دستاورد صنعت / «در زمان پیروزی انقلاب در انگلستان بود، با آمدن آیتالله خمینی و باز شدن فرودگاهها به ایران بازگشت… هنگامی که رهبر انقلاب به مدرسه رفاه آمد، حاج برخوردار، تلویزیون مداربستهای به آنجا هدیه کرد… او هرگز باور نمیکرد که داراییهایش ملی شود، تا این که ظهر یکی از جمعههای گرم تابستان در اواسط تیر 1358 از رادیو شنید که شرکتهایش ملی شده است.»
مصادره اموال و داراییهای محمدتقی برخوردار برخوردار بر اساس قانون حفاظت و توسعه صنایع صورت گرفت که بر اساس آن سهام 51 نفر مصادره شد. محمدتقی برخوردار تلاش زیادی کرد تا کارخانههایش را پس بگیرد. چند تن از مقامات دولت انقلابی در دفاع از برخوردار نامههایی نوشتند. غلامرضا شافعی وزیر صنایع بعد از انقلاب که از مدیران برخوردار بود میگوید:»شهید مفتح نامههایی در حمایت از برخوردار و مخالفت با ملی شدن و مصادره سهام او نوشت اما نتیجهای از این فعالیتها در فضا رادیکال نگرفت و اقدامات اعتراضی راه به جایی نبرد.»
حاجی برخوردار اهل کوتاه آمدن نبود به حکم شورای انقلاب اعتراض کرد. او به همراه چندتن از صاحبان صنایع با برخی مقامات دولت موقت دیدار کرد. او به همراه اکبر لاجوردیان، مهندس رستگار، بنکدارپور و دکتر موتمنی با مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت، در مورد مسئله ملی کردن کارخانهها ملاقات کرد. قبل از آن نیز با دکتر یدالله سحابی وزیر مشاور در طرحهای انقلاب جلسهای برگزار شد. به گفته اکبر لاجوردیان، پاسخ سحابی این بود «حق با شماست. در انقلاب چوب تر و خشک با هم میسوزند.»
این نشستها بینتیجه بود و قرار شد جلسه دیگری با حضور مهدی بازرگان نخست وزیر برگزار شود. در این جلسه رضا صدر وزیر بازرگانی، محمود احمد زاده وزیر صنایع، دکتر یدالله سحابی مشاور نخست وزیر، علی اکبر معین فر رئیس سازمان برنامه و مهندس عزت الله سحابی مشاور نخست وزیر شرکت داشتند. در این جلسه هر یک از صاحبان صنایع گزارشی از فعالیتهای خود ارائه کردند.
در کتاب زندگی و کارنامه حاج محمدتقی برخوردار که علی اصغر سعیدی و فریدون شیرین کام نوشته اند، آمده که در این جلسه حاجی برخوردار با لهجه یزدی خود شروع به صحبت کرد و گفت:»ما چه گناهی کرده ایم که صنایع ما را ملی کردید؟ ما کارخانه تاسیس کرده ایم و تعدادی زیادی کارگر تعلیم داده و مشغول به کار کردهایم.» آنگاه پیشنهادی را مطرح کرد . او گفت «شما ده درصد از سرمایه ما را به ما پس دهید و هر چه قدر ناظر خواستید بر ما بگذارید و همچنین ما را از پشت بخوابانید و صد ضربه شلاق بزنید.» در اینجا مهندس بازرگان با تاکید پرسید شلاق چرا؟ حاج برخوردار پاسخ داد «برای این که دیگر از این غلطها نکنیم و دیگر در ایران کارخانه احداث نکنیم»
برخوردار به هر دری میزد تا بلکه مدیران انقلابی را متقاعد کند از مصادره اموالش صرف نظر کنند اما فضای انقلابی باعث شده بود که حتی بازاریان و تجار سنتی نیز که در حکومت انقلابی صاحب نفوذ بودند به جای کمک، از فرصت پیش آمده در مصادره اموال صنعتگران استفاده کردند تا فاصلهای را پر کنند که در دو دهه پیش از انقلاب بین آنها و همکاران تجاری سابق و صنعتگران امروز ایجاد شده بود.
حاج برخوردار اما دست بردار نبود و مدام به نهادهای دولتی و انقلابی مراجعه میکرد و به او میگفتند «حاجی وقتت را تلف نکن، سیاست انقلاب مبتنی بر کوچک سازی است.»
با ترور احمد لاجوردی از مدیران گروه صنعتی بهشهر و احکام دادگاههای انقلاب، نگرانیها روز به روز بیشتر میشد و برخوردار ناچار شد کشور را ترک کند.
زندگی تاجر صنعتگر
حاج محمدتقی برخوردار مرد سختکوش اهل کویر در سال 1303 در یزد به دنیا آمد. پدرش حاج محمد حسین، تاجر بود و از هند چای، قند و رنگ نساجی وارد میکرد.
محمدتقی در دوره نوجوانی در حالی که یازده سال بیشتر نداشت «به همراه پدرش نزد بنیانگذار حوزه علمیه آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم رفت و آیتالله برای وی دعا کرد. حاج محمد تقی میگفت «این دعا همیشه محافظش بوده است.»
در سال 1321 در یزد دیپلم گرفت. در همان سال به همراه برادر بزرگش حاج محمد علی از طریق کویت به حج رفت. پس از بازگشت از سفر حج، به بهانه تحصیل پزشکی به تهران آمد و تا سال 1323 یعنی حدود سه سال در حجره مهدی حکیمزاده تاجر یزدی در سرای حاج ملاعلی کار میکرد. پدرش با اقامت وی در تهران مخالف بود «زیرا میترسید فضای سیاسی و اجتماعی پایتخت، در اعتقادات دینی پسرش اثر منفی بگذارد.»
از 22 سالگی کالاهای زیادی مثل برنج، نخ، رنگ، چای، شکر، کاغذ، باتری، رادیو، ماشین حساب، پنکه، پارچه، لیوان، سم د.د.ت از شرکتهای خارجی یا نمایندگان آنها میخرید و در بازار ایران توزیع میکرد.
در سال 1324 با اصرار، پدرش را راضی کرد تا کار مستقل را شروع کند با 9 هزار تومان کمک پدر حجرهای در سرای امید رو به روی مسجد شاه در تهران خرید و کارش را گسترش داد.
در سال 1328 یعنی در 25 سالگی کارت بازرگانی گرفت در حالی که تا پیش از این از کارت بازرگانی پدرش استفاده میکرد. در این دوره چای، رنگ و نخ وارد و در مقابل پسته، حنا، بادام و زیره صادر میکرد. بعد از گرفتن کارت بازرگانی از تجارت پدرش که عمدتا کالاهای کشاورزی بود فاصله گرفت و به واردات کالاهای بادوام مانند، رادیو، پنکه، یخچال، ماشین حساب و باتری روی آورد.
او برای پیشبرد کارهای تجاری سه نفر از جمله یک منشی انگلیسی را برای مکاتبات تجاری استخدام کرد. در این زمان بیشتر فعالیتهای خود را به جای هند بر شرکتهای اروپایی و امریکایی متمرکز کرد. در دورهای که گرفتن نمایندگی از شرکتهای خارجی مد روز شده بود، حاج محمد تقی برخوردار هم نمایندگی فروش برخی محصولات شرکتهای اروپایی و آمریکایی را گرفت.
در سال 1338 شرکت بازرگانی پارس الکتریک را برای واردات لوازم خانگی و برقی تاسیس کرد. این تنها شرکتی بود که او به صورت شخصی آن را تاسیس کرد و تا سال 1358 بخش عمدهای از واردات کالاهای تجاری را از طریق این شرکت انجام میداد. این شرکت 400 کارمند داشت. و «نمایندگی 16 شرکت بزرگ و معتبر بینالمللی شامل توشیبای ژاپن (نمایندگی لوازم صوتی و تصویری، لوازم خانگی و اداری، لامپ، پزشکی، باتری و …) آکایی و سان سوئی ژاپن (صوتی)، سیکوی ژاپن (ساعت)، جنرال الکتریک آمریکا (لوازم خانگی بزرگ)، کندی ایتالیا (لباسشویی) الیوتی ایتالیا (لوازم اداری) و دووال آلمان برای واردات گرامافون را در اختیار داشت.»
او در این زمان و پیش از آنکه صنعتگری کارآفرین شود، تاجری شناخته شده و صاحبنام در بازار بود.




آغاز فعالیتهای صنعتی
تا آن زمان عمده نیازهای کشور از طریق واردات تامین میشد و بعد از اصلاحات ارضی زمینه برای فعالیتهای صنعتی بیشتر شد. علاوه بر این، در دهه چهل، دولت برنامهای برای تشویق تجار تهیه و سعی کرد با پرداخت وام از طریق بانکها و برخی معافیتهای گمرکی تجار را ترغیب کند در داخل کارخانه بسازند و کالاهای مصرفی و صنعتی را در داخل کشور تولید کنند.
رضا نیازمند معاون وزارت اقتصاد در کتاب «تکنوکراسی و سیاستگزاری اقتصادی در ایران» میگوید:»برخی سواد داشتند برخی نداشتند اما شم و جنم و جرات داشتند. افرادی مثل خسروشاهیها و حاج برخوردارها پول داشتند و میرفتند ژاپن از آنها میخواستند که کارخانه تولیدی به ایران بیاورند تا در ایران آن تولیدات را بسازند.»
به گفته آقای نیازمند»گروهی از این تجاری که کالای خارجی وارد میکردند ابتدا مایل به سرمایه گذاری برای ساخت در ایران نبودند. مثلا حاجی برخوردار که بعدا بزرگترین تولید کننده کالاهای خانگی در ایران شد در ابتدا میگفت چرا تلویزیون را در ایران بسازم؟ من یک کاغذ مینویسم به سازنده. او برایم تلویزیون ساخته شده میفرستد. بعد یکی از شاگردانم را میفرستم گمرک، کالا را ترخیص میکند، کالا را میگذارم انبار. مغازهای فروشنده میآیند و میخرند و میبرند میفروشند. حالا بروم کارخانه تلویزیون سازی بیاورم؟ سر و کله زدن با کارگر سخت است. کارخانه صدها مشکل دارد. ما گفتیم حاج برخوردار؛ اگر تلویزیون نسازی پروانه ساخت را میدهیم به شخصی دیگر. قدم بعد این است که روی واردات تلویزیون عوارض گمرکی میبندیم تا از صنعت داخلی حمایت کنیم. اگر باز این سازنده نتوانست با واردات مقابله کند، ممکن است ورود تلویزیون از خارج را ممنوع کنیم. در مقابل برنامههای وزارت اقتصاد، معمولا واردکنندگان حاضر میشدند که به کار ساخت در ایران تن دهند. همه این صنعتگران، اول تاجر بودند، بعد از تجارت وارد صنعت شدند.»
در چنین شرایطی حاجی برخوردار در مهر سال 1341 اولین شرکت تولیدی خود یعنی «ری.او.واک» یا قوه پارس را در جاده مخصوص کرج تاسیس کرد. این شرکت باتریهای خشک تولید میکرد. در ابتدا 85 درصد از سرمایه متعلق به سرمایهگذار آمریکایی و 15 درصد متعلق به حاج برخوردار بود اما در سال 1355 سهم برخوردار در آن به 70 درصد رسید. این شرکت به تدریج به سه کارخانه تبدیل شد و کارکنان آن به حدود 900 نفر رسید.
او یک سال بعد شرکت پارس الکتریک را برای تولید رادیو و تلویزیون تاسیس کرد. این شرکت در ابتدا تلویزیون سیاه و سفید تولید میکرد اما یک سال پیش از انقلاب شروع به تولید تلویزیون رنگی کرد. این شرکت با سرمایه داخلی تاسیس شد و در زمان انقلاب 2000 کارمند و کارگر داشت. این شرکت بزرگترین شرکت برخوردار از جهت حجم فروش و سهم بازار بود و تنها شرکتی بود که خودش چندین سال به طور مستقیم مدیرعاملی آن را بر عهده داشت. پارس الکتریک در سال 1356 بیش از 127 هزار تلویزیون سیاه سفید، نزدیک به 36 هزار دستگاه تلویزیون رنگی و نزدیک به 103 هزار دستگاه رادیو تولید میکرد.
البته قبل از این که حاج برخوردار رادیو و تلویزیون تولید کند، صاحبان صنایع دیگر مثل حبیب ثابت در این عرصه وارد شده بودند. حاج برخوردار اگر چه پیشگام این صنعت نبود اما توانست نقش خود را در این حوزه در طی 15 سال به عنوان بزرگترین تولیدکننده تلویزیون داخلی تثبیت کند.
در سال 1347 شرکت صنعتی پارس توشیبا (پارس خزر) را در شهر رشت تاسیس کرد که 40 درصد سهم شرکت توشیبای ژاپن، 40 درصد برخوردار و 20 درصد بقیه هم سهم بانک توسعه صنعتی و معدنی بود. این شرکت انواع لوازم خانگی مثل پنکه، آب میوهگیری، چرخ گوشت، انواع پلوپز تولید میکرد که تولید آن در سال 1357 نزدیک به 700 هزار دستگاه بود.
پس از انقلاب، مدیران دولتی که نسبت به سرمایه گذاران خارجی مظنون بودند و خیال میکردند باید در هر زمینهای کشور به خودکفایی برسد خواستار واگذاری سهام توشیبا شدند. به همین دلیل توشیبای ژاپن سهامش را در سال 1363 واگذار کرد.
این در حالی بود که برخوردار همواره بر مشارکت سرمایه گذار خارجی تاکید داشت چون «برای حاج محمدتقی برخوردار تامین سرمایه خیلی مهم نبود او میتوانست از راههای مختلف آن را فراهم نماید. انتقال تکنولوژی خیلی اهمیت داشت و به همین دلیل بر سرمایهگذاری خارجی اصرار داشت.»
در عین حال»حاج محمد تقی برخوردار از محدودیتهای فنی ایران آگاهی داشت به همین دلیل کوشید تا پس از کسب سرمایه و دانش فنی در یک زمان نسبتا کوتاه به تدریج مدیران و مهندسان ایرانی را به جای نیروهای خارجی بگمارد. در عین حال ارتباط لازم با شرکتهای معتبر را برای کسب تکنولوژی حفظ کند.»
نگاهی به شرکتهای حاج برخوردار نشان میدهد که او به مرور سهم خود را در شرکت بیشتر میکرد و مدیریت شرکتها را در اختیار مدیران ایرانی قرار میداد.
کتاب زندگی و کارنامه محمدتقی برخوردار در توصیف روش وی مینویسد:»آنچه که فعالیت صنعتی حاج محمدتقی برخوردار را در طی چهارده سال متمایز میکند؛ روند تدریجی توسعه، در یک ارتباط منظم با تحولات علمی و تولیدی شرکتهای معتبر بینالمللی بود. سهم ارزش افزوده شرکت در طی چهارده سال رو به افزایش بود به طوری که در سال 1356 بین 50 تا 80 درصد محصولات ساخت داخل بود.»
البته همین نگاه او برای همکاری و مشارکت با شرکتهای خارجی بعد از انقلاب جزو اتهاماتی شد که دادگاه انقلاب برای مصادره اموالش از آن استفاده کرد.
مدیریت صنعتی
حاج برخوردار در مدیریت شرکتها هم از همکاری و توان مدیریتی شرکتهای بینالمللی که شریک وی بودند، بهره میبرد و در اولین فرصت مدیریت را به مدیران ایرانی منتقل میکرد. برای او مدیریت امری جدی بود و در راهاندازی مرکز مطالعات مدیریت ایران که با همکاری دانشگاه هاروارد و با تلاش حبیب لاجوردی شکل گرفت، فعال و عضو هیات امنا بود. او در کنار دیگر صاحبان صنایع نظیر لاجوردیها و ایروانی پنج میلیون ریال به این مرکز کمک کرد.
محمدجواد تندگویان وزیر نفت دولت محمدعلی رجایی در شرکت پارس توشیبا کار میکرد و از سوی کارخانه به مدت دو سال بورس تحصیلی در مرکز مدیریت ایران گرفت.
حسن سادات (معاون پتروشیمی بعد از انقلاب) از سوی پارس الکتریک، غلامرضا شافعی (وزیر صنایع بعد از انقلاب) از سوی ری اوواک پس از سه ماه کار آزمایشی به همراه چند نفر دیگر به ژاپن اعزام شدند.
او روش خود را در مدیریت داشت و دخالتی در کار مدیران نمیکرد و «اجازه میداد تصمیمسازی توسط مدیران حرفهای صورت گیرد. به همین دلیل، حاج برخوردار قادر بود به عنوان مسئول شرکت، به توسعه فعالیتها بیندیشد. از نظر او اگر چه سرمایه برای فعالیت اقتصادی لازم بود اما بدون مدیریت مناسب، توسعه و تحول رخ نمیداد.»
به گفته مهندس عزت الله سحابی، عضو شورای انقلاب و معاون نخست وزیر در سال 1358، «کارخانههای حاج محمد تقی برخوردار به قدری ساختار و مدیریت درست، علمی و محکم بود که در چند سال اول با همه بحرانهای مدیریت دولتی، هیچ خللی در روند کار آن ایجاد نشد.»
خودش بیشتر از بقیه کار میکرد و بعضی به طعنه میگفتند که حاجی برای پول حرص میزند اما او میگفت از کار لذت میبرد و «زندگی، اولش کار، وسطش کار، آخرش کار است و کسی از پرکاری نمرده است.»
لحظهای دست از کار نمیکشید و در سال 1347 شرکت تهران الکتریک را برای واردات انواع لوازم خانگی و اداری از توشبییا، جنرال الکتریک، کندی، سیکو و … و نمایندگی 16 کمپانی دیگر تاسیس کرد. یک سال بعد، شرکت لامپ پارس توشیبا را با همان سرمایه گذاران شرکت صنعتی پارس توشیبا و در کنار همان کارخانه تاسیس کرد که انواع لامپهای رشته ای و فلورسنت تولید میکرد. این دو شرکت نزدیک به 2000 کارگر و کارمند داشتند. ظرفیت اسمی این شرکت در سال 1375 بیش از 38 میلیون لامپ بود.
برخوردار هر روز فعالیتهایش را گسترده میکرد و هر سال کارخانهای میساخت. در سال 1349 با مشارکت علی آگاه و برادرانش کشت وصنعت جیرفت را راه اندازی کرد. یک سال بعد شرکت فرش پارس را در شهر صنعتی البرز ساخت که انواع موکت، فرش ماشینی، موکت نمدی، چتایی، ریسندگی نخ قالی و موکت تولید میکرد. ظرفیت تولید این کارخانه بیشتر از 10 میلیون متر موکت و یک میلیون و 200 هزار متر فرش و یازده میلیون متر چتایی بود و 480 نفر در آن کار میکردند.
در سال 1351 شرکت کالای الکتریک را خرید و برای دو سال انواع کلید و پریز را تولید میکرد ولی در سال 1354 این کارخانه را به تولید ساعت دیواری سیکو اختصاص داد که بیش از 100 نفر در آن کار میکردند. یک سال بعد شرکت کارتن البرز، سرامیک البرز و کاشی پارس را تاسیس کرد که در این سه شرکت 1000 نفر کار میکردند.
در سالهای آخر کارش توجه ویژهای به جذب سرمایه خارجی و مشارکت با سرمایهگذاران خارجی داشت. او سال 1354 دو کارخانه را با مشارکت سرمایه گذاران خارجی راه اندازی کرد. اولی شرکت لوازم خانگی پارس بود که با 15 درصد سرمایه مشترک جنرال الکتریک آمریکا تاسیس شد. این شرکت قرار بود یخچال، فریزر و لباسشویی تولید کند. بهرهبرداری از این شرکت با وقوع انقلاب همزمان بود برای همین بهره برداری از آن به سال 1359 موکول شد. این شرکت بزرگترین تولید کننده تولید یخچال بود و 500 نیروی کار داشت.
دومین شرکت صنایع الکتریک البرز برای تولید کلید و پریز بود که آن را با سرمایه گذاری مشتری لگراند فرانسه و بانک توسعه صنعتی تاسیس کرد. در همان سال همچنین شرکت پوشش را در شهر رشت تاسیس کرد که متشکل از سه شرکت صنعتی در زمینه تولید و بافت انواع پارچههای مخمل، پنبهای، اکریلیک، تولید انواع البسه، حوله و بلوجین بود که نزدیک به 1500 نفر کارگر و کارمند داشت.
وقتی اموالش مصادره شد او سیزده شرکت و کارخانه بزرگ داشت که یازده هزار نفر در آن کار میکردند.
برخوردار غیر از راهاندازی شرکتها و کارخانجات صنعتی، سهام برخی کارخانجات دیگر را نیز خریده بود و در بعضی از این شرکتها عضو هیات مدیره بود. او در طول فعالیتهای صنعتی و تجاری خود سهام شرکتها و بانکهایی نظیر بانک توسعه صنعتی و معدنی، سیمان کرمان، کمپرسورسازی، بیمه حافظ، آبگینه، لامیران، بانک شهریار، بانک ایران و خاورمیانه، یک و یک، سرمایه گذاری پارس توشیبا (توشه)، بانک توسعه سرمایهگذاری و بانک ایرانیان را خریده بود.
همزمان با فعالیتهای صنعتی، حاج برخوردار در کارهای خیریه نیز مشارکت داشت. در ساخت مسجد و مدرسه مشارکت داشت و به تجهیز آزمایشگاه دبیرستان البرز که دکتر مجتهدی آن را اداره میکرد، کمک میکرد. در سال 1352 تا 1357 او تامین مالی 120 زن سرپرست خانوار را در یزد با هدف توانمندسازی آنها بر عهده داشت.
تغییر سبک زندگی ایرانیان
فعالیتهای صنعتی برخوردار به ظهور سبک زندگی مدرن در ایران کمک کرد ولی رشد مصرف، واکنش منفی روشنفکران را نیز بر انگیخت. جلال آل احمد یکی از این افراد بود که در کتاب غرب زدگی، جامعه مصرفی را محصول غرب میداند. او جهان را به دو دسته سازنده و مصرف کننده ماشین تقسیم میکند که غرب مدرن، سازنده ماشین است و شرق عقب مانده و سنتی مصرف کننده ماشین.
نویسندگان کتاب زندگی و کارنامه برخوردار عقیده دارند که»آنان (روشنفکران) مصرف روز افزون مردم به ویژه طبقه متوسط از تکنولوژیهای خانگی مانند لباسشویی، جاروبرقی، اجاق گاز، ظرفشویی و وسایل آشپزانه، چرخ خیاطی، یخچال و فریزر، رادیو، ضبط، تلویزیون و دیگر محصولات و کالاها را مصرفگرایی و نفوذ امپریالیسم دانستند.»
به عقیده این نویسندگان»گروههای چپ میخواستند به نسل امروز و فردایمان بگویند که صنعتکاران ما، گروهی غارتگر و وابسته بودند.»
شواهد نشان میدهد که حاج برخوردار با درکی که از ظرفیتهای اقتصاد ایران داشت، موفق شد تنها در شانزده سال یعنی از 38 تا 54 سالگی با همکاری شرکتهای بینالمللی گام بزرگی در تولید صنعتی در ایران بردارد.
به نوشته کتاب سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران»نام برخوردار، یادآور محصولات نوین صنعتی مثل رادیو، تلویزیون، پنکه، باتری، لامپ، فرش و دهها کالای صنعتی میباشد که در افزایش رفاه هزاران ایرانی و تغییر سبک زندگی آنها نقش فراوان داشته است.»
بازگشت به ایران
اما ثمره تلاش برخوردار با قانونی که شورای انقلاب تصویب کرد، مصادره شد و برخوردار بعد از بینتیجه ماندن تلاشهایش در زمستان سال 1358 در حالی که 55 سال بیشتر نداشت به انگلیس و سپس به آمریکا رفت. همیشه امیدوار بود که بتواند دوباره اموالش را پس بگیرد برای همین وارد هیچ فعالیتی اقتصادی در خارج نشد. در سال 1371 با امید به وعده دولت وقت دوباره به ایران برگشت.
ماجرا از این قرار بود که در سال 1370 محسن نوربخش وزیر اقتصاد و محمد حسین عادلی رئیس کل بانک مرکزی به نمایندگی از دولت اکبر هاشمی رفسنجانی در نشستی در آمریکا اعلام کردند که «در تصحیح امور گذشته تلاش خواهند کرد.»
با این وعده، برخی از جمله حاج برخوردار امیدوار شدند و پس از 13 سال به ایران بازگشتند. او امیدوار بود که حکم مصادره اموالش لغو شود و برای همین «هفته ای چند روز به دادگاه انقلاب میرفت و چند ساعت بیرون درب منتظر رسیدگی به پروندهاش میشد. هر کس از مقامات میآمد بلند میشد و احترام میکرد، مدتها این کار را تکرار میکرد.»
پس از بازگشت از خارج، دوستانش از او پرسیده بودند «اگر میدانستی که روزی این همه تلاشها، چنین نتیجهای خواهد داشت، چه میکردی؟ گفته بود:» تنها یک کار کوچک شروع و همان را در مقیاس کم ادامه میدادم.»
دو سال بعد از بازگشت وی، دادگاه انقلاب مقداری از زمینهای موروثی وی در رفسنجان را به وی بازگرداند و یک سال بعد هم منزل شخصیاش را پس داد. در این زمان، اولین نشانههای بیماری آلزایمر در او ظاهر شده بود.
او در سال 1374 سکته کرد و حافظه کوتاه مدتش را از دست داد. گرچه پس از مدتی بهبود یافت اما در سال 1378 دچار آلزایمر شد و در تیر ماه 1390 درگذشت.
در کتاب سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران در توصیف برخوردار آمده»مردی که دائم در کار و تلاش و کوشش بود، پول در میآورد تا با آن کار تازهای ایجاد کند و عده بیشتری را به کار گمارد و با درآمد این کار، کار دیگری راه بیندازد، از سال 1378 به فراموشی مبتلا شد تا رنج از دست رفتن چنین تلاشهایی را احساس نکند. او روزها و شبها در میان جمع اما دور از همه، گذراند؛ کاری نکرد و به کاری هم فکر نکرد، او حتی نمیدانست حاج برخوردار است.»
منابع:
- موقعیت تجار و صاحبان صنایع در ایران عصر پهلوی / زندگی و کارنامه حاج محمد تقی برخوردار/ علی اصغر سعیدی/فریدون شیرین کام/گام نو/ 1398
- سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران / فریدون شیرین کام، ایمان فرجام نیا/ نشر فرهنگ صبا/ 1393
- تکنوکراسی و سیاستگزاری اقتصادی در ایران به روایت رضا نیازمند/ علی اصغر سعیدی/ انتشارات لوح فکر/ 1396