چالشها و فرصتهای ایران در صحنه بین‌الملل

0
51
چالشها و فرصتهای ایران در صحنه بین‌الملل

دستاورد صنعت / ایران در یکی از حساس‌ترین شرایط خود در چهار دهه گذشته قرار دارد. عبور ایمن از این شرایط، نیازمند همفکری دلسوزان ایران به منظور یافتن راهکارهای سنجیده و واقع‌بینانه‌ای است که نه‌تنها کشور را از وضعیت پیچیده و دشوار فعلی خارج کند، بلکه افق‌های جدیدی را پیش‌روی آحاد جامعه بگشاید و ایران را به جایگاه شایسته خود بازگرداند.
دکتر کرمانی ضمن تحلیل رفتار دولت ترامپ و دولت چین در بستر گسترده‌تر جهانی و نقش سایر بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای، جایگاه ایران و مذاکرات هسته‌ای را در این معمای پیچیده بررسی قرار می‌کند.
در بخش می گوید که سه اولویت اصلی دولت ترامپ کاهش کسری بودجه، مقابله با چین و حذف ریسک حمله هسته‌ای است. در مقابل چین به دلیل وابستگی شدید به واردات نفت و غذا و آسیب‌پذیری در تنگه‌های مالاکا و هرمز، تمایل دارد از درگیری‌هایی که اقتصادش را تهدید کند، اجتناب کند. اگر تحریم‌های آمریکا باعث تشدید کنترل‌ها در تنگه مالاکا شود، چین ممکن است واردات نفت از ایران را کاهش جدی دهد یا ایران را به توافق با آمریکا ترغیب کند. همچنین، جنگ اوکراین و رشد اقتصاد هند باعث افزایش تقاضای اروپا و هند برای تامین‌کنندگان جدید نفت و گاز شده است. اما این مشتریان بالقوه نفت ایران نیز تحت تاثیر سیاست‌های تحریمی واشنگتن قرار دارند، بنابراین مذاکره با آنها نمی‌تواند جایگزین حل معضل تحریم‌های آمریکا شود.
در بخش دوم، این مقاله دکتر کرمانی مزیت‌های رقابتی ایران در عرصه بین‌المللی مورد بررسی قرار می‌دهد و می گوید که تنها با در نظر گرفتن همزمان سه مزیت اصلی ایران یعنی منابع عظیم هیدروکربنی، نیروی انسانی متخصص در داخل و خارج از کشور، و موقعیت ژئوپولیتیک حساس ایران، می‌توان به تدوین برنامه‌ای متوازن، زمانمند و پایدار برای کاهش تحریم‌ها و حرکت به‌سوی توسعه پایدار دست یافت.
نادیده گرفتن منابع عظیم هیدروکربنی، ایران را در سال‌های پیش‌رو از یکی از مهم‌ترین منابع درآمدهای ارزی‌اش محروم خواهد کرد. با‌این‌حال، رشد صرفاً مبتنی بر منابع طبیعی، موقتی بوده و در میان‌مدت، با همراهی نکردن روسیه، کشورهای منطقه و حتی آمریکا در بازگشت ایران به اقتصاد جهانی مواجه می‌شود. در میان‌مدت، این نیروی انسانی متخصص در داخل و خارج کشور است که می‌تواند نقشی کلیدی در توسعه پایدار و ایجاد توازن قدرت میان مردم و حکومت ایفا کند. همچنین بهره‌برداری درست از موقعیت ژئوپولیتیک ایران می‌تواند به ابزاری موثر برای جلب همراهی روسیه و دیگر صادرکنندگان نفت منطقه در مسیر توسعه کشور بدل شود.
در کنار در نظر گرفتن نقش ایران به‌عنوان حلقه اتصال میان روسیه، آسیای میانه، هند و جنوب شرق آسیا، سرمایه‌گذاری‌های مشترک شرکت‌های آمریکایی-هندی، آمریکایی-اروپایی و چینی در توسعه صنعت نفت و گاز ایران نیز می‌تواند زمینه‌ساز حمایت قطب‌های اقتصادی جهان از مسیر توسعه ایران باشد. همچنین در این بخش به نقش تمدن هفت‌هزارساله ایران در تسهیل بازسازی سرمایه اجتماعی در داخل و وجهه بین‌المللی در خارج اشاره شد.
دکتر کرمانی در پایان بخش دوم مقاله‌ به برخی فرصت‌های همکاری مشترک میان ایران و سایر کشورهای منطقه اشاره می کند.
بخش سوم بر موضوع پرونده هسته‌ای ایران تمرکز دارد و در آن بیان می شود که موفقیت مذاکرات با واشنگتن تابع وضعیت اقتصادی و اجتماعی داخلی، داشتن برنامه توسعه‌ای مشخص برای کشور و توان ترسیم افقی جدید برای نقش ایران در توسعه خودش و منطقه در دوران پس از تحریم و در نهایت سازگاری زمانی مذاکرات است:
همانگونه که تجربه‌های مذاکرات علنی و محرمانه قبلی نشان ‌داده، شرایط ناپایدار اقتصادی یا اجتماعی داخلی امکان هرگونه توافق را به‌شدت کاهش می‌دهد. در نتیجه در بعد اقتصادی انجام برخی اصلاحات حداقلی در حوزه انرژی و ارز در اسرع وقت اجتناب‌ناپذیر است. همچنین توافق بر سر سازوکاری رسمی برای نحوه هزینه‌کرد درآمدهای ارزی حاصل از رفع تحریم‌ها برای سرمایه‌گذاری -به‌خصوص در بالادست نفت و گاز و بهینه‌سازی مصرف انرژی- و تعریف پروژه‌های توسعه‌ای مشترک در منطقه نقش مهمی در پیشبرد مذاکرات خواهد داشت.
در نهایت سازگاری زمانی مذاکرات نیازمند برنامه مرحله‌به‌مرحله و زمانمند برای افزایش تعهدات هسته‌ای ایران و کاهش تحریم‌ها و افزایش سرمایه‌گذاری‌ها در ایران است. در بلندمدت انگیزه‌های اقتصادی نقش مهمی در کاهش پایدار تحریم‌ها خواهند داشت. اما بیش از یک دهه تحریم‌ها موجب شده که اقتصاد ایران حتی در صورت کاهش تحریم‌ها هم آماده ورود یکباره به اقتصاد جهانی نباشد و در نتیجه ایجاد انگیزه‌های اقتصادی برای تداوم کاهش تحریم‌ها فرآیندی زمان‌بر خواهد بود. در ادامه بخشی از مقاله دکتر کرمانی در باره افق پیش روی ایران را می خوانید.

مزایاي رقابتی ایران در فضاي جدید بین‌الملل
براي هر کشوري ضروري است که بر اساس مزایاي رقابتی خود، جایگاه مناسبی در اقتصاد بین الملل پیدا کند. مزیت رقابتی، یکی از مفاهیم کلیدي در اقتصاد بین الملل است که تفاوت اساسی با فهرستی بلندبالا از تواناییهاي یک کشور دارد. مزیت رقابتی به آن دسته از ویژگیهاي مشخص یک اقتصاد اشاره دارد که به آن کشور، با در نظر گرفتن هزینه هاي تولید، توان رقابت در سطح بین المللی را می دهد.
در مورد ایران، می توان دو سطح از مزیت هاي رقابتی را در نظر گرفت:
سطح اول:

  1. منابع عظیم هیدروکربن
  2. نیروي انسانی متخصص در داخل و خارج
  3. موقعیت ژئوپلتیک بسیار حساس
  4. تمدن هفت هزار ساله
    سطح دوم:
  5. زیرساختهاي صنعتی قوي، به ویژه در صنایع معدنی، پتروشیمی و قطعات خودرو
  6. مزیت در تولید محصولات کشاورزي و دامی با ارزش افزوده بالا و صنایع غذایی
  7. توان صادرات خدمات فنی و مهندسی
    سطح اول مزایاي رقابتی بیشتر معطوف به جایگیري مناسب ایران در سطح بین الملل است و سطح دوم بیشتر معطوف به جایگیري مناسب ایران در سطح منطقه.
    فهم اهمیت همزمان 3+1 عامل سطح اول به عنوان مزایاي کلیدي ایران اهمیت بسزایی در گذار از دوگانه فهم غلط انداز لزوم انتخاب بین شرق و غرب دارد.
    منابع عظیم هیدروکربن ایران مهمترین منبع درآمدهاي ارزي در پنج الی ده سال آینده ایران است. اما در این زمینه فهم دقیق چند مساله بسیار ضروري است:
    در میان قطب هاي اقتصادي دنیاي جدید، منابع عظیم هیدروکربنی ایران می تواند به عنوان مکملی براي تأمین نیازهاي چین، هند و اروپا عمل کند. بااین حال، این مزیت استراتژیک، ایران را در رقابت مستقیم با روسیه و سایر بازیگران منطقه اي قرار می دهد. علاوه بر این، توسعه نفت شیل و استقلال انرژي آمریکا و تبدیل شدن این کشور به یکی از صادرکنندگان LNG عدم تقارن در این معادله را تشدید کرده است. در چنین شرایطی، اگر تنها نتیجه بازگشت ایران به اقتصاد جهانی، افزایش صادرات حامل هاي انرژي باشد، آمریکا، روسیه و بسیاري از بازیگران منطقه اي انگیزه اي براي حمایت از کاهش تحریم هاي ایران نخواهند داشت.
    یکی از راهکارهاي احتمالی براي کاهش این عدم تقارن، مشارکت شرکتهاي آمریکایی-اروپایی یا آمریکایی-هندي در توسعه بالادست نفت و گاز ایران است. چنین راهکارهایی می تواند تا حدي نگرانیهاي بازیگران کلیدي را کاهش داده و مسیر ایران را براي ورود مجدد به اقتصاد جهانی هموارتر کند. اما این راهکار به تنهایی براي برقراري توازن در منتفعین از بازگشت ایران به نظام بین الملل کافی نیست.
    نکته مهم دیگر این است که از میان خریداران بالقوه نفت و گاز ایران، هند و اروپا کاملا تابع سیاستها و تحریمهاي آمریکا هستند. بنابراین، بدون مذاکره با واشنگتن، نمی توان انتظار افزایش معنادار صادرات انرژي به این دو منطقه را داشت. هر چند ایجاد افق روشن از نقش هند و اروپا در فضاي پس از کاهش تحریمها می تواند کمک به موفقیت مذاکرات با واشنگتن بکند. در عین حال، ادامه وضعیت فعلی و وابستگی بیش ازحد به یک خریدار واحد (چین)، ریسک هاي اقتصادي و سیاسی بسیار بزرگی را براي ایران به همراه دارد. به عبارت دیگر توافق بر تنوع خریداران نفت ایران پس از کاهش تحریم ها می تواند یکی از نقاط تسهیل کننده توافق احتمالی باشد.
    از سوي دیگر، براي چین، اولویت اصلی نه افزایش سهم ایران در تأمین انرژي، بلکه تضمین امنیت جریان نفت خاورمیانه به این کشور است. برخلاف ایران که وابستگی شدیدي به تک خریدار در حوزه نفت پیدا کرده است- موضوعی که در تفاهمنامه ایران و عربستان به وضوح نمایان شد- پکن همواره سعی کرده یک سبد متنوع از تأمین کنندگان انرژي داشته باشد. بااین حال، این سبد متنوع همچنان به آرامش در تنگه هرمز و امنیت عرضه انرژي از خاورمیانه وابسته است. آمریکا نیز به خوبی می داند که در صورت بروز تنش در جریان انرژي خاورمیانه، اصلی ترین متضرر چین خواهد بود، نه خود آمریکا.
    البته این نکته را نیز باید ذکر کرد که در یک خاورمیانه دور از تنش ایران می تواند با انتقال نفت به سواحل دریاي عمان یا اتصال به کریدور اقتصادي چین-پاکستان(CPEC)، سهم بیشتري در تأمین انرژي چین داشته باشد.
    به عبارت دیگر، در شرایطی که تحریم هاي سرمایه گذاري در ایران کاهش یابد، می توان با افزایش معنادار تولید و صادرات نفت، هم سهم ایران در تأمین نفت وارداتی چین را افزایش داد و هم بر تنوع خریداران نفت ایران افزود.
    ویژگی بسیار مهم دوم ایران، وجود نیروي انسانی متخصص در داخل و خارج از کشور است. این سرمایه انسانی، که طی دهه ها شکل گرفته، یک مزیت رقابتی ویژه براي ورود ایران به اقتصاد دانش‌بنیان و توسعه صادرات خدمات محسوب می شود. وجود هر دوي این گروهها براي سوار شدن کشور در اقتصاد دانش‌بنیان و صادرات خدمات یک مزیت رقابتی ویژه براي کشور است. در صنایع پیشرفته و دانش محور، ارتباطات انسانی نقشی اساسی در توسعه اقتصادي ایفا می کند .در واقع، این شبکه انسانی میان کشورها است که زیرساخت اصلی مزیت رقابتی در این حوزه ها را شکل می دهد. عدم درك اهمیت این ظرفیت که تابع وجود نیروي انسانی متخصص در داخل و در خارج است، کشور را از فرصتهاي حیاتی براي رشد و توسعه محروم خواهد کرد.
    نمونه هاي موفق این مدل را می‌توان در کشورهاي مختلف مشاهده کرد:
  • هند در صنعت فناوري اطلاعات (IT) رشد سریعی را تجربه کرد، زیرا مهاجران هندي در آمریکا، همراه با دانشگاههاي قوي در داخل هند، بستري براي تعامل و انتقال دانش فراهم کردند. در دهه 90 میلادي، بازگشت برخی نخبگان هندي به کشور، جهشی بزرگ در این حوزه ایجاد کرد و هند را به یکی از پیشروترین کشورها در صادرات خدمات IT تبدیل کرد .
  • تایوان از مسیر مشابهی در حوزه سخت افزار و صنایع الکترونیکی بهره برد
  • چین نیز بخش قابل توجهی از پیشرفت خود در حوزه هاي دانش بنیان، به ویژه هوش مصنوعی، را مدیون تعامل مداوم محققان چینی در آمریکا و اروپا با دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی داخلی خود است.
    درك این مزیت رقابتی از دو جهت حیاتی است:
  1. بیش از 80 درصد نیروي کار متخصص ایرانی خارج از کشور، عمدتا در آمریکا، کانادا، اروپا و استرالیا مستقر هستند. بنابراین، هرگونه گشایش اقتصادي که نتواند تعامل میان این نیروي انسانی خارج از کشور با متخصصان داخل ایران را تسهیل کند، کشور را از یکی از مهمترین مزایاي رقابتی خود محروم کرده.
  2. در صورت ادامه روند کنونی و افزایش موج مهاجرت نیروي کار متخصص، ایران ممکن است این مزیت اساسی را براي حداقل یک دهه از دست بدهد.
    تمرکز بر این مزیت رقابتی، علاوه بر فرصتهاي اقتصادي، چند نقش کلیدي دیگر براي توسعه بلند مدت ایران ایفا می کند:
  • برخلاف نفت و گاز، توسعه صنایع دانش بنیان به بهبود توازن میان قدرت اقتصادي جامعه و حکومت منجر می شود. این عامل، یکی از پیش نیازهاي کلیدي براي توسعه پایدار ایران است .
  • برخلاف منابع هیدروکربنی ایران، که عمدتا مورد نیاز چین و در آینده هند خواهد بود، این مزیت رقابتی ایران می تواند تعاملات برد-برد بین ایران و کشورهاي میزبان نیروي متخصص ایرانی را رقم بزند. این موضوع می تواند به توازن منافع در تعاملات بین المللی ایران کمک کند .
  • همچنین افزایش تعاملات علمی و فناورانه با کشورهاي غربی، زمینه ساز شکلگیري و تقویت جریان هاي حامی توسعه ایران در آمریکا و اروپا خواهد شد .این گروه ها می توانند در آینده نقش مؤثرتري در مقابله با سیاستهاي ایران ستیز ایفا کنند .
    مزیت سوم ایران موقعیت خاص ژئوپلتیک آن است که در صورت درك صحیح از آن می تواند نقش مهمی در توازن منافع بازیگران بین المللی بازي کند و در صورت عدم درك صحیح آن همین موقعیت جغرافیایی می تواند عامل بحرانهاي بزرگی براي ایران باشد.
    ایران از یک طرف در یکسوي تنگه هرمز یکی از دو تنگه مهم تجارت بین الملل قرار دارد. متضرر اصلی هر گونه ناآرامی در این تنگه چین، ایران و سایر کشورهاي خلیج فارس و منتفع شونده از آن روسیه است. ایران از طرف دیگر یکی از بهترین راههاي دسترسی روسیه و آسیاي میانه به اقیانوس هند و جنوب شرق آسیا است. با توجه به رشد روز افزون هند و سایر کشورهاي جنوب شرق آسیا از طرفی و رشد کشورهاي آسیاي میانه از طرف دیگر این مزیت رقابتی از اهمیت روزافزونی برخوردار است. بهره‌مندي از این مزیت رقابتی و توسعه سواپ نفت و گاز با روسیه نیز می تواند بخشی از این پازل باشد که تا حدي به همراهی روسیه با توسعه نفت و گاز ایران کمک کند.
    نکته مهم دیگر این مزیت رقابتی نقش مهم آن در برقراري توازن منافع بازیگران جهانی از توسعه ایران است. در صورت نگاه تک بعدي به مزیتهاي رقابتی ایران، توسعه ایران همیشه بازندگانی مطلق یا نسبی در میان قدرت هاي اقتصادي خواهد داشت و این بازندگان در نهایت به مانعی براي رشد اقتصادي ایران تبدیل خواهند شد. تنها درك صحیح و همزمان این سه مزیت رقابتی- منابع انرژي، نیروي انسانی متخصص، و موقعیت ژئوپلیتیک- همراه با طراحی یک مدل مشارکت متوازن میان آمریکا و چین در توسعه منابع نفت و گاز ایران و توسعه کریدور شمال-جنوب و سواپ نفت و گاز با روسیه است که می تواند به ایجاد توازن منافع میان قطبهاي اصلی اقتصاد جهانی و همراستایی آن با توسعه ایران منجر شود.
    علاوه بر سه مزیت اصلی ذکرشده، تمدن هفت هزارساله ایران و استفاده از تمام ظرفیتهاي ایجاد شده در این تمدن چه قبل و چه بعد از ورود اسلام به ایران می تواند نقش کلیدي را در بازسازي برند ایران در جهان و منطقه و حتی توسعه اقتصادي ایران ایفا بکند. تمدن هفت هزارساله ایران ظرفیتهاي منحصر بفردي را هم در حوزه هاي فرهنگی و گردشگري ایران ایجاد می کند؛ ظرفیتهایی که در صورت بهره برداري صحیح از آن نه تنها می توانند منافع اقتصادي چشمگیري براي ایران به همراه داشته باشند، بلکه با تسهیل روابط انسانی، به ارائه روایتی واقعی از وضعیت ایران در سطح جهانی و منطقه اي کمک خواهند کرد.

تعاملات هم افزاي مثبت منطقه اي:
در بعد منطقه اي هم تعاملات فراوانی براي ایجاد منافع مشترك بین ایران و کشورهاي منطقه براي توسعه اقتصادي ایران قابل تصور است. برخی از مهمترین این تعاملات عبارتند از: عراق: تعامل با آمریکا در بازسازي زیرساختهاي عراق، فعالیت در بخش مسکن، صادرات محصولات غذایی و فعالیت مشترك در بخش توریسم با تمرکز بر توریسم سلامت و مراکز مذهبی
عربستان: تفاهمنامه امنیتی، تعامل در مورد تشکیل کشور فلسطین و گرفتن سیاست واحد در این زمینه، تفاهم با عربستان و کویت بر سر میدان آرش و توسعه مشترك آن، مشارکت با یکدیگر در توسعه میادین نفت یمن، تعاملات بیشتر در حوزه توریسم مذهبی و تسهیل سفر مردم عربستان به ایران
ترکیه: ترکیه، در نهایت، یک رقیب منطقه اي براي ایران محسوب می شود و در حوزه هایی مانند دسترسی به بازار عراق، آسیاي میانه و آذربایجان، در برخی موارد تضاد منافع با ایران دارد .بااین حال، کنترل این رقابت و کاهش تنشها از طریق توسعه منافع مشترك، راهکاري کلیدي براي مدیریت روابط دو کشور است. یکی از مهمترین فرصتهاي همکاري، نیاز گسترده ترکیه به واردات محصولات پتروشیمی و کودهاي کشاورزي است. همچنین، ترکیه به شدت در تلاش است تا به یک هاب انرژي منطقه اي تبدیل شود. در این راستا، اصلاح سیاستهاي حوزه انرژي در ایران، توسعه صنایع پتروشیمی و حتی مشارکت ترکیه در این فرایند، برخی از عناصر کلیدي در ایجاد توازن نسبی در روابط دو کشور خواهد بود.
علاوه بر این، برخی دیگر از زمینه هاي همکاري عبارتند از:

  • افزایش تعاملات انسانی و فرهنگی از طریق گردشگري، تورهاي مشترك و کنسرتهاي فرهنگی .
  • ایجاد شرکتهاي مشترك ساختمانی براي اجراي پروژه هاي عمرانی در سطح منطقه با استفاده از «بازار در برابر بازار» سیاست .
    با چنین رویکردي، می توان تا حدي رقابتهاي اقتصادي را به همکاريهاي متقابل تبدیل کرد و مسیر روابط پایدار و متوازن تري را با ترکیه شکل داد.
    قطر: سرمایه گذاري در صنعت کشاورزي و پرورش دام کشور با تمرکز بر مناطق سواحل جنوبی کشور (منطقه مکران)، سرمایه گذاري در بخش حمل و نقل هوایی و توریسم
    امارات: سرمایه گذاري در صنایع غذایی، سرمایه گذاريهاي مشترك در دانش بنیان‌ها و حوزه آي تی
    افغانستان: توسعه معادن افغانستان، تعامل با چین براي پیشبرد راه آهن افغانستان و اتصال غرب چین به شرق ایران، برقراري موازنه آب در برابر انرژي
    آسیاي میانه: کریدور شمال – جنوب و تسهیل اتصال آسیاي میانه به دریاي عمان و در ادامه کریدور شرق- غرب، تعامل با چین و اروپا در سرمایه گذاري در توسعه زیرساختها و منابع طبیعی این کشورها، کشت فراسرزمینی و تامین بخشی از نیاز غلات کشور
    پاکستان: پاکستان وابستگی شدیدي به واردات حامل هاي انرژي دارد، اما در شرایط کنونی، به دلیل سیاستهاي نادرست ایران در حوزه انرژي، این مزیت رقابتی به یک تهدید جدي تبدیل شده است. نتیجه این وضعیت، نه تنها از دست رفتن بازار بالقوه براي ایران، بلکه حجم بالاي قاچاق و تأمین مالی گروههاي جدایی طلب و کاهش درآمدهاي مالیاتی براي دولت پاکستان بوده است.
    تعامل بیشتر در چارچوب کریدور اقتصادي چین-پاکستان و تبدیل رقابت به همکاري، به ویژه با تمرکز بر توسعه حمل ونقل غیردریایی مواد نفتی، می تواند فرصتهاي اقتصادي جدیدي ایجاد کند. اما باید در نظر داشت که پاکستان همواره با ناترازي حساب تجاري مواجه بوده است، در نتیجه رابطه با پاکستان را همواره باید در سه گانه هاي چین-پاکستان-ایران و امارات-پاکستان-ایران بررسی کرد. چین به عنوان بزرگترین سرمایه گذاري خارجی پاکستان و امارات به عنوان بزرگترین منبع remittance براي پاکستان.
    مساله اسرائیل: قطعا کسی نمی تواند در مورد ایران و نقشش در فضاي بین الملل صحبت کند بدون آنکه به مساله اسرائیل بپردازد. در اینجا به نظر می رسد که ممکن است اتفاقات پس از هفت اکتبر 2023 زمینه اي را فراهم کرده باشد براي اتخاذ یک سیاست منسجم علی الخصوص با سایر کشورهاي عربی در خصوص تشکیل کشور مستقل فلسطین یا به عبارتی راهکار دو دولتی که مورد تایید مردم فلسطین باشد. به عبارت دیگر شرایط حاضر به نحوي است که در صورت عدم تشکیل کشور فلسطین سایر کشورهاي عربی منطقه هم در معرض اشغالگري اسرائیل خواهند بود. به طور کلی دو تغییر رویکرد اصلی در این زمینه می تواند در اولویت قرار دادن خواسته خود مردم فلسطین -مستقل از رقابت هاي منطقه اي- و ایجاد جبهه متحد با کشورهاي عربی و سایر کشورهاي اسلامی براي یافتن راهکار مورد قبول مردم فلسطین باشد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید