دستاورد صنعت / تازهترین گزارش مرکز ملی فرش ایران نشان می دهد که در ده ماه اول امسال هزار و 737 تن فرش دستباف ایران به ارزش 30 میلیون دلار به خارج صادر شده است. ارزش صادرات فرش دستباف ایران در حالی به کمترین میزان در چند دهه گذشته رسیده است که در سال 1396 حدود 503 میلیون دلار بود و به دلیل تحریمها و رکود در اواخر دهه نود کاهش شدیدی پیدا کرد و در سال 1399 به 72میلیون دلار رسید. این روند کاهشی در سال های بعد ادامه یافت و اکنون به حدود 30 میلیون رسیده است. مشتریان عمده فرش دستباف ایران نیز امارات، آلمان، ژاپن، چین و آفریقای جنوبی بودهاند.
این حجم کاهش صادرات از بحرانی اساسی در صنعت فرش دستباف ایران حکایت دارد. صنعت فرش دستباف مشکل کم ندارد؛ از تامین مواد اولیه مثل پشم و کرک گرفته تا افزایش روز افزون هزینههای تولید و موانع صادرات، و رقبایی جانسخت که از هر فرصتی برای توسعه بازار استفاده میکنند. مجموعه این مشکلات، فرش دستباف ایران را وضعیت بغرنجی قرار داده است.
با این حال زهرا کمانی رئیس مرکز ملی فرش ایران می گوید در ده ماه اول امسال دو و نیم میلیون متر مربع فرش دستباف در ایران تولید شده است.
بزرگترین مشکل این صنعت، رکودی است که دامنگیر اقتصاد ایران است و باعث شده تا هزینه بالاسری تولید نظیر مواد اولیه و دستمزد قالیبافان به شکل غیرقابل محاسبهای افزایش پیدا کند. افزایش روزافزون قیمتها، به افزایش قیمت تولید فرش منجر شده و پیدا کردن مشتری را در بازار جهانی برای صادرکنندگان ایرانی مشکل کرده است.
بیشتر از دو میلیون نفر در ایران در صنعت تولید فرش دستباف مشغولند و بیش از یک میلیون نفر آنها بافنده فرش هستند. با آنکه دستمزد بافندگان فرش به نسبت سایر بخشهای تولیدی بسیار پائین است اما با بالارفتن دستمزد که سهمی عمده (بیش از 70 درصد) در تولید فرش دارد، تولید فرش دستباف گران تمام میشود و در نتیجه فروش آن بسیار دشوار است.
در داخل ایران تعداد کمی توانایی خرید فرش دستباف را دارند و علاوه بر این، استفاده از کفپوشهایی نظیر فرش ماشینی و موکت، پارکت و … تقاضا را کاهش داده است. در بازارهای صادراتی نیز رقبای ایران فرشهایی با قیمتهای پائینتر تولید میکنند و رقابت با آنها با وجود مزیتهای فرش ایرانی، دشوارتر از گذشته است.
اما مهمترین دلیل افت صادرات فرش، محدودیتهای ناشی تحریمهای بین المللی است که باعث شده صادرکننده ایرانی نتواند فرش را صادر کند و درآمد حاصل را به داخل کشور برگرداند.
دولت ایران که با مشکلات تامین ارز مورد نیاز برای واردات مواجه است، صادرکنندگان را موظف کرده، در دوره مشخصی بعد از صادرات، ارز حاصل را به داخل کشور برگردانند وگرنه مجازات میشوند. تا همین چند وقت پیش، صادرکننده فرش مجبور بود بعد از شش ماه ارز حاصل از صادرات فرش را به داخل کشور بیاورد و گرنه باید جریمه پرداخت میکرد. اکنون محدودیت زمان بازگشت ارز به یک سال رسیده است اما این محدودیت همچنان مانع از صادرات فرش دستباف ایران است.
صادرکنندگان میگویند بخشی از فرشهای صادراتی ممکن است تا سالها در انبارهای خارجی به بماند و برایش مشتری پیدا نشود، بنابر این نمیشود زمان مشخصی برای انتقال ارز حاصل از آن در نظر گرفت.
فرش دستباف ایرانی کالایی نیست که به راحتی به برایش مشتری پیدا شود و بیشتر بازرگانان فرشها را به امانت در کشورهای خارجی میگذارند و هر وقت فروخته شد پولش را میگیرند؛ در این شرایط تاجر فرش میگوید حق دارد به دلیل روشن نبودن آینده اقتصادی ریسک نکند و سرمایهاش را به خطر نیندازد.
در چهار سال اخیر بسیاری از بازرگانان قدیمی فرش ایرانی به دلیل ناتوانی در پرداخت تعهد ارزی بارها به دادگاه فراخوانده شده و برای همین، برخی از صادرکنندگان قدیمی و استخواندار فرش، صادرات را کنار گذاشتهاند.
یک تاجر سرشناس فرش میگوید در بهترین شکل ممکن اگر همین حالا فرش را در خارج از کشور فروختم، چطور با محدودیتهای بانکی ناشی از تحریم، ارز را به داخل کشور منتقل کنم؟
حذف فرش دستباف ایران فرصتی برای رقبا
در شرایطی که بازرگانان ایرانی با مشکلات ناشی از تحریم و رکود اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند، رقبای فرش ایران مثل هند، چین، پاکستان، ترکیه و … در غیاب فرش دستباف ایران، در حال بیشتر کردن سهم خود در بازار جهانی هستند. رقبایی که بیشتر از یک قرن است بر سر گرفتن سهم بیشتر از بازار جهانی با ایران مسابقه گذاشتهاند.
یک سند در مرکز اسناد ملی ایران از وزارت «فلاحت و تجارت و فواید عامه» در دهه 1920 میلادی یعنی حدود یکصدسال پیش وجود دارد که در آن این وزارتخانه در مورد وضعیت تجارت و صنعت فرش ایران در بازارهای جهانی به هیات وزیران نوشته:»در این اواخر صنعت قالی بافی بعلت زیادی مشتری، در ممالک مختلفه از قبیل چین و هند و ترکیه و ممالک شمالی افریقا حتی در بعضی از ممالک اروپا مانند بلغارستان و یونان و فرانسه و غیره رواجی بسزا یافته و فرشهای سایر ممالک مخصوصا چین در بازارهای مهم جهان شروع به رقابت شدیدی با قالیهای ایران نمودهاند.»
بسیاری از این کشورها اکنون نیز رقبای سرسخت فرش دستباف ایران هستند و گزارشها نشان میدهد که هر چه دست ایران از بازار جهانی کوتاهتر شده آنها با کمترین دردسر توانستهاند با محصولاتی با کیفیت پائینتر و قیمتهای ارزانتر بخشی از بازار فرش دستباف ایران را از آن خود کنند.
این کشورها چند دهه سعی داشتند با طرح و نقشه قالیهای ایران، فرش تولید کنند و بازار فرش ایرانی را تصاحب کنند ولی موفقیت چندانی نداشتند اما در سالهای اخیر به مدد تحریمهای بینالمللی و محدودیتهای مبادلاتی ایران، روز به روز سهم شان از بازار جهانی بیشتر شده است.
برای نمونه بازار آمریکا را در نظر بگیرید که ایران برای سالهای طولانی تقریبا نیمی از بازار فرش دستباف آنجا را در دست داشت. اکنون که صادرات فرش دستباف ایران به آمریکا ممنوع شده، سهم ایران به تمامی در اختیار کشورهای دیگر از جمله رقیب دیرینهاش هند قرارگرفته است.
در سالهای 1391 و 1392 بعد از تحریمهای آمریکا، صادرات فرش ایران به آن کشور به صفر رسیده بود اما در سالهای 1395 و 1396 با برداشته شدن محدودیتها، صادرات فرش دستباف به آمریکا در طول دو سال به حدود 200 میلیون دلار رسید یعنی سالی حدود یکصد میلیون دلار.
تا پيش از انقلاب 1979، فرش ايراني بیشتر از نیمی از بازار تجارت جهاني فرش را در اختيار داشت كه این رقم در سال 2019 به کمتر از 8 درصد رسيده است. امريکا، آلمان، ايتاليا، بريتانيا، فرانسه، کشورهای حاشیۀ خليج فارس و ژاپن مهمترين مشتریان ايران هستند.
صادرات فرش در طول چند دهه گذشته با فراز و فرودهایی مواجه بوده است. در اوایل دهه 1370 خورشیدی صادرات فرش به یکباره افزایش یافت و در سال 1373 به دو میلیارد دلار نیز رسید ولی ایران بعد از آن هیچگاه نتوانست به این رقم نزدیک شود و در بهترین حالت صادرات سالانه فرش دستباف بین 400 تا 600 میلیون دلار در نوسان بود.
اما مشکل دو سال اخیر که با همه گیری کووید 19 نیز همزمان شده، به کلی با گذشته روند تولید و صادرات فرش دستباف ایران تفاوت دارد.؛ یک سقوط باورنکردنی هم در تولید و هم در صادرات. این نگرانی در داخل ایران وجود دارد که با ادامه روند فعلی بافندگان برای تامین معاش کار بافت فرش را کنار بگذارند و به شغل های دیگر مشغول شوند و صنعت فرش دستباف دیگر نتواند سرش را در بازار جهانی بلند کند.
ایران نماد فرش دستباف
تاریخچه حضور فرش دستباف ایران در بازارهای جهانی بسیار طولانی است و هیچ محصول دیگر صادراتی ایران تا این اندازه در جهان قدمت و شهرت ندارد. با آنکه صدها سال فرش ایرانی کمابیش در قالب هدیه به دربار کشورهای دیگر فرستاده میشد اما از دوره صفویه مانند ابریشم به بخشی از کالاهای صادراتی ایران تبدیل شد.
بعد از شکل گیری دوره قاجار تولید و تجارت فرش به شدت افت کرد اما با تثبیت قاجار و ایجاد امنیت نسبی، کم کم بازار فرش رونق پیدا کرد. در آن زمان بخش عمده جمعیت ایران در روستاها زندگی میکردند و پشم فراوان و نیروی کار ارزان در اختیار داشتند. با افزایش تولید فرش، این محصول دوباره به فهرست کالاهایی نظیر ابریشم، پنبه، تریاک، تنباکو اضافه شد که مهمترین کالاهای صادراتی ایران بودند و منابع مالی واردات را تامین میکردند.
در این زمان با رونق گرفتن فرش دستباف ایران و افزایش تقاضا، ابتدا برخی تجار تبریز، فارس، کرمان و خراسان و کاشان با قالیبافان قرارداد بافت بستند اما این تلاشها جوابگوی نیاز رو به افزایش بازارهای جهانی نبود. در این زمان شرکتهای غربی از کشورهایی نظیر انگلیس، ایتالیا، آمریکا، روسیه و آلمان شروع به سرمایه گذاری در تولید فرش در مناطق مختلف ایران کردند.
این شرکتها در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شعباتی را در مراکز فرش بافی ایران نظیر سلطان آباد اراک، تبریز، همدان، کاشان، اصفهان، یزد، مشهد، قزوین دایر کردند و با سرمایه گذاری در تولید، تجارت، تحولی اساسی در صنعت فرش ایران ایجاد کردند. شرکت انگلیسی «زیگلر» بزرگترین کارگاه فرشبافی را در سلطان آباد اراک دایر کرد و «ممدوف روسی» نیز کارگاهی با یک هزار و پانصد بافنده در تبریز دایر کرد که مجهز به رنگرزخانه بود و در آنجا تمامی مراحل فرشبافی را کنترل میکرد.
کارشناسان میگویند که دوره قاجاریه دوره معرفی فرش ایران به جهانیان و رونق تجارت بین المللی آن بود و بسیاری از مردم، تاجران وسیاستمداران در جهان با فرش ایران آشنا شدند.
با رونق تجارت فرش ایران، رقبایی همچون چین، هند، ترکیه، پاکستان و کشورهای افریقایی که شرایط تولید فرش را داشتند، ترغیب شدند تا این صنعت را شروع کنند یا واحدهای کوچک خود را توسعه دهند.
زیبایی و تنوع طرح و نقشه و قیمت متوسط فرش ایران و دوام بالا از مزیتهای فرش در آن دوره بود و این ویژگیها سهم ایران را در بازار جهانی فرش دستباف بیشتر کرد.
در دوره رضا شاه همچنان کمپانیهای خارجی در تولید و تجارت فرش نقش اصلی را داشتند و کمپانی شرق لندن که عمده تجارت فرش ایران را انجام میداد توسط رضا شاه در سال 1314 تعطیل و بخشی از وظایف آن در تولید و صادرات فرش به شرکت تازه تاسیس سهامی فرش ایران واگذار شد. بعد از آن در دهه 40 اصلاحاتی در وظایف این شرکت انجام شد تا ضمن ترویج صنعت فرشبافی و ایجاد کارگاهها به فعالیتهای بازرگانی در داخل و خارج بپردازد.
بعد از انقلاب، فرش مدعیان زیادی پیدا کرد از وزارت بازرگانی و وزارت صنایع گرفته تا جهاد سازندگی که با تشکیل تعاونیهای فرش روستایی خود را پیشگام تولید میدانست. با این حال در اوایل دهه 80 صادرات فرش دوباره با رکود مواجه شد و دولت مسئولیت فرش را به مرکز ملی فرش واگذار کرد و شرکت سهامی فرش ایران نیز در سال 1392 به عنوان بدهیهای دولت به بانک تجارت واگذار شد؛ این شرکت اگر چه هنوز به فعالیتهای خود در زمینه ترویج صنعت فرش و تامین مواد اولیه قالی بافی، بازاریابی درداخل و خارج ادامه میدهد اما نقش چند دهه گذشته را ندارد. مسئولیت تولید مواد اولیه فرش دستباف مانند ابریشم، پنبه و پشم هم به عهده وزارت جهاد کشاورزی است.
در کنار این نهادهای دولتی و نیمه دولتی، اتحادیهها و انجمنهایی تولیدکنندگان و صادرکنندگان نیز فعالیت دارند اما میگویند صدایشان به جایی نمیرسد و دولت بدون توجه به ریزکاریهای تولید و صادرات فرش، برای این صنعت تصمیم میگیرد و همین باعث شده تولید در مدتی کوتاه به یک سوم کاهش یابد و از نزدیک به شش میلیون متر مربع در نیمه اول دهه 1380 به حدود دو و نیم میلیون متر مربع برسد و صادرات هم به کمترین میزان در چند سال گذشته برسد.













