صنعت برق ایران؛ شکاف میان تولید، مصرف و سرمایه‌گذاری

0
46
تابستان گرم به پایان رسید اما ناترازی برق در تابستان، حاصل یک بحران مقطعی نیست؛ ترکیبی از رشد مصرف، فرسودگی نیروگاه‌ها، کمبود سوخت، ضعف سرمایه‌گذاری

دستاورد صنعت / تابستان گرم به پایان رسید اما ناترازی برق در تابستان، حاصل یک بحران مقطعی نیست؛ ترکیبی از رشد مصرف، فرسودگی نیروگاه‌ها، کمبود سوخت، ضعف سرمایه‌گذاری، قیمت‌گذاری نامتناسب و محدودیت‌های ناشی از تحریم و تنش‌های منطقه‌ای، صنعت برق ایران را به یکی از آسیب‌پذیرترین بخش‌های اقتصاد تبدیل کرده است.
صنعت برق ایران در سال‌های اخیر با یک مسئله اساسی روبه‌رو شده است: ظرفیت اسمی نیروگاه‌ها افزایش یافته، اما توان واقعی تولید برق هم‌پای رشد مصرف، دمای هوا، توسعه صنایع و افزایش استفاده از تجهیزات سرمایشی رشد نکرده است. نتیجه این شکاف، در تابستان و به‌ویژه در ساعات اوج مصرف، به شکل خاموشی، محدودیت برق صنایع، کاهش تولید و اختلال در فعالیت‌های اقتصادی نمایان می‌شود.
بر اساس گزارش‌هاب وزارت نیرو و شرکت توانیر، ظرفیت نصب‌شده نیروگاه‌های کشور به حدود ۹۳ تا ۹۵ هزار مگاوات رسیده است؛ اما همه این ظرفیت در تمام ساعات قابل استفاده نیست. بخشی از نیروگاه‌ها به دلیل تعمیرات، فرسودگی، کمبود سوخت، محدودیت شبکه یا کاهش تولید برق‌آبی در مدار قرار نمی‌گیرند. از سوی دیگر، اوج تقاضا در تابستان‌های گرم به محدوده ۷۸ تا ۸۰ هزار مگاوات و در برخی برآوردها حتی بالاتر از آن نزدیک شده است. بنابراین مسئله اصلی، صرفاً مقایسه ظرفیت اسمی با مصرف نیست؛ بلکه مقایسه ظرفیت قابل اتکا با تقاضای هم‌زمان شبکه است.

ظرفیت اسمی با برق قابل تحویل تفاوت دارد
در نگاه نخست، ممکن است وجود حدود یکصد هزار مگاوات ظرفیت نصب‌شده به معنای برخورداری کشور از ذخیره مناسب باشد. اما نیروگاه‌ها در عمل با ظرفیت اسمی خود کار نمی‌کنند. نیروگاه‌های حرارتی برای تولید برق به گاز طبیعی، گازوئیل یا نفت‌کوره نیاز دارند. نیروگاه‌های برق‌آبی به میزان ذخیره آب وابسته‌اند و نیروگاه‌های تجدیدپذیر نیز به شرایط تابش خورشید و وزش باد وابسته‌اند.
در تابستان، هنگامی که تقاضا به بالاترین سطح می‌رسد، چند عامل هم‌زمان بر توان تولید اثر می‌گذارند: افزایش دمای هوا و کاهش راندمان نیروگاه‌های حرارتی، محدودیت تأمین گاز، خروج واحدها برای تعمیرات، کاهش ذخیره آب سدها و افزایش مصرف داخلی گاز برای بخش خانگی. به همین دلیل، فاصله میان ظرفیت نصب‌شده و ظرفیت عملیاتی می‌تواند چندین هزار مگاوات باشد.
وزارت نیرو بارها اعلام کرده است که ناترازی برق در دوره اوج مصرف به حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار مگاوات رسیده است. این ناترازی به معنای آن نیست که کشور در تمام ساعات همین میزان کمبود دارد؛ بلکه در ساعات اوج بار، تقاضا از میزان برق قابل تولید و انتقال فراتر می‌رود. برای مدیریت این وضعیت، برق صنایع محدود می‌شود، برنامه‌های خاموشی اجرا می‌شود و از مشترکان خانگی خواسته می‌شود مصرف خود را کاهش دهند.

رشد مصرف سریع‌تر از توسعه تولید
رشد مصرف برق در ایران تنها به افزایش جمعیت مربوط نیست. گسترش شهرنشینی، افزایش استفاده از وسایل سرمایشی، توسعه صنایع انرژی‌بر، رشد تجهیزات دیجیتال، افزایش تعداد لوازم خانگی و تغییر الگوی زندگی، تقاضای برق را بالا برده است.
در تابستان، سیستم‌های سرمایشی مهم‌ترین عامل جهش مصرف هستند. کولرهای گازی، چیلرها و تجهیزات سرمایشی در مناطق گرم کشور سهم قابل توجهی از بار شبکه را به خود اختصاص می‌دهند. در روزهای بسیار گرم، افزایش دما می‌تواند در فاصله‌ای کوتاه چند هزار مگاوات به تقاضای شبکه اضافه کند. به همین دلیل، حتی اگر مصرف سالانه برق با آهنگی قابل پیش‌بینی افزایش یابد، مصرف لحظه‌ای در روزهای گرم ممکن است از ظرفیت شبکه عبور کند.
از سوی دیگر، توسعه تولید برق در ایران با تأخیر مواجه بوده است. احداث نیروگاه، توسعه خطوط انتقال و ایجاد پست‌های برق، به سرمایه‌گذاری سنگین، تجهیزات تخصصی و زمان طولانی نیاز دارد. در شرایطی که منابع مالی دولت محدود است و سرمایه‌گذاران خصوصی نیز با مشکل بازگشت سرمایه روبه‌رو هستند، افزایش ظرفیت تولید با سرعت رشد تقاضا هماهنگ نشده است.

مشکلات شبکه انتقال و توزیع
حتی در صورت افزایش تولید، برق باید از طریق شبکه انتقال و توزیع به محل مصرف برسد. بخشی از شبکه برق کشور قدیمی است و در برخی مناطق ظرفیت انتقال با رشد مصرف هماهنگ نشده است. ایجاد نیروگاه در یک منطقه الزاماً به معنای امکان انتقال برق آن به منطقه‌ای دیگر نیست.
تلفات شبکه، محدودیت خطوط انتقال، کمبود پست‌های فوق‌توزیع و فرسودگی تجهیزات، از عوامل مؤثر در کاهش کارایی شبکه هستند. در روزهای اوج مصرف، خطوط و ترانسفورماتورها نیز تحت فشار بیشتری قرار می‌گیرند و احتمال بروز اختلال افزایش می‌یابد.
بنابراین برای رفع ناترازی، تنها ساخت نیروگاه کافی نیست. توسعه شبکه انتقال، نوسازی شبکه توزیع، کاهش تلفات، افزایش انعطاف‌پذیری شبکه و ایجاد ظرفیت ذخیره نیز ضروری است. قانون «مانع‌زدایی از توسعه صنعت برق» نیز بر اختصاص منابع حاصل از اصلاح تعرفه‌های صنعتی به تولید، بهینه‌سازی، توسعه فناوری و نوسازی شبکه تأکید کرده است.

گاز؛ حلقه گمشده تولید برق حرارتی
بخش عمده برق ایران در نیروگاه‌های حرارتی تولید می‌شود. این نیروگاه‌ها برای فعالیت پایدار به سوخت نیاز دارند و گاز طبیعی سوخت اصلی بسیاری از آنهاست. در زمستان، با افزایش مصرف گاز خانگی، تأمین سوخت نیروگاه‌ها دشوارتر می‌شود؛ در تابستان نیز افزایش مصرف گاز در برخی صنایع و محدودیت زیرساخت‌های انتقال، بر تولید برق اثر می‌گذارد.
در زمان کمبود گاز، نیروگاه‌ها ممکن است به استفاده از سوخت مایع روی بیاورند. استفاده از گازوئیل و نفت‌کوره، علاوه بر افزایش هزینه تولید، مسائل زیست‌محیطی و محدودیت‌های فنی ایجاد می‌کند. همه نیروگاه‌ها نیز امکان استفاده نامحدود از سوخت جایگزین را ندارند.
از سوی دیگر، بخشی از نیروگاه‌های کشور قدیمی‌اند و راندمان آنها با نیروگاه‌های جدید فاصله دارد. هرچه راندمان پایین‌تر باشد، برای تولید هر کیلووات‌ساعت برق، سوخت بیشتری مصرف می‌شود. در نتیجه، فرسودگی نیروگاه‌ها هم هزینه تولید را بالا می‌برد و هم فشار بیشتری بر شبکه گاز وارد می‌کند.

سهم قیمت برق در مصرف
قیمت برق در رفتار مصرف‌کننده مؤثر است، اما میزان این اثر به نوع مشترک، سطح درآمد، سهم برق در هزینه‌های خانوار یا بنگاه، امکان جایگزینی تجهیزات و شدت نیاز به برق بستگی دارد.
در بخش خانگی، برق سهم نسبتاً محدودی از هزینه‌های ماهانه بسیاری از خانوارها دارد. به همین دلیل، افزایش محدود تعرفه لزوماً به کاهش محسوس مصرف منجر نمی‌شود. در مناطق گرم، خانوارها در روزهای بسیار گرم نمی‌توانند به‌سادگی استفاده از کولر را کنار بگذارند. در چنین شرایطی، قیمت برق ممکن است از کاهش مصرف جلوگیری نکند، مگر آنکه اختلاف قیمت میان مصرف عادی و مصرف پرمصرف به اندازه‌ای باشد که رفتار مشترک را تغییر دهد یا مشوق خرید تجهیزات کم‌مصرف ایجاد کند.
ساختار تعرفه‌ای ایران به‌صورت پلکانی طراحی شده است. مشترکان کم‌مصرف، برق را با نرخ پایین‌تری دریافت می‌کنند و برای مصرف بالاتر از الگو، نرخ افزایش می‌یابد. در ابلاغیه‌های جدید وزارت نیرو نیز برای مصرف بالاتر از الگو، ضرایب بیشتری در نظر گرفته شده است. در سال ۱۴۰۴، تعرفه مشترکان پرمصرف افزایش یافت و برای برخی گروه‌ها افزایش ۲۶ تا ۴۰ درصدی اعلام شد.
با این حال، اثرگذاری قیمت به چند شرط وابسته است: قبض باید سهم معناداری در هزینه خانوار داشته باشد، مشترک امکان کاهش مصرف داشته باشد، وسایل کم‌مصرف در دسترس باشند و اطلاعات دقیق درباره میزان مصرف ارائه شود. اگر خانوار در خانه‌ای با عایق‌بندی ضعیف و تجهیزات قدیمی زندگی کند، افزایش قیمت ممکن است بیش از آنکه به کاهش مصرف منجر شود، فشار اقتصادی ایجاد کند.
در بخش صنعت، قیمت برق اثر مستقیم‌تری دارد؛ زیرا برق یکی از نهاده‌های تولید است. افزایش قیمت می‌تواند صنایع را به سمت بهینه‌سازی مصرف، اصلاح ساعات فعالیت و سرمایه‌گذاری در تجهیزات کم‌مصرف سوق دهد. اما اگر قیمت برق بدون تضمین تأمین پایدار و بدون امکان برنامه‌ریزی اعمال شود، ممکن است هزینه تولید را بالا برده و رقابت‌پذیری صنایع را کاهش دهد.
از این رو، قیمت‌گذاری به‌تنهایی راه‌حل ناترازی نیست. قیمت باید با سیاست‌های مکمل مانند کنتورهای هوشمند، تعرفه زمان‌مند، حمایت از تجهیزات کم‌مصرف، بهبود بهره‌وری ساختمان‌ها و توسعه انرژی خورشیدی همراه شود.

یارانه پنهان و دشواری اصلاح تعرفه‌ها
یکی از مشکلات ساختاری صنعت برق، فاصله میان قیمت فروش برق و هزینه واقعی تولید، انتقال و توزیع است. وقتی برق با قیمت پایین‌تر از هزینه تمام‌شده عرضه می‌شود، منابع کافی برای تعمیر نیروگاه‌ها، توسعه شبکه و بازپرداخت سرمایه‌گذاری‌ها فراهم نمی‌شود.
این مسئله به‌ویژه برای سرمایه‌گذاران خصوصی اهمیت دارد. سرمایه‌گذار زمانی وارد ساخت نیروگاه می‌شود که بتواند از فروش برق، هزینه سرمایه، هزینه سوخت، تعمیرات و ریسک‌های اقتصادی را جبران کند. اگر قیمت خرید برق پایین باشد یا پرداخت‌ها با تأخیر انجام شود، سرمایه‌گذاری جدید جذابیت خود را از دست می‌دهد.
در مقابل، اصلاح ناگهانی قیمت برق نیز می‌تواند به خانوارها و صنایع فشار وارد کند. بنابراین مسئله اصلی، طراحی یک نظام تعرفه‌ای تدریجی، هدفمند و قابل پیش‌بینی است؛ نظامی که از مصرف ضروری حمایت کند، مصرف غیرضروری را گران‌تر کند و درآمد حاصل را واقعاً به توسعه زیرساخت برق بازگرداند.

چرا سرمایه‌گذاری کافی انجام نشده است؟
صنعت برق به سرمایه‌گذاری مستمر نیاز دارد؛ زیرا نیروگاه‌ها، خطوط انتقال و تجهیزات توزیع عمر محدودی دارند. اما در ایران چند عامل سرمایه‌گذاری را دشوار کرده است:
نخست، محدودیت منابع مالی دولت است. دولت هم‌زمان باید هزینه‌های جاری، یارانه‌ها، طرح‌های عمرانی و تعهدات مختلف را تأمین کند. در چنین شرایطی، منابع کافی برای توسعه بلندمدت برق باقی نمی‌ماند.
دوم، مشکل مطالبات انباشته صنعت برق است. شرکت‌های تولیدکننده برق، پیمانکاران و سازندگان تجهیزات در برخی دوره‌ها با تأخیر در دریافت مطالبات مواجه شده‌اند. این مسئله توان آنها برای تعمیرات، نوسازی و اجرای پروژه‌های جدید را کاهش می‌دهد.
سوم، تحریم‌ها دسترسی به منابع مالی خارجی، فناوری‌های پیشرفته، تجهیزات خاص و قراردادهای بین‌المللی را محدود کرده است. هرچند صنعت برق ایران در بخش‌هایی از تجهیزات و ساخت نیروگاه به توان داخلی دست یافته، اما در برخی فناوری‌ها همچنان به قطعات، نرم‌افزارها و تجهیزات خارجی نیاز دارد.
چهارم، نااطمینانی اقتصادی و تغییرات نرخ ارز، هزینه پروژه‌های نیروگاهی را افزایش داده است. پروژه‌ای که در زمان تصویب با برآورد مشخصی آغاز می‌شود، ممکن است در زمان خرید تجهیزات و تکمیل عملیات با چند برابر شدن هزینه‌ها مواجه شود.

تحریم، تنش‌های منطقه‌ای و جنگ با آمریکا و اسرائیل
تحریم‌های آمریکا طی سال‌های گذشته بر صنعت برق ایران اثر گذاشته‌اند. محدودیت در انتقال پول، دشواری خرید تجهیزات، کاهش امکان جذب سرمایه خارجی، افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل و دشوار شدن همکاری با شرکت‌های بین‌المللی، از پیامدهای این وضعیت بوده است.
تحریم‌ها الزاماً به معنای توقف کامل توسعه صنعت برق نیستند؛ اما هزینه و زمان اجرای پروژه‌ها را افزایش می‌دهند. همچنین ممکن است نیروگاه‌ها برای تأمین قطعات اصلی، توربین‌ها، تجهیزات کنترل، ترانسفورماتورها و سامانه‌های تخصصی با مشکل مواجه شوند. در چنین شرایطی، تعمیرات اساسی به تأخیر می‌افتد و عمر مفید برخی تجهیزات کاهش پیدا می‌کند.
البته جنگ و تنش نظامی هم عامل بدتر شدن اوضاع صنعت برق است اما جنگ را باید یکی از عوامل تشدیدکننده مشکلات صنعت برق دانست، نه علت بحران. ریشه‌های اصلی ناترازی پیش از هر درگیری نیز وجود داشته‌اند: قیمت‌گذاری نامتناسب، رشد مصرف، کمبود سرمایه‌گذاری، فرسودگی نیروگاه‌ها، کمبود گاز و ضعف حکمرانی انرژی.

برق صنایع؛ میان تأمین انرژی و حفظ تولید
در تابستان، یکی از نخستین راهکارهای مدیریت کمبود برق، محدود کردن مصرف صنایع است. این سیاست در کوتاه‌مدت می‌تواند از فروپاشی شبکه جلوگیری کند، اما هزینه اقتصادی آن بالاست. توقف یا کاهش فعالیت کارخانه‌ها، کاهش تولید، تأخیر در تحویل سفارش‌ها، آسیب به تجهیزات و افزایش هزینه‌های ثابت، از پیامدهای قطع برق صنایع است.
برای صنایع فولاد، سیمان، آلومینیوم، مس و سایر واحدهای انرژی‌بر، قطع ناگهانی برق ممکن است خسارت بیشتری از هزینه خود برق ایجاد کند. از سوی دیگر، ادامه فعالیت بدون محدودیت نیز در شرایط کمبود، فشار بر شبکه را افزایش می‌دهد. مسئله اصلی، ایجاد سازوکاری برای برنامه‌ریزی دقیق، اعلام قبلی محدودیت‌ها و پرداخت خسارت یا ارائه مشوق به صنایعی است که در ساعات اوج مصرف، بار خود را کاهش می‌دهند.
رفع ناترازی برق به مجموعه‌ای از اقدامات هم‌زمان نیاز دارد. ساخت نیروگاه‌های جدید، به‌ویژه نیروگاه‌های سیکل ترکیبی با راندمان بالا، ضروری است؛ اما به‌تنهایی کافی نیست. نوسازی نیروگاه‌های فرسوده، توسعه انرژی خورشیدی و بادی، تقویت شبکه انتقال، کاهش تلفات، افزایش ذخیره سوخت و توسعه سامانه‌های ذخیره‌سازی برق نیز باید در دستور کار قرار گیرد.
در سمت مصرف، اصلاح تعرفه‌ها باید به‌صورت هدفمند انجام شود. مصرف ضروری خانوارها نباید با مصرف بسیار بالا یکسان باشد. تعرفه‌های زمان‌مند، کنتورهای هوشمند و مشوق‌های واقعی برای کاهش مصرف می‌توانند اثربخشی بیشتری از افزایش عمومی قیمت داشته باشند.
همچنین لازم است بازار برق از نظر اقتصادی قابل پیش‌بینی‌تر شود. تسویه به‌موقع مطالبات نیروگاه‌ها، تضمین خرید برق، کاهش ریسک سرمایه‌گذاری، امکان صادرات برق در شرایط مناسب و ایجاد رابطه شفاف میان قیمت برق و هزینه تولید، می‌تواند سرمایه بخش خصوصی را به این صنعت بازگرداند.
مسئله صنعت برق ایران دیگر فقط ساخت چند نیروگاه جدید نیست. مسئله اصلی، بازسازی یک زنجیره کامل است: تولید اقتصادی، سوخت پایدار، شبکه قابل اعتماد، قیمت‌گذاری منطقی، مصرف بهینه و سرمایه‌گذاری مستمر. بدون اصلاح هم‌زمان این حلقه‌ها، خاموشی‌های تابستانی از یک اتفاق فصلی به نشانه‌ای پایدار از ضعف زیرساختی اقتصاد تبدیل خواهند شد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید