خانه بلاگ صفحه 37

سایه ورشکستگی بر سر بانک‌ها

0
سایه ورشکستگی بر سر بانک‌ها

گرچه فلسفه ایجاد بانک مرکزی در ایران هم مانند سایر بانک‌های مرکزی در جهان بوده ولی از مسیر خود منحرف شده است. متاسفانه بانک مرکزی در کشور ما تحت‌تاثیر ملاحظات و مناسبات سیاسی قرار دارد و دست‌کم دولت‌های بعد انقلاب تاکنون تن به استقلال بانک مرکزی نداده‌اند و به نظر هم می‌رسد که افقی برای پذیرش این استقلال وجود ندارد.
بانک‌ها در وضعیت پیچیده‌ای هستند؛ بانک‌های زیان‌ده که اگر زیرساخت‌های لازم وجود داشت طبق قانون بانکداری و قانون تجارت ورشکسته بودند. کامران ندری، مدیر گروه بانکداری اسلامی پژوهشکده پولی و بانکی معتقد است: به دلیل نبود زیرساخت‌های لازم، بانک‌های ورشکسته به فعالیت ادامه می‌دهند و دولت به لحاظ سیاسی تبعات اعلام این ورشکستگی را نمی‌تواند تحمل کند. او ریشه این مشکلات را در نبود استقلال بانک مرکزی می‌داند که سیاست استقلالش را به رسمیت نشناخته است.

کامران ندری، مدیر گروه بانکداری اسلامی پژوهشکده پولی و بانکی
کامران ندری، مدیر گروه بانکداری اسلامی پژوهشکده پولی و بانکی

مدت‌هاست که کارشناسان از وضعیت قرمز بانک‌های ایرانی می‌گویند؛ اینکه برخی از بانک‌ها در حال ورشکستگی هستند و باید برای کفایت سرمایه‌شان فکر اساسی شود. شما چه تحلیلی از این وضعیت دارید؟
با توجه به اطلاعاتی که داریم و ممکن است خیلی هم موثق نباشد -چون اطلاعات دقیق خارج از دسترس است- اکثر بانک‌ها و نه همه‌شان با مشکل کفایت سرمایه مواجهند و میزان سرمایه برخی از بانک‌ها با توجه به زیان انباشته‌ای که دارند حتی منفی شده است. اگر بخواهیم از منظر قانون تجارت قضاوت کنیم این بانک‌ها ورشکسته هستند و اگر از منظر بانکداری قضاوت کنیم باید فعالیت این بانک‌ها متوقف شود.

چرا؟
چون مهم‌ترین کارکرد سرمایه بانک‌ها جذب زیان است؛ یعنی بانک‌ها فعالیت‌هایی انجام می‌دهند که ممکن است در پایان سال این فعالیت‌هایشان سودآور باشد یا نباشد و اگر زیانی متوجه بانک شود، این زیان روی سرمایه بانک می‌نشیند؛ یعنی از محل سرمایه جبران می‌شود و بانک‌هایی که سرمایه ندارند امکان این که بخواهند این زیان‌ها را جذب کنند برایشان مهیا و مقدور نیست. مشابه بانک‌های ما حتی با مشکلات کمتر مثل بانک سیلیکون ولی در امریکا اعلام می‌کنند ورشکسته است، با این‌که میزان سرمایه‌اش هم منفی نشده اما می‌داند که میزان کفایت سرمایه‌اش از حدی که باید باشد کاهش پیدا کرده و بانک را ورشکسته اعلام می‌کنند و دارایی‌هایش را نقد می‌کنند و اجازه ادامه فعالیت به آن نمی‌دهند. برخی از بانک‌های ما با این مشکلات مواجهند ولی درجه این مشکلات در بانک‌های مختلف متفاوت است. به لحاظ فن‌آوری امکان این که بتوانیم با این مشکل برخورد مناسب داشته باشیم را نداریم؛ یعنی نظام اقتصادی ما توانایی این که زیرساخت‌های لازم برای این که بتواند با این مساله مواجه شود را ندارد؛ زیرا نظام اقتصادی ابعاد اقتصادی، مالی و حسابداری، سیاسی و حقوقی دارد.

یعنی براساس قانون تجارت و طبق نظام بانکداری بانک‌های ما ورشکسته‌اند؟
بله، بانک‌هایی هستند که عمدتاً اگر در جای دیگری فعالیت می‌کردند فعالیتشان را متوقف می‌کردند به خاطر این که به لحاظ مالی وضعیت مناسبی ندارند.

آنها الان در وضعیتی به کار خود ادامه می‌دهند؟
نظام بانکی ایران زیرساخت‌های لازم را ندارد و به لحاظ حقوقی و قضایی و به لحاظ فنی و تخصصی از جنبه حسابداری ارزش‌گذاری دارایی‌ها هم از جهت این که نهادهایی که بتواند زیان‌های حاصل را پوشش دهد در اقتصادمان به وجود نیامده، درنتیجه نمی‌توانیم این بانک‌ها را تعیین تکلیف کنیم و جلوی فعالیت‌هایشان را بگیریم؛ لذا این بانک‌ها علی رغم این که از منظر قانون تجارت و از منظر بانکداری باید فعالیتشان متوقف شود، اما امکان توقف فعالیت‌های این بانک‌ها برای کشورمان وجود ندارد. به خاطر این که نه قوه قضاییه می‌تواند مساله ورشکستگی این بانک‌ها را به طور کامل رسیدگی کند و نه نظام سیاسی می‌تواند تبعات اجتماعی حاصل از ورشکستگی این بانک‌ها را تاب بیاورد و لذا این بانک‌ها همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

چگونه؟
ادامه حیات به احتمال زیاد از محل خلق پول است که نتیجه و اثرش تورم بالایی است که به اقتصاد کشور تحمیل می‌کنند. بخشی از تورمی که می‌بینید به خاطر همین ناترازی است که در بانک‌های کشور وجود دارد و تا زیرساخت‌هایی که گفتم و دانش این که چگونه می‌توانیم بانکی که با مشکل مواجه شده را سامان‌دهی و احیا کنیم و یا اگر احیاپذیر نیست منحل‌اش کنیم به وجود نیاید، این وضعیت ادامه پیدا می‌کند.

درباره ریشه‌های تورم فعلی اظهارنظرهای متفاوتی مطرح می‌شود، نزدیکان دولت تورم فعلی را ناشی از سیاست‌های دولت قبل می‌دانند. برخی معتقدند تورم جهانی بر تورم ایران اثر گذاشته و برخی معتقدند اصولاً تورم ریشه پولی دارد. به نظر شما تورم فعلی در ایران ناشی از چیست؟
بخشی از تورم مزمنی که ما داریم، به نحوه اداره اقتصاد و نهادهای مالی در اقتصاد برمی‌گردد و یک مشکل ساختاری است. مثلاً فرض کنید در حوزه بودجه‌ریزی بخش عمومی همیشه با این مشکل مواجه هستیم که دولت‌ها می‌خواهند هزینه‌های زیادی را در اقتصاد انجام دهند و برای این کار، با توجه به شعارها و وعده‌هایی که برای جلب نظر مردم داده بودند، تمایل آنها به سمت هزینه‌های عمرانی و رفاهی است. این مساله در همه دولت‌ها به خصوص دولت‌های بعد از جنگ به صورت پررنگ وجود داشته است و حتی زمان جنگ نیز که مشکلات مخصوص خودش وجود داشت، همچنان که دولت مجبور به رفتاری مشابه بود و بار هزینه‌ای سنگینی روی دوش آن قرار داشت. در زمان جنگ به علت درگیری‌ها هزینه‌های دولت به صورت طبیعی زیاد بود و بعد از جنگ نیز دولت سازندگی به سمت بازسازی و ترمیم کشور گام برمی‌داشت، به همین دلیل توجه ویژه‌ای به پروژه‌های عمرانی صورت گرفت. در کنار این موارد، مباحث رفاهی مثل پوشش بیمه درمانی و تامین اجتماعی نیز همواره مطرح بوده است. در مجموع این موارد سبب شده بودند که هزینه‌های دولت از درآمدهای آن خیلی بیشتر شود. همچنین در راستای اقدامات رفاهی خیلی از دولت‌ها تصمیم گرفتند که کالاهای پایه و اساسی مردم را تا حد امکان در سطوح قیمتی پایین نگه دارند و برای این فرآیند که کالاها ارزان به دست مردم برسد، یارانه‌های سنگینی را متحمل دولت کردند که اصطلاحاً به «یارانه‌های پنهان» معروف هستند. یارانه‌های پنهان یکی از عوامل ایجاد و تشدید شکاف میان هزینه و درآمد دولت است. به قدری میل دولت‌ها به انجام این هزینه‌ها بالا بوده که حتی درآمدهای نفتی هم کفاف پوشش این شکاف را نمی‌دادند. بنابراین دولت‌ها با لطایف‌الحیلی متوسل به منابع پولی می‌شدند و ساختار اقتصادی نیز به گونه‌ای بود که این امکان را به دولت می‌داد تا از طریق فرآیند خلق پول (seigniorage) تامین مالی خود را انجام دهد.
از طرفی بانک مرکزی ما مستقل نبوده و در طول این مدت همواره با دولت همراهی می‌کرده و در کنار نظام بانکی متشکل از تعداد زیادی بانک دولتی، ساختار اقتصادی‌ای را شکل داده بودند که زمینه را برای تامین مالی از طریق خلق پول ممکن می‌ساخت. نکته جالب این فرآیند این است که این موارد در بودجه عمومی دولت مشخص نمی‌شده و اصطلاحاً تحت عملیات فرابودجه‌ای قرار می‌گرفت و دولت‌ها با خیال راحت به خلق پول می‌پرداختند. خلق پول در مقاطعی مثل زمان تحریم‌ها که درآمد نفتی دولت نیز کاهش پیدا می‌کرد، شدت می‌گرفت. بنابراین در چهار دهه گذشته با توجه به میل شدید سیاستمداران به انجام این نوع از هزینه‌ها، بخش مهمی از تامین مالی آنها پولی شده (Monetize) و از طریق خلق پول انجام می‌شود. نکته تلخ این اتفاق، نهادینه شدن آن است که در واقع تبدیل به یک عادت شده و هر سال در حال تکرار شدن است، یعنی پیوسته شرایط را وخیم‌تر می‌کند.


این نوع اداره کردن کشور در همه دولت‌ها وجود داشته است و به نوعی به ارث رسیده است؛ مجلس نیز با دولت‌ها همکاری کرده و این مسائل را با «تبصره‌های تکلیفی» قانونی‌سازی می‌کرد تا حتی اصلاح اشتباهات آن نیز هزینه بسیاری زیادی داشته باشد. در مجموع خیلی از هزینه‌هایی که دولت می‌خواهد آن را انجام دهد از طریق منابع بانکی و از طریق خلق پول تامین می‌شده است و همین مورد باعث می‌شود که در اقتصاد ما رشد نقدینگی بسیار بالا باشد. بنابراین اولین عامل این تورم مزمن به هزینه‌های بخش عمومی برمی‌گردد که همواره از درآمدهای مالیاتی و نفتی ما بیشتر است؛ همچنین به دلیل عدم استقلال بانک مرکزی و وجود بانک‌های دولتی زیاد، این امکان برای دولت فراهم بوده که با استفاده از منابع پولی، کسری بودجه خود را تامین کرده و این نتیجه را در نهایت برای کشور رقم بزند.
عامل دوم این تورم مزمن، نحوه مدیریت نهادهای مالی به‌ویژه بانک‌هاست. غالب مدیران بانکی توانایی‌های لازم برای اداره کردن بانک‌ها و صلاحیت این امر خطیر را نداشتند و با تصمیمات اشتباه، سلامت شبکه بانکی و اقتصاد را دچار مشکل کردند. در کنار این مشکل که به ساحت فردی و شخصی برمی‌گردد، ساختار مالکیتی اغلب بانک‌های ما که یا دولتی هستند یا به صورت غیرمستقیم با دولت در ارتباط هستند، نیز باعث مشکلات جبران‌ناپذیری در شبکه بانکی شده است. ناترازی‌های عمیقی که در ترازنامه‌های بانکی قابل‌مشاهده است، هم در ورود و خروج نقدینگی و هم در صورت‌های درآمدی و هزینه‌های آنها مشهود است اما عمده مشکلات بانک‌ها در تعهدات آنها به سپرده‌گذاران است. از طرفی به دلایل سیاسی و ارتباط دولت با بانک‌ها اجازه اعلام ورشکستگی به بانک‌های ورشکسته‌شده داده نمی‌شود و از طرفی ضعف‌های مدیریتی بسیاری بانک‌ها را در وضعیت نامناسبی قرار داده که انجام تعهدات برای آنها با مشکل مواجه است. در این زمان دولت و بانک مرکزی از طریق پول پرقدرت به کمک بانک‌ها می‌آیند و آثار آن به جامعه بازمی‌گردد. بنابراین علاوه بر مدیریت بانک‌ها، نقش دولت و بانک مرکزی که با دغدغه حفظ حیات بانک‌ها وارد عمل می‌شوند نیز موثر است. این مشکلات در سایر نهادهای مالی مثل سازمان بازنشستگی و سازمان تامین اجتماعی نیز وجود دارد. از آنجا که مدیریت این نهادها صلاحیت و توانایی اداره درست این نهادها را نداشتند، تصمیمات درست و معقولی را نگرفتند و در ایفای تعهدات خود ناتوان ماندند. در نهایت این مشکلات ساختاری برای اقتصاد ما از طریق منابع پولی رفع می‌شوند و می‌توان گفت در مجموع، این عوامل به عنوان عوامل داخلی، تورم مزمن اقتصاد ما را به وجود آوردند. همچنین چون شاکله اقتصاد ما در این چهار دهه به این صورت بنا شده است که هر جا که درماندگی‌ای در تامین هزینه‌ها وجود داشت، می‌توان به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به سراغ منابع پولی رفت، این تورم مزمن ماندگار شده و به احتمال زیاد قرار نیست به‌زودی پایان پیدا کند؛ در واقع راه‌حل ساده و زودبازدهی در این زمینه وجود ندارد.
علاوه بر این موارد، عوامل خارجی نیز وجود دارند. عوامل خارجی بر این ساختار ضعیف اقتصادی سوار شده و اثرات زیان‌باری را برای اقتصاد ایران رقم زدند؛ حتی بعضاً این اثر، بیشتر از اثر واقعی‌ای که آن عامل خارجی روی اقتصاد ایجاد کرده، احساس شده است. مثلاً اگر این مشکلات ساختاری وجود نداشت، تحریم‌ها نمی‌توانستند این حد از فشار و سختی را که در چند سال گذشته تجربه کردیم، رقم بزنند. به عبارت دیگر تحریم‌ها که یک شوک تورمی هم دارد و باعث افزایش هزینه‌های تولید و جهش نرخ ارز می‌شود، نمی‌توانست این مقدار تورم را به وجود بیاورد که ما برای چند سال مداوم تورمی بالای ۳۰ درصد را تجربه کنیم. بنابراین نقش اصلی این تورم مزمن در اقتصاد ما را، مشکلات داخلی که ریشه در حکمرانی دارد، بازی می‌کند. حکمرانی فعلی ما هم حاصل تجربیات جهانی نیست، در واقع نوعی از حکمرانی بوده که بعد از انقلاب، با سعی و خطا در کشور ما شکل گرفته و چون در همه زمینه‌ها نیز ریشه دوانده، حل کردن و اصلاح کردن آن به‌شدت سخت و طاقت‌فرسا خواهد بود. البته در بعضی از مقاطع شوک‌های دیگری هم به اقتصاد وارد شده که در نهایت این نتایج برای کشور رقم خورده است.

اگر بخواهیم از منظر قانون تجارت قضاوت کنیم این بانک‌ها ورشکسته هستند و اگر از منظر بانکداری قضاوت کنیم باید فعالیت این بانک‌ها متوقف شود

برگردیم به مسئله ورشکستگی بانک‌ها؛ چه اتفاقی افتاده که بانک‌ها به مرحله ورشکستگی رسیدند و از چه زمانی و با چه اقدامی شروع شده است؟
عوامل بسیار زیادی وجود دارد مثل مداخلات نابه‌جای دولت، نظارت ضعیف، اعمال نفوذ بانک‌های ناسالم در نظام سیاسی که نمی‌گذارد این مساله حل شود و مدیریت بد بانکی و پایین بودن سطح و توان مدیریتی این بانک‌ها که این عوامل دست به دست هم دادند و چنین وضعیتی را به وجود آوردند. به نظرم مداخلات غلط حاکمیت در حوزه پولی و بانکی و فسادی که وجود دارد و سوءمدیریتی که در نظام بانکی هست مهم‌ترین عواملی هستند که این وضعیت را برای بانک‌ها به وجود آوردند.

ورشکستگی و زیان بسیاری از بانک‌ها در سال‌های گذشته اهمیت توجه به نقدینگی بانک‌ها را به عنوان یک شاخص که می‌تواند نشان‌دهنده سلامت و ثبات سیستم بانکی باشد را دوچندان کرده است. با توجه به ارتباط عملکرد سیستم بانکی با میزان فعالیت بخش‌های اقتصاد کلان و نقش واسطه‌گری بانک‌ها و عدم اطمینان و بی‌ثباتی در فضای اقتصاد کلان از ناحیه اقتصاد کلان چه فشاری به بانک‌ها وارد می‌شود؟
فکر نمی‌کنم متغیرهای کلان اقتصادی الآن مساله اصلی باشند. اگر اقتصاد گرفتار رکود باشد ممکن است بانک‌ها با مشکل مواجه شوند و اگر صنایع به خاطر رکود نتوانند فعالیت کنند نمی‌توانند بدهی‌شان به نظام بانکی را بپردازد. در حال حاضر مساله اصلی شرایط اقتصاد کلان نیست؛ مساله اصلی ساختارهای ضعیفی است که نظام بانکی کشور را بر پایه آن بنا کردیم و نظارت بانکی ضعیف و مداخلات غیر اصولی و غیر حرفه‌ای توسط نهادهای حاکمیتی در نظام بانکی خیلی زیاد است نهادهای پشتیبانی که برای حمایت از ذینفعان نظام بانکی مثل سپرده‌گذاران داشته باشیم به آن صورت رشد نکردند و به وجود نیامدند. نقش شرایط کلان اقتصاد را نفی نمی‌کنم که روی بیلان بانک‌ها اثر منفی داشتند، ولی به نظر می‌رسد مشکلات بانکی ما بیشتر زیرساختی و نهادی است و در واقع بلد نیستیم این صنعت بسیار پیچیده و مدرن را خوب مدیریت کنیم و مداخلاتی که به شکل‌های مختلف مثلاً تحت عنوان بانکداری بدون ربا در این حوزه انجام می‌شود یا مداخلاتی که به بهانه حمایت از تولید در نظام بانکی انجام می‌شود همگی در به وجود آمدن این وضعیت نقش داشتند و نمی‌شود بگوییم وضعیتی که الآن در نظام بانکی ایجاد شده بیشتر متأثر از وضعیت اقتصاد کلان است و چه بسا وضعیت اقتصاد کلان هم ناشی از عملکرد ضعیف و نامناسب نظام بانکی باشد.

برخی از اقتصاددانان می‌گویند وقتی اقتصاد ایران شرایط نااطمینانی دارد، در چنین شرایطی بانک‌ها سهم دارایی‌های ریسک‌دار خود را به سود دارایی‌های بدون ریسک کاهش می‌دهند؟
این ارتباطات متقابل است؛ یعنی عملکرد ضعیف بانک‌ها و مداخلات نابه جایی که در سیستم بانکی ایجاد می‌شود شرایط اقتصاد کلان را به وخامت می‌کشاند و شرایط اقتصاد کلان دوباره روی ترازنامه بانک‌ها اثر منفی دارد و اینها به همدیگر مرتبطند و می‌شود گفت یک نوع تسلسل وجود دارد؛ یعنی زیرساخت‌های ضعیف موجب می‌شود وضعیت اقتصاد کلان خراب شود و وضعیت اقتصاد کلان وضعیت بانک‌ها را خراب‌تر می‌کند و بانک‌ها در تصمیم‌گیری‌هایی که در این ساختار ضعیف می‌گیرند شرایط اقتصاد کلان را حادتر می‌کند و یک چرخه است و همین طور ادامه پیدا می‌کند و روی همدیگر اثر می‌گذارند و روی یکدیگر اثر متقابل دارند و نمی‌توانیم بگوییم فرضاً اگر شرایط اقتصاد کلان درست شود وضعیت بانک‌ها خوب می‌شود و تا زیرساخت‌های ضعیفی که در اقتصاد ما کار می‌کنند و در آنها بهبودی ایجاد نشده این چرخه همین‌طور ادامه پیدا می‌کند.

درواقع مهم‌ترین مسئله وضعیت بانک مرکزی در ساختار سیاسی کشور است.
همه‌اش به بانک مرکزی برنمی‌گردد ولی بانک مرکزی اصلی‌ترین نهاد سیاست‌گذار در حوزه پولی و بانکی است. مثلاً ممکن است نظام حسابداری مشکل داشته باشد، سازمان حسابداری و حسابرسی استانداردهایی که برای حسابداری و حسابرسی بانک‌ها تعیین کردند ضعیف باشد و دستگاه قضایی سطح دانش لازم برای حل مسائل حقوقی مرتبط با بانک‌های ورشکسته را نداشته باشد. اگر بانک مرکزی استقرار پیدا کند و سطح کارشناسی و تخصصی‌اش ارتقا پیدا کند می‌تواند خیلی کمک کند.

بانک مرکزی در اقتصاد سیاسی یا حداقل ساختار سیاسی ایران چه مأموریتی دارد و چه کاری باید بکند که نمی‌کند؟
مأموریت بانک‌های مرکزی مشخص است و در همه‌جای دنیا اصلی‌ترین مأموریتی که برای بانک مرکزی تعریف می‌کنند در وهله اول کنترل و مهار تورم است، در وهله دوم تضمین سلامت بانک‌هاست و در وهله سوم کمک به رشد اقتصادی است که اولویت‌بندی شدند؛ یعنی دانش بانکداری و بانکداری مرکزی به گونه‌ای جلو رفته که به صورت اولویت‌بندی شده اهداف و مأموریت‌های بانک مرکزی را تعریف می‌کنند. در رابطه با بانک‌ها هم همین‌طور است و نقشی که بانک‌ها در اقتصاد پول ایفا می‌کنند و مأموریت‌هایی که بانک‌ها دارند و استانداردهایی که بانک‌ها باید رعایت کنند همگی در دنیای امروز کاملاً مشخص است؛ ولی تضاد منافع و تعارضاتی که اصلاحات بنیادی سیاسی در نظام بانکی ما با منافع گروه‌های صاحب قدرت در کشور وجود دارد مانع شده که از یک نظام بانکی کارآمد و سالم برخوردار باشیم. نظام سیاسی ما مشکل دارد و مشکلاتش هم پیچیده است و آنهایی که در حوزه علوم انسانی، علوم سیاسی و علوم اقتصادی در کشور قلم می‌زنند و کار می‌کنند بارها به مسائل و مشکلاتی که در نظام سیاسی و الگوی حاکمیتی‌مان با آن مواجهیم اشاره کردند و در این زمینه یک تخصص نیست و چندین تخصص است. در نظام سیاسی‌مان به یک بن بست برخورد کردیم که به همین راحتی نمی‌توانیم از آن عبور کنیم و دولت‌ها هم تن به استقلال بانک مرکزی نمی‌دهند. دلیل این که دولت‌ها به استقلال بانک مرکزی تن نمی‌دهند این است که به قدرت بانک مرکزی و نظام بانکی که خلق پول است نیاز دارند؛ یعنی اگر فرآیند خلق پول، فرآیند وام‌دهی، اعطای تسهیلات و ایجاد اعتبار که خیلی مهم است از دولت‌ها گرفته شود دولت‌ها با مشکل مواجه می‌شوند و بسیار سخت است که دولتی فقط بخواهد با اتکا به منابع مالیاتی خود را اداره کند و دولت ما نمی‌تواند و با توجه به ساختارهایی که تعریف کردیم این توانایی را ندارد که بخواهد فقط با اتکا به منابع مالیاتی خود را اداره کند و حتی مالیات هم نمی‌تواند درست بگیرد و مالیات‌هایی که در کشورمان گرفته می‌شود مالیات‌های ناعادلانه‌ای است؛ یعنی از کسانی که درآمدهای خیلی بالا دارند به طور نسبی مالیات کمتری گرفته می‌شود نسبت به کسانی که درآمدهای پایین‌تری دارند؛ یعنی یک نظام مالیاتی ناعادلانه و ناکارآمد در اقتصاد ما وجود دارد. مساله کشور ما چه در حوزه پولی و بانکی و چه در سایر حوزه‌ها مساله زیرساختی است و این زیرساخت‌ها از قانون اساسی گرفته تا برسیم به استقلال بانک مرکزی همگی باید مورد بازبینی و بازنگری قرار بگیرد که کاری سخت و دشوار است و این را در توان کسانی که الآن کشور را اداره می‌کنند نمی‌بینم که بتوانند این ساختارها را به روز و مدرن کنند و تعارض منافعی که در حال حاضر به وجود آمده را حل کنند. الان بین گروه‌هایی که صاحب قدرت هستند و عامه مردم تعارض منافع وجود دارد؛ یعنی منافع اقتصادی گروه‌هایی که در کشور صاحب قدرتند با منافع عموم مردم در تعارض و تضاد است و کسانی که کشور را اداره می‌کنند نمی‌توانند این تعارض و تضادها را برطرف سازند و بیشتر تحت تأثیر گروه‌های صاحب قدرت هستند و برخوردشان با عامه مردم فقط برخوردی از نوع سرکوب و خاموش کردن اعتراضات است و به این شکل جلو می‌روند به جای این‌که بخواهند مسائل و مشکلات کشور را حل کنند و این باعث می‌شود وضعیت عامه مردم بدتر شود و از لحاظ اقتصادی یک شکاف بسیار بزرگی در اقتصاد به وجود می‌آید که گروه اقلیتی هستند با درآمدهای بسیار بالا و کلان و قدرت خیلی زیاد و اکثریت بسیار زیادی که عامه مردم هستند با درآمدهای پایین و رفاه حداقل.

در ایران بانک مرکزی چگونه کار می‌کند؟
بانک مرکزی در سال 1339 در ایران ایجاد شد. گرچه فلسفه ایجاد بانک مرکزی در ایران هم مانند سایر بانک‌های مرکزی در جهان بوده ولی از مسیر خود منحرف شده است. متاسفانه بانک مرکزی در کشور ما تحت‌تاثیر ملاحظات و مناسبات سیاسی قرار دارد و دست‌کم دولت‌های بعد انقلاب تاکنون تن به استقلال بانک مرکزی نداده‌اند و به نظر هم می‌رسد که افقی برای پذیرش این استقلال وجود ندارد. در ایران چندی پیش طرح «قانون جامع بانکداری جمهوری اسلامی ایران» مطرح شد. طرحی که تلفیقی از دو طرح «بانکداری جمهوری اسلامی ایران» و «بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران» و همچنین احکام مرتبط با تشکیل «بانک توسعه جمهوری اسلامی ایران» است. این طرح در 26 اردیبهشت 1400 در صحن علنی مجلس شورای اسلامی مطرح شده و کلیات آن به صورت «دوشوری» به تصویب نمایندگان مجلس رسید. بررسی این طرح نشان می‌دهد در ایران هنوز هم دولت‌ها تمایل نداشته و حاضر نیستند، استقلال لازم را برای بانک مرکزی به رسمیت بشناسند. در واقع علاقه سیاسیون بر این است که نفوذ و سلطه خود را بر تصمیماتی که در بانک مرکزی در حوزه پولی گرفته می‌شود حفظ کنند. این طرح نشان می‌دهد به هر حال دولت و سایر نمایندگان حاکمیت حاضر نیستند استقلال لازم را به بانک مرکزی اعطا کنند. متاسفانه این طرح بانک مرکزی را به ادامه روندی هدایت می‌کند که در گذشته آغاز شد. دولتمردان و در مجموع نمایندگان حاکمیت به دنبال آن هستند که بر نظام پولی کشور سلطه سیاسی داشته باشند تا بتوانند آن دسته از منابع پولی را که در کشور خلق می‌شود در مسیر اهداف سیاسی خود هدایت کنند. و نتیجه این رویکرد هم همان خواهد شد که تاکنون شاهد آن بوده‌ایم. اگر بانک‌های مرکزی از مسیر درست خود منحرف شوند نتیجه به سمت‌وسوی تورم افسارگسیخته می‌رود. نتیجه می‌شود کشوری که تورم‌های سنگین را از سر می‌گذراند. متاسفانه در طرح جدید مانند گذشته ما شاهد حفظ سلطه حاکمیت در بانک مرکزی هستیم و می‌بینیم که همچنان استقلال لازم برای بانک مرکزی فراهم نشده است.

چشم‌انداز را چگونه می‌بینید؟
اگر همین روندی که تاکنون با آن رو‌به‌رو بودیم بخواهد ادامه پیدا کند که هیچ نشانه‌ای از تغییر جهت و تغییر مسیر در کشور نمی‌بینیم و در حوزه سیاست و در حوزه اقتصاد تغییر بنیادی و اساسی رخ نداده است. دولت یا مجلس اقداماتی در همین چارچوب فشل و ساختار ضعیف دارند انجام می‌دهند که اثربخشی‌اش خیلی محدود و کم است. اگر این ساختار را تغییر دهند یک باره پتانسیل و انرژی بسیار زیادی در کشور آزاد می‌شود ولی به خاطر این که روساختارها در راستای منافع گروه‌های صاحب قدرت است و در تعارض با منافع عامه مردم است، گروه‌های صاحب قدرت از این منافع اقتصادی هنگفت که در ساختار سیاسی کنونی بهره مندند را نمی‌خواهند از دست دهند و لذا تن به اصلاحات ساختاری نمی‌دهند و روی مواضعی که دارند اصرار می‌کنند و این روند چشم‌انداز مثبتی را برای کشور و اقتصاد به وجود نمی‌آورد.

نتیجه این تعلل چه می‌شود؟
به مرور کشور ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود و وضع عامه مردم بدتر می‌شود و شکاف طبقاتی گسترش پیدا می‌کند و یک گروه مرفه ثروتمند در مقابل یک اکثریت کم درآمد با بهره‌مندی پایین از مواهب اقتصاد در کشور به وجود می‌آید که دولت به این گروه فشارهای اجتماعی وارد می‌کند و اینها به مرور سطح نارضایتی‌ها در اقتصاد را بالا می‌برد. اما این که کشور در آینده دچار چه سرنوشتی خواهد بود را نمی‌توانم پیش‌بینی کنم؛ اما از نظر اقتصادی می‌توانم بگویم روز به روز وضع عده بسیار زیادی از مردم بدتر خواهد شد و وضع اقلیت ثروتمند نسبت به اکثریت عامه مردم ممکن است در چنین شرایطی بهتر شود و این یک تقابل ایجاد می‌کند و از لحاظ اقتصادی وقتی جامعه دوپاره شود؛ یک اقلیت بهره‌مند از همه چیز و یک اکثریت کم‌درآمد و تحت فشار، در آینده تبعات اجتماعی هم خواهد داشت ولی این‌ را که چه اتفاقی می‌افتد نمی‌دانم؛ اما از نظر اقتصادی فاصله بین افراد غنی و ثروتمند با افراد کم‌بهره افزایش پیدا می‌کند.

افزایش صادرات نفت ایران

0
افزایش صادرات نفت ایران

تانکر ترکرز آماری از صادرات نفت ایران در ۲۰ روز ابتدایی ماه جاری میلادی منتشر کرد که نشان از رشد چشم‌گیر صادرات نفت ایران داشت، به طوری‌که اگر روند فروش نفت کشور تا پایان ماه به همین ترتیب ادامه یابد می‌توان گفت فروش نفت کشور به سطح قبل از تحریم‌ها بسیار نزدیک شده است.
دستاورد صنعت به نقل از تنکرترکرز، شرکتی که تصاویر ماهواره‌ای نفتکش‌ها را رصد می‌کند، صادرات نفت ایران در ۲۰ روز اول آگوست ۲.۲ میلیون بشکه در روز نفت خام و میعانات گازی صادر کرده است. پیش از این نیز برآوردهایی از میزان فروش نفت ایران توسط دیگر شرکت‌ها اعلام شده بود که روند افزایشی صادرات نفت ایران در سال جاری را تایید می‌کند، با این حال این اولین بار از زمان خروج ترامپ از برجام است که رقمی بیش از ۲ میلیون بشکه در روز برای مجموع صادرات نفت‌خام و میعانات گازی ایران برآورد می‌شود.
در بازه ژانویه ۲۰۱۶ تا مه ۲۰۱۸ که برجام اجرا می‌شد، متوسط فروش نفت ایران حدود ۲.۶ تا ۲.۷ میلیون بشکه در روز بوده است و حالا تنها حدود ۵۰۰ هزار بشکه از زمان برجام میزان فروش نفت کشور کمتر است.
با این حال گفته می‌شود که ایران با تخفیف ۳۰ درصدی به مشتریان خود نفت عرضه می‌کند و از سوی دیگر به دلیل تحریم‌های بانکی همه پول فروش نفت به کشور باز نمی‌گردد یا حداقل اینکه جابه‌جایی درآمد نفتی با هزینه زیادی همراه است. از این رو میزان درآمد نفتی کشور به اندازه میزان رشد فروش نفت، افزایش نیافته است.
به گزارش تنکرترکز، ایران اکثریت قریب به اتفاق بشکه‌های خود را به چین می‌فروشد، زیرا سایر مشتریان گذشته کشور از جمله کره جنوبی و ژاپن از بشکه‌های تحریم شده ایران دوری می‌کنند. هند نیز که پیش از این یکی از خریداران بزرگ نفت ایران بود، به دنبال خرید بیشتر بشکه‌های نفت روسیه است.

اشتیاق کره به نفت ایران
پالایشگران کره جنوبی از آزادسازی منابع بلوکه شده ایران در این کشور ابراز خوشحالی کرده‌ و به شدت مشتاق از سرگیری روابط تجاری نفتی با ایران هستند.
پلاتس در گزارشی با اشاره به آزادسازی منابع ایران در کره‌جنوبی، تاکید می‌کند که شانس کمی وجود دارد که این توافق به از سرگیری خرید نفت ایران توسط کره‌جنوبی منجر شود. اما نکته جالب این گزارش ابراز تمایل شدید پالایشگران کره‌ای به نفت ایران و از سرگیری روابط تجاری دو کشور است. بر اساس این گزارش، به گفته مقامات دولتی و همچنین منابع بانکی و صنایع پالایشی در سئول و تهران آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران از سوی کره‌جنوبی، بعید است در حال حاضر منجر به از سرگیری تجارت نفت ایران شود.
روزنامه کره‌ای اکونومیک دیلی هفته گذشته گزارش داد که سئول و واشنگتن در حال رایزنی برای آزادسازی 7 میلیارد دلار سرمایه ایران در بانک Woori و بانک صنعتی کره هستند با این شرط که تهران گروگان‌های آمریکایی در ایران را آزاد و توسعه هسته‌ای خود را محدود کند.
ایران سال‌ها است که در بحبوحه چالش‌های اقتصادی خود از کره‌جنوبی می‌خواهد که قفل دارایی‌های مسدود شده در حساب‌های بانکی این کشور را باز کند. روابط سئول و تهران پس از توقیف یک نفتکش با پرچم کره‌جنوبی توسط ایران در تنگه هرمز در سال 2021 تیره شد. پس از آن که یون سوک یول، رئیس جمهور کره‌جنوبی، در جریان سفر خود به ابوظبی در ژانویه، ایران را «دشمن اصلی» امارات توصیف کرد، روابط دو کشور متشنج باقی ماند.

این اولین بار از زمان خروج ترامپ از برجام است که رقمی بیش از ۲ میلیون بشکه در روز برای مجموع صادرات نفت‌خام و میعانات گازی ایران برآورد می‌شود

از سرگیری تجارت نفت همچنان در هاله‌ای از ابهام
فعالان صنعت پالایش محلی و تجارت نفت از تلاش‌های سئول برای حل مشکل دارایی‌های منجمد ابراز خرسندی کرده‌اند زیرا ایران زمانی تامین‌کننده نفت خام بسیار ارزشمند و شریک تجاری چهارمین اقتصاد بزرگ آسیا بوده است.
با این حال، مسائل ژئوپلیتیکی معمولاً بسیار پرنوسان است و تحلیلگران انجمن نفت کره مستقر در سئول و همچنین بازرگانان بزرگ این کشور، بر این باورند که تجارت آزادانه نفت با ایران نیازمند تغییر شدید در مواضع دیپلماتیک واشنگتن-تهران است.
یکی از مدیران یک پالایشگاه بزرگ کره‌جنوبی که به دلیل ماهیت حساس موضوع از معرفی خود خودداری کرده، گفته است: ما می‌خواهیم همین الان وارد عمل شویم و نفت خام و میعانات گازی ایران را بخریم، اما این چیزی است که شرکت‌های خصوصی نمی‌توانند آن را حل کنند و بعید است به این زودی‌ها تحریم‌ها برداشته شود.
یکی از تاجران میعانات گازی در یکی از تولیدکنندگان پتروشیمی کره‌جنوبی نیز می‌گوید: «حتی اگر وجوه مسدود شده ایران آزاد شود، هنوز راه درازی برای ازسرگیری واردات نفت خام ایران وجود دارد».

ایران تامین‌کننده مهم نفت خام
به گفته منابع صنعت پالایش و تحلیلگران، اگرچه پالایشگاه‌های کره‌جنوبی خرید نفت خام ایران را برای چندین سال به دلیل ادامه تحریم‌های آمریکا علیه تهران متوقف کرده‌اند، اما دو کشور روابط اقتصادی و فرهنگی قوی دارند.
قبل از تحریم‌ها علیه تهران، کره‌جنوبی یکی از سه مشتری بزرگ نفت خام ایران در جهان و بزرگترین واردکننده میعانات گازی ایران یا نفت خام فوق سبک در آسیا بود.
یک تاجر میعانات گازی گفته است: در چنین مواقعی که تورم همچنان بالاست، عرضه [اوپک+] کم است و قیمت نفت در حال افزایش است. شما آرزوی جریان آزاد و خرید بشکه‌های ایران را دارید.
داده‌های شرکت ملی نفت کره نشان می‌دهد که در سال 2017، کره‌جنوبی 148 میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از ایران دریافت کرد که این تولیدکننده خلیج فارس را به سومین تامین‌کننده بزرگ خوراک پالایشگاه‌های خود در این سال تبدیل کرد.
پالایشگاه‌های بزرگ کره‌جنوبی از جمله SK Innovation و همچنین تولیدکنندگان پتروشیمی مانند Hanwha TotalEnergies قبلاً خریداران مشتاق میعانات گازی پارس جنوبی ایران بودند.
پالایشگاه‌ها و شرکت‌های پتروشیمی کره‌جنوبی نشان دادند که علاقه زیادی به نفت ایران، به ویژه میعانات گازی پارس جنوبی دارند، زیرا نفت خام فوق سبک ایران معمولاً با تخفیف حداقل 2 دلار در هر بشکه نسبت به میعانات قطر در بازار معامله می‌شود. پلاتس میانگین اختلاف قیمت بین میعانات پارس جنوبی و قطر را منفی 3.74 دلار در هر بشکه طی سال‌های 2018-2022 اعلام کرده است.

کارنامه تجاری ایران

0
کارنامه تجاری ایران

گمرک ایران جزییات تجارت در چهار ماهه منتهی به تیر امسال را منتشر کرد. داده‌های آماری نشان می‌دهد که در تیرماه امسال واردات کشور ۵ میلیارد و ۵۳۹میلیون ثبت شده و ارزش صادرات کشور نیز ۳میلیارد و ۴۰۶میلیون دلار ثبت شده است. بر این اساس، تراز تجاری کشور در تیرماه منفی ۲میلیارد و ۱۳۳ میلیون دلار ثبت شده است.
دستاورد صنعت / داده‌های گمرک نشان می‌دهد که در مجموع در چهار ماهه منتهی به تیر امسال، صادرات قطعی کالاهای غیر نفتی کشور به استثنای نفت خام، نفت کوره، نفت سفید و تجارت چمدانی با ۷/۹۷ درصد کاهش به رقم ۱۵ میلیارد و ۹۰۶ میلیون دلار رسید.
گزارش گمرک ایران حاکی از این است که میزان وزنی کالاهای صادر شده در این مدت ۴۵ میلیون و ۷۵۸ هزار تن بوده که ۲۸.۵۶ درصد افزایش داشته است.
در این مدت ۱۱ میلیون و ۸۴۲ هزار تن کالا به ارزش ۱۹ میلیارد و ۵۳۹ میلیون دلار نیز وارد کشور شده است که به لحاظ وزنی ۶/۱۸ درصد و از حیث ارزش ۱۰/۸۲ درصد افزایش نشان می‌دهد.
بر این اساس، مبادلات بازرگانی کشور در ۴ ماهه نخست سال جاری به ۳۵ میلیارد و ۴۴۵ میلیون دلار رسید. متوسط ارزش گمرکی هر تن کالای صادراتی در چهار ماه منتهی به تیر سال جاری ۳۴۸ دلار و متوسط ارزش گمرکی هر تن کالای وارداتی ۱۶۵۰ دلار بوده است.
در این گزارش در خصوص ۵ قلم عمده کالاهای صادراتی در چهارماه نخست سال جاری آمده است: در این مدت گاز طبیعی مایع شده در ظروف یک هزار سانتی متر مکعب و بیشتر با یک میلیارد و ۶۳۳ میلیون دلار، پروپان مایع شده با یک میلیارد و ۱۴۰ میلیون دلار، بوتان مایع شده با ۸۲۳ میلیون دلار، قیر نفت با ۶۸۹ میلیون دلار و متانول با ۶۶۵ میلیون دلار ۵ قلم عمده کالای صادراتی در این مدت بوده‌اند.
چین، عراق، ترکیه، امارات متحده عربی و هند ۵ کشور عمده مقصد کالاهای صادراتی ایران بودند که ۷۵ درصد از ارزش و ۷۶ درصد از وزن مجموع صادرات کشور به این ۵ کشور عمده صادر شده است. در این مدت ۴ میلیارد و ۶۴۴ میلیون دلار به چین، ۲ میلیارد و ۹۲۷ میلیون دلار به عراق، ۲ میلیارد دلار به ترکیه، یک میلیارد و ۷۷۸ میلیون دلار به امارات متحده عربی و ۶۲۴ میلیون دلار به هند صادر شده است.
در این گزارش در خصوص اقلام عمده واردات در چهار ماهه نخست سال جاری آمده است: در این مدت عمده‌ترین کالاهای وارداتی به ذرت دامی با یک میلیارد و ۲۹۰ میلیون دلار، گوشی تلفن‌ همراه هوشمند با ۷۰۰ میلیون دلار، دانه سویا ۶۴۷ میلیون دلار، روغن دانه آفتابگردان با ۵۹۳ میلیون دلار و برنج کامل سفید با ۵۸۴ میلیون دلار اختصاص داشت.
این گزارش در خصوص ۵ کشور عمده مبدا کالاهای وارداتی به کشور می‌افزاید: در این مدت امارات متحده عربی با ۵ میلیارد و ۸۱۸ میلیون دلار، چین با ۵ میلیارد و ۵۵۸ میلیون دلار، ترکیه با ۲ میلیارد و ۹۰ میلیون دلار، هند با ۷۱۸ میلیون دلار و آلمان با ۷۰۴ میلیون دلار ۵ کشور عمده مبدا واردات کشورمان بوده‌اند. ۶۲ درصد از وزن و ۷۶ درصد ارزش کل واردات به کشورمان در چهار ماهه نخست سال جاری از ۵ کشور عمده فوق بودند.
این گزارش در خصوص میزان ترانزیت خارجی از کشور در چهار ماه نخست سال جاری می‌افزاید: در این مدت ۴ میلیون و ۷۸۳ هزار تن کالا از مسیر ایران ترانزیت شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱.۷۴ درصد کاهش داشته است.

عدالت مالیاتی با اجرای سامانه مودیان

0
عدالت مالیاتی با اجرای سامانه مودیان

قانون پایانه‌ های فروشگاهی، قانونی است که در راستای تعیین تکلیف وظایف مالیاتی افراد استفاده‌کننده از پایانه‌های فروشگاهی، به تصویب رسید. علیرغم اینکه بیش از سه سال از تصویب قانون پایانه‌های فروشگاهی و سامانه مودیان می‌گذرد اما به دلیل فراهم نبودن زیرساخت‌ها به تازگی به مرحله اجرا رسیده و نخستین فراخوان برای ثبت‌نام در این سامانه چند ماه قبل اعلام شد. این سامانه با هدف جمع‌آوری و یکپارچه‌سازی اطلاعات مربوط به مؤدیان مالیاتی راه‌اندازی شده است و مطابق قانون، هر مؤدی موظف است تکالیف مشخصی را برای اتصال به این سامانه انجام دهد. 

دستاورد صنعت / برای کسب اطلاعات جامع‌تر از این قانون، گفتگویی با دکتر کیوان اسکندری، مدرس و مشاور مالیاتی و عضو انجمن حسابداران خبره و انجمن حسابرسان داخلی ایران و مدیرعامل ثبت مرکب داشتیم که در ادامه می‌خوانید:

 جناب آقای دکتر اسکندری، همانطور که مستحضر هستید قانون پایانه‌های فروشگاهی و سامانه مودیان، قانونی است که به تازگی اجرایی شده است و مطابق آن مودیان باید صورتحساب‌های مالیاتی خود را به صورت آنلاین در این سامانه ثبت کنند. لطفا در ابتدا توضیحاتی در مورد کلیت این قانون و نحوه کارکرد این سامانه بفرمایید تا مخاطبان با روند فعالیت این سامانه آشنا شوند.

همه چیز در مورد قانون پایانه های فروشگاهی و سامانه مودیان

قانون پایانه‌های فروشگاهی و سامانه مودیان در ۲۱ مهرماه سال ۱۳۹۸ در مجلس تصویب شد و اول آبان ماه ۱۳۹۸ نیز به تایید شورای نگهبان رسید و در نهایت در تاریخ ۱۶ آبان ماه ۱۳۹۸ این قانون در روزنامه‌های رسمی کشور منتشر شد. در متن قانون به تاریخ اجرایی شدن آن اشاره‌ای نشده بود اما به استناد ماده ۲ قانون مدنی، در صورتی که در متن قانون تاریخ اجرایی شدن آن ذکر نشده باشد، تاریخ لازم‌الاجرا شدن آن قانون ۱۵ روز پس از درج در روزنامه رسمی است. بنابراین در تاریخ دوم آذر ماه ۱۳۹۸ این قانون لازم‌الاجرا شد. این قانون، قانون جدیدی است که در جهت شفافیت اقتصادی، جلوگیری از فرار مالیاتی، هوشمندسازی نظام مالیاتی و مواردی از این دست تصویب شده است و به قطع در صورت اجرای درست، کارکرد خوبی خواهد داشت.

 این قانون چه دستاوردهایی برای شرکت‌ها و مودیان مالیاتی خواهد داشت و در حقیقت چه کمکی به آنها خواهد کرد؟

باید بگویم ما اولین کشوری نیستیم که این قانون را به اجرا رسانده‌ایم. در واقع کشورهای توسعه‌یافته بسیاری مثل کانادا، اتریش، بلژیک، سوئد و… پیش‌تر، این قانون را اجرا کردند و دستاوردها و نتایج خوبی نیز از آن گرفتند. این قانون هم برای مودیان و هم برای سازمان امور مالیاتی دستاوردهای مناسبی خواهد داشت. تا پیش از این، روش حسابرسی مالیاتی ما یک روش سنتی بود، به این شکل که مودیان اطلاعات را به صورت سنتی تهیه و تنظیم می‌کردند، آنها یکسری تکالیفی داشتند که در جریان ارائه اظهارنامه مالیاتی و ارائه اسناد و مدارک انجام می‌دادند و پس از ارسال دعوتنامه‌ای که برایشان صادر می‌شد اسناد و مدارکی را ارائه می‌دادند و با سیستم چانه‌زنی و ممیزمحوری مالیات‌شان تشخیص داده می‌شد. در حقیقت اکثر مودیان از مالیاتی که برایشان تشخیص داده می‌شد ناراضی بودند و احساس بر این بود که عدالت در تعیین مبلغ مالیات رعایت نشده است.

این قانون برای رفع بسیاری از این خلأها وضع شد، با این هدف که به سمت شفاف‌سازی اقتصادی، جلوگیری از فرار مالیاتی، هوشمندسازی، مبارزه با مودیان صوری، جلوگیری از قاچاق، مبارزه با احتکار، حذف شرکت‌های صوری و در نهایت رضایت آحاد جامعه حرکت کنیم.

 این قانون شامل چه مباحثی است؟

این قانون کم حجم است، ۲۹ ماده و ۲۸ تبصره دارد و مشتمل بر ۶ فصل است. فصل اول ماده یک به اصطلاحات پرکاربردی که در این قانون تکرار شده، پرداخته است. نمونه آن تعریف اصطلاحات پایانه فروشگاهی، سامانه مودیان، حافظه مالیاتی و صورتحساب الکترونیکی است.

اصطلاح پایانه فروشگاهی اصطلاح نو و تازه‌ای نیست و تا امروز نیز استفاده می‌شد و شامل رایانه، دستگاه کارتخوان و درگاه‌های پرداخت الکترونیک رسمی کشور است. در متن این قانون نیز به این اصطلاح اشاره شده است و هر وسیله‌ای که امکان اتصال به درگاه پرداخت الکترونیک رسمی کشور و قابلیت صدور صورتحساب الکترونیک و اتصال به سامانه مودیان را داشته باشد، پایانه فروشگاهی است.

سامانه مودیان نیز در واقع یک سایت، زیر نظر سازمان امور مالیاتی است که در این سایت هر مودی یک کارپوشه اختصاصی دارد و ارتباط مودیان با سازمان امور مالیاتی از طریق همین سامانه انجام می‌شود. پس از ثبت‌نام در سایت یک پنل کاربری به هر فرد تعلق می‌گیرد که فضای اختصاصی او را در سایت ایجاد می‌کند.

مشمولین صدور صورتحساب الکترونیکی

صورتحساب الکترونیکی نیز صورتحسابی است که شماره منحصربفرد مالیاتی دارد و قرار است اطلاعات این صورتحساب در حافظه مالیاتی فروشنده ذخیره و به سامانه مودیان ارسال شود. اطلاعات مندرج در صورتحساب الکترونیکی، به سبب نوع فعالیت مودیان از طرف سازمان امور مالیاتی تشخیص داده می‌شود و از آنجا که این صورتحساب چند الگو و فرمت خاص دارد که متناسب با نوع شغل مودی تعریف شده است، فرمت‌های متفاوتی دارد.

منظور از حافظه مالیاتی نیز در این قانون نوعی حافظه الکترونیکی مانند رم یا فلش است که اطلاعات صورتحساب‌های الکترونیکی را در خود ثبت و ذخیره می‌کند. این حافظه مالیاتی هم به همان پایانه فروشگاهی مودیان وصل شده و در نهایت به سامانه مودیان ارسال می‌شود. این حافظه یک شناسه یکتا برای هر شخص دارد. در نهایت اینکه تمام اطلاعاتی که در گذشته به‌صورت دستی و سنتی ثبت می‌شد، به‌واسطه این قانون سازماندهی شده و به صورت هوشمند انجام خواهد شد.

دکتر کیوان اسکندری مدیرعامل ثبت مرکب درباره قانون پایانه های فروشگاهی و سامانه مودیان توضیح می دهد
دکتر کیوان اسکندری،
مدرس و مشاور مالیاتی و عضو انجمن حسابداران خبره و
انجمن حسابرسان داخلی ایران و مدیرعامل ثبت مرکب

 افراد مشمول این قانون چه کسانی هستند؟

بغیر از مصرف‌کننده نهایی همه فعالین اقتصادی مشمول این قانون هستند. اشخاص حقیقی، اشخاص حقوقی(موضوع فصل ۴ و ۵ از باب سوم قانون مالیات‌های مستقیم)، صاحبان مشاغل و… همه مشمول ثبت‌نام در سامانه مودیان و استفاده از پایانه‌های فروشگاهی هستند.

 به صورتحساب الکترونیکی اشاره فرمودید، فکر می‌کنم اصل موضوع در قانون پایانه‌های فروشگاهی و سامانه مودیان در همین موضوع صورتحساب الکترونیکی است. در مورد این موضوع هم توضیحاتی می‌فرمایید.

محور اصلی اجرای قانون پایانه‌های فروشگاهی همین صورتحساب الکترونیکی است در واقع پایه این قانون و اساس رسیدگی‌ها برای تشخیص مالیات همین صورتحساب الکترونیکی هست. صورتحساب الکترونیکی در حقیقت یک شماره منحصربفرد و اختصاصی مالیاتی است که از ۲۲ کاراکتر شامل اعداد و حروف انگلیسی تشکیل شده است. طبق این قانون صورتحساب به دو شکل است: صورتحساب الکترونیکی و یا صورتحساب کاغذی (شمس) که در مواقع خاص مثل نقص فنی، بروز حادثه و یا به دلایل دیگر از آن استفاده می‌شود. صورتحساب الکترونیکی خود شامل سه نوع صورتحساب است که در حال حاضر نیز از آنها استفاده می‌شود؛ صورتحساب نوع اول صورتحسابی است که اطلاعات کامل خریدار، فروشنده و شرح کالا و خدمت را به همراه مقدار، مبلغ، مالیات و عوارض و تخفیفات در خود دارد؛ تنها اعتبار مالیات بر ارزش افزوده مودیان در این نوع صورتحساب قابل قبول است که آن هم شرایط خاصی دارد از قبیل اینکه نقدی باشد و…

صورتحساب نوع دوم همین صورتحسابی است که زمانی که شما از فروشگاه‌های زنجیره‌ای خرید می‌کنید به شما می‌دهند که اطلاعات فروشنده را دارد ولی اطلاعات خریدار را ندارد. در این نوع صورتحساب اعتباری برای خریدار در نظر گرفته نمی‌شود.

و در نهایت صورتحساب نوع سوم رسیدی که دستگاه کارتخوان به ما می‌دهد که اندکی از اطلاعات فروشنده در آن اشاره شده است. در این نوع صورتحساب نیز اعتبار ارزش افزوده برای خریدار در نظر گرفته نمی‌شود و در واقع نقدی تلقی می‌شود.

 برای ضمانت اجرایی این قانون تشویق‌ها و یا جرایمی هم در نظر گرفته شده است، در مورد آن توضیح دهید.

این قانون مانند بسیاری از قوانین دیگر نیازمند شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی است و یکسری ایراداتی در کار وجود دارد که البته طبیعی است و نیاز به یک دوره بلوغ دارد تا این ایرادات و نواقص برطرف شود کما اینکه تا امروز که بیستم اردیبهشت ۱۴۰۲ است بسیاری از این ایرادات رفع شده است. پیش از نگاه به تشویق‌ها و تسهیلاتی که برای اجرای قانون در نظر گرفته شده‌اند، باید ببینیم که افراد مشمول چه تکالیفی دارند که اگر این تکالیف را انجام بدهند مشمول تشویق‌ها و اگر انجام ندهند مشمول جریمه می‌شوند.

اشخاص مشمول سه وظیفه و تکلیف اصلی را باید انجام بدهند: ۱. ثبت‌نام در سامانه مودیان، ۲. استفاده از پایانه‌های فروشگاهی و ۳. صدور صورتحساب الکترونیکی و ارسال به سامانه مودیان.

از جمله تکالیف دیگر اینکه افراد مشمول درصورت هرگونه تغییرات در نوع فعالیت یا محل فعالیت یا انتقال مالکیت یا تعطیلی و انحلال و غیره، باید اطلاع‌رسانی کند.

صاحبان مشاغل موضوع فصل چهارم باب سوم قانون مالیات‌های مستقیم که در پنج سال اول پس از استقرار در سامانه مودیان ثبت‌نام و از پایانه‌های فروشگاهی و صورتحساب الکترونیکی استفاده کنند، سازمان امور مالیاتی برای تشویق این فعالان اقتصادی معادل بیست درصد(۲۰ %) مالیات بر ارزش افزوده‌ای که در هر دوره به سازمان پرداخت کرده‌اند یا یک درصد فروش مودی هر کدام که کمتر باشد بعنوان پاداش همکاری، از مبلغ مالیات بر ارزش افزوده دوره بعد کسر یا بعنوان اعتبار محسوب می‌شود. البته در متن قانون آمده حداکثر تا ۶۰،۰۰۰،۰۰۰ میلیون ریال یا یک درصد فروش مودی هر کدام که کمتر باشد. فکر می‌کنم که این مبالغ در نظر گرفته شده با توجه به تورم خیلی کم است و در راستای تشویق مودیان تاثیری ندارد مگر اینکه مبالغ مورد بررسی مجدد قرار بگیرد. تشویق دیگری که برای مصرف‌کننده نهایی در نظر گرفته شده است تشویقی است که آنها را به خرید از فروشگاه‌هایی که از پایانه‌های فروشگاهی استفاده و ترغیب می‌کند بدین صورت که به مصرف‌کننده گفته می‌شود در صورت خرید از فروشگاهی که در سامانه مودیان ثبت‌نام کرده و از پایانه فروشگاهی استفاده می‌کند، به ازای هر ۱۰ صورتحساب خریداری شده، دو برابر مالیات بر ارزش افزوده یکی از صورتحساب‌ها به قید قرعه به حساب بانکی خریدار به عنوان جایزه یا تشویق بازگردانده می‌شود.

در ادامه، ماده ۲۲ یکسری جرایم را نیز در نظر گرفته است. در این بخش آمده است در صورتی که صورتحساب الکترونیکی صادر نشود ۱۰ درصد مبلغ فروش صورت گرفته و یا دو میلیون تومان(۲۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال)، هر کدام که بیشتر باشه به عنوان جریمه در نظر گرفته خواهد شد.

از جرائم دیگر این که مودیان از عضویت در سامانه و استفاده از پایانه فروشگاهی و استفاده از حافظه مالیاتی امتناع و یا از حافظه مالیاتی سایر اشخاص استفاده کنند و بالعکس حافظه مالیاتی خود را در اختیار دیگر مودیان بگذارند معادل ۱۰ درصد مجموع فروش انجام شده یا ۲۰ میلیون ریال هر کدام که بیشتر باشد به‌عنوان جریمه در نظر گرفته و از معافیت‌ها و نرخ صفر و تشویق‌ها موضوع قانون مالیات مستقیم محروم خواهند شد. البته جرائم دیگری هم بابت عدم اعلام شماره حساب بانکی و عدم تحویل نسخه دوم صورت حساب چاپی و غیره آمده است که به علت ضیق وقت خواهش می‌کنم علاقه‌مندان ماده ۲۲ این قانون را مطالعه کنند.

همچنین در ماده ۴ قانون پایانه فروشگاهی و سامانه مودیان ذکر شده است که اصل بر صحت اطلاعات ثبت شده توسط مودی در این سامانه است، یعنی تا زمانی که مودی اطلاعاتش را در بستر این سامانه ثبت می‌کند فرض بر صحت اطلاعات وارد شده توسط اوست و سازمان امور مالیاتی به محل فعالیت او رجوع نخواهد کرد و درخواست ارائه اسناد و مدارک و دفاتر و رسیدگی به آنها را نخواهد داشت مگر اینکه خلاف آن ثابت شود یا تخلفاتی کرده باشد.

 با توجه به زمانی که از لازم‌الاجرا شدن این قانون گذشته است، شما تا امروز چه برآوردی از نحوه اجرای آن داشتید و آینده آن را به چه صورت می‌بینید؟

در ماده سه این قانون آمده است که پس از گذشت ۱۵ ماه از تاریخ لازم‌الاجرا شدن آن یعنی تا اسفند سال ۱۳۹۹ سازمان موظف بود شرایطی را فراهم کند که این سامانه در اختیار مودیان قرار بگیرد که البته امکان آن تا آن تاریخ میسر نشد. اولین فراخوان برای شرکت‌های بورسی و فرابورسی بود که از تاریخ یکم آبان ۱۴۰۱ مشمول شدند و برای اشخاص حقوقی به جز اشخاص حقوقی موضوع ماده ۱۶ قانون جدید ارزش افزوده فراخوان سوم از تاریخ اول فروردین ۱۴۰۲ فراخوان  مشمولیت و اجرای تکالیف داده شد. البته سایر فراخوان‌ها طبق اطلاعیه سازمان است. در حال حاضر این قانون در حال اجراست و حدود دو ماه از اجرای تکالیف اشخاص حقوقی از ابتدای فراخوان می‌گذرد. بطور طبیعی ایراداتی وجود دارد که قطعا با گذشت زمان این ایرادات رفع خواهند شد. در نهایت اینکه قانون، قانون بسیار خوب و کارآمدی است و در صورتی که به درستی اجرا شود رضایت آحاد جامعه را در بر خواهد داشت.

خبرنگار: مینا باقری- بهروز مجیدی

چشم انداز صنعت پتروشیمی در جهان

0
چشم انداز صنعت پتروشیمی در جهان

دستاورد صنعت / شرکت مک کنزی یکی از موسسات مشاور بین‌المللی است که گزارشات متنوعی را درخصوص صنایع مهم تولید و منتشر می‌کند. این مطلب با استفاده از گزارش دسامبر 2022 و فوریه 2023 این موسسه تهیه شده است که ضمن اشاره به تحولات صنایع پتروشیمی طی دهه اخیر، توصیه‌هایی را برای برنامه‌ریزی درباره آینده این صنعت مطرح کرده است.

تحولات بلندمدت
صنعت پتروشیمی جهان از رشد بلندمدت خوبی طی سال‌های اخیر برخوردار بوده است. متوسط رشد سالانه ارز کل صنایع مزبور از سال 2010 تا 2022 حدود 8 درصد برآورد شده که استفاده از خوراک مزیت‌دار در منطقه خاورمیانه و ایالات متحده به عنوان یکی از عوامل اصلی این رشد اعلام شده است. اگرچه این صنعت از حاشیه‌های سود بالای ناشی از تقاضای قوی شرکت‌های بسته‌بندی و تولیدکننده کالاهای مصرفی و اختلالات عرضه ناشی از همه‌گیری کووید19 منتفع شده است ولی با این حال، در سالهای آینده، افزایش قابل توجه ظرفیت و کاهش رشد تقاضا ممکن است منجر به کاهش ارزش صنایع پتروشیمی شود.
اخیراً با کاهش حاشیه‌های سود محصولات، اولین نشانه‌های کاهش رشد در صنایع پتروشیمی مشاهد شده است و برای مقابله با چالش بازارهای نامطمئن و همراه با نوسان، شرکت‌های پتروشیمی باید عملکرد خود را دوچندان کنند. شرکت‌های این صنعت می‌توانند با دستیابی به برتری در همه حوزه‌ها از جمله عملیات تولید، تعمیر و نگهداری، زنجیره تامین، تدارکات و مدیریت استعدادها، پتانسیل کامل خود را آشکار کنند. چیزی به غیر از تحولی گسترده نمی‌تواند شرکت‌ها را قادر سازد تا از رقبای خود پیشی بگیرند و ارزش‌های جدیدی را خلق کنند.

وضعیت یک دهه گذشته
سه عامل مهم و موثر در عملکرد صنعت پتروشیمی طی دهه گذشته عبارتند از:

  • رشد سودآوری به دلیل رقابت شدید در بازارها در همه مناطق؛ به عنوان نمونه نرخ بهره‌برداری از اتیلن طی سال‌های 2012 الی 2018حدود 4 درصد افزایش یافت.
  • افزایش ظرفیت تولید اتیلن استمرار یافت و تا 30 میلیون تن در سال به ویژه در مناطق خاورمیانه و شمال امریکا رشد کرد.
  • بیش از 40 درصد از افزایش ارز صنعت پتروشیمی جهان طی سال‌های 2010 الی 2018 ناشی از افزایش تقاضا در بازارهای نوظهور بود.
  • در سال 2019 صنایع پتروشیمی به دلیل افزایش ظرفیت و کندشدن سرعت افزایش تقاضا، با افت همراه شد.
  • اثرات همه‌گیری در سال 2020 بر این صنایع متفاوت بود در حالی که تقاضا از ناحیه صنایع ساختمان و خودرو کاهش یافته بود ولی در مقابل تقاضای صنایع بسنه‌بندی به خصوص در بخش مواد غذایی، محصولات بهداشتی، تجهیزات پزشکی و خرید آنلاین، با رشد همراه شد
  • با خروج بخش عمده اقتصادهای جهان از بحران سلامت و آشکارشدن تقاضا در سایر صنایع و مشکلات زنجیره تامین جهانی، صنایع پتروشیمی از رکورد جدید سودآوری در سال 2021 و اوایل 2022 بهره‌مند شدن.
  • با کندشدن سرعت رشد اقتصادی جهان و ورود به مدار ظرفیت‌های جدید در صنعت پتروشیمی، مجددا از نیمه دوم 2022 سودآوری در این صنعت رو به کاهش گذاشت.

نوسانات سه سال منتهی به 2022
طی سه سال گذشته صنعت پتروشیمی جهان با اختلالات و نوساناتی همراه بود. در سال2020 شیوع کووید19منجر به افزایش تقاضا برای کالاهای خانگی و محصولات مصرفی شد و صنایع پتروشیمی در این سال در برابر تغییرات تقاضا، تاب‌آور و انعطاف‌پذیر بود. در سال2021‌‌، افزایش قیمت کالاها و اختلال در زنجیره تامین، منجر به عملکرد بی‌سابقه و همچنین افزایش ادغام‌ها و تعهدات پایداری، به ویژه در حوزه بازیافت در این صنعت شد.
در سال 2022‌، ارزش آفرینی پتروشیمی‌ها تحت تأثیر جنگ روسیه در اوکراین، تورم جهانی و خطر رکود قرار گرفت. در این سال چهار موضوع برجسته شد:

  • – کاهش محدویت‌های زنجیره تامین
  • – تضعیف تفاوت‌ها و نابرابری‌های منطقه‌ای
  • – نوسانات عرضه صنایع شیمیایی مرتبط با تولید گاز
  • – شتاب پایداری

اوضاع در سال 2022
بدنبال کاهش محدویت‌های زنجیره تامین، منابع تولید سود سرشار منطقه‌ای هم کاهش یافت. شرکت‌های پتروشیمی در سال 2021 و همچنین در نیمه اول سال 2022 درآمدها و سودهای بی‌سابقه‌ای کسب کردند. این امر ناشی از بهبود شدید تقاضا پس از مهار همه‌گیری کووید، محدودیت‌های زنجیره تامین ناشی از حمل و نقل کانتینری و بازارهای رقابنی ناشی از اختلالات تولید در اوایل سال 2021 بود که همگی به قیمت‌ها و حاشیه‌های سود نسبناً بالا منجر شد. در منطقه آسیا، به‌دلیل چالش‌های لجسنیکی در حمل و نقل کانتینری، ساختار قیمت بسیاری از مواد شیمیایی با غرب متفاوت و منفک شد. با این حال، در نیمه دوم سال 2022 سود صنعت پتروشیمی شروع به بازگشت به سطوح قبل از همه‌گیری کووید کرد. دلیل اصلی بازگشت به شرایط عادی و قبل این بود که با افزایش ظرفیت ناوگان و کاهش تقاضای جهانی برای کالاهای مصرفی، محدویت‌های زنجیره تامین در ابتدای فصل سوم سال 2022 نیز کاهش یافت. در نتیجه، ازدحام در سراسر زنجیره ارزش لجسنیک نیز شروع به تنزل کرد که در نهایت منجر به کاهش اختلاف قیمتی برای برخی از محصولات پتروشیمی مانند پلی‌اتیل(PE)و پلی‌پروپیلن (PP) و برگشت رفتارهای قیمتی سابق در بازار این گروه کالاها شد.

صنایع پتروشیمی امریکا و آسیا
در آمریکای شمالی، واحدهای کراکینگ بهره‌برداری از مواد اولیه مبتنی بر گاز، مانند اتان، حاشیه سود تاریخی بالایی را در سال 2021 کسب کردند. البته این حاشیه سود در سال 2022 کاهش یافت زیرا قیمت پلیمرها دوباره به قیمت‌های منطقه آسیا نزدیک شد(تفاوت قیمت حدود 700 دلار در هر تن پلی‌اتیلن سنگین و پلی‌پروپیلن بین چین و آمریکای شمالی در نیمه دوم سال 2022 کاهش یافت) و محدویت‌های تجاری نیز برطرف شد.
مازاد ظرفیت و رشد نسبتاً کم، موانع افزایش حاشیه سود در صنعت پتروشیمی منطقه آسیا هستند: تفاوت در شرایط منطقه‌ای در صنعت پتروشیمی جهان از سال 2021 الی 2022 استمرار یافت و در حالی که رسیدن سود به سطوح کمتر در مناطق آمریکای شمالی و اروپای غربی عادی شد، همچنان این مسئله برای صنعت پتروشیمی در آسیا به عنوان یک چالش باقی مانده است. افزایش قیمت نفت و گاز به همراه کاهش تقاضا در چین، منجر به کاهش حاشیه سود و افت نرخ‌های عملیاتی در منطقه آسیا شد. رشد اقتصادی نسبناً کند در آسیا همچنان بر سودآوری صنعت پتروشیمی نیز تاثیر می‌گذارد. سیاست کووید صفر در کشور چین یکی از عواملی بود که به انقباض فعالیت‌های تولیدی در چین و کاهش بیشتر از انتظار تقاضا برای محصولات پتروشیمی کمک کرد و کاهش رشد تقاضا بر قیمت محصولات مهم پتروشیمی نیاز فشار نزولی وارد کرد. در سمت عرضه نیز چندین پروژه تولید محصولات شیمیایی در مقیاس بزرگ، به طور کلی با ماهیت کراکینگ و واحدهای یکپارچه مشتقات – که طی سال‌های قبل در حال ساخت بودند – در سال 2022 اجرایی شدند و بدنبال آن برخی از فعالان صنعت پتروشیمی در آسیا نرخ‌های عملیاتی خود را نیز کاهش دادند.

صنایع پتروشیمی اروپا
عرضه گاز و برق و همچنین قیمت‌ها در منطقه اروپا به شدت تحت تاثیر تهاجم روسیه به اوکراین در فوریه 2022 قرار گرفت و این جنگ تأثیر منفی بر زندگی و معیشت میلیون‌ها نفر گذاشت و موجب تشدید نگرانی از بروز رکود اقنصادی و کمبود مواد غذایی در منطقه اروپا شد. به نوبه خود، تأثیر این اتفاقات بر پتروشیمی جهان هم قابل توجه بود. صنایع تولید مواد شیمیایی مبتنی بر گاز در اروپا افزایش شدیدی در هزینه تولید تجربه کردند و رقابت‌پذیری منطقه‌ای و در نتیجه منبع‌یابی محصولات نیز ازین تحولات متاثر شد.
تشدید محدودیت‌ها در عرضه مواد شیمیایی مبتنی بر گاز در اواسط سال 2022 با عث شد تا قیمت گاز در اروپا از میانگین کمتر از 20 دلار در هر میلیون BTU (میلیون واحد حرارتی بریتانیا) به بیش از 70 دلار در هر میلیون BTU افزایش یابد که منجر به تورم قابل توجه هزینه پتروشیمی‌ها، به ویژه برای آنهایی شد که از گاز به عنوان خوراک استفاده می‌کردند. طی این مدت قیمت آمونیاک و اوره در اروپا در مقایسه با آغاز سال 2022 بین 130 تا 140 درصد افزایش یافت.
افت عرضه گاز، منجر به تعطیلی قابل توجه و همچنین کاهش تولید مواد شیمیایی مرتبط با گاز مانند آمونیاک و متانول شد. نرخ بازده عملیاتی آمونیاک و متانول منطقه اروپا در سال 2022 به ترتیب 35 درصد و 20 درصد کاهش یافت و دسترسی به محصولات شیمیایی حاصل از فرآوری گاز به دلیل کاهش صادرات روسیه، به ویژه آنهایی که در کودهایی مبتنی بر ازت مانند آمونیاک و اوره استفاده می‌شوند، به چالش کشید شد.

موج جدید سرمایه‌گذاری در حوزه‌های پایدار
در سال 2022 شناب فزاینده‌ای در حوزه کربن‌زدایی در صنعت پتروشیمی اتفاق افتاد، به طوری که بیش از 90 درصد از 25 شرکت شیمیایی برتر جهان، اهدافی را برای کاهش کربن یا کربن صفر اعلام کردند که این رقم نسبت به سال 2021 با افزایش 50 درصدی همراه بود.
افزایش گزینه‌ها و تعهدات مرتبط با مصرف‌کنندگان: قوانین جدیدی در مورد بسته‌بندی، مانند قوانین اخیر اتحادیه اروپا در مورد مواد و زباله‌های بسته‌بندی، در حال وضع شدن هستند که اهدافی را در رابطه با مواد بسته‌بندی‌های پلاسیتکی با بازدهی بالا را در نظر گرفته‌اند. در سال 2022 پیشرفت خوبی در رابطه با بسنته‌بندی کالاهای مصرفی(CPGs-goods packaged Consumer) حاصل شد ولی برای پرکردن شکاف بین شرایط فعلی با اهداف پیش‌بینی شده برای سال 2025 به تغییرات قابل توجهی نیاز است. در خصوص بسته‌بندی‌های مزبور میانگین محتوای بازیافتی در بسته‌بندی‌ها در جهان از 7 درصد در سال 2020 به 9 درصد در سال 2021 افزایش یافت و طبق تعهد ایجاد شده توسط بنیاد الن مک آرتورFoundation MacArthur Ellen قرار است محتوای بازیافتی تا سال 2025 به 25 درصد برسد.
تاکید بر پیشرفت‌های تجاری: چندین شرکت فعال در زمینه پلی‌الفین در حال سرمایه‌گذاری با مقیاس بالا در حوزه بازیافت خوراک از طریق پیرولیز هستند. علاوه بر این، اقداماتی نیز در زمینه بازیافت پیشرفته مونومر پلی‌اتیلن ترفنالالت(PET) و همچنین سرمایه‌گذاری رو به رشد در بازیافت فیبر PET در حال انجام است.
همکاری در سراسر زنجیره ارزش: روابط جدیدی میان حمل‌کنندگان زباله، بازیافت‌کنندگان و تولیدکنندگان محصولات پتروشیمی برای بازیافت مکانیکی و پیشرفته شکل گرفته است. همچنین فعالان صنعت پتروشیمی دریافته‌اند که همکاری در کل زنجیره ارزش این صنعت می‌تواند به توسعه مواد اولیه موجود، به ویژه برای پلاستیک‌های بازیافتی سخت مانند فیلم ها کمک کند.

دهه آینده
متوسط رشد سالانه 3 درصدی صنایع پتروشیمی طی دهه آینده پیش‌بینی شده است:
عرضه

  • افزایش قابل توجه ظرفیت تولید صنایع پتروشیمی؛
    افزوده شدن 42 میلیون تن در سال به ظرفیت تولید اتیلن در جهان طی سال‌های 2022 الی 2026 با سهم 19 میلیون تنی چین و 5 میلیون تنی امریکای شمالی.

تقاضا

  • استمرار رشد بازارهای نهایی مصرف‌کننده اقلام پتروشیمی مانند بسته‌بندی و ساختمان
  • توسعه اقتصا ی چین، هند و آسیای جنوب شرقی
  • بازیافت پلاستیک‌ها و افزایش فعالیت واحدهای کراکینگ و پلیمریزاسیون

نگاه به آینده
درر سال 2023 شرکت‌های موفق پتروشیمی بر سه موضوع استراتژیک تمرکز دارند:

  1. 1. مدیریت هزینه‌ها و نوسانات بالا
    سال 2023 نیز احتمالا به اندازه دو سال قبل بی‌ثبات خواهد بود. فعالان صنعت پتروشیمی در مواجهه با مشکلات در محیط اقتصاد کلان و عدم قطعیت‌های گسترده ژئوپلیتیکی، نه تنها نیاز به تشدید انضباط در حوزه سرمایه‌گذاری دارند، بلکه انجام اقدامات مهمی برای بهبود انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری را نیز در نظر بگیرند. در این زمینه، شرکت‌های شیمیایی می‌توانند از اقداماتی که بازیگران برتر در واکنش به همه‌گیری کووید19انجام دادند، از جمله ساده‌سازی سبد محصولات خود، توسعه محصولات تخصصی باحاشیه سود یا رشد بالاتر و منطقی‌سازی ظرفیت‌ها برای دارایی‌هایی که عملکر ضعیفی دارند، بیاموزند. علاوه بر این، بهره‌برداری از مراکز عمده تقاضا در بازارهای نوظهوری مانند هند و اندونزی نیز می‌تواند یکی از گزینه‌ها باشد. با این اوصاف، یکی از در‌های مهم چند سال گذشته این است که نیل به رشد صادرات محور صرفا با دسترسی به خوراک مزیت‌دار امکان‌پذیر نیست بلکه مستلزم اطمینان‌یابی از زنجیره تامین مطمئن برخوردار از منابع منعطف است.
  2. 2. استمرار کربن زدایی و جریان چرخشی
    طی دو سال گذشته، پیشرفت‌های پایدار و قابل سنجشی در سراسر صنعت پتروشیمی پیرامون ایفای تعهدات و اقدامات پایدار اتفاق افتاده است. با این حال، بازار به سرعت با طیف گسترده‌ای از راه حل‌های بالقوه پایداری مانند تولید چرخشی، تسخیر کربن، تولید مواد شیمیایی بیوزیست و انرژی تجدیدپذیر که هر کدام حالت‌ها و مراحل مختلفی از بلوغ فناوری، میزان دسترسی به منابع، شدت سرمایه، الزامات زنجیره تامین و اثرات‌زیست محیطی را شامل می‌شوند، در حال تحول است. بنابراین، برای فعالان این صنعت مهم است که مجموعه‌ای معتبر از راه‌حل‌های انتخابی ایجاد کنند که به بهترین وجه با ردپای کسب و کار آنها مطابق و با مسیر پایدار بلندمدت نیز سازگار باشد.
  3. 3. جستجوی فرصت‌های ادغام و تملیک (A&M)
    با کاهش اخیر حاشیه سود صنایع پتروشیمی، ممکن است فرصت‌هایی برای خرید وجود داشته باشد. استراتژی‌هایی مانند دیجیتال‌سازی عمومی و تعالی عملیاتی، همراه با عملیات خوب، می‌توانند به ایجاد هم‌افزایی کمک کنند. علاوه بر این، هم‌پوشانی بازار نهایی و زنجیره تامین و همچنین صرفه‌جویی در مقیاس می‌تواند منطق استراتژیک، گزینه‌های ایجاد ارزش و بهبود انعطاف‌پذیری را برای سازمان‌های ادغامی در دراز مدت بدنبال داشته باشد.

طرح تشویقی صرفه‌جویی برق

0
طرح تشویقی صرفه‌جویی برق

وزیر نیرو از اجرای طرح سراسری پاداش صرفه‌جویی اول خرداد خبر داده و گفته است: هر مشترک با صرفه‌جویی بیشتر امکان بهره‌مندی بیشتری از ظرفیت‌های این طرح خواهد داشت؛ حتی در صرفه‌جویی‌های قابل توجه این رقم می‌تواند از مبلغ یارانه پرداختی نیز بیشتر شود، به طوری‌که این پاداش از یک تا یک‌ونیم میلیون تومان به مشترکان تعلق می‌گیرد.
دستاورد صنعت / وزیر نیرو دراین باره با اشاره به قرار گرفتن در آستانه ورود به فصل گرم سال، افزود: بر این اساس مصارف برق به شدت افزایش یافته و نسبت به ایام عادی سال حدود 15 هزار مگاوات با افزایش تقاضا روبرو هستیم و روز به روز به این عدد افزوده می‌شود.
وی ادامه داد: پیش‌بینی می‌شود که از اول خرداد 31 میلیون مشترک برق بتوانند از مزایای این طرح استفاده کنند؛ به عبارت دیگر در سال گذشته مشترکانی که مصارف آن‌ها زیر الگوی مصرف بود به ازای هر کیلووات ساعت مبلغ 500 تومان حائز دریافت پاداش صرفه‌جویی می‌شدند، اما در سال‌جاری همه مشترکان برق بابت کاهش و صرفه‌جویی مصرف تا هر کیلووات 2000 تومان از مزایای این طرح بهره‌مند می‎‌شود.
وی با بیان اینکه هیچگونه محدودیتی برای بهره‌مندی مشترکان از این پاداش وجود ندارد، اظهار کرد: هر مشترک با صرفه‌جویی بیشتر امکان بهره‌مندی بیشتری از ظرفیت‌های این طرح خواهد داشت، حتی در صرفه‌جویی‌های قابل توجه این رقم می‌تواند از مبلغ یارانه پرداختی نیز بیشتر شود؛ به طوری‌که این پاداش بعضا از یک تا یک‌ونیم میلیون تومان به مشترکان تعلق می‌گیرد.
محرابیان با تاکید بر اینکه صرفه‌جویی به معنای عدم مصرف نیست، اضافه کرد: ممکن است در طول 24 ساعت شبانه‌روز، چهار ساعت بسیار گرم باشد و نیاز به استفاده از کولر داشته باشند؛ البته این موضوع در مناطق مختلف و اقلیم به اقلیم متفاوت است، ضمن اینکه در بسیاری از مواقع با دور کند کولر نیز می‌توانیم دمای آسایش که معادل 24 یا 25 درجه است را دریافت کنیم. تفاوت دور کند با دور تند در کولرهای آبی ماهانه بالغ بر 150 هزار تومان است.
وزیر نیرو در پاسخ به این سوال که آیا مشترکان می‌توانند قبض رایگان دریافت کنند، افزود: مشترکان نه تنها می‌توانند مشمول قبض رایگان شوند، بلکه این امکان را خواهند داشت که با کاهش مصرف، مبالغ قابل توجهی را از وزارت نیرو بستانکار شوند.
وی یادآور شد: در سال گذشته 42 درصد مشترکان مشول پاداش صرفه‌جویی شدند و قبض حدود 8 میلیون و 200 هزار مشترک رایگان یا بستانکار شد. امسال با رقم 2000 تومان به ازای هر کیلووات ساعت صرفه‌جویی برق برای همه مشترکان، می‌توان تابستانی را رقم زد که نه تنها قبض همه مشترکان رایگان شود بلکه هزاران میلیارد تومان نیز از وزارت نیرو بستانکار شوند.
محرابیان در تشریح اجرای این طرح در مناطق مختلف کشور بیان کرد: در اقلیم‌های گرمسیر امکان کاهش مصرف بیشتر و دریافت مبالغ قابل توجهی برای مشترکان وجود دارد، به طوری‌که اگر یک کولر گازی در مناطق گرمسیری خاموش شود ماهانه یک میلیون تومان می‌توانند پاداش دریافت کنند و اگر دو کولر خاموش شود این رقم تا 1.5 میلیون تومان افزایش می‌یابد.
وی یادآور شد: این صرفه‌جویی فقط ناظر بر خاموش کردن کولر نیست و با روش‌های دیگری چون خاموش کردن چراغ‌های اضافه و خاموش کردن وسایل برقی اضافه از جمله پمپ‌های آب که در برخی از خانه‌ها وجود دارد می‌توان مصرف برق را کاهش داد.
وی درباره تعرفه مشترکان برق در پله‌های متفاوت نیز توضیح داد: مشترکان با مصرف زیر الگو به ازای هر کیلووات ساعت به صورت متوسط 100 تومان پرداخت می‌کنند، البته در برخی از مناطق این عدد تا حدود 60 تومان نیز می‌رسد. البته طبق قانون، مصارف بالاتر از الگوی مصرف، باید برق بدون یارانه دریافت کنند، این در حالی است که رقم پاداش صرفه‌جویی چندین برابر نرخ خرید برق است. این رقم نسبت به تعرفه برق در زیر الگوی مصرف 20 برابر و نسبت به متوسط مصارف کمتر و بیشتر از الگوی خانوار، بیش از 18 برابر است.
وزیر نیرو در ادامه درباره شرایط تامین برق برای صنایع کشور، گفت: این وعده و نوید را می‌دهم که پیش‌بینی شده برق لازم برای تولید صنایع را تامین کنیم؛ واحدهای صنعتی و صنفی و صنعتی هیچگونه محدودیتی را در خصوص برق دریافت نمی‌کنند. فقط در شهرک‌های صنعتی از مشترکان خواسته‌ایم تعطیلات جمعه را به طول هفته موکول کنند به این معنا که جمعه و پنجشنبه به صورت شبانه‌روز نیز تولید کنند، اما فقط یک روز در هفته بر اساس برنامه زمان‌بندی آن هم در بازه زمانی ظهر تا شب (نصف روز) عمل کنند؛ این واحدها حتی می‎توانند برنامه تولیدات خود را نیز افزایش دهند.

پرداخت یارانه انرژی برای افزایش توان رقابتی

0
پرداخت یارانه انرژی برای افزایش توان رقابتی

دستاورد صنعت / یارانه، کمکی است که از طرف دولت به تولیدکنندگان یا مصرف‌کنندگان به‌منظور افزایش توان اقتصادی آنها داده و به شکل مستقیم یا غیرمستقیم پرداخت می‌شود. پرداخت یارانه انرژی در ایران سابقه طولانی و پیچیدگی خاصی دارد و مؤلفه‌های اقتصادی را به شکل بنیادی و ساختاری تحت تأثیر قرار می‌دهد. یارانه انرژی به شکل مستقیم و غیرمستقیم در کشور به تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان پرداخت می‌شود. بر اساس ماده ۱ قانون هدفمندسازی یارانه‌ها، دولت مکلف است قیمت حامل‌های انرژی به‌ویژه گاز طبیعی را اصلاح کند و مطابق بند (الف) ماده ۷ همین قانون ۵۰ درصد درآمد دریافتی از فروش حامل‌های انرژی به‌صورت مستقیم به مصرف‌کنندگان پرداخت می‌شود. این در واقع درآمدی است که به‌صورت مستقیم به سبد دارایی‌های خانوار وارد می‌شود.
همچنین مطابق ماده ۸ همین قانون، دولت ۳۰ درصد از درآمد حاصل از اصلاح قیمت حامل‌های انرژی را به‌صورت مستقیم در اختیار بنگاه‌های تولیدی قرار می‌دهد و در واقع این ۳۰ درصد یارانه مستقیمی است که به تولیدکنندگان بر اساس ضرورت و اولویت پرداخت می‌شود.
بر اساس بند (ب) ماده یک قانون هدفمندی یارانه‌ها به دولت اجازه داده می‌شود میانگین قیمت فروش داخلی گاز طبیعی را به‌گونه‌ای تعیین کند که حداقل ۷۵ درصد قیمت گاز صادراتی پس از کسر هزینه‌های انتقال، مالیات و عوارض باشد. این موضوع به این معناست که قیمت گاز به اندازه ۲۵ درصد کمتر از قیمت جهانی گاز است. کمتر بودن قیمت داخلی گاز نسبت به قیمت جهانی نوعی یارانه پنهان محسوب می‌شود که در اختیار تولیدکنندگان کالا، خدمات و مصرف‌کنندگان نهایی گاز قرار می‌گیرد.

فاصله قیمت حامل‌های انرژی با
قیمت‌های جهانی، برای خانواده‌ها،
رفاه و برای تولیدکنندگان به‌ویژه تولیدکنندگان کالاهای صادراتی،
سود به همراه دارد و توان رقابتی اقتصاد در این حوزه را افزایش می‌دهد


آمار و داده‌های داخلی و جهانی نشان می‌دهد دولت، قیمت حامل‌های انرژی را بسیار کمتر از قیمت جهانی تعیین کرده است. نوسانات نرخ ارز در اختلاف قیمت بسیار مؤثر است و فاصله قیمت حامل‌های انرژی با قیمت‌های جهانی، برای خانواده‌ها، رفاه و برای تولیدکنندگان به‌ویژه تولیدکنندگان کالاهای صادراتی، سود به همراه دارد و برتری اصلی و مزیت نسبی برای تولید و تجارت کشور در محصولات انرژی‌بر محسوب می‌شود و توان رقابتی اقتصاد در این حوزه را افزایش می‌دهد.
از طرف دیگر، نقدی که بر پرداخت یارانه انرژی وارد است بر این موضوع تأکید دارد که یارانه حامل‌های انرژی به دلیل پیامدهای آلودگی و مشکلات محیط زیستی سبب ناکارآمدی بازار می‌شود و علایم اشتباهی به برنامه‌ریزان توسعه می‌دهد؛ سبب افزایش کسری بودجه دولت می‌شود و مانعی جدی فرا روی استفاده از انرژی‌های پاک تلقی می‌شود. استمرار و افزایش یارانه‌ها مصرف بیهوده انرژی را افزایش و سرعت استفاده از انرژی‌های پاک را کاهش می‌دهد.
برای تحلیل دقیق وضعیت انرژی در نقاط مختلف جهان، آگاهی از قیمت گاز در کشورهای مختلف ضروری است، اما پیش از آن بررسی امنیت انرژی و پایداری تولید و توزیع، اهمیت بالایی دارد. جهان در بحث انرژی با فضای بحران انرژی و لزوم مقابله با تغییرات آب و هوایی روبه‌رو است، این در حالی است که امنیت انرژی در کشورمان و ثبات و پایداری تولید به‌دلیل برخورداری کشور از نعمت ذخایر ارزشمند نفت و گاز و سرمایه‌های انسانی توانمند و صاحب نظر در امر تولید، انتقال و توزیع گاز و وجود تأسیسات پالایشگاهی و تجهیزات تقویت فشار و خطوط لوله انتقال و تأسیسات و شبکه عظیم توزیع گاز، از ضریب بالایی در تأمین انرژی نسبت به دیگر کشورها برخوردار است و نقش شرکت گاز در تأمین امنیت انرژی بستر مناسبی برای سرمایه گذاری و ایجاد رفاه عمومی است.
کارشناسان آژانش بین‌المللی انرژی مدت‌هاست یارانه حامل‌های انرژی را با روش‌های نظام‌مند با استفاده از داده‌های کشورهای مختلف محاسبه می‌کنند و نتایج آن مبنایی برای مقایسه وضعیت قیمت و مصرف انرژی در کشورهاست.
محاسبات حامل‌های انرژی در سال ۲۰۲۱ نشان می‌دهد جهان سال گذشته ۵۳۲ میلیارد دلار یارانه برای حامل‌های انرژی پرداخت کرده و ایران با پرداخت ۵۸ میلیارد دلار مقام دوم پرداخت یارانه‌های را در اختیار دارد. این مقدار یارانه معادل ۱۴ درصد تولید ناخالص داخلی است که به سبد انرژی سوخت‌های فسیلی کشور، نفت با ۲۳ میلیارد، گاز با ۱۹ میلیارد و برق با ۱۶ میلیارد یارانه تعلق گرفته است. برآوردهای اولیه برای سال ۲۰۲۲ نیز نشان می‌دهد این یارانه تا هزار میلیارد دلار می‌رسد. بر اساس آمار آژانس بین‌المللی انرژی روسیه، ایران، چین و هند به‌ترتیب مقام اول تا چهارم پرداخت یارانه سوخت‌های فسیلی را در اختیار دارند.
برای سال ۲۰۲۰ به‌دلیل کاهش قیمت حامل‌های انرژی و کاهش مصرف، یارانه انرژی ۴۰ درصد نسبت به سال پیش کاهش یافت. بخشی از کاهش مصرف انرژی در این سال مربوط به بیماری کووید ۱۹ بود. کاهش یارانه در این سال به حدود ۱۸۰ میلیارد دلار رسید. یارانه‌ها در سال ۲۰۲۰ افزایش یافت و به حدود ۴۴۰ میلیارد دلار رسید، تقریباً مشابه سال ۲۰۱۸ و مصرف انرژی و قیمت انرژی افزایش یافت و دولت‌ها را متوجه ضرورت نگاهی جدید به انرژی ساخت. در سال ۲۰۲۰ کشورهای جهان در مجموع بیشترین یارانه را به نفت پرداختند و گاز و برق در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند و این روند در ایران که رتبه نسخت پرداخت یارانه‌ها در این سال را داشت، برعکس بود، یعنی پرداخت یارانه به گاز و برق سهم بیشتری از سبد یارانه‌های پرداختی را داشت.
در سال ۲۰۲۰، چین و هند پس از ایران در رتبه‌های دوم و سوم از نظر پرداخت یارانه به سوخت‌های فسیلی قرار داشتند. آمار آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۰ ایران ۲۹ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار آمریکا به سوخت‌های فسیلی یارانه پرداخت کرد که از این مقدار بیشترین یارانه به‌ترتیب به برق ۱۲.۷ میلیارد دلار، گاز ۱۲.۲ میلیارد دلار و به نفت ۵ میلیارد دلار پرداخت شد. این یارانه معادل ۴.۷ تولید ناخالص داخلی کشور بود.
بررسی مقدار یارانه‌های پرداختی کشورهای مختلف و روند توسعه این کشورها بازارهای جهانی آینده و سهم هرکدام از حامل‌های انرژی را برای برنامه‌ریزی برای مبادلات انرژی نشان می‌دهد و می‌تواند مبنایی برای تصمیم‌سازی در توسعه باشد که نیاز به توجه جدی مجلس شورای اسلامی و برنامه‌ریزان در بودجه‌ریزی دارد.
بحران‌ها و شوک‌های واردشده به جامعه جهانی مانند قطع گاز روسیه به اروپا و بیماری کووید ۱۹ و تصمیم‌هایی که اروپا در مصرف بهینه و راه‌های جایگزین مناسب دنبال می‌کند، آینده بازار انرژی را به نحوی اساسی تغییر می‌دهد و ترکیب سبد انرژی را به میزانی که امنیت انرژی کشورها را تأمین کند، تعدیل و تصحیح خواهد کرد. ملحوظ کردن یافته‌های علمی و پیش‌بینی آینده انرژی برای ما که ذخایر ارزشمندی در دست داریم یک ضرورت است و می‌تواند در معادلات سیاسی منطقه و جهان به‌عنوان یک ابزار مهم نقش‌آفرین باشد، لذا ضرورت مصرف بهینه انرژی در مصارف داخلی بیش از پیش ضرورت دارد و لازم است در همه ابعاد و توسط دستگاه‌های ذی‌ربط از نحوی تخصص یارانه، بحث قیمت‌گذاری و دیگر مؤلفه‌ها اقدام شود.
الگوها و طرح‌های پیش روی کشورمان ترکیبی از فرهنگ‌سازی با همه مؤلفه‌ها و عناصر آن، آموزش از پایه و بهبود عادات مصرفی، استفاده از فناوری‌های برتر در تجهیزات سرمایه‌ای برای تولید و تجهیزات مصرفی در کارخانه‌ها، سازمان‌های دولتی، خصوصی و خانواده‌ها، هدفمند کردن یارانه‌ها با نگاه محیط زیستی، جهت‌دهی به صنایع انرژی‌بر و استفاده از این مزیت در بخش خارجی اقتصاد است. الگوی پیش روی جامعه ایرانی تصویری از سطح بهینه منابع موجود در کشور در پیوند بین نسلی و از طریق افزایش کارایی و اثربخشی در سطحی از فرهنگ عمومی و نیازهای اجتماعی را به نمایش می‌گذارد و این تصویر با حرکت‌های عالمانه محرک‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی با هنرمندی استفاده از فناوری و دانش، جذابیت‌ها را برای هم‌افزایی‌ها، دوچندان می‌کند.

نویسنده: علی‌اکبر میدانشاهی- مدیرعامل شرکت گاز استان فارس

در اوپک سیاست را از کار فنی جدا می‌کنیم

0
هیثم الغیص دبیرکل اوپک:

هیثم الغیص دبیرکل سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) تأکید کرد که از بازگشت ایران به بازارهای جهانی نفت خام پس از برداشته شدن تحریم‌ها علیه بخش نفت این کشور استقبال می‌کند.
دستاورد صنعت / مشروح گفت‌وگوی اختصاصی شانا با دبیرکل اوپک را در ادامه می‌خوانید.

شرایط بازار نشان می‌دهد تصمیم‌ها برای دور تازه کاهش عرضه نفت از سوی اعضای اوپک‌پلاس چندان تأثیری بر بهبود قیمت‌های جهانی نفت خام نداشته است، آیا می‌توان گفت این سیاست چندان اثرگذار نبوده است؟
ابتدا از وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران و شانا برای زمانی که به گفت‌وگو با بنده اختصاص دادند، تشکر و قدردانی می‌کنم. حضور در تهران برای بنده باعث خوشحالی و افتخار است. این نخستین سفر رسمی من به ایران در مقام دبیرکل اوپک به‌شمار می‌آید. ما در این سازمان با جمهوری اسلامی ایران، یکی از اعضای اصلی مؤسس اوپک روابطی حسنه و سازنده داریم، از این رو باز هم از اینکه برای این گفت‌وگو وقت گذاشتید کمال تشکر را دارم.
سفر به تهران و ملاقات با مقام‌های ایرانی برای بنده افتخار بزرگی است. در طول این سفر افتخار دیدار و گفت‌وگو با سید ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران فراهم شد، ایشان در طول این ملاقات دیدگاه‌ها و توصیه‌هایی درباره مسئولیت‌ها و چگونگی فعالیت اوپک در آینده مطرح کرد، همچنین دیدار بسیار سازنده‌ای با جواد اوجی، وزیر نفت و کارکنان مدیریت امور اوپک وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران داشتم.
در پاسخ به پرسش شما باید بگویم همان‌طور که مطلع هستید عوامل زیادی بر قیمت‌های جهانی نفت خام تأثیرگذارند. من بسیار صریح و صادقانه می‌گویم ما هیچ‌گاه در اوپک سطح قیمت خاصی را هدف‌گذاری نمی‌کنیم و دیدگاه خاصی در این زمینه نداریم.
همه اقدام‌ها و تصمیم‌های ما بر مبنای برقراری تعادل مطلوب بین تقاضا و عرضه در بازارهای جهانی نفت است که این موضوع تابع بسیاری از عناصر است: نخست، ما به شاخص‌های کلان اقتصادی در سطح جهان نگاه می‌کنیم. عوامل در حال تغییر زیادی وجود دارند. همان‌طور که می‌دانید شرایط بازار نفت بسیار پرنوسان و پویاست. ما هنوز در دوران رهایی کامل و احیا از شرایط ناشی از شیوع ویروس عالم‌گیر کرونا به سر می‌بریم، این پدیده برای سه سال بازار را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد و هنوز هم به‌طور کامل بهبود نیافته است، به‌ویژه که محدودشدن سفرهای هوایی در سطح جهانی بر موضوع تقاضا و مصرف سوخت هوایی (سوخت جت) تأثیر می‌گذارد، بنابراین هنوز با وضعی پویا روبه‌رو هستیم.
ما انتظار داریم تا پایان سال ۲۰۲۳ میلادی مقدار تقاضای جهانی نفت خام به سطوح پیش از شیوع ویروس کرونا، حدود روزانه ۱۰۱ میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه یا ۱۰۲ میلیون بشکه در روز برسد.
افزون بر این شاهد هستید که مسائل اقتصادی زیادی در جهان وجود دارد. مشکلات بانکی سراسر دنیا را فرا گرفته است، با توجه به تشدید سیاست‌های پولی مشکلاتی درباره تورم به‌وجود آمده است، از این رو همه این متغیرها بر اقتصاد جهان و چشم‌انداز رشد اقتصادی جهان نیز تأثیر می‌گذارد، بنابراین اعضای اوپک با توجه به بهبود از شرایط شیوع ویروس کرونا شاهد روند افزایشی و سالم تقاضای نفت هستند.
تازه‌ترین برآورد ما حکایت از این دارد که تقاضای نفت در سال جاری میلادی و در مقایسه با سال گذشته میلادی با رشد حدود ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه‌ای روبه‌رو خواهد بود که رقمی قابل‌ملاحظه است.
با نزدیک شدن فصل تابستان و نیاز به سوخت هوایی بیشتر برای افزایش سفرهای هوایی، بازگشایی مرزها در چین و ازسرگیری سفرهای هوایی در این کشور اوضاع به‌آرامی در حال بهبود است و شاهد تقاضایی مطلوب برای نفت هستیم و این وضع از ثبات بازار حمایت خواهد کرد.

سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)

همان‌گونه که شما در گفت‌وگوها و سخنرانی‌های اخیر خود اشاره کردید نبود سرمایه‌گذاری در بخش بالادست صنعت نفت در بلندمدت چالشی جدی برای صنعت و بازار نفت ایجاد می‌کند، اعضای اوپک برای مقابله با این چالش چه اقدام‌هایی می‌توانند در نظر گیرند؟ در همین حال، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر برای نخستین بار از سرمایه‌گذاری در انرژی‌های فسیلی فراتر رفته است. آیا این به‌معنای پایان عصر نفت است؟ شما آینده صنعت نفت را در صورت نبود سرمایه‌گذاری مناسب چگونه می‌بینید؟
پرسشی عالی و بسیار مهم مطرح کردید. از زمانی که من سمت دبیرکلی اوپک را عهده‌دار شده‌ام، با همه همکارانم پرداختن به اهمیت موضوع سرمایه‌گذاری‌ها در صنعت نفت و خطر بزرگ سرمایه‌گذاری‌ ناکافی را که به‌واقع از حدود ۶ سال گذشته، از سال ۲۰۱۷ میلادی به‌دلیل رویارویی با رکود شدید و نخستین رکود بزرگ اقتصادی رخ داده است برجسته کرده‌ایم.
رقم سرمایه‌گذاری‌ها در صنعت نفت نسبت به سال‌های گذشته به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافته است و این اوضاع در سال ۲۰۲۲ میلادی با وقوع بحران شیوع ویروس عالم‌گیر کرونا وخیم‌تر و صنعت نفت زیان‌های مالی بزرگی را متحمل شد، به‌طوری که این شرایط نه‌تنها بر سرمایه‌گذاری در صنعت بالادست نفت، بلکه صنایع میان‌دست، پایین‌دست و پتروشیمی اثر سوء گذاشت.
اوپک بارها به پایین‌ بودن رقم سرمایه‌گذاری‌ها در صنعت نفت اشاره کرده است و بنده در این زمینه بسیار هشدار داده‌ام، همچنین بسیاری از وزیران نفت و انرژی اوپک هم بر خطرهای ناشی از این اتفاق تأکید کرده‌اند.
همان‌طور که شما به‌درستی اشاره کردید بنده به‌تازگی در همایش نفت و گاز خاورمیانه در دوبی بار دیگر بر اهمیت این موضوع تأکید کردم که صنعت نفت باید در زمینه سرمایه‌گذاری‌ گام‌های جدی بردارد و سرمایه‌گذاری‌ها را برای ایجاد ظرفیت‌های تازه تولید نفت افزایش دهد و این مسئولیت نباید تنها به دوش شرکت‌های ملی نفت (NOC) گذاشته شود، بلکه مسئولیت و دغدغه‌ای جهانی است. حال چرا این‌گونه می‌گویم؟ به این دلیل که نفت امروز جزء اصلی سبد انرژی است و مطمئن هستیم این کالا در آینده هم جزء اصلی سبد انرژی جهان خواهد بود.
برآوردهای ما در دبیرخانه اوپک که از سوی همکاران من در بخش تحقیقات انجام می‌شود، به‌طور واضح نشان می‌دهد اندازه اقتصاد جهانی در سال‌های آینده نسبت به شرایط کنونی دو برابر خواهد شد و افزون بر این تا سال ۲۰۴۵ میلادی شاهد افزایش یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون نفری جمعیت در جهان خواهیم بود.
ما در اوپک از افزایش سرمایه‌گذاری در تولید انرژی‌های تجدیدپذیر هم استقبال می‌کنیم، اما این نوع انرژی به تنهایی پاسخگوی نیازهای رشد اقتصادی و افزایش جمعیت جهان نیست، به‌ویژه اینکه بیشتر این رشد از سوی کشورهایی غیر عضو سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی (اوئی‌سی‌دی)، آسیا، خاورمیانه و آفریقا خواهد بود؛ مناطقی که حتی با وجود رشد منفی در کشورهای عضو اوئی‌سی‌دی، نسبت به شرایط کنونی در آینده با رشد روبه‌رو خواهند بود و مشاهده می‌شود که رشد در کشورهای غیر عضو اوئی‌سی‌دی جبران‌کننده کاهش در کشورهای عضو اوئی‌سی‌دی خواهد بود، بنابراین معتقدیم افزایش تقاضا برای انرژی که برآورد می‌شود از هم‌اکنون تا سال ۲۰۴۵ میلادی حدود ۲۳ درصد باشد باید با عرضه نفت پاسخ داده شود.
تقاضا برای نفت تا سال ۲۰۴۵ میلادی نسبت به رقم کنونی نزدیک به ۱۳ میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت از این رو تأمین آن به سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی نیاز دارد.
براساس برآوردهای اوپک، تا سال ۲۰۴۵ میلادی به ۱۲ تریلیون و ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در صنعت نفت نیاز داریم که ۹ تریلیون و ۵۰۰ میلیارد دلار آن تنها باید در بخش بالادست به‌منظور انجام فعالیت‌های اکتشاف و تولید اختصاص یابد و بر این اساس نیاز بخش پایین‌دست و صنایع پالایشی یک تریلیون و ۵۰۰ میلیارد دلار است و یک تریلیون دلار هم باید برای سرمایه‌گذاری در بخش میان‌دست در نظر گرفته شود.
ما با یک زنجیره‌ ارزش کامل روبه‌رو هستیم که باید تکمیل شود و سرمایه‌گذاری در این بخش‌ها یک ضرورت است، در غیر این صورت ما در اوپک به‌طور جدی به شرکت‌ها و کشورها توصیه می‌کنیم که سرمایه‌گذاری‌ها اندک در آینده برای قیمت انرژی پیامدهایی را به همراه خواهد داشت، بنابراین سرمایه‌گذاری بحثی است که در هر جا و هر مورد بنده به حیاتی بودن آن اشاره می‌کنم.

آیا فکر می‌کنید که نبود سرمایه‌گذاری‌های مناسب و به‌دنبال آن بر هم ریختن تعادل بین عرضه و تقاضا در بازارهای جهانی، افزایش قیمت نفت در آینده را رقم می‌زند؟
احتمال وقوع این سناریو وجود دارد، زمانی که روند سرمایه‌گذاری‌های اندک تداوم یابد، این احتمال وجود دارد که جهان بی‌شک شاهد افزایش بالقوه نه‌تنها در سطح قیمت‌ها، بلکه نوسان‌های بازار نفت باشد.
وقوع نوسان‌ها در بازار نفت برای مصرف‌کنندگان، تولیدکنندگان و البته کل اقتصاد جهان بسیار مضر است، کشورها باید برای بودجه‌های ملی خود برنامه‌ریزی کنند. شرکت‌ها، کسب‌وکارها، افرادی مانند من و شما باید بتوانیم برای درآمد و هزینه‌های ماهانه خود برنامه‌ریزی کنیم.
نوسان‌ در بازار نفت به همان اندازه که مضرترین دشمن تولیدکنندگان به‌شمار می‌آید، به‌شدت به ضرر مصرف‌کنندگان است، بنابراین رقم پایین سرمایه‌گذاری همان‌طور که بارها گفته‌ام، نوسان‌های بیشتر را رقم می‌زند و این اتفاق در آینده سبب افزایش قیمت و به‌دنبال آن بالا رفتن تورم می‌شود.
این موضوع نشانه بسیار واضحی است، زیرا ما اکنون با نوسان‌هایی روبه‌رو هستیم که در نتیجه سرمایه‌گذاری‌های اندک در سال‌های گذشته رخ داده‌اند.
پیش از رکود اقتصادی و وقوع بحران شیوع ویروس عالم‌گیر کرونا، شاهد سالانه ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در صنعت نفت بودیم اما امروز این رقم به سطوح ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار رسیده، اگرچه این رقم اندکی بهبود یافته، اما هنوز بهبود به اندازه کافی نبوده است و در این شرایط، اوپک در مسیر ایجاد فضای مناسب و باثبات سرمایه‌گذاری و بازاریابی گام برمی‌دارد تا جلو نوسان‌های بالا یا پایین گرفته شود.
اوپک مانند همیشه تلاش می‌کند تعادل بین عرضه و تقاضا را بهبود بخشد و زمانی که این ثبات تحقق یابد، شرکت‌های ملی نفت، شرکت‌های بین‌المللی به سوی همکاری و سرمایه‌گذاری بیشتر در تجارت نفت جذب و تشویق می‌شوند.

نظر شما درباره مسئولیت تولیدکنندگان نفت در قبال سیاست کربن‌زدایی از فعالیت‌های نفتی و گام برداشتن در مسیر تحقق هدف به صفر رساندن انتشار کربن چیست؟
این هم پرسشی عالی و کلیدی است؛ کربن‌زدایی باید همگام و همراه سرمایه‌گذاری باشد. اگرچه در بسیاری از نقاط جهان این باور وجود دارد که نفت عامل آلودگی است، اما ما می‌گوییم درست است که شاید فعالیت‌های نفتی با آلودگی همراه باشد اما نمی‌توان گفت نفت تنها منبع آلودگی است.
مواردی دیگر هم در آلودگی و آلایندگی‌ دخیل هستند، صنعت کشاورزی هم بر محیط زیست اثر سوء دارد، صنعت زغال‌سنگ و بسیاری از منابع دیگر هم سبب آلودگی می‌شوند. من باید واضح بگویم، البته هنوز صددرصد قطعی نیست، اما آیا حجم آثار سوء کربن خودروهای الکتریکی مشخص است؟ برای ساخت بعضی از تجهیزات خودروهای برقی هم به فعالیت صنایع پتروشیمی نیاز داریم.
برای باتری‌ این خودروها پس از پایان عمر مفیدشان چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ ضایعات آنها چگونه دفع می‌شود؟ آثار سوء به جامانده از کربن ناشی از تولید مواد اولیه و مواد معدنی مورد نیاز برای ساخت این باتری‌ها چه مقدار است؟ بنابراین وقتی می‌گوییم شرکت‌های نفتی باید به سرمایه‌گذاری‌ در بخش نفت ادامه دهند منظورمان این است که در کنار سرمایه‌گذاری‌ها باید عملیات خود را بهبود بخشند و این گام در توسعه و برداشت از میدان‌های نفتی کشورهای عضو اوپک هم در حال اجراست.
برای ما افتخار است که می‌بینیم همه کشورهای عضو اوپک معاهده تغییرات اقلیمی پاریس را امضا کرده‌اند. این اقدام نخست است، در اقدام بعدی بسیاری از شرکت‌های ملی نفت و وزارتخانه‌های نفت و انرژی کشورهای عضو اوپک در حال اجرای برنامه‌ها و گام‌های جدی برای کربن‌زدایی از فعالیت‌های خود و تلاش برای محدود کردن انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از انجام عملیات بالادستی و پایین‌دستی نفت هستند که همسو با تحقق اهداف توافق‌نامه تغییرات اقلیمی پاریس انجام می‌شوند.
افزون بر این کشورها و شرکت‌های عضو اوپک در مسیر سرمایه‌گذاری در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر گام برداشته‌اند که پروژه‌های تولید هیدروژن، اجرای پروژه‌هایی بر مبنای اقتصاد دورانی کربن، طرح‌های سبز در عربستان سعودی و خاورمیانه از جمله این اقدام‌ها در مسیر توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر در کشورهای عضو اوپک است.
همه این موارد نمونه‌هایی است که ما چگونه می‌توانیم انتشار گازهای گلخانه‌ای را محدود کنیم و از مقدار انتشار کربن در صنایع خود بکاهیم، بنابراین باید بگویم ما در حال کار کردن برای از میان بردن یک تصور اشتباه درباره اعضای اوپک در زمینه محیط زیست و در عین حال روشن کردن نقش اعضای این سازمان به‌منظور کاهش آثار سوء کربن و انتشار گازهای گلخانه‌ای در فعالیت‌های صنعت نفت برای همگان در سراسر جهان هستیم.

اوپک و آژانس بین‌المللی انرژی در بعضی موارد گزارش‌های متفاوتی از وضع بازار نفت از نظر تقاضا ارائه کرده‌اند، به نظر شما دلیل وجود این تفاوت‌ها چیست؟
پیش از هر بحثی می‌خواهم بگویم که من به‌عنوان دبیرکل اوپک بسیار افتخار می‌کنم که در بخش تحقیقات دبیرخانه این سازمان که برخی از آنان از جمهوری اسلامی ایران هستند، افرادی بسیار کاردان، فداکار و حرفه‌ای فعالیت می‌کنند. این افراد از نظر فنی واجد شرایط هستند و صلاحیت لازم را دارند و در عین حال توانسته‌اند بعضی از دقیق‌ترین تحقیقات و پژوهش‌ها را برای پیش‌بینی تحولات بازار ارائه دهند.
فکر نکنید به‌خاطر اینکه دبیرکل اوپک هستم این چنین می‌گویم، بلکه این موضوع از دیگر منابع و رسانه‌های‌ بین‌المللی هم نقل شده است که طی ۶ تا ۹ ماه گذشته دو یا سه مرتبه اوپک را به‌دلیل پیش‌بینی‌ها و برآوردهای دقیقش تحسین کرده‌اند.
من نمی‌خواهم درباره نهاد و سازمان‌های دیگر و اینکه چگونه پیش‌بینی خود را انجام می‌دهند صحبت کنم، زیرا این کار مربوط به خودشان است. در اوپک، ما سیاست را از کار فنی کنار می‌گذاریم و از این رو با اطمینان می‌گویم که اعداد ما مستدل، مستحکم و بر مبنای عوامل اقتصادی، جزئیات دقیق است و این ارقام به پیش‌بینی دقیق منتج می‌شود، بنابراین باز هم می‌خواهم از این فرصت استفاده کنم و از همه همکارانم که در بخش تحقیقات کار می‌کنند به خاطر زحماتشان تشکر کنم. من به‌واقع به این گروه افتخار می‌کنم.

نقش ایران و به‌طور کلی نقش اوپک را در شرایط بازار نفت چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما بازگشت کامل ایران به بازار چه تأثیری بر اوضاع خواهد داشت؟
ایران بازیگری کلیدی و اساسی در بازار نفت است، جمهوری اسلامی ایران اکنون با تحریم دست‌وپنجه نرم می‌کند و این موضوع سبب محدودیت تولید این کشور می‌شود. ما می‌دانیم که ایران این توانایی را دارد که در مدتی بسیار کوتاه تولید خود را به مقدار قابل‌توجهی افزایش دهد و این اتفاق را در سال ۲۰۱۵ میلادی زمانی که تحریم‌ها برداشته شد، شاهد بودیم.
من معتقدم ایران توانسته است تولید خود را حدود یک میلیون بشکه در روز افزایش دهد و ما معتقدیم ایران همچنان در حال سرمایه‌گذاری در صنعت نفت است و در ملاقات با آقای اوجی متوجه شدم سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی در بخش‌های بالادست، پایین‌دست و صنایع پتروشیمی ایران در حال انجام است، بنابراین می‌توان گفت ایران در اوپک بازیگری کلیدی و اساسی است و این مؤید آن است که اوپک همواره به عرضه پایدار و قابل اعتماد نفت به مشتریان و کشورها در سراسر جهان ادامه خواهد داد.
ما از بازگشت کامل ایران به بازارهای جهانی نفت خام در آینده استقبال می‌کنیم و مشتاقانه منتظر آن روز هستیم. همان‌گونه که مشاهده می‌کنید بازارهای جهانی در حال رشد و تقاضا برای نفت هم در حال افزایش است و ما معتقدیم ایران در میان خانواده و کشورهای برادر و دوست خود در اوپک بازیگری مسئول است.
من مطمئنم که همکاری و هماهنگی مطلوب با یکدیگر برای حصول اطمینان از برقراری تعادل در بازار نفت ادامه خواهد یافت، همان‌طور که اوپک در سال‌های گذشته این راه را دنبال کرده است.

آیا اوپک به تلاش‌های خود برای بازگرداندن اعضای جداشده مانند قطر، اکوادور و اندونزی به این سازمان ادامه خواهد داد؟
این موضوع از مسائلی است که من از زمان به عهده گرفتن سمت دبیرکلی اوپک‌ به آن تأکید داشته‌ام و تنها از سوی من مطرح نبوده، بلکه وزیران نفت و انرژی کشورهای عضو هم هدف «اوپک درهای باز دارد» را دنبال می‌کنند و از سال ۱۹۶۰ میلادی این سیاست همواره پایدار بوده است.
در دوره‌های مختلف بعضی از اعضا رفته‌اند و بعضی از آنها که رفته‌اند بازگشته‌اند، بعضی کشورها هم علاقه‌مند پیوستن هستند، حال این در برای قطر، اکوادور، اندونزی یا دیگران همواره باز است، ما توافقنامه همکاری (Declaration of Cooperation) را در سال ۲۰۱۷ میلادی تدوین کردیم. این اتحادی است که در آن ۱۰ تولیدکننده خارج از اوپک هم حضور دارند و همکاری نزدیکی با ما دارند.
حال امیدوارم در آینده هم شاهد این باشیم که بعضی از اعضای خارج از اوپک حاضر در توافق‌نامه همکاری برای پیوستن به اوپک به‌عنوان عضو فعال ابراز تمایل کنند.
درِ این سازمان به روی تولیدکنندگان نفت باز است و ما از عضویت و همکاری با آنها استقبال می‌کنیم، زیرا ما در کنار یکدیگر به‌دنبال تأمین ثبات عرضه و تقویت رشد اقتصادی در سراسر جهان هستیم، درنتیجه از بازگشت دوباره قطر، اکوادور و بسیاری دیگر که مایل به پیوستن به این سازمان باشند، استقبال می‌کنیم.

گمانه‌زنی‌هایی مبنی بر اینکه اوپک جایگاه خود را برای ادامه فعالیت به‌عنوان سازمانی مستقل و مؤثر، پس از شکل‌گیری ائتلاف تولیدکنندگان عضو اوپک و غیراوپک موسوم به اوپک‌پلاس از دست داده، مطرح است نظر شما در این باره چیست؟
من فکر می‌کنم این سخن یک ارزیابی غیرمنصفانه است، زیرا من بر این باورم که اوپک از سال ۱۹۶۰ میلادی قدرتی مسلط بوده و توانسته است بسیاری از کشورها و همان‌طور که گفتم ۱۰ کشور تولیدکننده نفت خارج از این سازمان را برای تثبیت بازار نفت و برقراری تعادل در بازارهای جهانی با خود همراه کند.
اوپک با وجود همه نوسان‌ها و چالش‌های پیش‌روی خود در بیش از ۶۰ سال گذشته از زمان تأسیس این سازمان، بازیگری فعال و ثابت‌قدم در بازارهای جهانی نفت خام بوده است. آشفتگی‌ها و بحران‌های جهانی در طول تاریخ فعالیت این سازمان هرگز مانع از آن نشد که اوپک نقش محوری خود در صحنه انرژی جهان را از دست دهد.
درخواست از اوپک برای گام برداشتن به جهت‌های مختلف در واقع نشان‌دهنده اهمیت این سازمان است و همکاری اعضایش با دیگر تولیدکنندگان نفت جهان در قالب ائتلاف اوپک‌پلاس تلاشی بین‌المللی است و ما این را در پیش گرفتیم تا بازیگران بیشتری را برای مشارکت فعال آنها در ثبات‌بخشی به بازار نفت گردهم بیاوریم.
این بدان معناست که اوپک اهمیت و نقش محوری خود را از دست داده است؟ خیر! اگر اوپک نقش خود را از دست داده بود، فکر نمی‌کنم این کشورها در قالب اتئلافی موسوم به اوپک‌پلاس با این سازمان وارد همکاری می‌شدند.
اوپک به همکاری بین‌المللی و گفت‌وگو نه‌تنها با تولیدکنندگان، بلکه با بسیاری از مصرف‌کنندگان کلیدی در جهان مانند اتحادیه اروپا، چین و هند اعتقاد راسخ دارد و شاهد هستید که این همکاری‌ها اکنون هم وجود دارند.
ما در حال کار روی توسعه همکاری با مصرف‌کنندگان کلیدی در سراسر جهان مانند ژاپن، کره‌جنوبی و دیگر کشورها هستیم، بنابراین اوپک همواره از گفت‌وگو و همکاری استقبال می‌کند. درهای این سازمان برای همکاری و پیشرفت چه در زمینه انرژی و چه در جنبه‌های دیگر همواره رو به همگان باز است.

شانا – امیر دشتی، جواد اصغری و نگار صادقی

صندلی لرزان وزارت صمت

0
صندلی لرزان وزارت صمت

به تازگی سیدرضا فاطمی امین با رای عدم اعتماد نماینده‌های مجلس از وزارت صمت خداحافظی کرد. آیا با تغییر وزیر صمت امید برای بهبود جدی در حوزه صنعت و تجارت ایران وجود دارد؟
دستاورد صنعت/ چرا وزارت صمت تا این اندازه به وزرای خودش بی‌وفا بوده تا جایی که ظرف کمتر از دوازده سال از عمر این وزارت‌خانه ۶ وزیر به آن وارد شده و از آن بیرون آمده‌اند؟ شاید مرور سرگذشت وزرای پیشین این وزارت‌خانه تا اندازه‌ای به این سوال پاسخ بدهد.
غیر از مهدی غضنفری که در دوسال ابتدایی تاسیس این وزارت‌خانه به آن وارد شد بقیه سرنوشت خوبی نداشتند. محمدرضا نعمت‌زاده، اولین وزیر صمت دولت حسن روحانی، سابقه طولانی در حوزه صنعت و سیاست فقط چند ماه بعد از قبول مسئولیت وزارت صمت، از مجلس کارت زرد گرفت و در مجموع سه کارت زرد از نماینده‌ها دریافت کرد. دلیل فراخوانده شدن نعمت‌زاده به مجلس واردات بی‌رویه کالاهایی مثل برنج و خودروی لوکس و همچنین ناتوانی در تنظیم بازار اعلام شد.
اوضاع برای محمد شریعتمداری که بعد از او وارد وزارت صمت شد از این هم سخت‌تر بود. صندلی وزارت صمت حتی برای این مرد که سال‌ها سابقه حضور در کابینه‌های مختلف را داشت هم صندلی راحتی نبود تا جایی که عمر وزارتش یه کمی بیشتر از یک سال رسید و در حالی که طرح استیضاحش در مرحله اجرا بود با پیش‌دستی دولت برکنار شد. جالب اینکه دلایل نماینده‌ها برای استیضاح شریعتمداری هم اینها بود: «ضعف مدیریت»، «عدم کنترل و مدیریت بازار» و همچنین «افزایش بی‌رویه قیمت‌ها.»
رضا رحمانی جایگزین او هم سرنوشت مشابهی پیدا کرد و فقط حدود دو سال وزیر صمت باقی ماند. اگرچه دلیل برکناری رحمانی اختلاف نظرش با دولت در مورد ضرورت تشکیل وزارت بازرگانی بود اما مجلس در تدارک استیضاح یا حداقل طرح سوال از او قرار داشت آن هم به این دلایل: «آشفتگی بازار خودرو» و «عدم کنترل قیمت خودرو» و «ناتوانی در تنظیم بازار.»

تاریخچه یازده ساله وزارت صمت نشان می دهد صندلی این وزارت‌خانه صندلی نامطمئنی برای هرکسی است که روی آن بنشیند


وزارت صمت بعد از رحمانی چند ماه با سرپرست اداره شد تا اینکه علیرضا رزم‌حسینی از مجلس رای اعتماد گرفت اما فقط یک سال وزیر ماند. جالب اینکه در همین مدت کوتاه یک کارت زرد بابت «واردات بی رویه» و «عدم مدیریت صحیح بازار» از مجلس گرفت.
حالا می‌رسیم به آغاز دولت سیزدهم و شروع به کار سید رضا فاطمی‌امین، مردی که در مبارزات انتخاباتی ابراهیم رئیسی نماینده او بود اما او هم روزهای پرحاشیه‌ای را شروع کرد و در نهایت بعد از دوبار استیضاح فقط ظرف کمتر از یک سال و نیم، مجلس رای اعتمادش را از او پس گرفت. جالب اینکه نمایندگان هر بار با دلایل نسبتا مشابه فاطمی امین را به مجلس کشیدند یعنی «افزایش بی رویه قیمت خودرو»، «ناتوانی در کنترل قیمت‌ها» و «عدم توانایی در حمایت از صاحبان صنایع و بهره برداران معادن.»
شاید مرور این تاریخچه حدودا یازده ساله وزارت صمت به کمک کند که نتیجه بگیریم صندلی این وزارت‌خانه صندلی نامطمئنی برای هرکسی است که روی آن بنشیند، شاید دلیل این موضوع را بتوان در دو مورد خلاصه کرد، اگرچه دلایل حاشیه‌ای زیاد دیگری هم وجود دارد اما این دو مورد مهمتر به نظر می‌رسند.
اول اینکه به اعتقاد بسیاری، اساسا وظایف وزیر صمت با هم در تعارض است یعنی او در عین حال که باید به رونق تولید و سهولت تجارت کمک کند مجبور به سرکوب قیمت‌ها و کنترل بازار هم هست.
دوم اینکه اساسا آنچه هر وزیر صمتی را در سال‌های گذشته زیر منگنه قرار داده افزایش قیمت‌ها بوده حالا چه در حوزه خودرو چه در مورد سایر کالاها و این اتفاق هم مستقیما متاثر از وضعیت تورم و افت ارزش پول ملی و بعضی سیاست‌های کلی اقتصادی بوده که همگی بیرون از وزارت صمت تصمیم‌گیری شده‌اند و علت آنها را جای دیگری باید جست و جو کرد.
مرور وضعیت شاخص‌های اقتصادی نشان می‌دهد که در تمام سال‌های گذشته تورم هم پای نرخ دلار بالا رفته و کالاهایی که افزایش قیمت آنها نماینده‌ها را عصبانی می کند مانند مواد غذایی و خودرو هم همپای آنها افزایش پیدا کرده‌اند.
در واقع احتمالا بتوان گفت نماینده‌های مجلس در حالی که با استیضاح وزیر صمت سعی می‌کنند مطالبات مردم را در حوزه تورم پیگیری کنند اما احتمالا خودشان هم می‌دانند جای اشتباهی را نشانه گرفته‌اند. شاید طرح تشکیل وزارت بازرگانی و جدا کردن آن از وزارت صمت در همین راستا باشد.

بازندگان نفت یکصد دلاری

0
بازندگان نفت یکصد دلاری

پیش‌بینی می‌شود که قیمت نفت به ۱۰۰ دلار برسد. اما همه اقتصادهای جهان به یک میزان از تصمیم اوپک پلاس برای کاهش تولید و رشد قیمت زیان نخواهند دید؛ برخی بازندگان بزرگ‌تری هستند.
دستاورد صنعت / کاهش ناگهانی تولید توسط اوپک و متحدانش باعث افزایش قیمت نفت شد و حالا احتمال اینکه نفت به ۱۰۰ دلار برسد با قدرت هرچه بیشتری به پیش‌بینی‌ها بازگشته است. از همان لحظه‌ای که این خبر اعلام شد غالب تحلیلگران اعلام کردند در شرایطی که جهان با تورم دست و پنجه نرم می‌کند و نگران رکود ناشی از اقدامات بانک‌های مرکزی برای کنترل تورم است، افزایش قیمت نفت بیش از هر زمان دیگری به زیان اقتصاد جهانی خواهد بود. چراکه به معنای بازگشت تورم به روند افزایشی و نیاز به افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی است که احتمال افتادن اقتصاد جهانی به رکود را بیشتر خواهد کرد.
با این حال همه کشورها و اقتصادهای جهان به یک میزان از تصمیم اوپک پلاس برای کاهش تولید و رشد قیمت نفت زیان نخواهند دید؛ برخی بازندگان بزرگ‌تری هستند.
به گزارش سی‌ان‌بی‌سی، کشورهایی که بیشتر به واردات نفت متکی هستند، اقتصادهای نوظهور و کشورهای درگیر نوسانات ارزی بیش از دیگر کشورها آسیب خواهند دید.
پاول مولچانوف، مدیر عامل بانک سرمایه‌گذاری ریموند جیمز، در این خصوص گفته است: «تصمیم اوپک پلاس برای کاهش تولید نفت رشد قیمت‌ها را به دنبال خواهد داشت و این یک فشار اضافه بر اقتصاد هر واردکننده نفت است.»
مولچانوف بر این باور است که این ایالات متحده نیست که بیشترین درد را از نفت ۱۰۰ دلاری احساس می‌کند، بلکه کشورهایی هستند که هیچ منبع نفتی داخلی ندارند که می‌توان میان آنها به ژاپن، هند، آلمان، فرانسه… به عنوان نمونه‌های بزرگ اشاره کرد. او همچنین می‌گوید: برخی از بازارهای نوظهور چون آرژانتین، ترکیه، آفریقای جنوبی و پاکستان هم به عنوان اقتصادهایی که نفت را با ارز خارجی وارد می‌کنند و درگیر نوسانات ارزی هستند، به طور بالقوه از رشد قیمت نفت ضربه خواهند خورد. به طور مثال سریلانکا که در داخل کشور نفت تولید نمی‌کند و ۱۰۰ درصد به واردات وابسته است در معرض آسیب شدیدتری قرار دارد.
آمریتا سن، بنیانگذار انرژی اسپکتز، هم بر این باور است که کشورهایی که کمترین ذخایر ارز خارجی را دارند و واردکننده هستند، بیشترین آسیب را خواهند دید زیرا قیمت نفت بر اساس دلار آمریکا معامله می‌شود.
این اظهارت نشان می‌دهد که بازارهای نوظهور متکی به واردات، به ویژه در جنوب و جنوب شرق آسیا بیشترین آسیب را از نفت ۱۰۰ دلاری خواهند دید.
به طور نمونه هند. این کشور سومین مصرف‌کننده بزرگ نفت جهان است و طی یک سال اخیر رشد ۸.۵ درصدی واردات نفت را تجربه کرده است. اگرچه هند نفت روسیه را با تخفیف می‌خرد، اگر نفت بیشتر از این افزایش یابد، حتی نفت با تخفیف روسیه هم به رشد اقتصادی هند لطمه خواهد زد.
ژاپن دیگر کشوری است که از این تصمیم آسیب خواهد دید. نفت مهم‌ترین منبع انرژی در ژاپن است و حدود ۴۰ درصد از کل انرژی آن را تشکیل می‌دهد. ژاپن ۸۰ تا ۹۰ درصد از نفت مصرفی خود را از خاورمیانه خریداری می‌کند.
به همین ترتیب برای کره جنوبی هم نفت بخش اصلی انرژی را تشکیل می‌دهد. کره جنوبی بیش از ۷۵ درصد به نفت وارداتی وابسته است.

کشورهایی که بیشتر به واردات نفت متکی هستند، اقتصادهای نوظهور و کشورهای درگیر نوسانات ارزی بیش از دیگر کشورها آسیب خواهند دید

کشورهایی که کمتر آسیب می‌بینند
هنینگ گلایستاین، مدیر گروه اوراسیا بر این باور است که بعد از کشورهای شرق آسیا، اقتصاد اروپا و چین هم در معرض خطر هستند.
با این حال، او اضافه می‌کند که چین به دلیل تولید داخلی نفت، کمی کمتر از رشد قیمت‌ها آسیب خواهد دید. این کشور روزانه ۴ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند، اما پیش‌بینی می‌شود میزان واردات نفت چین امسال بین ۵۰۰ تا یک میلیون بشکه در روز افزایش یابد و به حدود ۱۲ میلیون بشکه در روز برسد. وال استریت ژورنال هم در گزارشی مدعی شده که رشد قیمت نفت در اثر کاهش تولید اوپک پلاس نمی‌تواند تقاضا برای نفت چین را کاهش دهد. چراکه سلامت دو بخش اصلی محرک مصرف نفت یعنی حمل و نقل و صنایع سنگین مرتبط با مسکن در چین کاملا در حال بهبود هستند.
گلایستاین همچنین می‌گوید چون اروپا عمدتا به انرژی هسته‌ای، زغال سنگ و گاز طبیعی بیشتر از نفت متکی است، رشد قیمت نفت به اندازه کشورهای آسیای شرقی نمی‌تواند اقتصاد این کشورها را تحت تاثیر قرار دهد.

زیان آمریکا از تصمیم اوپک پلاس
زمانی بود که آمریکا به طور خالص روزانه بیش از ۱۳ میلیون بشکه در روز نفت وارد می‌کرد اما حالا تولید نفت این کشور به انداه‌ای زیاد شده که صادرکننده خالص نفت به حساب می‌آید.
بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، خالص واردات این کشور در سال ۲۰۰۶ بیش از ۱۳ میلیون بشکه در روز بوده و حالا به طور خالص روزانه یک تا ۲ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌ها صادر می‌کند. از این رو اقتصاد این کشور حساسیت خود را نسبت به رشد قیمت نفت از دست داده و افزایش قیمت‌ها نمی‌توانند مانند سال‌ها قبل اقتصاد آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد.
با این حال رشد قیمت نفت در حال حاضر از دو جهت برای آمریکا مهم است. اول اینکه کار را برای فدرال رزرو که در یک سال اخیر با افزایش نرخ بهره سعی در کنترل تورم داشته پیچیده خواهد کرد و دوم اینکه حتی اگر تورم افزایش چندانی نیابد، قیمت سوخت در پمپ‌های بنزین رشد خواهد کرد و تاثیر خود را بر سبد هزینه خانوراهای آمریکایی که بسیار به قیمت بنزین حساس هستند، خواهد گذاشت.
در این میان کمتر از دو سال به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ۲۰۲۴ باقی مانده است و بایدن در این مدت کارنامه خوبی از خود حداقل در زمینه قیمت سوخت باقی نگذاشته است. در سال ۲۰۲۲ در مقاطعی آمریکا بیشترین قیمت تاریخی بنزین را به خود دیده است. بنابراین بازگشت قیمت بنزین به مسیر صعودی می‌تواند کار را در انتخابات پیش رو برای دموکرات‌ها پیچیده‌تر کند، موضوعی که چندان باب میل بایدن نخواهد بود.

مقالات محبوب