خانه بلاگ صفحه 71

کشف ۱۷۵ میلیارد بشکه نفت در ایران

0

حجم ذخایر نفت خام ایران تا پایان سال گذشته به بیش از ۱۷۵ میلیارد بشکه و حجم ذخایر گاز قابل استحصال ایران به حدود ۳۳.۵ تریلیون متر مکعب افزایش یافت.

وزارت نفت با انتشار گزارشی، حجم دقیق ذخایر اکتشاف شده نفت خام و گاز طبیعی ایران را اعلام کرد که آمارهای جدید از رشد بالای اکتشافات نفت و گازی در کشور در ۳۷ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی حکایت دارد.

بر این اساس تا پایان سال ۱۳۹۳ در مجموع ۱۷۵.۴ میلیارد بشکه ذخیره نفت قابل استحصال در ایران کشف شده در حالی که قبل از پیروزی انقلاب حدود ۸۷ میلیارد بشکه نفت کشف شده بود.

پس از پیروزی انقلاب حدود ۸۸.۴ میلیارد بشکه نفت قابل استحصال به حجم ذخایر هیدروکربوری کشور افزوده شده که از این افزایش مقداری مربوط به اکتشافات جدید و برخی مربوط به بازنگری در مطالعات و افزایش ذخیره قابل استحصال است.

علاوه بر این در حالی میزان ذخایر گاز طبیعی قابل استحصال ایران قبل انقلاب حدود ۱۴ تریلیون متر مکعب بوده که بعد از پیروزی انقلاب با افزایش اکتشافات میزان گاز باقی مانده قابل استحصال کشور به ۳۳.۵ تریلیون متر مکعب افزایش یافته است.

از سوی دیگر از ابتدای تولید نفت تا پیروزی انقلاب اسلامی (حدود ۷۰ سال) در مجموع ۲۸ میلیارد بشکه نفت تولید شده در حالی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال گذشته بیش از ۴۴ میلیارد بشکه نفت تولید شده است.

کل تولید انباشتی میعانات گازی کشور تا پایان سال گذشته حدود ۸.۴۸ میلیارد بشکه بوده که قسمت عمده آن پس از پیروزی انقلاب اسلامی تولید شده است. اکثر میادین بزرگ گازی کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی کشف شده اند.

در همین حال کریم زبیدی معاون بررسی طرح‌های منابع هیدروکربوری برنامه‌ریزی شرکت نفت اخیرا درباره آمار جدید ذخایر قابل برداشت نفت و میعانات گازی ایران، گفته است: براساس آخرین بررسی‌های انجام شده، حجم ذخایر هیدروکربوری مایع کشور تا پایان سال گذشته نسبت به مدت مشابه قبلی آن حدود یک میلیارد بشکه افزایش یافته است.

وی با اعلام اینکه میزان نهایی ذخایر و جزئیات آن را در هر سال، تنها وزیر نفت و مدیرعامل شرکت نفت اعلام می‌شود، اظهار داشت: در همین حال، بررسی‌ها از افزایش حدود یک میلیارد بشکه‌ای حجم ذخایر هیدروکربوری مایع (شامل نفت خام، مایعات و میعانات گازی) حکایت دارد.

رکن‌الدین جوادی مدیرعامل شرکت ملی نفت اخیرا در گفتگو با مهر از کشف میادین و ذخایر جدید نفت خام و گاز طبیعی در ایران خبر داده و گفته بود: به زودی ارقام جدید ذخایر قابل برداشت نفت و گاز کشور توسط وزیر نفت اعلام خواهد شد.

موسسه انگلیسی برتیش پترولیوم انگلیس سال گذشته با انتشار گزارشی از ایران به عنوان بزرگترین دارنده ذخایر متعارف گاز طبیعی جهان تا پایان سال ۲۰۱۳ میلادی یاد کرده است. از این رو حجم ذخایر گاز طبیعی ایران با افزایشی ۲۰۰ میلیارد متر مکعبی به ۳۳.۸ تریلیون مترمکعبی افزایش یافته است که ۲.۵ تریلیون متر مکعب بیش از ذخایر گاز روسیه بزرگترین صادرکننده گاز جهان است.

 

دکتر “برکشلی” از جنگ طلای سیاه در 5 قاره می گوید

0
    • در پی تصمیم اعضای اوپک مبنی بر حفظ تولید خود با وجود کاهش قیمت ها، این پرسش ها مطرح می شود که آینده بازار انرژی و قیمت ها چگونه خواهد بود؟ آیا عربستان رجزخوانی های خود مبنی بر افزایش تولید را عملی خواهد کرد؟ در این میان ورود ترکیه به معادلات جهانی اقتصاد و سیاست چه تاثیری بر آینده بازار نفت خواهد گذاشت؟ واکنش روسیه به تحولات بازار انرژی چه خواهد بود و بالاخره ایران باید چه راهبردی را در حوزه انرژی در پیش بگیرد؟ برای یافتن پاسخ آن پرسش ها با فریدون برکشلی رئیس “گروه انرژی وین” و مشاور “موسسه مطالعات بین المللی انرژی” به گفت و گو نشستیم. او ضمن بررسی رویدادهای اخیر بازار جهانی نفت به تحلیل رفتار هر یک از نقش آفرینان اصلی بازار انرژی پرداخت و تاکید کرد که ایران باید با دیپلماسی فعال، نقشه جاده ابریشم انرژی را ترسیم نماید. هر چند که ممکن است در این راه، کشورهایی مانند ترکیه و عربستان در قامت یک مزاحم روبروی ایران بایستد.

آقای دکتر برکشلی؛ در روزهای گذشته تحلیل های مختلفی در خصوص آخرین نشست اوپک را شاهد بودیم، برخی رویدادها و نتایج این نشست را بی سابقه و عده ای نیز آن را قابل پیش بینی و تکراری ارزیابی کردند. نظر شما درباره عملکرد اوپک در این دوره چیست؟

سازمان اوپک در طول حیات طولانی خود با تلاطم های زیادی روبرو بوده است. در هر یک از فراز و نشیب ها، اوپک بعضا بازار را در مسیر ثبیت هدایت کرده و رهبری آن را بر عهده گرفته و در دوره هایی دنباله رو بازار بوده و شرایط را پذیرفته است.

در شرایط کنونی، سازمان اوپک تحت تاثیر عوامل مختلف، قیمت های بازار را قبول کرده، این وضعیت شباهت های زیادی با موقعیت اوپک در نوامبر 1987 در اندونزی دارد و اجلاس وزرا تصمیم گرفت که 1/5 میلیون بشکه در روز تخلف اعضای سازمان را به سهمیه های قانونی اعضا تبدیل کند و در نتیجه قیمت های بازار جهانی به 10 دلار در بشکه سقوط کرد.

در جاکارتا اوپک سقوط بازارهای بورس آسیایی را پیش بینی نکرده بود، تنها چند روز پس از اجلاس اندونزی، ابتدا بورس بانکوک و سپس بیشتر اقتصادهای رو به توسعه آسیای جنوب شرقی که موتور رشد مصرف تقاضای نفت محسوب می شدند، سقوط کردند و بازار جهانی نفت با عرضه مازاد و تقاضای محدود مواجه گردید. بحران 1987-1989 اوپک حدود سه سال طول کشید و سازمان اوپک 430 میلیارد دلار از ذخایر ارزی خود را از دست داد.

با توجه به عدم کاهش تولید نفت از سوی اوپک وضعیت قیمت طی ماه های آینده به چه سمتی خواهد رفت؟

نمی توانیم با دقت بالایی مدت زمانی که بحران کنونی به درازا خواهد کشید را برآورد کنیم با مقایسه و بررسی سری های زمانی منحنی های فراز و نشیب قیمت های جهانی نفت ارزیابی می کنم که مدت این روند کاهش قیمت ها طولانی تر از دهه 1980 نخواهد بود. به اعتقاد من در سه ماهه آخر 2016 و اوایل سه ماهه 2017 قیمت به ثبات نسبی خواهد رسید.

اخبار ضد و نقیضی از سقف تولید روزانه 10 میلیون بشکه ای عربستان به گوش می رسد، آیا با توجه به افت قیمت ها به کانال 30 دلار، این کشور تولید خود را افزایش خواهد داد؟

عربستان هم مانند روسیه یک ابر تولیدکننده است و لذا در استراتژی تولید خود علاوه بر قیمت، سهم بازار هم برایش حائز اهمیت است. این سیاستی است که ایران هم در دوران تولید روزانه 5/5 تا 6 میلیون در روز طی دهه های پیشین مورد توجه داشت. البته من شخصا به ظرفیت تولید 5/11 میلیون بشکه در روز که اعراب مدعی آن هستند اعتقادی ندارم، این کشور شاید بتواند با دوپینگ تولید خود را از مرز 10 میلیون عبود دهد ولی فقط برای مدت کوتاهی و با آسیب به میادین نفتی عربستان با دو رقیب جدی در بازار نفت روبروست که یکی از آنها منابع نفت شیل آمریکا و دیگری توان تولید بالای نفت روسیه است.

عربستان و در حقیقت اوپک نمی خواهند تا برای ثبات بازار، تولید خود را محدود ودر عوض رقبا تولید خود را اضافه کنند.

در صحبت های خود به وجود دو رقیت یعنی نفت شیل و روسیه اشاره کردید. این دو عامل چگونه بر تصمیمات اعضای اوپک تاثیر می گذارد؟

بله! در اینجا به یک واقعیت اشاره می کنم، طی دهه اخیر بازار جهانی نفت دستخوش تحولات و تغییرات مهمی شده است که سازمان اوپک نسبت به آن غافل بود. ظهور و نهادینه شدن بازارهای بورس، تحولات بازارهای مالی و پولی و تاثیرات آنها بر روی قیمت های جهانی نفت، ارزش یافتن سهام شرکت های نفتی افزایش بی وقفه حوزه اقتدار شرکت های خدماتی و شرکت های سازنده و عرضه کننده تکنولوژی که مرتبا نقش پر رنگ تری در بازارهای جهانی نفت کسب می کنند از این جمله است. همچنین ظهور شرکت های نفتی – تکنولوژی متوسط که با هزینه هایی به نسبت کمتر در میادین دارای ویژگی های خاص سرمایه گذاری می کنند معادلات سابق را برهم زده است. در حقیت 4/5 میلیون بشکه نفت خام شیل در روز در آمریکا توسط غول های نفتی تولید نمی شود، بلکه این شرکت های متوسط دانش بنیان هستند که این کار را می کنند. از سوی دیگر روسیه هم اکنون بیش از 10 میلیون بشکه در روز تولید دارد و در ماه های اخیر از نظر تولید از عربستان جلو زده است. به طوریکه اشاره شد دبیرخانه اوپک شرایط لازم و کافی برای مواجه با تغیییر و تحولات بازار جهانی نفت را کسب نکرده است. در هر حال به نظر نمی رسد که در این جنگ برای سهم بازار، عربستان بخواهد بخشی از سهم خود را به تولیدکنندگانی واگذار کند که تاثیر موثری بر روی قیمت نخواهد داشت. تولیدکنندگان عمده ناچارند تا برای ثبات بازار دست به اقدام جمعی بزنند.

در خبرها آمده بود که آمریکا تعداد دکل های نفت شیل خود را کاهش داده، اما شاهدیم که سطح تولید قبل همچنان باقی است. دلیل این مساله چیست؟

بله این اتفاق افتاده؛ در شرایط کنونی مهندسی بازار جای خود را به تجزیه و تحلیل بازار داده است. تولید شیل در طول شش ماه گذشته 4/5 میلیون بشکه در روز بود. سال قبل همه تحلیلگران نفتی بر این باور بودند که تولید نفت شیل، در صورت تداوم کاهش قیمتها صرفه اقتصادی نخواهد داشت. اینک قیمت نفت به بشکه ای45 دلار رسیده و شیل همان 4/5 میلیون بشکه را تولید می کند. این همان مهندسی بازار است که جای تجزیه و تحلیل های سنتی را گرفته است. البته تعدادی از دکل های حفاری شیل مدتی است که فعال نیستند ولی از طریق افزایش بهره وری تولید را حفظ کرده اند .

در این شرایط شاهد حضور بازیگران جدیدی در صحنه سیاسی و اقتصادی منطقه مانند ترکیه هستیم. آیا با آمدن این بازیگران نقش ایران کمرنگ نخواهد شد؟

ترکیه در سال های اخیر به یک بازیگر هژمونی طلب تبدیل شده و دخالت های آنکارا در وقایع منطقه حکایت از تمایلات تازه ترکیه دارد. در هر صورت تحت شرایط کنونی ایران دارای شرایط ممتازی است. نقشه “ژیو انرژی” و “ژیواستراتژیک” منطقه به سود ایران در حال تغییر است.

ایران در این شرایط باید چه راهبردی را در پیش بگیرد؟

در اینجا طراحی و اعمال یک دیپلماسی انرژی فعال حیاتی است. ایران لازم است تا جاده ابریشم انرژی را با قدرت ترسیم و عملیاتی سازد، در حیطه انرژی ترکیه رغیب سرسختی برای ایران نیست ولی می تواند نقش مزاحم را ایفا کند.

اگر ایران و عربستان سقف تولید نفت را در حد فعلی نگه دارند استراتژی سایر کشورهای اوپک به این وضیعت چه خواهد بود؟

در سازمان اوپک قدرت از آن بشکه های نفت و قدرت تولید است برای جمهوری اسلامی ایران تا زمانی که ظرفیت تولید به ارقام بالا نرسد . تاثیرگذاری در سازمان اوپک و بازار نفت محدود است لذا برای ایران ظرفیت گسترده ای دارای اهمیت راهبردی است . با توجه به هزینه بالنسبه پایین ایجاد ظرفیت در میادین ایران در قیمت های کنونی انگیزه سرمایه گذاری برای افزایش تولید قوی است. البته در خاورمیانه کلا هزینه تولید پایین است. این امر در مورد گاز هم صادق است. عدم سرمایه گذاری و کمرنگی صادرات از کل تولید، ایران را از یک منزلت استراتژیک اساسی محروم خواهد ساخت.

تحلیل شما از آخرین وضعیت تولید و قیمت نفت و گاز در سطح بازارهای جهانی چیست؟

بازار جهانی نفت با مازاد عرضه روبروست. در شرایط کنونی، سهم بازار واژه مقدس همه دست اندر کاران بازار نفت است. بدیهی است که ایران هم مستثنی نیست. اما مشکل اساسی بازار، موقعیت متزلزل طرف تقاضاست.

چین که طی 15 سال گذشته نقش موتور اصلی رشد تقاضای جهانی نفت را عده دارد بوده، اینکه رشد تولید ناخالص دو رقمی خود را به کمتر از 6 درصد کاهش داده است همین وضعیت در قطب های عمده مصرف مهم مانند اتحادیه اروپا هم به وقوع پیوسته، لذا توازن عرضه و تقاضا آسیب دیده است. لیکن این وضعیت چندان هم به طول نخواهد انجامید. در هر صورت تقاضای جهانی سالی 2/1 میلیون بشکه در روز افزایش می یابد و امکان رشد بیشتر هم وجود دارد امکان انتظار کاهش عرضه از سوی روسیه ضعیف است ولی نفت شیل بخشی مهمی از تولید خود را از دست خواهد داد، شرکت های نفتی مرتبا ارزش سهام خود در مراکز بین المللی بورس های نفتی را از دست می دهند. براساس گزارش مورگان استانلی در سال 2014 پنج شرکت بزرگ نفتی برای اولین بار پس از هفت سال از لیست 20 شرکت تراز اول جهان خارج شده اند.

توصیه شما به مسئولان نفتی ایران چیست؟

شرکت های ملی نفت به این واقعیت پی برده اند که با روش های سنتی مدیریت منابع نفت و گاز، موقعیت و امکان رقابت پذیری بین المللی خود را از دست خواهند داد. از این رو لازم است خود را با واقعیت های اقتصادی و تجاری جهانی وفق دهند. شرکت های ملی نفتی در خاورمیانه اینک در آسیا، اروپا و آفریقا سرمایه گذاری گسترده ای را آغاز کرده اند. مهمترین سیاست پیش روی شرکت ملی نفت ایران بین المللی سازی آن است که دارای اهمیتی حتی فراتر از ظرفیت سازی است. صنعت نفت ایران با یکصد و ده سال سابقه و تجربه، می تواند با استفاده از روش های مدرن و امروزی و برندسازی، حضور بین المللی مقتدرانه را سازمان دهی کند.

در پی تصمیم اعضای اوپک مبنی بر حفظ تولید خود با وجود کاهش قیمت ها، این پرسش ها مطرح می شود که آینده بازار انرژی و قیمت ها چگونه خواهد بود؟ آیا عربستان رجزخوانی های خود مبنی بر افزایش تولید را عملی خواهد کرد؟ در این میان ورود ترکیه به معادلات جهانی اقتصاد و سیاست چه تاثیری بر آینده بازار نفت خواهد گذاشت؟ واکنش روسیه به تحولات بازار انرژی چه خواهد بود و بالاخره ایران باید چه راهبردی را در حوزه انرژی در پیش بگیرد؟ برای یافتن پاسخ آن پرسش ها با فریدون برکشلی رئیس “گروه انرژی وین” و مشاور “موسسه مطالعات بین المللی انرژی” به گفت و گو نشستیم. او ضمن بررسی رویدادهای اخیر بازار جهانی نفت به تحلیل رفتار هر یک از نقش آفرینان اصلی بازار انرژی پرداخت و تاکید کرد که ایران باید با دیپلماسی فعال، نقشه جاده ابریشم انرژی را ترسیم نماید. هر چند که ممکن است در این راه، کشورهایی مانند ترکیه و عربستان در قامت یک مزاحم روبروی ایران بایستد.

آقای دکتر برکشلی؛ در روزهای گذشته تحلیل های مختلفی در خصوص آخرین نشست اوپک را شاهد بودیم، برخی رویدادها و نتایج این نشست را بی سابقه و عده ای نیز آن را قابل پیش بینی و تکراری ارزیابی کردند. نظر شما درباره عملکرد اوپک در این دوره چیست؟

سازمان اوپک در طول حیات طولانی خود با تلاطم های زیادی روبرو بوده است. در هر یک از فراز و نشیب ها، اوپک بعضا بازار را در مسیر ثبیت هدایت کرده و رهبری آن را بر عهده گرفته و در دوره هایی دنباله رو بازار بوده و شرایط را پذیرفته است.

در شرایط کنونی، سازمان اوپک تحت تاثیر عوامل مختلف، قیمت های بازار را قبول کرده، این وضعیت شباهت های زیادی با موقعیت اوپک در نوامبر 1987 در اندونزی دارد و اجلاس وزرا تصمیم گرفت که 1/5 میلیون بشکه در روز تخلف اعضای سازمان را به سهمیه های قانونی اعضا تبدیل کند و در نتیجه قیمت های بازار جهانی به 10 دلار در بشکه سقوط کرد.

در جاکارتا اوپک سقوط بازارهای بورس آسیایی را پیش بینی نکرده بود، تنها چند روز پس از اجلاس اندونزی، ابتدا بورس بانکوک و سپس بیشتر اقتصادهای رو به توسعه آسیای جنوب شرقی که موتور رشد مصرف تقاضای نفت محسوب می شدند، سقوط کردند و بازار جهانی نفت با عرضه مازاد و تقاضای محدود مواجه گردید. بحران 1987-1989 اوپک حدود سه سال طول کشید و سازمان اوپک 430 میلیارد دلار از ذخایر ارزی خود را از دست داد.

با توجه به عدم کاهش تولید نفت از سوی اوپک وضعیت قیمت طی ماه های آینده به چه سمتی خواهد رفت؟

نمی توانیم با دقت بالایی مدت زمانی که بحران کنونی به درازا خواهد کشید را برآورد کنیم با مقایسه و بررسی سری های زمانی منحنی های فراز و نشیب قیمت های جهانی نفت ارزیابی می کنم که مدت این روند کاهش قیمت ها طولانی تر از دهه 1980 نخواهد بود. به اعتقاد من در سه ماهه آخر 2016 و اوایل سه ماهه 2017 قیمت به ثبات نسبی خواهد رسید.

اخبار ضد و نقیضی از سقف تولید روزانه 10 میلیون بشکه ای عربستان به گوش می رسد، آیا با توجه به افت قیمت ها به کانال 30 دلار، این کشور تولید خود را افزایش خواهد داد؟

عربستان هم مانند روسیه یک ابر تولیدکننده است و لذا در استراتژی تولید خود علاوه بر قیمت، سهم بازار هم برایش حائز اهمیت است. این سیاستی است که ایران هم در دوران تولید روزانه 5/5 تا 6 میلیون در روز طی دهه های پیشین مورد توجه داشت. البته من شخصا به ظرفیت تولید 5/11 میلیون بشکه در روز که اعراب مدعی آن هستند اعتقادی ندارم، این کشور شاید بتواند با دوپینگ تولید خود را از مرز 10 میلیون عبود دهد ولی فقط برای مدت کوتاهی و با آسیب به میادین نفتی عربستان با دو رقیب جدی در بازار نفت روبروست که یکی از آنها منابع نفت شیل آمریکا و دیگری توان تولید بالای نفت روسیه است.

عربستان و در حقیقت اوپک نمی خواهند تا برای ثبات بازار، تولید خود را محدود ودر عوض رقبا تولید خود را اضافه کنند.

در صحبت های خود به وجود دو رقیت یعنی نفت شیل و روسیه اشاره کردید. این دو عامل چگونه بر تصمیمات اعضای اوپک تاثیر می گذارد؟

بله! در اینجا به یک واقعیت اشاره می کنم، طی دهه اخیر بازار جهانی نفت دستخوش تحولات و تغییرات مهمی شده است که سازمان اوپک نسبت به آن غافل بود. ظهور و نهادینه شدن بازارهای بورس، تحولات بازارهای مالی و پولی و تاثیرات آنها بر روی قیمت های جهانی نفت، ارزش یافتن سهام شرکت های نفتی افزایش بی وقفه حوزه اقتدار شرکت های خدماتی و شرکت های سازنده و عرضه کننده تکنولوژی که مرتبا نقش پر رنگ تری در بازارهای جهانی نفت کسب می کنند از این جمله است. همچنین ظهور شرکت های نفتی – تکنولوژی متوسط که با هزینه هایی به نسبت کمتر در میادین دارای ویژگی های خاص سرمایه گذاری می کنند معادلات سابق را برهم زده است. در حقیت 4/5 میلیون بشکه نفت خام شیل در روز در آمریکا توسط غول های نفتی تولید نمی شود، بلکه این شرکت های متوسط دانش بنیان هستند که این کار را می کنند. از سوی دیگر روسیه هم اکنون بیش از 10 میلیون بشکه در روز تولید دارد و در ماه های اخیر از نظر تولید از عربستان جلو زده است. به طوریکه اشاره شد دبیرخانه اوپک شرایط لازم و کافی برای مواجه با تغیییر و تحولات بازار جهانی نفت را کسب نکرده است. در هر حال به نظر نمی رسد که در این جنگ برای سهم بازار، عربستان بخواهد بخشی از سهم خود را به تولیدکنندگانی واگذار کند که تاثیر موثری بر روی قیمت نخواهد داشت. تولیدکنندگان عمده ناچارند تا برای ثبات بازار دست به اقدام جمعی بزنند.

در خبرها آمده بود که آمریکا تعداد دکل های نفت شیل خود را کاهش داده، اما شاهدیم که سطح تولید قبل همچنان باقی است. دلیل این مساله چیست؟

بله این اتفاق افتاده؛ در شرایط کنونی مهندسی بازار جای خود را به تجزیه و تحلیل بازار داده است. تولید شیل در طول شش ماه گذشته 4/5 میلیون بشکه در روز بود. سال قبل همه تحلیلگران نفتی بر این باور بودند که تولید نفت شیل، در صورت تداوم کاهش قیمتها صرفه اقتصادی نخواهد داشت. اینک قیمت نفت به بشکه ای45 دلار رسیده و شیل همان 4/5 میلیون بشکه را تولید می کند. این همان مهندسی بازار است که جای تجزیه و تحلیل های سنتی را گرفته است. البته تعدادی از دکل های حفاری شیل مدتی است که فعال نیستند ولی از طریق افزایش بهره وری تولید را حفظ کرده اند .

در این شرایط شاهد حضور بازیگران جدیدی در صحنه سیاسی و اقتصادی منطقه مانند ترکیه هستیم. آیا با آمدن این بازیگران نقش ایران کمرنگ نخواهد شد؟

ترکیه در سال های اخیر به یک بازیگر هژمونی طلب تبدیل شده و دخالت های آنکارا در وقایع منطقه حکایت از تمایلات تازه ترکیه دارد. در هر صورت تحت شرایط کنونی ایران دارای شرایط ممتازی است. نقشه “ژیو انرژی” و “ژیواستراتژیک” منطقه به سود ایران در حال تغییر است.

ایران در این شرایط باید چه راهبردی را در پیش بگیرد؟

در اینجا طراحی و اعمال یک دیپلماسی انرژی فعال حیاتی است. ایران لازم است تا جاده ابریشم انرژی را با قدرت ترسیم و عملیاتی سازد، در حیطه انرژی ترکیه رغیب سرسختی برای ایران نیست ولی می تواند نقش مزاحم را ایفا کند.

اگر ایران و عربستان سقف تولید نفت را در حد فعلی نگه دارند استراتژی سایر کشورهای اوپک به این وضیعت چه خواهد بود؟

در سازمان اوپک قدرت از آن بشکه های نفت و قدرت تولید است برای جمهوری اسلامی ایران تا زمانی که ظرفیت تولید به ارقام بالا نرسد . تاثیرگذاری در سازمان اوپک و بازار نفت محدود است لذا برای ایران ظرفیت گسترده ای دارای اهمیت راهبردی است . با توجه به هزینه بالنسبه پایین ایجاد ظرفیت در میادین ایران در قیمت های کنونی انگیزه سرمایه گذاری برای افزایش تولید قوی است. البته در خاورمیانه کلا هزینه تولید پایین است. این امر در مورد گاز هم صادق است. عدم سرمایه گذاری و کمرنگی صادرات از کل تولید، ایران را از یک منزلت استراتژیک اساسی محروم خواهد ساخت.

تحلیل شما از آخرین وضعیت تولید و قیمت نفت و گاز در سطح بازارهای جهانی چیست؟

بازار جهانی نفت با مازاد عرضه روبروست. در شرایط کنونی، سهم بازار واژه مقدس همه دست اندر کاران بازار نفت است. بدیهی است که ایران هم مستثنی نیست. اما مشکل اساسی بازار، موقعیت متزلزل طرف تقاضاست.

چین که طی 15 سال گذشته نقش موتور اصلی رشد تقاضای جهانی نفت را عده دارد بوده، اینکه رشد تولید ناخالص دو رقمی خود را به کمتر از 6 درصد کاهش داده است همین وضعیت در قطب های عمده مصرف مهم مانند اتحادیه اروپا هم به وقوع پیوسته، لذا توازن عرضه و تقاضا آسیب دیده است. لیکن این وضعیت چندان هم به طول نخواهد انجامید. در هر صورت تقاضای جهانی سالی 2/1 میلیون بشکه در روز افزایش می یابد و امکان رشد بیشتر هم وجود دارد امکان انتظار کاهش عرضه از سوی روسیه ضعیف است ولی نفت شیل بخشی مهمی از تولید خود را از دست خواهد داد، شرکت های نفتی مرتبا ارزش سهام خود در مراکز بین المللی بورس های نفتی را از دست می دهند. براساس گزارش مورگان استانلی در سال 2014 پنج شرکت بزرگ نفتی برای اولین بار پس از هفت سال از لیست 20 شرکت تراز اول جهان خارج شده اند.

توصیه شما به مسئولان نفتی ایران چیست؟

شرکت های ملی نفت به این واقعیت پی برده اند که با روش های سنتی مدیریت منابع نفت و گاز، موقعیت و امکان رقابت پذیری بین المللی خود را از دست خواهند داد. از این رو لازم است خود را با واقعیت های اقتصادی و تجاری جهانی وفق دهند. شرکت های ملی نفتی در خاورمیانه اینک در آسیا، اروپا و آفریقا سرمایه گذاری گسترده ای را آغاز کرده اند. مهمترین سیاست پیش روی شرکت ملی نفت ایران بین المللی سازی آن است که دارای اهمیتی حتی فراتر از ظرفیت سازی است. صنعت نفت ایران با یکصد و ده سال سابقه و تجربه، می تواند با استفاده از روش های مدرن و امروزی و برندسازی، حضور بین المللی مقتدرانه را سازمان دهی کند.

بازار جهانی نفت به کجا می رود؟

0

رویترز در تحلیلی با عنوان «نفت تنها بر پیمان نوسان استوار است»، به قلم «جان کمپ» نوشت: تنها چیزی که ما در رابطه با پرسش «قیمت های نفت در چند سال آینده چه خواهند بود؟» می دانیم این است که بیشتر پیش بینی ها در مورد قیمت آن درست از آب درنیامده است

رویترز در ادامه نوشت: بازار نفت تاکنون هر تلاشی برای تثبیت یا پیش بینی قیمت براساس ارزش نفت برای مشتریان، هزینه نهایی تولید و یا قیمت کالاهای جانشین در دسترس را به چالش کشیده است.

در اواخر دهه 1970، کمیته سیاستگذاری قیمت بلندمدت نفت اوپک، راه حل متفاوتی را تصویب کرد که توصیه آن، افزایش تدریجی قیمت نفت تا جایی بود که تقریبا معادل قیمت نزدیک ترین کالای جانشین خود شود.

بر اساس عقایدی که در آن زمان بسیار مقبول بود، منابع مختلف انرژی باید قیمت مشابهی داشته باشند. اوپک در آن زمان مهمترین رقیب نفت خود را دیزل مصنوعی و سوخت های بنزینی به دست آمده از زغال سنگ می دانست.

بر اساس کتاب «جن خارج از بطری» نوشته اکینز در 1995، از آنجا که تصور می شد هزینه تولید سوخت های به دست آمده از زغال سنگ نزدیک 60 دلار در هر بشکه است، یعنی تقریبا معادل 200 دلار در هر بشکه امروز، این نرخ تبدیل به قیمت هدف اوپک در بلندمدت شد.

اوپک در سال 1980 برای افزایش میانگین قیمت نفت به سطح حدود 37 دلار در هر بشکه برنامه ریزی کرد، اما 6 سال بعد، بازار دچار رکود شد و نفت که در سال 1986 در شرایط واقعی در حدود 30 دلار در هر بشکه می ارزید، به قیمت فقط 14 دلار در هر بشکه معامله شد.

همزمان با کاهش قیمت نفت، مهمترین رقبای نفت اوپک دیگر سوخت های به دست آمده از زغال سنگ نبودند، بلکه نفت های آلاسکا، خلیج مکزیک، دریای شمال، اتحاد جماهیر شوروی و چین که بسیار ارزانتر بودند شروع به رقابت با نفت اوپک کردند.

در آن هنگام، اقتصاددانان و تولید کنندگان نفت به این باور رسیدند که قیمت های نفت باید با هزینه نهایی تولید مطابقت داشته باشند که این هزینه در دهه 1980 معادل هزینه نهایی تولید نفت برنت دریای شمال در نظر گرفته شد.

با سقوط قیمت نفت به کمتر از 20 دلار در هر بشکه در اواخر دهه 1980، علی جیده دبیرکل وقت اوپک ابراز شگفتی کرد که چگونه قیمت در چنین حداقلی می تواند باقی بماند.

وی گفت: نمی توانم بفهمم چطور چنین قیمت پایینی می تواند سرمایه گذاری در مناطقی که تولید نفت در آنها بسیار پرهزینه است را توجیه کند. کسی باید در جایی پیراهن خود را از دست بدهد.

تا همین اواخر تصور می شد، شرکت های تولیدکننده نفت شیل در شمال آمریکا دارای کمترین سود در بازار هستند و کارشناسان هزینه تولید آنها را 80 تا 90 دلار در هر بشکه برآورد می کردند.

پیش از آغاز سقوط قیمت های نفت در ژوییه 2014 (خرداد 1393)، این باور به طور فزاینده در میان مدیران شرکت های نفتی، تحلیلگران و اوپک شکل می گرفت که قیمت 100 دلار در هر بشکه، کف جدید قیمت نفت است، یعنی قیمت نفت دیگر از 100 دلار در هر بشکه کمتر نخواهد شد.

آن هنگام شنیدن حرف هایی از این قبیل که «100 دلار در هر بشکه امروز همان 20 دلار در هر بشکه قدیم است، زیرا هزینه نهایی تولید نفت شیل و همچنین هزینه نهایی پروژه های بسیار بزرگ را توجیه می کند»، عجیب نبود.

اما با سقوط قیمت های نفت و مجبور شدن تولیدکنندگان به استفاده از شیوه های کاراتر، هزینه نهایی تولید نفت شیل به 50 تا 60 دلار در هر بشکه کاهش یافت.

اکنون شرکت های مهم نفتی جهان و اعضای اوپک خود را برای جهانی آماده می کنند که در آن قیمت بلندمدت نفت 60 تا 80 دلار در هر بشکه است.

Oil-Price-Fell

پیش بینی های همیشه غلط
رویترز در ادامه نوشت: هم اکنون باید آشکار باشد که هیچکس قادر به تثبیت یا پیش بینی قیمت بلندمدت (بیش از پنج سال) یا حتی میان مدت (دو تا پنج سال) نفت نبوده است.

شواهدی دال بر اینکه کسی بتواند همواره و به درستی قیمت های نفت را حتی برای چند ماه آینده پیش بینی کند وجود ندارد چه رسد به چند سال یا چند دهه آینده.

پیش بینی هایی از این دست که، «قیمت های نفت در سال 2020 حول و حوش ایکس دلار خواهند بود» یا «قیمت های نفت حول و حوش ایکس دلار تثبیت خواهند شد» تقریبا به طور اجتناب ناپذیری نادرست هستند.

نخستین پاسخ همواره باید این سوال باشد که آنها بر اساس چه فرضیاتی چنین پیش بینی را کرده اند و چرا پیش بینی آنها درست از آب درنیامده است.

در دهه 1970، اوپک در پیش بینی افزایش تولید رقبای خود در دریای شمال، خلیج مکزیک، اتحاد جماهیر شوروی و چین ناکم ماند.

در دهه های 1980 و 1990، اوپک در پیش بینی اینکه تولیدکنندگان نفت برنت می توانند در قیمت واقعی کمتر از 30 دلار در هر بشکه نیز به تولید ادامه دهند، شکست خورد، زیرا تصور می کرد تولیدکنندگان نفت در دریای شمال به دلیل هزینه بالای تولید در قیاس با قیمت، از بازار خارج خواهند شد.

سرانجام در دهه 2010، پیش بینی کنندگان نتوانستند افزایش بی سابقه تولید نفت شیل آمریکا و سپس توان شرکت های تولیدکننده این نفت برای ادامه تولید در قیمت هایی بسیار کمتر از آنچه قبلا انتظار می رفت را پیش بینی کنند.

 

ناپایداری بازار نفت عجیب نیست
درس دیگری که از تاریخ می گیریم این است که قیمت نفت نیز همانند قیمت کالاهای دیگر در حقیقت ناپایدار است. ناپایداری، ویژگی نیست که به طور تصادفی به بازار کالا نسبت داده شود بلکه جزو مشخصات این بازار است.

قیمت های نفت از زمان آغاز عصر نوین صنعت نفت که با حفر نخستین چاه نفت «ادوین دریک» در ایالت پنسیلوانیای آمریکا در سال 1859 آغاز شد تاکنون هرگز ثابت نبوده است.

براساس کتاب «تاریخ قدیم و معاصر نفت» نوشته «هنری» در سال 1873 که کمتر از 20 سال پس از آغاز عصر نوین صنعت نفت توسط یکی از نخستین تاریخ نگاران جهان نفت نوشته شد؛ این محصول قیمت مشخصی ندارد. این حقیقت که نفت به قیمت کمتر از 50 دلار و 25 سنت در هر گالن فروخته شده است، هیچ چیزی را ثابت نمی کند. در سال 1859 قیمت هر گالن نفت 50.25 دلار بود اما تولید نخستین روز آن، بازار را شکست و قیمت ها را فروپاشید.

براساس کتاب «نفت پنسیلوانیا در سال های 1872-1750»، نوشته گیدنز در سال 1947؛ قیمت های نفت در دهه 1860 بشدت نوسان داشت و از چند دلار در هر بشکه به فقط چند سنت رسید. این نوسانات شدید تاکنون ادامه داشته و هرگز متوقف نشده است.

در 150 سال گذشته، گروه های مختلفی از شرکت های خصوصی گرفته تا دولت ها، همه بارها تلاش کرده اند به بازار نفت قاعده و نظم خاصی بدهند اما تاکنون همه آنها شکست خورده اند.
از شرکت استاندارد اویل آمریکا در اواخر قرن 19 تا توافق میان شرکت های مهم نفتی موسوم به قرارداد «ای اس-آی اس» که در قلعه آکناکاری اسکاتلند در سال 1928 امضا شد، و حتی اوپک در سال 1960، هیچکس نتوانسته است نوسانات شدید و دوره ای بازار نفت را آرام کند.

در حقیقت، قیمت های نفت در 55 سال گذشته یعنی پس از تاسیس اوپک، در مقایسه با 55 سال پیش از آن بی ثبات تر شده اند.

وسوسه کننده است که اوپک را به دلیل کاهش ندادن تولید، مقصر اصلی سقوط قیمت های نفت بدانیم اما حقیقت این است که ثبات در بازار نفت یک استثنا است نه یک روند معمول. نه اوپک و نه هیچکس دیگری هرگز نتوانسته است جز برای یک مدت محدود و تحت یک سری شرایط خاص، قیمت های نفت را تثبیت کند.

صحبت کردن در مورد قیمت بلندمدت بی معنی است، زیرا قیمت های نفت به عوامل مختلفی بستگی دارند که همه آنها ماهیت دینامیک دارند نه ایستا. بنابراین، تولیدکنندگان و مصرف کنندگان نفت باید خود را با قیمت تطبیق دهند نه اینکه تلاش کنند به «قیمت» قاعده و نظمی خاص بدهند.
برای تولیدکنندگان و مصرف کنندگان، انعطاف پذیری و توانایی نجات خود در چرخه های قیمت، بسیار مهمتر از پیش بینی قیمت در سه، پنج یا 10 سال آینده است.

قیمت بلندمدت نفت به طور ذاتی غیرقابل پیش بینی است. تنها چیزی که می توان با اطمینان گفت این است که قیمت نفت همچنان پیش بینی کارشناسان را به چالش خواهد کشید

مقالات محبوب