خانه بلاگ صفحه 35

دیوار کوتاه صنعتگران

0
دیوار کوتاه صنعتگران

«اگر بنا باشد که ما هنوز به رسم قرون وسطا تصور کنیم که مثلاً با شلاق زدن خرده‌فروش‌ها سطح قیمت‌ها پایین خواهد آمد یا با توقیف و حبس مالکین اجاره‌خانه‌ها معتدل خواهد گردید یا با جمع‌آوری گدایان سطح تولید بالا خواهد رفت، راهمان به قهقرای اقتصادی منتهی خواهد شد. بدبختی و عقب‌ماندگی اقتصادی دلایل ماورای طبیعی ندارند و از تبعیت از همین‌گونه افکار آب می‌خورند. بدیهی است تا وقتی‌که اصول مسلم اقتصادی جانشین این تخیلات بی‌اساس نگردند از برنامه‌پردازان داخلی و مشاوران خارجی نتیجه مفیدی نمی‌توان انتظار داشت.»(1)
وزیر صمت در یکی از آخرین اظهارنظرهای خود راجع به قیمت‌گذاری ضمن مخالفت با این سیاست، عنوان کرد که این اقدام «رقابت را از بین می‌برد و وقتی تولیدکنندگان را مجبور می‌کنیم با یک قیمت محصول را عرضه کنند، ممکن است کیفیت را کاهش دهند تا به آن قیمت برسند.» راهکار وی اما از یک ‌سو تعیین «یک مبنا و محدوده قیمتی» است و دیگر واگذاری امر کنترل به اتاق‌های اصناف است: «اتاق‌های اصناف نهادهای قانونی هستند که متعهد شده‌اند بازار را کنترل و مدیریت کنند.»(2)

موضوع قیمت‌گذاری در اقتصاد کشورمان معضلی مزمن و ساختاری است و صرف‌نظر از اقتصاد سیاسی ماجرا و نفع‌برندگان از این آشوب و درهم‌ریختگی قیمتی، ناشی از عجز و عدم درک معنای «قیمت» در اقتصاد است


هرچند این نگرش با توجه به نگاه غالب در دولت گامی به جلو است، چنان‌که سخنگوی دولت بار دیگر بر تثبیت قیمت‌ها تاکید کرد و اینکه «برنامه اصلی دولت در حوزه قیمت‌ها تا پایان سال، تثبیت قیمت‌هاست»(3)، اما این گام چنان‌که ذکر شد فاقد مبنای علمی و منطقی برای چالشی است که کمر اقتصاد و تولید را شکسته است. واقعیت آن است که موضوع قیمت‌گذاری در اقتصاد کشورمان معضلی مزمن و ساختاری است و صرف‌نظر از اقتصاد سیاسی ماجرا و نفع‌برندگان از این آشوب و درهم‌ریختگی قیمتی، ناشی از عجز و عدم درک معنای «قیمت» در اقتصاد است. درواقع برخلاف نظر وزیر صمت مشکل نهاد کنترل‌کننده قیمت نیست (دولت، اتحادیه‌ها و تشکل‌ها، اتاق‌های اصناف و…) که یکی را جانشین آن دیگری کنیم بلکه مشکل اصل «کنترل» است و اینکه مقامی به‌غیراز بازار و نظام عرضه و تقاضا بخواهد ارزش یک کالا را تعیین کند. همان اشتباهی که دولتمردان نظام سابق حدود پنج دهه قبل مرتکب شدند.(4)
تا این اصل درک نشود که ارزش کالاها و خدمات در رابطه عرضه و تقاضا و انتخاب خریداران تعیین می‌شود یا به عبارتی «مطلوبیت امری ذهنی است که به ارزیابی یا ارزش‌گذاری بازیگران اقتصادی در بازار بستگی دارد»، هیچ تحول اقتصادی صورت نمی‌گیرد و راه میانبری هم وجود ندارد.
در تعاریف اقتصادی «قیمت کالا در میان دو مرز مطلوبیت مصرف‌کننده از آن کالا و مطلوبیت تولیدکننده قرار می‌گیرد. یعنی یک خریدار تا چه میزان حاضر است بابت یک کالا بپردازد و یک فروشنده پایین‌ترین قیمتی را که با آن حاضر است کالا را به فروش برساند چقدر است». تمثیل «قیچی» آلفرد مارشال اشاره به همین معادله است و اینکه «تعیین‌کننده نهایی قیمت، نسبت بین عرضه و تقاضا است» یا در تعریفی دیگر «ارزش یک کالا به‌وسیله مطلوبیت نهایی و با برآورد ذهنی مصرف‌کننده سنجیده می‌شود. یعنی اینکه مصرف‌کننده فکر می‌کند یک کالا تا چقدر برایش سودمند و باارزش است». در اقتصاد اتریشی این موضوع چنین صورت‌بندی شده است که فارغ از میزان هزینه تولید، «فایده کالا» برای مصرف‌کننده است که قیمت آن را تعیین می‌کند و «لودویک فون میزس» دراین‌باره می‌نویسد: «می‌توانیم بگوییم که ارزش این کالا بیشتر از ارزش آن کالاست، اما نمی‌توانیم ادعا کنیم این کالا فلان مقدار می‌ارزد.»(5)
این کاری است که سیاستمداران و سیاست‌گذاران در کشورمان دهه‌هاست مشغول آن‌اند و خود را در جایگاه تعیین‌کننده قیمت انواع کالاها و خدمات قرار می‌دهند. رفتاری که به قیمت یک یا چند کالا محدود نشده و سایر عرصه‌های اقتصادی را نیز در بر می‌گیرد. چنان‌که به گفته میزس: «دولت‌ها پس از آنکه با عرضه پول، موجب تورم می‌شوند و داد مردم از افزایش قیمت‌ها درمی‌آید، معمولاً به سیاست مهار قیمت‌ها متوسل می‌شوند. این سیاست ابتدا در یک کالا و رفته‌رفته به بسیاری از کالاها و حتی نرخ دستمزد و نرخ بهره و کل نظام اقتصادی تسری می‌یابد.»(6)
واقع آن است که انسان ایرانی دهه‌هاست که با «قیمت‌های دروغین» زندگی می‌کند و کمتر چیزی سر جای خودش است و ارزش واقعی خود را دارد و اکثر قیمت‌ها و قیمت‌گذاری‌ها کاذب و دروغین است. دروغ‌های بزرگ‌تر البته جلوی دید هستند و موضوع جدال‌ها و تنش‌های بسیار. مهم‌ترین آن‌ها قیمت دروغین «بنزین» است. دروغی که چند سال قبل یکی از دردناک‌ترین و تأسف‌بارترین حوادث تاریخ معاصر کشورمان را در آبان‌ماه رقم زد. اما دروغ‌های ریز و درشت دیگر هم فراوان‌اند از قیمت‌های دروغین آب و برق و گاز تا ارزهای خارجی و خودرو و انواع محصولات صنعتی و نرخ سود بانکی و… و البته دستمزد و حقوق کارگران و کارمندان.
«قیمت» چراغ اقتصاد است و بدون این چراغ، جز ابهام و تاریکی چیز دیگری حاکم بر سرنوشت بازارها نخواهد بود و درک «آرزوهای نامحدود و منابع محدود» ممکن نمی‌شود. این «قیمت» است که «آزادی» و «فاعلیت» و حق «انتخاب» را برای کسب‌وکار و معیشت مردم به ارمغان می‌آورد و در را بر خلاقیت و نوآوری آدمی و سلامت اقتصادی می‌گشاید.
مبنای «قیمت» اما «اطلاعات» است و اطلاعات در بازار و معادله عرضه و تقاضا تعیین می‌شود و نه در احکام و دستورات و بخشنامه‌های دولت‌ها و دستگاه‌های اداری. آنچه دستگاه‌های بوروکراتیک «قیمت‌ساز» و سرکوب‌کننده قیمت‌های واقعی، تولید می‌کنند نه ارزش و اعتبار کالاها و خدمات بلکه «دروغ»های کوچک و بزرگی است که در قالب شبکه‌ای درهم‌تنیده آن دروغ بزرگ یعنی «نامحدودی منابع» و «هرچه می‌خواهی می‌توانی مصرف کنی» را به خورد جامعه می‌دهد.

انگیزه و دلیل اصلی دولت‌ها اما برای این سرکوب قیمت‌ها، به‌اصطلاح کنترل «تورم» است. واضح است اما که افزایش قیمت‌ها و تورم، ریشه در ناکارآمدی دولت‌ها در انضباط مالی و پولی و تراز کردن دخل‌وخرجشان دارد


انگیزه و دلیل اصلی دولت‌ها اما برای این سرکوب قیمت‌ها، به‌اصطلاح کنترل «تورم» است. واضح است اما که افزایش قیمت‌ها و تورم، ریشه در ناکارآمدی دولت‌ها در انضباط مالی و پولی و تراز کردن دخل‌وخرجشان دارد. آنچه وظیفه دولت است نه کنترل قیمت‌ها در سطح خرد بلکه کنترل سطح عمومی قیمت‌ها در سطح کلان و از طریق کنترل رشد نقدینگی است. درواقع «دولت باید با رهاسازی قیمت کالاها در سطح خرد و سازوکار بازار اجازه تنظیم مجدد قیمت‌های نسبی را دهد و در سطح کلان با کنترل حجم نقدینگی، اقدام به کاهش تورم نماید.»(7) به نظر می‌رسد حل مشکل تورم به‌عنوان دردی مزمن اما درمان‌شده در اکثر کشورهای جهان بجای سرکوب قیمت‌ها و قیمت‌های دستوری، نیازمند اراده سیاسی و فهم اقتصادی است.
اینکه بالاترین مقام اجرایی کشور و یا سایر مقامات و مسئولان هر روز وعده و دستور حمایت از واحدهای تولیدی را بدهد که مقصدی غیر از منابع بانکی یعنی سپرده‌های مردم ندارد و این نیز جز به ناترازی بانک‌ها و افزایش پایه پولی و نقدینگی و تورم منجر نمی‌شود، راه‌حل ابرچالش‌های دامن‌گیر کشور نیست و بلکه گره‌ها را هر روز کورتر و بحران‌ها را شدیدتر می‌کند. هرچند ممکن است لبخند بر لب رانت‌خواران و بهره‌مندان از آن منابع ارزان‌قیمت و امتیازات ویژه بیاورد اما نه تشنگی فعالان اقتصادی و صنعتگران واقعی را رفع می‌کند و نه گرهی از کار اقتصاد ملی می‌گشاید. «حدود سال 1353 در یکی از جلسات هیات مدیره سندیکای لوازم‌خانگی موضوع «قیمت‌گذاری» و ایجاد «اتاق اصناف» (سلف سازمان حمایت و سازمان تعزیرات و…) که از سوی حکومت وقت شروع‌شده بود مطرح شد. در آن جلسه من که در دهه چهارم زندگی بودم و در مقابل سایر اعضای هیات مدیره، جوان محسوب می‌شدم، ضمن انتقاد از این اقدام حکومت، درخواست کردم سندیکا دراین‌باره موضع‌گیری کند.
جز یکی از اعضای هیات مدیره، بقیه اعضا علی‌رغم مخالفت با این اقدام حکومت، بیان این مخالفت را هزینه‌زا و دردسرآفرین دانسته و با انجام آن مخالفت کردند. در همان جلسه پیشنهاد کردم، گروهی را برای بررسی چگونگی مبارزه با تورم در کشورهای اروپایی به یکی از این کشورها اعزام کنیم و بر اساس گزارش آن گروه اقدام نماییم. هیاتی که با هزینه این‌جانب راهی اروپا شد در گزارشی اعلام کرد که چیزی به نام «قیمت‌گذاری» در اروپا وجود ندارد و این نظام عرضه و تقاضاست که قیمت‌ها را تعیین می‌کند و دولت‌ها با سیاست‌های پولی و مالی‌شان تورم را کنترل و حتی مصرف‌کنندگان داخلی را به قیمت صادرات بیشتر، استثمار می‌کنند. متأسفانه این توصیه‌ها در آن زمان گوش شنوایی در حکومت پیدا نکرد و شاهد نزول اقتصاد کشور و بیماری هلندی و سقوط صنعتی در اواسط دهه پنجاه به‌واسطه سیاست «سرکوب قیمت‌ها» بودیم. روندی که باکمال تأسف و علی‌رغم تدوین و اجرای انواع قوانین و سیاست‌ها و بخصوص اجرای شش برنامه توسعه و تصویب عن‌قریب هفتمین برنامه، به جزئی جدانشدنی از سیاست اقتصادی کشور تبدیل گردیده و هم امروز نیز همچنان با شدت و حدت از طریق ایجاد انواع نهادهای تعزیراتی حکومتی تداوم داشته است، سیاستی که اقتصاد کشور را به «اقتصادی دستوری» تبدیل کرده است.
حدود 50 سال است که متصدیان اقتصادی کشور «تورم» را گرانی معنا کرده و این تعریف ساده و بدیهی اقتصادی را که تورم «افزایش مداوم و پیوسته سطح عمومی قیمت‌هاست» نمی‌پذیرند و با آسیاب بادی به جدال مشغول‌اند. با من صنعتگر و کارخانه‌دار و کاسب بازار و… می‌ستیزند در حالی که مشکل در عملکرد خود دستگاه دولت و خرج بیشتر از دخلش است و کسری بودجه و چاپ اسکناس و خلق پول و… چند دهه است دیواری کوتاه‌تر از دیوار تولیدکنندگان آن‌هم صاحبان بنگاه‌های صنعتی خصوصی و مستقل پیدا نکرده‌اند که با نفی حقوق مالکیتشان که «حق مبادله آزاد» محصولات و خدماتشان در بازار و در محیط رقابتی است، امکان توسعه و بزرگ شدن را از آنان سلب کرده‌اند و این بنگاه‌ها را کوچک و متوسط و با تزریق انواع رانت‌ها چشم به دست دولت نگاه داشته‌اند که جز ایجاد فساد و عدم رشد و توسعه بنگاه‌ها و کیک اقتصاد نتیجه دیگری دربر نداشته است».(8)
پی‌نوشت:

  1. «سیاست اقتصادی در ایران» – سال ۱۳۳۹؛ به نقل از کتاب «آموزه‌های اقتصادی، گزیده آثار جهانگیر آموزگار»، محمد توکلی طرقی، حسنعلی مهران- ۱۳۹۸
  2. رسانه‌ها- ۱۴۰۲/۶/۴
  3. رسانه‌ها- ۱۴۰۲/۶/۸
  4. هویدا، در ۲۲ آبان سال ۱۳۵۲ در شورای تعدیل قیمت‌ها، اعلام کرد هر مقام مسئولی که از وظایف خود در جهت تعدیل قیمت‌ها شانه خالی کند از کار برکنار می‌شود و همچنین اضافه کرد تعیین قیمت‌ها با اتاق اصناف یا اتاق بازرگانی یا صنایع نیست. (دنیای اقتصاد-۱۴۰۲/۶/۸)
  5. دیدگاه‌های پولی میزس- گری نورث
  6. سیاست اقتصادی – لودویک میزس
  7. دکتر مسعود نیلی – ۱۴۰۱/۲/۳۱
  8. مهندس محسن خلیلی- سخنرانی در مجمع انجمن مدیران صنایع – تیرماه ۱۴۰۲

حسین حقگو، کارشناس اقتصادی

بریکس؛ مسکن یا درمان

0
بریکس مسکن یا درمان

دستاورد صنعت / ایران می‌خواهد به بریکس بپیوندد، پیمانی برای اقتصادهای نوظهور با هم‌پیمانانی از چین، هند، روسیه تا برزیل و آفریقای‌جنوبی. اجلاس سران و وزرای کشورهای تشکیل‌دهنده بریکس در ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی تشکیل و پیوستن ایران و مصر و امارات متحده عربی، آرژانتین و ظاهراً عربستان سعودی از اول ژانویه ۲۰۲۴ به گروه بریکس اعلام شد. همچنین توصیه شده که ایران سایر موانع حضور عادی در عرصه جهانی را نیز برطرف کند.

بریکس چیست و چرا تشکیل شد؟
بریکس در سال ۲۰۰۱ با توافقی میان ۴ غول جغرافیایی و اقتصادی جهان یعنی برزیل، روسیه، هند و چین تشکیل شد تا این کشورها خود را ملزم به تبعیت از سلطه مقررات بانکی بین‌المللی حوزه دلار و یورو و نظارت آنان بر انواع مبادلات و معاملات این کشورها نکنند تا آمریکا نتواند از طریق اتاق پایاپای نیویورک و اروپا و اتاق پایاپای فرانکفورت بر همه مبادلات این کشورها اشراف داشته باشد و این کشورها هم اشرافی نسبت به مبادلات و معاملات آنها نداشته باشند.
نام این توافق برای انجام معاملات بر پایه ارزهای ملی را نخست «بریم» گذاشتند که از حروف اول اسامی کشورهای طرف توافق درست شد. در سال 2010 آفریقای جنوبی (South Africa) به آنها پیوست و توافق بریم، بریکس نامیده شد. اینکه در بیست‌وسه سال پس از تشکیل آنچه معاملاتی بر پایه آن در میان اعضا انجام‌شده و بر چه پایه پولی انجام‌شده است بر ما پوشیده است؛ اما ظاهراً شکل‌گیری و عملیاتی شدن آن بسیار کند بوده است. خصوصاً اینکه در ده سال پیش که ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا و متعاقباً ژائیر بولسونارو راست‌گرا و پیرو ترامپ رئیس‌جمهور برزیل شد عملیاتی شدن این توافقنامه، نحوه پرداخت در معاملات میان اعضا متزلزل شد. پس از انتخاب مجدد لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا رئیس‌جمهور اسبق نیاز به چنین سازوکاری به‌طور جدی‌تری مطرح و پیگیری شد.

چرا بریکس را جدی‌تر می‌گیرند؟
در سال‌های اخیر که کشورهای غربی و خصوصاً آمریکا به‌صورت فزاینده از روابط بانکی و مالی به‌صورت بلوکه یا توقیف کردن دارایی‌ها و سپرده‌های بانکی و یا تحریم بانکی و اقتصادی سایر کشورها بدون اجازه شورای امنیت سازمان ملل متحد به‌صورت یک‌جانبه و خودسرانه استفاده کرده، عملاً اعتماد کشورهای ثالث نسبت به سپرده‌گذاری و عملیات بانکی با دلار کاسته شده است.
تا وقتی‌که تحریم‌ها نسبت به کشورهای کوچک‌تر مانند ونزوئلا و کوبا و ایران اعمال می‌شد که دیگران نیز همکاری با دلار و رویه بانک‌های امریکا را غیرقابل اعتماد دانسته و از معامله با این کشورها خودداری می‌کنند. کشورهای مقتدر بریکس خصوصاً چین و گاهی هند و روسیه برای منافع خودشان راه‌هایی برای دور زدن تحریم آمریکا می‌یافتند؛ اما زمانی که روسیه پس از جنگ اوکراین در زمینه‌های مختلف از سوی آمریکا تحریم شد و پس از آنکه چین نیز به دلیل رقابت جدی در عرصه تحارت بین‌الملل به بهانه‌های مختلف در برخی زمینه‌ها از سوی آمریکا تحریم شد. همچنین با روی کار آمدن لولا دا سیلوا در برزیل این کشور که به نوبه خود نگرانی‌هایی از تحریم دارد قضیه را جدی‌تر گرفتند و اجلاس ماه اوت ۲۰۲۳ ژوهانسبورگ را می‌توان از این لحاظ یک واقعه مهم و نقطه عطفی در روند تجارت بین‌الملل دانست.

توسعه بریکس
در اجلاس اخیر با توجه به زمینه‌چینی‌های قبلی از شش کشور مهم دیگر دعوت به مشارکت شد و رئیس‌جمهوری اسلامی ایران نیز شرکت کرد. ایران و مصر و عربستان از وزین‌ترین و مهم‌ترین کشورهای منطقه هستند و امارات متحده نیز به دلیل ثروت و اندوخته‌های خود و مرکزیت بازرگانی و صادرات مجدد بسیار مهم است. آرژانتین هم پس از برزیل بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کشور آمریکای جنوبی است؛ و با عضویت اتیوپی در آفریقا بر عرصه بریکس در قاره‌های آفریقا و آمریکای جنوبی افزوده می‌شود.

واحد ارزی معاملاتی در بریکس
مطبوعات ایران اعلام کردند آقای لولا دا سیلوا در کنفرانس سران در ژوهانسبورگ پیشنهاد کرده که کشورهای عضو برای معاملات میان خودشان یک واحد پولی بریکس درست کنند. با توجه به تجربه شخصی در سالیان دور در اتحادیه اقتصادی اروپا فکر می‌کنم در این باره در ترجمه دقت نشده باشد. اگر در اغلب کشورهای اتحادیه اروپا پول واحد یورو پذیرفته شد به دلیل وحدت جغرافیایی و اتحاد گمرکی و مسائل تاریخی و اجتماعی متفاوت است؛ اما همین اتحادیه اروپا نخست یک واحد محاسبه برای مبادلات ابداع کرد که آن را SDR یا Special Drafting Right یا حق برداشت مخصوص می‌نامیدند. این واحد محاسبه در آغاز از یک سبد پولی تشکیل می‌شد که درصد بزرگ‌تری از مارک آلمان غربی و درصدهایی از فرانک فرانسه و پوند انگلیس و لیر ایتالیا و پول‌های بنلوکس معادل یک دلار تعیین می‌شد. در نتیجه کشور فروشنده گشایش اعتبار را با تبدیل ارز ملی خود به این واحد اعلام می‌کرد و پروفورما پا پیش فاکتور صادر می‌کرد و هنگام تحویل کالا نیز معادل واحد محاسبه را با تبدیلی نرخ روز به پول ملی دریافت می‌کرد. سبد پولی واحد محاسبه موجب می‌شد تأثیر کاهش یا افزایش نرخ ارز هریک از پول‌های سبد ثأویر اندکی در نرخ و دریافتی فروشنده داشته باشد و موجب زیان او نشود. در این محاسبه بیشتر در مقابل دلار در معرض افزایش با کاهش نرخ قرار داشت.
چون اهداف سیاسی و احتماعی بریکس با اتحادیه اقتصادی اروپا فرق می‌کند تصور نمی‌رود در آینده نزدیک از امکانات کارشناسی و احرایی چنان واحد محاسبه‌ای برخوردار شود و حتی نیازی به آن داشته باشد. در این زمینه تجربه بازرگانی چین و ایران می‌تواند الگوی مناسبی باشد.

مکانیسم مبادلات ارزی ایران و چین
ایران و چین از سال‌ها پیش برای دور زدن تحریم‌ها و تسویه حساب‌های خودشان از دلار به عنوان واحد محاسبه استفاده می‌کنند که پذیرای ریسک تغییر نرخ ارزهای بومی نشوند. ایران نفت خود را به نرخ معادل دلار به چین می‌فروشد به حساب بستانکار ایران منظور می‌شود. خریدار ایرانی کالای خود را از چین به بهای معادل دلار در آن روز می‌خرند و بهای آن را به نرخ روز دلار به بانک مرکزی می‌پردازد و بانک مرکزی به حساب بستانکار خود دستور می‌دهد که معادل دلاری فروشنده چینی را با تبدیل به یوآن به فروشنده چینی بپردازد.
در نتیجه بدون اینکه دلاری مبادله شود فروشنده چینی کالای خود را به یوآن فروخته و خریدار ایرانی بهای آن را به ریال پرداخته است در حال حاضر زیان ایران در این است که خریدار ایرانی باید پرداخت‌های خود را نقداً انجام دهد. برای کشورهایی عضوکه تحریم نیستند این کار توسط بانک‌های کارگزار مستقیماً انجام با گشایش اعتبار در شرایط متعارف انجام می‌شود اما نیاز به نوعی تخصیص اعتبار ویژه دارد زیرا همه کشورها آر محل فروش نفت یا کالاهای عمده دیگر حساب بستانکار ندارند.

پیوستن ایران به بریکس چه سودی دارد؟
ایران احساس می‌کند که در اثر تحریم در نوعی انزوای بین‌المللی قرار دارد و ضمن اینکه با برخی از کشورهای همسایه در مسائل امنیتی اختلافاتی دارد، برای همین برای خروج از انزوا تلاشی را آغاز کرده است که با ایجاد ارتباطات دوجانبه مثلاً با عربستان سعودی یا از طریق حضور در پیمانهای متعدد یا تشکل‌های بین‌المللی مانند شانگهای و اکنون بریکس از انزوا خارج شود و به‌صورت فعالانه‌تری در عرصه سیاسی و سپس تجارت بین‌المللی حضور مؤثر و مثبت داشته باشد. حتی در برخی تحلیل‌ها از کنار رفتن دلار به عنوان ارز واسط بین‌المللی سخنان مبالغه‌آمیز گفته‌اند. حضور در سازمان‌ها و تشکل‌های بین‌المللی می‌تواند به ارتقای روابط اقتصادی و بازرگانی کمک کند اما باز هم مشروط بر این است که دلایل اصلی انزوای سیاسی و تحریم اقتصادی رفع شود. مثلاً بریکس می‌تواند برای کشورهای عضو مسیر تعاملاتی خارج از مجرای دلاری فراهم کند اما به این معنی نیست که ضوابطی جایگزین سوئیفت یا لزوم رعایت پروتکل‌های FATF نداشته باشند و موجب جذب سرمایه گذاری‌های خارجی در ایران شود. ایران درگیر جنگی طولانی و فرسایشی با رژیم اسرائیل و آمریکا است وبه مرور به حضور اقتصادی و سیاسی و حتی نظامی خودشان در کشورهای اطراف ایران افزوده‌اند. این شرایط جنگی ریسک سرمایه گذاری را افزایش می‌دهد. گرچه چین به‌طور محدود در زمینه‌هایی وارد شده، اما آن هم ربطی به بریکس و شانگهای ندارد.
تحلیل مثبت از حضور مشتاقانه ایران در بریکس ملاحظه ارتقای سطح مبادلات سایر کشورهای عضو با یکدیگر است که شاید مشوقی باشد برای بازگشت ایران به پروتکل‌های FATF و تازه در آن صورت معاملات کنونی دور زدن تحریم‌ها با پرداخت نقدی می‌تواند به روال مطمئن از طریق بانک‌های کاگزار با هزینه کمتر تبدیل شود؛ و حسن دیگر آن شاید در این باشد که ملاحظه بی اثر یا کم اثر بودن حضور در این گونه تشکل‌ها که فقط می‌تواند اثر تبلیغی و قدری مُسکن داشته باشد و سیاستگذاران سرانجام به اندیشه راه حلی درمانگر بیندازد که مستلزم رفع موانع ناشی از شرایط جنگی تورم آفرین و فرسایشی است.

آیا بریکس دلار را از عرصه خارج می‌کند؟
اکنون بیش از ۲۰ سال از شکل گرفتن بریکس می‌گذرد و هنوز این پیمان بیشتر شکل آرمانی و نظری داشته است تا مکانیسمی اجرایی اما سابقه گزینش دلار و یورو به عنوان ارزهای معتبر و ابزار مبادلات بازرگانی به زمانی بازمی‌گردد که کشورهای غربی بر بازار جهانی تولید و تجارت استیلای انحصاری و اربابانه داشتند. طبیعتاً آن عصر سپری شده است یا می‌شود. اکنون بریکس با اعضای جدید شامل بیش از نیمی از عرصه جغرافیایی و جمعیتی و حتی تجاری جهان است. اگر ایران درگیر مسائل نظامی و تهدیدآمیز منطقه و دچار تحریم نمی‌بود، قطعاً در شمار بنیان‌گذاران این آرمان قرار می‌گرفت. به همین دلیل اکنون هم از محدودیت بنیادی آسوده نخواهد شد.
اگرچه بریکس به افزایش مبادلات و تسهیلات بانکی میان کشورهای عضو منجر خواهد شد، اما نمی‌تواند مانع مبادلات اساسی هریک از کشورهای عضو با کشورهای دیگر و مبالات بر پایه دلار شود. چین، هند و برزیل سه غول اصلی بریکس بیشترین مبادلات را با آمریکا دارند و آمریکا و غرب بازار صادراتی اصلی آنهاست و خواهد بود؛ اما همان طور که این اثر هشداری به جمهوری اسلامی در گزینش راه‌حلی مسالمت‌آمیز در سطح منطقه و خروج از شرایط بحرانی است، هشداری هم به آمریکا تلقی می‌شود که در استفاده از دلار به عنوان اسلحه برای واردکردن فشار تجدیدنظر کند.

فریدون مجلسی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل

فن بازار تخصصی برق، محل تعامل بازیگران علم و صنعت

0
فن بازار تخصصی برق، محل تعامل بازیگران علم و صنعت

دستاورد صنعت / تعامل مثبت بین بازیگران مهمی مانند پژوهشگاه نیرو، صندوق نوآوری شکوفایی و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری در جشنواره و فن‌بازار صنعت برق ایران زمینه‌ای را فراهم آورده است که انتظار می‌رود بر اساس آن مکانیزم‌های موثری مانند زیرساخت‌های لازم برای هم‌رسانی عرضه و تقاضای فناوری، ارائه تضامین مورد نیاز و مکانیزم‌های ارزش‌گذاری فناوری فعال شوند.
اقتصاد عصر کنونی، اقتصاد دانش‌بنیان است و آن کسی برنده رقابت در این عصر است که سریع‌تر از سایرین به دانش دسترسی داشته باشد. امروزه هیچ سازمانی نمی‌تواند به تنهایی همه منابع دانشی مورد نیازش را در اختیار داشته باشد و از این لحاظ حضور و مشارکت در اکوسیستم فناوری و نوآوری تبدیل به ابزاری مهم برای دسترسی به مزیت رقابتی پایدار شده است. حرکت به تنهایی در محیط رقابتی حاضر، محکوم به شکست است و همکاری با سایر بنگاه‌ها به عنوان یک راه سریع و منعطف برای دسترسی به دانش، منابع و مهارت‌های مکملی که در بنگاه‌‌های دیگر وجود دارد، به طور فزاینده‌ای مورد استقبال بنگاه‌ها قرار می‌گیرد.
شرکت‌های کوچک و بزرگ فناوری محور برای بقا به یکدیگر وابسته هستند. از یک سو شرکت‌های بزرگ به دلیل سلسله مراتب طولانی نیازمندند که با هدف افزایش چابکی و انعطاف‌پذیری با شرکت‌های کوچک همکاری کنند. علاوه بر آن، همکاری با شرکت‌های کوچک زمینه دسترسی به نیروی متخصص و با مهارت، دانش ورود به بازارهای جدید، افزایش اعتبار و برند و افزایش فرهنگ کارافرینی و خلاقیت را در شرکت‌های بزرگ فراهم می‌کند.
از سوی دیگر شرکت‌های کوچک نیز برای بقا، نیازمند همکاری با شرکت‌های بزرگ هستند و بر الزام مشارکت در این همکاری‌ها برای توسعه و تجاری‌سازی فناوری‌هایشان واقف هستند. شرکت‌های کوچک همواره با محدودیت منابع روبرو هستند. همکاری با شرکت‌های بزرگ زمینه‌ساز غلبه بر مشکلات مربوط به شرکت‌های کوچک مانند دسترسی به کانال های توزیع، منابع مالی، دانش بازار، اخذ مشروعیت اجتماعی و برندسازی است،اما این نوع همکاری‌ها در کنار همه مزایایی که برای آن برشمرده شد، بسیار پیچیده و تخصصی است و به دلیل عدم تقارن قدرت چانه‌زنی طرفین همکاری، دارای سطح بالایی از چالش و ریسک هستند.
این چالش ها دلایل متفاوتی دارند برای مثال: در قراردادهای همکاری‌های نامتقارن نیاز است الزاماتی برای جلوگیری از رفتار فرصت‌طلبانه طرفین و همچنین الزامات تسهیم مالکیت دارایی فکری حاصل از همکاری دیده شود. اما شرکت‌های بزرگ به دلیل دسترسی به وکلای حقوقی قوی معمولا قراردادهایی یک طرفه تنظیم می‌کنند. شرکت‌های کوچک به دلیل منابع مالی محدود نیاز دارند که پرداختی به موقع دریافت کنند اما شرکت‌های بزرگ صف پرداخت‌های طولانی دارند.
شرکت های کوچک به دلیل اینکه تجای سازی و تولید در حجم بالا را تجربه نکرده‌اند، ارزش فناوری‌شان را بیش از حد ارزیابی می‌کنند، در حالی که در اکثر مواقع فناوری سهم کمی در سرمایه لازم برای توسعه محصول دارد.
شرکت‌های کوچک معمولا بر عدم افشای اطلاعات فناوری خود قبل از عقد قرارداد اصرار می‌کنند درحالی‌که شرکت‌های بزرگ برای اطمینان از جدید بودن فناوری قبل از عقد قرارداد، نیازمند دریافت اطلاعات کامل‌تری در مورد آن هستند.
شرکت‌های کوچک ریسک انحلال بالایی دارند و شرکت های بزرگ قبل از عقد قرارداد با این شرکت‌ها خواهان اطمینان در خصوص عدم انحلال این شرکت‌ها در طی بازه زمانی تعریف شده برای همکاری هستند.
عدم شناخت شرکت‌های بزرگ از شرکت‌های کوچک به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات این شرکت‌ها و عدم اطلاع شرکت‌های کوچک از نیازهای شرکت‌های بزرگ یکی از دیگر چالش‌های مهم در مسیر شکل‌گیری همکاری بین این شرکت‌ها است.
به‌نظر می‌رسد علی‌رغم پتانسیل بالای این نوع از همکاری‌ها در کشور، به دلیل عدم وجود واسطه‌هايی مانند فن‌بازارها، به عنوان پلی میان شرکت‌های بزرگ و کوچک، این ارتباطات آن‌گونه که باید شکل نگرفته است. با تعامل مناسبی که در برگزاری این فن‌بازار بین بازیگران مهمی مانند پژوهشگاه نیرو، صندوق نوآوری شکوفایی و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری شکل گرفته است، امید می‌رود مکانیزم‌های موثری مانند زیرساخت‌های لازم برای هم‌رسانی عرضه و تقاضای فناوری، مشاوره‌های تخصصی مالکیت فکری، خدمات مالی و تسهیل ارائه تضامین مورد نیاز و مکانیزم‌های ارزش‌گذاری فناوری فعال شوند و گام بزرگی در تسهیل رابطه بین شرکت‌های بزرگ و کوچک برداشته شود و اقتصاد کشور را از منافع و برکات این رابطه بهره‌مند گرداند.
گروه مپنا نیز همواره عزمی راسخ در شناسایی و بهره‌گیری از گنجینه ارزشمند استعدادهای موجود در داخل کشور و ایجاد زمینه‌ای جهت رشد و اعتلای این استعدادها داشته است. یکی از اقدامات زیربنایی واحد پژوهش و فناوری مپنا، در راستای دستیابی به این مهم، راه‌اندازی پلتفرمی جهت شناسایی منابع نرم افزاری، سخت افزاری و مغزافزاری دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و موسسات پژوهشی کشور در حوزه‌های کاربردی مرتبط با کسب‌وکار گروه مپنا بوده است. هر ساله اطلاعات تعداد قابل توجهی از منابع دانشی داخل کشور در این سیستم (آدرس سیستم) ذخیره می‌شوند و بانک اطلاعاتی شکل گرفته پیرامون این موضوع به یکی از ابزارهای کاربردی در تعیین مجریان پروژه‌های تحقیق و توسعه در مپنا تبدیل شده است.
پیرو فعالیت‌های پیشین این مجموعه در ارتباط با موضوع، واحد پژوهش و فناوری مپنا آمادگی هرگونه همکاری در برگزاری فن بازار ملی صنعت برق را اعلام داشته و امیدوار است این رویداد به صورت سالانه تداوم داشته باشد و صنعت برق کشور و به تبع آن شرکت مپنا از دستاوردهای آن منتفع شود.

محمود رضا حقی‌فام، استاد دانشگاه تربیت مدرس

چرا جهان به نفت بیشتر نیاز دارد

0
چرا جهان به نفت بیشتر نیاز دارد

دستاورد صنعت / خمیر دندان، دئودورانت، صابون، دوربین، کامپیوتر، بنزین، نفت حرارتی، سوخت جت، لاستیک خودرو، لنزهای تماسی و اندام مصنوعی (پروتزها) چه اشتراکاتی دارند؟ اگر امروز نفت تمام می‌شد محصولات یادشده و بسیاری دیگر از مواد و خدمات حیاتی که از نفت یا مشتقات آن تولید می‌شوند به‌طور کامل از صحنه روزگار حذف و شبکه‌های حمل‌ونقل متوقف می‌شدند، گرمایش و سرمایش خانه‌ها با مشکلات بسیاری روبه‌رو می‌شود، زنجیره‌های تأمین از بین می‌رود و فقر انرژی گسترش می‌یابد.
هفتادودومین نسخه گزارش «بررسی آماری انرژی جهان»، به‌عنوان معیاری برای صنعت انرژی که برای نخستین بار انتشار آن از سوی شرکت بی‌پی انگلیس به مؤسسه انرژی (EI) واگذار شده و با مشارکت شرکت حسابداری کی‌پی‌ام‌جی (KPMG) و شرکت مشاوره کرنی (Kearny) منتشر شد یادآور می‌شود که سهم سوخت‌های فسیلی از انرژی جهان در سال ۲۰۲۲ میلادی ۸۲ درصد بوده که سطح آن مشابه ۳۰ سال گذشته است.
پس چرا در بیشتر بحث‌های انتقال انرژی، نقش حیاتی کالاهایی مانند نفت و گاز در بهبود زندگی، تقویت ثبات و امنیت انرژی و تلاش‌های صنایع مرتبط برای توسعه فناوری‌ها و بهترین شیوه‌ها برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای نادیده گرفته می‌شود!
مقیاس چالش تغییرات آب‌وهوایی دلهره‌آور است، اما پاسخگویی به تقاضای فزاینده انرژی در جهان و کاهش تغییرات اقلیمی نباید در خلأ قرار گیرد، یا با یکدیگر در تضاد باشند، در عوض، جهان باید برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و اطمینان از دسترسی مردم به محصولات و خدمات مورد نیاز برای زندگی راحت گام‌های اساسی بردارد.
برای تحقق این اهداف، اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در حال سرمایه‌گذاری در بخش‌های بالادست و پایین‌دست صنعت نفت به‌منظور ایجاد ظرفیت‌های تولیدی جدید، بسیج فناوری‌های پاک‌تر و به‌کارگیری تخصص گسترده برای کربن‌زدایی از صنعت نفت هستند.
سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر و ظرفیت‌سازی برای تولید هیدروژن، استفاده از فناوری‌های جذب کربن و ذخیره‌سازی و تلاش برای ارتقای اقتصاد دایره‌ای کربن می‌شود.
نکته پایانی این است که می‌توان همگام با سرمایه‌گذاری‌های هنگفت در زمینه تولید انرژی‌های تجدیدپذیر به تولید نفت مورد نیاز جهان امروز و دهه‌های آینده ادامه داد.
این رویکرد همچنین به ثبات جهانی در زمان وقوع نوسان‌ها کمک می‌کند و با توجه به اینکه تاریخ نشان می‌دهد که پدیده انتقال انرژی طی دهه‌ها تکامل می‌یابد و مسیرهای بسیاری را طی می‌کند، حیاتی است.
خودروهای برقی را در نظر بگیرید: اگرچه تویوتا پریوس نخستین خودروی هیبریدی تولید انبوه جهان در اواخر دهه ۱۹۹۰ شد، برآوردهای انجمن ملی فروشندگان خودرو ایالات متحده آمریکا نشان می‌دهد فروش خودروهای هیبریدی، پلاگین هیبریدی و خودروهای برقی باتری (BEV) تنها ۱۲.۳ درصد از کل وسایل نقلیه جدید فروخته‌شده در این کشور را طی سال ۲۰۲۲ میلادی شامل شده است.
در حالی که افزایش محبوبیت خودروهای برقی غیرقابل‌انکار است، فروش کل خودروهای برقی نیز تنها ۱۹ درصد از فروش خودروهای جدید در چین را طی سال گذشته میلادی تشکیل می‌دهد. به‌طور مشابه، در اتحادیه اروپا، وسایط ‌نقلیه با استفاده از بنزین یا گازوئیل همچنان حدود نیمی از کل فروش خودرو در سال ۲۰۲۲ میلادی را شامل شدند.
بنابراین زمانی که سخن از بخش حمل‌ونقل و در واقع بسیاری از زمینه‌های دیگر به میان می‌آید، واضح است که نادیده گرفتن این موضوع که میلیاردها نفر در سراسر جهان متکی به مصرف نفت هستند و این نیاز تا آینده قابل پیش‌بینی ادامه خواهد داشت، عقلانی به نظر نمی‌آید.
این موضوع زمانی که با سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای پاسخگویی به تقاضای فزآینده انرژی، تضمین امنیت انرژی و دسترسی مقرون‌به‌صرفه و کاهش انتشار جهانی گازهای گلخانه‌ای مطابق با توافقنامه اقلیمی پاریس همراه شود، تشدید می‌شود.

افزایش تقاضا برای انرژی
جمعیت جهان در حال افزایش است. چشم‌انداز جهانی نفت اوپک (WOO) برای سال ۲۰۲۲، افزایش ۱.۶ میلیارد نفری را تا سال ۲۰۴۵ میلادی نشان می‌دهد، در حالی که آمارهای سازمان ملل متحد از رشد حدود ۱۰.۴ میلیارد نفری تا سال ۲۱۰۰ حکایت دارد.
به موازات آن، برآوردهای اوپک نشان می‌دهد تقاضای جهانی انرژی تا سال ۲۰۴۵ میلادی ۲۳ درصد افزایش می‌یابد.
پیش‌بینی می‌شود در این مدت، تقاضای نفت به حدود ۱۱۰ میلیون بشکه در روز برسد، بنابراین واضح است که نفت در دهه‌های آینده همچنان بخش مهمی از زیرساخت انرژی جهان خواهد بود.
این موضوع با بسیاری از بیانیه‌های دهه‌های گذشته که می‌گفتند عصر نفت به پایان رسیده در تضاد کامل است. در واقع، تقاضا برای نفت در دوران معاصر به بالاترین حد خود نزدیک است و در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ میلادی نزدیک به روزانه ۵ میلیون بشکه افزایش خواهد یافت. اکنون هیچ شکل واحدی از انرژی نمی‌تواند به تنهایی تقاضای انرژی مورد انتظار آینده را برآورده کند، در عوض، رویکرد «همه مردم، انواع سوخت و فناوری» مورد نیاز است.
به این ترتیب، کشورهای عضو اوپک آماده، مایل و قادر به تأمین انرژی مقرون‌به‌صرفه مورد نیاز برای تأمین نیازهای انرژی در آینده هستند و در عین حال انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش می‌دهند و در انجام این کار به ریشه‌کنی فقر انرژی کمک می‌کنند.
سازمان ملل متحد یادآور می‌شود که بیش از ۷۰۰ میلیون نفر هنوز به برق دسترسی ندارند و حدود یک‌سوم جمعیت جهان از منابع ناکارآمد و با آلایندگی بالا برای مصارف آشپزی و گرمایش استفاده می‌کنند. این افراد در زندگی روزمره خود با خودرو شخصی، لپ‌تاپ یا تهویه مطبوع سروکاری ندارد، بلکه برای نیازهای اولیه مانند گرما و برق با چالش روبه‌رو هستند.
برای ارائه دسترسی جهان به انرژی کافی و مقرون‌به‌صرفه و ریشه‌کنی فقر انرژی، نفت می‌تواند نقش کلیدی را در کشورهای در حال توسعه ایفا کند. کشورهای در حال توسعه در این باره بسیار شفاف هستند و همچنان تلاش‌هایشان ادامه دارد. آیا کشورهای توسعه‌یافته هم به این موضوع توجه دارند؟

سرمایه‌گذاری در نفت برای امنیت انرژی حیاتی است
واقعیت نگران‌کننده دیگری که اکنون در سراسر جهان وجود دارد این است که سرمایه‌گذاری کافی در زمینه انرژی‌های مختلف انجام نمی‌شود، رشد تقاضا برای نفت به تنهایی مستلزم سرمایه‌گذاری بسیار بیشتری برای حفظ عرضه پایدار است.
با سرمایه‌گذاری ۱۲.۱ تریلیون دلاری یا سالانه بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار نفت تا سال ۲۰۴۵ نزدیک به ۲۹ درصد از نیاز جهانی به انرژی را شامل می‌شود، اما سطوح سالانه اخیر بسیار کمتر از این بوده است.
نتایج بررسی‌های اخیر دبیرخانه اوپک نشان می‌دهد طی پنج سال آینده بین افزایش پیش‌بینی‌شده تقاضا و عرضه جهانی، کسری روزانه ۱۶ میلیون بشکه‌ای در بازارهای جهانی نفت وجود خواهد داشت و این شرایطی است که امروز برخی خواستار آن هستند.
صنعت نفت تا به امروز نقش اساسی در بهبود زندگی میلیاردها نفر داشته است. اگر قرار است به همین منوال ادامه یابد و اگر جهان در اجرای انتقال منظم انرژی و تأمین تقاضای انرژی در آینده و در عین حال تضمین امنیت انرژی برای همه جدی است، مشکل رقم اندک سرمایه‌گذاری‌ها در این صنعت باید به‌سرعت برطرف شود.
سلطان احمد الجابر، رئیس منتخب نشست تغییرات اقلیمی کاپ ۲۸ (کنفرانس تغییرات آب و هوایی سازمان ملل متحد) که قرار است در امارات متحده عربی برای ارزیابی پیشرفت در توافق پاریس برگزار شود، می‌گوید جهان به حداکثر انرژی و حداقل انتشار گازهای گلخانه‌ای نیاز دارد. وی معتقد است که اگر می‌خواهیم نیازهای کنونی و آینده جهان به انرژی را برآورده کنیم، درجه‌ای از عمل‌گرایی سالم برای دستیابی به این هدف به‌ویژه با توجه به نیاز آشکار به استفاده از انواع انرژی ضروری خواهد بود.
سرانجام، هیچ تولیدکننده، کشور یا صنعتی را نمی‌توان نادیده گرفت و ما معتقدیم بحث‌ها در کاپ ۲۸ امسال بازتاب‌دهنده این موضوع خواهد بود.
گذشته از همه اینها، تاریخ مملو از نمونه‌های بی‌شماری از آشفتگی است که باید به‌مثابه هشداری باشد که این آشفتگی زمانی به وجود می‌آید که سیاست‌گذاران نتوانند پیچیدگی‌های درهم‌تنیده انرژی را درک کنند.
منبع: شبکه خبری سی‌ان‌بی‌سی

هیثم الغیص- دبیرکل اوپک

چطور از صنایع پیشرو در تولید برق تجدیدپذیر حمایت می‌کنیم

0
چطور از صنایع پیشرو در تولید برق تجدیدپذیر حمایت می‌کنیم

دستاورد صنعت / رئیس سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره وری انرژی برق با بیان اینکه وزارت نیرو از صنایع پیشرو در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر حمایت ویژه می‌کند، افزود: صنایع تولیدکننده انرژی تجدیدپذیر از محدودیت‌های برقی معاف می‌شوند.
محمود کمانی، در ارتباط با اقدامات وزارت نیرو در راستای حمایت از صنایع بزرگ برای احداث و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر گفت: بر اساس ابلاغیه وزارت نیرو قرار است به صنایعی که بر اساس تکالیف قانونی خود اقدام به احداث نیروگاه تجدیدپذیر می‌کنند، انرژی برق معادل و پایدار بدون دریافت هزینه برق تحویل داده شود.
وی افزود: بر اساس ماده ۴ قانون مانع زدایی از صنعت برق، صنایع بزرگ موظف هستند تا نسبت به احداث ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه برق اقدام کنند که هزار مگاوات این میزان باید انرژی تجدیدپذیر باشد.
معاون وزیر نیرو ادامه داد: در همین رابطه دستورالعملی از سوی وزارت نیرو به صنایع بزرگ ابلاغ شده است که در آن مشوق‌هایی با هدف ترغیب صنایع برای احداث و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر مشخص شده است.
رییس سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری انرژی برق در همین رابطه توضیح داد: دستورالعمل مورد اشاره این امکان را فراهم می‌کند که اگر یک واحد صنعتی اقدام به احداث نیروگاه تجدیدپذیر به صورت خود تامین کرد، صرف نظر از اینکه این نیروگاه در کدام منطقه از کشور باشد، وزارت نیرو انرژی برق تولیدی صنایع از محل انرژی‌های تجدیدپذیر را تحویل می‌گیرد و معادل همان انرژی را به صنایع در محل کارخانه تحویل می‌دهد.
کمانی با تاکید بر اینکه وزارت نیرو در این نوع از تبادل خود پولی بابت برق تحویلی به صنایع دریافت نمی‌کند، افزود: اگرچه برق تولیدی در نیروگاه‌های خورشیدی از صبح تا بعد از ظهر به شکل ناقوسی است و در ایام ظهر به اوج می‌رسد، اما انرژی مورد نیاز این صنایع به صورت تمام از شبکه برق تامین می‌شود که در این شرایط صنایع از هزینه انتقال انرژی نیز معاف می‌شوند.
معاون وزیر نیرو با اشاره به اینکه در این مدل صنایع می‌توانند در فصل تابستان از برق پایدار بهره‌مند شوند، ادامه داد: با اینکه در شرایط کنونی صنعت برق در فصل گرم سال دچار ناترازی است، اما صنایعی که در حوزه انرژی تجدیدپذیر ورود کنند، از امکان تامین برق پایدار بهره مند، می‌شوند و مشمول اجرای طرح‌های محدودیت مصرف برق به وِزه در دوره گرم سال نخواهند شد.
وی با اشاره به تفاوت مشوق‌های وزارت نیرو برای صنایع در حوزه احداث نیروگاه حرارتی و تجدیدپذیر عنوان کرد: اگرچه معافیت صنایع پیشرو در حوزه احداث نیروگاه از محدودیت برق و تامین برق معادل صنایع برای هر دو نوع نیروگاه وجود دارد، اما امتیازات در نظر گرفته شده برای نیروگاه تجدیدپذیر نسبت به نیروگاه حرارتی بیشتر است.
کمانی در همین رابطه اضافه کرد: در حوزه تولید انرژی تجدیدپذیر وزارت نیرو متعهد خواهد شد به صنایع پیشرو ۳۰ درصد بیشتر از برق تولیدی عدم قطعی برق بدهد. به عنوان مثال اگر صاحب کارخانه‌ای ۱۰۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر احداث کند، به میزان ۱۳۰ مگاوات مصرف او از آن شمول محدودیت دوره پیک خارج می‌شود.
وی در بخش انتهایی سخنان خود با اشاره به استقبال خوب صنایع از این طرح افزود: نظر به استقبال خوب صنایع بزرگ از این طرح تاکنون ۲۹۰۰ مگاوات پروانه احداث نیروگاه تجدیدپذیر برای صنایع صادر شده که تقریباً ۳ برابر میزان در نظر گرفته شده در قانون است و پیش بینی می‌کنیم، با بهره برداری از این نیروگاه‌ها شاهد افزایش قابل توجه میزان برق تحویلی به صنایع در ایام اوج بار سال‌های آینده باشیم.

سهم یک درصدی بخش خصوصی از صنعت پالایش نفت

0
سهم یک درصدی بخش خصوصی از صنعت پالایش نفت

دستاورد صنعت / مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی ویژه باعنوان « سهم نهادهای شبه دولتی در اقتصاد/ صنعت پالایش نفت» نوشته است:« در این گزارش به بررسی سهم نهادهای عمومی غیردولتی و دولت (به دلیل سهم قابل توجه) در صنعت پالایش نفت (نفت خام و میعانات گازی) پرداخته شده است.»
بنابر این گزارش «بر اساس نتایج گزارش سازمان تأمین اجتماعی، دولت (شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی)، سهام عدالت و تأمین اجتماعی نیروهای مسلح (ساتا) به ترتیب ۴۵، ۳۵، ۱۱ و ۸ درصد از حق کنترل و مدیریت صنعت پالایش نفت کشور را در اختیار دارند و سهم بخش خصوصی از مدیریت صنعت مذکور تنها حدود یک درصد است.
به جز این بنابر گزارش بازوی پژوهشی مجلس در بخش نقدی نیز «دولت و نهادهای عمومی غیردولتی مذکور به همراه سایر نهادهای عمومی غیردولتی نظیر صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت، هیئت امنای صرفه جویی ارزی، صندوق بازنشستگی کارکنان بانک های ملی و ادغام شده، بیمه اجتماعی روستاییان، عشایر و کشاورزان، بنیاد شهید و امور ایثارگران و صندوق بازنشستگی کشوری، منتفعان اصلی صنعت پالایش نفت کشور هستند و بخش خصوصی سهمی کمتر از یک درصد را داراست.»
در بخش دیگری از این گزارش آمده است:« شرکت های پالایش نفت در گروه «فرآورده های نفتی، کک و سوخت هسته ای » بازار بورس دسته بندی می شوند. از ۱۰ شرکت پالایشی فعال در کشور، ۴ شرکت غیر بورسی هستند. گفتنی است براساس صورت های مالی 6ماهه اول سال ۱۴۰۱، ۶ شرکت بورسی پالایش نفت همگی سود دهه بوده اند. شرکت پالایشی نفت آبادان با ظرفیت اسمی پالایش ۳۹۰ هزار بشکه نفت خام در روز در جایگاه اول قرار می گیرد. پالایش نفت کرمانشاه با پالایش 22 هزار بشکه نفت خام، کمترین ظرفیت پالایشی را در بین ۱۰ شرکت پالایشی داراست.»
بنابر این گزارش «در یک بررسی اولیه مشخص می شود که صنعت پالایش کشور عمدتا در اختیار دولت و نهادهای عمومی غیردولتی است و بخش خصوصی سهم ناچیزی از صنعت مذکور را در اختیار دارد. به غیر از پالایشگاه کرمانشاه که ۸۰ درصد سهام آن در فرآیند خصوصی سازی به بخش خصوصی واگذار شد، ۹ پالایشگاه دیگر در مالکیت دولت و نهادهای عمومی غیردولتی است.»
این گزارش نشان می دهد که «دولت از طریق شرکت پالایش و پخش فرآورده های نفتی، سازمان تأمین اجتماعی از طریق شرکت سرمایه گذاری نفت، گاز و پتروشیمی تأمین (تاپیکو)، سهام عدالت، سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح (ساتا) از طریق شرکت های سرمایه گذاری تجاری شستان و غدیر، صندوق بازنشستگی و از کار افتادگی بانک های ملی و بانک های ادغام شده از طریق شرکت سرمایه گذاری غدیر، صندوق بازنشستگی کارکنان صنعت نفت از طریق شرکت سرمایه گذاری اهداف و هیئت امنای صرفه جویی ارزی از طریق شرکت آوای پردیس سلامت از بازیگران اصلی بازار پالایش نفت هستند.»

برنامه‌هایی برای اجرا نشدن

0
برنامه‌هایی برای اجرا نشدن

برنامه‌نویسی در ایران به سال‌های پیش از انقلاب برمی‌گردد. از آن زمان تا به امروز 13برنامه توسعه توسعه تدوین شده است. سیزدهمین برنامه توسعه‌ای ایران در حال حاضر برای بررسی به مجلس رسیده است. از این 13 برنامه شش برنامه برای سال‌های پیش از انقلاب و 7 برنامه نیز برای سال‌ها پس از انقلاب است که البته هیچ‌یک از این برنامه‌ها در هشتاد سالی که گذشت، نتوانستند به اهدافی که برای خود تبیین کرده بودند، دست یابند.

برنامه‌های توسعه پیش از انقلاب
آغاز برنامه‌نویسی در کشور به سال 1327 بازمی‌گردد. در سال 1327 ایران نیز مانند بسیاری از دیگر کشورها، نگاشتن برنامه توسعه را آغاز کرد؛ در این بین سازمان برنامه و بودجه کشور در سال 1337 تاسیس شد؛ یعنی برنامه‌نویسی در ایران حتی 10سال پیش از تاسیس سازمان برنامه و بودجه آغاز شده است. با این تفاوت که بسیاری از کشورها با این برنامه‌ها، به پیشرفت‌های بزرگ دست یافتند؛ اما در ایران به دلایل مختلفی این امر تاکنون محقق نشده و هنوز هم با گذشت قریب به 80 سال دولت‌ها در نگاشتن برنامه‌های توسعه، شرایط حاکم بر کشور را در نظر نمی‌گیرند و به قول برخی از اقتصاددانان، ما به جای برنامه‌نویسی، شاهد نگاشتن رویاهای دولتمردان وقت هستیم. رؤیاهایی که هیچ‌گاه نیز قرار نیست جامه عمل بر خود بپوشند.
برنامه‌های اول و دوم به صورت دو برنامه هفت‌ساله از سال‌های 1327 تا سال 1341 اجرایی شدند. برنامه هفت‌ساله اول، برنامه‌ای بود که با کمک کارشناسان شرکت آمریکایی موریسن نودسن و با حمایت بانک جهانی در کشور اجرایی شد؛ اما باتوجه به مشکلات ساختاری کشور، سال 1334 شاهد توقف این برنامه برای انجام برخی از اصلاحات در آن بودیم. برنامه دوم نیز مشکلات فراوانی داشت؛ با این تفاوت که در این دوره شاهد پیشرفت‌های مهمی در کشور در زمینه‌های حمل و نقل، سدسازی، صنعتی و… بودیم. این برنامه البته نتیجه مهمی نیز با خود به دنبال داشت و در سال 1337 سازمان برنامه و بودجه تصویب شد. سازمانی که در تدوین برنامه سوم توسعه نقش مهمی ایفا کرد. کارشناسان معتقدند این دو برنامه جامعیت لازم را نداشتند اما برنامه‌های بعدی پخته‌تر شده بودند و با جامعیت کافی اهداف مهمی را دنبال می‌کردند.

برنامه سوم در قبل از انقلاب، یک برنامه پنج‌ساله بود و تا سال 1346 اجرایی شد. این برنامه یکی از موفق‌ترین برنامه‌های توسعه‌ای کشور بود و حتی در برخی موارد توانست از اهداف خود پیشی بگیرد


برنامه سوم، یک برنامه پنج‌ساله بود و تا سال 1346 اجرایی شد. این برنامه یکی از موفق‌ترین برنامه‌های توسعه‌ای کشور بود و حتی در برخی موارد توانست از اهداف خود پیشی بگیرد و توسعه خوبی را برای بخش‌های مختلف کشور به دنبال داشت. برنامه چهارم نیز مانند برنامه سوم، پنج‌ساله بود و تا سال 1351 ادامه داشت. کارشناسان این برنامه را نیز یکی از برنامه‌های موفق قلمداد می‌کنند و معتقدند اگر پیشرفت‌های برنامه چهارم توسعه ادامه می‌یافت، می‌شد آینده روشنی را برای کشور تصور کرد. اما این اتفاق نیفتاد و باتوجه به نوسانات قیمت نفت و… شاهد ناکامی‌های زیادی در برنامه پنجم بودیم.
برنامه پنجم تا سال 56 ادامه داشت و قرار بر این شده بود که در برنامه ششم کاستی‌های آن رفع شود؛ اما باتوجه به پیروز شدن انقلاب اسلامی عملاً هیچ‌گاه این اتفاق نیفتاد و حتی حدود 12سال هیچ برنامه توسعه‌ای پس از انقلاب در کشور اجرایی نشد.

برنامه‌های توسعه‌ای پس از انقلاب
پیروزی انقلاب برای 12سال، برنامه‌های توسعه‌ای را متوقف کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شاهد تغییرات اساسی در ساختار اقتصادی کشور بودیم و جنگ نیز مسئله مهمی بود که باید بدان توجه می‌شد و در واقع تنها اولویتی که در آن زمان وجود داشت، مسئله جنگ بود. پیش از جنگ، یک برنامه پنج‌ساله برای سال‌های 57 تا 61 به عنوان برنامه ششم تهیه شده بود به دلایل مختلف اجرایی نشد و بعد از آن هم باتوجه به آغاز جنگ در کشور، برنامه‌ای در دستور کار قرار نگرفت.
البته در سال‌های جنگ یک برنامه توسعه‌ای برای سال‌های 62 تا 66 نگاشته شد اما باتوجه به اینکه مجلس هیچ‌گاه این برنامه را تصویب نکرد، برنامه نخست تا پایان جنگ اجرایی نشد و همزمان با پایان جنگ در سال 68، شاهد اجرا و تصویب نخستین برنامه توسه در کشور بودیم.
هدف برنامه نخست آن بود که دولت برای کاهش خسارات جنگ وارد عمل شود و بتواند با استفاده از حداکثر ظرفیت‌های موجود در کشور، رشد و توسعه را به ارمغان آورد. این برنامه هرچند در زمینه‌هایی چون کاهش بیکاری و… موفق بود، اما به طور کل نتوانست موفق عمل کند و نه تنها نقش دولت در اقتصاد کاهش نیافت که تورم‌های بالا را نیز در آن برهه شاهد بودیم.
برنامه دوم نیز از سال 74 تا 78 اجرایی شد. این برنامه با اینکه اهدافی چون ایجاد رشد اقتصادی، اشتغال‌زایی و… را دنبال می‌کرد، اما در نهایت نتوانست به اهداف خود دست یابد.
برنامه سوم از سال 79 آغاز شد و بسیاری عقیده دارند از سایر برنامه‌های توسعه‌ای پس از انقلاب موفق‌تر عمل کرده است. این برنامه توانست رشد اقتصادی 6درصدی را به دنبال بیاورد و در زمینه کاهش تورم نیز حتی بهتر از آنچه در اهدافش پیش‌بینی بود، عمل کرد.
برنامه چهارم نیز در سال‌های دولت احمدی‌نژاد در کشور اجرایی شد؛ این برنامه دقیقاً همراه با منحل شدن سازمان برنامه و بودحه در کشور شد که در نهایت نیز به هیچ‌یک از اهدافش در زمینه کاهش بیکاری، دستیابی به تورم پایین، رشد اقتصادی و… نرسید. ‌برنامه پنجم نیز در دوره دوم دولت او اجرایی شد که اهداف آن هم آن‌طور که باید و شاید محقق نشد.
برنامه ششم نیز اهدافی چون رشد اقتصادی 8درصدی و… را دنبال می‌کرد که در نهایت نه رشد اقتصادی هشت درصدی داشتیم نه کاهش تورم و نه هیچ‌یک از دیگر اهدافی که در آن دیده شده بود.
لایحه برنامه هفتم توسعه برای سال‌های 1402 تا 1406 تدوین شده که دارای 22 فصل و 7 بخش است که بخش‌های اقتصادی، زیربنایی، فرهنگی و اجتماعی، علمی، فناوری و آموزشی، سیاست خارجی، دفاعی و امنیتی و اداری، حقوقی و قضایی است. این برنامه البته قرار بود تا شهریور 1400 تصویب شود، اما این اتفاق محقق نشد و با تاخیری حدوداً دو ساله هشتم خرداد ماه امسال، لایحه برنامه هفتم در دولت تصویب شد.
بسیاری از کارشناسان اقتصادی این برنامه را دقیقاً مانند برنامه ششم می‌دانند و معتقدند این برنامه با شرایط روز اقتصاد کشور فاصله زیادی دارد و احتملا مانند دیگر برنامه‌های توسعه، به اهدافش دست نخواهد یافت. حال باید دید در نهایت سرنوشت این برنامه نیز به برنامه‌های پیشین دچار خواهد شد و یا دولت بالاخره دست از رویاپردازی برخواهد داشت و باتوجه به شرایط روز، دست به اصلاحات اساسی خواهد زد.

هند، انرژی پاک را با اکتشاف مواد معدنی حیاتی، توسعه می دهد

0
هند، انرژی پاک را با اکتشاف مواد معدنی حیاتی، توسعه می دهد

دستاورد صنعت / هند در راستای حرکت به سوی انرژی پاک، در نظر دارد اکتشاف مواد معدنی حیاتی را در دستور کار خود قرار دهد.
به گزارش وب سایت mongabay، هند در راستای حرکت به سمت استفاده از انرژی پاک، اکتشاف مواد معدنی حیاتی را در دستور کاردارد.
این در حالی است که اخیرا، هند برای حرکت به سوی استفاده از انرژی پاک در بخش نیرو، حمل و نقل و دیگر حوزه ها، کاملا به واردات لیتیوم، نیکل،کبالت، مس و مواد معدنی مورد نیاز این امر، وابسته شده است.
بنابراین، پس از تعیین نخستین خط مشی هند در مورد مواد معدنی حیاتی در ژوئن سال جاری، دولت این کشور اخیراً قوانین مهمی را در راستای اعطای اجازه اکتشاف و استخراج مواد معدنی به فعالان بخش خصوسی را تصویب کرد تا عرضه و وابستگی به واردات این حوزه کاهش یابد.
طی ژوئن سال جاری میلادی، دولت مرکزی هند30 ماده معدنی حیاتی را شامل لیتیوم، کبالت، نیکل، گرافیت، قلع و مس را تعیین کرد و نیز تضمین عرضه این مواد معدنی را کلید حرکت به سمت انرژی پاک در بخش های نیرو، حمل و نقل و سایر حوزه ها در هند اعلام کرد.
دسترسی به این مواد معدنی برای ایجاد فناوری‌های تولید انرژی پاک در مقیاس بزرگ مانند پانل‌های خورشیدی، توربین‌های بادی، ذخیره‌سازی باتری در مقیاس کاربردی و باتری‌های وسایل نقلیه الکتریکی ضروری است.

تولید کنسانتره مس در بزرگترین کانسار فلز سرخ روسیه
تولید کنسانتره مس در بزرگترین کانسار توسعه نیافته مس روسیه آغاز شد.
خبرگزاری رویترز گزارش داده که تولید کنسانتره مس در بزرگترین کانسار توسعه نیافته مس روسیه (پروژه ادوکان Udokan در شرق روسیه طی مراسمی با حضور ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور این کشور از طریق ویدئو کنفرانس آغاز شد.
این پروژه به مجاورت چین و تقاضای این کشور به عنوان بزرگترین مصرف کننده فلزات جهان و نیز تقاضای آینده ناشی از حرکت جهانی به سمت انرژی سبز متکی است.
کارخانه فرآوری ادوکان، کنسانتره سولفید مس با محتوای 40 تا 45 درصد فلز را تولید خواهد کرد. این در حالی است که پس از راه اندازی فاز نخست کارخانه متالورژی در سال 2024میلادی ، ادوکان قادر خواهد بود تا با دریافت سالانه 15 میلیون تن سنگ معدن ، 150000 تن مس به صورت کاتد و کنسانتره مس را در سال تولید کند.
این کانسار با ذخیره تقریبی 26 میلیون و 700 هزار تن مس، بزرگترین ذخیره فلز سرخ روسیه به شمار می رود. اگر چه، به دلیل نیاز به فناوری منحصر به فرد برای استخراج و بهره برداری از این معدن، امکان بهره برداری از آن از زمان کشف در سال 1949 تا کنون میسر نبود.


تولید مس شیلی افزایش یافت
تولید فلز سرخ شیلی طی ژوئیه 2023 میلادی با رشد 1.7 درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته به ثبت رسید.
به گزارش وب سایت ماینینگ، میزان تولید مس شیلی طی ژوئیه 2023 میلادی 430 هزار و 900 تن به ثبت رسید که حاکی از رشد 1.7 درصدی نسبت به مدت مشابه سال 2022 میلادی است.
افزایش 5.7 درصدی تولید در معدن کولاهواسی (رشد تولید 5 هزار تنی) و نیز تولید82 هزار و 400 تنی(رشد 1.23 درصدی) در معدن اسکوندیدای شرکت بی اچ پی (BHP) از دلایل رشد تولید فلز سرخ شیلی طی ژوئیه 2023 میلادی عنوان شده است.
این در حالی است که میزان تولید شرکت کودلکو شیلی در مدت یاد شده، با افت 2.6 درصدی به 124هزار و 700 تن کاهش یافت.
شیلی بزرگترین کشور تولیدکننده مس جهان است که xd سال 2022 میلادی توانست با تولید 5 میلیون و 200 هزار تن سرخ در صدر تولیدکنندگان جهان قرار گیرد. این کشور همچنین از نظر ذخایر مس در بین کشورهای برتر دنیا جای دارد.

چین 10 میلیارد دلار سرمایه خارجی در بخش معدن جذب کرد
سرمایه گذاری خارجی چین در بخش معدن طی نیمه نخست سال جاری میلادی شاهد رشد 131 درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته بود.
به گزارش وب سایت ماینینگ mining، میزان سرمایه گذاری خارجی چین طی 6 ماهه نخست سال جاری میلادی شاهد رشد 131 درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته بود. مجموع سرمایه گذاری و قراردادهای منعقد شده در بخش فلزات و معدنکاری چین طی این مدت به بیش از 10 میلیارد دلار رسید.
این میزان، از مجموع سرمایه گذاری خارجی در بخش معدن سال 2022 میلادی بیشتر است و بنابراین پیش بینی می شود این کشور طی سال 2023 میلادی بتواند از رکورد سرمایه گذاری 17 میلیارد دلاری در سال 2018 میلادی عبور کند.
چین بزرگترین تولیدکننده خودروهای الکتریکی، پنل های خورشیدی و توریبن های بادی جهان است. بنابراین سرمایه گذاران چینی به سرمایه گذاری در باتری های لیتیومی تمایل بیشتری دارند. همچنین بخش های فولاد، مس و سنگ آهن نیز طی این مدت شاهد سرمایه گذاری های کلان بودند.

افزایش 7.8 درصدی تولید جهانی کنسانتره مس
تولید کنسانتره مس تصفیه شده جهانی طی 5 ماهه 2023 میلادی، 7.8 درصد افزایش یافت.
براساس جدیدترین گزارش گروه مطالعات بین المللی مس (ICSG)، فعالان مس جهانی از ابتدای ژانویه تا پایان می 2023 میلادی، حدود 11 میلیون و 277 هزار تن مس تصفیه شده تولید کردند. این رقم در مدت مشابه سال 2022 میلادی، 10 میلیون و 457 هزار تن بود.
ظرفیت تولید کارخانه های مس تصفیه شده در جهان نیز طی 5 ماهه 2023 میلادی، 13 میلیون و 343 هزار تن بود که در مقایسه با رقم مدت مشابه سال 2022 میلادی (12 میلیون و 889 هزار تن)، حدود 3.5 درصد افزایش یافت.
معادن مس جهان از ابتدای ژانویه تا پایان می 2023 میلادی، حدود 8 میلیون و 920 هزار تن کنسانتره تولید کردند. این رقم در مدت مشابه سال 2022 میلادی، 8 میلیون و 771 هزار تن بود که حاکی از افزایش 1.7 درصدی تولید این معادن در جهان است.
از این میزان، 4 میلیون و 488 هزار و 200 تن مربوط به قاره «آمریکا»، یک میلیون و 870 هزار و 100 تن «آسیا»، یک میلیون و 344 هزار و 800 تن «آفریقا»، 849 هزار و 200 تن «اروپا» و 367 هزار و 800 تن مربوط به «اقیانوسیه» بوده است.
در همین مدت، ظرفیت معادن مس جهان به 11 میلیون و 561 هزار تن رسید که نسبت به مدت مشابه سال 2022 میلادی (11 میلیون و 63 هزار تن)، حاکی از افزایش 4.5 درصدی است.

صعود ایران به جایگاه هشتم تولید جهانی فولاد در نیمه نخست 2023
انجمن جهانی فولادگزارش داد: مجموع تولید جهانی فولاد ایران طی ژوئن 2023 میلادی 17.4درصدی را به ثبت رساند. این نهاد در عین حال خبر داد که ایران در ماه ژوئن جایگاه هفتم و در نیمه نخست سال جاری میلادی، جایگاه هشتم را در تولید جهانی فولاد کسب کرده است.
بنابر گزارش انجمن جهانی فولادWorld Steel Association، تولید فولاد خام ایران در ژوئن سال جاری میلادی 3 میلیون و 200 هزار تن به ثبت رسید که حاکی از رشد 17.4 درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته است. ایران توانست با این میزان تولید به رتبه هفتم تولید طی ژوئن 2023 میلادی دست یابد.
63 کشور فولادساز جهان طی ژوئن امسال، 158 میلیون و 800 هزار تن فولاد خام تولید کردند که نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش 0.1 درصدی نشان می دهد.
همچنین طی 6 ماهه نخست سال جاری میلادی، ایران در مجموع16 میلیون و 100 هزار تن فولاد خام تولید کرد که نسبت به مدت مشابه سال 2022 میلادی، افزایش 4.8 درصدی نشان می دهد. ایران توانست با تولید این میزان به پله هشتم تولید فولاد جهان طی نیمه نخست سال جاری میلادی صعود کند. جایگاه پیشین ایران در تولید فولاد، طی سال های گذشته دهم بود که در ماه قبل (می) به طور مشترک با ترکیه، به رتبه نهم رسیده بود.
این در حالی است که فولادسازان جهان از ابتدای ژانویه تا پایان ژوئن 2023 میلادی، 943 میلیون و 900 هزار تن فولاد خام تولید کردند که این میزان حاکی از کاهش 1.1 درصدی نسبت به مدت مشابه سال 2022 میلادی است.
همچنین ازابتدای ژانویه تا پایان ژوئن2023 میلادی، چین با تولید 535 میلیون و 600 هزار تن(رشد1.3 درصدی نسبت به مدت مشابه سال 2022 میلادی) بیشترین میزان تولید فولاد خام جهان را به خود اختصاص داد. پس از آن، هند با تولید 67 میلیون و900 هزار تن فولاد خام(رشد 7.4 درصدی)، ژاپن با تولید 43 میلیون و 800 هزار تن(افت 4.7 درصدی)، امریکا با تولید 39 میلیون و 900 هزار تن(کاهش 2.9 درصدی) و روسیه با تولید 37 میلیون و 500 هزار تن(رشد 1 درصدی) طی نیمه نخست سال 2023 میلادی در رتبه های دوم تا پنجم جای گرفتند.
همچنین کره جنوبی باتولید 33 میلیون و700 هزار تن فولاد خام(افت0.5 درصدی)، آلمان باتولید 18 میلیون و 500 هزار تن(افت 5.3 درصدی)، ایران با تولید 16 میلیون و 100 هزار تن (رشد 4.8 درصدی)، برزیل با تولید 16میلیون تن(افت8.9 درصدی)،ترکیه با تولید 15 میلیون و 900 هزار تن (کاهش 16.3 درصدی) در رتبه های ششم تا دهم جهان جای گرفتند.

طرح انتقال آب دریای عمان به فلات مرکزی ایران

0
طرح انتقال آب دریای عمان به فلات مرکزی ایران

هدف از اجرای پروژه انتقال آب دریای عمان به استان‌های شرق، شیرین سازی و انتقال آب در مجموع به میزان سالیانه ۸۰۰ میلیون متر مکعب است که در فاز نخست این پروژه، شیرین‌سازی حدود ۲۸۰ میلیون مترمکعب در سال هدف‌گذاری شده است.
به گزارش دستاورد صنعت به نقل از سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو)، این پروژه با راهبری ایمیدرو و شرکت‌های بزرگ معدن و صنایع معدنی عملیاتی می‌شود.
پروژه انتقال آب دریای عمان به استان‌های خراسان جنوبی و رضوی و سیستان و بلوچستان اختصاص دارد و طول مسیر آن یک هزار و ۳۴۲ کیلومتر خط اصلی است.
شرکت‌های گل گهر، فولاد مبارکه، ملی صنایع مس ایران، شرکت معدنی و صنعتی چادرملو، گهر زمین، فولاد خراسان و اپال پارسیان از سهامداران آن هستند که سرمایه‌گذاری در پروژه سه میلیارد و ۵۵۰ میلیون دلار است.

پروژه انتقال آب دریای عمان به اصفهان
در پروژه انتقال آب دریای عمان به اصفهان، هدف شیرین‌سازی و انتقال آب در مجموع به میزان ۶۰۰ میلیون متر مکعب در سال است که فاز نخست آن به شیرین‌سازی حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب در سال به استان اصفهان اختصاص دارد. طول مسیر این طرح یک هزار و ۲۰۰ کیلومتر است.
شرکت‌های شرکت فولاد مبارکه، شرکت ذوب آهن، اتاق بازرگانی اصفهان، پالایشگاه نفت اصفهان، سازمان همیاری شهرداری‌های استان اصفهان، شهرداری اصفهان و شرکت فلز تدارک فولاد مبارکه در آن سهامدار هستند. میزان سرمایه‌گذاری در این پروژه ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار است.
گفتنی است؛ پروژه‌های ملی انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان به استان‌ها، گامی توسعه‌ای برای تامین آب پایدار است.
مدیرعامل شرکت تامین آب صنایع و معادن (ایمواسکو) گفت: صنایع معدنی هفت استان کشور (سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، یزد، کرمان، اصفهان و فارس) به مرور تا دو سال و نیم آینده از آب دریا بهره‌مند می‌شوند.
به گزارش سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو)، «محمدحسن اسدی» با بیان این مطلب اظهار داشت: اجرای طرح‌های انتقال آب دریا از زمان حضور «عباس علی‌آبادی» وزیر صنعت، معدن و تجارت و پیگیری «محمدرضا موثقی‌نیا» سرپرست هیات عامل ایمیدرو شدت یافت و در شانزدهمین جلسه ستاد انتقال آب دریا به ریاست «محمد مخبر» معاون اول رئیس جمهور، بر این موضوع تاکید شد.
وی افزود: با رویکرد جدید وزیر صمت و تجربه انجام مگاپروژه‌های ملی، افق روشن و امیدبخشی را پیش رو خواهیم داشت. افزون بر این، انجام ابَرپروژه‌های ملی انتقال آب دریا، از منویات رهبر معظم انقلاب و مورد تاکید رئیس‌جمهور است.
مدیرعامل شرکت تامین آب صنایع و معادن با اشاره به برنامه اجرای پنج خط انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی و شرق کشور، گفت: خط نخست به طول ۸۲۰ کیلومتر و ظرفیت سالیانه ۱۳۰ میلیون متر مکعب اجرا شده و به بهره‌برداری رسیده و در نتیجه آب دریا به سه مجموعه گل گهر و مس سرچشمه در استان کرمان و چادرملو در استان یزد رسیده است.
وی ادامه‌داد: خط ۲ از مبدا خلیج فارس و استان هرمزگان با ظرفیت ۲۰۰ میلیون متر مکعب در سال به سمت استان‌های کرمان و یزد می‌رود که پارسال کلنگ زنی آن توسط رئیس جمهور انجام شد.
اسدی با اشاره به اینکه خط ۳ انتقال آب دریای عمان به استان اصفهان با ظرفیت ۲۷۰ میلیون متر مکعب است، تصریح‌کرد: در فاز نخست این خط، از کیلومتر ۳۸۰ خط نخست (منطقه گل گهر)، سالیانه ۷۰ میلیون متر مکعب آب نمک‌زدایی شده از خلیج فارس به اصفهان انتقال خواهد یافت.
وی افزود: فاز دوم آن نیز با ظرفیت سالیانه ۲۰۰ میلیون متر مکعب، آب را به صورت مستقل از دریای عمان به استان اصفهان منتقل می‌کند.

تامین آب شرب سیستان از دریای عمان
مدیرعامل شرکت تامین آب صنایع و معادن با اشاره به جزئیات خط چهارم معروف به کریدور شرق، بیان‌داشت: این خط از دریای عمان (چابهار) به طول یک‌هزار و ۳۴۲ کیلومتر خط اصلی و ۴۵۲ کیلومتر انشعاب برای شرب و صنایع و معادن استان های مسیر و غرب استان خراسان جنوبی و معادن سنگان خواف است.
وی اضافه‌کرد: ظرفیت نهایی این خط، انتقال سالیانه یک میلیارد مترمکعب آب نمکزدایی شده به سه استان شرقی (سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و خراسان رضوی) است که فاز نخست آن به طول ۲۸۰ میلیون متر مکعب در حال اجراست.
به گفته اسدی، طراحی زیرساخت های منطقه شرق برای سه خط انتقال آب است از جمله مسیرسازی به میزان مورد نیاز، اجرای تونل و تاسیسات آبگیر طرح برای ظرفیت سالیانه یک میلیارد مترمکعب انتقال آب طراحی شده است.
وی با بیان اینکه اکنون در خط کریدور شرق، چهار واحد شیرین سازی به ظرفیت هر یک ۷۰ میلیون مترمکعب در مرحله واگذاری است، گفت: این خط تا سال ۱۴۰۴ به بهره برداری مرحله ای می‌رسد. برآورد هزینه این طرح با ۲ نیروگاه (مجموع یک‌هزار مگاوات) برای تامین برق مورد نیاز واحدهای آب شیرین کن و ایستگاه های پمپاژ، ۳.۸ میلیارد یورو است.
وی اظهار داشت: آنچه در دستور کار قرار گرفته و توسط معاون اول رئیس جمهور ابلاغ و مورد تاکید رییس هیات عامل ایمیدرو است، اولویت تامین آب شرب مورد نیاز بخش سیستان و بلوچستان تا زاهدان با توجه به بحران آب در این منطقه تا دهه فجر سال آینده است.
مدیرعامل شرکت تامین آب صنایع و معادن با اشاره به اجرای یک طرح اضطراری شیرین‌سازی چاه‌های آب شور (۱۱۵ حلقه) در محدوده ۷۰ کیلومتری منطقه زاهدان، گفت: جمع آوری آب این چاه ها توسط وزارت نیرو انجام و در مخزنی تحویل شرکت ایمواسکو می‌شود.
وی ادامه‌داد: این شرکت در چهار ماه آینده، ظرفیتی روزانه معادل ۱۰۰ هزار متر مکعب آب شیرین کن نصب می‌کند تا آب شرب مورد نیاز زاهدان و زابل و شهرهای اطراف تامین شود.
به گفته اسدی، تامین پایدار آب استان های نوار شرقی از دریای عمان طراحی و عملیات اجرایی شروع شده است و در دهه فجر سال آینده، آب دریای عمان به زاهدان خواهد رسید.
اسدی، درباره خط پنجم انتقال آب دریا نیز گفت: این خط از خلیج فارس برای استان فارس با ظرفیت اولیه ۹۵ میلیون مترمکعب در سال و ظرفیت نهایی ۲۱۰ میلیون مترمکعب در دست اجرا است و با برنامه ریزی انجام شده، همه خطوط تا سال ۱۴۰۴ به بهره بردای خواهد رسید.
مدیرعامل ایمواسکو اضافه‌کرد: طرح ملی انتقال آب دریا در مجموع در توسعه فعلی حدود ۹۰۰ میلیون متر مکعب و در توسعه نهایی حدود ۲ میلیارد متر مکعب در سال آب مورد نیاز شرب و صنعت استان های فلات مرکزی و شرق کشور را تامین و زیرساخت لازم برای رشد و توسعه این مناطق معدن خیز را فراهم خواهد کرد.

موانع مهم رونق تولید

0
موانع مهم رونق تولید

دخالت‌های دستوری دولت و قیمت‌گذاری دستوری بر کالای تولیدی موجب کاهش شدید توجیه اقتصادی فرآیند تولید و ایجاد خسارت‌های قابل توجهی برای فعالان این بخش شده است.
دستاورد صنعت / طی ده سال گذشته همواره تولید، رونق تولید، رفع موانع تولید و این دست مفاهیم در سطوح مختلف جامعه مطرح شده است به نحوی که مسئله تولید و رونق آن در تمامی شعارهای بیش از یک دهه گذشته نمایان و محوری بوده است. بر همین اساس می‌توان به درستی ادعا کرد که در حال حاضر هر مسئول دولتی و حاکمیتی که در حوزه‌های مرتبط با مسایل اقتصادی در کشور فعالیت می‌کند و یا بسیاری از اندیشمندان و صاحبنظران اقتصادی به راحتی می‌توانند لیست بلند بالایی از موانع و مشکلات تولیدی کشور را مطرح و در خصوص علل آن توضیحات دقیق و کارشناسانه‌ای طرح کنند. همچنین شناخت علل و عوامل مخلل رونق تولید در کشور حتی دیگر برای قریب به اتفاق نمایندگان مجلس نیز آشنا بوده و حداقل اگر همانند صنعتگران و فعالان اقتصادی کشور مشکلات پیش روی تولید را با گوشت و استخوان خود حس نمی‌کنند، اما همه روزه با عواقب آن که همانا مشکلات اقتصادی کشور و معیشتی مردم است، دست به گریبان هستند.
برای اثبات ادعاهای فوق‌الذکر کافی است نگاهی به وعده‌های انتخاباتی روسای جمهور در طی دوره‌های گذشته و برنامه‌های ایشان و وزرای پیشنهادی حوزه‌های اقتصادی در روزهای دریافت رای اعتماد در مجلس شورای اسلامی داشته باشیم. به درستی تمامی موانع تولید و حتی راهکارهای عملیاتی که از درون و بدنه بخش خصوصی و فعالان اقتصادی کشور احصاء شده است نیز در برنامه‌های راهبردی پیشنهادی ایشان در ابتدای فعالیت‌های دولت‌ها نمود داشته است.
از سوی دیگر تصویب قوانین مختلفی همچون قانون بهبود محیط کسب و کار، قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر، قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی کشور و… نیز به خوبی موید شناخت ریشه و دلایل بسیاری از مشکلات پیش پای فعالان اقتصادی کشور به خصوص صنعتگران و معدنکاران کشور است که صد البته به دلیل اجرای ناقص و گاهی نادرست و متضاد این قوانین، به اهداف از پیش تعیین شده تصویب‌کنندگان نرسیده‌ایم و عملا حتی این قوانین بسیار خوب و کارشناسی شده نیز کارآمدی و تاثیرگذاری خود را از دست داده‌اند.
در چهار دوره گزارش‌های محیط کسب و کار کشور که به صورت فصلی توسط اتاق بازرگانی و با دریافت اطلاعات به صورت مستقیم از بنگاه‌های اقتصادی تهیه و منتشر می‌شود، مشکلات پیش روی بنگاه‌های تولیدی مطرح شده است ولی اقدام موثر و راهکار مفیدی در راستای حل آنها توسط دولت صورت نپذیرفت به نحوی که مهمترین مشکلات مطروحه در این پایش علمی و رسمی و دقیق همچنان پابرجاست و از فصلی به فصل دیگر منتقل می‌شود.
در سال‌های گذشته حتی ستاد تسهیل و رفع موانع تولید کشور در گزارشی جامع و کامل فهرست نهایی ۲۱۵ مساله و مانع پیش روی بخش تولید کشور را که در 21 دسته مختلف طبقه‌بندی شده بود به همراه راهکارهای عملیاتی و اجرایی آن که بازخورد مستقیمی از درخواست‌های فعالان اقتصادی و اتاق‌های بازرگانی کشور بود را نیز رونمایی کرد اما این پیشنهادات نهاد دولتی نیز در بسیاری از موارد عملا اجرائی نشده و بخش عمده‌ای از 215 مساله مطروحه همچنان جزو مشکلات سال جاری بنگاه‌های تولیدی کشور است.
هدف از بیان موارد فوق‌الذکر و گزارش تاریخچه‌ای از بیان و تلاش کارشناسی و فعالیتی اقتصادی در گذشته در راستای رونق تولید و رفع موانع و مشکلات پیش پای فعالان تولیدی کشور این بوده و هست؛ بنابراین طرح یک یا چند عامل محدود در این یادداشت به عنوان مشکل تولید کشور و عدم توجه به ارتباط مستحکم مشکلات اقتصادی و تولیدی نمی‌تواند به عنوان طرح جامع رفع مشکلات تلقی شود و نمی‌توان با بیان چند مشکل، توقع اصلاح و بهبود کامل فضای اقتصادی کشور را داشت. علی ایحال در راستای موضوع مطالب فوق سه مانع که از عوامل مهم و تاثیرگذار بر موانع تولید کشور است و رفع آنها قطعا می‌تواند در بهبود فضای اقتصادی و تسهیل تولید کشور تاثیرگذار باشد را طرح می‌کنم:

عدم ثبات نرخ ارز و سیاست‌های پولی کشور
افزایش شدید، تغییرات متعدد روزانه نرخ ارز و همچنین تغییرات سیاست پولی کشور و مشکلات عدیده سر راه گشایش اعتبارات، امکان هرگونه پیش‌بینی برای برنامه‌ریزی آتی بنگاه‌های اقتصادی و تولیدی را مختل می‌کند. در فضای متلاطم موجود هم بنگاه‌های تولیدی صادرات‌محور و هم بنگاه‌های تولیدی که بسیاری از مواد اولیه خطوط آنها منوط به مواد اولیه و تجهیزات وارداتی است، نمی‌توانند نسبت به برنامه‌ریزی مناسب اقدام کنند.
افزایش شدید نرخ ارز موجب افزایش مولفه‌های تاثیرگذار بر قیمت نهایی شده و قیمت کالاهای تولیدی را افزایش خواهد داد. این افزایش قیمت نهایی در وضعیت رکود تورمی کشور که توان خرید و قدرت خرید مشتریان را نیز کاهش داده است موجب کاهش فروش بنگاه‌های تولیدی و در نتیجه کاهش ظرفیت تولید و بهره‌وری خواهد شد. تداوم این وضعیت، تولید را از توجیه اقتصادی خارج کرده و بسیاری از فعالان این حوزه مجبور به تعطیلی یا کاهش میزان تولید خود و تعدیل نیرو خواهند شد که تبعات جبران‌ناپذیری در افزایش نرخ بیکاری، خروج سرمایه و… خواهد داشت. این غیر قابل پیش‌بینی بودن و تغییرات قیمت مواد اولیه و گاها عدم دسترسی به آن، مشکل سرمایه در گردش کارخانجات تولیدی کشور را چندین برابر می‌کند. در حال حاضر با حرکت پول و منابع مالی به سمت بازارهای غیر مولد توسط بانک‌ها و عدم تخصیص و پرداخت تسهیلات مناسب به بخش مولد کشور، قریب به اتفاق بنگاه‌های تولیدی درگیر مشکل سرمایه در گردش هستند و افزایش روزانه قیمت ارز و در نتیجه مواد اولیه و تجهیزات وارداتی موجب کاهش شدیدتر سرمایه در گردش موجود این کارخانجات خواهد شد.

قیمت‌گذاری دستوری و دخالت‌های دولت در بازار
در بند اول به تعدادی از عواملی که موجب افزایش قیمت تمام شده کالای ساخته شده است، اشاره شد. به تغییرات متعدد قیمت مواد اولیه و بی‌ثباتی و افزایش نرخ ارز، می‌بایست افزایش‌های بالای هزینه‌های مرتبط با انرژی کارخانجات تولیدی (برق/ گاز/ آب و پسماند و..)، افزایش مالیات‌های مختلف، حقوق و دستمزد، هزینه‌های بالای لجستیک و حمل و نقل، هزینه تامین مالی و هزینه‌های مترتب بر انتقال ارز و… را نیز اضافه کرد. در حالی که تمامی هزینه‌های تاثیرگذار بر قیمت نهایی کالای تولیدی افزایش قابل توجهی یافته است.
دخالت‌های دستوری دولت و قیمت‌گذاری دستوری بر کالای تولیدی موجب کاهش شدید توجیه اقتصادی فرآیند تولید و ایجاد خسارت‌های قابل توجهی برای فعالان این بخش شده است به نحوی که تعطیلی کارخانجات تولیدی و حرکت سرمایه‌ها از بخش تولیدی و اشتغال‌زای کشور به سمت بازارهای واسطه ای و دلالی و غیر مولد صورت گرفته است. سرکوب قیمتی توسط دولت‌ها به بهانه‌های واهی تنظیم بازار و فشار بر بخش‌های تولیدی سیاستی است که به دفعات تکرار شده و نتایج خسارت بار آن بر اقتصاد کشور ملموس و مشخص است، همچنین از آنجا که عمدتا قیمت‌گذاری دستوری بدون توجه به ضرورت آن برای کالای مورد نظر و بررسی کارشناسی و نیازسنجی آن صورت می‌گیرد، خسارات مربوط به بی‌توجهی در تولید رقابت‌پذیر و عدم کیفیت کالاها در بازار را برای بنگاههای تولیدی به همراه خواهد داشت.

بی‌ثباتی سیاست‌ها، قوانین و مقررات و رویه‌های اجرایی ناظر بر کسب وکار
یکی دیگر از عوامل منفی تاثیرگذار بر محیط کسب و کار به صورت عام و بخش تولید کشور به صورت خاص، قوانین و مقررات دست و پاگیر و بخشنامه‌ها و آیین‌نامه‌های گاهاً متضاد با یکدیگر است که منجر به پیچیدگی و سخت‌تر شدن فرآیندهای تولیدی کشور می‌شوند. برداشت‌های سلیقه‌ای و تفاسیر سازمانی از قوانین و ابلاغ بخشنامه‌هایی کاملاً متضاد با تسهیل محیط کسب و کار توسط وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های اجرایی یکی از 3 عامل معرفی شده از سوی فعالان اقتصادی کشور است که حداقل طی دو سال گذشته در تمامی پایش‌های محیط کسب و کار کشور از آنها نام برده شده است. این تفسیر‌پذیری قوانین و تدوین بخشنامه‌های سازمانی موجبات ایجاد فساد در کشور را نیز مهیا می‌کند.
در انتها مجدد ذکر این نکته ضروری است که دلایل بسیار متعددی در فضای اقتصادی و تولیدی وجود دارد که مانع توسعه و بهبود تولید کشور می‌شود. توجه به یک عامل و عدم توجه به عوامل دیگر و وابستگی و پیچیدگی‌های این عوامل به یکدیگر باعث می‌شود سیاست‌گذار به درستی مشکل را درک نکرده و لذا تصمیم‌گیری مناسب و راهکار اجرایی تاثیرگذاری نیز ارائه نکند.
تورم و افزایش لحظه‌‌‌ای قیمت‌ها، تحریم‌های بین‌المللی و محدودیت در تخصیص و تامین کافی و به موقع ارز، سرمایه در گردش و افزایش نیاز به نقدینگی در بنگاه‌های اقتصادی، مشکلات عدیده در جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی و رشد منفی سرمایه‌گذاری در صنایع، عدم‌نظارت کافی بر مبادی ورودی کشور و واردات بی‌‌‌رویه غیرقانونی و قاچاق سازمان یافته، فشارهای غیر منطقی سازمان‌های مالیاتی و تامین اجتماعی بر بخش تولیدی کشور، محدودیت در واردات مواد اولیه مورد نیاز خطوط تولیدی کشور، شکاف تکنولوژی ایجاد شده بین صنایع داخلی و روندهای جهانی تولید، مشکلات مبادلات ارزی و مالی با شرکای خارجی، فرسودگی و محدودیت‌های ناوگان حمل و نقل کشور، رکود حاکم بر اقتصاد کشور و کاهش شدید قدرت خرید مردم، چالش‌‌‌های متعدد در صادرات محصولات و… مشکلاتی است که صنایع و معادن کشور با آن روبرو هستند.

علی نقیب/ رئیس کمیسیون صنعت و معدن اتاق تهران

مقالات محبوب