تکمیل زنجیره ارزش. برنامه هفتم پیشرفت نیز در تبصره ذیل ماده ۴۵، تخفیف خوراک تحویلی به شرکتهای پتروشیمی را مشروط به اختصاص حداقل ۴۰ درصد سود خالص سالانه آنها به حساب اندوخته سرمایهای مخصوص طرحها کرده است.
از نگاه گزارش، اجرای صحیح این حکم میتواند به تأمین منابع مالی لازم برای سرمایهگذاری در طرحهای تکمیل زنجیره ارزش کمک کند.
صنعت متانول در یک دوراهی
اکنون صنعت متانول ایران میان دو واقعیت قرار گرفته است. از یک سو، ایران یکی از تولیدکنندگان و صادرکنندگان بزرگ متانول جهان است، ظرفیت اسمی تولید آن به ۱۵.۷ میلیون تن رسیده و این صنعت طی سالهای گذشته میلیاردها دلار سرمایه جذب کرده است. از سوی دیگر، صنعت با افت قیمت جهانی، سلطه چین بر بازار، محدودیت خوراک گاز، کاهش نرخ بهرهبرداری، وابستگی بیش از ۹۰ درصدی به صادرات و توسعه محدود زنجیرههای پاییندستی مواجه است.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس معتقد است صنعت متانول در شرایط فعلی دیگر نمیتواند صرفاً با اضافه کردن ظرفیتهای جدید به مسیر گذشته ادامه دهد. از دید این گزارش، تداوم پروژههای جدید تولید متانول بدون اصلاح سیاست خوراک و جهتدهی سرمایهگذاری، میتواند منابع بیشتری را به محصولی اختصاص دهد که حاشیه سود ارزی آن کاهش یافته است.
بر همین اساس، گزارش چهار محور اصلاحی را مطرح میکند: بازنگری در تخصیص گاز و روش تعیین نرخ خوراک؛ توقف طرحهای جدید و بازنگری در طرحهای در حال اجرا؛ تشویق سرمایهگذاری در زنجیره پاییندستی؛ نظارت بر اجرای حکم اختصاص بخشی از سود به اندوخته سرمایهای و در نهایت تنوعبخشی به بازارهای صادراتی و افزایش کاربردهای متانول در داخل کشور.
پایان یک مدل توسعه
مسیر صنعت متانول ایران از شیراز و یک واحد ۸۴ هزار تنی آغاز شد و با تکیه بر پارس جنوبی به صنعتی با ظرفیت بیش از ۱۵ میلیون تن تبدیل شد. در این مسیر، گاز ارزان و بازار پرتقاضای چین، دو عامل اصلی رشد بودند. اما همان عواملی که در دهه ۱۳۸۰ مزیت ایجاد کردند، امروز دیگر به همان شکل وجود ندارند.
بازار جهانی متانول تغییر کرده، چین سهم بسیار بزرگی از ظرفیت و مصرف جهانی را در اختیار گرفته، قیمتها نسبت به دوران رونق کاهش یافته و همزمان تأمین گاز برای واحدهای ایرانی دشوارتر شده است. از سوی دیگر، مصرف داخلی همچنان کمتر از ۸ درصد تولید است و زنجیرههای پاییندستی به اندازه ظرفیت تولید توسعه نیافتهاند.
به این ترتیب، مسئله اصلی صنعت متانول ایران دیگر فقط «چقدر میتوان تولید کرد؟» نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که با گاز محدود، بازار جهانی متغیر و ظرفیت موجود، چه میزان تولید و با چه الگویی میتواند ارزش اقتصادی بیشتری برای کشور ایجاد کند.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس پاسخ خود را در تغییر مسیر از توسعه صرف ظرفیت به سمت بازنگری در تخصیص گاز، توقف یا بازبینی برخی طرحهای جدید، توسعه زنجیره پاییندستی و متنوع کردن بازارهای مصرف و صادراتی جستوجو میکند؛ مسیری که هدف آن، تبدیل مزیت گاز طبیعی از یک مزیت صرفاً صادراتی به ارزش افزوده بیشتر در داخل زنجیره تولید است.
در نهایت، آنچه در گزارش به چشم میآید، تصویر صنعتی است که زمانی با خوراک ارزان و بازار مطلوب، یکی از جذابترین حوزههای سرمایهگذاری پتروشیمی بود، اما اکنون در برابر محدودیت منابع، تغییر بازار جهانی و ضعف زنجیرههای پاییندستی قرار گرفته است. جایگاه قابل توجه ایران در بازار جهانی متانول همچنان پابرجاست، اما ادامه این جایگاه به میزان زیادی به نحوه مواجهه با مسئله خوراک، سرمایهگذاریهای جدید و استفاده داخلی از متانول وابسته است.













