خانه بلاگ صفحه 68

نیروی کار و تولید را دریابیم

0

افزایش بازده فعالیت‌های اقتصادی می‌تواند زمینه را برای رشد اقتصادی در هر کشوری فراهم کند ولی مطالعات نشان می‌دهد رشد بهره‌وری، محصول رشد بهره‌وری نیروی کار است. تا زمانی که اقتصاد یک کشور زمینه را برای افزایش بهره‌وری نیروی کار فراهم نکند نمی‌توان شاهد افزایش کارکرد نیروی کار و افزایش نرخ رشد اقتصادی بود. حال سوال این جاست که چگونه می‌توان بهره‌وری نیروی کار و عملکرد فعالیت‌های اقتصادی را در یک کشور افزایش داد؟

اقتصاددانان براین باورند ضعف‌های زیرساختی اقتصاد یکی از مهمترین دلایل بازده پایین فعالیت‌های اقتصادی هستند زیرا امکانات لازم برای رشد اقتصادی و کار با بهترین شرایط را برای کشور فراهم نمی‌کنند. اما چه چیزی باعث ضعف‌های زیرساختی است؟ ایجاد انگیزه برای نیروی کار همیشه می‌تواند زمینه را برای بیشتر شدن نرخ رشد اقتصادی فراهم کند وحتی کشور را به سمت یک رونق بزرگ هدایت کند. نیروی کار کلیدی‌ترین عنصر اقتصاد است و اقتصاد بدون وجود نیروی کار پرانگیزه و البته ماهر نمی‌تواند شاهد رشد باشد. مرکز پژوهشهای مجلس ایران نیز به تازگی در گزارشی تحلیلی که برای وضعیت اقتصادی کشور در سال گذشته ارائه داده، تاکید دارد که در چهار دهه گذشته تنها پنج درصد از رشد اقتصادی محصول بهره‌وری بوده است. برای همین هم از دولت و مجلس خواسته است که برنامه‌ای برای بهبود بهره‌وری تهیه کنند.

عوامل افزایش بهره‌وری
اقتصاددانان و تحلیلگران اقتصادی می‌گویند هزینه‌های سرمایه‌ای پایین تاثیر زیادی در تنزل راندمان فعالیت‌های اقتصادی دارد. از طرف دیگر سیاست‌های دولتی هم می‌تواند اقتصاد را به سمت عدم حمایت از نیروی کار و به دنبال آن کم شدن راندمان نیروی کار و در نهایت بازدهی فعالیت اقتصادی هدایت کند. برطبق مطالعه انجام شده توسط وال استریت ژورنال 94 درصد از اقتصاددانان بر این باورند که تاثیر پایین بودن هزینه‌های سرمایه‌ای در کاهش عملکرد فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی بسیار زیاد است.
اتحادیه اقتصاددانان  رسمی امریکا در این مورد نوشت: کارگران و کارمندان هر سازمان نیازمند این هستند که تجهیزات تازه در اختیار داشته باشند. تجهیزاتی که نوآورانه باشد و به آنها در انجام بهتر کار کمک کند. آنها نیازمند زنجیره‌های مدرن عرضه هستند تا بتوانند میزان تولید خود در هر ساعت را بیشتر کنند و بازدهی بالاتری داشته باشند. زمانی که محدودیت در هزینه‌های سرمایه‌ای در سازمان‌ها وجود داشته باشد به این معنا است که هیچ یک از این تجهیزات تازه در دسترس  نیروی کار نیست و به دنبال آن انگیزه فعالیت اقتصادی و ارتقای بازدهی در آنها وجود ندارد. همین مساله کیفیت و سطح تولید را در سازمان‌ها و در نهایت در کشور کمتر می‌کند. کوین لوگان اقتصاددان بانک اچ اس بی سی در این مورد می‌گوید: کاهش سرمایه‌گذاری در کالاهای سرمایه‌ای و تکنولوژی‌های تازه در شرکت‌های صنعتی وتولیدی باعث می‌شود تا نسبت سرمایه به نیروی کار در کشور کم شود و به دنبال آن رشد تولید و رشد بهره‌وری تولید تحت تاثیر قرار گیرد. کاهش بازدهی فعالیت‌های اقتصادی هم زمینه را برای کاهش نرخ رشد اقتصادی کشور و تنزل حجم و ارزش فعالیت‌های صنعتی فراهم می‌کند.
دومین مساله‌ای که می‌تواند در افزایش بازدهی فعالیت‌های اقتصادی اثرگذار باشد بهبود نظام قانونی دولتی است. بخش عمده‌ای از اقتصاددانان معتقدند که اصلاح نظام قانونی  تاثیر بزرگی روی  رشد بهره‌وری نیروی کار دارد و به دنبال آن می‌تواند رشد اقتصادی را هم تحت تاثیر قرار دهد.
استفان استنلی تحلیلگر اقتصادی در مرکز مطالعات “امهرت پیرپویت” اسپانیا می‌گوید: سیاست‌های قانونی و نظام مالیاتی می‌تواند سرمایه‌گذاری را در کشور کاهش دهد و از سطح خلاقیت در کشور بکاهد. کاهش خلاقیت، کشور را به سمت تکیدگی و کاهش تولید هدایت می‌کند. این در حالیست که وضع قوانین مناسب اقتصادی می‌تواند زمینه را برای افزایش انگیزه تولید و رشد اقتصادی و افزایش بازده فعالیت‌های اقتصادی فراهم کند و به دنبال آن کشور را به سمت توسعه یافتگی هدایت کند.

بدبینی اقتصاددانان درمورد عملکرد اقتصادی

اما مساله نگران‌کننده این جاست که اقتصاددانان در مورد نتیجه عملکرد اقتصادی دنیا در سال‌های آینده چندان خوش‌بین نیستند.  اقتصاددانان معتقدند سطح راندمان اقتصادی در یک دهه آینده به طور متوسط 1.7 درصد در سال رشد می‌کند که نرخ بسیار پایینی است ولی  نسبت به  نرخ رشد بازده  فعالیت‌های اقتصادی در سال‌های 2010 تا 2015 میلادی بیشتر است.

در پنج سال گذشته نرخ رشد بازده فعالیت‌های اقتصادی در کشورهای مختلف دنیا برابر با 1.1 درصد در سال بود. تحلیل‌گران اقتصادی بر این باروند تنها در صورتی که متوسط نرخ رشد بازدهی فعالیت‌های اقتصادی  در دنیا بالغ بر 2.8 درصد در سال باشد می‌توان انتظار داشت که اقتصاد دنیا بازسازی شود و از رکودی که سال‌های اخیر درگیر آن بوده است رها شود.
 افزایش بهره‌وری فعالیت‌های اقتصادی که محصول بهره‌وری بالای نیروی کار است اقتصاد را به سمت رونق بیشتر هدایت می‌کند و انگیزه کار را در کشور افزایش دهد زیرا مردم می‌بینند که شرایط اقتصادی آنها و شرایط اقتصادی کشور در نتیجه کاری که هر یک انجام می‌دهند بهبود می‌یابد و این یک موفقیت برای همه آنها خواهد بود.

 

هیچ بانکی به طرح‌های ما اعتبار نمی‌دهد

0

مساله تامین مالی برای سازندگان تجهیزات صنعت نفت ایران چه در دوران تحریم و چه در دوران پس از تحریم از اهمیت زیادی برخوردار است، سازندگان با وجود نقش مهم‌شان در صنعت نفت، هنوز نتوانسته‌اند از فرصت‌های واقعی بازار پول و سرمایه و روش‌های نوین تامین سرمایه استفاده کنند. برای آشنایی با مشکلات این بخش و راه‌های حل آن با دکتر رضا پدیدار، رئیس هیات مدیره انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت ایران، گفتگو کرده‌ایم.

دکتر پدیدار در این گفتگو چالش‌های ساخت داخل در دوران تحریم و نیازهای سازندگان از نظام بانکی را شرح می‌دهد. او پیشنهاد می‌کند: «هر شرکتی موفق به انعقاد قرارداد با کارفرما شد، دولت یا وزارت نفت بخشی از سود تسهیلات مورد نیاز سازندگان را پرداخت کند. در این بین، انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت (استصنا) هم به عنوان یار دولت می‌تواند، سازندگان متقاضی را ارزیابی کرده تا با صحه‌گذاری درخواست، پرداخت تسهیلات به صورت هدفمند صورت گیرد.»

به عنوان اولین سوال به نظر شما لغو تحریم‌ها، چه آثار و تبعات برای سازندگان و صنعتگران در حوزه تجهیزات صنعت نفت دارد؟
سوال مناسبی است، لغو آنی یا تدریجی تحریم‌ها، بدون تردید روی تمام بخش‌های اقتصادی کشور آثار متعددی دارد. به طور کلی آثار رفع محدودیت‌های اقتصادی را به دو بخش اساسی می‌توانیم تقسیم کنیم؛ آثار کلان لغو تحریم‌ها بر اقتصاد و آثار بخشی لغو تحریم‌ها در حوزه‌های مختلف. پیش آنکه به این مسأله اشاره کنم که رفع دسترسی کشورمان به منابع متعارف اقتصاد بین‌المللی و در مقابل، آزاد‌سازی ظرفیت‌های اقتصاد ایران اسلامی روی بازیگران کلیدی اقتصادی در خاورمیانه، آسیای مرکزی، خاوردور و اروپا یا ایالات متحده امریکا، چه نتایجی روی بخش صنعت به همراه دارد، مشخص است که رفع محدودیت‌ها و افزایش تعاملات اقتصاد ایران با کانون‌ها، بازارها و قطب‌های اقتصادی می‌تواند روند اصلاحات اقتصادی کشور را شتاب دهد.

برخی از کارشناسان این قدر هم خوش‌بینانه به مساله تحریم‌ها نگاه نمی‌کنند؟

درست است، مسأله چالش‌های اقتصادی ما، کاملاً ریشه‌های ساختاری داشته و لغو تحریم‌ها هم چیزی از ضرورت اصلاحات ساختاری در حوزه‌های نظام بانکی، نظام تأمین اجتماعی، نظام مالیاتی، مقررات زدایی، خصوصی‌سازی، تسریع در روند هوشمند‌سازی دولت الکترونیک، نظام بودجه‌ریزی و ده‌ها بایسته اقتصادی نمی‌کاهد.

پس شما معتقدید که لغو تحریم‌ها هم فرصت است، هم تهدید؟

بله؛ صنعت کشور به دلایلی نظیر کاهش تشکیل سرمایه از سوی بخش خصوصی، دولتی یا خارجی، کاهش انتقال فناوری‌های روز، افزایش مدیریت واردات به منظور کنترل سطح عمومی قیمت‌ها، کمبود سرمایه در گردش، افزایش هزینه مبادله به دلیل خود تحریمی‌ها، دشواری مبادلات خارجی، دسترسی محدود به تجهیزات سرمایه‌ای و مواد اولیه در تنگنا بوده است. نفی آن هم راه به جایی نمی‌برد. همان گونه که تاکنون شماری از وزیران اقتصادی به نحوی آن را تأیید کرده‌اند.
از این رهگذر، به دلیل کاهش معنادار تخصیص بودجه عمرانی و کندی در روند اجرای طرح‌های صنعت نفت، سفارش ساخت داخل و ارجاع کار به سازندگان تا سطح قابل توجهی روند نزولی داشته و ظرفیت کنونی تولید سازندگان تجهیزات حدود 40 درصد ارزیابی می‌شود. بنابراین آشکارا مشخص است که با لغو تحریم‌ها، شاهد تحولات مثبتی درحوزه صنعت و اقتصاد خواهیم بود.

پس سازندگان تجهیزات چه نگرانی دارند؟

بخشی از نگرانی‌های ما به مسایلی باز می‌گردد که در صنعت نفت و گاز وجود دارد. بازار صنعت نفت و گاز ایران به دلیل تحریم‌های یک جانبه غرب، سال‌ها از دسترس سرمایه‌گذاران به ویژه شرکت‌های پیمانکاری غربی و چند ملیتی به دور بوده است.
حال فرصتی بزرگ در برابر شرکت‌های خارجی است که وارد این بازار بزرگ و با مزیت‌های ویژه شوند. لیکن عطش صنعت نفت کشور نباید به سمتی برود که شاهراه واردات بی‌رویه تجهیزات خارجی شود. برای سازندگان حجت همان راه حل وزیر نفت است که بارها روی آن پافشاری کرده‌اند و آن حضور شرکت‌های خارجی به شرط تعامل با شرکت‌های ایرانی است.

پس سازندگان نمی‌گویند که درهای کشور را ببندیم تا از تولید داخلی حمایت کنیم؟

به هیچ وجه؛ اصلا چنین چیزی نیست؛ باید توجه داشت که همکاری و تعامل «برد- برد»چه ره‌آوردهای بلندمدتی را برای اقتصاد ما خواهد داشت. در توسعه فازهای اولیه پارس جنوبی، شرکت‌های ایرانی همکار شرکت‌هایی نظیر توتال، پتروناس، انی و… شدند، نتیجه اینکه امروز فاز 12، محصول تجربه و دستان پرتوان پیمانکاران درون ساحلی و برون ساحلی ایرانی است که قبل از تشدید تحریم‌ها، با شرکت‌های خارجی به عنوان پیمانکار فرعی یا بخشی همکاری داشته‌اند. در نتیجه صنعت ساخت داخل هم در بعد ساخت تجهیزات توسعه پیدا کرد.
به همین دلیل، تأکید وزیر نفت، محصول این تجربه تاریخی است. بنابراین مدیریت یا سیاستگذاری هدفمند پس از تحریم، الزامات و فوریت‌های خاصی دارد. صرف داشتن منابع ارزی بلوکه شده در بانک‌های خارجی نباید زمینه واردات شدید کالاهای مصرفی بی‌دوام و بادوام خارجی را فراهم کند. سیاستگذاران و مجریان اقتصادی با وجود تمام دغدغه‌های ملموسی که در این حوزه دارند، باید با رویکرد ملی به مسئله همکاری پایدار شرکت‌های خارجی با همتایان تأکید کنند که علاوه بر انتقال دانش فنی و تجربیات نوین، امکان توانمندسازی بخش خصوصی کشور فراهم شود. اساس بازگشایی درهای کشور به سوی شرکت‌های خارجی باید براساس تعامل برد- برد باشد. منتهی در خصوص همکاری شرکت‌های خارجی در ایران توجه داشته باشید که بر اساس پیش‌نویس قراردادهای مشارکت نفتی ایران (IPC) که قرار است در ماه سپتامبر امسال، در لندن رونمایی شود، طرف خارجی موظف است یا در ایران شرکت ثبت کند و یا این‌که با یک شرکت سازنده/ مشاور ایرانی شریک شود.

شما در بخشی از صحبت‌ها به مساله کمبود سرمایه در گردش در بخش تولید اشاره کردید، مساله تامین مالی برای سازندگان تجهیزات چقدر اولویت دارد؟

مساله تامین مالی برای سازندگان از چند بعد اهمیت دارد. اولین موضوع آن تامین منابع مالی اعتبارات عمرانی است به میزانی که دولت بتواند به صورت افزایش بودجه‌های عمرانی، منابع بیشتری را برای اجرای طرح‌های نفت و گاز تخصیص دهد تا بازار ساخت داخل رونق گیرد. در این شرایط سازندگان داخلی در زنجیره تامین ساخت داخلی قرار داشته و کارفرمایان به هر میزان هم که بخواهند تجهیزات مورد نیازشان را از خارج تامین می‌کنند و بخشی را هم به سازندگان داخلی سفارش می‌دهند. مساله دوم تامین داخلی به بند «ق» قانون بودجه باز می‌گردد که امسال هم مجدد در قانون بودجه آمده است. بدیهی است به میزانی که وزارت نفت بتواند از طرق مختلف تامین مالی کند، روی«اقتصاد ساخت» داخل تاثیر می‌گذارد.

بند «ق» چگونه می‌تواند روی اقتصاد سازندگان تاثیر بگذارد؟

ببینید، بند «ق» در قانون بودجه 1393 مطرح شد. بعد آن نیز در قانون بودجه 1394 تکرار و قانون دائم هم شد. این قانون به نظر می‌رسد فرصت بسیار مطلوبی را چه برای شرکت نفت و چه برای بخش خصوصی ایجاد کرده است. به این معنا که گفته اگر هر طرحی موجب صرفه‌جویی در سوخت شود، شرکت نفت می‌تواند تا سقف 100 میلیارد دلار اصل و بهره را از محل بازگشت صرفه‌جویی سوخت بازپرداخت کند. به این معنا که می‌شود تا 100 میلیارد دلار پروژه در کشور تعریف و از این محل تامین اعتبار کرد.

در این رابطه شرکت نفت چند پروژه را تعریف کرده است؟

تاکنون شرکت نفت حدود 60 میلیارد دلار پروژه در این رابطه تعریف کرده است. اوایل کار خیلی مشخص نبود که این بخش قانون به چه صورت قابل اجراست، ولی با کار خوبی که در سازمان بهینه‌سازی سوخت صورت گرفت، طرح‌ها به صورت دقیق تعریف شد؛ به نحوی که این طرح‌ها به چه صورت است، چگونه بازپرداخت‌ها صورت می‌گیرد، چه مقدار صرفه‌جویی انجام می‌شود، چه مقدار برگشت می‌کند، چه مقدار برای شرکت نفت می‌ماند و هر کدام نرخ بازگشتش چقدر است. می‌توان گفت در سال 93 شرکت نفت فقط رسید به این‌که این طرح‌ها را تعریف کند و بخش خصوصی را تشویق کند که این طرح‌ها را ببیند، روی آن تمرکز کند و وارد آن شود.

مشکلی که باعث شد که بخش خصوصی نتواند خیلی اعتماد کند، چه بود؟

یک اشکال عمده‌ به وجود آمد که می‌توان گفت شرکت نفت هنوز این مشکل را ندیده و به خاطر همین هیچ‌کدام از طرح‌ها تاکنون عملیاتی نشده است و بخش خصوصی هنوز نتوانسته جلو بیاید. اشکال عمده‌ای که به‌وجود آمد، این بود که بخش خصوصی برای طرح‌های تعریف شده باید تامین اعتبار می‌کرد تا بعد از طی دو سال وقتی پروژه راستی‌آزمایی می‌شد که موجب صرفه‌جویی شده، از محل آن صرفه‌جویی این پول به بخش خصوصی برگردانده شود. به این معنا که بخش خصوصی هم باید پروژه را اجرا و هم خودش تامین اعتبار کند. مساله تامین اعتبار برای بخش خصوصی که مشکل نقدینگی دارد، یک معضل است.

تسهیلات بانکی در این زمینه کمک نکرد؟

زیرمجموعه ما برای اجرای طرح‌ها به بانک‌ها مراجعه کردند و تقریبا هیچ بانکی حاضر نشد که این طرح‌ها را تامین اعتبار کند. تقریبا هیچ بانکی جواب مثبت نداد و در جلساتی که با بانک‌ها داشتیم، آب پاکی را روی دست ما ریختند که منابع ما برای سرمایه در گردش است. بانک‌ها می‌گفتند شما می‌گویید دو سال بعد پروژه‌هایتان برگشت خواهد شد و ما نمی‌توانیم یک چنین منابعی را در اختیار شما بگذاریم.
وقتی ما در این رابطه ناامید شدیم، به بازار سرمایه مراجعه کردیم که اجازه انتشار اوراق صکوک یا اوراق مشارکت را دارند و می‌توانستند تامین اعتبار کنند. تاکنون برای 23 پروژه نیز بیش از 2 هزار میلیارد تومان اوراق منتشر کردند. آنها گفتند ما می‌توانیم برای این پروژه‌ها هم اوراق منتشر کنیم، چون این اوراق دو یا چهار ساله با سودهای حدود 27 درصد منتشر می‌شود. ما به دلیل این‌که می‌خواستیم پروژه را دو ساله اجرا کنیم، این اوراق می‌توانست جواب دهد.
ولی اشکالی که به وجود آمد، این بود که ما چند جلسه مدیران بورس را به شرکت نفت بردیم که این‌ها می‌خواهند اوراق را منتشر کنند. گفتیم اگر این‌ها بخواهند اوراق منتشر کنند که پروژه شما را اجرا کنیم، شما باید ضامن شوید و کسی باید این کار را ضمانت کند. طبق آیین‌نامه هم دولت نمی‌تواند ضمانت بکند. آنها گفتند ما فقط ضمانت این را خواهیم کرد که اصل و فرع پول را بعد از دو  سال به شما برگردانیم.
گفتیم ضمانت این است که این اوراق وقتی منتشر می‌شود، یکی باید ضمانت کند که پول  این  اوراق  را  برگرداند.

در نهایت چه شد؟

این مشکل همچنان پابرجاست. ما طی دو جلسه با سازمان بهینه‌سازی که این طرح‌ها را تعریف کرده، وارد مذاکره شدیم که به یک راه‌حلی برسیم تا دولت بیاید از طریق بانک‌ها اوراق را ضمانت کند و این اوراق برای پروژه‌ها منتشر شود و بخش خصوصی با این نقدینگی بتواند پروژه‌ها را اجرا کند. به نظر می‌رسد تنها راه‌حل این است، ولی هنوز ما به نتیجه نرسیدیم و شرکت نفت حساسیت موضوع را خوب متوجه نشده است و دارد راحت از کنار ماجرا می‌گذرد. این در حالی است که برای انجام این کار نیاز به تامین نقدینگی هست. ما اگر می‌خواهیم یک طرح گازرسانی برای سیستان و بلوچستان داشته باشیم، نیاز به نقدینگی داریم.

بنابراین هنوز دولت به راه حل نرسیده است؟

این را باید از دولت و مجلس پرسید اما به نظر می‌رسد اگر دولت در این رابطه به یک راه‌حل مشترکی نرسد که حداقل یک نقشی در این قضیه بازی کند، این طرح‌ها به جایی نمی‌رسد؛ با وجود این‌که طرح‌های خوبی است و بخش خصوصی هم می‌داند که حدود 100 میلیارد دلار کار وجود دارد. ما امیدواریم شرکت نفت به یک مدل و الگویی برای این کار برسد که کار راه بیفتد.

سازندگان تجهیزات صنعت نفت با نظام بانکی چه مسایلی دارند؟

واقعیت این است که وقتی نرخ تورم کاهش یافته است، هنگامی تولید در حد انتظار نیست و فروش کاهش یافته است و اقتصاد در مرحله رکود تورمی است، هزینه‌های تامین مالی هم کاهش یابد، اما بانک‌ها مقاومت می‌کنند.
البته باید این را هم در نظر داشت که بخش قابل توجهی از منابع مالی بانک‌ها با نرخ‌های بالاتر از سطح کنونی تجهیز شده و هزینه تجهیز منافع و جذب نقدینگی و مراتب آن بالا بوده است. اما اگر می‌خواهیم اقتصاد رونق بگیرد و تقاضا در بازار رسمی پول تقویت شود و فعالیت بازار غیر متشکل پولی محدود شود و صنعتگران بتوانند مطالبات بانک‌ها را در زمان مناسب و مقرر پرداخت کنند، باید نرخ سود بانکی کاهش یابد.

سایر خدمات بانکی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 واقعیت این است که مسیر تامین مالی داخلی ریالی که مسدود شده است، از آن سو، فاینانس خارجی هم به آسانی صورت نمی‌گیرد، بنابراین سازندگان با کمبود منابع مالی روبه رو هستند. سازندگان برای مشارکت در طرح‌ها و مناقصات و عقد قرارداد با کارفرمایان دولتی نیازمند تهیه انواع ضمانت‌نامه‌های بانکی هستند که بانک‌ها با نرخ‌های مناسب آن در اختیار سازندگان قرار نمی‌دهند.
بسیاری از سازندگان نزد بانک‌ها، وثایق سنگین دارند به گونه‌ای که برخی از سازندگان سند منزل، خانه و زمین‌شان را نزد بانک‌ها به عنوان تضمین گذاشته‌اند و دیگری دارایی ثابتی برای تضمین و اعطای وثایق بانکی ندارند. رفتار بانک‌ها با سازندگان و صنعتگران درست نیست و صنعتگران که در همه جای دنیا، مشتری تراز اول بانک‌ها هستند، در این جا از اهمیت زیادی برخوردار نیستند. اکنون صنعتگران خواهان تجدید نظر در سیاست‌های عمومی مشتری مداری بانک‌ها هستند.

پیشنهاد مشخص شما برای افزایش خدمات رسانی بانک‌ها به سازندگان به منظور خروج کشور از رکود و افزایش ظرفیت تولید و راندمان بنگاه‌ها چیست؟

من معتقدیم که یکی از دلایل افزایش مطالبات و مشکوک الوصول بانک‌ها، اعطای تسهیلات به صورت غیر هدفمند یا کور بوده است که البته بانک‌ها با روش‌های حسابرسی داخلی و تنظیم قوانین و مقررات داخلی نظارتی از جمله مقررات حاکمیت شرکتی می‌توانند به این چالش سازمانی پاسخ دهند.
 اما اعطای هدفمند تسهیلات به تولیدکنندگان و سازندگان یکی از روش‌های متعارف در دنیاست، بر همین اساس، اما برای حمایت از تولید و ایجاد نقدینگی ارزان قیمت برای حمایت از تولید پیشنهاد پرداخت بخشی از نرخ بهره را به عنوان یارانه تسهیلات تولید از سوی دولت را دارم بدین معنی که هر شرکتی موفق به انعقاد قرارداد با کارفرما شد، دولت یا وزارت نفت بخشی از سود تسهیلات مورد نیاز سازندگان را پرداخت کند. در این بین، انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت (استصنا) هم به عنوان یار دولت می‌تواند، سازندگان متقاضی را ارزیابی کرده تا با صحه گذاری درخواست، اعطای تسهیلات به صورت هدفمند صورت گیرد.

 

شیل امریکا را شکست دادیم

0

افت 50 درصدی قیمت نفت در بازار جهانی منافع زیادی برای کشورهای مصرف کننده نفت داشت ولی زیان های زیادی را هم نصیب صادرکنندگان نفتی کرد. دلیل این افت قیمت نفت آغاز جنگ قیمتی نفت در دنیا بود که از طرف اوپک شروع شد و به زعم برخی از کارشناسان نفتی، سازمان اوپک توانست نفت شیل را شکست دهد و از بازار خارج کند. اوپک در گزارش ماهانه خود بر این نکته تاکید کرد که سیاست های ما نفت شیل را از بازار خارج کرد.

کاهش قیمت نفت سبب شد تا تولید نفت شیل دیگر صرفه اقتصادی نداشته باشد و تولیدکنندگان شیل بازار را به اوپکی ها واگذار کنند. پیشتر دبیر کل سازمان کشورهای صادرکننده نفت تاکید کرده بود که نفت شیل برای دنیای امروز مناسب نیست زیرا اوپک می تواند نفت را با هزینه کمتر تولید کند و دلیلی برای استفاده از نفت گران قیمت شیل نیست. زمانیکه نفت ارزان در دنیا تمام شد می توان از شیل استفاده کرد.

هزینه بالای تولید نفت شیل
با افزایش تولید نفت شیل در امریکا بازار نفت با مازاد عرضه مواجه شد اما این رشد عرضه برای اعضای اوپک مطلوب نبود و همین مسئله سبب شد تا اوپکی ها تصمیم بگیرند با شروع کردن یک جنگ قیمتی مانع از این شوند که نفت شیل در بازار رشد کند. تولید نفت شیل در امریکا فرآیندی هزینه بر است و مطالعات نشان می دهد بین 60 تا 70 دلار آمریکا برای تولید هر بشکه نفت شیل باید هزینه شود. به همین دلیل هم در صورتی استفاده از منبع انرژی برای بازار جهانی صرفه اقتصادی دارد که قیمت نفت بالغ بر 100 دلار باشد. اما بعد از اینکه اوپک جنگ قیمتی را آغاز کرد و برای ممانعت از افت قیمت نفت در بازار جهانی تولیدش را کم نکرد، دیگر تولید شیل صرفه اقتصادی نداشت. در سال 2014 میلادی امریکا به طور متوسط روزانه 13.6 میلیون بشکه نفت تولید می کرد و بخش بزرگی از نیاز داخلی را تامین می کرد. اما با شرایط کنونی که قیمت نفت کمتر از 60 دلار است تولید نفت شیل دیگر صرفه اقتصادی ندارد و تولید آن روند نزولی دارد.

تلاش برای حفظ عصر نفتی در دنیا

پیتر والد من تحلیل گر بلومبرگ بر این باور است که تلاش عربستان برای خروج شیل از بازار و رها کردن کنترل قیمت تنها به این دلیل است که عربستان تمایل دارد طول دوران نفت را درازتر کند. وی در این مورد می گوید: عربستان سعودی با رها کردن کنترل قیمت نفت قصد دارد طول دوران نفت را درازتر کند و روزی را به تاخیر اندازد که به دلیل تغییر آب و هوا، کارآمد شدن انرژی های تجدیدپذیر و جایگزین شدن سایر انرژی ها، عصر نفت به پایان می رسد.
در طول سال های گذشته، یک بار در بحبوحه بحران مالی آسیا در سال 1998 و بار دیگر، 10 سال پس از آن، هنگامی که اقتصاد جهانی فروپاشید،  علی النعیمی وزیر نفت عربستان سعودی با رهبری کاهش تولید نفت توسط اعضای اوپک، مانع سقوط آزاد قیمت نفت گردید، اما این بار از انجام این کار خودداری می کند.
نعیمی و دیگر رهبران سعودی سال ها نگران بوده اند که تغییر آب و هوا و افزایش قیمت نفت، کارآیی انرژی های تجدیدپذیر را افزایش داده و دنیا را به سمت این انرژی ها سوق دهد و روآوری به سوخت های جایگزین مانند گاز طبیعی را به ویژه در بازارهای نوظهور، ترغیب کند.
دانیل یرجین تاریخدان برجسته صنعت نفت در فوریه گذشته به بلومبرگ گفت: کاری که اوپک کرد، در تاریخ این سازمان سابقه نداشت. آنها گفتند، قیمت نفت را کنترل نمی کنند و از این کار دست بر می دارند. گفتند؛ ما دیگر بازار را اداره نمی کنیم، بگذارید بازار خودش را اداره کند.
وی گفت: وقتی اوپک چنین واکنش تکان دهنده ای را نشان داد، قیمت ها به سطحی که شاهد بودیم سقوط کرد.

افزایش تولید اوپک

حال دیگر نوبت اوپکی ها است که بازار را در دست بگیرند. عربستان  که بزرگترین مالک ذخایر نفتی در اوپک است می تواند تولید خود را بیشتر کند. این کشور در ماه های قبل هم بالغ بر 10 میلیون بشکه نفت در هر روز تولید کرده بود. ایران هم یکی دیگر از پتانسیل های اوپک است. این کشور دارای ذخایر انرژی زیادی است ولی در جریان تحریم های اقتصادی توان تولید و صادرت خود را از دست داده است. حال که صحبت از برداشته شدن تحریم های اقتصادی این  کشور و بازگشتن این کشور به بازار جهانی است، می توان انتظار داشت تولید نفت در این کشور هم سیر صعودی به خود بگیرد. البته در مورد سرعت رشد تولید نفت و سرعت رشد صادرات ایران هم بعد از برداشته شدن تحریم ها نظرات مختلفی وجود دارد.

برداشته شدن تحریم های ایران

ایران دومین مالک ذخایر گاز طبیعی بعد از روسیه و دومین صادرکننده نفت اوپک بعد از عربستان سعودی است ولی در جریان تحریم های اقتصادی غرب علیه برنامه هسته ای این کشور هم سرمایه گذاری در زیر ساخت های صنعت نفت و گاز این کشور متوقف شد و هم امکان صادرات نفت و گاز ایران محدود شد. حال که تفاهم نامه اولیه لوزان راه را برای یک توافق نهایی در زمینه انرژی هسته ای فراهم کرده است و احتمال برداشته شدن تحریم های اقتصادی وجود دارد از گوشه و کنار اخباری در مورد ورود سرمایه گذاران نفتی و شرکت های بزرگ جهان از قبیل لوک اویل روسیه و ENI  کشور ایتالیا به گوش می رسد.
اما ورود این شرکت های نفتی چه تغییری در بازار دنیا ایجاد خواهد کرد؟ آیا ورود این شرکت ها می تواند تغییری در قیمت نفت در دنیا ایجاد کند یا عامل سازنده قیمت کنونی نفت که به زعم بسیاری از تحلیلگران عاملی غیر بازاری است با رشد توان تولید ایران از بین نمی رود؟

زمان مورد نیاز برای افزایش تولید ایران 

رییس آژانس بین المللی انرژی در سخنرانی اخیر خود در مورد بازار نفت دنیا تاکید کرد در صورت برداشته شدن تحریم های اقتصادی تا سه سال دیگر هم توان صادرات ایران رشد معناداری نخواهد داشت. وی یافتن بازارهای جدید صادراتی و تکمیل زیرساخت های صنعت نفت را مهمترین معضلات در این حوزه خواند.
این نظریه توسط شماری از مدیران ارشد شرکت های نفتی فعال در ایران هم تایید شده است. آنها تایید کرده اند که ضعف سرمایه گذاری در صنعت نفت در نتیجه سال ها تحریم به اندازه ای زیاد است که ایران ظرف پنج سال آینده توان زیادی برای ازدیاد تولید ندارد. این کشور باید میلیاردها دلار در توسعه زیرساخت های صنعت نفت و گاز طبیعی سرمایه گذاری کند تا بتواند صادراتش را افزایش دهد. بر طبق این نظریه تا رسیدن توان صادرات ایران به مرز 3 میلیون بشکه در هر روز بین 5 تا ده سال فاصله است و این مدت زمان از تاریخی شروع می شود که شرایط اقتصادی ایران عادی شود و تمامی تحریم ها اعم از نفتی و بانکی و ممنوعیت همکاری اقتصادی با ایران برداشته شود.
لیوناردو مایوگری، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد که در سال 2011 میلادی ریاست شرکت ENI  را بر عهده داشت معتقد است ایران به سرمایه ای بالغ بر 50 میلیارد دلار در صنعت نفت و گاز طبیعی خود نیاز دارد و 30 میلیارد دلار از این سرمایه باید ظرف یک دهه آینده صرف شود تا این کشور بتواند روزانه 5 میلیون بشکه نفت تولید کند. بنابراین نمی توان تا 5 سال آینده تغییر معناداری را در توان صادراتی این کشور مشاهده کرد.
در مقابل وزارت نفت ایران می گوید به سرعت تولید نفتش را به سطح پیش از تحریم ها می رساند و در فاصله ای کوتاه توان صادراتی خود را افزایش و به سطح قبل از تحریم خواهد رساند.
مقامات نفتی ایران در نظر دارند 100 میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت ایران جذب کنند تا بتوانند با سرعت به سمت تبدیل شدن به یک قدرت جهانی در بازار نفت دنیا گام بردارند اما به عقیده برخی کارشناسان تحقق این هدف به سال ها زمان نیاز و برنامه ریزی های دقیق  و اصولی نیاز دارد.

 

برنامه وزارت نیرو برای استفاده از انرژی های نو

2
بنابر برنامه‌ریزی وزارت نیرو، 10 درصد تولید نیروگاه‌های برق کشور تا سال 1400 با استفاده از انرژی‌های نو همچون نیروگاه‌های بادی و خورشیدی تأمین خواهد شد. بر این اساس، صنعت برق کشور باید بر روی انرژی‌های نو سرمایه‌گذاری گسترده ای انجام دهد به‌گونه‌ای که ظرفیت تولید انرژی‌های نو سالانه دو برابر شود. با این روند باید تا شش سال دیگر ظرفیت نصب‌شده نیروگاه‌های بادی و خورشیدی کشور به 12 هزار مگاوات می‌رسد. در حال حاضر بیش از 73 هزار مگاوات ظرفیت نصب در صنعت نیروگاهی برق کشور موجود است که افزون بر50 درصد آن توسط بخش خصوصی تولید می‌شود.
انتخابی اجتناب‌ناپذیر
برآوردها نشان می دهد که انرژی‌های فسیلی نظیر نفت بیش از 50 سال تمام خواهد شد و حسن غفوری‌فرد رییس انجمن مهندسین برق و الکترونیک ایران می گوید: «با نصب یک میلیون توربین بادی در خشکی و 100 هزار توربین بادی دیگر در دریا می‌توان یک‌چهارم الکتریسیته جهان در سال 2050 را تأمین کرد و اگر در سه‌دهم وسعت صحرای آفریقا نیروگاه خورشیدی نصب شود، برق تمام اروپا را تأمین می کند.»
رییس انجمن مهندسین برق و الکترونیک تاکید می کند که باید برای بهره‌گیری از انرژی خورشیدی در سال 2050 برنامه‌ریزی و کار شود تا کشور در آن مشکلی نداشته باشد.»

محوریت با نیروگاه‌های بادی است

وزارت نیرو مدتهاست که به دنبال بهره گیری از انرژی های نو به خصوص انرژی باد است. محمد ساتکین مدیر دفتر باد و امواج سازمان انرژی‌های نو ایران (سانا) می گوید: «وزارت نیرو در سال 1394 توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر با رویکرد نیروگاه‌های بادی را به‌عنوان سیاست کاری خود دنبال می‌کند و فعالیت‌های این سازمان در ارتباط با انرژی باد امسال گسترش خواهد یافت و برپایه سیاست های جدید، امسال هر یک از استان‌های کشور وارد مرحله طراحی نیروگاه (میکروسایتینگ) خواهند شد.»
به گفته مدیر دفتر باد و امواج سانا، عملیات جمع‌آوری اطلاعات باد با هدف میکروسایتینگ در استان‌های سمنان و خراسان جنوبی به‌طور خاص انجام می‌شود. همچنین طی سال 94 در 15 منطقه ایستگاه‌های بادسنجی نصب می‌شود و اکنون 25 ایستگاه بادسنجی در کشور فعال است که قرار است امسال 15 ایستگاه به این آمار افزوده شود. البته غیر از این 40 ایستگاه، تعداد 11 ایستگاه بادسنجی نیز برای استان سمنان خریداری و برداشت اطلاعات خواهد شد. براساس طراحی ایستگاه‌های بادسنجی، انتخاب نوع توربین، میزان تولید نیروگاه، فاصله چیدمان توربین‌ها و دیگر اجزای کار انجام می‌شود که به یک نیروگاه 100 درصد آماده منتج می‌شود. کارهای مقدماتی انجام میکروسایتینگ در استان خراسان جنوبی به مرکزیت بیرجند نیز در حال انجام است و برنامه‌ریزی‌های لازم برای اجرای میکروسایتینگ برای استان‌های قزوین، آذربایجان شرقی و سیستان و بلوچستان انجام خواهد شد.
نخستین گام میکروسایتینگ خرید ایستگاه‌های بادسنجی، تجهیزات و همچنین برداشت اطلاعات به مدت دو سال است و قیمت هر ایستگاه بادسنجی حدود یکصد میلیون تومان است که این ایستگاه‌ها باید به‌صورت مداوم اطلاعات منطقه را جمع‌آوری کنند. گفتنی است میزان قابلیت انرژی باد کشور حدود 30 هزار مگاوات برآورد شده است.
حمید چیت‌چیان، وزیر نیرو پیش از این گفته بود که ایران به دانش فنی طراحی و ساخت توربین‌های 2.5 مگاواتی برای نیروگاه‌های برق بادی دست یافته و اکنون اولین مزرعه برق بادی کشور با نصب هفت واحد توربین راه‌اندازی شده که قرار است در این مزرعه در مجموع 40 توربین 2.5 مگاواتی نصب و راه‌اندازی شود.
معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی «هم‌اکنون حدود 93 درصد برق کشور را از طریق نیروگاه‌های حرارتی تولید می‌کنیم و در راستای حفظ محیط زیست و تنوع‌بخشی به سبد تولید انرژی برق، در نظر داریم سهم تولید برق از انرژی تجدیدپذیر را درمقایسه با سال‌های گذشته افزایش دهیم. به همین منظور، قرارداد ساخت 1000 مگاوات نیروگاه بادی جدید با بخش خصوصی منعقد شده است و همچنین برای نصب سلول‌های فتوولتاییک روی بام منازل و ساختمان‌ها، به‌ازای هرکیلووات سلول‌های فتوولتاییک نصب‌شده، مبلغ 40 میلیون ریال تسهیلات بلاعوض پرداخت خواهد شد.»
وی گفت: «با توجه به بسترهای موجود و حمایت دولت مبنی بر نصب سلول‌های خورشیدی بر بام ساختمان‌ها، رقابت تولیدکنندگان در حال افزایش است و در طول دو سال اخیر، بیش از 10 هزار سلول خورشیدی در داخل کشور نصب کرده‌ایم.»
فلاحتیان درباره برنامه‌های وزارت نیرو به‌منظور توسعه نیروگاه‌های تجدیدپذیر در سال 94 گفت: «برای سرمایه‌گذارانی که در زمینه نصب سلول‌های خورشیدی و یا نیروگاه‌های بادی فعالیت دارند، موافقت اصولی صادر خواهیم کرد و  با صندوق توسعه ملی نشست‌هایی برگزار کرده‌ایم تا سهم ارزی قابل توجه و مناسبی برای سرمایه‌گذاران در این بخش اختصاص یابد و ضمن پرداخت تسهیلات ارزی، برق تولیدی نیز به‌طور تضمینی خریداری می شود.

چطور جلوی خوردگی تابلوهای برق پارس جنوبی را گرفتیم

0
گزارش اثرات خوردگی شینه های مسی تابلو های برق فشار متوسط و چگونگی رفع عیب و بهینه سازی در مجتمع گاز پارس جنوبی يکی از مشکلات که درصنایع مختلف بویژه نفت ، گاز ، پتروشیمی و فولاد اثرات خوردگی بر روی تاسیسات و تجهیزات برقی و الکترونیکی است که از حساسیت و آلودگی محیطی بیشتری برخوردارند و شدت این موضوع در مناطق گرمسیر و ساحلی با رطوبت بالا سرعت پیشرفت فرایند خوردگی را بیشتر می کند و باعث خسارتهای اقتصادی و در صورت عدم پیشگیری صدمه جانی نیز در پی خواهد داشت.
در سال 1389 بر اساس مشاهدات کارشناسان واحد تعمیرات مجتمع گاز پارس جنوبی از شینه های تابلو های فشار ضعیف  که بر اثر  عوامل مختلفی نظیر رطوبت  و عدم کارکرد مناسب سیستم تهویه  در ایجاد فشار مثبت  و همچنین وجود عناصر خورنده گوگرد – H2S- دچار خوردگی شده بودند، که امور تعمیرات برق با توجه به جزئی بودن آسیب با آبند نمودن ورودی کابلها  با مواد  خاص در تمامی پست ها و بررسی رطوبت و عملکرد مناسب سیستم تهویه توسعه خوردگی را مهار کند.
در سال 92 نیز مجددا بر اساس مشاهدات تیم  بازرسی برق  مجتمع  از شینه های تابلو های فشار متوسط  مبنی بر اثرات خوردگی و سیاه شدگی کلیه  شینه ها و تهیه نمونه و گزارشات آزمایشگاهی معتبر و طی مکاتباتی که با این شرکت و دیگر شرکتهای سازنده تابلو برق  داشتند، که متاسفانه با توجه به ماهیت پروژه، ریسک بالا، عدم وجود نقشه های جزئیات باس بارها و همچنین زمان کوتاه جهت انجام هر نوع عملیات اجرایی  تقریبا اکثر شرکتها یا پاسخ مثبتی ارائه ندادند یا هزینه های بسیار بالایی اعلام داشتند. در نهایت کارشناسان فنی از این تابلو های برق  بازدید کردند و گزارش کارشناسی تیم فنی  و با تجربه در صنعت تابلو سازی  مبنی بر ضرورت  بهینه سازی و تعویض  شینه های تابلو ها در زودترین زمان شد.
هدف از ارائه این گزارش این است که کارشناسان و مدیران بخش تعمیرات برق  شاغل در صنایع حساس کشور نسب به موضوع خوردگی تجهیزات برقی بویژه تابلو های برق و اتوماسیون و همچنین قطعات الکترونیکی دقت  عمل بیشتری داشته باشند و نسبت به آبند نمودن ورودی کابلها و دیگر  منافذ پستهای برق  و بررسی دائمی عملکردمناسب سیستم  تهویه و اندازه گیری فشار مثبت اقدامات نمایند و عملیات پیشگیرانه ( PM)  را در در زمان معین و پیش از وقوع حوادث انجام دهند و دیگر اینکه راه حل اجرایی برای بهینه سازی و تعویض باس بارها وجود دارد حتی اگر تابلوها ساخت کشورهای اروپایی باشند و نیاز به تعویض تابلوها نباشد.
  این پروژه بعنوان طرح پایلوت  برای اولین بار درکشور توسط کارشناسان با تجربه در صنعت تابلو سازی  انجام شد.

محدودیتهای پروژه

1 – زمان محدود تعمیرات اساسی  پست های برق سالی یکبار و حداکثر 2 هفته
2 – فاصله سایت مجتمع پارس جنوبی واقع در عسلویه  تا  کارخانه ساخت شینه های مسی در تهران و کارگاه پوشش دهی نقره
3 – ریسک عدم تامین بلیط هواپیما در فاصله عملیات دمونتاژ –ساخت – مونتاژ

1 – مراحل اجرایی دمونتاژ باس بارها 

 در این مرحله  باس بارهای افقی و عمودی و ارتباطی سرکابل به تعداد تقریبی 170 قطعه  شینه مسی دمونتاژ شد و بر اساس برنامه زمانبندی اجرایی می بایست قطعات جهت ساخت و و پوشش دهی نقره به کارخانه انتقال یابد نکته جالب، در این نوع تابلو ها که ساخت کشور فرانسه بودند بعد از باز کردن پوشش بالایی تابلو متوجه شدیم باس بارهای عمودی از نوع ریخته گری شده و از جنس آلیاژ آلومینیوم می باشند و ساخت آنها در زمان کوتاه میسر نیست و بنا شد که باس های عمودی با توجه به خوردگی و سیاه شدگی مشهود با عملیات اسید شویی پاکسازی و سپس نقره اندود  گردد (با ضخامت 10 میکرون)و مابقی باس بارها ساخته و تعویض شوند تصویر باس های عمودی و نمونه قطعات باس های افقی و سرکابل جهت ساخت را می بینید.

2 – مرحله تامین و ساخت

در این مرحله مقادیر مورد نیاز باس بار با ابعاد 5*60  و 5*50 سفارش داده شد و به محل کارخانه این شرکت حمل شد مطابق با برنامه زمانبندی ارائه شده ، تیم طراحی و مهندسی نسبت به تهیه نقشه های مهندسی معکوس اقدام کردند و  در ادامه با دستگاه 3 کاره شینه کاری پیشرفته شروع به عملیات  برش و پانچ و سپس خم کاری باس بارها  صورت گرفت و تمامی قطعات برای ارسال به کارگاه آبکاری بسته بندی شد.

3 – مرحله آبکاری نقره

توضیح اینکه سازندگان تابلو های برق برای نقاط مرطوب و گرمسیر  شینه های مسی را بدلیل  بالا بردن ظرفیت جریان دهی و مقاومت در برابر رطوبت و خوردگی به پوشش  نقره مجهز می نمایند (ضخامت 5 میکرون) البته در اکثر مواقع در بخشهای ارتباطی شینها به یکدیگر ولی  در این پروژه  تابلو ها ساخت شرکت آلستوم فرانسه کلیه سطح شینه ها با نقره پوشش داده شده بود ، در این مرحله کلیه قطعات به کارگاه آبکاری انتقال داده شد و مراحل کار بشرح ذیل انجام شد.
الف : قطعات شینه مسی افقی و سرکابل ساخته شده:  طی 4 مرحله در ابتدا چربی گیری گرم توسط پودر مخصوص به مدت 8 دقیقه و سپس چربی گیری الکتریکی به مدت 50 ثانیه و در مرحله سوم اکسید زدایی (اسید شویی) بمدت 5-3 دقیقه انجام شد. در اسید شویی از ترکیب اسد سولفوریک و کلریدریک و سپس اسید نیتریک به تنهایی استفاده شده است و در مرحله چهارم کلیه قطعات در وان اصلی جهت پوشش دهی نقره با خلوص 98 درصد و ضخامت 5 میکرون انجام شد ( آب شویی در بین کلیه مراحل صورت پذیرفته است)
ب: قطعات شینه های عمودی با جنس آلیاژ آلومینیومی :طی 3 مرحله اصلی انجام پذیرفت در  ابتدا چربی گیری گرم با پودر مخصوص آلیاژ آلومینیوم و در مرحله 2 اکسید زدایی ( اسید شویی) با اسید سولفوریک و مرحله 3 انتقال قطعات به وان اصلی جهت پوشش دهی نقره 10 میکرون که پوشش نقره با قرار دادن قطعه تست برای ضخامت مورد نیاز اندازه گیری شد.
ج : اندازه گیری ضخامت پوشش نقره و ارائه گزارش : اندازه گیری پوشش توسط دستگاه پیشرفته با دقت فوق العاده بالا  (صدم میکرون) بر روی قطعات باس بار بعنوان قطعه مورد نظر تست انجام شد.

4 – مرحله بسته بندی و  ارسال قطعات به سایت 

در این مرحله کلیه قطعات به سایت ارسال شد

5 – مرحله نصب 

در این مرحله  در روز دهم  جلو تر از  برنامه زمانبندی تیم فنی برای نصب باس بارها به پالایشگاه اعزام شدند و تصاویر مراحل نصب بشرح ذیل است:
زمان اجرای پروزه 10 روز  * زودتر از برنامه زمانبندی ارائه شده ( شروع 9/6/93 پایان 18/6/93)
نیروی اجرایی و مهندسی  60 نفر روز   معادل 600 نفر ساعت
در پایان ضرویست از مساعدتها و اعتماد کلیه مدیران و کارشناسان در امور تعمیر و نگهداری و بازرسی مجتمع گاز پارس جنوبی تشکر و قدرانی صمیمانه داشته باشیم چرا که این پروژه خاص در کوتاهترین زمان و برای اولین بار در صنعت  انجام شده است و بدون مساعدت و اعتماد مدیران و کارشناسان فنی مجتمع قابل انجام نبود .
مهندس محسن خدابخشی مدیر عامل شرکت آریا بهین افروز

 

نوسان دلار تهدیدی برای رشد و ثبات اقتصادی دنیا

0
گروه بیست اعلام کرده اند که روند افزایشی ارزش دلار در بازار جهانی به ثبات اقتصادی دنیا آسیب می زند زیرا امید ثبات در بازار ارز دنیا را از بین می برد. نوسان ارزش دلار در بازار جهانی بحرانی بسیار جدی است زیرا می تواند فضای تجاری را هم تحت تاثیر قرار دهد. ثبات ارزش دلار می تواند این اطمینان را به فعالان تجاری دهد که در ماه های آینده هزینه مازادی برای تامین دلار نمی پردازند.
در یک سال گذشته ارزش دلار در بازار جهانی 17 درصد رشد کرده است که برخی این رشد ارزش دلار را نشانه ای  برای بهبود شرایط اقتصادی امریکا می دانند. اما به نظر می رسد این نشانه مثبت اقتصادی چندان هم نمی تواند خبر خوبی برای بازارهای جهانی باشد. وزرای اقتصادی کشورهای گروه بیست در بیانیه ای مشترک برای اولین بار اعلام کردند که روند افزایشی ارزش دلار در بازار جهانی به ثبات اقتصادی دنیا آسیب می زند زیرا امید ثبات در بازار ارز دنیا را از بین می برد. آنها نوسان نرخ ارز را به معنای تهدیدی مداوم برای افزایش نرخ رشد اقتصادی دنیا و تداوم این ثبات در اقتصاد جهانی می دانند. البته در این بیانیه به چالش های مهم دیگری که اقتصاد دنیا را تهدید می کند هم اشاره شده است ولی نوسان نرخ ارز مهمترین و اثرگذارترین چالش معرفی شده است.
نوسان ارزش دلار در بازار جهانی بحرانی بسیار جدی است زیرا می تواند فضای تجاری را هم تحت تاثیر قرار دهد. ثبات ارزش دلار می تواند این اطمینان را به فعالان تجاری دهد که در ماه های آینده هزینه مازادی برای تامین دلار نمی پردازند. این یعنی فضای تجاری آرام است و می توان در این فضا کار کرد. اما در دوره ای که نوسان دایمی در ارزش دلار دیده می شود و دیگر ارزها هم نوسان های دایمی را  تجربه می کنند نمی توان  به آینده بازار اعتماد کرد و تجارت آسیب می بیند.

دلیل افزایش ارزش دلار

تحلیل گران اقتصادی براین باورند که دلیل اصلی افزایش ارزش دلار در بازار جهانی رشد اقتصادی امریکا و تداوم ضعف اقتصادی در اروپا است ولی سیاست فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) هم در این زمینه بی تاثیر نیست. فدرال رزرو در سال های گذشته اقدام به کاهش نرخ بهره بانکی کرد و هم اکنون نرخ بهره بانکی در این کشور نزدیک به صفر است.
از طرف دیگر بعد از انتشار اخباری در مورد خروج اقتصاد امریکا از رکود بعد از سه فصل، اخباری در مورد ضرورت افزایش نرخ بهره بانکی منتشر شد و همین مساله موجی از اعلام نظرها در این زمینه را به همراه داشت. کارشناسان بر این باورند به زودی نرخ بهره بانکی در آمریکا افزایش یابد و همین انتظار افزایش نرخ بهره بانکی عاملی شده است که نرخ دلار را در بازار افزایش دهد.
اما نگرانی اصلی اقتصاددانان این است که هر چه ارزش دلار در بازار جهانی افزایش بیشتری پیدا کند، بازارها بی ثباتی بیشتری را تجربه خواهند کرد و این وضعیت بعد از سال ها می تواند آسیب های زیادی را به بازار دنیا وارد کند.
 اما در کنار اقتصاد امریکا که در نتیجه نوسان ارزش دلار آسیب زیادی در فضای تجاری را تجربه خواهد کرد ولی بیشترین آسیب به بازارهای در حال گذار دنیا وارد می شود. بازارهایی که از سیاست نرخ ارز ثابت استفاده می کنند و ارزش پول داخلی خود را به  دلار وابسته کرده اند. نوسان ارزش دلار موجب می شود هم تولید و هم صنعت این کشورها تحت تاثیر قرار بگیرد. این کشورها اغلب دارای کسری و بدهی های کلان دلاری هستند  و نوسان های ارزش دلار به معنای بیشتر شدن بار بدهی های آنهاست.

تلاش برای افزایش نرخ بهره

گزارش‌ منتشر شده از جلسه اخیر فدرال رزرو نشان می‌دهد 4 شعبه از شعب 12گانه فدرال رزرو در حال فشار آوردن به هیئت مدیره فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره هستند. پیش از نشست 17 و 18 مارس، مدیران 4 شعبه کلیولند، فیلادلفیا، کانزاس و دالاس از هیئت مدیره فدرال رزرو درخواست افزایش نرخ ‌تنزیل را از 75 صدم درصد به یک درصد داشته‌اند اما هفت شعبه دیگر درخواست ثابت نگه داشتن نرخ بهره را داشته اند. مدیران فدرال رزرو اعلام کرده‌اند احساس می‌کنند اقتصاد آمریکا در حال رشد است؛ به رغم آنکه نرخ تورم از میزان هدف گذاری شده فدرال رزرو یعنی 2 درصد کمتر است.
تعیین نرخ بهره توسط فدرال رزرو تاثیر مستقیمی بر نوسان ارزش دلار دارد و ازاین رو این تغییرات موجب ایجاد نوسان در بسیاری از بازارهای جهانی می‌شود. براساس آخرین اظهار نظر‌های انجام شده توسط مقامات فدرال رزرو احتمال افزایش نرخ بهره در ماه ژوئن وجود دارد.
در صورتیکه  فدرال رزرو آمریکا نرخ بهره بانکی را افزایش دهد، اولین افزایش نرخ بهره بانکی از سال 2006 میلادی خواهد بود ولی مقامات اقتصادی فدرال رزرو بر این باورند که نباید به این زودی ها انتظار افزایش معنادار نرخ بهره بانکی را داشت زیرا امریکا پتانسیل این رشد را ندارد و اگر رشدی معنادار در نرخ بهره ایجاد شود می تواند روی رشد اقتصادی فصل آینده تاثیر منفی برجای بگذارد. البته اکثر اقتصاددانان با روند تدریجی افزایش نرخ بهره بانکی موافق هستند.

اقتصاد امریکا هنوز به ثبات نرسیده است

رییس فدال رزرو آمریکا در مصاحبه اخیر خود تاکید کرد هنوز اقتصاد این کشور به ثبات نرسیده است و رشد اقتصادی امریکا در نتیجه سیاست های تزریقی مختلفی است که اجرا شده است. بنابراین با تغییر ناگهانی در سیاست های پولی و مالی مانند نرخ بهره بانکی ممکن است آرامش موجود در اقتصاد امریکا و اقتصاد دنیا از بین برود.
از طرف دیگر کریستین لاگارد رییس صندوق بین المللی پول هم با ابراز نگرانی درباره شرایط اقتصادی دنیا تاکید کرده است که اقتصاد دنیا در شرایط ثبات قرار ندارد. او گفت که ریسک هایی اقتصاد دنیا را تهدید می کند و برای اینکه ثبات به اقتصاد دنیا باز گردد باید با این ریسک ها مبارزه شود.

استفاده از بازار سرمایه برای حفظ ثبات

تحلیل گران  اقتصادی بر این باورند که استفاده از بازار سرمایه برای حفظ ثبات در بازار ارز می تواند کمک بزرگی باشد. دولت ها باید با استفاده از ابزار مدیریت جریان سرمایه ارزش ارز داخلی را حفظ کنند. این ثبات ارزش  پول برای کشوری مانند امریکا که ارزهای دنیا به آن وابسته است، اهمیت بیشتری دارد. البته دولت های غربی بارها به دلیل سیاست های مداخله گرانه کشور چین در بازار ارز به این کشور اعتراض کرده اند ولی نوسان های مداوم ارزش دلار در بازار جهانی که هم می تواند باعث اختلال وضعیت تجارت و تضعیف نرخ رشد اقتصادی دنیا شود به اندازه ای اهمیت دارد که مداخله کنترل شده در اقتصاد را توجیه می کند.
تورستون اسلاک تحلیل گر اقتصادی بانک دویچه آلمان معتقد است مدیریت این بحران یکی از مهمترین مسایل اقتصادی امریکا است. در کتب اقتصادی قدیمی بارها تاکید شده است که کاهش ارزش پول داخلی باعث افزایش قدرت رقابت کالاهای صادراتی در بازارهای جهانی می شود و همین نشان می دهد که مدیریت بازار ارز زمانی که شرایط با این سرعت تغییر می کند اهمیت بسیار زیادی دارد.
 اگر افزایش ارزش دلار ادامه یابد صادرات امریکا آسیب می بیند و به دنبال آن اقتصاد توان رقابتش را از دست می دهد. در این وضعیت آینده اقتصادی این کشور هم درمعرض خطر قرار خواهد گرفت.

عربستان بخشی از بازار نفت را واگذار می کند؟

0

در ماههای اخیر بارها در مورد جنگ نفتی بین عربستان امریکا صحبت شده است و دلیل افت قیمت نفت در بازار جهانی تلاشی عنوان شد که عربستان برای حفظ سهم خود در بازار می کرد و این تلاش در برابر افزایش توان تولید نفت در امریکا و تولید نفت شیل بود.

بر طبق گزارش های ارایه شده توسط وزارت نفت عربستان سعودی در سال 2014 میلادی، صادرات نفت این کشور 5.7 درصد نسبت به سال قبل از آن کاهش یافته است. در دو ماه اول سال 2015 میلادی صادرات نفت کشور عربستان سعودی به چین به پایین ترین سطح از سال 2011 میلادی تاکنون رسید در حالیکه چین از مشتریان پروپا قرص نفت عربستان است و ایالات متحده امریکا هم که یکی دیگر از بزرگترین خریداران نفتی عربستان است به دلیل افزایش تولید داخلی، واردات خود از عربستان را کم کرد.

وزارت نفت عربستان سعودی، چین را واردکننده 10 درصد از کل صادرات نفت عربستان اعلام کرد و امریکا را واردکننده 8 درصد از کل نفت صادراتی این کشور دانست. در نتیجه این تغییر بود که مقامات اقتصادی عربستان سعودی از کسری بودجه در سال 2015 میلادی خبر دادند و حتی اعلام کردند در صورتی که قیمت نفت تا انتهای سال جاری در سطحی کمتر از 60 دلار باقی بماند اقتصاد این کشور با بحران روبرو خواهد شد.

شاید این بحران های مالی را بتوان مهمترین هزینه ای دانست که عربستان سعودی برای وارد شدن به جنگ نفتی متحمل شده است و این هزینه ها هم با تداوم این مسئله ادامه پیدا خواهد کرد.

شرایطی متفاوت برای عربستان
عربستان سعودی بزرگترین صادرکننده نفتی اوپک است و سیاست های این کشور در عرصه صادرات و تولید نفت همیشه بازار را تحت تاثیر قرار می داد. اما در سال گذشته عربستان در شرایط تازه ای قرار گرفته است و نفت شیل امریکا بخشی از بازار را از تصاحب عربستان خارج کرده است. البته کشورهایی مانند کویت و امارات متحده عربی هم در این سالها توانستند با افزایش تولید نفت بخشی از بازار جهانی نفت را در کنترل خود در آورند.
کاهش 50  درصدی قیمت نفت در بازار جهانی طی کمتر از یک سال گذشته که به دلیل تصمیم عربستان و اوپک برای عدم مداخله در بازار نفت و عدم ممانعت از کاهش قیمت این منبع ارزشمند انرژی در بازار جهانی، زمینه را برای کاهش منبع مالی مورد نیاز این کشور برای اجرای پروژه های صنعتی و اقتصادی فراهم کرد.
حال با وجود اینکه عربستان انتظار داشت با این سیاست، قدرت رقابت این کشور به دلیل مالکیت نفتی که استخراج آن ارزان است در بازار نفت دنیا بیشتر شود ولی شواهد نشان می دهد که این رقابت در میان تولیدکنندگان حاشیه خلیج فارس بسیار سخت تر شده است و به نظر می رسد این سخت تر شدن رقابت  زمینه را برای کمتر شدن سهم این کشور در بازار نفت دنیا فراهم کند .
تلاش برای حفظ بازار
عربستان سعودی  برای اینکه بتواند خریداران قبلی خود را حفظ کند طی نه ماه اخیر شش بار قیمت فروش نفت به خریداران آسیایی را کاهش داد. ولی رقبای عربستان در شورای همکاری خلیج فارس هم بیکار ننشستند و قراردادهای بهتری با خریداران چینی و هندی و پالایشگاه های کشورهای اروپایی امضا کردند. به عنوان مثال کشور کویت قراردادی ده ساله برای صادرات نفت به شرکت نفت و پتروشیمی چین که بزرگترین پالایشگاه این کشور است امضا کرد و سهم زیادی از نفت مورد نیاز چین را تامین کرد. این قرارداد به معنای کمتر شدن وابستگی نفتی چین به عربستان سعودی بود.
از طرف دیگر کشورهایی مانند کویت و امارات متحده عربی در پروژه های زیر ساختی صنعت نفت سرمایه گذاری کردند تا از این طریق توان تولید خود را ظرف 10 سال آینده بیشتر کنند و به دنبال آن بخش بیشتری از نیاز نفتی دنیا را پاسخ گویند.
عربستان سعودی در این سال تلاش زیادی کرد تا همچنان به عنوان بزرگترین صادرکننده نفت اوپک جایگاه ویژه ای در بازار دنیا داشته باشد و هنوز هم بالغ بر 10 میلیون بشکه نفت در هر روز صادر می کند که رقم بسیار بالایی است. هزینه تولید نفت در عربستان سعودی کمتر از 10 دلار به ازای هربشکه نفت است در حالیکه تولید نفت شیل بالغ بر 70 دلار هزینه دارد و هزینه تولید نفت در دیگر کشورهای عضو سازمان اوپک هم بیش از عربستان است. همین هزینه اندک موجب شد تا عربستان سعودی تصور کند با سیاست های مختلف می تواند بازار را در تصاحب خود داشته باشد  ولی به نظر می رسد که اشتباهاتی در برآورد عربستان وجود داشته است و آغاز این جنگ در بازار نفت دنیا که زمینه را برای افت قیمت نفت در بازار فراهم کرد آسیب های مالی زیادی به این کشور وارد کرد و حتی سهم عربستان را هم در بازار نفت دنیا کمتر کرد.

دیگر عربستان برنده میدان نیست

جان هال رییس مرکز مشاوره اقتصادی و بازار نفت گروه آلفا می گوید:«در سال های آینده عربستان باید رقابت تنگاتنگ تری با دیگر اعضای اوپک داشته باشد تا از این طریق بتواند  سهم خود را در بازار حفظ کند. ولی با توجه به سرمایه گذاری های دیگر اعضای اوپک و تلاش آنها برای انعقاد قراردادهای نفتی سودآور با  مصرف کنندگان بزرگ دنیا از قبیل چین احتمال پیروزی عربستان در بازار نفت دنیا بسیار اندک است. دیگر عربستان نمی تواند جایگاه قبلی خود را باز یابد زیرا این کشور در میان کشورهای نفت خیزی قرار گرفته است که با وجود کاهش قیمت در بازار جهانی همچنان مقتدرانه در بازا فعالیت می کنند.
در دو ماه اول سال 2015 میلادی صادرات نفت امارات متحده عربی به چین 116 درصد نسبت به سال قبل رشد کرد و در همین فاصله زمانی کویت رشد 98 درصدی صارات به چین را تجربه کرد و این رشد صادرات، کاهش صادرات عربستان به چین را به همراه داشت. در ماه نوامبر سال 2014 میلادی هم کویت توانست به عنوان بزرگترین صادرکننده نفت به کشور تایوان معرفی شود.
با وجود اینکه رقبای نفتی عربستان بخش زیادی از بازار آسیا را از تصاحب این کشور خارج کرده اند ولی باز هم آسیا بزرگترین خریدار نفت عربستان است و اقتصاد عربستان سعودی تا اندازه زیادی به این منطقه وابسته است. در سال 2014 میلادی آسیا خریدار دو سوم از نفت صادراتی عربستان بود و تا اندازه زیادی اقتصادش را به آسیا گره زده بود ولی در سال 2007 میلادی 60 درصد از نفت عربستان وارد بازار آسیا می شد. از طرف دیگر فروش نفت عربستان سعودی به پالایشگاه های نفتی در دسامبر سال 2014 میلادی 27 درصد کمتر از سال قبل بود و حتی در کشور ایتالیا میدان را به رقبای عراقی باخت و عراق به جای عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تامین کننده نفت پالایشگاه های این کشور معرفی شد.

ورود ایران رقابت را سخت تر می کند

 در صورتی که در ماه ژوین سال 2015 میلادی ایران  و کشورهای گروه 5+1 بتوانند به توافق نهایی برسند و تحریم های اقتصادی و نفتی علیه ایران برداشته شود، ایران می تواند صادرات خود را افزایش دهد. افزایش صادرات نفت ایران به معنای کمتر شدن نیاز به نفت عربستان سعودی است و سهم بیشتری از بازار را از تصاحب عربستان خارج خواهد  کرد.  البته رییس اداره اطلاعات انرژی امریکا اعلام کرده است که  تا ایران بتواند روی بازار نفت تاثیر بگذارد سه تا پنج سال طول می کشد ولی این مدت زمان برای کشوری مانند عربستان که مدت ها پادشاه بازار نفت بود و بر این بازار حکمرانی می کرد ، دوره ای بسیار کوتاه است و می تواند به سرعت سپری شود.

شرایط سخت تر می شود 

ایمی جیف استاد اقتصاد انرژی در دانشگاه کالیفرنیا معتقد است شرایط برای عربستان سخت تر می شود. وی معتقد  است این سختی به دلیل تغییر قدرت این کشور در سازمان اوپک و در بازار نفت دنیا است.
حال که  عربستان سعودی در حال واگذار کردن میدان به دیگر رقبا است، می توان انتظار داشت که این کشور استراتژی های دیگری برای خارج کردن دیگر رقبا از میدان داشته باشد. استراتژی هایی که شاید اقتصادی هم نباشد ولی باعث شود تا برخی از رقبا از میدان خارج شوند یا توان تولید خود را از دست بدهند.
البته نمی توان نقش این کشور در بازار را نادیده گرفت زیرا عربستان سعودی در ماه مارس سال 2015 میلادی بالغ بر10 میلیون بشکه نفت در هر روز صادر کرده است و در بدبینانه ترین حالت هم صادرات این کشور به 7 میلیون بشکه خواهد رسید. بنابراین همچنان سهم زیادی در بازار نفت دنیا در اختیار این کشور خواهد بود ولی شاید از قدرت پادشاهی اش تا حدود زیادی کاسته شده باشد.

 

آیا قیمت نفت همینطور پایین می ماند؟

0

آدم عاقل در مورد قیمت نفت اظهار نظر نمی‌کند. در واقع متغییرهای مؤثر آن‌قدر زیادند که پیش‌بینی قطعی و معنادار عملا ممکن نیست. چیزی که به‌طور قطع می‌دانیم این است که بهای نفت – با وجود سیر صعودی در روزهای اخیر – از تابستان گذشته حدودا نصف شده.

هیچ‌گاه در بیست سال گذشته بهای نفت این‌طور مستمر کاهش نداشته. دلیل این کاهش مستمر را هم می‌دانیم: افزایش تولید نفت در آمریکا، و تا حدی بازگشت نفت لیبی به بازار، عرضه را زیاد کرده، از طرف دیگر کاهش نرخ رشد اقتصاد چین و اتحادیه اروپا تقاضا را کم کرده. علاوه بر این، گرانی دلار در برابر ارزهای دیگر یعنی قیمت حقیقی برای خریدار بیشتر از قبل است، و این امر تقاضا را باز هم پایین‌تر می‌آورد. مجموعه این عوامل باعث شده قیمت نفت سقوط کند.

اما این‌که از این‌جا به بعد چه می‌شود به این آسانی نمی‌شود گفت. از آن‌جا که نشانه‌ای از کاهش تولید آمریکا نیست، و دغدغه وضع اقتصاد جهانی هم ادامه دارد، می‌توان تصور کرد افت قیمت نفت فعلا ادامه داشته باشد. این‌جا همان جایی است که در حالت عادی اوپک وارد عمل می‌شود: کشورهای عضو تولیدشان را کم می‌کنند که قیمت تثبیت شود. این اتفاق پیش از این بارها افتاده، آن‌قدر که بازارها انتظار دارند اوپک باز هم وارد عمل بشود. اما این بار نشده.

اواخر سال میلادی گذشته، اوپک در اقدامی تاریخی اعلام کرد تولید را از رقم فعلی ۳۰ میلیون بشکه در روز کمتر نمی‌کند، حتی اگر نفت بشکه‌ای ۲۰ دلار بشود.

از قضا تهدید توخالی نبود. با وجود اعتراض شدید ونزوئلا، ایران و الجزایر، عربستان سعودی که مهره ‌اصلی اوپک است حاضر نشد به داد اعضای آسیب‌پذیرتر برسد. بسیاری از اعضای اوپک با نفت زیر ۱۰۰ دلار مشکل کسری بودجه پیدا می‌کنند، اما دولت سعودی با ۹۰۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی، مشکلی با منتظر ماندن ندارد.

در دهه ۱۹۷۰ میلادی نزدیک ۵۰ درصد نفت جهان را اوپک تأمین می‌کرد. این رقم اکنون به اندکی بیش از ۳۰ درصد رسیده. یکی از عوامل مؤثر در کاهش سهم جهانی اوپک تولید نفت “شیل” آمریکاست که در عرض 10 سال از صفر به حدود ۴ میلیون بشکه در روز رسیده.

به همین خاطر است که اوپک ماه گذشته چنین استدلال کرد که “با وضع موجود، چه کشوری می تواند تولید را کم کند که قیمت‌ها بیش از این پایین نیاید؟”

از طرفی عربستان سعودی هم حاضر نیست سهم‌اش از بازار کمتر شود، در حالی‌که رقبای‌اش، از جمله تولیدکنندگان نفت “شیل” آمریکا، پول می‌سازند. سعودی‌ها می‌دانند که 10 سال هم قیمت نفت این‌قدر پایین باشد دوام می‌آورند. بنابراین ترجیح می‌دهند بنشینند و ببینند– به‌قول فیلیپ ویتکر، از مدیران انرژی در گروه مشاوران بوستون – “اقتصاد خودش چه کار می‌کند.”

در نتیجه پیامدهای تصمیم اوپک فراتر از سقوط بیش از پیش قیمت نفت است. آن‌طور که استیوارت الیوت، از مدیران شرکت پلاتس که در زمینه انرژی کار می‌کند، می‌گوید: “وارد فصلی جدید از تاریخ بازار نفت شده‌ایم، بازاری که کم‌کم مثل بازار کالاهای دیگر که انحصاری نیستند عمل می‌کند.”

چنین وضعی بلافاصله به بخش‌های مختلف صنعت نفت آسیب زده، و احتمالا در ماه‌های آینده، شاید حتی تا سال‌ها، آسیب بزند و آشفتگی ایجاد کند.

تولیدکنندگان اصلی نفت جهان، سال ۲۰۱۴ (میلیون بشکه در روز)

ایالات متحده ۱۱.۷۵

روسیه ۱۰.۹۳

عربستان سعودی ۹.۵۳

چین ۴.۲۰

کانادا ۴.۱۶

عراق ۳.۳۳

ایران ۲.۸۱

مکزیک ۲.۷۸

امارات عربی متحده ۲.۷۵

کویت ۲.۶۱

منبع: آژانس بین‌المللی انرژی

ریسک جدی

تصمیم عربستان مبنی بر کاهش ندادن تولید نفتش، به مذاق بعضی از اعضای اوپک چندان خوش نیامد.

اگر اوپک قیمت نفت را به‌طور مصنوعی بالا نگه ندارد، و نرخ رشد اقتصاد جهانی همین‌گونه پایین بماند، قاعدتا قیمت نفت تا سال‌ها زیر بشکه‌ای ۱۰۰ دلار خواهد ماند.

پیش‌بینی خرید و فروش‌های آینده این است که بهای نفت کم‌کم بالا می‌رود و تا سال ۲۰۱۹ به حدود بشکه‌ای ۷۰ دلار می‌رسد. اغلب متخصصان ترجیح می‌دهند به پیش‌بینی کلی ۴۰ تا ۸۰ دلار در چند سال آینده بسنده کنند و رقم دقیق‌تری نگویند.

با این قیمت‌ها، بسیاری چاه‌های نفت صرفه اقتصادی ندارند. بیش از همه آن‌هایی در خطرند که استخراج‌شان دشوار است، مثل چاه‌های عمیق زیر آب. مثلا نفت قطبی، آن‌طور که برندن کرونین، تحلیل‌گر ارشد مشاوران مدیریت پایری می‌گوید، با قیمت کمتر از بشکه‌ای ۱۰۰ دلار قابل برداشت نیست. بنابراین می‌شود تصور کرد که حفاری در مناطق قطبی تا اطلاع ثانوی متوقف شود.

به همین ترتیب، نفت دریای شمال هم با تهدید جدی روبروست، دست‌کم چاه‌های جدید که با نفت بین ۷۰ تا ۸۰ دلار مقرون به صرفه‌اند. اخیرا رئیس شرکت “نفت و گاز بریتانیا” گفته بود اگر نفت بشکه‌ای ۵۰ دلار باشد، تولید دریای شمال ۲۰ درصد کم می‌شود. چنین کاهشی ضربه‌ای سنگین نه فقط به شرکت‌های نفتی دخیل، که به‌طور کلی به اقتصاد اسکاتلند خواهد زد.

با قیمت‌های کنونی اکتشاف در منابعی که هنوز قطعی نشده هم متوقف می‌شود، مثلا در جنوب و غرب آفریقا.

سرنوشت استخراج نفت به شیوه شکست لایه‌های سنگی (یا فرکینگ) هم نامعلوم است. هزینه استخراج با این شیوه در جاهای مختلف متفاوت است، اما برآورد بانک اسکوشیا این است که به‌طور متوسط نقطه سربه‌سری برای تولیدکنندگان آمریکایی حدود بشکه‌ای ۶۰ دلار است. از طرف دیگر، گروه تحقیقاتی وود مکنزی برآورد کرده اگر قیمت نفت بشکه‌ای ۶۰ دلار باشد، سرمایه‌گذاری در چاه‌های جدید نصف می‌شود، و رشد تولید از بین می‌رود.

به گفته آقای کرونین “بیشتر چاه‌های آمریکا [که با شیوه فرکینگ (Fracking) نفت استخراج می‌کنند] با نفت بشکه‌ای ۴۰-۵۰  دلار کار نخواهند کرد.”

شرکت‌های بزرگ نفتی با قیمت‌های فعلی هم به مشکل خورده‌اند. ده‌ها میلیارد دلار بودجه اکتشاف حذف شده است. قیمت سهام شرکت‌هایی چون بریتیش پترولیوم، توتال، و شوران، از تابستان گذشته حدود ۱۵ درصد افت کرده. با این حال غول‌های نفتی آن‌قدر سرمایه دارند که دوران حتی طولانی ارزانی نفت را به سر کنند.

اما در گوشه‌کنار جهان صدها شرکت نفتی کوچک‌تر هست که آینده‌شان مبهم‌تر از این‌هاست – از جمله در خورد آمریکا. شرکت‌هایی که با شیوه فرکینگ کار می‌کنند، در پنج سال گذشته حدود ۱۶۰ میلیارد دلار وام گرفته‌اند. همه‌شان قیمت نفت را بالاتر از چیزی که هست در نظر گرفته بودند. واقعیت این است که بانک‌ها تا ابد برای این شرکت‌ها صبر نمی‌کنند.

آن‌طور که آقای ویتکر می‌گوید، شرکت‌های خدماتی میدان‌های نفتی هم “شدیدا در رنج‌اند”. سهام شرکت‌های فعال در این حوزه به‌طور میانگین بین ۳۰ تا ۵۰ درصد افت کرده. ماه پیش، شرکت شلومبرگر، از غول‌های نفتی آمریکایی، ۹۰۰۰ نفر را اخراج کرد – چیزی حدود ۸ درصد کل نیروی کارش را.

اما مصیبت فقط مال شرکت‌های نفتی نیست، دامن بخش انرژی‌های تجدیدپذیر را هم گرفته است.

در خاورمیانه و بخش‌هایی از آمریکای جنوبی و مرکزی، انرژی‌های تجدیدپذیر و نفت برای تولید برق رقابت دارند. ارزان شدن نفت به معنای سخت شدن کار انرژی‌های تجدیدپذیر است، از جمله انرژی خورشیدی.

علاوه بر این، افت قیمت نفت بعضا باعث افت قیمت گاز می‌شود، که رقیب مستقیم انرژی‌های تجدیدپذیر است. برای جبران این فاصله قیمت، احتمالا دولت‌ها ناچار می‌شوند یارانه بپردازند.

اساسا ارزانی نفت و گاز اصلی‌ترین استدلال اقتصادی دولت‌هایی را که از انرژی‌های تجدیدپذیر حمایت می‌کنند، بی‌اعتبار می‌کند: این‌که قیمت سوخت‌های فسیلی مدام بالا می‌رود.

تأثیر این روند در بخش انرژی‌های تجدیدپذیر ملموس است. به‌عنوان مثال سهام شرکت وستاس، بزرگ‌ترین تولیدکننده توربین‌های بادی جهان، از تابستان گذشته ۱۵ درصد پایین آمده. سهام جی.‌ای سولار، تولیدکننده عظیم سلول‌های خورشیدی در چین، هم ۲۰ درصد.

سقوط قیمت نفت کابوس تولیدکننده‌های خودروهای الکتریکی هم هست. در ماه‌های اخیر فروش خودروهای دوگانه‌سوز در آمریکا کم شده، در حالی‌که فروش خودروهای شاسی‌بلند پرمصرف افزایش قابل‌توجه داشته است.

قیمت نفت خام برنت در روز 23 فوریه 2015: 59/58 دلار در هر بشکه

منبع: دویچه بانک، صندوق بین المللی پول

نمودار قیمت نفت

تأثیر عمیق

روی‌هم‌رفته می‌توان گفت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم ارزانی نفت بر صنایع حوزه انرژی هم گسترده است هم عمیق.

تصمیم عربستان برای رها کردن قیمت نفت به‌نوعی نقطه‌ عطف در صنعت نفت بود. اما بدون دخالت اوپک هم مکانیزم خودکار تثبیت قیمت همچنان برقرار است: قیمت افت کند، تولید افت می‌کند، عرضه کم شود، قیمت بالا می‌رود.

کارشناسان می گویند با پایین رفتن قیمت نفت به زیر ۶۰ دلار در هر بشکه، بسیاری از چاه های نفت شیل آمریکا دیگر اقتصادی نخواهند بود.

قیمت نفت که پایین می‌آید، اکتشاف و تولید کم می‌شود. ممکن است چند سالی طول بکشد تا تأثیر این کاهش دیده شود، اما نهایتا عرضه کم می‌شود و قیمت‌ها بالا می‌رود. درست است که صدها عرضه‌کننده کوچک جدید به بازار آمده‌اند، اما همچنان تعداد شرکت‌های بزرگی که عرضه نفت را کنترل می‌کنند کمتر از آن است که بشود این بازار را بازار  آزاد  نامید.

اما یک تغییر اساسی دیگر هم در راه است. انسان روز به روز بیشتر متوجه می‌شند که اگر قرار باشد جلوی تغییرات اقلیمی گرفته شود و گرمایش زمین به حد خطرناک نرسد، باید سوخت‌های فسیلی همان‌جا که هستند، یعنی زیر زمین، بمانند.

بنابراین دیر یا زود هزینه واقعی بر کسانی که دی‌اکسیدکربن تولید می‌کنند، تحمیل خواهد شد. این اتفاق، زمانی که بیافتد، تأثیری عمیق بر بازار جهانی نفت خواهد گذاشت.

از سوی دیگر، برای اولین بار در تاریخ می‌شود گفت نفت در بخش حمل‌ونقل – که در حال حاضر نیمی از کل مصرف نفت جهان است – رقیبی جدی پیدا کرده. خودروهای برقی هنوز در حاشیه‌اند، اما باتری‌ها که پیشرفته‌تر شوند، خودروهای برقی هم رواج می‌یابند. این روندی‌ است ناگزیر، که تقاضا برای نفت را به مقداری قابل‌توجه کاهش می‌دهد.

بازار نفت در حال دگرگونی است، و دگرگونی‌های بنیادی‌تر هم در راه است.

قیمت نفت خام برنت 1988 تا 2015

قیمت نفت خام برنت

 

فرصت های نفتی بعد از توافق هسته ای

0
توافق هسته ای بین ایران و قدرت های جهانی می تواند باعث افزایش صادرات نفت در دنیا شود و راهی را برای شرکت های نفتی جهانی باز کند تا بعد از پنج سال غیبت دوباره وارد بازار انرژی این کشور شوند.

توافق هسته ای بین ایران و قدرت های جهانی می تواند باعث افزایش صادرات نفت در دنیا شود و راهی را برای شرکت های نفتی جهانی باز کند تا بعد از پنج سال غیبت دوباره وارد بازار انرژی این کشور شوند. بعد از اینکه شرکتهای نفتی رویال داچ شل، رپسول اسپانیا، استات اویل نروژ و در نهایت توتال فرانسه در سال 2010 میلادی از این کشور خارج شدند، ایران توانایی خود را برای احیای صنعت نفت و گاز طبیعي از دست داد و نتوانست سرمایه گذاران خارجی را در این صنعت جذب کند. ولی بعد از تفاهم لوزان این امید ایجاد شد تا زمینه برای ورود سرمایه گذاران غربی فراهم شود و فضا برای صادرات گرم تر شود.

در جریان تحریم های اقتصادی غرب علیه برنامه هسته ای این کشور، توان تولید نفت خام در ایران به 2.8 میلیون بشکه در هر روز تقلیل پیدا کرد در حالیکه در سال 2011 میلادی ایران روزانه  3.6 میلیون بشکه نفت تولید می کرد. بعد از تشدید تحریم های اقتصادی این کشور توانست روزانه 1.1 میلیون بشکه نفت صادر کند که نصف میزان صادرات آن قبل از تحریم ها بود.

تلاش برای افزایش تولید نفت

اگرچه برخی از شاهدان بر این باور هستند که ایران می تواند ظرف چند ماه بعد از برداشته شدن تحریم های اقتصادی حجم صادرات خود را افزایش دهد ولی برخی دیگر این پروسه را طولانی تر می دانند. مطالعات نشان می دهد ایران حدود سی میلیون بشکه نفت خام روی تانکرهای نفتی ذخیره کرده است و در نظر دارد این حجم نفتی را وارد بازار مصرف کند.

به علاوه مطالعات نشان می دهد با برداشته شدن تحریم های اقتصادی ایران می تواند تولید نفت خود را ظرف سه تا شش ماه 500 هزار بشکه در روز بیشتر کند و با گذشت یک سال از پایان تحریم های اقتصادی غرب  و جذب سرمایه های خارجی توان تولید نفت ایران بیشتر از 700 هزار بشکه در روز افزایش یابد.

اد مورس رییس مرکز مطالعات بازار کالا در بانک سیتی گروپ در این زمینه می گوید: این بسیار غیر محتمل است که ایران بتواند قبل از سال 2016 میلادی تولید نفت خود را افزایش دهد و دلیل این مساله زمان مورد نیاز برای تکمیل پروژه های نفتی است.

جورج بوث وکیل حوزه نفت و گاز طبیعی در موسسه پین سنت میسون معتقد است که این تازه آغاز پروسه است و برای برداشته شدن محدودیت های موجود برای تجارت و تولید نفت ایران پیچیدگی های زیادی وجود دارد که برداشته شدن آنها ممکن است سال ها طول بکشد. حتی اگر ایران بتواند تولید و صادرات خود را افزایش دهد باز هم حفظ توان تولید و صادرات بالاتر از سطح کنونی چالشی بزرگ برای اقتصاد ایران خواهد بود.

یکی از این چالش ها پیر شدن حوزه های نفتی است که باعث کاهش توان تولید و صادرات ایران شده است و برای اینکه ایران بتواند به مرز تولید 4 میلیون بشکه در روز برسد نیاز به تکنولوژی های غربی و تخصص افراد فعال در این حوزه دارد. ایران یکی از بزرگترین مالکان نفت و گاز طبیعی در دنیا است و از نظر حجم ذخایر تایید شده گاز طبیعی در جایگاه دوم دنیا قرار دارد و از نظر حجم ذخایر تایید شده نفتی در جایگاه چهارم جهان قرار گرفته است.

بر طبق مطالعات انجام شده توسط ای اچ اس، حدود 40 درصد از مجموع 187 حوزه موجود در ایران باید توسعه پیدا کند ولی شرکت ملی نفت ایران بسیار خوش بینانه به قضیه نگاه می کند و براین باور است که تا سال 2018 میلادی می تواند تولید نفت ایران را به 5.7 میلیون بشکه در روز برساند. ایران در نظر دارد تولید در حوزه پارس جنوبی را هم دو برابر کند که این موفقیت بزرگی برای کشور محسوب می شود.

فرصت های سرمایه گذاری

ولی سرمایه گذاران خارجی قبل از اینکه وارد ایران شوند و از فرصت های سرمایه گذاری آن استفاده کنند باید درک درستی از اوضاع داشته باشند و این فاصله گیری شرکت های نفتی غربی از ایران تا مشخص شدن شرایط کشور حتی بعد از مذاکره حسن روحانی با سران شرکت های نفتی بی پی، انی، شل و توتال در اجلاس داووس در سال گذشته میلادی هم بیشتر نشد.

اما در شرایطی که قیمت نفت در بازار جهانی در مسیر نزول قرار دارد و شرکت های نفتی به دنبال استفاده از ابزارهایی برای کاهش هزینه های خود هستند، قراردادهای منعقد شده بین ایران با شرکت های غربی باید شامل مشوق هایی باشد که شرکت های غربی را برای ورود به ایران  با انگیزه تر کند. یکی از سران شرکت های نفتی در این مورد گفت: اینکه توان تولید و صادرات ایران بعد از توافق لوزان رشد کند یا خیر کاملا به ایرانی ها بستگی دارد. ما به فرصت ها  نگاه می کنیم  و اگر قانون به ما اجازه همکاری می داد  و قراردادی که به ما پیشنهاد شده است جذابیت لازم را داشت، بدون شک امضای قرارداد صورت می گیرد و همکاری ما آغاز می شود.

دیوید کریش مدیر عامل بخش مشاوه و مطالعه در مرکز مطالعات انرژی اینتلیجنس در این مورد می گوید: شرکت های نفتی به فرصت های دیگر هم می نگرند. شرکت ها به ایران نگاه می کنند و می گویند با وجود اینکه سرمایه گذاری در ایران سودآور است ولی سودآوری سرمایه گذاری در پروژه های مکزیک خیلی زیاد تر است. پس به جای پذیرفتن ریسک ورود به ایران وارد خاک مکزیک شویم.

بیژن زنگنه وزیر اقتصاد ایران در مصاحبه های اخیر خود تاکید کرده است که قراردادهای آتی نفت، رقابتی تر از قراردادهای قبلی خواهد بود و احتمالا مانند قردادهای باز خریدی که در دهه 1990 میلادی یا2000 میلادی منعقد می شد نخواهد بود. اگر ساختار قراردادها سخت گیرانه شود و سود طرف مقابل ایران در قراردادها تضمین شده و قطعی نباشد، ورود سرمایه گذاران خارجی هم محدودتر خواهد بود.

تحلیل گران بر این باور هستند که باید در قراردادها ساختار هزینه ای انعطاف پذیرتری ایجاد شود که به شرکت ها اجازه دهد تا ارزش اقتصادی نفت خام را در تراز نامه های خود در نظر بگیرند و باز هم انعقاد قرارداد برای آنها صرف داشته باشد.

هر توافق تازه ای می تواند ده تا بیست و پنج ساله باشد و سرمایه گذاران باید بتوانند قراردادهای مشارکت با شرکت ملی نفت ایران امضا کنند ولی مساله مهم این است که منتظر هستند تا ببیند نتیجه این مذاکرات به تفاهمی نهایی ختم می شود یا خیر.

میزان سرمایه گذاری خارجی در سال 2014(میلیارد دلار)                                        

میزان سرمایه گذاری خارجی

در سال 2014(میلیارد دلار)

نام کشور

128 چین
111 هنگ کنگ
86 امریکا
81 سنگاپور
62 برزیل
61 انگلیس
53 کانادا
49 استرالیا
42 هلند
36 لوکسامبورگ

  ارزش سرمایه گذاری خارجی در دنیا(میلیارد دلار)                                        

سال

ارزش سرمایه گذاری خارجی

2007 1911
2008 1706
2009 1171
2010 1346
2011 1612
2012 1324
2013 1363
2014 1260

مشوق هایی برای سرمایه گذاران نفتی

0

در قانون بودجه امسال مجلس به صندوق توسعه ملی اجازه داد به سرمایه‌گذاران بخش تعاونی و خصوصی برای سرمایه‌گذاری در طرح‌های توسعه‌ای بالادستی نفت و گاز تسهیلات ارزی بدهد. نمایندگان مجلس در بخش های درآمدی لایحه بودجه 94 و با تصویب بند «ی» تبصره 5 لایحه بودجه مقرر کردند در سال 1394 طرح‌های نیمه‌تمام تولیدی و اقتصادی بخش خصوصی و تعاونی که از حساب ذخیره ارزی، تسهیلات ارزی دریافت کرده‌اند و درحال‌حاضر به دلیل عوامل غیرارادی امکان انجام تعهدات خود را ندارند، می‌توانند با رعایت ماده «84» قانون برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه و مقررات صندوق توسعه ملی، باقی مانده تسهیلات خود را از این صندوق دریافت کنند.نمایندگان همچنین با تصویب بند «ک» به صندوق توسعه ملی اجازه دادند در سال 1394 نسبت به اعطای تسهیلات ارزی به سرمایه‌گذاران بخش‌های خصوصی یا تعاونی برای طرح‌های توسعه‌ای بالادستی نفت و گاز با اولویت میدان‌های مشترک با تضمین وزارت نفت و بدون انتقال مالکیت نفت‌و‌گاز از آن‌ها اقدام کند.

مشوق‌ها
علاوه بر مشوق‌هایی مانند تسهیلات ارزی که برای سرمایه‌گذاران داخلی طرح‌های توسعه‌ای بالادستی نفت و گاز در نظر گرفته شده است، برای شرکای معتبری که از کشورهای خارجی ـ هم از بخش دانشگاهی و هم شرکت‌های صاحب فناوری ـ حاضر به همکاری در پروژه‌های مطالعات ازدیاد برداشت مخازن نفتی ایران شوند، مشوق‌هایی برای تقویت انگیزه حضور آنان در این طرح‌ها وجود دارد.
در همین خصوص، سعید قوام پور مدیرکل برنامه‌ریزی استراتژیک وزارت نفت می گوید: «ارتقای صنعت نفت به صنعتی سرآمد و روزآمد با تکیه بر توانمندی‌های داخلی و تعاملات بین المللی یکی از اهداف کلان وزارت نفت در برنامه ششم توسعه است.»
قوام پور افزایش تولید منابع هیدروکربوری در راستای ایجاد ثروت‌های مولد و پایدار با ملاحظات آمایش سرزمین را یکی دیگر از اهداف کلان وزارت نفت در برنامه ششم توسعه می داند و می گوید: «تأمین امنیت عرضه داخلی گاز، فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی با ملاحظات اقتصادی و زیست‌محیطی و بهره‌گیری بهینه از ظرفیت‌های منابع هیدروکربوری برای تبدیل ایران به بازیگری کلیدی در بازارهای جهانی انرژی دو هدف کلان دیگر وزارت نفت در برنامه ششم توسعه است.»
وی با تشریح نتایج اقدام‌های انجام‌شده در چارچوب تدوین برنامه ششم توسعه صنعت نفت، گاز و پتروشیمی می گوید: «در چارچوب تدوین این برنامه عملکرد وزارت نفت در برنامه های چهارم و پنجم توسعه تا پایان سال ١٣٩٢ ارزیابی و چالش‌های صنعت نفت، گاز و پتروشیمی در برنامه ششم توسعه شناسایی شد.»
قوام‌پور بررسی آینده بازارهای نفت و گاز و پیش بینی فرصت‌ها و تهدیدهای پیش روی صنعت نفت، گاز و پتروشیمی در دوره برنامه ششم توسعه را از دیگر کارهای انجام‌شده می داند و تاکید می کند: «در چارچوب تدوین برنامه ششم، اهداف کلان صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، راهبردهای اساسی صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، سیاست‌های اجرایی وزارت نفت و شرکت‌های تابعه و احکام و مواد قانونی وزارت نفت و شرکت‌های تابعه تدوین و ویرایش اولیه اهداف کمی بخش بالادستی نفت و گاز نیز تهیه شده است.»
مدیرکل برنامه‌ریزی استراتژیک وزارت نفت با اشاره به چالش‌های صنعت نفت می گوید: «محدودیت تأمین منابع مالی مورد نیاز از طریق جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی به دلیل تشدید تحریم‌های بین‌المللی، افزایش قیمت برخی از کالاها و تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت تا چند برابر قیمت اولیه ناشی از تحریم‌ها و تورم، تأخیر در اجرای طرح‌ها و پروژه‌های صنعت نفت به دلیل اختصاص مبالغ قابل توجه از منابع داخلی وزارت نفت برای پرداخت یارانه‌ها، مشکلات ناشی از نقل و انتقالات ارزی به دلیل شرایط تحریم، بالا بودن شدت مصرف انرژی در کشور، پایین بودن مبادلات منطقه‌ای نفت‌وگاز کشور، بالابودن سهم فرآورده‌های سنگین پالایشگاه‌های نفتی که در این راستا کاهش تولید نفت کوره به کمتر از ١٠ درصد تا سال ١٤٠٤ هدف‌گذاری شده است، مشکلات فنی و مدیریتی پیمانکاران و سازندگان و حضور نداشتن پیمانکاران با تجربه بین‌المللی مهم‌ترین مشکلات این صنعت هستند.»
در طی سال‌های گذشته، مطالعات ازدیاد برداشت میادین نفتی کشور، به علت کمبود منابع مالی و محدودیت های فناوری، پیشرفت چندانی نداشت. اما دولت یازدهم در سال گذشته با هدف تسریع در طرح های ازدیاد برداشت، مطالعه برخی میادین را به دانشگاه ها و مراکزآموزشی واگذار کرد. حال نیز دستیابی به تفاهم در مذاکرات هسته ای و حرکت در مسیر لغو تحریم‌ها با توافق نهایی می‌تواند با جذب سرمایه‌گذاری خارجی و فناوری‌های جدید، سرعت بیشتری به پروژه‌های ازدیاد برداشت بدهد.

 

مقالات محبوب