دستاورد صنعت / یکی از نمادهای جهانی کشورمان ایران محسوب می شود که بسیاری از ساکنان جهان نامش را با نام ایران در زمان معرفی گره می زنند؛ زعفران ایران. طلای سرخ که پیشینه تولید آن در کشورمان به بیش از دو هزار و 500 سال باز می گردد و در کتیبه هایی که از دوران هخامنشی باقی مانده است چندباری به آن به عنوان یک ماده غذایی درباری و سلطنتی اشاره شده است؛ ماده غذایی که شادی آور است و مصرف زیاد آن نقش مخدر را داشته و حتی خطرناک است. اما نام این محصول کشاورزی ارزشمند که در مناطق شمال شرقی کشور ( تربت جام، تربت حیدریه، قائن و بیرجند) کشت می شود در قرن اخیر با برندی اجین شده است که حدود 90 سال ریشه دارد و یکی از قدیمی ترین برندهای تولیدی و تجاری و شاید قدیمی ترین در حوزه فروش انواع محصولات کشاورزی و گیاهان دارویی محسوب می شود؛ سحر خیر.
پیشینه شرکت سحرخیز به عطاری کوچکی در محله سرشور مشهد و خاندان سحر خیز باز می گردد. حاج محمد سحرخیز معروف به حاجی عطار همزمان با دوران مشرطه در سال 1285 در محله سرشور مشهد در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. او در دوران جوانی کار خود را به همراه برادرش حاج جواد از مغازه کوچک عطاری شروع کرد که در آن انواع گیاهان دارویی و سنتی را می فروختند و بسیاری از اهالی برای درمان انواع دردهایشان به مغازه آن ها مراجعه می کردند. حاج محمد تقی سحرخیز که از معتمدمان شهر بود و به همین دلیل مغازه آن ها یکی از نقاط پر رفت و آمد، محله سرشور مشهد محسوب می شد. البته با توسعه شهر در زمان پهلوی و ساخت مجموعه ای ساختمان های اداری و تجاری از قبیل پست، بانک ملی، هتل پارس و… در اطراف خیابان ارگ و دگرگونی شهر، حاج محمود و حاج جواد سحرخیز هم تصمیم گرفتند، مغازه عطاری خود را به این منطقه ببرند که محل رفت و آمد بیشتری بود و می توانست به کارشان رونق و توسعه دهد. همکاری حاج محمد و حاج جواد سحر خیز تا شروع نخستین دهه قرن اخیر ادامه داشت تا اینکه در سال 1311 یعنی 87 سال پیش؛ حاج محمد از برادرش جدا می شود و به صورت مستقل مغازه ای را در خیابان خسروی راه اندازی می کند و نامش را فروشگاه «شعبه ارگ سحرخیز» می گذارد؛ مغازه ای که به عنوان قدیمی ترین میراث شرکت سحرخیز و به عنوان بخش مهمی از تاریخچه این مجموعه همچنان فعال است و به نماد تداوم کار مجموعه سحرخیز بعد از حدود 9 دهه و حضور نسل های متعدد خانوادگی در اداره این شرکت تبدیل شده است. حاج محمد سحرخیز خود تا اواخر دهه 30 و اوایل دهه 40 مسئولیت اداره شعبه ارگ عطاری سحرخیز را برعهده داشت تا اینکه در اردیبهشت سال 1342 به دلیل بیماری قلبی از دنیا رفت و پس از درگذشت او از سال 1342 (56 سال پیش) دو پسر ارشد اش یعنی «حاج حسین متولد 1319» و « حاج محمد تقی متولد 1324» اداره این شعبه را که در واقع فروشگاه فروش انواع گیاهان داروی بود، به دست گرفتند و کار را توسعه دادند. نسل دومی که البته از دوران کودکی با کار پدرشان آشنایی کامل داشتند و حتی حاج محمد تقی دو سال پیش از مرگ پدرشان کار تمام وقت در شعبه ارگ سحرخیز را شروع کرده بود. حاج حسین می گوید بعد از مرگ پدرش همیشه شعری را در ذهنش مرور می کند:« پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل، تیشهای بود که شد باعث ویرانی من»
او درباره کار در دوران کودکی و روزهای پر آشوب دهه 30 در ایران، خاطراتی هم دارد:« در سالهای نوجوانی و در تعطیلات تابستانی همراه برادرم به پدرم در عطاری کمک میکردیم. خاطره جالبی را از آن زمان در ذهن دارم. یادم میآید روزی از مدرسه به مغازه پدرم رفتم تا به او کمک کنم. پدرم با من دعوا کرد که چرا به اینجا آمدی؟ و گفت سریع به خانه برو. از پدرم پرسیدم مگر چه اتفاقی افتاده است؟ او گفت الان وقت جواب دادن نیست. من هم از ترس، مسیر فروشگاه تا خونه را دویدم. حضور نیروهای نظامی در خیابان سخت و سنگین بود. خیابان خسروی از قدیم، کانون تحولات مشهد بود. وقتی به خانه آمدم مادرم گفت نخستوزیر برکنار شده؛ بعدها فهمیدم همه این ماجراها به کودتای ۲۸ مرداد مربوط بود.»
دست مردانه
برادران سحر خیز ( حاج حسین و حاج محمد تقی) از ابتدای شروع کار مشترک در سال 1342 تلاش کردند تا رابطه ای قوی با هم بسازنند و همیشه در کنار هم باشند تا به کسب و کار پدری و خانوادگی جانی دوباره داده و آن را توسعه دهند و از درون پوسته عطاری بیرون بزنند. حاج حسین سحرخیز درباره کار در کنار برادرش گفته است:« سرنوشت اینگونه رقم خورده بود که من و برادرم با هم کار را پیش ببریم. روز اول کار به حاج تقی گفتم، میخواهم یک دست مردانه بدهی که تا آخر راه با هم باشیم و نگذاریم سختیها و ناملایمات کار، ما را از هم دور کند. او دستم را به گرمی فشرد و بعد از این همه سال، هر بار که هنوز با او دست میدهم، گرمای آن دست ۵۰ سال پیش را حس میکنم. زمانی که کار مشترک مان شروع شد با هم تقسیم کار میکردیم. بخشی از کارمان بهصورت فروش حضوری در فروشگاه و بخشی دیگر ارسال سفارشهای مشتریان به درب منزلشان بود. با هم قرار گذاشتیم که کارهای داخل فروشگاه و حساب کتابها با حاج تقی باشد و کارهای مربوط به خرید بیرون با من باشد. البته به هر حال پشتوانه نام پدری اعتبار بزرگی بود که ما را در کار همراهی میکرد.»
برادران سحرخیز توانستند با کوشش فراوان نام فامیلی خود را با گران ترین ادویه جهان یعنی زعفران، پیوند بزنند. آن ها باتوجه به پتانسیل بالای شهر مشهد که محل حضور میلیون ها زائر داخلی و خارجی بود، تمرکز کاریشان را روی عرضه متفاوت محصول زعفران به مسافران امام هشتم (ع) و تبدیل زعفران به سوغات اصلی شهر مقدس مشهد گذاشتند و توانستند در طول چندین و چند سال؛ سحرخیز را به برند اصلی تولید زعفران در ایران و یکی از بزرگترین واحدهای تولیدی جهان بدل کنند. حاج حسین و حاج محمد تقی سحرخیز از همان ابتدای کار تمرکزشان را روی نوآوری، خلاقیت در تولید و بسته بندی گذاشتند. تا قبل از سال 1354 بسته بندی زعفران شکل سنتی و کاغذ پیچ داشت اما برادران سحرخیز برای اولین بار زعفران را در کیسه های کوچک نایلونی بسته بندی و عرضه کردند. هچنین آن ها در سال های بعد و در دهه 60 هم تغییرات مهمی را در شکل بسته بندی زعفران به وجود آوردند و برای نخستین بار زعفران را در شیشه های کریستالی به فروش رساندند که به گفته حاج حسین سحرخیز با استقبال «حیرت اگنیز» رو به رو شد.
حاج حسین سحرخیز در گفت و گو با ویژه نامه روزنامه دنیای اقتصاد گفته است:« سعیمان این بود که به خوبی کار پدر را ادامه دهیم و دورانی طلایی برای نام و تولید سحرخیز بسازیم. آنچه توسط پدر و عمویمان شروع شده بود که بارزترین نمادش فروش خوب و مشتریمداری بود را ادامه دادیم و تلاش کردیم در پرتو همین نگاه به موفقیت برسیم. در حقیقت من و برادرم تلاش کردیم به امانتی که تحویل گرفته بودیم روح، عمق و غنا ببخشیم و بر اساس آن تولید و تجارتی خوشنام را پایهگذاری کنیم. تلاشهایی که توسط من و برادرم حاج تقی صورتگرفت در جهت آن بود که پایههای کسب و کار سحرخیز محکمتر باشد تا راه رسیدن به آرمانهای دور و درازمان فراهم شود.»
به اعتقاد حاج حسین سحرخیز طی چند دهه بزرگتری دارایی مجموعه سحرخیز « مشتری مداری» و ارتباط نزدیک و عمیق با مشتریان بوده است که باعث شده این مجموعه روند رو به رشدی را طی کند. نگاهی به عملکرد 55 سال گذشته این مجموعه نشان می دهد برادران سحرخیز در تمام این دوران اجازه نداده اند ناملایمتی های روزگار روی کار و روابط بین فردی آن ها اثرات منفی بگذارد و همین هم شاید باعث شده که مجموعه سحرخیز باوجود فراز و فرودهای تحولات ایران از انقلاب گرفته تا جنگ، تحریم ها و ده ها موضوع دیگر سیر توسعه و رشد را همیشه طی کنند و با راه اندازی شعب جدید و تولید و بسته بندی و…. مجموعه ای پویا را شکل دهند. برادران سحر خیز در سال 1374 دومین شعبه این مجموعه را در منطقه بلوار احمد آباد که از مهم ترین مناطق رفت و آمد مشهد است، راه اندازی کردند.
برادران سحر خیز وارد تولید شدند
اما مهم ترین تحولی که در سال های گذشته در مجموعه سحرخیز رقم خورده است، ورود برادران سحرخیز به تولید زعفران و حوزه کشاورزی بود. آن ها تا سال 1380 تنها در قالب فروش و عرضه محصولات متنوع از جمله زرشک، زعفران، نبات و… در قالب شعب فروششان فعالیت می کردند ولی از سال 1381 شرکت کشاورزی تولید زعفران سحرخیز را راه اندازی کردند. اتفاقی که باعث شد سبد محصولات این شرکت متنوع تر شود و محصولاتی مانند چای زعفرانی، انواع پودرای زعفران و برخی خشکبار هم به تولید این مجموعه اضافه شوند.همچنین فاز اول مجتمع کشاورزی سحرخیز در سال 1384 و فاز دوم همین مجتمع در سال 1386 در شهرک صنعتی طوس به بهره برداری رسید. علاوه براین ها برادران سحرخیز در سال 1388 بزرگترین واحد تولید نبات بهداشتی و صنعتی کشور را به مجموعه سحرخیز اضافه و در سال 1391 آن را افتتاح کردند. این کارخانه اولین مجموعه اتوماتیک تولید «نبات» در کشور است. شرکت سحرخیز از سال 1381 و همزمان با اجرای طرح هایی مانند راه اندازی مجتمع کشاورزی به فکر صادرات به کشورهای مختلف افتادند. حاج حسین سحرخیز می گوید:« ورود به بازارهای جهانی و رقابت با شرکت های خارحی از مهم ترین برنامه ها و استراتژی های شرکت ما در زمینه توسعه صادرات طی سال های اخیر بوده است. در حال حاضر به کشورهای بسیاری در قاره های مختلف صادرات داریم. برای مثال ژاپنی ها استقبال خوبی از محصول زعفران سحرخیز در سال های گذشته داشنه اند و همین موضوع روی صادرات به کشورهای دیگر هم اثرات مثبتی گذاشته؛ زیرا ژاپنی ها در سنجش بسیار دقیق هستند و وقتی شرکت ها متوجه می شوند که ما به این کشور صادرات داریم با آسودگی بشتری خرید می کنند.»
در شرایطی که حاج حسین و حاج محمد تقی به ترتیب به آستانه 80 سالگی و 75 سالگی رسیده اند؛ چند سالی می شود که برادارن سحرخیز بخشی از کار و مدیریت را به فرزندانشان یعنی نسل سوم واگذار کرده اند. « تحصیلات فرزندانمان مرتبط با کار بود و این برایمان دلگرمکننده بود که فرزندانمان میتوانند با دانش و تخصص کار را ادامه دهند. مثلا هنگامیکه دخترم برای انتخاب رشته دانشگاهیاش با من مشورت کرد، به او توصیه کردم که رشته مهندسی صنایع غذایی بخواند. دخترم این پیشنهاد را قبول کرد و پس از فراغت از دانشگاه، فعالیت خود را در مجموعه متمرکز و آزمایشگاه را در کارخانه راه اندازی کرد. این آزمایشگاه بعدها بهعنوان بخش کیفیت تولید، فعالیتش را ادامه داد و امروز از ورود محصول تا بستهبندی و مراحل دیگر را پوشش میدهد..» حضور نسل سوم خانواده سحرخیز در مجموعه گام بسیار مثبتی است که می تواند آینده خمجموعه سحرخیز را تضمین کند. اما در آستانه 90 سالگی برند سحرخیز سوال این است که رمز موفقیت این مجموعه و استمرار کار آن در چیست؟ سوالی که حاج حسین سحرخیز در پاسخ به آن می گوید:« روزی بانوی سالخوردهای که از مشتری سالهای قدیم ما هم هست، همین سوال را از من پرسید. اینکه رمز موفقیت سحرخیز در چیست؟ من در پاسخ گفتم موفقیت ما در سه چیز است. اول سلامت کاری و صداقت، دوم انتقادپذیری و سوم رفتار مناسب و مشتریمداری است.»













